رفتن به مطلب
  1. جدید ترین اتفاق های این گروه
  2. [h=2] [/h] پـِسَح یا فصح هم نماد آزادی است و هم شکلگیری قوم یهود. در تمام جهان، قوم یهود را با این عید میشناسند. همه ساله با فرارسیدن پانزدهم ماه عبری نیسان در فصل بهار، یهودیان سراسر جهان با برگزاری یکی از مهمترین اعیاد مذهبی خود، یعنی "پسح" خروج از مصر و آزادی اجداد خود را یادآوری میکنند. نام پِِسَح از واژهای در تورات که با لفظ "پاسَح" آمده به معنی گذر کردن، جستن و رحم کردن گرفته شده است و به نامهای دیگری نیز خوانده شده که این اسمها به این دلیل است: عید فطیر یا مصاها: از آنجا که یهودیان هنگام خروج از مصر فرصت کافی برای تهیه خمیر جهت پخت نان نداشتند، ناگزیر از خمیر ترش نشده "فطیر" استفاده کردند و نان فطیر ساختند که در زبان عبری "مَصا" نام دارد و یهودیان در این عید تنها مجاز به استفاده این نوع نان هستند. عید جشن بهار: این عید همواره در فصل بهار واقع میشود، بنابراین آن را جشن بهار نیز مینامند. جشن آزادی: این عید، جشن آزادی بنیاسرائیل از مصر است. نزدیکی عید پسح با نوروز موجب شده است که مراسم پسح در میان ایرانیان کلیمی با شکوه و مراسم ویژهای انجام شود و افزون بر مراسم مذهبی، سنتهای جاری نوروز، از جمله دید و بازدید خانوادهها اجرا شود. مراسم شب پسح در شبهای اول و دوم پسح، مراسم خاصی در خانه و با حضور اعضای خانواده برگزار میشود که شامل قرائت دعای مخصوص یائین (شراب مقدس)، خوردن مصا (نان فطیر) و سبزی تلخ و تعریف وقایع خروج از مصر و خواندن متونی در ستایش خداست که دلیل انجام این مراسم به این علت است: قرائت دعای ویژه یائین (شراب مقدس): مانند شبهای شنبه و سایر اعیاد، شروع مراسم سفره با تقدیس است. در این شب در چهار مرحله یائین نوشیده میشود که نشانگر شادی و سرور به خاطر فرمان خداست. شستن دستها: مانند شروع مراسم با طهارت دستها، سال نو نیز با طهارت قلبها شروع خواهد شد. خوردن کرفس: سبزی، سمبل تجدید حیات نباتات در آغاز بهار است که اشارهای است به شروع حیاتِ نوین بنیاسرائیل پس از آزادی، که این عید هم در فصل بهار واقع شده است. سه عدد مصا: بر سر سفره این شب، سه قرص مصا به یادبود سه جد بنیاسرائیل، یعنی ابراهیم، اسحاق و یعقوب قرار دارد. تعریف وقایع خروج از مصر: تمامی اهمیت این عید و مراسم به این بخش تعلق دارد. هَگادا کتابی است که هم طریقه مراسم و هم شرح این وقایع را به طور کامل توضیح داده است. این قسمت را باید بزرگترین فرد حاضر در جمع اجرا کند، ولی برای کودکان هم مراسم خاصی وجود دارد. هگادا برای همه انسانها با درک و فهمهای متفاوت تنظیم شده است. این کتاب به زبان عبری است و برای اشخاصی که عبری بلد نیستند در ایران ترجمه فارسی نیز وجود دارد. دعا بر نان: این بخش جزو احکام معمول یهود است که قبل از خوردن نان بر آن میخوانند. سبزی تلخ: خوردن سبزی تلخ نشانه چشیدن و احساس تلخیهایی است که بنیاسرائیل در دوران بندگی مصر متحمل شدهاند. پیچیدن لقمه: در این سنت لقمهای حاوی مصا، سبزی تلخ و حَروَست پیچیده و خورده میشود. حروست نوعی خوراکی معمول این عید، شبیه به گِل است و نشانه کار گل مالی و خشتزنی عبرانیان است. صرف شام: در این قسمت شام صرف میشود. گفتن دعای پس از غذا: طبق سنت یهودیان، بعد از خوردن غذا دعای مخصوصی خوانده میشود. مدح و ثنا – رضایت الهی: در این دعاها یهودیان از خدا به خاطر نعمتهایی که به آنها داده تشکر میکنند. روزهای پسح ایام پسح ۸ روز (در کشور اسرائیل 7 روز) ادامه دارد به دلیل این که پانزدهم ماه نیسان که آغاز این جشن است، روزی است که بنیاسرائیل از مصر خارج میشوند و روز هفتم زمانی است که قوم بنیاسرائیل به دریای سرخ میرسد. چند روز قبل از شروع این عید، همه یهودیان موظفند محل زندگی خود را از حامص پاک کنند. حامص در زبان عبری به معنای خمیر (از انواع گندم و جو) ور آمده یا هر چیزی که از آن تهیه شده و یا حاوی اندکی از آن باشد است. در ایران، کلیمیان در اجرای این مراسم آزاد هستند و دانشآموزان و سربازهای کلیمی در این روزها تعطیلند. منبع: سیمرغ
  3. [h=2] [/h] جمعه سیزدهم سال، روزی سراسر بدشناسی می باشد؛ این خرافه ای بسیار مشهور است. در بسیاری از کشورهای جهان- به جزء کشور چین، که عدد سیزده، عدد خوش شانسی می باشد- ساختمان ها طبقه سیزدهم ندارند. افرادی که از این روز می ترسند، اظهار داشته اند که در این روز، از فوبیای paraskevidekatria (ترس غیر منطقی از سیزدهمین جمعه سال) رنج می برند. با این وجود، این ترسی فراتر از ترس های معمول است؛ موضوعات خاصی از نگرانی وجود دارد و نتایجی از "سرزمین خرافه" گریبان فرد را خواهد گرفت، اگر کارهای مشخصی در این روز انجام شود. در اینجا هم نگاهی به خرافات خواهیم داشت و هم از 10 رفتار بدشانسی در این روز نام می بریم. 1. اگر در این روز از کنار یک مراسم تشییع جنازه عبور نمایید، روز بعد خواهیم مرد. جمعه سیزدهم سال، روز مجازات عمومی در بریتانیای قدیم بود. جمعه روز اعدام های عمومی بود. متهم با برداشتن 13 گام به طناب دار می رسید. ترس از سیزدهمین جمعه سال، گسترده ترین و معروف ترین خرافه ای است که در سرتاسر جهان وجود داشته و دیده می شود. دکتر دونالد داسی، روان شناسی که مطالعاتش بر فوبیاها متمرکز می باشد، تخمین زده است که حدود 21 میلیون آمریکایی از فوبیای جمعه سیزدهم سال رنج می برند. 2. اگر موهای خود را در جمعه سیزدهم سال کوتاه نمایید، مرگ یکی از اعضای خانواده تان را رقم خواهید زد. در دنیای خرافات، افسانه ها، و قصه ها، هم روز جمعه و هم عدد سیزدهم، بدشانسی تلقی می گردد. از آنجا که تئوری های مختلفی در رابطه با انطباق این دو با یکدیگر و تبدیل آن به روزی سراسر بدشانسی وجود دارد، می تواند خیلی ساده ایجاد گشته باشد. دو روز سراسر بدشانسی با یکدیگر ترکیب شده اند، تا بدترین روز را به وجود آورند. 3. کشتی هایی که در این روز بادبان هایشان را بر می افرازند، با فاجعه روبه رو خواهند شد. این "اثبات" جالبی در رابطه با با سرنوشت جمعه HMS را نشان می دهد. دولت بریتانیا می خواست تا این باور خرافی را در میان ملوانان از بین ببرد، به همین دلیل کشتی را در این روز رهسپار سفر نمود. کارکنان کشتی را در روز جمعه انتخاب نمود، و مردی به نام جیم فرایدی (جمعه) را به عنوان کاپیتان کشی برگزید. در جمعه HMS، این کشتی سفر خود را آغاز نمود، امّا نه هرگز بازگشت و نه کسی درباره اش سخنی شنید. 4. اگر کسب و کار جدیدی در روز جمعه آغاز گردد، با ورشکستگی به پایان خواهد رسید. در کتاب مقدس نیز از جمعه به عنوان روز بدیمن یاد می شود: جمعه روزی است که حوا آدم را وسوسه می نماید؛ روزی که سیل عظیم و ویرانگر آغاز شد، جمعه بود؛ روزی که خداوند زبان سازندگان برج بابِل را خاموش نمود، جمعه بود؛ معبد سلیمان نیز در روز جمعه نابود گشت. نیاز به گفتن نیست، که مسیحیان مومن هرگز این روز را به مانند روزهای دیگر نخواهند دانست. 5. اگر در جمعه سیزدهم سال به دنیا آمده اید، سراسر عمرتان را با بدشانسی سپری خواهید کرد. اگرچه قبول این جمله برای بسیاری از ما سخت و غیر قابل باور است، امّا نمونه های زیادی از بدشانسی را می توان مثال زد که برای افراد متوّلد این روز رخ داده است. 6. صحبت با یک طالع بین در جمعه سیزدهم، ایده بسیار بدی است. در طالع بینی، دوازده زودیاک (منطقه البروج) وجود دارد و یک سال نیز از دوازده ماه برخوردار است. این امر ممکن است به تقویت این خرافه منجر گردد. عدد سیزده، روزگاری عدد کامل و عالی به نظر می رسید، و نظریه ای وجود دارد که می گوید انسان ها تعمداً آن را مورد لعن قرار دادند. دیوید ایمری در این رابطه اظهار می دارد: "مطابق با اسناد موجود، در فرهنگ های پرستش الهه در دوران ما قبل تاریخ، فابل احترام بوده است؛ چرا که با عدد سیکل های قمری (ماهانه) در یک سال تطابق داشت (روز 364= 28×13). برای مثال، مادر لائوسیل زمین- کنده کاری 27000 ساله ای که در نزدیکی غار لاسکو در فرانسه یافت شد و از آن به عنوان نماد معنویت مادرسالاری یاد می شود- پیکری زنانه را به تصویر می کشد که شاخی هلال مانند با 13 دندانه بر روی آن را در دست گرفته است. با تسلط تقویم خورشیدی بر تقویم قمری، که با ظهور تمدن مردسالار خود را نشان داد، این گمان ایجاد شد که عدد