سلام ، آیا این بازدید اول شماست ؟ یا
نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4
Like Tree2Likes
  • 2 Post By SaHaR

دنیای بی ارزش

This is a discussion on دنیای بی ارزش within the دل نوشته های زیبا forums, part of the انجمن دل نوشته ها category; عاقل تر از آنم که دیوانه بمانم حاشا که در این خانه ویرانه بمانم این خانه همان است که قبل ...

  1. #1
    عضو فعال و مفید
    SaHaR آواتار ها

    ...........بعضی وقتا حس میکنم راه رفتنی رو باید زودتر رفت...........

    دنیای بی ارزش





    کام به کام،سایتی متفاوت در پهنای وب


    عاقل تر از آنم که دیوانه بمانم
    حاشا که در این خانه ویرانه بمانم

    این خانه همان است که قبل از من و ما بود
    در خانه نماندند که در خانه بمانم

    این خانه بماند چه بمانم چه نمانم
    حیف است که در خانه بیگانه بمانم

    دنیا همه اش غصه و اندوه و نیاز است


    با مرگ حیاتی است که جانانه بمانم
    بچها بدی و خوبی دیدین حلال کنید یه مدت به علت مشکل شخصی نمیام مراقب دوستایاتون باشید هرکی امضامو خوند متوجه میشه من نمیام


  2. #2
    عضو فعال و مفید
    SaHaR آواتار ها

    ...........بعضی وقتا حس میکنم راه رفتنی رو باید زودتر رفت...........




    تنهــایے یعنے : بیــטּ آבمــآیے بــآشے ؛ کـہ میگــטּ בوستت בآرטּ !


    وَلــے ....
    کـِـنار בلـتنگـیــآت نیـستَــטּ...

    دنیای بی ارزش

    بچها بدی و خوبی دیدین حلال کنید یه مدت به علت مشکل شخصی نمیام مراقب دوستایاتون باشید هرکی امضامو خوند متوجه میشه من نمیام


  3. #3
    عضو فعال و مفید
    SaHaR آواتار ها

    ...........بعضی وقتا حس میکنم راه رفتنی رو باید زودتر رفت...........




    [Only registered and activated users can see links. ]

    گنجشک میخندیدبه اینکه چرا هروز بی هیچ چشم داشتی براش دانه میپاشم؟ومن غرق در اندیشه که حتی او هم محبت را خریدنی یافته است
    بچها بدی و خوبی دیدین حلال کنید یه مدت به علت مشکل شخصی نمیام مراقب دوستایاتون باشید هرکی امضامو خوند متوجه میشه من نمیام


  4. #4
    عضو فعال و مفید
    SaHaR آواتار ها

    ...........بعضی وقتا حس میکنم راه رفتنی رو باید زودتر رفت...........




    [Only registered and activated users can see links. ]


    این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزند
    از وقتي كه مردم
    دلتنگي هايم چندين برابر شده است
    يادت هست؟
    حتي آن روزها كه تمام ثانيه هايش را
    با تو بودن خرج مي كردم
    آرام و بي صدا مي گفتمت
    دلتنگم
    و اين دلتنگي لعنتي هيچگاه رهايم نكرد
    تا لحظه ي مرگ

    مرا از تنهایی چه باک که بی آن تنها تر از تنهایی ام
    خسته ام
    خسته ام از این زنده بودن های بیهوده
    خسته از اغوش سرد ٬از بی وفایی
    من از این زندگی ها سخت بیزارم
    خسته ام
    خسته از دل بستن و عاشق نبودن
    من مرگ را در اغوش میگیرم
    من به خدا سلام میکنم ...
    mehdi shamloo and ALI like this.
    بچها بدی و خوبی دیدین حلال کنید یه مدت به علت مشکل شخصی نمیام مراقب دوستایاتون باشید هرکی امضامو خوند متوجه میشه من نمیام


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •