نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: دنیای بی ارزش

  1. #1
    SaHaR آواتار ها

    نام عضو
    SaHaR
    عنوان عضو
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    2013/11/03
    محل سکونت
    yazd
    نوشته ها
    2,107
    تشکر ها
    1,626
    تشکرشده 2,142 بار در 1,051 ارسال

    دنیای بی ارزش

    عاقل تر از آنم که دیوانه بمانم
    حاشا که در این خانه ویرانه بمانم

    این خانه همان است که قبل از من و ما بود
    در خانه نماندند که در خانه بمانم

    این خانه بماند چه بمانم چه نمانم
    حیف است که در خانه بیگانه بمانم

    دنیا همه اش غصه و اندوه و نیاز است


    با مرگ حیاتی است که جانانه بمانم
    دلی که بشکند فریادش رو نمیفهمی.
    ولی نفرینش تو رو به زمین میندازد

  2. #2
    SaHaR آواتار ها

    نام عضو
    SaHaR
    عنوان عضو
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    2013/11/03
    محل سکونت
    yazd
    نوشته ها
    2,107
    تشکر ها
    1,626
    تشکرشده 2,142 بار در 1,051 ارسال
    تنهــایے یعنے : بیــטּ آבمــآیے بــآشے ؛ کـہ میگــטּ בوستت בآرטּ !


    وَلــے ....
    کـِـنار בلـتنگـیــآت نیـستَــטּ...

    دنیای بی ارزش

    دلی که بشکند فریادش رو نمیفهمی.
    ولی نفرینش تو رو به زمین میندازد

  3. #3
    SaHaR آواتار ها

    نام عضو
    SaHaR
    عنوان عضو
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    2013/11/03
    محل سکونت
    yazd
    نوشته ها
    2,107
    تشکر ها
    1,626
    تشکرشده 2,142 بار در 1,051 ارسال
    دنیای بی ارزش

    گنجشک میخندیدبه اینکه چرا هروز بی هیچ چشم داشتی براش دانه میپاشم؟ومن غرق در اندیشه که حتی او هم محبت را خریدنی یافته است
    دلی که بشکند فریادش رو نمیفهمی.
    ولی نفرینش تو رو به زمین میندازد

  4. #4
    SaHaR آواتار ها

    نام عضو
    SaHaR
    عنوان عضو
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    2013/11/03
    محل سکونت
    yazd
    نوشته ها
    2,107
    تشکر ها
    1,626
    تشکرشده 2,142 بار در 1,051 ارسال
    خدا حافظ دنیای بی ارزش


    این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزند
    از وقتي كه مردم
    دلتنگي هايم چندين برابر شده است
    يادت هست؟
    حتي آن روزها كه تمام ثانيه هايش را
    با تو بودن خرج مي كردم
    آرام و بي صدا مي گفتمت
    دلتنگم
    و اين دلتنگي لعنتي هيچگاه رهايم نكرد
    تا لحظه ي مرگ

    مرا از تنهایی چه باک که بی آن تنها تر از تنهایی ام
    خسته ام
    خسته ام از این زنده بودن های بیهوده
    خسته از اغوش سرد ٬از بی وفایی
    من از این زندگی ها سخت بیزارم
    خسته ام
    خسته از دل بستن و عاشق نبودن
    من مرگ را در اغوش میگیرم
    من به خدا سلام میکنم ...
    دلی که بشکند فریادش رو نمیفهمی.
    ولی نفرینش تو رو به زمین میندازد

  5. کاربر مقابل از SaHaR عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ALI (2013/12/27)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •