رفتن به مطلب
  1. جدید ترین اتفاق های این گروه
  2. سلام فیلم خوبیه البته از سریال های خارجی بیشتر خوشم میاد دانلود سریال the walking dead رو حتما توصیه میکنم
  3. زندگینامه بهرام افشاری در ۷ خرداد سال ۱۳۶۶ در همدان متولد شد؛ او تاکنون ازدواج نکرده و مجرد است. از سال ۱۳۸۲ کار تئاتر را در سطح آماتور در همدان آغاز نمود و به گفته خود بازیگری در تئاتر را بخاطر دور شدن از روزمرگی انتخاب کرد. اما کمکم به این حرفه علاقهمند شد و در سال ۱۳۸۸ بزرگترین تصمیم زندگی خود یعنی هجرت از همدان به پایتخت - تهران و شرکت در کلاسهای بازیگری حمید سمندریان را گرفت. با این مهاجرت و تغییر رویه توانست خود را به سطح حرفهای بازیگری نزدیک کرده و فعالیت خود را در زمینه تئاتر بیشتر کند. قسمت اعظم فعالیت هنری او در تئاتر میباشد؛ بطوریکه در طی چند سال اخیر اکثراً در جشنواره تئاتر فجر حضور پر رنگی داشتهاست. اولین کاندید شدن او در جشنواره تئاتر فجر در سن ۲۴ سالگی او اتفاق افتاد. در فعالیتهای اخیر خود در حوزه تئاتر نمایش جوجه تیغی را کارگردانی کرد که اتفاقاً در این نمایش داستان زندگی خود را نوشته و بروی صحنه برد. این نمایش با استقبال قابل توجهی روبرو شد. بهرام افشاری حدود ۲ متر (۱۹۸ سانتیمتر) قد دارد و از اینرو در ابتدای ورود به عرصه بازیگری به خاطر قد بلند خود دچار عدم اعتماد به نفس شده بود و بخاطر همین حالت بازدارندگی از سوی خودش برایش ایجاد شده بود. از طرفی اطرافیان و اهل سینما و تئاتر همیشه این مشکل بلندی قد او را مانعی برای پیشرفت وی میدیدند و روی این موضوع تأکید داشتند. اما جالب است بدانید که برخی از کارگردانها از جمله منوچهر هادی که در ابتدا نظر مثبتی بر فعالیت بهرام افشاری در سینما را نداشتند بعدها از وی در آثار خود در سینما استفاده کردند. بالاخره او در سال ۱۳۹۲ با فیلم عصبانی نیستم ساختهٔ رضا درمیشیان وارد سینما شد و پس از وارد شدن به این عرصه رنگ و بوی خاصی به فعالیتهای خود داد. به گفته بهرام افشاری در این تجربیات سینما و تلویزیون فیزیک و قد او همیشه باعث اختلاف بین عوامل همچون کارگردان و تهیهکنندهها برای انتخاب او در راستای بازیگری بودهاست. همکاری او با سیروس مقدم از نقش کوتاهی در پایتخت ۲ شروع شد و پس از آن سریال علیالبدل را با این کارگردان شروع کرد. اما اوج دیده شدن و محبوب شدن او با سیروس مقدم در پایتخت ۵ در نقش بهتاش فریبا اتفاق افتاد؛ بطوری که با اینکه وی اصالتی همدانی دارد اما به نحوی کارکتری مازندرانی به خود گرفت که گاهی مخاطب این برداشت را دارد که بهرام افشاری اصالت شمالی دارد. بهرام افشاری توانمندی خود را در ایفای شخصیتهای مختلف را در کارنامه هنری خود ثبت کردهاست. اگر آثار سینمایی و تلویزیونی او را بررسی کنیم متوجه این خواهیم شد که تنها نقاط مشترک کاراکترهای ایفا شده توسط او فقط فیزیک اوست و توانسته تمهای مختلف را به خوبی و تفکیک شده از تمهای قبلی خود ایفا کند. او طرفدار تیم فوتبال استقلال تهران است. آثار سریال [TABLE=class: wikitable] [TR] [TH]سال[/TH] [TH]عنوان[/TH] [TH]سِـمَت[/TH] [TH]کارگردان[/TH] [TH]توضیحات[/TH] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۷–۱۳۹۶[/TD] [TD]شرایط خاص[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]وحید امیرخانی[/TD] [TD][/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۷–۱۳۹۶[/TD] [TD]پایتخت ۵[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]سیروس مقدم[/TD] [TD]در نقش «بهتاش فریبا»[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۶[/TD] [TD]علی البدل [/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]سیروس مقدم[/TD] [TD]در نقش «هرمز»[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۳[/TD] [TD]آسمان من[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]محمدرضا آهنج[/TD] [TD]پخش در نوروز ۹۴ از شبکه افق[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۲[/TD] [TD]پایتخت ۲[/TD] [TD]بازیگر مهمان[/TD] [TD]سیروس مقدم[/TD] [TD]در نقش «شیر افکن»[/TD] [/TR] [/TABLE] سینما [TABLE=class: wikitable] [TR] [TH]سال[/TH] [TH]عنوان[/TH] [TH]سِـمَت[/TH] [TH]کارگردان[/TH] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۶[/TD] [TD]آقای سانسور[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]علی جبارزاده[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۴[/TD] [TD]لانتوری[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]رضا درمیشیان[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۴[/TD] [TD]کارگر ساده نیازمندیم[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]منوچهر هادی[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۳[/TD] [TD]ایران برگر[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]مسعود جعفری جوزانی[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۲[/TD] [TD]عصبانی نیستم[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]رضا درمیشیان[/TD] [/TR] [/TABLE] منبع:ویکی پدیا
  4. پایتخت به کارگردانی سیروس مقدم و با طراحی و بازی محسن تنابنده مجموعه سریالی است که فصل اول آن در نوروز ۱۳۹۰ از شبکه ۱ سیما پخش شد. در ایام نوروز سال ۱۳۹۲ نیز پایتخت ۲ پخش شد. پایتخت ۳ نیز در سال ۱۳۹۳ و پایتخت ۴ در رمضان ۱۳۹۴ پخش شد. همچنین پخش پایتخت ۵ نیز در نوروز سال ۱۳۹۷ انجام شد. [TABLE=class: wikitable plainrowheaders] [TR] [TH=width: 14%][/TH] [TH=width: 14%][/TH] [TH=colspan: 7][/TH] [/TR] [TR] [TH=width: 7%][/TH] [TH=width: 7%][/TH] [TH=width: 7%][/TH] [TH=width: 7%][/TH] [TH=width: 7%][/TH] [/TR] [/TABLE] نقی معمولی با بازی محسن تنابنده نام شخصیت اصلی سری سریال تلویزیونی ایرانی پایتخت است که از شبکه ۱ سیما پخش شد. از ویژگیهای این شخصیت میتوان به موارد زیر اشاره کرد: «فدایی داری» (با خوشحالی و برای تشکر)، «بیتربیت» (معمولاً با لحن عصبی) و جملاتی نظیر «مگه داریم، مگه میشه» و «بزنم دهنه رو جر بدم» از تکیه کلامهای نقی معمولی است. ظاهر او با موهای فر و سبیل کامل میشود. شجاعت، غیرت و خانواده دوستی از صفات بارز نقی میباشد. ارسطو عامل بازی احمد مهرانفر شخصیتی مخاطب پسند و با لهجه خاص خودش هر مخاطبی را جذب میکند؛ از جمله جذابیت او جروبحثهایی که با نقی دارد. او با یک زن چینی به نام چو چانگ (راحله چانگ) ازدواج کرد اما زن او در پایتخت ۴ با سقوط هواپیما فوت کرد. از تکیه کلامهای او میتوان به موارد زیر اشاره کرد: «آخ آخ آخ»، «حساس نشو حساس نشو»، «فدای تو بشم من»، و 《آی لاو یو داری پسر》 و «ای پیرمرد پرحاشیه» و همچنین[۱۵]جمله ای نظیر «چرا بچه بچه حرف میزنی تو؟» از تیکه کلامهای ارسطو عامل است. بابا پنجعلی با بازی علی رضا خمسه یکی از شخصیتهای اصلی سریال پایتخت است، بازی فوقالعاده علی رضا خمسه در این شخصیت باعث محبوبیت آن شدهاست. بابا پنجعلی پدر نقی معمولی که بیمار آلزایمری است، از تکه کلامهای او میتوان به موارد زیر اشاره کرد: «شما حرف نزن»، «بخوابونم دهنش»، «ناهار نخردمه»، «صدامه؟»، «الکی مگه»، 《عباس معصومیه؟ 》 از تکه کلامهای اوست. بهتاش فریبا با بازی بهرام افشاری یکی از شخصیتهای محبوب سریال پایتخت۵ است که بازی زیبای بهرام افشاری در این شخصیت باعث محبوبیت آن شدهاست. بهتاش فریبا پسر بهبود فریبا و فهیمه معمولی است. «اَی خِدا» و «وِلَ کِن» از تکه کلامهای اوست. منبع:ویکی پدیا
  5. مقاله اي كه مي بينيد به معرفي چندين ساز مختلف از آلات موسيقي پرداخته . تاليف اين معرفي ها كار خانم گلنار محمدي فر بوده است . بربط: بربط سازي است ايراني که از عهد باستان در ايران وجود داشته و در زبان فارسي به آن رود يا شاهرود هم گفته مي شده ولي پس از قبول دين اسلام از طرف اکثريت ايرانيان و تاثير فرهنگ و هنر ايراني بر فرهنگ عرب بربط يکي از سازهاي اصلي موسيقي عرب شد که در زبان عربي به آن عود يا مرهر يا کران مي گويند. در اين زمان عود به معناي ترکه چوب نازک و چوب مي باشد. هنرمندان و صنعت گران ايراني که براي ساختن کعبه به مکه آمده بودند بربط و طرز نواختن آن را با خود به آن مکان مقدس بردند و ابن سريج يکي از نوازندگان و موسيقي دانان بزرگ و به نام آن روز عرب بربط را که انواع گوناگون داشته از ايرانيان به عاريت گرفت و اولين شخصي بود که موسيقي عرب را با اين ساز ايراني اجرا کرده است. اين ساز سابقا 4 سيم داشته که زرياب در اندلس سيم پنجمي به آن اضافه مي کند. زرياب کبير يکي ديگر از نوازندگان بزرگ بربط همان زمان که در دربار هارون الرشيد بود با نوع آوري و ابداعات و ابتکارات خاص خود تغييراتي در عود داده بود.با اين حال عود ساخت او با آن که مساوي سازهاي ديگر بود از همان چوب ساخته مي شد از لحاظ وزن حدود يک سوم وزن عودهاي معمولي سنگين تر بود .سيم اول عود وي از ابريشم بافته مي شد که از تار سازهاي همکاران و رقيبانش بسي بهتر بود. سيم هاي دوم و سوم و چهارم سازش را از روده بچه شير مي تافته.عود چهار سيم را عود قديم يا عود کلاسيک مي ناميدند.عود کامل با پنج سيم که براساس گام سيتماتيسها پرده بندي مي شده. اعراب کوک نوع ايراني را براي کوک کردن سيم ها در حالت آزاد عود قبول کرده اند(لا ر سل دو) پیانو کلمه پيانو تصغير شده کلمه pianoforte به معناي: ساز شستي دار که به سال 1709 توسط bartolommeo cristofori تحت نام گراوي چمبالو کول پيانو افورته از روي ساز ديگري به نام هارپسيکورد ساخته شد. کريستوفوري مخترع اين ساز تغيير در مکانيسم زخمه اي آن به وجود آورده آنرا کوبشي نمود. در ساز پيانو شستي ها با مکانيسم خاصي به مضرابهاي چکشي ساز مربوط مي شوند به طوري که هرگاه بر روي شستي بکوبيم چکش مضراب نيز بر روي سيم کوبيده شده و به خاطر آزاد گذاردن سيم در ادامه ارتعاش کمي به عقب بر ميگردد. در کنار هر يک از چکش هاي پيانو يک دستگاه خفه کننده صدا وجود دارد که مانع از ادامه طنين صوت است. به علاوه پدالهاي پيانو به دلخواه اجرا کننده طنين صوت را از اين حد کمتر يا زيادتر مي کند و به اين طريق نوازنده پيانو مي تواند با کمال سهولت به آهنگي که اجرا مي کند حالت بدهد. امروزه پيانو به دو شکل مختلف ساخته مي شود: پيانوي بزرگ که به فارسي گاهي آن را اشتباها پيانو رويال ناميده اند متشکل از سه پايه و بر روي آن جعبه اي بزرگ و کمابيش سه گوش که يک ضلع آن به رديف شستي ها اختصاص يافته و دو ضلع ديگر منحني دار از دو جانب ادامه يافته به يک ديگر متصل مي شوند. در اين نوع چکش ها از زير سيمها به آنها کوبيده مي شوند. نوع دوم که آن را به زبان اروپائي پيانينو يا پيانو کوچک اصطلاح کرده اند و به فارسي پيانوي ديواري موسوم شده است. در اين نوع سيمها عمودي قرار دارند و چکش ها از جلو به سيمها برخورد مي کنند. پيانو بعد از ارگ از لحاظ بزرگي ميدان صدا و تنوع حصول طنين هاي بسيار مطبوع ترين و وسيعترين ساز در بين سازهاي موسيقي است. ميدان صداي آن کمي بيش از هفت اکتاو است. اين خصوصيت سبب شده که پيانو به عنوان ساز سلو ساز همراهي کننده و نيز ساز شرکت کننده در ارکستر مجلسي و ارکستر بزرگ همه جا بتواند نقشي داشته باشد. پيانو در زمان فتحعلي شاه به ايران آورده شد و از زمان ناصرالدين شاه مورد توجه قرار گرفت. پس از تاسيس موزيک دارالفنون در کنار ديگر سازهاي خارجي مانند ارگ و قره ني و فلوت و ويولن نوازندگي آن معمول شد و رواج گرفت و چون بزرگ و سنگين و گران قيمت بود و هر کسي قدرت خريد آن را نداشت و تنها اعيان و اشراف به آن دسترسي داشتند اسباب تجمل خانه و وسيله تشخص آنها گرديد. مي گويند اولين کسي که اين ساز را کوک ايراني کرد و در آن آهنگهاي ملي نواخت محمد صادق خان سرورالملک بود منبع: فرهنگ تفسيري موسيقي تاريخ موسيقي ايران ساز شناسي تار : تار که اکنون در ميان سازهاي ذوات الاوتار مضرابي متداولترين آلات موسيقي است و کامترين ساز ايراني به شمار مي رود. و براي نشان دادن نتهاي مختلف آهنگها و نغمه هاي موسيقي ملي و معرفي الحان ايراني بهترين است و طنين و آهنگ مطلوبي دارد. چنانکه از کتابهاي ادب و تاريخ و فرهنگها و ديگر نوشته ها بر ميآيد در قديم به آن بربط مي گفتند و بيشتر نويسندگان در کتابهاي خود آن را عود خوانده و از آن بحث مي کنند و عود معرب بربط است.بکار بردن کلمه تار به معني ساز معروف کنوني در کتابهاي موسيقي معمول نبوده و در قديم به اين نام خوانده نميشده است. ظاهرا نخستين بار دردوره صفويه به اين نام معروف شده است. زيرا چنانکه گذشت در گذشته معمولا به بربط يا عود و شايد بعدها چهار تار و پنچ تار مي گفتند و بعيد نيست که از دوره صفويه بر اثر کثرت استعمال و سهولت تلفظ اين کلمه را مخفف کرده عدد 4 و 5 و 6 را از اول آن برداشته اند و تنها کلمه تار بدون ذکر تعداد اوتار اين ساز در تلفظ مرسوم گرديده و از اين زمان تار به معني ساز معروف کنوني رواج گرفته باشد. در عصر قاجاريه تار يکي از سازهاي معروف و متداول موسيقي ايران بود و نام آن در اشعار اين دوره مکرر آمده است. تار تا اين زمان ظاهرا پنج سيم داشته(دو سفيد، دو زرد و يک بم) معروف است که سيم ششم را مشتاق عليشاه اصفهاني معروف اواخر عصر زنديه که استاد در نوازندگي تار و سه تار بوده به آن افزوده است. و در قديم تارها را از ابريشم مي ساختند. تار جز دسته سازهاي زخمه اي است يعني به وسيله مضراب زدن بر روي سيم نواخته مي شوند.تار يکي از سازهاي قديمي ايراني است که به آن وتر مي گفتند و هنوز به خوبي از تاريخ دقيق ساخت و پيدايش آن اطلاع درستي در دسترس نمي باشد ولي از قرار معلوم تاريخ آن به زمان ابونصر فارابي برمي گردد. صفي الدين ارموي-خواجه بها الدين و ابوالفرج اصفهاني و تني چند از استادان موسيقي هر يک درباره تقسيم فواصل پرده که موافق پرده هاي تار نيز ميباشد مطالبي نوشته اند. تار از يک کاسه که روي آن پوست کشيده اند و به دو قسمت بزرگ و کوچک تقسيم شده تشکيل شده که قسمت بزرگ را شکم و قسمت کوچک را نقاره مي نامند.دسته تار 45 تا 50 cm است و جعبه اي در انتهاي دسته تار قرار دارد که آن را جعبه گوشي مي نامند و از دو طرف آن سه گوشي بر سطوح جانبي اين جعبه تعبيه شده است. تعداد سيمهاي تار 6 عدد است. که دو رشته آن از جنس آهن و بقيه از جنس مس زرد رنگ است. کاسه صوتي اين ساز از چوب توت دسته آن از چوب گردو و گوشي هاي آن از چوب شمشاد است.دهانه کاسه صوتي به وسيله پوست پوشيده شده است. اين ساز در تمام ايران متداول است. تار را با يک تکه مس زرد رنگ که به انتهايش موم وصل مي کنند و مضراب نام دارد مي نوازند طنبار در لغت نامه دهخدا در خصوص طنبار، طنبور و طنبوره و .... چنين آمده است: طنبار معرب طنبور سازي است معروف. طنبور يكي از آلات ذوات الاوتار است. قسمتي از آن را شش تا گويند كه شش تار دارد و قسمتي ديگر را سه تا كه سه تار دارد. در قديم دو وتر بر آن بوده و امروز تا شش متر بر آن كنند . ساز ديگري در ايران بنام طنبور يا تنبور سابقه قديم دارد، اين ساز دو سيم داشته و مضرابي بوده كه با انگشتان دست راست نواخته مي شود، و هم اكنون در كردستان معمول است. شكل طنبور همه جا در نقاشي هاي قديم بخصوص در مينياتورها ديده مي شود و كاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد، مثل سه تار ولي كاسه اش بزرگتر است به شكل يك نصفه خربزه . تنبور داراي شكمي گلابي و دسته اي دراز است كه بر روي آن از 10 تا 15 پرده بسته مي شود. رويه جلويي شكم چوبي است. دسته اين ساز مانند سه تار، بر سر ساز متصل است و سر در حقيقت، ادامه دسته است كه بر روي سطوح جلويي و جانبي آن، هر يك دو گوشي كار گذارده شده كه سيم ها به دور آنها پيچيده مي شوند. سيمهاي تنبور 4 عدد و معمولاً به فاصله هاي مختلف كوك مي شده است. اين ساز معمولاً بدون مضراب و با انگشت نواخته مي شود. چنانكه در تاريخ موسيقي ايراني نوشته شده در قديم سازي به نام تنبور وجود داشته و از آن انواع مختلفي ذكر كرده اند. مثلاً گفته شده كه فارابي تئوري دان مشهور موسيقي ايران، تنبور بغدادي و تنبور خراسان را دستان بندي كرده است. اين ساز از دسته سازهاي شهري است.