رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
COMBECOM

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'استاد'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالارهای گفت و گو كام به كام
    • انجمن کامپیوترو اینترنت
    • انجمن موبایل و پی دی ای
    • انجمن خودرو و رانندگی
    • انجمن دانشگاه و تحصیل
    • انجمن اخبار ایران و جهان
    • انجمن فرهنگ و هنر
    • انجمن خانواده و زیبایی
    • انجمن جهانگردی و توریستی
    • انجمن سرگرمی
    • انجمن روابط عمومي كام به كام

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی

دسته ها

  • نرم افزار کامپیوتر

دسته ها

  • راهنمای سایت

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

23 نتیجه پیدا شد

  1. مدرس دانشگاه وقتی به سر قرار رفت تا با دوستانش سوار بر خودرو به گردش برود هدف تعقیب و گریز مرگبار پلیس قرار گرفت. کام به کام به نقل ازروزنامه ایران: مدرس دانشگاه وقتی به سر قرار رفت تا با دوستانش سوار بر خودرو به گردش برود هدف تعقیب و گریز مرگبار پلیس قرار گرفت. دوستان این جوان که پس از بزم مستانه با شنیدن دستور ایست پلیس به حرکات خطرناک دست زده بودند با شلیک ۲۷ گلوله از سوی مأموران به خود آمدند اما کار از کار گذشته و استاد جوان هدف دو گلوله مرگ قرار گرفته بود. قاضی «شهریاری» دادستان جنایی تهران به بازپرس «درودگر» از شعبه ۴ دادسرای ناحیه ۲۷ دستور داده است از این شلیک مرگبار در شامگاه ۲۲ بهمنماه سالجاری رازگشایی کند. در روند قضایی این پرونده همزمان با بازداشت مأمور پلیس که در محدوده باغفیض تهران وظیفه گشتزنی داشته است بازپرس درودگر به تیمی از کارشناسان رسمی و اسلحهشناسهای تشخیص هویت مأموریت داده با بررسی صحنه تیراندازی، تعداد گلولههای شلیک شده و چگونگی اصابت گلولهها به استاد دانشگاه، نظریه علمیشان را برای تصمیمگیری قضایی در اختیارش قرار دهند. بنابر این گزارش، ساعت ۱۱ شب ۲۲ بهمنماه استاد دانشگاهی به نام «علیرضا» در سناریوی دردناکی کشته شد. بررسیها نشان داده است علیرضا با دو دوستش نزدیکی پارک شاهد در ابتدای سردار جنگل قرار داشت و وقتی سوار خودروی آنها شده در صندلی عقب نشست غافل از اینکه به ایستگاه پایان زندگیاش رسیده است. چند دقیقه از حرکت خودروی آنها نگذشته بود که مأموران پلیس دستور ایست دادند و دوستان استاد دانشگاه در برابر حیرت او به جای توقف پا روی پدال گاز گذاشتند تا اینکه صدای شلیک مأموران پلیس بلند شد و عجیب اینکه راننده باز اعتنایی به این تیراندازیها نداشت تا اینکه پلیس سد راه حرکت آنها شد و در زمان دستگیری همه از دیدن جسد خونآلود علیرضا شوکه شدند. وقتی متخصصان اورژانس خود را به محل حادثه رساندند و دیدند استاد جوان با اصابت گلوله کشته شده است سریع ماجرای این تیراندازی مرگبار به بازپرس درودگر مخابره شد. این در حالی بود که دوستان علیرضا که به خاطر مصرف الکل در شرایط عادی نبودند بازداشت شدند و بازپرس جنایی تهران تحقیقات تخصصی ویژهای را برای بازجویی از عامل تیراندازی و دو دوست استاد دانشگاه آغاز کرد. گفتوگو با پدر علیرضا پدر علیرضا گفت: چند روز از پسرم که استاد دانشگاه بود اطلاعی نداشتم تا اینکه با پرسوجو از دوستان وی متوجه شدم که پلیس در پی تعقیب خودروی دوستان پسرم اقدام به تیراندازی کرده است و پسرم از ناحیه سینه هدف گلوله قرار میگیرد و کشته میشود. وی افزود: میدانیم که دوستانش پس از بازداشت آزاد شدهاند اما عامل تیراندازی هنوز بازداشت است، به ما نیز گفتهاند در حال تحقیق هستند و خودشان ما را در جریان قرار خواهند داد. همسر علیرضا نیز گفت: اطلاع دقیقی از چگونگی مرگ همسرم ندارم، فقط میدانم که بیدلیل هدف گلوله قرار گرفته و جانش را از دست داده است. «محمود محمدی» دایی این مدرس دانشگاه گفت: خواهرزادهام پسری نجیب و مهربان بود و اخلاق فوقالعاده خوبی داشت. او پنج سال پیش ازدواج کرد، نمیدانم چرا باید اینجوری از میان ما برود. چهار روز همه نگران شده بودیم تا اینکه دوستانش اطلاع دادند علیرضا وقتی پلیس به خودروی دوستانش ۲۷ گلوله شلیک کرده هدف دو گلوله قرار گرفته و کشته شده است و وقتی به پزشکی قانونی مراجعه کردیم آنها علت دقیق مرگ را خونریزی داخلی و پارگی ریه اعلام کردند.