دوازده "کامل" و عدد سیزده "ناکامل" می باشد. 7. اگر تقویم را بر روی جمعه سیزدهم سال رها کنید، روز بعد به دست جادوگری کشته خواهید شد. الهه اسکاندیناوی فِرِی (جمعه)، در جریان دینداری پس از کافر شدن به جادوگر تبدیل شد. این افسانه می گوید که جادوگران شمال در دسته های دوازده نفری گرد هم می آیند، تا آنکه فِرِی یک روز می آید و به هر یک از آنها، یکی از گربه هایش را می دهد. بدین ترتیب، گروه جادوگران 13 عدد می شود. برخی معتقدند که عضو سیزدهم گروه جادوگران، خود شیطان است. 8. اگر بستر خواب خود را در جمعه سیزدهم تغییر دهید، تمام شب را با کابوس سپری خواهید کرد. خرافات حول و حوش جمعه سیزدهم، با گذشت سال ها افزایش یافته و گسترده شده است. در یک کتاب مرتبط با خرافه و افسانه در سال 1898، این تاریخ به طور رسمی نیاز بیان نشده است، اگرچه در رابطه با بدشانسی روز جمعه و عدد سیزده، به طور جداگانه صحبت کرده است. این طور به نظر می رسد که با افزایش جمعیت در طول سالیان متمادی، افراد بیشتری باور کردند که این روز، روز بدشانسی و بدبختی است. 9. آغاز یک سفر در روز جمعه، با خود بدبختی به ارمغان خواهد آورد. شاید معروف ترین نمونه در رابطه با بدیمنی عدد 13 را بتوان ماموریت آپولوی 13 دانست. در ساعت 13.13 دقیقه از زمین پرتاب شد و در تاریخ 13 ماه آوریل، سقوط کرد. درست به مانند جمعه HMS، آنچه باعث تعجب می شود این است که چه چیزی سبب شد تا ناسا در این روز خاص، آپولو را به فضا پرتاب نماید، یا آنکه قصد داشت تا قدرت این خرافه مشهور را خنثی نموده و اعتقادات مرتبط با آن را از بین ببرد- این امر بدین دلیل نیست که این تاریخ خاص بدشانسی را با خود به ارمغان می آورد، بلکه بدین دلیل است که هر مصیبتی می تواند این ترس را تقویت نماید. 10. کوتاه کردن ناخن ها در جمعه سیزدهم، بدشانسی بزرگی را به شما هدیه خواهد داد. یکی از بدترین و بدشانس ترین جمعه های سیزدهم، در دوران قرون وسطی اتفاق افتاد. سیزدهمین جمعه سال 1306 میلادی، روزی بود که پادشاه فیلیپ، شوالیه های معبد مقدس را دستگیر کرده و در "روز بد" شکنجه نمود. همان طور که می دانیم، هزاران اسطوره و داستان در رابطه با روز جمعه سیزدهم وجود دارد که منجر به اعتقادات خرافی گوناگون شده است. برخی دولت ها عدد سیزده را از کارهای خود حذف نموده اند- برای مثال، ایتالیا این عدد را از بلیط های بخت آزمایی ملّی خود حذف کرده است. از آنجا که جمعه به طور سنّتی روزی بدیمن تلقی می گردد و عدد سیزده را نیز عدد بدشانسی می دانند، تعجب آور نخواهد بود که ترس از این روز، گسترده ترین خرافه زنده جهان باشد. آنچه که در این رابطه اسرارآمیز می باشد، این حقیقت است که چرا این خرافه امروز از قدرت بیشتری نسبت به 100 سال گذشته برخوردار است... منبع: سیمرغ
  4. [h=2]چهارشنبه سوری اسپانیایی یا جشنواره «لاس فالاس» یا چهارشنبه سوری اسپانیایی! [/h] همه ساله در روز های آخر زمستان و به مناسبت فرارسیدن بهار از 15 تا 19 مارس در والنسیا(Valencia) با سوزاندن چوب و فشفشه بازی جشن گرفته می شود،که یکی از زیبا ترین و باور نکردنی ترین جشنها می باشد.در این جشن مجسمه هایی ساخته شده از چوب ، مقواهای ضخیم و... با شکلهای جالب از شخصیت های کارتونی، شکلکهای جالب ،شخصیت های سیاسی و... به آتش کشیده می شود و مردم از روی این آتشها می پرند و رقص و شادی می کنند که همانند چهارشنبه سوری می باشد . در این چند روز جشن از ساعت 8 صبح با رزژه رفتن گروه های موسیقی و با صدای شیپور و طبل در کوچه و خیابان ها شروع می شود و در شب های آن نیز از پیر و جوان در بستر رودخانه والنسیا به آتش بازی می پردازند. تاریخچه این جشن مربوط به قرون وسطی می باشد، زمانی که کارگاههای صنعتی اضافات کار خود اعم از چوب و کاغذ دور می ریختند ، عده ای این ضایعات را جمع آوری می کردند و در پایان زمستان به مناسبت فرا رسیدن بهار می سوزاندند کم کم نجاران با این ضایعات شکلکهای خاصی درست می کردند و مردم هم به این شکلکها که هر کدام منظور خاصی را می رساند لباس می پوشاندن و حتی آنها را رنگ آمیزی می کردند و به مرور زمان این سنت تبدیل به یک جشن زیبا که امروزه شاهد آن هستیم شد. منبع: سیمرغ
  5. چینیان باستان عقاید مختلف و تقریباً عجیبی داشتند. چینیان باستان عقیده داشتند که زمین همانند صفحهای صاف است که آسمان چون سرپوشی روی آن قرار گرفته و کشور خودشان، چین را مرکز زمین میدانستند و اعتقاد داشتند که کاخ خاقان نقطه مرکزی و اصلی زمین است و خاقانهای آنان نیز محور و اساس همه مردمان و خلایق جهان هستند. چینیان باستان با توجه به اینکه برای آسمان احترام خاصی قائل بودند، وقتی که به آسمان نگاه میکردند، در مقابل آن خضوع و کوچکی میکردند و حتی زارعان و کشاورزان چینی به آسمان توجه زیادی داشتند و چون میگفتند که از آسمان نزولات زیادی میآید و آفتاب از آسمان میتابد و با این عوامل است که محصولات آنها رشد میکند، پس برای آن احترام خاصی قائل بودند. پرستش آسمان چینیان باستان معتقد بودند که اگر آسمان خشمگین میشود و طوفان پیش میآید یا صاعقه و رعد و برقی زده میشود و یا شهاب سنگی به زمین میافتد، همه اینها به خاطر این است که در زمین حالت نامطلوبی صورت گرفته، به این معنا که این حوادث بر اثر بیعدالتیها و بینظمیهایی است که در روی زمین روی داده است و آسمان را خشمگین کرده است لذا باید مردم اعمال خود را درست و اصلاح کنند. از دید چینیان باستان زمین مانند دیگر ارکان جهان تابع آسمان است و..... و برای خود نظمی دارد. آنان میگفتند چون رشد نباتات به سوی آسمان و بالا است و دود آتش هم به سمت آسمان است پس باید آسمان را احترام کرد. این عقاید در میان چینیان باستان وجود داشت تا اینکه به دوران و عصر کنفوسیوس میرسد که البته او توانست به این عقاید نظم خاصی ببخشد. کنفوسیوس در قرن ۶ق.م زندگی میکرد. البته سخن گفتن و بیان عقاید کنفوسیوس در اینجا امکان ندارد چون نیاز به بررسی کلی و جامعی دارد و هدف ما از ارائه این مقاله معرفی عقاید چینیان باستانی است. پرستش ارواح از دیگر عقاید چینیان میتوان به روح پرستی یا جان پرستی یا پرستش ارواح اشاره کرد در پرستش ارواح ابتدا ارواح اجداد مهم بود و گفته شده که قدیمترین مراسم چینیان عقیده چینیان، پرستش ارواح بوده است. مدتها بود که عالمان و محققان بعد از کنفوسیوس عقیده داشتند داشتند که نیاکان یا اجداد پدری، اجداد اولیه بوده و مهم جلوه کرده است امّا بعدها متوجه شدند که قدیمیترین پرستش ارواح، اجداد مادری بوده است. در این جا لازم است اشاره کنیم به اینکه آنان به یک نوع حلول روح هم اعتقاد داشتند چون معتقد بودند که ارواح نیاکان مادری دوباره در نوزادان حلول میکند. امّا در دورهها و اعصار بعدی مردها بر زنان برتری یافتند و مراسم دینی پرستش نیاکان پدری در جایگاه برتری قرار گرفت. چینیان با قرار گرفتن در مقابل لوحهای که از ارواح خود درست کرده بودند به عبادت و دعا و نیایش میپرداختند و هدایا و پیشکشهای زیادی را به ارواح خود تقدیم میکردند. آنان علاوه بر ارواح به آبها و کوهها و جنگلها و سخرههای بزرگ هم احترام قائل بودند. زمین در نزد چینیان باستانی معروف بودو مادر کل، زمین بوده است. مراسم عید جوانی از دیگر عقاید چینیان میتوان به برپائی اعیاد جوانی اشاره کرد و مراسمی که در آن جوانان را برای ازدواج مهیا میکردند. به عنوان مثال در فصل بهار بعد از کار سخت زمستانی دختران زیبا و جوان ودم بخت را در معرض تمایلات مردان جوان قرار میدادند تا آنها نامزد خودشان را انتخاب کنند و برعکس در فصل پائیز بعد از کار تابستانی، پسران را در معرض تمایلات دختران قرار میدادند تا دختران همسران خود را در معبد معروف به آسمان انجام میداد زیرا امپراتور و خاقان خودش را انتخاب کنند. آسمان هم در نزد چینیان، مذکر بود. و پادشاه و خاقان هم مراسمات دینی خود را فرزند یا پسران آسمان میدانست. در بعضی کتابها مخصوصاً در کتابی به نام شانگتی (Shangti) در مورد خدایی به نام شانگتی سخن گفته که این خدا را خدای ملکوت یا خدای آسمان میگفتند و کار این خدا این بود که حکومت را به امپراتور واگذار میکرد. گرانت (Grant) در کتاب تمدن چین عنوان میکند که «این خدا هیچ فایدهای ندارد و جز اینکه عنوان پسر آسمان را به پادشاه میدهد». مردمان