[/ منابع : كتاب سرگذشت موسيقي ايران تاليف روح ا... خالقي، جلد اول ص 541. بخش سازهای رادیوی جمهوری اسلامی ایران دف در قديم دف يا دايره کوچک را که چنبر آن از روي و برنج ساخته مي شد خمک يا خمبک مي گفتند و به دست زدن با وزن و به اصطلاح بشکن زدن هم خمبک يا خمبک مي گفتند و ما ذيل عنوان تنبک و دنبک و سابقه اين به تفصيل از آن گفتگو خواهيم کرد. در کتابهاي لغت در معني دف يا دايره مي نويسند: آن چنبري است از چوب که بر روي آن پوست کشند و بر چنبر آن حلقه ها آويزند. دف يا دايره هاي هم بوده که بر چنبر آن زنگ تعبيه مي کردند و مي نواختند. زنگهاي دف را جلاجل مي گفتند. در قديم براي آنکه طنين بهتري داشته باشد روي دف پوست آهو ميکشيدند. در دوره اسلامي به کساني که دف يا دايره مي نواختند جلاجل زن مي گفتند. در ايران کهن جلاجل وسيله اي بيضي شکل و بزرگ بود که زنگ هايي بر آن مي بستند و در جنگها به کار مي بردند و ظاهرا صداي مهيبي داشته است. دف يا دايره کوچک را که بر آن زنگوله تعبيه مي کنند و اکنون متداول است دايره زنگي مي گويند. اين ساز ضربه اي موسيقي چنانکه از کتابهاي موسيقي و نوشته ها و اشعار بر مي ايد در دوره اسلامي ايران براي پشتيباني از ساز و حفظ وزن به کار مي رفته و رکن اصلي مجالس عيش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان به تنهاي هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار مي بردند. پس از آنکه تنبک يا دنبک کوچک و مجلسي شد به تدريج جاي دف را گرفت و از رونق دف کاست. با اين حال دف يا دايره اکنون نيز به کار است و بيشتر آن را در ولايات و قراء و شهرهاي کوچک وقصبات در مجالس عيش و سرور به کار مي برند به ويژه در آذربايجان بسيار متداول است و نوازندگان ماهر دارد. دايره زنگي هم در مجالس طرب به کار مي رود و در مجالس ساز و آواز و رقص و کنسرتها از آن استفاده ميشود تنبک چنانکه فرهنگ ها مي نويسند در قديم دف يا دايره کوچک را که چنبر آن از روي و برنج ساخته مي شد خمبک يا خنبک مي گفتند و دست به هم زدن را با وزن و اصول براي اظهار مسرت وسرور نيز مجازا جمبک مي گفتند. گمان مي رود خم يا رويينه خم را که در روزگار کهن ايران از روي مي ساختند و در جنگها به کار مي بردند نيز خمبک يا تنبک هم مي گفتند.بعدها آن را با تغييراتي به صورت کوچکتري ساخته و در مجالس عيش و طرب از آن استفاده کرده اند و آن را خمک يا خمبک گفته اند زيرا خمک يا خمبک مصغر کوچک شده خم و خلب است بنابراين روئينه خم که شايد شبيه به تاس بوده کوچک کرده و تغييراتي مناسب مجلس در آن داده اند و به آن نيز خمبک و تنبک گفته اند و اين در واقع مادر تنبک يا ضرب امروزي است و پس از تکامل به صورت تنبک يا دنبک،ضرب کنوني در آمده و به همين نام شهرت يافته است. کتابهاي لغت در معني تنبک يا دنبک مي نويسند: دهل کوچکي بوده است که دم درازي داشته و آن را زير بغل مي گرفته اند و مي نواختند. اين ساز ضربي به تدريج رو به تکامل نهاد و در سده هاي اخير به صورت کنوني درآمد. از ميان سازهاي ضربه اي موسيقي ايران تنبک کامل ترين سازي است که تاکنون ساخته شده و آن را از گل پخته و چوب مي ساخته اند و اکنون نيز مي سازند. معمولا روي ضرب پوست بره مي کشند و براي نوع گلي بزرگ آن را که در زورخانه ها به کار مي برند از پوست گوسفند استفاده مي کنند. بهترين تنبک ها ساخت شيراز بود و اکنون نيز بيشتر زنهاي چادر نشين اطراف شيراز به ساختن آن اشتغال دارند و آن را از چوب گردو و چوب ديگري از درخت هاي مخصوص فارس مي تراشند. ساختمان تنبک استوانه مانندي است مختلف القطر به طول 40 سانتيمتر در دو قسمت متساوي شامل گردن و شکم. گردن که آن را نفير مي ناميدند و اکنون گلويي مي گويند به طول 20 سانتيمتر و محيط آن 30 سانتيمتر است.قطر دهنه خارجي نفير که تا حدي شبيه قيف است 13 سانتيمتر، شکم طولش به اندازه طول گردن نفير و محيط دور آن 90 سانتيمتر است. دهنه شکم ضرب که بر آن پوست مي کشند نصف طول دمبک است. در تنبک هاي خوب طول نفير و شکم و قطر دهنه مساوي است. تنبک از نظر ساخت و نقش مهمي که در موسيقي ايفا مي کند مورد توجه اروپايياني که در سده هاي اخير به ايران آمده اند قرار گرفته است. پيتر دولاواله ايتاليايي از مجلس بزمي در همدان چنين مي نويسد: (در اتاقيکه در آن پذيرايي مي شدم سه تن از زنان مطرب نيز با سازهاي گوناگون ميزدند و مي خواندند که يکي از سازها چند رشته داشت اما مثل عود و گيتار ما نبود آلات ديگري نيز مانند طبل هايي که دختران جوان ايتاليايي هنگام تابستان مي زنند داشتند اما بزرگتر و خوش آهنگتر و زيباتر که قطعا نمونه اي چند از آنها خواهيم خريد و بر ساير طرفه ها و يادگاري ها سفر خواهيم افزود.) تنبک هاي بزرگي که از گل پخته و به وسيله کوزه گران ساخته مي شد و بر روي آن پوست گوسفند يا آهو مي کشيدند در زورخانه ها به کار مي رفت و ضرب از ارکان عمده در ورزشهاي باستاني بود. اکنون نواختن ضرب در زورخانه ها به عهده کسي است که به او مرشد مي گويند لکن در سده هاي گذشته مرشد يا کهنه سوار به کسي مي گفتند که معلم و مربي ورزشکاران بود و نوازندگي ضرب را شخص ديگري بر عهده داشت. پس از آنکه در اواخر دوره صفويه اصول تصوف بيش از پيش در زورخانه ها رواج يافت کهنه سوارها عنوان مرشدي يافتند . ضرب گرفتي را نيز به عهده گرفتند و در سکويي که به آن سردم مي گفتند مي نشستند و خوانندگي مي کردند. سازهاي ضربه اي مانند دف و تنبک که در مجالس عيش و سرور و محافل انس به کار مي رفته به نغمات و الحان نوازندگان و اشعار خوانندگان روح و جان مي بخشيده و شنوندگان را به انبساط مي آورد.از عهد ناصري به بعد نوازندگان به نامي در ضرب ظهور کردند که در نواختن آن و خواندن تصنيف و اشعار ضربي شهرت به سزايي داشتند. تنبک و ساختمان آن: ساختمان اين ساز ضربه اي پوستي به شکل استوانه اي است که يک سوي آن را با پوست پوشانيده اند و طرف ديگرش باز است. جنس اين استوانه ممکن است از چوب يا فلز و يا گل پخته باشد که به تجربه ثابت شده که نوع چوبي آن بهتر از دو نوع ديگر است. فرم يا شکل ظاهري اين ساز در نواحي مختلف فرق مي کند. و ساختمان تنبک نيز از حيث اندازه کاملا مشخص شده نيست و به اندازه هاي گوناگون ساخته مي شود. سازي که اينک به عنوان تنبک يا ضرب مي شناسيم با شکل و شمايل امروزي تقريبا از دوران قاجاريه شناخته شده است. همچنين اي ساز تاکنون با 23 نام خوانده شده که عبارنتد از: دمبر-تنبک-تنبگ-تنبيک-تنتک-خمبک-دمل-دمبک-خوراژک-تمبک-تبنک-تبنگ-دمبرک-تنوک-خنبک-خمک-دمبال-دنبک-خمچک-دمبک-ضرب. تنبک از پنچ قسمت تشکيل شده است: 1.پوست 2.دهانه ي بزرگتر 3.تنه 4.نفير يا گلويي 5.کاليبر يا دهانه اي پوست تنبک: پوست از حساس ترين قسمت هاي آن به شمار ميآيد و از جنس پوست بز ميش بره آهو ماهي بز کوهي اسب است اما پوست کهنه بز يا ميش بهتر است. در صورتي که پوست تنبک در اثر گرما زيادتر از حد معمول خشک و کشيده شود حتي الامکان بايد از آب زدن به آن خود داري کرد چرا که آب زدن اگر چه ممکن است به طور موقت پوست را خوش صدا کند ولي در اثر تکرار باعث خرابي و بد صداي آن مي گردد لذا براي جلوگيري از اين کار بايد هميشه تنبک را در گرما وارونه روي زمين يا موزاييک گذاشت تا پوست به تدريج رطوبت زمين را جذب کند و احتياجي به آب نداشته باشد . دهانه ي بزرگ: در حقيقت همان دهانه گشاد يا فراخ ساز را تشکيل مي دهد که پوست روي آن کشيده مي شود. اندازه ي قطر دهانه بزرگ يک ميزان استاندارد نيست(بزرگي يا کوچکي). و از لحاظ شکل ظاهري شکل دايره است. تنه: اين قسمت از ساز کاسه طنين يا کاسه آکوي تنبک را تشکيل مي دهد. تنه بايد از رو عاج داشته باشد ولي از داخل صاف باشد(منظور از عاج شيارهاي است که روي تنه به موازات دهانه بزرک ايجاد مي شود. نفير: قسمتي از بدنه ي تنبک است که داراي قطر کمتري بسبت به تنه بوده و از آن باريکتر است که از يک طرف به تنه و از طرف ديگر به دهانه کوچک شيپور مانند ختم مي شود. براي ساخت تنبک معمولا از چوب درخت گردو-توت-افرا و چوبي معروف به جنگلي استفاده مي کنند و اين ساز براي همراهي کردن آلات موسيقي به کار مي رود و با دو دست نواخته ميشود رباب رباب به ضم اول بر وزن غراب سازي باشد مشهور که مي نوازند و آن تنبور مانندي بود بزرگ و دسته کوتاهي دارد و بر روي آن به جاي تخته پوست آهو کشند و شکلي که در برهان از رباب چاپ شده شبيه تار است و کاسه آن شامل دو قسمت است به اصطلاح کاسه و نقاره خانه . عبد القادر مراغي در مقاصد الالحان در وصف سازها مي نويسد : اما رباب و آن سازي بود که بعضي بر آ« سه وتر بندند و بعضي چهار و بعضي پنج و اوتار آن مزوج بندند چنان که هر دو وتر را حکم يک وتر باشد و کوک آن همچون کوک عود باشد. دانلد يولچ انگليسي در مجله روزگار نو مقاله اي با عنوان برخي سازهاي شرقي و غربي رباب