  2. درگذشت استاد آندرانیک كه از بزرگان موسيقى سرزمين ما است، را به تمامی مردم ایران و جامعه هنری تسلیت میگویم روحش شاد و يادش گرامى «با من نیاز خاک زمین بود، تو پل به فتح ستاره بستی...»
  3. به گزارش روابط عمومی مجله کام به کام و به نقل از عصر ایران: آئین رونمایی و اهدا خودرو مرحوم استاد محمدحسین شهریار به موزه استاد شهریار با حضور صادق نجفی شهردار تبریز در محل هتل گسترش تبریز ،برگزار شد.
  4. به گزارش روابط عمومي انجمن كام به كام و به نقل از خبرگزاری مهر: حسین علیزاده آهنگساز و موسیقیدان موضع روشن خود را نسبت به اهدای نشان شوالیه از سوی دولت فرانسه، طی نامه ای مطرح کرد. متن نامه به شرح زیر است: «به نام آنکه هنر را آفرید شاید نوشتن این نامه، دشوارترین و زیباترین لحظه عمرم را رقم می زند. از روزهایی دور، از کوچه پس کوچه های خیابان خیام تا دبستان حافظ. از خیابان خواجه نظام الملک تا هنرستان موسیقی. از خیابان درختی تا مسیر دانشگاه تهران، از مسیری تا مسیری سیر شد... از صدها کوچه و شهر و دیار گذشتم اما به شوق هفت شهر عشق در خم کوچه ای به انتظار ماندم و می مانم. چه با شکوه است یاد مادرم و یاد پدرم که برایم خودآموز عشق اند. و چه با شکوه است ستایش آموزگارانی که واژه مقدس هنر را در من دمیدند. سال هاست به پاس حق شناسی شان دل می نوازم و چه بزرگ مردمی که دل می دهند، می سازند و می پرورانند هنرمندشان را. هنر فراتر از هر مرزی حکایتی است آشنا برای هر انسان. پیام آور عشق، صلح، دوستی، برادری و برابری. نقشی است تا ابد برای هر دلی که می تپد در دیار من و دیاری دگر. هنرمند در دیار خود ساخته می شود تا بپروراند جهانی را. موسیقی کهن ایران، طنین تاریخ مردمی است با شکوه. عشق، شجاعت و ایثار از تک تک نغمه هایش جاری است. و افتخار واژه ایست که مردم به هنرمند هدیه می دهند؛ همان طور که ما به هنرمندان بزرگ خود و جهان افتخار می کنیم، مردم هنردوست جهان نیز به بزرگان ما افتخار می کنند. مرا مردم هنردوست و هموطنان عزیز و بزرگم بارها به اوج افتخار رسانده اند. افتخاری که در بلندای وجود و در دستان گرمشان بود و حالا... نغمه عشق و محبت و سپاس از دیاری دگر با عنوان و معنی خاص. نه در ستایش من، بلکه در ستایش هنر و هنرمند و چه زیباست نام ایران بر بال هنر، در پرواز از دیاری به دیاری و از مردمی به مردمی. اگر سیاهی جنگ و کینه و نابرابری در دنیای قدرت حاکم است، نغمه های عشق در دل مردم جهان فراتر و با قدرتی جاودانه نیز حاکم است. اگر سفیر سیاسی و فرهنگی کشور فرانسه، هدیه ملت با فرهنگ فرانسه را به سینه هنرمندان بزرگ ما نصب می کند، آن را ارج می نهیم و ما نیز ستایش می کنیم ستارگان پر افتخار تاریخ خود را. شاید اگر در دیار ما توجه و درک از هنر والای موسیقی همان طور که نزد مردم است، نزد مسئولان - که باید خدمتگزاران تاریخ و فرهنگ و هنر باشند- می بود، یک هدیه و عنوان غیر خودی این همه انعکاس نداشت. وقتی در فضای هنری نور کافی نباشد، چراغی کوچک خورشید می شود. و اما من ضمن قدردانی از مسئولین کشور و سفارت فرانسه، به احترام مردم هنر پرور و هنر دوست ایران، به نام حسین علیزاده قناعت کرده و تا آخر عمر به آن پیشوند و یا پسوندی نخواهم افزود. در آخر ضمن تبریک به تمام بزرگان ایران و جهان که نشان با ارزش شوالیه را دریافت کرده اند، خود را بی نیاز از دریافت هر نشانی دانسته، همچنان اندر خم کوی دوست و به شوق عشق تا آخر عمر خواهم ایستاد. با سپاس از تمام مردم هنردوست ایران و جهان»
  5. این پسره خیلی طبیعی صداشو شبیه دختر میکنه و زنگ میزنه به استادشون. میخواد استاد رو تحریک کنه تا بیرون دانشگاه باهاش قرار بزاره حدس میزنید استاد چه جوابی میده؟ دانلود: دانلود سرکار گذاشتن استاد با صدای دختر mp4
  6. [h=2]اینجاست که استاد شهریار با کلاه پهلوی میبینید[/h]
  7. استادی در یکی ازدانشگاه های خارجی ب شاگردان میگوید:بچه هاتخته رومیبینید? همه میگن آره. میگه منو میبینید..میگن اره.. لامپ رومیبینید?میگن اره .... میگه خدا رومیبینید?میگن نه... میگه پس خداوجودنداره.. ی مسلمانی بلندمیشه میشه میگه بچه ها منو میبینید:میگن اره.. میگه تخته رومیبینید.. میگن اره میگه مغزاستاد رو میبینید:میگن نه.. میگه پس استادمغز نداره... ب افتخارهمه مسلمانا...