چین باستان معتقد بودند که اگر پادشاه آداب دینی را به طور کامل انجام دهد، محصولات کشاورزی فراوان خواهد شد و طبیعت رشد و نمو پیدا خواهد کرد و زندگی مردم انتظام و قوام پیدا میکند. قائده تائو در جهان از نظر چینیان قدیم و باستانی یک اصل کلی و مؤثر مطرح بود که آن را تائو میگفتند که اساس زندگی مردم بر این اصل پایبند بود. گرانت در تاریخ تمدن چین در مورد تائو نظرات گوناگونی بیان میکند و به طوری که تائو را گاهی اوقات با مانا تشبیه و مقایسه میکند. در آئین تائو دو اصل جدا از هم معرفی میشود اولی یانگ که نر معرفی شده و دومی یین که ماده معرفی شده است. تفاوت بین این دو اصل در گذشته و قدیم در اوضاع اجتماعی مردم تأثیر داشت و از اتحاد این نر و ماده همه چیز به وجود میآمد. تائو به طور کلی عبارت بود از قانون ثابت جریان اشیاء و روش مقرر برای حرکات همه موجودات. چینیان معتقد بودند که تائو در عالم هستی ازلیت دارد و قانون تائو قانونی است سرمدی و همچنین بر طبق آئین تائو راه و روش حرکت تمام موجودات عالم به طرف کمال است و این حسن تناسب و کمال بر طبق تائو امکانپذیر است و انسانها برای اینکه بتوانند به کمال برسند باید خود را با تائو هماهنگ کنند. پرستش زمین یکی دیگر از عقایدی که در چین باستان مطرح بود پرستش زمین قبل از تائو بود. همانطور که اشاره شد چینیان باستان به کشاورزی توجه زیادی داشتند، لذا دین آنها براساس عامل کشاورزی گذاشته شده بود. در چین قدیم در هرده و آبادی مردم تپهای از خاک و گل به علامت حاصلخیزی برپا میکردند و بربالای تپه درختی مینشاندند و در اطراف آن درخت نهالهای کوچکی میکاشتند. در اصل به آن خاکریز در چین قدیم (شی Shih) میگفتند. روستائیان و مردمان در زمان معینی از سال در اطراف تپهها و خاکریزها جمع میشدند و عبادتهای خاصی را به نام خدایان زمین برگزار میکردند، این عبادتها به صورت سرودهایی دینی و حتی رقص و پایکوبی بوده و هدفشان این بود که خدایان زمینی کمک کنند و محصولات کشاورزی آنها را زیاد کنند. پس از آنکه سرزمین چین به حالت مدنیت اولیه رسید و مقداری فرهنگ مردم تکامل یافت مسأله امپراتوری در چین مطرح شد و در همه جا خاک ریزهایی به نام شی برپا شد و در مرکز هر ایالت خاکریز بزرگتری قرار داشت و در مرکز حکومت خاقان تپه بسیار بزرگی با رنگهای متفاوت در ۵ طبقه بنا شد و هر طبقه رنگ خاصی داشت و در برابر این خاکریز عظیم خاقان در تابستان حاضر میشد و در آنجا زمین را شخم میزد و ارواح و خدایان اراضی یا زمین را ستایش میکرد و برای آسایش و امنیت مردم دعا میکرد و این اعتقاد تا قبل از حکومت کمونیستی چین ادامه داشت. چینیان علاوه بر این به خدای آسمان هم اعتقاد و ایمان داشتند و آنرا تین (Tin) که به معنای آسمان است، مینامیدند. در متنها اشارهای داشتیم به عقیده پرستش ارواح در میان مردمان چین باستان، در اینجا لازم میدانم اشارهای مختصر داشته باشم به تقسیم بندی چینیان از ارواح به دو گونه ارواح نیک و ارواح بد. چینیان ارواح نیک را شن (Shen) و ارواح بد و خبیث را کوی (Kewi) مینامیدند. آنها معتقد بودند که شنها در اراضی آسمان و اراضی بارور و حاصلخیز در درختان و گیاهان و باران و آتش و کوهها و دریاها و چشمهسارها و هر چه که نافع باشد وجود دارند و معتقد بودند که ارواح اجدادشان از جنس شنها هستند ولی کویها یا ارواح بد در تاریکیها و ظلمات قرار گرفتهاند و انسانها برای فرار از آنها باید به نور و روشنائی متوسل شوند. مراسم تدفین اموات در چین قدیم مراسم تدفین اموات در چین قدیم با تشریفات خاصی انجام میشد. چینیان افراد ثروتمند را وقتی میخواستند دفن کنند بسیاری از اموال شخصی آنها را همراهشان دفن میکردند و اعتقاد داشتند که این اموال در اختیار آنها قرار میگیرد و از این جهت چینیان قدیم شباهتی به مصریان قدیم داشتند به عنوان مثال یکی از حاکمان برجسته چین در سال ۶۲۲ق.م به نام دوک مو وصیت کرده بود که بعد از مرگش سه نفر از شایستهترین یاران و نزدیکانش را همراه او به خاک بسپارند. در چین باستان رسم این بود که در هر منزلی ضریحی میساختند که این ضریح به عنوان اجداد آن خانواده شهرت داشت و بر روی آن روی تخته چوبی اسامی اجداد را مینوشتند. در میان قبایل، ضریح مفصلتری آماده کرده بودند و در مقابل آن ضریح به عبادات و دعا و همچنین برگزاری مراسمات ازدواج و غیره میپرداختند. در فصل پائیز و در فصل بهار اقوام قبیله به زیارت ضریح میآمدند و حتی در فصل پائیز روی کاغذهایی شکل پتو و لحاف میکشیدند و این نقاشیها را آتش میزدند و تصور میکردند که با این عمل مردگان آنها از سرما حفظ خواهند شد. این بود خلاصهای از عقاید و تفکرات مردمان چین باستان. باشد که مورد قبول شما خوانندگان گرامی قرار گیرد. منبع: سیمرغ
  6. [h=2] [/h] مردم استان قزوين مانند مردم ديگر مناطق ايران، از اوايل اسفندماه خود را براى برگزارى مراسم سال نو آماده مىکنند. آنها همراه خانه تکانى و نظافت، به خانه تکانى دلهاى خود مىپردازند. در روز عيد با چيدن سفرههاى رنگين، پذيراى ميهمانان خود مىشوند. آنها در سفرههاى پارچهاى قلمکار و ظروف رنگارنگ بلوري، انواع شيرينىهاى خانگي، انجير، آلبالوى خيس شده، نخود، کشمش و نقل و نوعى توت که با خمير پودر پسته و بادام درست مىکنند، مىچينند و به ميهمانان تخممرغ رنگ شده (با پوست پياز) عيدى مىدهند. امروزه از روز اول عيد، ديد و بازديدهاى خانوادگى آغاز مىشود و تا قبل از سيزدهبهدر پايان مىگيرد. نوروزى خوانى نوروزى خوانى يکى از مراسم مربوط به روزهاى پايانى سال است و جزئى از مراسم استقبال نوروز بهشمار مىرود. نوروزىخوانها بيشتر از اهالى روستاهاى منطقه 'الموت' و 'طالقان' هستند؛ آنها در دستههاى دو تا چهار نفره، در کوچه و خيابان بهراه مىافتند و با خواندن اشعار کوتاه و بلند، طليعه سال نو را به مردم مژده مىدهند و بيت يا دو بيت ديگر را، دو نفر ديگر پاسخ مىدهند. ساکنان منازل با شنيدن صداى نوروزىخوانها، به استقبال آنها رفته و با دادن پول و شيرينى از آنها پذيرائى مىکنند. چهارشنبه سورى در اين زمينه افسانه اى وجود دارد، هنگامى که مختار ثقفى خواست عليه بنىاميه قيام کند، با يارانش قرار گذاشت که در شب آخرين پنج شنبه سال شورش کند. وقتى نقشه آنان فاش شد، او تصميم گرفت نقشه خود را يک شب جلو بياندازد، و به اطرافيان خود گفت در شب چهارشنبه بر روى پشتبام خانههاى خود آتش روشن کنند تا همه متوجه شده و قيام کنند. مردم نيز چنين کردند. از آن بهبعد بهپاس بزرگداشت اين اقوام، در شب چارشنبه آخر هر سال ايرانيان در حياط يا بام منازل خود آتش مىافروزند. بههر حال اين مراسم نشان دهنده نماد آتش در ميان ايرانيان باستان است. در قزوين نيز در اين شب آتش روشن مىکنند و معتقدند کوپههاى آتش حتماً بايد تاق (تک) باشد. دراين شب مواظب هستند چيزى شکسته نشود، چون آنرا خوش يمن نمىدانند. در اين شب کلهپاچه مىخوردند و شب را با خوردن آجيل سپرى مىکردند. صبح روز بعد استخوانهاى کلهپاچه را به مزارع برده و در باغ يا زمين خود مىريختند و معتقد بودند اين کار از بروز آفت جلوگيرى مىکند. در شب چهارشنبهسورى مراسم قاشقزنى نيز انجام مىشود. سيزدهبدر در روز سيزده فروردين، مردم به طبيعت مىروند و به دور هم جمع مىشوند و به شادى مىپردازند و نيز رسم است تا هر کس کنار رود، برود و هفت سنگ کوچک را به نيت رفع و دفع بلا و بيمارى به داخل آب پرتاب کند و دختران دم بخت سبزه گره بزنند. در پايان نيز سبزهها را به آب انداخته و به خانههاى خود باز مىگردند. منبع: ویستا
  7. [h=2] [/h] نوروز در فرهنگ مردم آئین خجسته ای بوده که ایرانیان را در هر نسلی، آئینی، مذهبی و از هر قومیتی، خارج از محدودهزمان و مکان به هم پیوند زده و با برگزاری مراسم ویژه این آئین، سنتها و آداب رسوم کهن مردم منطقه احیا و نسل به نسل تداوم مییابد. مردم آذربایجان غربی در گذشته آیینهای زیادی برای استقبال از نوروز کهن داشتند که امروز برخی از آنها از حافظه مردم این سامان پاک شدهاند و برخی نیز در آستانه فراموشی قرار گرفتهاند. از جمله رسمهای زیبای ایام نوروز که در آذربایجان غربی به فراموشی سپرده شده، رسم "تکم چی" ها نام دارد. چند روزی مانده به عید، تکم چی به طور نمادین، تکم، بز ساخته شده از قطعات چوب را در کوچههای روستاها و شهرها میچرخاند و در حالی که اشعاری به زبان ترکی و با صدای دلنشین می خواند نوید آمدن عید را می داد و پاداش خود را از مردم می گرفت. غوغا و ولوله کودکان و نوجوانان در پیرامون تکم چی ها جنب و جوش خاصی به این آیین میداد. صدای نوروز و نجوای آمدنش را به نوعی میتوان از تکاپو و شور و شوق زنان برای تر و تمیز کردن خانه و خریدهای نوروزی استشمام کرد. گردگیری، زدودن ناپاکی و ناامیدی از خانهها و دلها در آذربایجان غربی از اواسط اسفندماه، خانهها گرد و غبار یک ساله را با آیین خانه تکانی از رخسار میزدایند و رنگ و بوی تازهای میگیرند. وسعت این رسم که در منطقه به "هیس آلماق" موسوم است آن چنان در یکی دو هفته مانده به عید بیشتر می شود که گاهی مشکل کمبود و قطع آب آشامیدنی شهری را در پی میآورد. مردم آذربایجان غربی هنوز هم اسفندماه را با عنوان بایرام آیئی " ماه عید" میخوانند و مطابق سنتهای کهن و قدیمی مردم آذربایجان غربی هفته اول اسفند ماه را "چیله قووان" یعنی هفتهای که چله زمستان را فراری میدهد یا یالانچی چارشنبه "چهارشنبه دروغین" مینامیدند و با آیینهایی اتمام فصل زمستان را جشن میگرفتند. در گذشته آذربایجان، چهارشنبه هفته دوم اسفند ماه موسم به "کوله چارشنبه" یعنی چهارشنبه کوتاه بود و سومین چهارشنبه نیز "موشتولوقچی چارشنبه "چهارشنبه پیام آور" یا قره چارشنبه "چهارشنبه سیاه یا بزرگ" یا "خبرچی چارشنبه" نام داشت. در مطالعات مردم شناسی انجام گرفته هر کدام از این چهار چهارشنبه ماه اسفند، نمادی از عناصر چهارگانه یعنی آب، خاک، باد و آتش بودند که با طبیعت کشاورزی منطقه آذربایجان غربی نیز سنخیت دارند و مردم نیز هر کدام از این چهارشنبه ها را به نوعی با آیین هایی خاص گرامی میداشتند. در بعضی خانههای روستایی آذربایجان غربی، رسم است که اسپندی دود کرده در دو طرف در خانه میریزند تا اهل خانه از چشم حسود و بیگانه در امان بوده و در برخی دهات منطقه هنوز رسم رفتن به سر چشمه و آب تازه آوردن باقی است. در گذشته نه چندان دور برای این روز مردم لباسهای تمیز و تازه خود را میپوشیدند و کوزهای که در بین اقلام خرید چهارشنبه قرار داشت را پر آب تازه میکردند و گاهی چایی صبحانه روز چهارشنبه شان از همان آب تهیه میشد. از مراسم دیگر در آذربایجان غربی تخممرغ شکنی است. تخممرغها را در پوست پیاز میپختند تا رنگ بگیرد و آن را در بین کودکان به عنوان سوغاتی چهارشنبه توزیع میکردند. مراسم شالاندازی سنت و آیینی است که یواش یواش از زندگی شهری خارج می شود ولی هنوز در بیشتر مناطق روستایی آذربایجان غربی معمول است. امروزه، پیشرفت تکنولوژی و فرهنگ شهرنشینی این رسم زیبا را آرام آرام به محاق فراموشی میسپارد. شال اندازی در آذربایجان غربی، مبتنی بر شیوه ای بود و آیین آن چنین بوده است که بعد از مراسم آتش افروختن در چهارشنبه، جوانان بر بام خویشان و همسایگان رفته و دستمالی را از پنجره و در روستاها از روزن بامهابه درون آویزان میکردند و صاحبخانه دستمال را از آجیل و میوه و سایر هدایا پر میکرد و می گفت: "چک الله مطلبین وئرسین ..." یعنی : "بکش؛ خداوند مرادت را بدهد" از مراسم بسیار قدیم آخرین چهارشنبه سال، مراسم بخت گشایی بود، هرچند که امروزه همسرگزینی با روشهای مدرن و تلفنی و اینترنتی و سایر شیوه ها مرسوم شده است اما یادآوری این سنت خالی از لطف نیست. مراسم بخت گشایی شامل گره زدن دستمال یا چارقد بود بدین ترتیب که دختران دم بخت گرهی به دستمال یا چارقد خود میزدند و از اولین رهگذر می خواستند تا به امید باز شدن گره از کارشان، گره را بگشاید. بیرون رفتن از خانه در صبح روز چهارشنبه آخر سال و پرکردن کوزه آب از مراسم مرسوم بختگشایی بود. فالگیری از مراسمی بود در روز چهارشنبه، که مردم تفالی می زدند بر سالی که در راه بود. در آذربایجان غربی همچنین یکی از مراسم فالگیری، مراسم فالگوش ایستادن بوده است. این رسم که بیشتر از سوی زنان خانه انجام می گرفت بدین صورت بود که در مکانی که دیده نشوند می ایستادند و کلیدی زیر پای خود نهاده و به سخنان رهگذران گوش می دادند و تفال میزدند. از مراسم دیگر، خرید آجیل چهارشنبهسوری است که هنوز هم در آذربایجان غربی به نام "یئدی لوین" به معنی آجیل هفت رنگ یا "چارشنبه یئمیشی" معروف است. سفره هفت سین نماد زندگی و سرسبزی بهار تزیین سفره هفت سین و آماده کردن سبزه نوروزی از دیگر رسومی است که در آذربایجان غربی همچنان رایج است. سفره هفت سین در مناطق روستایی آذربایجان غربی چندان مرسوم نبوده و به جای آن سفره عید در خانهها گسترده میشد و افرادی که برای عید دیدنی به آن خانه می آمدند در آن سفره می نشستند و پذیرایی میشدند. سبزه رویاندن که معمولا از گندم، عدس، جو و سایر روییدنی ها انجام میگرفت یکی دو هفته مانده به عید به وسیله زنان خانواده مهیا می شد و این سبزه در خانه به عنوان مظهر رویش و سرسبزی باقی می ماند و در سیزدهم نوروز به دامان طبیعت یا در آب روان رها میشد. ماندن سبزه عید در خانه بعد از سیزده بدر در افواه مردم شگون ندارد و به نوعی می توان گفت که رها کردن سبزه نوروزی در آب روان به معنای جریان زندگی و حیات دوباره جانداران است. مردم آذربایجان غربی، در جریان عید و شادی، آیین های دینی و مذهبی را فراموش نکرده اند، هنوز در جای جای آذربایجان غربی رسم گرفتن اولین دریافتی، به عنوان برکت سال از بین صفحات قرآن کریم رایج است. قبل از تحویل سال نو، پدر و یا بزرگ خانه به تعداد افراد خانوار اسکناس هایی را در درون صفحات قرآن مجید قرار می دهند و با تحویل سال و خواندن دعای تحویل سال افراد خانه اولین دریافت نقدی خود را در سال جدید از قرآن کریم می گیرند و اعتقاد دارند این به کارشان در سال جدید برکت میدهد. مردم آذربایجان غربی برای اینکه یاد و خاطره از دنیا رفتگان را نیز گرامی بدارند و تسلی خاطری از بازماندگان کنند نیز رسم و آیین خاصی دارند. در آذربایجان غربی، افرادی که عزیزی را از دست داده اند عید نوروز برای آنها با عنوان قره بایرام "عید سیاه" نام گرفته است. مردم آذربایجان غربی هنوز برای گرامیداشت یاد و خاطره درگذشتگان خود، یکی دو روز قبل از تحویل سال نو به سر مزار عزیزان درگذشته خود می روند که از این آیین با عنوان "عارافا" نان برده میشود. بعد از تحویل سال نو، دید و بازدید از بزرگان خانواده و اعضای فامیل از رسوم مردم آذربایجان غربی است که چند روز اول عید در مناطق شهری و روستایی استان به این امر اختصاص مییابد. مراسم عید نوروز با آیین سیزده بدر پایان مییابد که در این روز مردم به خارج از شهرها میروند و این روز را در دامن طبیعت سپری میکنند. همشهری انلاین 
  8. [h=2] [/h] آداب و رسوم مردم چین در آستانه نوروز و سال نو آداب و رسوم مردم چین در نوروز مردم چین با داشتن فرهنگی غنی، مراسم ملی و سنتی فراوانی دارند. معروفترین آن، عید بهار یا نوروز است که از هشت روز مانده به آخر سال چینی آغاز می شود و تا پانزدهم ماه بعد ادامه مییابد. پانزدهم ماه اول بهار جشن فانوس است که با این مراسم پایان عید بهار اعلام میشود. تقویم چینی از سال1911 به سال میلادی تبدیل شد. قبل از تغییر تقویم به سال میلادی، گاهشماری چینی مبتنی بر حرکت ماه به دور زمین و گاه بر حرکت زمین به دور خورشید بود. هم اکنون در تقویمهای منتشرشده در چین به رسم سنتی، همه قراردادهای گاهشماری، سنتی و رسمی محاسبه میگردد. دیوار چین/ جاذبههای گردشگری چین / معبد آسمانی / سنگنگارههای دازو / تندیس عظیمالجثه بودای هیتونگ / شهر ممنوعه / هتل تیانزی / مسجد نیو جیه / آداب و رسوم مردم چین باستان روزهای هفته از دوشنبه آغاز میشود، ماههای دوازده گانه سال با تقویم قمری و شمسی که مورد توجه کشاورزان است به نام ماه اول، ماه دوم و ... یاد میگردد و صورت فلکی نیز مورد توجه است. در چین باستان هر شصت سال را یک دور نجومی یا" جیازه" Jiaze می نامیدند و هر شصت سال را به پنج دوره تقسیم می کردند و هر دوره را به 12 سال و هر سال را به نام حیوانی می نامیدند و 12 سال به 12 حیوان یا صورت فلکی نام گذاری می شد و صورتها عبارتند بودند از : موش، گاو، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، گوسفند، میمون، خروس، سگ و خوک. چینیها معتقدند که قوای طبیعت همیشه بخشنده نیستند و آبادانی به تعادل و تزلزل قوای