را به هيات چهار پهلو و کمانه رسم کرده مي نويسد رباب عربي است که يک يا دو سيم داشت و آن را با کمان مي زدند و از اين ساز عربي دو فرزند اروپايي به وجود آمد . از گفته عبد القادر مراغي آشکار مي شود سازي که ميان عربها با کاسه و سطح مربع رواج داشته و به آن رباب مي گفته اند به يکتاي معروف بوده نه به رباب. در بخش اول سرگذشت موسيقي ايران آنجا که از غژک مي گويد نوشته است: ”فارابي در کتاب موسيقي اش نامي ار غژک نمي برد اما از ساز ديگري مي گويد که شباهت کامل به غژک داشته و داراي دو سيم بوده و بي گمان نواخته مي شده است نام اين ساز رباب است” و نيز مينويسند: (رباب اول دو سيم داشته بعدها يک سيم ديگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا در آمده و همان است که ما امروز کمانچه مي گوييم.) چون رباب عربي را با بدنه چهار پهلو وصف کرده اند و هم آن را تنبور مانند با شکم دو کاسه مانند تارنوشته اند و آن را کمانه اي و مضرابي هر دو گفته اند نمي توان به طور قاطع آن را جد کمانچه دانست بخصوص که مولف مقاصد الا لحان(رباب غژک کمانچه) هر يک را جداگانه وصف کرده و رباب و کمانچه را دو ساز دانسته است. رباب مجموعاً از 4 قسمت، شكم، سينه، دسته و سر تشكيل شده است. شكم در واقع جعبه اي به شكل خربزه است كه بر سطح جلويي آن پوست كشيده شده و خركي كوتاه روي پوست قرار گرفته است. سينه نيز جعبه اي مثلث شكل است كه سطح جلويي آن تا اندازه اي گرده ماهي و از جنس چوب است. در سطح جانبي سينه (سطحي كه هنگام نواختن دربالا قرارمي گيرد) هفت گوشي تعبيه شده كه سيمهاي تقويت كننده صداي ساز به دور آنها پيچيده مي شوند. بر سطح جانبي ديگر (سطح پائيني)، پنجره اي دايره اي شكل ساخته شده است. دسته ساز نسبتاً كوتاه است و بر روي آن حدود ده «دستان» بسته مي شود و بالاخره در سر ساز، مانند تار، جعبه گوشي ها قرار گرفته و در سطوح بالائي و پائيني اين جعبه، هريك سه گوشي تعبيه شده است. سطح جانبي جعبه گوشي ها كمي به طرف عقب ادامه يافته است. تعداد سيمهاي رباب شش يا سه سيم جفتي است كه سيمهاي جفت با يكديگر همصوت كوك مي شوند. سيمهاي رباب درقديم از روده ساخته مي شده در حاليكه امروز آنها را از نخ نايلون مي سازند و سيم بم روي نايلون روكشي فلزي دارد. مضراب رباب امروزي مانند مضراب عود از پر مرغ ساخته شده است. رباب اساساً محلي است و بيشتر در نواحي خراسان و مرز افغانستان معمول است منابع: سرگذشت موسيقي ايران مقاصد الالحان تاريخ موسيقي ايران رادیوی جمهوری اسلامی ایران سه تار شكل ظاهري آن مانند تار است. با اين تفاوت كه شكم آن يك قسمتي، گلابي شكل و كوچكتر است، سطح رويي كاسه سه تار نيز چوبي است؛ سه تار امروزي چهار سيم دارد. خرك سه تار كوتاهتر از خرك تار بوده و دسته آن نيز ازدسته تار نازكتر است. سه تار فاقد «جعبه گوشي» است و گوشي هاي چهارگانه آن، دو عدد در سطح جلويي انتهاي دسته (سرساز) و دوتاي ديگر درسطح جانبي چپ (درهنگام نواختن درسطح بالايي) كار گذاشته شده اند. تعداد دستان هاي سه تار در زمان حاضر، مانند تار 28 است. سه تار با ناخن انگشت اشاره (و گاه توأم با ناخن انگشت وسطي) دست راست نواخته مي شود. به عبارت ديگر «مضراب» سه تار در واقع ناخن انگشتان نوازنده است. و به همين دليل و به علل اكوستيكي ديگر، صداي اين ساز ضعيف بوده، براي تكنوازي در جلوي جمعيت يا همنوازي در اركستر مناسب نيست. چنين به نظر مي رسد كه سه تار در قديم، سازي محلي بوده و در آن زمان سه سيم داشته است (كلمه «سه تار» دلالت برهمين نكته مي كند) ولي بعدها شهري شده و سيمي بر آن افزوده اند منبع : رادیوی جمهوری اسلامی ایران سنتور این ساز از جعبه اي ذوزنقه اي شكل تشكيل شده كه اضلاع آن عبارتند از: بلندترين ضلع، نزديك به نوازنده و كوتاهترين ضلع و موازي با ضلع قبلي و دور از نوازنده و دو ضلع جانبي با طول برابر، دو ضلع قبلي را به طور مورب قطع مي كند. ارتفاع سطوح جانبي 8 تا 10 سانتيمتر است. جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبي است. بر روي سطوح فوقاني دو رديف خرك چوبي قرار دارد؛ رديف راست نزديكتر به كناره راست ساز است و رديف چپ كمي بيشتر يا كناره چپ فاصله دارد (فاصله بين هرخرك رديف چپ تا كناره چپ را «پشت خرك» مي نامند). از روي هر خرك چهار رشته سيم همكوك عبور مي كند ولي هر سيم به گوشي معيني پيچيده مي شود. گوشي ها در سطح جانبي راست كنار گذاشته شده اند. سيمهاي سنتور به دو دسته «سفيد» (زير) و «زرد» (بم) تقسيم مي شوند. دسته سيمهاي سفيد بر روي خركهاي رديف چپ و سيمهاي زرد بر روي خركهاي رديف راست به تناوب قرارگرفته اند طول قسمت جلوي خرك در سيمهاي سفيد دو برابر طول آن در قسمت پشت خرك است و مي توان در پشت خرك نيز ازسيمهاي سفيد استفاده كرد (صداي آن به نسبت عكس طول، يك اكتاو نسبت به صداي قسمت جلوي خرك بالاتر است). هم چنين هرسيم زرد يك اكتاو بم تر ازسيم سفيد بلافاصله بعد از آن صدا مي دهد. سنتور كروماتيك و سنتور كروماتيك بم به منظور تكميل فواصل كروماتيك بين اصوات و نيز به قصد تأمين اصوات بم، حدود بيست ساله اخير دو نوع سنتور با تعداد زيادتر خرك ساخته شده است. سنتور كروماتيك با همان ميدان صداي سنتورمعمولي ولي با خرك ها و اصوات كروماتيك بيشتر. ميدان صداي سنتور كروماتيك بم يك فاصله پنجم بم تر از سنتور كروماتيك است و وسعت آن سه اكتاو و نيم است. در دو نوع سنتور كروماتيك هر صوت توسط سه رشته سيم همكوك حاصل مي شود به عبارت ديگر روي هر خرك سه سيم تكيه كرده است. از هر دو سنتور كروماتيك و كروماتيك بم در حال حاضر تنها استفاده هاي همنوازي مي شود منبع : رادیوی جمهوری اسلامی ایران سنتور دوطرفه سنتور دو طرفه یکی از ابداعات استاد داریوش سالاری از سازندگان برجسته سنتور است.سنتور بیسکویتی نیز از ابداعات دیگر ایشان است.با وی گفتگویی کرده ام که به زودی به چاپ خواهد رسید.اما عکس های حاشیه این گفتگو را که دوست گرامی ام حسین صالحی گرفته است کم کم در وبلاگ قرار می دهم شاید مورد توجه تان قرار گیرد.چندی پیش دوستی از خارج برایم میلی فرستاد و نت های قطعات خوارزمی و ترانه را خواست که آدرسش در زیر آمده است.هر دو قطعه ساخته استاد فرامرز پایور در دستگاه ماهور است و در کتاب هشت قطعه آمده.درباره استاد تجویدی کوچک تر از آنم که حرفی بزنم و می دانم که او نمرده است و در دل تک تک شما زنده است و خواهد درخشید و دوباره زندگی خواهد کرد. عود یک ساز ایرانی که در حمله ی اعراب فراموش شد و اعراب نامه آن را عود نهادند اما در اصل نام عود بربط است که در شعر های شاعران قدیم نیز در مورده این ساز بسیار یاد شده است با امید پیشرفته روز افزون این ساز در میهنمان قانون قانون سازی است ایرانی الاصل که در حمله ی اعراب به ایران این ساز توسط ایرانیان به دسته فراموشی سپرده شد و به راحتی به اعراب واگذار گردید واگذاری این ساز توسطه ایرانیان همانا و ادعای مالکیت سازه قانون توسط اعراب همان شد که در ایران دیگر این ساز که ظاهری همانند سنتور و نوایی خوش آهنگ دارد بیش از پیش به فراموشی سپرده شود اما در این میان کسی است که هنوز بر اصلیت خود پا بر جاست و این را فرا میگیرد سپس صاحب سبکه ده انگشتی در این ساز می شود و هم اکنون سالهاست که در ایران به آموزشه این ساز می پردازد و او کسی نیست جز سرکاره خانومه ملیحه ی سعیدی که زنده یاد استاداحمد ستوده همسر ایشان نیز به ساخت این ساز می پرداختند با آرزوی طول عمر برای این استاد و شاگردی زیره سایه ی ایشان و آشنایی بیش از پیشه ایرانیان با قانون قیچک شكم ساز از دو قسمت مجزا از يكديگر تشكيل يافته، قسمت تحتاني كوچك تر و به شكل نيم كره است كه بر سطح مقطع جلو پوست كشيده شده و روي پوست خرك ساز قراردارد: قسمت بالائي بزرگ تر، مانند چتري روي قسمت تحتاني قرار گرفته و هر دو قسمت توسط سطحي منحني ازعقب به هم اتصال يافته اند و در نتيجه در جلو يا بين دو قسمت حفره اي تشكيل شده است. سطح جلوئي قسمت بالا، جز در ناحيه وسط كه زير گردن ساز قرار گرفته به صورت دو شكاف پهن باز است. دسته ساز تقريباً در نصف طول خود روي شكم قرارگرفته و نيمه ديگر در بالا به جعبه گوشي ها متصل است و دسته فاقد «دستان» است. سر متشكل است از جعبه كوچك (محل قرارگرفتن چهار گوشي، هر دو گوشي در يك طرف آن) و يك زانده منحني شكل براي آويختن ساز كه كمي به عقب