  8. دانلود در انجمن كام به كام: formool_fizik_(clip3nter.org).wmv
  9. نوشته میترا تهرانی خیام، فیلسوف، ستاره شناس، ریاضی دان، رباعی سرای عاشق ایران و ایرانی، در هفتاد سال حیاتش، زندگی ساده و مملو از علم و دانشی را همراه با گوشه گیری برای خود بر گزیده بود. از زمان فوت خیام در سال ۵۱۰ خورشیدی تا سال ۱۳۳۵، بنای آرامگاه او خرابه مانندی بیش نبود، تا آنکه مهندس هوشنگ سیحون که در آن زمان ناظر ساخت و سازهای انجمن آثار ملی به همراهی حسین جودت بود، آرامگاه را از مکان قبلی (چسبیده به امامزاده محروق) به مکان فعلی انتقال داد و پروسه طراحی و ساخت این بنا تا سال ۱۳۴۱ ادامه یافت. مقبره خیام از لحاظ خلاقیت و ساخت و معماری یکی از مهمترین ساختمان های زمان خود است. ارتفاع آن ۲۲ متر و استخوان بندی اش بتنی با هسته ی فلزی است. “اجزاء مثلثی شکل اطراف مقبره شکل خیمه را تداعی می کنند واین اشاره به نام خیام است” سیحون درباره ساخت این آرامگاه می نویسد: “شنیده بودم که خیام گفته بود گور من در موضعی باشد که هر بهاری شمال بر من گل افشانی کند. بنابراین بنای یادبود باید طوری ساخته می شد که باز باشد و این خواسته خیام انجام شود.” هم اکنون بنا در میان درختان کاج تنومند و زردآلو قرار دارد، استاد هوشنگ سیحون ادامه می دهد: “خیام در واقع سه شخصیت دارد، ریاضی دان، منجم و شاعر -که باید هر سه شخصیت در بنا نشان داده می شد.” برای دانستن نکاتی در مورد این شاهکار معماری و آشنایی با خالق آن، استاد هوشنگ سیحون که دیروز درگذشت، با ما همراه باشید. این بنا ۱۰ پایه دارد، عدد ۱۰ اولین عدد دورقمی ریاضی و پایه ی اصلی اعداد است. از هر پایه دو تیغه مورب به صورت مارپیچ به سمت بالا می رود تا با یکدیگر تلاقی کنند، سقف بنا را بسازند و از سمت دیگر فرود آیند که خود یکی از اشکال پیچیده ریاضی است. این شکل هندسی و عدد ۱۰ هر دو سمبل دانش ریاضی خیام است. بر خورد تیغه ها با یکدیگر، فضاهایی پر و خالی و به خصوص در بالا ستاره هایی درهم را به وجود می آورد که از لا به لای آنها آسمان آبی نیشابور پیدا است و به تدریج به طرف نوک گنبد، ستاره ها کوچکتر می شوند و درآخر یک ستاره پنج پر آنها را کامل می کند. این ستاره ها و نقش آسمان، اشاره به شخصیت منجم خیام دارند. و اما برخورد تیغه ها با هم، ده لوزی بزرگ می سازند که با کاشی کاری هایی به خط نستعلیق شکسته و به روش خطاطان بزرگی مثل میرعماد، به شکل انتزاعی و مدرن از رباعیات خیام پر شده اند. از آنجا که شکسته نستعلیق خطی کاملا ایرانی است، ایرانی دوست بودن شاعر در بنا لحاظ شده. رباعیات را استاد جلال همایی انتخاب کرد و زیبا نویسی ها توسط مرتضی عبدالرسولی انجام شد. در تاریخ معماری ایران این اولین بار بود که خط شکسته نستعلیق در تزئینات یک بنا به کار می رفت. از داخل نیز همین لوزی ها پر از شعر با نقش گل و برگ و پیچک، با کاشی معرق تزیین شدند و تماما اشاره به شخصیت شاعر خیام دارند. استاد سیحون در جایی گفته اند: “دور تا دور برج در کنار چشمه سارها، یک دایره وسیع به مرکز خود برج ساخته شد. همه از سنگ گرانیت با اجزاء مثلثی شکل و تورفتگی ها و برون آمدگی هایی که تا اندازه ای شکل خیمه را تداعی می کنند واین اشاره به نام خیام است. چون پدرش خیمه دوز بود و نام او به همین مناسبت انتخاب شد.” “از طرف دیگر حوض ها [را] با کاشی فیروزه [داریم] که در مجموع قسمتی از ستاره را نشان می دهند، به تعداد هفت پر به مفهوم هفت فلک و هفت آسمان و هفت تپه [که] باز اشاره به افلاک و نجوم، دانش دیگر خیام است. روی هم رفته مجموعه در یک حال و هوای شاعرانه با درختان تنومند در اطرافش ساخته شد و همان طور که خواست خود خیام بوده کاملا باز است و مزارش [در] بهاران گل افشان.” درباره پدر معماری مدرن ایران “افتخار مى کنم که