رفتن به مطلب

Soaa

عضو سایت
  • تعداد ارسال ها

    104
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    5

آخرین بار برد Soaa در 18 تیر 1397

Soaa یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

585 Excellent

درباره Soaa

  • درجه
    عضو کام به کام
  • تاریخ تولد تعیین نشده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,033 بازدید کننده نمایه
  • ALI

  1. Soaa

    یاسی کجاست؟ [پفیلا]

  2. Soaa

    [پفیلا] خیلی نیستیا
  3. Soaa

    دوست

    خوب دقت کن میفهمی رفیق لاف رفاقت زده
  4. دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود هم عفاالله صبا کز تو پیامی میداد ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود من سرگشته هم از اهل سلامت بودم دام راهم شکن طره هندوی تو بود بگشا بند قبا تا بگشاید دل من که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود حافظ
  5. Soaa

    دوست

    چرا چشات چپ شده[پفیلا]
  6. Soaa

    [پفیلا] نیستی
  7. فردی دو سیب داشت. سیب کوچک تر را به دوستش داد. دوستش گفت که کارت را نپسندیدم چرا که در تقسیم، سهم بیشتر را به خودت دادی. من اگر بودم سیب بزرگ تر را به تو می دادم. او گفت پس چرا دلخوری !؟ تو الان هم سیب کوچک تر را داری …
  8. کتاب نخوانید، هیچ چیز نمی شود! سکانس اول توی فرودگاه نشسته ام. یک ایرانی آن ور چیپس می خورد، ایرانی دیگر انگشت دستش را تا میانه در گوش خود فرو کرده و با تکانه ی زیاد در حال تکان دادن است ایرانی دیگر که خودم باشم، آهنگ گوش میکنم و... آن ور سالن اما یک توریست خارجی که کمه کم ۸۵ سال سن دارد، پاهایش را - بدون اینکه کفش هایش را در آورده باشد- روی چمدانش گذاشته و سخت مشغول مطالعه است چنان که هیچ چیز جلب توجه کنی، توجه او را جلب نمی کند. خب با این سن کتاب بخواند که چه شود؟ این اولین سوال یک ایرانی که خودم باشم خب مگر کتاب بخوانی منفعت و مالی می بری؟ اینم دومین سوال یک ایرانی که خودم باشم سکانس دوم توی رستورانی نشسته ام در همان شهر یک گروه توریستی فرانسوی وارد می شوند، همه سالمند با بگو و بخند شام میل می کنند و بعد سرحال تر از من به هتلشان برمی گردند اما پیرمرد و پیرزن ایرانی که پدر و مادر خودم باشند، اولا از بس خودشان را صرف فرزندانی چون من کرده اند، هزار جور درد و بیماری گرفته اند و ثانیا وقتی می گویی مادر جان فلان کار را یاد بگیر، رانندگی یاد بگیر، می گویند از ما گذشته پیر شدیم در حالی که تازه در آستانه پختگی و بلوغ کامل فکری هستند ارتباط این دو سکانس چیزی جز همان کتاب هایی که آنها می خوانند و ما نمی خوانیم نیست طیاره ای که آنها می سازند و ما نمی توانیم فرقش در همین کتاب خواندن ها و دانستن ها و میل به شکوفا شدن ها و شکوفا کردن هاست پیشرفتی که آب در دهان امثال من و هم سن و سالانم می اندازد که برویم آنجا زندگی کنیم و همین دانش اندکی را هم که داریم در خدمت آنها بگذاریم مگر اینکه گوشه چشمی به ما داشته باشند و چشم انعام ز انعامی چند داشته باشیم هم حاصل همین کتاب خواندن های آنها و نخواندن های ماست ولو با تاثیر غیر مستقیم کتاب نخوانیم کارهای مهمتری داریم سرک کشیدن به کار این و آن و مسخره کردن آنها چک کردن مداوم اینستاگرام و لایک کردن چرند و پرندیات حرف های بی سر و ته و ... خیلی کارهای دیگر جالب این است که توجیه مان هم این است که وقت نداریم اما گیم آو ترونز را در سه روز می بینیم! چه کاری است آخر؟ کتاب نخوانیم!
  9. تصمیم_گیری در خلال جنگ جهانی دوم، نیروی هوایی انگلستان و آمریکا به دنبال کاهش تلفات بمب افکن های خود بودند. رهبران نظامی به این نتیجه رسیده بودند که باید زره تقویتی بیشتری به هواپیماهای خود اضافه کنند تا آنها را در برابر آتش ضدهوایی و جنگندهها حفاظت کند؛ اما افزودن زره به همه قسمتهای هواپیما امکانپذیر نبود و سرعت آن را کم میکرد؛ بنابراین آنان باید تصمیم میگرفتند که به کدام قسمتهای هواپیما زره بیفزایند. برای این منظور آنان شروع به جمع آوری داده کردند. پس از هر مأموریت هواپیماهایی را که بازگشته بودند بهدقت بررسی می کردند و تعداد آسیبهای ناشی از ترکشها و گلولهها و جای آنها را روی هواپیما مشخص می کردند. بهتدریج معلوم شد الگوی خاصی در توزیع آسیبها روی هواپیما وجود دارد. بیشتر آسیبها روی ناحیه بال و بدنه هواپیما بود. بر این اساس کارشناسان نظامی نتیجهگیری کردند ازآنجاکه بیشترین گلولهها به نواحی بال و بدنه هواپیما اصابت کرده پس این قسمتها نیازمند زره حفاظتی بیشتر هستند. در نگاه اول این نتیجهگیری درست به نظر میرسد. آبراهام والد با این نتیجهگیری کاملاً مخالف بود. او جزء ریاضیدانی بود که در جنگ جهانی دوم برای ارتش آمریکا کار میکرد. والد نشان داد که خطای مهمی در تحلیلها صورت گرفته چراکه نتیجهگیری تنها بر اساس دادههای هواپیماهایی است که از مأموریت بازگشتهاند؛ اما در مورد هواپیماهایی که در طول مأموریت سقوط کردند، چه میدانیم؟ او نشان داد که دقیقاً برعکس، آن قسمتهایی از هواپیما نیاز به حفاظت دارند که کمترین اصابت را داشتهاند. درواقع نقاط آسیب در هواپیماهای بازگشتی بیانگر آن است که اگر هواپیما در این نقاط هدف قرار داده شود، با احتمال بیشتری میتواند سالم بازگردد. پیشنهادهای والد در عمل به بهبود نرخ برگشت هواپیماها کمک کرد. سوگیری بازماندگی (Survival Bias) یک خطا در استدلال است و زمانی پیش میآید که تنها بر روی افراد یا چیزهایی که از یک فرآیند انتخاب گذشتهاند، تمرکز کنید و آنهایی را که نتوانستند عبور کنند، عمدتاً به این خاطر که دیگر قابلمشاهده نیستند، نادیده بگیرید. بهعنوانمثال، ساختمانهای با ساخت مستحکم، معماری زیبا، کاربری خوب و نگهداری مناسب در چندین نسل دوام میآورند و باقی میمانند. افراد ممکن است تنها با مقایسه ساختمانهای قدیمی باقیمانده با ساختمانهای امروزی اینطور نتیجه بگیرند که درگذشته ساختمانهای بهتری ساخته میشده است؛ اما آنان هزاران بنای دیگر را که درگذشته خوب ساخته نشدهاند و در طول زمان از بین رفتهاند و دیگر قابلمشاهده نیستند، در نتیجهگیری خود لحاظ نمیکنند. این سوگیری میتواند برای آثار هنری برجسته گذشته که در طول زمان از رقابت سربلند بیرون آمدهاند و مقایسه آن با آثار هنری معاصر مصداق پیدا کند. یکی از دلایل وجود حس نوستالژی نسبت به گذشته این نوع مقایسههاست. می خواهید استیو جابز بعدی باشید؟ از دانشگاه انصراف بدهید و با یکی از رفقای خود در گاراژ خانه پدری یک کسب و کار راه بیندازید! اما چند نفر مدل استیو جابز را جلو رفتند و شکست خوردند؟ کسی نمی داند، درباره آنها کتابی نوشته نمی شود کسی آنها را نمی بیند. اما براساس اتحادیه سرمایه گذاران خطرپذیر آمریکا تنها 13 درصد استارتاپ ها به مرحله عرضه سهام خود در بورس می رسند یا می توانند آن را بفروش برسانند. من در مقاله زیر نشان می دهم چطور کتاب های موفقیت مانند "از خوب به عالی" جیم کالینز به طور سیستماتیک دارای خطا هستند. این مثالها روشن میکند که برای نتیجهگیری نیاز دارید تا به همه نمونهها توجه کنید حتی نمونههایی که بلافاصله نمیتوانید آنها را مشاهده کنید. همینطور روشن میکند یادگیری از شکستها همواره فرآیند سادهای نیست. یادگیری نیازمند مشاهده و بررسی دقیق و فراتر رفتن از فرضیات سطحی است. وقتی تنها به نمونههای موفق نگاه میکنید ممکن است از رفتارها و اشتباهات مهلکی که نمونههای ناموفق به آن دچار شدند، غفلت کنید. شاید به همین دلیل است وقتی از آن حکیم پرسیدند “ادب از که آموختی؟” پاسخ داد: “از بیادبان”. نویسنده: فرزاد مینویی
  10. Soaa

    [پفیلا] منم خوشحالم که زنده ام[پفیلا]

    شومام دیگه پیداتون نیستش پ[پفیلا]

  11. ALI

    امیر داداش خوشحالم که هنوز زنده ای[خنده 2]

  12. Soaa

    [پفیلا][پفیلا][پفیلا][پفیلا]
  13. یه چیز دیگه همین پروف خودتو پیشفرض کل انجمن کن

     

    مال من همش سفیده شخصی سازی هم نمیتونم بکنم[پفیلا]

  14. سلام

     

    فک کنم یه بخش مربوط به کتاب و اینا کم دارم میشه لطفا اضافه کنید

     

    کلا یه بخش جدا برای خودش[پفیلا]

  15. شاید محل دقیق سر و تهخیاراهمیت چندانى تو زندگى روزمره نداشته باشه،اما وقتى با جمله ى "زندگى به سان ته خیار تلخ است" به زندگى تشبیه مى شه،جاى بحث داره!مثلاً قسمت تلخ خیار که همه به اسم ته خیار مى شناسیم در واقع ته خیار نیست بلکه آغاز زندگى خیاره! چیزى که ما نسبت به عادت اشتباه فکر مى کنیم. ته خیار دقیقا همون قسمتیه که گل پژمرده ى کوچیکى بهش چسبیده،همونجا که خیار دیگه رشد نمى کنه و قد نمى کشه.و این یعنى پایان زندگى خیار! گٌلِش هم دقیقا شبیه همون گلهاییه که روز آخر برامون میآرن.[پفیلا] ته خیار از هوشنگ مراد کرمانی
×
×
  • جدید...