برگشته و جهتي افقي يافته است. قيچك اساساً جزو دسته سازهاي محلي بوده كه در سالهاي اخير درحمايت وزارت فرهنگ و هنر به شهر آورده شده و نه تنها ساختمان و كوك آن را تكميل و تنظيم كرده اند، بلكه آن را به سه اندازه مختلف، قيچك سوپرانو (به طول 5/56 سانتيمتر) قيچك آلتو ( 63 سانتيمتر) و قيچك باس به همان نسبت بزرگ تر ساخته اند. طول سيم مرتعش در قيچك سوپرانو =5/33 ، در قيچك آلتو =5/37 و قيچك باس 70 سانتيمتر است. وسعت هر يك ازانواع حدود سه اكتاو است. قيچك سوپرانو سازي است كه قابليت تكنوازي و همنوازي هر دو را حائز است ولي دو نوع بعدي (التو و باس) بيشتر به منظور همنوازي در اركستر به كار مي رود. آرشه قيچك پس ازاستاندارد شدن ساز، عيناً همان آرشه ويولون است. قيچك از انواع سازهاي محلي است كه در سالهاي اخير به شهر آمده و مورد استفاده قرار گرفته است و بيشتر در نواحي جنوب شرقي ايران معمول است و در آن نواحي حتي، طبق عقيده و سنت اهالي براي معالجه امراض بكار مي رود. در سطح فوقاني شكم و پشت دسته سوراخ و حلقه اي است كه دو تسمه برآن الصاق مي شود: يكي از تسمه ها را به كتف چپ و ديگري را به كمر مي بندند و ساز در موقع نواختن تقريباً آزاد و آويزان مي شود. اما نوازندگان شهري تمايل به استفاده از اين تمهيد ندارند. كوك قيچك محلي ثابت نيست ولي قدر مسلم اين كه سيمها تقريباً هيچ وقت نسبت به يكديگر فاصله پنجم نداشته اند. آرشه- در اصل (نوع محلي آن) شبيه به آرشه كمانچه است و امروزه در شهر از آرشه ويولون و ويولنسل در نواختن نوع شهري آن استفاده مي شود کمانچه اين ساز جز دسته سازهاي آرشه اي است . کمانچه يکي از سازهاي زهي است که داراي 4 سيم مي باشد و اين سيم ها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صداي آن خيلي خوش و جذاب مي باشد ولي کمي به اصطلاح تو دماغي. کاسه صوتي اين ساز از چوب توت است که با برش هاي از عاج تزيين شده است. کمانچه سابقه اش در ايران به قبل از اسلام مي رسد و در نواحي بلوچستان به نام غژک يا غيچک ناميده مي شود ولي تعداد سيم هاي آن از کمانچه بيشتر است. گیتار عده ای عقیده دارند که این ساز اسپانیل اصل است و به عقیده ی عده ای دیگر این ساز مکزیکیست به هر حال متعلّق به هر کجا باشد متعلّق به ایران نیست. امّا این ساز در چند سال اخیر در ایران خیلی طرفدار پیدا کرده است و روز به روز بر طرفداران آن افزوده می شود. هر ساز بر پایه ی نتی بنا شده و گیتار ،سازی است که بر پایه ی نت سوم یعنی "می" بنا شده است،این ساز دارای شش سیم است که این سیم ها از پایین به این ترتیب نت بندی شده اند: "می" - "سی" - "سل" - "ره" - "لا" - "می" که برای سهولت در حفظ آن به ملا رسول سی می معروف است. این ساز زیبا وخوش آهنگ که جزو یکی از سخت ترین ساز هاست یکی از سازهای اساسی در کنسرتها به شمار می رود چون ما در کل سه ساز مکمّل داریم که عبارتند از پیانو ، گیتار و ارگ و باید حداقل یکی از این سه ساز در کنسرت ها اجرا شودند نی ني از ساده ترين و طبيعي ترين سازهاي موسيقي بادي است که با روئيدن از زمين پيوسته در دسترس بوده و انسان با مختصر تصرفي از آن استفاده کرده است. ملل قديمه ني را سرمشق قرار داده و از روي آن سازهاي مختلف بادي ساختند و در صلح و جنگ به کار بردند.مولفين کتابهاي موسيقي قديم طبيعي ترين و کاملترين آلات موسيقي را حلق انسان دانسته اند. و پس از آن آلات ذوات النفح به ويژه ني را از جهت مشابهي که ني و حلق انسان در ايجاد نغمات دارند. ني به سبب سادگي و سهولت اجراي صداهاي و آساني حمل و نقل و يافت شدن در طبيعت تنها سازي است که دسترسي به آن در همه جا و براي همه کس امکان پذير بوده و با مختصر تصرف مورد استفاده قرار مي گرفته است . نی هفت بند مناسبترین نای برای نواختن موسیقی ردیفی است که از بوته نی ساخته میشود، هفت بند آن شش سوراخ دارد که پنج تای آن در روی سطح استوانه و دیگری در پشت تعبیه شده است. ساز ني را نمي توان کوک کرد و وسعت صداي آن حدود دو اکتاو و نيم است. ني را يکي از سازهاي عرفاني مي نامند و اگر خوب نواخته شود حتي حيوانات را هم تحت تاثير قرار مي دهد منبع : سایت همکلاسی
  6. [پفیلا]خدا بگم چیکارت کنه تاریخمو ریختی بهم مگه الان 96 نیستیم؟؟؟ مگه نوروز رد نشده
  7. سی و یک نما- مجموعه تلویزیونی «کلاه قرمزی» ویژه نوروز 96 به کارگردانی ایرج طهماسب و نویسندگی حمید جبلی و ایرج طهماسب روز گذشته کلید خورد. به گزارش سی و یک نما از روابط عمومی رسانه ملی، این مجموعه تلویزیونی که آخرین بار در سال94از شبکه دو سیما پخش شد، یکی از پرمخاطبترین برنامههای نوروز هر ساله سیما است. در این مجموعه عروسکی حمید جبلی (کلاه قرمزی و پسرخاله)، محمدرضا هدایتی (پسرعمه زا)، محمد بحرانی (ببعی و هم ساده)، بهادر مالکی (فامیل دور)، کاظم سیاحی جیگر)، محمد لقمانیان (پسر فامیل دور)، احسان کرمی (عزیزم ببخشید)، هوتن شکیبا (دیبی)، علی سرابی (گابی) و ... از جمله صداپیشهها و مرضیه محبوب، محمد اعلمی، شیما بخشنده، محمد لقمانیان، مهدی برقعی، حامد ذبیحی، مهتاب تبریزی، علی اعتصامی فر عروسکگردانهای مجموعه «کلاه قرمزی» هستند. همچنین قرار است تا به رسم هر ساله، شاهد عروسکهای جدیدی در این اثر پرمخاطب باشیم. علیرغم شایعاتی مبنی بر عدم حضور عروسک کلاه قرمزی به دلیل درگذشت دنیا فنی زاده (عروسکگردان)، امسال این عروسک در «کلاه قرمزی 96» حضور دارد، اما عروسکگردان آن هنوز مشخص نیست.
  8. فیلم«سوگ» اولین ساخته بلند مرتضی فرشباف از شنبه دهم تیرماه بر پرده سینماهای گروه هنروتجربه در تهران و شهرستانها میرود. به گزارش ایسنا،این فیلم سال ۱۳۸۹ ساخته شده و فیلمنامه آن با همکاری آناهیتا قزوینی زاده نوشته شده ‎است. داستان سوگ از یک نیمه شب آغاز میشود:«نیمه شب دعوای شدیدی میان زن و شوهری درمیگیرد. آنها که در خانه یکی از اقوام هستند ،شبانه بیرون میزنند ،اما فرزندشان را همراه خود نمیبرند.اتفاق بدی میافتد که…» فرشباف در یادداشتی پیرامون چگونگی شکلگیری ایده این فیلم می‎نویسد:««سوگ برای من از یک سکوت در تونلی طویل در مسیر تهران گنبد شروع شد. زمانی که دانشجوی کلاس فیلمسازی آقای کیارستمی بودم. در مسیر سفر سکوت و طبیعت اطراف جاده مرا به این فکر انداخت که اگر تمام صداها و کلمات را حذف میکردیم، چه چیزی باقی میماند؟ با حذف کلمه، روابط انسانی چهطور پیش میرفت؟ آیا نشانهها برای بیان احساسات کامل خواهند بود؟ به نوعی از سکوت فکر میکردم که به انسان تحمیل میشود و اجازهی شکستناش را نمیدهد. این که چگونه تغییر ماهیت میدهد و بدل میشود به نوعی از خشونت. تصویری در ذهنم شکل گرفت و پیش رفت تا جاده به انتها رسید و به مقصد رسیدم. با اولین کلمهای که به زبان آوردم و شکسته شدنِ سکوتِ چندساعته، قصهی «سوگ» را تا انتها در ذهنم تجسم کردم. «سوگ» لحظات امیدوارکنندهای از زندگی کودکی در آستانهی نوجوانیست در لابهلای زندگی پرحادثهی او. پسری کمحرف که مجبور به سفر با اقوامیست که با کلمات غریبهاند.» در این فیلم عادل یراقی شراره پاشا، کیومرث گیتی و امیر حسین ملکی ایفای نقش میکنند و پیمان معادی و سحر دولتشاهی صداپیشههای فیلم هستند. عادل یراقی از شاگردان عباس کیارستمی است و کارگردانی فیلم «آشنایی با لیلا» را برعهده داشت که جزو اولین آثاری بود که در گروه هنروتجربه اکران شد. پیش از این«بهمن» دومین ساخته مرتضی فرشباف هم در گروه هنروتجربه به نمایش درآمد. «سوگ» اولین روز اکران خود در شنبه دهم تیرماه را با چهار سانس در چهار شهر آغاز میکند: ساعت۱۵ سینما هویزه مشهد،ساعت ۱۷سینماهای هنروتجربه بابل و پردیس گلستان شیراز و ساعت ۲۱ سینما فرهنگ. «سوگ»/ کارگردان:مرتضی فرشباف- نویسندگان فیلمنامه:آناهیتا قزوینی زاده ،مرتضی فرشباف(بر اساس طرحی از مرتضی فرشباف) با تشکر از شادمهر راستین- مدیر فیلمبرداری:حمید رضا احمدی آرا-صدابردار:وحید مقدسی-صداگذار: علی علویان-طراح صحنه ولباس: سیامک کاری نژاد-جلوه های ویژه:عباس شوقی-دستیار اول کارگردان و برنامهریز:فواد محبوب- دستیار دوم کارگردان: محمود جوانشیر -دستیار اول فیلمبردار:مهرداد حمیدیان-مدیر تولید:هادی سعیدی- صداپیشهها: پیمان معادی،سحر دولتشاهی- مجری طرح :شادمهر راستین – بازیگران : شراره پاشا،کیومرث گیتی،امیر حسین ملکی،عادل یراقی-تهیهکننده :جواد نوروز بیگی. سایت شهرخبر
  9. yasi