ایرانى هستم و افتخار مى کنم که درهنگام تولد، ایران عزیز به من این امکان را داده است که پایم را روى خاک مقدسش بگذارم.” استاد هوشنگ سیحون دیروز ۵ خرداد ۱۳۹۳ در سن ۹۳ سالگی و با کارنامه ای غرور انگیز و تاثیر گذار در راه اعتلای نام فرهنگ و معماری ایران وداعی تلخ با جامعه ی فرهنگی و هنری ایران زمین داشت. او پدر معماری مدرن ایران و جزو اولین فارغ التحصیلان دانشکده ی هنرهای زیبا بود و در ضمن، استاد و یک دوره نیز رئیس این دانشگاه. این دانشگاه در سال ۱۳۱۹ توسط عده ای از مهندسان فرانسوی و شاگردان کمال تاسیس شد و استاد سیحون که از خانواده ای هنرمند و عاشق نقاشی بود در همان سال شروع به تحصیل در این دانشگاه کرد. اولین اثر او که مصادف با فارغ التحصیلی اش از دانشگاه هنرهای زیبا بود، طرحی بود که در مسابقه دولت و راه آهن ایران برای ساختمان ایستگاه راه آهن شرکت کرد و رتبه اول را برای او آوردن. پس از آن طرح آرامگاه بو علی سینا در مسابقه دیگری اول شد. او که شاگرد اول دانشکده بود جهت تحصیل در فرانسه بورس شد و دکترای خود را از فرانسه گرفت و سپس به ایران بازگشت. او در سال های واپسین عمرش در آمریکا و کانادا اقامت داشت اما قلبش برای ایران می تپید. او حتی انتخاب مصالح ساخته های خویش را منطبق با خصوصیات شخصیتی هر یک از بزرگان انجام می داد. این استاد بزرگ آثار متعدد و فوق العاده زیبایی را در کارنامه خود دارد. او در کتاب «نگاهی به ایران» درخصوص بنای آرامگاه نادر شاه افشار مینویسد: “ماده اصلی ساختمان از سنگ خارای منطقه کوهسنگی مشهد، مشهور به سنگ هر کاره است. این سنگ یکی از مقاوم ترین سنگ هایی است که در ایران وجود دارد.” او دلیل این انتخاب را اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه افشار میداند و در ادامه مینویسد: “شکل کلی مقبره نادر به شکل شش ضلعی متناسبی است که شکل سیاه چادرهایی را تداعی می کند؛ دلیل این امر همین نکته است که نادر به جای کاخ، در زیر چادر زندگی میکرد.” از آثار مشهور او می توان به آرامگاه خیام، فردوسی، کمال الملک، نادرشاه افشار، کلنل محمدتقی خان پسیان، و ده ها مقبره و آرامگاه دیگر و نیز طراحی بنای «موزه توس» و همچنین ساختمان بانک سپهدر میدان توپخانه تهران اشاره کرد. او در نقاشی نیز صاحب سبک بود و در سال ۱۹۷۲ میلادی (۱۳۵۱ شمسی) به همراه نقاشانی صاحب نام از جمله پیکاسو و سالوادور دالی در نمایشگاهی در ماساچوست شرکت کرد و با کارهای پر پیچ و تاب خطی اش توجه همه منتقدین را به خود جلب کرد. خطوط نقاشی های او هیچگاه همدیگر را قطع نمی کنند. هنوز کسی نیست که طرحی مانند نقاشی های او خلق کند. منبع: wikipediakianavahdatimemarfaarchi-classiccitytombshabestanisnaflickr
  10. [h=1]پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به مناسبت بزرگداشت استاد احمد مهدویدامغانی[/h] علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی به مناسبت بزرگداشت استاد احمد مهدوی دامغاتی، از او به عنوان یکی از استوانههای علم و حکمت ایرانزمین در عصر حاضر نام برد. به گزارش روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام به نقل از خبرانلاين: مراسم رونمایی از کتاب «سایه سرو» و بزرگداشت مقام علمی دکتر احمد مهدوی دامغانی عصر روز پنجشنبه اول خرداد با حضور جمعی از مقامات فرهنگی و چهره های ادب و اندیشه کشور از جمله غلامعلی حداد عادل، سیدکمال خرازی، مهدی محقق، حسین انتظامی، مهدی فیروزان، حجتالاسلام و المسلمین سیدمحمد موسوی بجنوردی، محمدرضا شفیعی کدکنی، بهاالدین خرمشاهی و سیدعلی موسوی گرمارودی در موسسه فرهنگی شهر کتاب در تهران برگزار شد. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم پیامی برای این مراسم فرستاده بود که متن کامل آن بدین شرح است: «استاد علامه احمد مهدویدامغانی بیگمان یکی از استوانههای علم و حکمت ایرانزمین در عصر حاضر است. پدر بزرگوار ایشان در شمار علمای بزرگ خراسان بود و طلاب قدیمی مشهدالرضا (علیهالسلام) از ایشان و مقام علمیشان خاطرههایی معطر دارند. استاد احمد مهدویدامغانی فرزند مرحوم آیتالله محمدکاظم مهدویدامغانی در سال 1306 هجری شمسی در بیت علم و فضیلت و تقوا در مشهد مقدس به دنیا آمد. او تحصیلات مقدماتی را در مشهد گذراند و از محضر پرفیض علمای برجسته آن سامان همچون آیتالله میرزامهدی غرویاصفهانی، آیتالله حاجشیخمحمدرضا خداییدامغانی، شیخ محمدتقی نیشابوری و شیخ مجتبی قزوینی بهرهمند شد. وی همزمان با پایان دوره سطح علوم حوزوی به دانشگاه تهران راه یافت و در سال 1333 هجری شمسی با کسب رتبه اول از رشته کارشناسی ادبیات فارسی دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. او در تهران از درس استادانی همچون میرزامهدی آشتیانی، شیخمحمد آملی، علامه محمد قزوینی و جلالالدین همایی استفاده کرد و همچنین اجازه روایت حدیث را از علامه حائریسمنانی و آیتالله العظمی سیدشهابالدین مرعشینجفی دریافت نمود. دکتر احمد مهدویدامغانی در سال 1353 بنا به دعوت دانشگاه مادرید به مدت یک سال جهت تدریس عرفان اسلامی به اسپانیا رفت و پس از بازگشت به ایران تا سال 1364 به تدریس در دورههای کارشناسی ارشد و دکترای زبان و ادبیات فارسی اشتغال داشت. استاد احمد مهدویدامغانی وابسته به یکی از خاندانهای بزرگ معارف خراسان است که نسل اندر نسل، اهل ادب فارسی و عربی و از خطیبان و سخنوران نامی بودهاند. وی از سال 1366 مقیم آمریکا است و در دانشگاههای پنسیلوانیا و هاروارد آمریکا به تدریس ادبیات عرب، فقه و کلام اسلامی اهتمام دارد. از دکتر احمد مهدویدامغانی آثار فراوانی به زبانهای فارسی، عربی، فرانسوی و انگلیسی به رشته تحریر درآمده است. او ارادتی ویژه به پیامبر عظیمالشأن و اهل بیت عصمت و طهارت دارد، آنچنان که معتقد است مردم ساحت مقدس نبوی را نشناختهاند و هیچکس را از اهل بیت عصمت و طهارت بینیاز از حضرت ختمیمرتبت نمیداند و معتقد است ائمه اطهار علیهمالسلام آنچه داشتهاند از آن وجود نازنین و عزیز است و همه آن بزرگواران رودخانههایی هستند که از دریاچه عظیمی سرازیر میشوند و اگر این دریاچه نبود، هیچ یک از این رودخانههای باعظمت وجود نداشتند. حسین بن علی علیهالسلام در ظهر عاشورا همان دعایی را خواند که رسولالله در آغاز جنگ بدر خواند و دعای معروف به ابوحمزه ثمالی امام زینالعابدین همان است که پیامبر در جنگ احزاب خواندهاند. استاد مهدوی با حافظه شگفتانگیز و سرعت انتقال مفاهیمی که دارد، همتای یک دایرهالمعارف زنده و جوشان فرهنگ ایران است. او به گستره شعر سنتی فارسی اشراف دارد، رویدادهای بارز ایام دور را مانند وقایع امروز به یاد میآورد و در عرصه خاطرات فرهنگ نیز آثار ارزشمندی به قلم روان و خط خوش مینویسد و با حلاوت و شیوایی بیان دقایق و ظرایف گفتوگوها را با نکتهسنجی و شیرینی توصیف میکند. از دیگر ویژگیهای استاد مهدویدامغانی، شناخت دقیق او از مردم و فرهنگ نواحی ایران است؛ او در نهانخانه حافظه وسیعش گنجینهای هم برای علم انساب دارد. قاطبه نامداران ایرانی را خوب میشناسد، به خصوص هر صاحبنامی را از وضیع و شریف و فقیر و غنی میتواند بیتأمل توصیف کند. گرچه در این سالها، حضور وی در غرب مایه برکات بسیار بوده است اما به نظر میرسد مجامع علمی ما در داخل باید خود را برای استفاده از محضر ایشان آماده کنند. بزرگداشت چنین شخصیتی بیشک قدردانی از علم است و حرمت نهادن به عالم، تکریم خداوند و پیامبر است، چنان که فرمودهاند: «اکرموا العلماء فانهم ورثهالانبیاء فمن اکرمهم فقد اکرمالله و رسوله» از خداوند متعال برای آن استاد فرزانه، سلامتی و بهروزی و طول عمر مسألت میکنم.»
  11. استاد یکی از دانشگاههای بلژیک، با گفتن شهادتین در حرم مطهر رضوی به دین مبین اسلام مشرف شد. به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از پایگاه اطلاعرسانی آستان قدس رضوی، ریچارد کیلهورد به همراه دوست ایرانی خود به دفتر مدیریت زائران غیرایرانی آستان قدس رضوی مراجعه و بعد از صحبتها و توضیحات اولیه توسط این مدیریت در زمینه اصول و عقاید دین مبین اسلام به اختصار شهادتین را بر زبان آورد و مسلمان شد. وی با اشاره به اینکه در یکی از دانشگاههای کشور بلژیک به تدریس میپردازم، ادامه داد: در حال حاضر در کشور بلژیک سکونت دارم و به عنوان استاد دروس فنی در دانشگاه این کشور به تدریس مشغولم و مذهب من مسیحی کاتولیک بود. این تازه مسلمان 49 ساله، در خصوص دلایل تصمیم خود برای تغییر سرنوشتش و تشرف به دین مبین اسلام، بیان داشت: حدود 5 سال پیش در ذهنم سئوالات بسیاری شکل گرفت که در کشور خودم به هرجا مراجعه کردم حتی کلیسا پاسخ سئوالاتم را نیافتم؛ به صورت خودجوش شروع کردم به مطالعه ادیان مختلف از جمله اسلام و سرانجام این دین را به عنوان کاملترین دین پذیرفتم و پاسخ سئوالاتم را در دین اسلام یافتم. وی بیان داشت: آشنایی با دوستان ایرانی، مالزیایی و مشاهده رفتار و کردارشان باعث شد که من نسبت به شناخت این دین کنجکاوتر شوم و سرانجام گمشده خود را بیایم. ریچارد کلیهورد با اشاره به دیدن اقامه عزای مسلمانان برای امام حسین(ع ) در ماه محرم، ابراز داشت: اعتقاد، عشق و ارادت مردم ایران به ائمه اطهار(ع) به ویژه عزاداری آنان در ماه محرم برایم بسیار جذاب بود و موجب شد بیشتر در زمینه دین مبین اسلام تحقیق کنم. وی عنوان کرد: به توصیه یکی از دوستانم یک هفته پیش به تهران آمدم. از آنجا به مشهد مقدس سفر کردم و به حرم ملکوتی ثامن الحجج(ع) مشرف شدم. این استاد دانشگاه متذکر شد: من نمیتوانم آن چیزی که درباره دین اسلام در قلبم است بیان کنم، اما قبل از اینکه مسلمان شوم، مانند کسی بودم که در بیابان بیآبوعلف، سرگردانم و امیدی به زنده ماندن ندارم، اما با تشرف به دین اسلام و مسلمان شدن دوباره احیاء شدم و از مرگ نجات پیدا کردم. وی بیان کرد: متأسفانه روند مسلمان شدن در کشور بلژیک به کُندی پیش میرود؛ همچنان که یک جریان مثبت برای کشاندن مردم به سمت حقیقت وجود دارد، اما جریانی منفی نیز در مقابل حقیقتجویی مردم مانع ایجاد می کند. ریچارد کلیهورد با اشاره به گسترش دین اسلام در کشورهای اروپایی، بیان داشت: در سالهای گذشته نامی از دین اسلام در کشورهای اروپایی نبود و مردم شناختی در خصوص این دین آسمانی نداشتند، اما در حال حاضر، درخواستها برای شناخت این دین در حال افزایش است و جای امیدواری است که آینده به سمتی پیش میرود که همه به این حقیقت دست یابند. وی در خصوص آشنایی خود با کتاب آسمانی، عنوان کرد: من ترجمه قرآن مجید را به زبان انگلیسی خواندهام و در شناخت راه درست به من کمک شایانی کرده است، اما خیلی علاقمندم که خواندن واژههای قرآن را به زبان عربی هم یاد بگیرم. این تازه مسلمان شده، گفت: حرم امام رضا(ع) بسیار شگفتانگیز است و با فضاهای دیگر متفاوت است. من در این مکان معنوی احساس آرامش میکنم و گویی در فضای ملکوتی و معنوی حرم مطهر رضوی، صدای فرشتگان را میشنوم. در پایان یک جلد کلامالله مجید، هدایا و محصولات فرهنگی به زبان انگلیسی جهت شناخت صحیح بیشتر دین مبین اسلام توسط مدیریت زائرین غیرایرانی آستان قدس رضوی به این تازه مسلمان اهدا شد. فرهنگ