ویرانگر وابسته است که اگر مهار نشوند مصیبت بار خواهند بود. آب و هوای متغییر چین و سختی معیشت آنان را به قربانی کردن برای قوای طبیعت وا می داشت تا از خشم آنها برهند. هنوز در حاشیه رودخانه زرد کسانی که به رودخانه می افتند نجات نمی دهند زیرا معتقدند که رودخانه قربانی می خواهد. با به هم خوردن تعادل قوای طبیعت به جهت دخالت افراد بشر ویرانی به وجود می آید. پادشاه به عنوان فرزند آسمان تعادل را برقرار میکرد. فرزند آسمان یک پادشاه غله بود و روزهای آخر ماه بهار که گیاه فرفیون گل می دهد و عدس آبی بزرگ میشود مراسم قربانی کردن را انجام می دهد. پرستش آسمان در زمین از امتیازات فرزند آسمان بود. از مهمترین وظایف وی افتتاح سال کشاورزی بود که بر طبق تقویم چینی ها در روز اول سال اتفاق می افتاد و زمان آن مقارن با اوایل فوریه است. کشاورزان چینی زمستان را به 9 بخش تقسیم می کنند و می گویند : نه روز اول و دوم دست از آستینها بدر نکنید. نه روز سوم و چهارم روی یخ راه می رویم. نه روز پنجم و ششم بید های کنار رودخانه جوانه می زنند. نه روز هفتم و هشتم یخ رودها آب می شود. نه روز نهم و دهم کشتزارها را شخم بزنید. خرید نوروزی یکی از آداب و رسوم کشور چین به شمار می رود آداب و رسوم مردم چین و مراسم عید بهار(عید نوروز) مراسم عید بهار از بیست و سومین روز ماه آخر آغاز می شود این روز را روز بدرقه سال نیز می نامند. خانه تکانی از این روز آغاز می شود و می کوشند تا در نوروز همه جا پاک و درخشان و نورانی باشد، خرید پوشاک نو و غذاهای سنتی از رونقی خاص برخوردار است. شعرهای فراوان خوانده می شود و در پکن در یکی از ترانه ها برنامه کار هشت روز مانده به نوروز را چنین بیان میکنند: روز بیست و سوم پختن آش شکامونی (بودا). روز بیست و چهارم خانه تکانی. روز بیست و پنجم آماده کردن دوفو (خوراک لوبیا). روز بیست و ششم فراهم کردن گوشت. روز بیست و هفتم فراهم کردن مرغ. روز بیست و هشتم آرد خمیر کردن. روز بیست ونهم عود سوزاندن. روز سی ام شب زنده داری. آش شکامونی یا ساکیا مونی را با جمع آوری هشت نوع غله به نشانه هشت روز مانده به پایان سال به کمک یاران و همسایگان فراهم می کنند، تا از درویشانه زیستن بودا و با دیگران خوردن وی یاد آورده باشند. آجیلی هم از ذرت و لوبیای قرمز و تمبر چینی و پسته زمینی فراهم می کنند. آداب و رسوم مردم چین در عید نوروز و تمیزی آشپزخانه یکی دیگر از آداب و رسوم مردم چین در عید نوروز تمیز کردن آشپزخانه است.از این روز به پاکیزگی آشپزخانه میپردازند زیرا چنین باور دارند که خدای آشپزخانه در چهره ای خندان و تنی فربه، شکم برآمده و تنبل به آسمان می رود و گزارش آشپزخانه را به خدای آسمان ارائه میدهد، بنابراین پختن غذاهای شیرین و خوشمزه در تمام خانه ها رواج دارد تا خدای آسمان از آنان رضایت داشته باشد و خدی آشپزخانه با برکت و نعمت از آسمان به آشپزخانه باز آید. در آشپزخانه چینیها خاصه در پکن همیشه تصویر این خدا در حالیکه ماهی (ماهی در معابد بودایی چین جایی خاص دارد. گویند بودا بر ماهی دریای وجود نشسته و زنگ و چوبک و سنج از آن نواخته می شود که ماهی آرام نگیرد) در دست دارد و نگهبان پخت غذاها است دیده میشود. در روستاها مردم با انجام رقص هایی به پیشواز سال نو می روند این رقص دسته جمعی به نام " یانگ " معروف است (رقصی که در آن کسی با سر و سینه آدمی و پای و سر اسب به میدان میآید). در این رقص کسانی که پوست اژدها و شیر می پوشند شادی و برکت را به جمع میبرند. ضیافت شام با حضور همه اعضای خانواده در شب آستانه عید چه در شمال چه در جنوب کشور لازم و ضروری است. در جنوب این شام غالباً از بیش از ده نوع خوراک تشکیل میشود که در میان آنها ماهی و خوراکی تهیه شده از خمیر لوبیا باید دیدهشود. زیرا این دو خوراک در تلفظ به چینی با " مرفعه بودن " تقریبا یکی است. در شمال این غذا را اغلب " جیا زه" یعنی گوشواره تشکیل میدهد. خانواده دراین شب در کنار یکدیگر به تهیه این خوراک سنتی مشغول میشوند. در میان خوراکهای سنتی عید بهار غذاهای شیرین تهیه شده از ارد برنج چسبیده به چینی " نیا گا" حتما باید باشد. زیرا این نشانگر ارتقای دائمی سطح زندگی، گردهم آمدم و سعادتمندی اعضای خانواده است. آداب و رسوم مردم چین در آستانه سال جدید در آستانه سال جدید به تقویم کشاورزی چین، مردم با سرور و شادی با سال گذشته وداع نموده و به پیشواز سال جدید میروند. دربعضی مناطق مردم به آتش زدن ترقه و آتش بازی هم میپردازند. ازاول سال نو اعضای خانواده ملبس به لباسهای زیبا و نو به استقبال مهمانان و یا دیدار از خویشاوندان و دوستان میپردازند. آداب و رسوم مردم چین در ملاقات با یکدیگر و گفتن جمله "یا عید بهار مبارک باد" آنان هنگام ملاقات جملات مبارکی چون " سال نو مبارک" و " یا عید بهار مبارک باد "را میگویند و سپس به خوردن میوه و شکلات و چای مشغول می شوند و با هم گفت و گو میکنند. در ایام عید بهار برنامههای هنری و تفریحی جالب توجه و رنگارنگ است. در بعضی جاها اپراها و فیلمهای ویژه عید به معرض نمایش گذاشته میشود و دربعضی مناطق دیگر برنامههای هنری عامیانه نظیر رقص شیر، یان گو و رقص با چوب پا و غیره اجرا میشود. به این ترتیب محیطی مملو از وجد و شعف و شادی برهمه جا حکمفرما است. البته بیشتر مردم ترجیح میدهند درخانه برنامههای تلویزیونی اختصاصی عید بهار را تماشا کنند. گفتنی است که نصب کردن تابلوهای خوشنویسی ونقاشیهای ویژه عید بهار روی دیوار و روشن کردن فانوس نیز از جمله برنامههای عید بهار است. درایام این عید جشن فانوس نیز جلوهای خاص دارد. فانوسهای رنگی درواقع از جمله هنرهای دستی و سنتی مردمی چین است. مردم در دست داشتن اشکال مختلف متنوع فانوسها که بر روی آن شکل حیوانات، مناظر طبیعی و چهرههای قهرمانان ترسیم شدهاست در یک جا جمع میشوند و شادی می کنند. البته پابه پای ارتقای سطح زندگی مردم، آنان ضمن حفظ آداب و رسوم سنتی، برنامههای جدیدی به وجود آوردهاند. برای نمونه جهانگردی و چین گردی به رسم نوین چینیها در ایام عید بهار بدل شدهاست. منبع:hamshahrionline.ir
  9. sadegh

    تصاویری از موزه شهر سوخته زابل

    اولین چشم مصنوعی جهان
  10. sadegh

    تصاویری از موزه شهر سوخته زابل

  11. sadegh

    تصاویری از موزه شهر سوخته زابل

  12. sadegh

    تصاویری از موزه شهر سوخته زابل

  13. sadegh

    تصاویری از موزه شهر سوخته زابل

  14. جواب سلام را با علیک بده جواب تشکر را با تواضع جواب کینه را با گذشت جواب بی مهری را با محبت… جواب ترس را با جرأت جواب دروغ را با راستی جواب دشمنی را با دوستی جواب زشتی را به زیبایی جواب توهم را به روشنی جواب خشم را به صبوری جواب سرد را به گرمی جواب نامردی را با مردانگی جواب همدلی را با رازداری جواب پشتکار را با تشویق جواب اعتماد را بی ریا جواب بی تفاوت را با التفات جواب یکرنگی را با اطمینان جواب مسئولیت را با وجدان جواب حسادت را با اغماض جواب خواهش را بی غرور جواب دورنگی را با خلوص جواب بی ادب را با سکوت جواب نگاه مهربان را با لبخند جواب لبخند را با خنده جواب دلمرده را با امید جواب منتظر را با نوید جواب گناه را با بخشش و جواب عشق چیست جز عشق؟ هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار مطمئن باش هر جوابی بدهی ،یک روزی ، یک جوری ، یک جایی به تو باز می گردد
  15. به گزارش روابط عمومی مجله کام به کام و به نقل از عصر ایران: آئین رونمایی و اهدا خودرو مرحوم استاد محمدحسین شهریار به موزه استاد شهریار با حضور صادق نجفی شهردار تبریز در محل هتل گسترش تبریز ،برگزار شد.
  16. AyHaN

    اصلاح طلبان و اصولگرایان

    اصلاح طلبان همونطور که از اسمش مشخصه دنبال اصلاحات هستند اصلاح قوانین ،سیاست ها ،تغییر تدریجی ساختارها با انجام اصلاحات (به گفته بسیاری اصلاح طلبی یک حزب سیاسی نیست یه جریان فکری هست ) اصول گرایان سنت گرایان معتقد به سنت ارزش ها واصول اسلامی و انقلابی بحث این دو حزب از خیلی قبل مطرح بود ولی به صورت منجسم برمگیرده به قبل از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری یعنی کاندیدا بودن محمود احمدی نژاد از اصولگرایان و هاشمی رفسنجانی از اصلاح طلبان در نهایت با پیروزی اصول گرایان خاتمه یافت.
  17. با سلام همونطور که از اسم تاپیک مشخصه اشنایی با دو جناح یا حزب اصلی ایران یعنی اصلاح طلبان و اصولگرایان هست هدف از این تاپیک اشنایی بچه های انجمن با اصول و قواعد چارچوب و کارهای این حزب ها در چارچوب قوانین انجمن هست زبان نوشتاری این تاپیک کتابی نیست به قول خودمون لپ مطلب را ارائه میکنم تا خیلی ساده بیان بشه پ ن: برای ایجاد این تاپیک با بانو یاسی عزیز هماهنگ کردم [گل قرمز] بحث در چارچوب قوانین انجمن و اشنایی بیشتر با این حزب ها مجازه فقط سیاسی نباشه
  18. عصارخانه شاهی از جمله عصارخانه های باقی مانده از گذشته است که چشم هر گردشگری را به سمت خود جلب و روح انسان را به گذشته می برد و در میان بازارهای میدان نقش جهان پنهان مانده است. استان اصفهان در خود آثار تاریخی فراوانی دارد که نشان از فرهنگ بالای ایرانی است چنانچه وقتی به میدان نقش جهان قدم می گذاریم پیاده روی در این میان به هر ایرانی حس غرور و عظمت می دهد تا به خود ببالد که گذشتگانش برای فرهنگ و تاریخ کشور خود چه کرده اند و چه آثار فاخری را بر جای گذاشته اند. اما میدان نقش جهان با همه عظمتی که دارد درون خود آثار و بناهایی پنهانی دارد که آنها نیز خود کارگاهی از علم، دانش و تکنولوژی را شامل می شود، بناهایی که چشم هر گردشگری را به خود جلب و آنها را میخ کوب می کند. عصارخانه شاهی از جمله این آثار است که سفر به آنجا خالی از لطف نیست، پس از گذر از بازارچه های مختلفی که در میدان نقش جهان قرار دارد به بازار طلا فروشان می رسیم بازاری که رنگ و جنسش با رنگ و جنس دیگر نقاط متفاوت است. در همین بازار عصارخانه ای قرار گرفته که به نام عصارخانه شاهی معروف است و پنهان در میان مغازه های طلا فروشی بر عظمت و زیبایی خود می بالد، عصارخانه ای که هنوز با وجودی که ۴۰۰ سال از عمرش می گذرد رنگ و بوی خاص خودش را دارد. وقتی وارد عصارخانه می شوی همانند بسیاری دیگر از عصارخانه ها از چندین پله پائین می آیم تا به کف ورودی آن برسم و وجود سنگ، تیرک، خمره و … همه نشان از تاریخ گذشته این عصارخانه دارد. تاریخی که گفته می شود مربوط به دوران صفویه است یعنی ۴۰۰ سال پیش و هنوز پا برحا مانده است بر اساس روایاتی که مطرح می شود این عصارخانه در سال ۱۰۲۱ هجری قمری بنا شده است و تا چند دهه پیش هم فعالیتش ادامه داشته است اما در نهایت به دلیل به صرفه نبودن از ادامه فعالیت دست می کشد. معماری عصارخانه شاهی اصفهان در یک طبقه با ارتفاع حدود ۱۱ متر است و سه فضای گنبدی شکل با مقطع کجاوه ایجاد شده که سقفها به سبک طاق و چشمه و نورگیرهای سقف، روشنایی عصارخانه را تأمین میکنند، دلیل ساخت سقف گنبدی شکل به دلیل خنک نگه داشتن محل برای نگهداری روغن موجود در عصارخانه بوده است. اما معماری خاصی در این بنا همانند سایر بناهای تاریخی دیگر در اصفهان نهفته است چنانچه گذشتگان به خوبی حتی دیوارهای این عصارخانه را چیده اند تا فشار آنچنانی بر دیواره ها وارد نشود و بار زیادی را متحمل نشوند. اما در خصوص فضای اصلی این عصارخانه نیز باید گفت: آن اندازه مساحت این عصارخانه وسعت داشته است که هم اکنون بازار طلا فروشها در گذشته بخشی از فضای اصلی این عصار خانه بوده است. بخش شرقی عصارخانه در دو طبقه ساخته شده است که طبقه بالایی آن با نام گرمخانه معروف است از آنجا به منظور پاک کردن و بو دادن دانههای روغنی استفاده میشده است. اما در این حین متصدی امور هنری عصارخانه نیز در گفتگو با ما، بسیار زیبا فضای کاری این عصارخانه را ترسیم کرد و بیان داشت: در این میان سنگ آسیابی وجود دارد که سنگ آن از کوهی در نزدیک اردستان به دست می آید و جنس مقاومی دارد. لادن عبد ادامه داد: این سنگ بر رویش یک چهارمتری قرار می گرفته و شتر نر آن را به حرکت در می آورد و دانه آسیاب شده را تبدیل به خمیر می کردند که به این خمیر گله گفته می شد. وی ادامه داد: این گله ها را پس از آن در درون سبدهایی می ریختند که از جنس خاصی است و خاصیت دستگاه فیلتر را دارد که به آن سبدها کپی می گفتند و پس از آن این کپی ها تحت فشار قرار می گرفت. عبد ادامه داد: البته به کپی و گله که با یکدیگر باشد غالو گفته می شود که این غالوها را درون پاچال قرار می دادند و شیارهای اطراف پاچال را نیز با تیرک های مخصوص می بستند تا غالوها درست تحت فشار قرار گیرد و بعد از آن یراق بزرگ روی تخته خانه قرار می گرفت. وی در ادامه دیگر مراحل تهیه روغن را نیز تشریح کرد و بیان داشت: در گذشته این شغل و حرفه بسیار مقدس بوده است. عبد در خصوص اینکه چرا به این عصارخانه، عصارخانه شاهی می گفتند نیز بیان داشت: چون این عصارخانه در حوزه دولتخانه شاه بوده به این نام معروف و توسط دولت اداره می شد. این عصارخانه در گذشته زیربنایی نزدیک به یک هزار و ۸۰۰ متر داشته که در حال حاضر تنها ۳۸۰ متر آن باقی مانده است. talab.ir
  19. [h=1]عید پاک چیست - عید پاک مسیحیان [/h] از جمله عید پاک(Påsk) نوشتهی زیر ترجمه و برداشتیاست از منابع گوناگون سوئدی که ضمن اشارات علمی و تاریخی به پیدایش عید «پاک»، تلاش میکند تا ریشههای مشترک برخی از آداب و رسوم ملل از جمله «نوروز» و عید «پاک» را بازگو کند. عید پاک چیست,عید پاک مسیحیان,عید پاک مسیحی,تاریخ عید پاک مسیحیان,عید پاک مسیحی ها,درباره عید پاک مسیحیان,آیین ها و جشنها و مراسم ایران و جهان عید پاک، یکی از عیدهای بزرگ مذهبی است که در رابطه با زمان برگزاری و چگونگی فلسفهی وجودی آن، که در اول بهار اتفاق میافتد ، اهمیت فراوانی دارد. میگویند که ، حضور این عید در این بُرش زمانی به معنی پیروزی زندگی و عشق بر مرگ و نفرت و بدی است. در زبان سوئـدی به عید «پاک»، «Påsk، پُسک»، می گویند. واژهی «Påsk»، یک واژهی عبری است و در حقیقت شکلی از کلمهی لاتین «Pasach» است، که «Paska» تلفظ میشده. در «یونان» و «روسیه» نیز همین واژه را مورد استفاده قرار میدهند. در زبان انگلیسی چندین کلمه را بهکار میبرند که باز هم ریشه در لغت «Pasach» دارد، مانند «Paschal» و «Passover». در کشورهای دیگر رایجترین واژه،Easter»» و در زبان آلمانی، «Ostern» است که باز هم ریشه در زبان عبری دارد. واژهی اخیر،«Ostern» که در زبان آلمانی استفاده میشود، به نام خدایبانوی «Ostra» برمیگردد. واژهی«Pasach» که ریشهی همهی این واژه هاست، در زبان فارسی نیز به صورت «پاساژ» و به معنی محل عبورکردن و گذشتن می آید. در رابطه با عید «پاک» داستانی وجود دارد که به این شکل نقل میشود: در زمانهای بسیار دور و قبل از تولد عیسی مسیح، قوم یهود، به دلیل خشکسالی و کمبود غذا، به کشور مصر که کشوری ثروتمند بوده مهاجرت میکند. آنان که برای گذران زندگی و رهایی از درد و رنج فقر بدان جا رفته بودند، مورد استقبال چندانی قرار نمی گیرند. از این رو، سختترین و بدترین کارها با دستمزدی بسیار ناچیز به آنها واگذار میشود. کارفرمایان با آنها مانند برده رفتار میکردند و با شلاق و شکنجه از آنها کار میکشیدند. گفته میشود که بیشتر بناهای سنگین و تاریخی مصر، مانند «اهرام ثلاثه» و غیره به همین صورت ساخته شده است. نقل است که «موسی»، پیغمبر و رهبر یهودیان، نزد «فرعون» مصر میرود و از او میخواهد که قوم یهود را آزاد سازد. «فرعون» بدین امر راضی نمیشود و به همین جهت، مورد خشم خداوند قرار میگیرد و بلاهای بسیار بر او و بر کشور مصر نازل میشود تا آنجا که «فرعون» مجبور میگردد یهودیان را آزاد سازد. از آن زمان به بعد چنان شبی را، «شب آزادی» نام نهادهاند. چنان که پیداست، عید «پاک» همیشه در آغاز بهار اتفاق میافتد. درست زمانی که طبیعت رو به گرما و نور میرود، زمین نفس میکشد و زندگی دوبارهی طبیعت آغاز میگردد. با توجه به روایتی که نقل شد اهمیت عید «پاک» برای یهودیان تنها پیروزی گرما و روشنایی بر سرما و ظلمت نیست بلکه یادآور آزادی این قوم است از زنجیرهای اسارت و بردگی. نکته قابل تأمل آن است که در شب آزادی یهودیان، آنان برای گریز از نابودی و مرگ، بر آن شدند که هر خانواده، یک گوسفند یا برّه تهیه کند و در تاریک و روشنای غروب، با قربانی آن حیوان و علامت گذاری بر درِب خانهی خود با خون او، از دست فرشتهی مرگ رهایی یابد. باور یهودیان بر آن بود که اگر «عزرائیل» از جلو خانهی آنان بگذرد و آثار خون را بر آن جا ببیند، آسیبی به آنان وارد نمی سازد. گفته میشود که یهودیان در واقع، در شب عید «پاک» مصر را ترک کردند و از طریق دریای سرخ به صحرای «سینا» و سپس به کشور «غنا» رفتند. نکتهی برجسته در این داستان که به واژهی «پاساژ» گره میخورد آنست که هم عبور فرشتهی مرگ را از جلوی خانههای یهودیان برساند و هم این که از کنار آنها بگذرد و از اندیشهی آسیب رساندن به این قوم صرف نظر کند با این که مراسم عید «پاک» به یهودیان اختصاص داشته اما بعدها با بر صلیب کشیده شدن حضرت مسیح، نوعی درهمآمیزی میان آنها راه یافته است. در عمل، همین نکته موجب شده که مسیحیان و از جمله سوئدیها و کشورهای دیگر اروپایی، مراسم عید پاک را به شکل امروز برگزار کنند. زمان عید «پاک» معمولا در فاصلهی 22 مارس تا 25 آوریل است. باید گفت که در سال 325 میلادی، مراسم عید «پاک» مسیحی از مراسم یهودی جدا شد و زمان مشخصی را به خود اختصاص داد. این زمان، دقیقاً پس از اول فروردین، 20 یا 21 ماه مارس است که با اعتدال ربیعی که برابری روز با شب است، انطباق پیدا میکند. پس از این روز است که منتظران عید «پاک» در اولین یکشنبهی پس از دیدن ماه کامل و یا «بدر»، مراسم عید «پاک» را به جا می آورند. به همین دلیل است که تاریخ برگزاری این عید متغیر است. در رابطه با مراسم «کریسمس» که