    غلامحسین بنان

    غلامحسین بنان در اردیبهشت ۱۲۹۰ در تهران متولد شد. او تنها خواننده ایرانی است كه از دهه 20 تا دهه ۵۰ در زمینه موسیقی ملی ایران فعالیت داشت. او عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آوازهنرستان موسیقی تهران و بنیانگذار انجمن موسیقی ایران بوده است. پدرش كریم خان بنان الدوله نوری و مادرش دختر شاهزاده ركن الدوله (برادر ناصرالدین شاه) بود. از شش سالگی به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی های مادرش كه پیانو را بسیار خوب مینواخت بهرهها گرفت، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاء ذاكرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصر سیف بودهاند. از ماندگارترین ترانه های بنان میتوان به آهنگ آذربایجان در دستگاه شور، آمدی جانم به قربانت در مایه بوسلیك، الهه ناز در مایه دشتی، بهار دلنشین در آواز اصفهان، بوی جوی مولیان در آواز اصفهان، تصنیف توشه عمر در دستگاه همایون، یار رمیده، می ناب، خاموش، مرا عاشقی شیدا در دستگاه سه گاه، من از روز ازل در دستگاه سه گاه ، نوای نی در آواز دشتی و سرود همیشه جاوید ای ایران در مایه دشتی اشاره كرد. به تصریح همسرش، بنان بهترین اثر خود را «حالا چرا» و «كاروان» میدانست و میگفت: «كاروان را برای بعد از مرگم خوانده ام». اواخر عمر هم دلبستگی عجیبی به ترانه «رویای هستی» پیدا كرده بود تا آنجا كه با این آهنگ میگریست. غلامحسین بنان در ۸ اسفند ماه ۱۳۶۴، در بیمارستان ایرانمهر تهران درگذشت و بر خلاف وصیتش كه مایل بود در گورستان ظهیرالدوله به خاك سپرده شود، در دهم اسفند، در امام زاده طاهر كرج به خاك سپرده شد. جام جم
  10. [h=1]چهارشنبه 13 اسفند 1393 [/h] سوالی که در بهبوحه لغوها و تعطیلیهای کنسرتهای اخیر مطرح میشود این است که مقصر اصلی این اتفاقهای ناخوشایند کیست؟ آیا وزارت ارشاد با صدور مجوزهای حساسیت برانگیز، مقصر اصلی است یا گروههای مخالف و معترض؟ خبر لغو کنسرتهای موسیقی در این روزها به خبری عادی تبدیل شده است و اخبار مربوط به لغو و حاشیههای پیش آمده پیرامون آن، در صدر اخبار رسانهها قرار گرفتهاند. در خصوص لغو این کنسرتها معمولا دلایل زیادی عنوان شده و میشود. مسولان و نهادهای مختلف هم در این باره اظهارنظرهای گوناگونی کردهاند. اما بحث پیرامون کنسرتها و به طور کلی موسیقی، در روزهای گذشته به تریبونهای نماز جمعه هم کشیده شده و حساسیتها در خصوص این موضوع را دو چندان کرده است. جرقه و سرآغاز دور جدید تعطیلی کنسرتها از اسفندماه 92 آغاز شد و تا به امروز هم ادامه پیدا کرده است: کنسرت «لیان»، اسفندماه 92 (بوشهر)، کنسرت احسان خواجهامیری اسفندماه 92 (منطقه آزاد اروند)، کنسرت گروه «عقیق» اسفندماه 92 (تهران)، کنسرت وحید تاج اردیبهشتماه 93 (یزد)، کنسرت مجید خراطها و امید جهان اردیبهشت ماه 93 (یاسوج)، کنسرت گروه «چارتار» اردیبهشت ماه 93 (اهواز)، کنسرت گروه بادگیر اردیبهشت 93 (بندر لنگه)، کنسرت محسن یگانه مرداد ماه 93 (ارومیه)، کنسرت سیروان خسروی شهریورماه 93 (سنندج)، کنسرت شهرام ناظری مهر ماه 93 (نیشابور)، عماد طالبزاده دیماه 93 (اراک)، کنسرت سیروان خسروی دی ماه 93 (بوشهر)، کنسرت لیان دی ماه 93 (شیراز)، کنسرت سیروان خسروی اسفند ماه 93 (اهواز)، کنسرت گروه پیکلاویه اسفند ماه 93 (تهران) و کنسرت علیرضا قربانی اسفندماه 93 (گلبهار)، موج این تعطیلیهای موسیقایی را به راه انداختند. پیروز ارجمند رئیس دفتر موسیقی وزارت ارشاد در تاریخ 13/5/93 در اظهارنظری در خصوص لغو کنسرتها گفته بود: «از زمان استقرار مدیریت جدید در دفتر موسیقی، تعداد کنسرتها 8 برابر شده اما نکته جالب توجه اینجاست که 80 درصد لغو کنسرتها نه مربوط به وزارت ارشاد است و نه مربوط به گروههای فشار، 80 درصد معمولاً خود برگزار کنندهها کنسرتها را لغو میکنند.» اما در ادامه وقتی تعداد لغو کنسرتها به صورت تساعدی بالا رفت، سخن از تفاهمنامهای به میان آمد که قرار بود دفتر موسیقی با نیروی انتظامی به امضا برساند. پیروز ارجمند در تاریخ 26/9/93 و در گفتگو با فارس در این خصوص گفته بود: «ما هیچ گاه با نیروی انتظامی اختلافی نداشتهایم؛ بلکه به دنبال راهکاری هستیم که بسیاری از مشکلاتی که سد راه برگزاری کنسرتها خصوصا در شهرستانها است را برطرف کنیم. با امضای این تفاهمنامه تمام این ضوابط و قواعد مکتوب میشود و نقش هر کدام از دستگاهها، سالنها، مدیران برنامهها، کنسرتگذاران، دفتر موسیقی و نیروی انتظامی مشخص میشود.» تا به امروز این تفاهمنامه به امضا نرسیده است و اساسا مشخص نیست که موضوع همکاری دفتر موسیقی با نیروی انتظامی عملی خواهد شد یا خیر. علی جنتی وزیر ارشاد و فرهنگ ارشاد اسلامی هم در تاریخ 10/12/93 در حاشیه همایش اقتصاد هنر ایران در این خصوص گفت: «ترانه ها، آهنگ و شعر این کنسرتها به دقت بررسی شده و اجراها پس از بازبینی مجوز دریافت می کنند. متاسفانه با توجه به سلیقه های مختلفی که در برخی از شهرستان ها وجود دارد گاهی حساسیت های بی جایی از سوی مقامات قضایی و...دیده می شود که این برخوردها ناشی از این است که برخی فکر می کنند این کنسرت ها با ارزش های دینی متعارض باشد. تلاش ما بر این است که این ها توجیه شوند که ما هم به این اندازه نسبت به ارزشهای دینی حساسیت داریم و در این زمینه ها ملاحظات مذهبی می کنیم. وقتی مجوزی صادر می شود باید همه به قانون تن بدهند و این جور نباشد که یک دستگاه رسمی که مجوزی صادر می کند افراد دیگری به صورت قانونی و غیرقانونی بخواهند با این قضیه برخورد کنند.» اما با نزدیک شدن با روزهای پایانی سال، چند کنسرت دیگر از جمله کنسرت علیرضا قربانی هم لغو شد، تا شاهد اوجگیری موج لغو کنسرتها باشیم. در این میان برخی از رسانههای غربی هم سعی میکنند از آب گل آلود ماهی بگیرند: بی بی سی فارسی در گزارشی ادعا کرده است: «در سال های اخیر، شماری از کنسرت های موسیقی در شهرستان های ایران با وجود داشتن مجوز از سوی وزارت ارشاد، به دلایل مختلفی از جمله اعتراضات گروه های تندرو و تصمیم گیری مقام های محلی، پیش از اجرا لغو شده است.» دویچه وله هم رویکرد بیبیسی را در این زمینه دنبال میکند: «کنسرتهای موسیقی در شهرهای تهران، بوشهر، شیراز و اصفهان یکی پس از دیگری لغو شدهاند. دفتر موسیقی وزارت ارشاد مدعی است بسیاری از مشکلات اجراها رفع شده. اما موج لغو کنسرتها همچنان ادامه دارد. لغو و یا اخلال در برنامههای فرهنگی از سوی نیروهای تندرو مذهبی در جمهوری اسلامی سابقه طولانی دارد.» صدای آمریکا در تحلیلی یک جانبه مینویسد: «روند لغو کنسرتها، با جنجال تفکیک جنسیتی از سوی اصولگرایان اوج تازهای یافت. دستاندرکاران موسیقی میگویند مدیران حوزه فرهنگی دولت روحانی نیز با برخورد کجدار و مریز عملا میدان را برای تازش تندروان خالی کرده اند.» اما سوالی که در این بهبوحه لغوها و تعطیلیها مطرح میشود این است که مقصر اصلی این اتفاقهای ناخوشایند کیست؟ (فارس) جام جم
  11. چهارشنبه 13 اسفند 1393 به گزارش روابط عمومی کام بکام به نقل از : جام جم انلاین ( دوشنبه 11 اسفند 1393 ) علت حضور بازیگر زن در مراسم خاکسپاری مادر احمدی نژاد ذکر کرد : عکاسانی که در این گونه مراسم ها با دقت و وسواس سعی در شکار تصویر چهرههای مشهور دارند، این بار یک سوژه جالب را از دست دادند. حضور صبا کمالی در این مراسم آن قدر دور از ذهن بود که شاید خیلیها به چشم خودشان دیدند اما باور نکردند. چند روز بعد هم که تصویری از حضور صبا کمالی در این مراسم روی خروجی سایتها قرار گرفت بعضی در اصالت عکس تشکیک کردند! اما این بازیگر حضورش را در این مراسم تایید میکند. او درباره علت این اقدام خود توضیح میدهد: «حضور من نوعی قدرشناسی بود. چون زمانی که به من ظلم شد و ممنوع التصویر شدم آقای محمود احمدی نژاد شخصا برای رفع مشکلم به من کمک کردند.» این بازیگر سینما و تلویزیون سالها پیش فعالیت خود را از تئاتر آغاز کرد و بعدها با سریال پس از باران در تلویزیون به شهرت رسید.
  12. چهارشنبه 13 اسفند 1393 در میان آثاری که بیشترین شانس و احتمال را برای جلوی دنبالهسازی دارند، نام چهار سریال در صدر قرار دارد؛ «دردسرهای عظیم»، «پژمان»، «ستایش» و «انقلاب زیبا». ساخت دنباله برای سریالهای نسبتاً پرطرفدار امسال، یکی از برنامههای مهم تلویزیون و مجموعه سازان در سال 94 است که به نظر میرسد با توجه به محدودیت تولید و کمبود بودجه سازمان، هم ریسک پذیری کمتری میطلبد و هم احتمال توفیق آن بیشتر است. سال پیش رو برای مدیران تلویزیون را بیتردید باید سال ریاضت کشی و مدیریت بودجه برای ساخت برنامههای مخاطب پسند و به ویژه آثار نمایشی قلمداد کرد. در چنین وضعی شاید بهترین سرمایه گذاری دست کم در حوزه آثار نمایشی در سال آینده، روی غلتک افتادن دنباله سازیها باشد. در میان آثاری که بیشترین شانس و احتمال را برای جلوی دوربین رفتن دارند، نام چهار سریال در صدر قرار دارد؛ «دردسرهای عظیم»، «پژمان»، «ستایش» و «انقلاب زیبا». «دردسرهای عظیم» که تابستان امسال روی آنتن شبکه سه بود، طبق برنامهریزیها، اواخر فروردین 94 سری دوم خود را جلوی دوربین خواهد دید. برزو نیک نژاد سری اول سریال را جوری به پایان برد که بتواند سری دوم را نیز بسازد. در آخرین سکانس سری اول، زوج اصلی قصه به طور اتفاقی کودکی را در اتومبیل خود دیدند که داستان همانجا به اتمام رسید. به نظر میرسد در سری دوم هم ماجرا با این گره افکنی آغاز شود و با این وصف، حضور جواد عزتی و الناز حبیبی در آن قطعی خواهد بود. هر چند حضور اغلب بازیگران سری قبلی هم در آن لازم خواهد بود. دیگر سریال مهم سال 94، «پژمان 2» است. سروش صحت سری نخست این سریال را به تهیه کنندگی محسن چگینی پاییز پارسال روی آنتن شبکه سه داشت و استقبال از آن چنان در خور توجه بود که نسخه سینمایی آن قرار است بهار سال 94 با کارگردانی پیمان قاسم خانی کلید بخورد. پس از آن نیز گروه برای ساخت سری دوم دست به کار خواهند شد. پژمان جمشیدی و سام درخشانی زوج کمدی جذابی را با این سریال تشکیل دادند که قطعاً در سری دوم هم خواهند بود. دیگر سریال مهمی که سال آینده کلید خواهد خورد، «انقلاب زیبا 2» به کارگردانی بهرنگ توفیقی و تهیه کنندگی رامین عباسی زاده است. این سریال اواسط امسال روی آنتن شبکه یک رفت و ساختار نوگرایانه آن مورد توجه واقع شد. فیلمنامه سریال توسط حامد عنقا در حال نگارش است و قصه گویا به سرگذشت همسر و فرزند حامد (با بازی علیرضا کمالی پور) میپردازد. دیگر مجموعهای که زمزمه تولید آن وجود دارد و فیلمنامه آن نیز توسط سعید مطلبی در حال نگارش است، «ستایش 3» است. سری دوم این سریال پاییز امسال به گونهای پایان یافت که مخاطبان در انتظار ساخت سری جدید آن باشند. سعید سلطانی خود کارگردانی سری سوم ستایش را برعهده خواهد داشت. او این روزها سریال نوروزی «سر به راه» را جلوی دوربین دارد که قرار است در شبکه سوم سیما روی آنتن رود. با توجه به دسیسههای عروس جدید حشمت فردوس که به ترتیب نقش آن دو را فریبا نادری و داریوش ارجمند بازی میکنند و پررنگ شدن نقش نوه فردوس با بازی مهدی سلوکی، شاید توفیق سری سوم نسبت به سری دوم بیشتر شود. اما سه سریال نیز وجود دارند که اگر سازندگان آنها پیگیر ادامه تولیدشان باشند و تلویزیون هم همراهی نشان دهد، سال 94 به تولید میرسند؛ «رهایی 2»، «هوش سیاه 3» و «پایتخت 4». «رهایی» مینی سریالی ساخته مسعود تکاور بود که پاییز امسال پخش شد و سازندگان پایان بندی را طوری رقم زدند که بد من قصه با بازی سام قریبیان جان سالم به در ببرد و بستر برای ادامه یافتن داستان فراهم باشد. با این وصف بعید نیست هفته پلیس سال آینده هم شاهد پخش سری دوم این مجموعه باشیم. «هوش سیاه 2» هم دیگر سریالی بود که تقریباً با پایان باز همراه بود و مرگ یا زنده ماندن کاراکتر منفی روایت با بازی کیکاوس یاکیده در هالهای از ابهام باقی ماند تا این تعلیق در تعیین سرنوشت، راه را برای ادامه یافتن آن تا سری سوم باز بگذارد. سازندگان هم در صحبتهایشان به این مسئله اشاره کرده بودند. اما در رأس اغلب آثار نام برده، مجموعه پر طرفدار سیروس مقدم جا خوش کرده است که دیگر عنوان یک برند معتبر، قابل اطمینان و البته پول ساز را برای تلویزیون یافته. طبق اعلام اخیر مدیر شبکه یک، سری چهارم این سریال در سال 94 کلید خواهد خورد. محمد احسانی گفته: «ما مذاکرات اولیه این سریال را انجام دادهایم. پس از اینکه سیروس مقدم سریال «میکائیل» را تمام کند به صورت جدیتری وارد گفت و گو و مذاکره برای این سریال خواهیم شد». صحبتهایی که تلویحاً نشان از رسیدن آن به نوروز 95 دارد. دیگر دنبالهای که اوایل زمستان امسال کلید خورد و برای پخش در سال آینده آماده میشود، «بیقرار2» ساخته فلورا سام و با تهیه کنندگی مجید اوجی است. این سریال ادامه ماجراهای همان سری اول است که پاییز 92 در شبکه یک پخش شد. «بیقرار 2» این روزها در تهران جلوی دوربین است و اغلب بازیگران قبلی همچون محمدرضا شریفی نیا، لاله اسکندری، محمد صادقی، سارا خوئینیها، مریم امیر جلالی، کامران تفتی و بازیگران جدیدی چون پژمان بازغی، آتیلا پسیانی و امیرحسین صدیق در آن بازی دارند. اما از میان ناکامان سالهای اخیر برای دنباله سازی، بیشک باید به «ساختمان پزشکان» (سروش صحت) و «میلیاردر» (علیرضا امینی) اشاره کرد. سریال «ساختمان پزشکان» همان سال 90 هم که روی آنتن شبکه سه رفت، در عین مخاطبان پر و پا قرصی که برای خود دست پا کرد، به شدت هم حاشیه ساز شد. از علی دارابی معاون وقت سیما به عنوان یکی از مخالفان اصلی ساختمان پزشکان نام برده میشود که حتی در راه پخش آن هم سنگ اندازیهایی داشت. شاید در نبود او این طور احساس شود که فضا برای تولید سری دوم آن مناسب است، اما وقتی به واکنشهای منفی وزارت بهداشت در قبال ساخت سریال جدید مهران مدیری با عنوان «اتاق عمل» که آن هم مضمونی پزشکی و طنز دارد ـ بر میخوریم، خواه ناخواه ساخت «ساختمان پزشکان 2» هم دست کم در مقطع حاضر و با وجود این حساسیتها غیرممکن به نظر میرسد. دیگر سریال بلاتکلیف تلویزیون، «میلیاردر» است که وعده داده شد سری دوم آن بزودی تولید خواهد شد، ولی این اتفاق دست کم تا امروز که عملی نشده است. این سریال از اواخر پاییز سال 91 روی آنتن شبکه یک رفت و استقبال نسبی خوبی هم از آن صورت گرفت. با این وجود، طولانی شدن پیش تولید سری دوم و بروز مشکلات مالی، دست به دست هم دادند تا سری دوم آن هیچگاه جلوی دوربین نرود. البته با نگاهی به ساخت دنباله برای سریالهای طنز پرمخاطب سالهای گذشته و افت کیفی آنها، شاید بهتر باشد که دیگر سری جدیدی برای مجموعههای موفق کمدی ساخته نشود و خاطره خوش آنها باقی بماند. همانطور که سریهای دوم و سوم «زیر آسمان شهر» (مهران غفوریان) و «مرد دو هزار چهره» (مهران مدیری) نتوانستند توفیق سری قبلی خود را تکرار کنند و حرف جدیدی را عرضه کنند. (بانی فیلم) جام جم
  13. Purple