  12. [h=1] پیام "حسین علیزاده" برای درگذشت استاد "محمدرضا لطفی" [/h] "حسین علیزاده"، نوازنده، در پی درگذشت استاد "محمدرضا لطفی" پیام تسلیتی منتشر کرد. به گزارش حوزه موسیقی باشگاه خبرنگاران؛ "حسین علیزاده"، نوازنده، در پی درگذشت استاد "محمدرضا لطفی" پیام تسلیتی را به شرح زیر منتشر کرد. "آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد" محمدرضا لطفى از ما جدا شد... ملت ايران، امروز در سوگ خاطرات و زندگى عاشقانهشان نشستهاند، تا جاودانه نغمههايش را بر لب داشته باشند. ياد و خاطره محمدرضا لطفى جاودان حسين عليزاده ١٢ ارديبهشت ١٣٩٣
  13. شناخت شيوه يك استاد خوشنویسی واحد هنر تبیان زنجان- هر استادي داراي شيوه اي مخصوص به خود است كه با شيوه هاي ديگران تفاوت دارد و خط او بدان شناخته و معروف مي گردد. كلمه ي شيوه كه در رديف آن ربط، اسلوب، سبك، طريقه، روش نيز استعمال مي شود در واقع آن سبك و روش خاصي است كه استادي سالها بدان روش خط نوشته و ميان مردم شايع و شناخته گرديده است . در عالم دو نفر يافت نمي شوند كه خطشان در جميع حروف و كلمات يكسان باشد؛ بلكه هر يك به كيفيتي مخصوص مي نويسد و اين امر به مثال خطوط سر انگشتان اشخاص است كه با هم فرق دارد. بنابراين با اينكه همه ي استادان خط از سابق و لاحق- به يك پيكره ي معيني از اصول و قواعد نوشته و مي نويسند، تفاوت آشكاري ميان خط آنان مشاهده مي شود. اين تفاوت- به حفظ مقام استادي هر يك - همان شيوه است كه بستگي به ذوق و سليقه و دقت نظر و حالات شخصي دارد. در اين مورد ، گذشته از حالات نفساني و روحي و هزاران امور معنوي، اوضاع جسمي استاد نيز دخالت دارد مثلا طول انگشتان و كوتاهي آن در خط موثر است و خط او به بسط و قبض متمايل مي شود، همچنانكه طول قامت و بلندي و كوتاهي پاها در راه رفتن متفاوت مي گردد. شناخت شيوه يك استاد ، برمبنايي بالاتر از اصول و قواعد خط است و آن ريزه كاريهاي ويژه اي است كه در خط خود به كار برده است و در خط ديگري كمتر ديده مي شود، از جمله: گردشهاي خاص، درازي و كوتاهي مدّات، گودي و كم عمقي در مدّات و دايره ها و تيزي و تندي و ملايمت، خشكي و نرمي ، فربهي و لاغري، انبساط و انقباض، صافي و صفا و گرفتگي، سواد و بياض در حلقه ها و گره ها و غيره و اعتدال ميان اين همه در رموز و قرار نقطه ها و ... مثلا مرحوم دكتر بياني در كتاب «احوال و آثار» به يك نكته از نكات بسيار شيوه اشاره كرده و گفته است: «نكته دقيقي در سبك نستعليق ميرزا محمد رضا كلهر هست و آن اينكه به قدرتي كه در كتابت و مشق داشته و هر حرف مفرد يا حروف مركبي را يك قلم مي نگاشته، تمام حركات قلم در خط او مشخص و مانند اين است كه مثلا در يك حرف «ي» كه از سه حركت متمايز تشكيل مي يابد اين سه جزء ، مجزا است كه به يكديگر پيوسته گرديده است. اين شيوه پس از ميرزا توسط شاگردان و پيروانش پيروي شد ولي هيچ يك چنانكه بايد از عهده ي تقليد برنيامدند. با وجود اين، شيوه ي وي مورد پسند هنرمندان و هنرشناسان واقع شد.» پوشيده نيست كه سبك و شيـوه در تمام انواع خط مخـفي است و عارفان به خط ، آنها را تميـز و تشخيص مي دهند ؛ لكن آن اندازه كه شيوه ها در خط نستعليق شناخته مي گردد در ديگر خطوط شناخته و مشخص نمي شود. از دقت بر روي قطعات نستعليق كه از بعد ميرعماد تاكنون ديده شده است ، به ما مي نماياند كه دو شيوه منظور نظر و هدف عالي خوشنويسان بوده است: اول شيوه ميرعماد و دوم شيوه كلهر؛ و همه سعي كرده اند شيوه خود را به يكي از اين دو برسانند، و گروهي هم ناظر به هر دو شيوه بوده اند، و با اين وصف هر يك داراي شيوه مخصوص به خود شده اند كه اثبات و تبيين اين مطلب از حوصله ي بيان و بنان خارج است و جز با دقت و مقايسه ميسر نمي گردد. از ميان شيوه ها گاه اتفاق مي افتد كه شيوه اي بامزه تر و شيرين تر به نظر مي رسد و طرفداران بسيار پيدا مي كند و اهل خبره و خط شناسان براي آن مزيتي قايل مي شوند. اما انتخاب و پسند شيوه هاي همطراز بستگي به ذوق و طبع اشخاص دارد و همچون انتخاب گلي از ميان گلهاست. « به مقبولي كسي را دسترس نيست قبول خاطر اندر دست كس نيست»