همیشه ثابت است، عید «پاک» میتواند با نخستین یکشنبهی 22 ماه مارس برابر باشد که در سال 1818 اتفاق افتاده است. همچنین ممکن است که در 25 آوریل اتفاق بیفتد که چنین زمانی در سال 2285 میلادی خواهد بود. از نظر زمانی قابل توجه است که در سال 1943 میلادی نیز عید «پاک» در 25 ماه آوریل برگزار شده و نوبت بعد در سال 2038 میلادی خواهد بود. در سوئد و کشورهای اروپای شمالی، پیش از گرایش به دین مسیح، مردم، خدایان خاص خود را پرستش میکردهاند و جشنهایی هم که در این کشورها از جمله سوئد برگزار میشده، در رابطه با تغییر فصلها و دگرگونی طبیعت و یا کشت و برداشت محصول بوده است. موضوع تأمل انگیز آنست که در این کشورها نیز جشنی بزرگ و باشکوه در آغاز بهار و درست زمانی که طول روز و شب برابر میشده و طبیعت رو به نور و گرما میرفته، برگزار میشده است. مردم برای کشت بهتر و پربارتر محصولات خود، معمولاً حیوانی را قربانی میکردهاند. برگزاری این سنت شباهت بسیاری با مراسم فدیه دادن ایرانیان قدیم به خدای باران و باروری دارد. حتی مراسم سیزده بدر که با رفتن به صحرا و انداختن سبزه در آب توأم است، ریشه در همین باور دارد. در اروپا این سنت و برخی سنت های دیگر، همه به جشن عید «پاک» منتقل گردید. اینکه زندگی دوبارهی طبیعت، همزمان با بازگشت مسیح باشد، انتخاب زمانی بسیار مناسبی بوده است. *** مردم سوئد پس از رواج دین مسیح در این کشور، طرفدار مذهب کاتولیک شدند و مراسم گوناگون سنتی خود رابر مبنای باورهای مذهب کاتولیک برگزار میکردند. اما در حدود 1500 میلادی، Gustav Vasa«گوستاو واسا»، پادشاه قدرتمند این کشور، مذهب رسمی کشور را از کاتولیک به پروتستان تغییر داد. پس از این تغییر، بسیاری از سنتها و مراسم مذهب کاتولیک خود به خود از میان رفت. در نتیجه برای کشور کوچکی مانند سوئد، گذار از اینهمه دگرگونی و به فراموشی سپردن سنتها و مراسم آباء و اجدادی، آسان نمینمود. البته درست نیز آن بود که فراموش نشود. همچنانکه عادتها و باورهای مردم تا به امروز نیز باقی مانده است. بسیاری از مردم سوئد بر این باور هستند که در درون هر یک از آنها یک «وایکینگ» زندگی میکند که هنوز هم پیروزی نور را برتاریکی طولانی این سرزمین و پیروزی گرما را بر سرمای استخوان سوز آن، جشن میگیرد. هر چند میان این باور های سنتی و آئینهای مذهبی تمایز معینی وجود دارد. مهم آنست که مردم با باورها و اعتقادات گوناگون مذهبی در این مراسم شرکت میکنند. علت آن نیز این است که سنتهای کشور سوئد آمیزهای است از آموزههای دین یهود، مذهب کاتولیک، پرتستان و آنچه که از باورهای اسطورهای آنان در این سرزمین وجود داشته است. در کشور سوئد، عید پاک، یک هفته به درازا میکشد و هر روز آن نام ویژهای دارد که پرداختن به فلسفهی نامگذاری و آداب و رسوم ویژهی هر روز، مطلب را به درازا میکشاند. اما شاید لازم باشد به برخی از آنها اشارهای داشته باشیم. آیین ها و جشنها و مراسم ایران و جهان - در سایه روشن کلام عید پاک، یکی از عیدهای بزرگ مذهبی است که در رابطه با زمان برگزاری و چگونگی فلسفهی وجودی آن، که در اول بهار اتفاق میافتد ، اهمیت فراوانی دارد. میگویند که ، حضور این عید در این بُرش زمانی به معنی پیروزی زندگی و عشق بر مرگ و نفرت و بدی است. در زبان سوئـدی به عید «پاک»، «Påsk، پُسک»، می گویند. واژهی «Påsk»، یک واژهی عبری است و در حقیقت شکلی از کلمهی لاتین «Pasach» است، که «Paska» تلفظ میشده. در «یونان» و «روسیه» نیز همین واژه را مورد استفاده قرار میدهند. در زبان انگلیسی چندین کلمه را بهکار میبرند که باز هم ریشه در لغت «Pasach» دارد، مانند «Paschal» و «Passover». در کشورهای دیگر رایجترین واژه،Easter»» و در زبان آلمانی، «Ostern» است که باز هم ریشه در زبان عبری دارد. واژهی اخیر،«Ostern» که در زبان آلمانی استفاده میشود، به نام خدایبانوی «Ostra» برمیگردد. واژهی«Pasach» که ریشهی همهی این واژه هاست، در زبان فارسی نیز به صورت «پاساژ» و به معنی محل عبورکردن و گذشتن می آید. در رابطه با عید «پاک» داستانی وجود دارد که به این شکل نقل میشود: در زمانهای بسیار دور و قبل از تولد عیسی مسیح، قوم یهود، به دلیل خشکسالی و کمبود غذا، به کشور مصر که کشوری ثروتمند بوده مهاجرت میکند. آنان که برای گذران زندگی و رهایی از درد و رنج فقر بدان جا رفته بودند، مورد استقبال چندانی قرار نمی گیرند. از این رو، سخت ترین و بدترین کارها با دستمزدی بسیار ناچیز به آنها واگذار میشود. کارفرمایان با آنها مانند برده رفتار میکردند و با شلاق و شکنجه از آنها کار میکشیدند. گفته میشود که بیشتر بناهای سنگین و تاریخی مصر، مانند «اهرام ثلاثه» و غیره به همین صورت ساخته شده است. نقل است که «موسی»، پیغمبر و رهبر یهودیان، نزد «فرعون» مصر میرود و از او میخواهد که قوم یهود را آزاد سازد. «فرعون» بدین امر راضی نمیشود و به همین جهت، مورد خشم خداوند قرار میگیرد و بلاهای بسیار بر او و بر کشور مصر نازل میشود تا آنجا که «فرعون» مجبور میگردد یهودیان را آزاد سازد. از آن زمان به بعد چنان شبی را، «شب آزادی» نام نهادهاند. چنان که پیداست، عید «پاک» همیشه در آغاز بهار اتفاق میافتد. درست زمانی که طبیعت رو به گرما و نور میرود، زمین نفس میکشد و زندگی دوبارهی طبیعت آغاز میگردد. با توجه به روایتی که نقل شد اهمیت عید «پاک» برای یهودیان تنها پیروزی گرما و روشنایی بر سرما و ظلمت نیست بلکه یادآور آزادی این قوم است از زنجیرهای اسارت و بردگی. نکته قابل تأمل آن است که در شب آزادی یهودیان، آنان برای گریز از نابودی و مرگ، بر آن شدند که هر خانواده، یک گوسفند یا برّه تهیه کند و در تاریک و روشنای غروب، با قربانی آن حیوان و علامتگذاری بر درِب خانهی خود با خون او، از دست فرشتهی مرگ رهایی یابد. باور یهودیان بر آن بود که اگر «عزرائیل» از جلو خانهی آنان بگذرد و آثار خون را بر آن جا ببیند، آسیبی به آنان وارد نمی سازد. گفته میشود که یهودیان در واقع، در شب عید «پاک» مصر را ترک کردند و از طریق دریای سرخ به صحرای «سینا» و سپس به کشور «غنا» رفتند. نکتهی برجسته در این داستان که به واژهی «پاساژ» گره میخورد آنست که هم عبور فرشتهی مرگ را از جلوی خانههای یهودیان برساند و هم این که از کنار آنها بگذرد و از اندیشهی آسیب رساندن به این قوم صرف نظر کند با این که مراسم عید «پاک» به یهودیان اختصاص داشته اما بعدها با بر صلیب کشیده شدن حضرت مسیح، نوعی درهمآمیزی میان آنها راه یافته است. در عمل، همین نکته موجب شده که مسیحیان و از جمله سوئدیها و کشورهای دیگر اروپایی، مراسم عید پاک را به شکل امروز برگزار کنند. زمان عید «پاک» معمولا در فاصلهی 22 مارس تا 25 آوریل است. باید گفت که در سال 325 میلادی، مراسم عید «پاک» مسیحی از مراسم یهودی جدا شد و زمان مشخصی را به خود اختصاص داد. این زمان، دقیقاً پس از اول فروردین، 20 یا 21 ماه مارس است که با اعتدال ربیعی که برابری روز با شب است، انطباق پیدا میکند. پس از این روز است که منتظران عید «پاک» در اولین یکشنبهی پس از دیدن ماه کامل و یا «بدر»، مراسم عید «پاک» را به جا می آورند. به همین دلیل است که تاریخ برگزاری این عید متغیر است. در رابطه با مراسم «کریسمس» که همیشه ثابت است، عید «پاک» میتواند با نخستین یکشنبهی 22 ماه مارس برابر باشد که در سال 1818 اتفاق افتاده است. همچنین ممکن است که در 25 آوریل اتفاق بیفتد که چنین زمانی در سال 2285 میلادی خواهد بود. از نظر زمانی قابل توجه است که در سال 1943 میلادی نیز عید «پاک» در 25 ماه آوریل برگزار شده و نوبت بعد در سال 2038 میلادی خواهد بود. در سوئد و کشورهای اروپای شمالی، پیش از گرایش به دین مسیح، مردم، خدایان خاص خود را پرستش میکردهاند و جشنهایی هم که در این کشورها از جمله سوئد برگزار میشده، در رابطه با تغییر فصلها و دگرگونی طبیعت و یا کشت و برداشت محصول بوده است. موضوع تأمل انگیز آنست که در این کشورها نیز جشنی بزرگ و باشکوه در آغاز بهار و درست زمانی که طول روز و شب برابر میشده و طبیعت رو به نور و گرما میرفته، برگزار میشده است. مردم برای کشت بهتر و پربارتر محصولات خود، معمولاً حیوانی را قربانی میکردهاند. برگزاری این سنت شباهت بسیاری با مراسم فدیه دادن ایرانیان قدیم به خدای باران و باروری دارد. حتی مراسم سیزده بدر که با رفتن به صحرا و انداختن سبزه در آب توأم است، ریشه در همین باور دارد. در اروپا این سنت و برخی سنتهای دیگر، همه به جشن عید «پاک» منتقل گردید. اینکه زندگی دوبارهی طبیعت، همزمان با بازگشت مسیح باشد، انتخاب زمانی بسیار مناسبی بوده است. *** مردم سوئد پس از رواج دین مسیح در این کشور، طرفدار مذهب کاتولیک شدند و مراسم گوناگون سنتی خود رابر مبنای باورهای مذهب کاتولیک برگزار میکردند. اما در حدود 1500 میلادی، Gustav Vasa«گوستاو واسا»، پادشاه قدرتمند این کشور، مذهب رسمی کشور را از کاتولیک به پروتستان تغییر داد. پس از این تغییر، بسیاری از سنتها و مراسم مذهب کاتولیک خود به خود از میان رفت. در نتیجه برای کشور کوچکی مانند سوئد، گذار از اینهمه دگرگونی و به فراموشی سپردن سنتها و مراسم آباء و اجدادی، آسان نمینمود. البته درست نیز آن بود که فراموش نشود. همچنانکه عادتها و باورهای مردم تا به امروز نیز باقی ماندهاست. بسیاری از مردم سوئد بر این باور هستند که در درون هر یک از آنها یک «وایکینگ» زندگی میکند که هنوز هم پیروزی نور را برتاریکی طولانی این سرزمین و پیروزی گرما را بر سرمای استخوان سوز آن، جشن میگیرد. هر چند میان این باور های سنتی و آئینهای مذهبی تمایز معینی وجود دارد. مهم آنست که مردم با باورها و اعتقادات گوناگون مذهبی در این مراسم شرکت میکنند. علت آن نیز این است که سنتهای کشور سوئد آمیزهای است از آموزههای دین یهود، مذهب کاتولیک، پرتستان و آنچه که از باورهای اسطورهای آنان در این سرزمین وجود داشته است. در کشور سوئد، عید پاک، یک هفته به درازا میکشد و هر روز آن نام ویژهای دارد که پرداختن به فلسفهی نامگذاری و آداب و رسوم ویژهی هر روز، مطلب را به درازا میکشاند. اما شاید لازم باشد به برخی از آنها اشاره ای داشتهباشیم. آیین ها و جشنها و مراسم ایران و جهان - در سایه روشن کلام [h=1] آکاایران[/h]