    عجیب ولی جالب

  14. Purple

    عجیب ولی جالب

  15. Purple

    عجیب ولی جالب

  16. Purple

    عجیب ولی جالب

  17. Purple

    عجیب ولی جالب

  18. Purple

    عجیب ولی جالب

  19. Purple

    عجیب ولی جالب

  20. Purple

    عجیب ولی جالب

  21. Purple

    عجیب ولی جالب

  22. Purple

    عجیب ولی جالب

  23. Purple

    ✿ ✿ نمایش احساس کنونی با عکس ✿ ✿

  24. بعضی ها دوست دارندکارت پستال با گل طبیعی به اطرافیان هدیه بدند و از خلاقیت خودشون هم خود لذت میبرن هم اطرافیان وبعضی از مردم دوست دارند قوانین سفت و سختی در مورد این كه چه نوع اثر هنری را در چه قسمتی از خانه خود قرار دهند وضع كنند. پس در اینجا شما عزیزان رو با این روش اشنا خواهیم کرد قوانینی كه به آنها میگوید كه در اتاق نشیمن فقط نوع خاصی از آثار هنری و در اتاق خواب نوعی دیگر باید قرار بگیرد. مثلا عكسهای خانوادگی؛ آنها اصلا از این عكسها در اتاق خواب استفاده نمیكنند، ولی باید كمی از محدوده استفاده از آثار هنری در خانه فراتر برویم. با كمی تخیل و مقدار زیادی چسب، عکس این دختر بچه تبدیل به یك اثر هنری شده است كه میتوان از آن در هر قسمتی از خانه استفاده كرد. شما هم می توانید این خلاقیت را به کار ببرید وعکس ها را در اتاق خواب خود بگذارید. همیشه احساسی لطیفی در قلب ما وجود دارد كه باعث میشود به تركیب عكاسی و هنرهایی از این دست و كولاژ با حس و حالی عالی علاقه زیادی پیدا كنیم و خلاقیت به خرج دهیم. ما میتوانیم با استفاده از چیزهایی كه در خانه داریم و چند وسیله ساده دیگر به تنهاییآثاری ارائه كنیم. چیزهایی مثل عكس های خانوادگی و گل های مصنوعی. به همین منظور می توانید بهفروشگاه بروید و یك قاب عكس زیبا بخریدو به سرعت این اثر هنری بامزه را بسازید. پس از اینكه به مرحله نهایی رسیدید بسیار به این کار علاقه مند میشوید و می فهمید كه ساختن چنین چیزی بسیار ساده و راحت است و فقط به كمی دقت و حوصله نیاز دارد. وسایل مورد نیاز: · قاب عكس مناسب. · عكسی كه با ابعاد قاب عكس متناسب باشد (ابعاداین عکس 20 سانتیمتر در 25 سانتیمتر هست). · تعداد متنوعی از گلهای مصنوعی كوچك. · تفنگ چسب + چسب ماتیكی. نحوه ساخت : این پروژه با چاپ كردن عكس بر روی یك كاغذ بدون اسید و استفاده از چسبهایی كه در ساخت آنها از اسید استفاده نشده است میتواند یک یادگاری دوست داشتنی و جذاب باشد كه برای همیشه بتواند از آن لذت ببرد. میتوانید تعداد كمی از برگهای گلهای كوچكی را انتخاب کنید كه دارای شكوفههای ریزی باشند و اندازه آنها تقریبا با هم متفاوت باشند. بیشتر به دنبال ایجاد حس و حالی شاد و جذاب باشید، به همین دلیل از گلهایی با رنگهای روشن استفاده كنید كه این رنگها دارای تنالیتههای هماهنگی باشند و یا در چرخه رنگ در كنار هم قرار داشته باشند. گام اول: گلهای مصنوعی را از ساقههای آنها جدا کنید و همه آنها را در كنار هم بچینید تا در یك نگاه بتوانید بین آنها گل مورد نظرتان را انتخاب كنید. این كار سرعت انجام پروژه را بالا میبرد و در انتخاب چیدمان مناسب به شما كمك زیادی میكند. گام دوم: ابتدا بدون اینكه گلها را چسب بزنید، آنها را روی سطحی بچینید تا از چیدمان درست آنها مطمئن شوید. این كار انجام دهید تا در نهایت به چیدمان و تركیب مورد نظر خود برسید. سعی کنید در چیدمان گلها از نوارهای رنگی استفاده كنید، چیزی شبیه رنگهای رنگین كمان كه انگار امتدادی از دست لوسی هستند و یا این رنگینكمان گلها را در دست خود گرفته است. چیدمان گلها كاملا به سلیقه شما بستگی دارد و همچنین میتوانید از خود عكس هم برای رسیدن به ایده نهایی الهام بگیرید. در این مرحله باید تخیل خود را به كار بیاندازید تا بتوانید به نتیجه دلخواه برسید. گام سوم: با استفاده از چسب تفنگ گلها را چسب بزنید و آنها را سر جای خودشان قرار دهید. وقتی چسب خشك شد، پیش از اینكه عكس را درون قاب عكس قرار دهید مطمئن شوید هیچ نوع چسبی بر روی سطح شما باقی نمانده است، چراكه وجود چسب سطح عكس شما را زشت میكند و كار شما غیرحرفهای و دمدستی به نظر میرسد. تركیب بندی گلها در كنار نورپردازی موجود در عكس بسیار زیباست، از دور كه به تابلو نگاه كنید انگار یك اثر انتزاعی را مشاهده میكنید، اما هر چه جلوتر میآیید بافت عكس ما را شگفتزده میكند. كنتراست میان رنگهای سیاه و سفید موجود در عكس با گلهای رنگی نیز در جذابیت این تابلو نقش بسیار مهمی بازی میكند. نكته: برای اینكه از چیدمان درست گلها در درون عكس مطمئن شوید، سعی كنید از دور به آن نگاه كنید. این كار به شما كمك زیادی میكند، زیرا وقتی از جلو به عكس نگاه میكنیم نمیتوانیم كلیت تركیببندی آن را به خوبی درك كنیم. پیش از چسباندن گلها به سطح عكس، سعی كنید ابتدا با تلفن همراه یا دوربین عكاسی خود از چیدمان گلها عكس بگیرید تا بتوانید آن را در ابعاد كوچك نیز ببینید. این كارها باعث میشود تا شما بتوانید بهترین چیدمان گلها را در عكس خود اعمال كنید. كار كردن با این عكس بسیار ساده لذت خاصی دارد، این پروژهها امكانات زیادی را در اختیار شما قرار میدهد و میتوانید با كمی خلاقیت به تركیببندیهای زیبای متنوعی دست یابید. پس هم خانه خود را با تزیین این روش زیباتر کنید و هم کارت پستالهای زیبا به دوستان خود هدیه بدهید منبع : chidaneh.com
  25. به گزارش روابط عمومی انجمن کام به کام و به نقل از تی وی پلاس : سحر قریشی در واکنش به اهانت برخی کاربران شبکه های اجتماعی به او در صفحه اینستاگرام اش نوشته است: هر چى فكر ميكنم چى بنويسم كه هم حرف دلم باشه هم با ادب هيچ كلمه اى به زبونم نمياد. فقط ميتونم به اون آدمهايى كه فقط هستن تو اين دنيا كه باشن و زحمت انسانيت رو هم به خودشون نميدن بگم بى شعوريشون برام اهميتى نداره. اگه گاهى بعضى از پستها رو پاك ميكنم به حرمت دوستهاى واقعيمه آخه بعضياشون كوچيكن و هنوز معنىِ خيلى حرفهارو نميدونن از خداى بخشنده و مهربون ميخوام كه به دل اين بندهاشم نگاهی كنه و قلب سياهشون رو با نور الهى روشن كنه.
  26.  
×
×
  • جدید...