  20. [TABLE] [TR] [TD] [/TD] [/TR] [/TABLE]
  21. عید پاک که مهمترین جشن مسیحیان در جهان به شمار میرود، به صلیب کشیده شدن، مرگ و رستاخیز عیسی مسیح را به یاد میآورد. مروری تصویری بر شماری از آداب و عناصر مهم این جشن. عید پاک مناسک دینی و رسوم بومی اگرچه عید پاک مهمترین جشن مسیحیان به شمار میرود، اما نمادها و آداب این عید، مثلا در آلمان، تنها تا اندازهای ریشه در مذهب دارند. تخممرغ، خرگوش و بره ویژهی عید پاک از جمله نمونههایی هستند که در آنها دین مسیحیت با آیین غیرمذهبی پیش از دوران مسیح در هم تنیده است. اینکه عید پاک، عید رستاخیز عیسی مسیح است، نکتهای است که هر روز شمار کمتری از آلمانیها از آن آگاهی دارند. پنجشنبه میثاق پنجشنبه میثاق که به پنجشنبه مقدس یا پنجشنبه فرمان نیز شهرت دارد، به یادآورنده شام آخر عیسی مسیح با حواریون است که او در آن با یارانش نان و شراب قسمت میکند. شام آخر از جمله رویدادهای مهم مذهبی است که هنرمندان بزرگ آن را به تصویر کشیدهاند، از جمله لئوناردو داوینچی که صحنهای از این شام را در یکی از آثار معروف خود جاودانه کرده است. جمعه نیک مسیحیان جهان در روز آدینه مقدس یا جمعه نیک مراسمی را به یاد به صلیب کشیده شدن عیسی مسیح برگزار میکنند. جمعه نیک روز سوگواری است و مسیحیان در این روز معمولا از خوردن گوشت پرهیز میکنند. این سنت که شماری از پیروان مسیحیت جمعهها گوشت نمیخورند نیز ریشه در همین روز مهم مذهبی دارد. تخم مرغهای رنگی در آلمان تخممرغهای رنگی به جزئی ثابت از جشن و ایام عید پاک بدل شده است. رسم بر این است که پدر و مادرها در عید پاک تخممرغها را پنهان میکنند تا کودکان بتوانند آنها را پیدا کنند. برای مسیحیان تخممرغ نماد رستاخیز است. از قرون وسطی به این سو، کلیسا خوردن گوشت و تخممرغ را در ایام روزهگیری منع کرده بود و مردم نیز برای آنکه تخممرغها فاسد نشوند، آنها را میپختند و گاه نیز رنگ میکردند. خرگوش عید پاک از دید بیولوژیکی رابطهای میان تخممرغ و خرگوش وجود ندارد، اما خرگوش حیوانی است که نویددهندهی بهار است و همچنین به عنوان نماد کهن زایش و باروری شناخته میشود. در آلمان خردسالان بر این باورند که خرگوشها تخممرغها را پنهان میکنند. در سال ۱۶۶۲ میلادی برای اولین بار بطور مکتوب از این رسم یاد شده است. آیین تخم مرغ زنی یکی از بازیهای مرسوم در آلمان در روزهای عید پاک، به ویژه در ایالت بایرن و در مناطق کناره رود راین، این است که تخم مرغها را به هم بزنند و برنده آن کسی است که تخم مرغ او سالم بماند. البته این بازی ریشه ای دینی یا مذهبی ندارد. خوردنیهای نمکی در ایتالیا در حالی که در آلمان در ایام عید پاک معمولا شرینی و شکلاتهای تخممرغشکل صرف میشود، در ایتالیا خوردنیهای نمکی هم بسیار رایج است، از جمله کیکی که با اسفناج و تخممرغ طبخ میشود. شمع عید پاک در گذشته این شمعهای عید پاک بودند که به مراسم عبادت شبانه در کلیسا نور میبخشیدند. نور شمعهای عید پاک در عین حال نماد نورانی شدن مسیحیان با بازگشت عیسی مسیح است و نشاندهندهی پیروزی او بر مرگ و نیستی. رسم بر آن است که نخست شمع عید پاک افروخته شود و با آن شمعهای دیگر روشن شوند. عید پاک در انگلیس انگلیسیها در روز جمعه نیک معمولا از خوردن غذای زیاد خودداری میکنند. از جمله خوردنیهایی که در این روز صرف میشود، نوعی نان کشمشی به نام Hot Cross Buns است که روی آن یک صلیب نقش بسته. از دیگر رسمهای رایج در انگلیس آویختن تخمرغهای رنگی به شاخههای بیدمشک است. به باور انگلیسیها، لمس کردن شاخههای بیدمشک خوشبختی میآورد. آب عید پاک برخی از رسمها از جمله آوردن "آب عید پاک" کم و بیش از میان رفتهاند. طبق این رسم، دختران جوان در شب پیش از یکشنبه عید پاک از رودخانهای آب میآورند. این آب نماد زندگی است و اگر این دختران در حین رفت و برگشت به رودخانه سکوت کنند، زیبایی و باروری آنان بیشتر میشود. این رسم در میان اقلیتهای اسلاو که در شرق آلمان سکونت دارد، همچنان زنده است. مراسم آببازی در لهستان یکی از مراسمی که در روز دوشنبهی عید پاک در لهستان رواج دارد، رسم آببازی است. لهستانیها با سطلهای پر به یکدیگر آب میپاشند. این رسم که Smingus-Dyngus نام دارد، به یادآورنده غسل تمعید شاهزاده "میشکو اول" لهستان است که در سال ۹۹۶ میلادی مسیحیت را در این کشور رواج داد. بره عید پاک برهی عید پاک ریشه در عید پسح یا فصح دارد که از جشنهای یهودیان محسوب میشود. در این جشن که به یادآورندهی آزاد شدن قوم یهود از قید بردهداری فرعونهای مصر است، رسم است که برهای قربانی شود. یهودیان در این روز درهای منازل خود را با خون بره علامتگذاری میکنند تا عزرائیل به سراغشان نیاید. در دین مسیحیت نیز بره نماد معصومیت و بیگناهی عیسی است. زنگ ناقوس کلیسا در روز یکشنبه عید پاک کلیساها با به صدا درآوردن ناقوس، رستاخیز عیسی مسیح را نوید میدهند. در روز پنجشنبه میثاق یا مقدس که شب پیش از به صلیب کشیده شدن عیسی است، ناقوس کلیساهای کاتولیک معمولا خاموش میمانند. عید پاک در اسپانیا در هفتهی موسوم به "سمانا سانتا" که در اسپانیا رواج دارد، دستههای عزاداری در خیابانها به راه میافتند. کسانی که در این مراسم شرکت میکنند، معمولا نقاب، کلاههای نوکتیز و لباسهای بلند بر تن دارند، با پاهای برهنه در حرکتند و معمولا صلیب یا مجسمهای از مریم مقدس یا عیسی مسیح را بر دوش میکشند. آتش عید پاک رسم آتش عید پاک از آدابی است که ژرمنها نیز با آن آشنایی داشتند. زبانههای آتش وسیلهای بوده است برای پایان بخشیدن به سرما و سختیهای زمستان و همچنین راندن شیاطین و ارواح خبیثه. افزون بر این، گفته میشود که نور آتش خوشبختی میآورد. امروزه رسم بر آن است که در روستاهای کوچک یا در جمع خانوادگی کوچک، آتشی به مناسبت عید پاک برافروخته شود. این رسم از جمله در فنلاند بسیار رایج است. عید پاک در ایران در کنار جشن کریسمس، عید پاک نیز از مناسبتهای مذهبی مهمی است که اقلیتهای مسیحی در ایران آن را جشن میگیرند. گردشگری و قدم زدن در ایام عید پاک اگر چه بسیاری در روزهای عید پاک برای قدم زدن و هواخوری بیرون میروند، اما این کار در اصل ریشه در آدابی قدیمی دارد. رسم بر آن بوده که پس از دوران سرد و طولانی زمستان، لباسی پاکیزه بر تن کنند و با قدم زدن در طبیعت به بهار خوشامد بگویند. امروزه هم اکثر جماعت های کلیسایی مسیحیان را به قدم زدنهای مشترک دعوت میکنند. مجله دلگرم
  22. گویند که دوزخی بود عاشق ومست........قولیست خلاف دل بر ان نتوان بست گر عاشق ومست دوزخی خواهند بود.....فردا بهشت باشد همچون کف دست
  23. تشکر از شروع کننده عزیزمون این مطالب رو تا حالا دیده بودم خیلی عبرت آموز و پنددهنده است
  24. این پست رو حتما ببینید و توی سایت هاتون یا وبلاگاتون بزارید حداقل کاری که میتونید رو انجام بدین چون واقعا به چند تا جوون مثل خودمون حداقل این کلیپ ها رو نشون بدیم و به اشتراک بگذاریم دختران هرچقدر می توانند بد حجابی کنند : لباس های بدن نما بپوشند,در خیابان عشوه گری کنند,موهایشان را به نمایش بگذارند و…. در هر صورت هر جور می توانید بدحجابی کنید : پسران نیز فقط به فکر شهوت رانی باشند و اصلا به محرم و نامحرم توجه نکنند دوست دختر و دوست پسر پیدا کنید و به شهوت رانی بپردازید مگر دنیا چند روز است ؟؟ به راستی دنیا چند روز است ؟؟ آیا این شهوت رانی ها دائمی و همیشگی ست ؟؟ خیر دوست عزیز !! چنین روزهایی نیز در پیش است پس ببینید : تصویر زیر از مکانی ست که به آن غسال خانه می گویند و اینجور که گفته می شود همه ما یک روزی روی تخت غسالخانه حمام خواهیم کرد ,حتی شما دوست عزیز . . . . . . . . . . البته از اینجای کار به بعد قادر به انجام کارهای اول مانند شهوت رانی نیستید در ادامه شما را در پارچه سفیدی به اسم کفن می پیچند و در یک اتاق کوچک مانند اتاق زیر قرار می هند : می گویند اسم این اتاق کوچک قبر است و خیلی تاریک است بعد دهنه قبر یا همان اتاق کوچک را می بنند چقدر دنیا خوب بود لذت داشت !! ولی این اتاق بسیار تاریک است گفته می شود اتفاقاتی در آن اتاق تاریک می افتد مثلا نسبت به کارهایی که در دنیا انجام داده اید بازخواست می شوید شرمنده که از اینجا به بعد تصویر ندارم تا تصویری برایتان توضیح دهم حضرت محمد (ص) شب اول قبر را سخت ترین شب می داند امام صادق (ع) می فرماید در این شب است که دو فرشته نکیر و منکر قبر نزد شما می آیند و در مورد اعمال تان در دنیا از شما سوال می کنند من وشما چه جوابی به آنها می دهیم ؟؟؟ واقعا چه جوابی؟؟ برادران و خصوصا خواهران عزیز پس بیاییم عبرت بگیریم قبل از اینکه خدای نکرده گرفتار عذاب الهی بشیم از خداوند طلب توبه و بخشش کنیم از گناهانی که مرتکبش شدیم و قطعا خداوند بسیار بخشنده و مهربان است. و همیشه بر اعمال خود نظارت کنیم پیش از آنکه کار از کار گذشته باشه و دیگر راه برگشتی نداشته باشیم.
  25.  
×
×
  • جدید...