  14. احمد شاملو، الف. بامداد یا الف. صبح (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹)، شاعر، نویسنده، روزنامه*نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ*نویس ایرانی و از بنیان‏گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام می*شد و از همین روی، خانواده‏ اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به سبب فعالیت‏های سیاسی، پایانِ همان تحصیلات نامرتب را رقم می‏زند.شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه*ای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملویییا شعر منثورشناخته می*شود. شاملو در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما برای نخستین‏ بار در شعر «تا شکوفه‏ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. شاملو علاوه بر شعر، فعالیت*هایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه‏*هایی شناخته*شده دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ*ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران می*باشد. آثار وی به زبان*های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی∗ ترجمه شده*اند. شاملو از سال ۱۳۳۱ به مدت دو سال، ‏ مشاور فرهنگی سفارت‏ مجارستان بود. «نخستین شب شعر بزرگ ایران» در سال ۱۳۴۷، از سوی وابسته‏ فرهنگی سفارت آلمان در تهران‏ برای احمد شاملو ترتیب داده‏ شد. احمد شاملو پس از تحمل سال‏ها رنج و بیماری، در تاریخ۲ مرداد۱۳۷۹ درگذشت و پیکرش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شده*است. عشق، آزادی و انسان‏گرایی، از ویژگی‏*های آشکار سروده‏*های شاملو هستند.
  15. ایشون استاد دانشگاه صنعتی اصفهان دانشکده مهندسی شیمی. با دانشجو در حال خواب عکس یادگاری گرفته . به سلامتی چنین استادهای خوش اخلاقی که نمی گذارن حوصلتون از اون کلاس سر بره...
  16. مورد داشتیم دختره تو کلاس خوابش میبره استاد بیدارش میکنه میگه برو سروصورتت یه ابی بزن خواب از سرت بره دختره برگشته میگه(لطفابا لحن دخترونــــــــــــه بخونید): آخه استــــــــــــــاد آرایشـــــــــــم پاکــــــــــ میشه همون بخوابم بهتــــــــــــره!!!! استاد:o_O کرم پودر مارک اصل ِ چینِ دختره:O_o من برم رگمو بزنم طاقت اینهمه صداقت رو ندارم:O_o
  17. رونمایی از مجسمه رستم به دست استاد جنیدی در طوس [TABLE=class: ncode_imageresizer_warning] [TR] [TD=class: td1, width: 20, align: center] [/TD] [TD=class: td2, align: center][/TD] [/TR] [/TABLE]
  18. مطلبی در تالار گفتمان کام به کام WWW.COMBECOM.COM برداشته شده از تک ناز زندگینامه استاد حمید سمندریان حمید سمندریان (۱۳۱۰ تهران - ۱۳۹۱ تهران) کارگردان ایرانی تئاتر بود که در سال ۱۳۴۲ گروه تئاتری منسجمی به*نام گروه هنری پاسارگاد تشکیل داد. زندگینامه حمید سمندریان در سال ۱۳۱۰ در تهران متولد شد. شروع فعالیت تئاتریش در حین تحصیل در دوره متوسطه بود او در کلاس*های تئاتر و هنرپیشگی استادان حسین خیرخواه، شباویز و نصرت کریمی شرکت و تحصیل نموده*است این کلاسها زیر نظر استاد عبدالحسین نوشین اداره می*شد. حمید سمندریان همچنین ویلون می*نواخت و از شاگردان ذوالفنون بود. وی پس از اتمام دوره دبیرستان به اروپا سفر کرد و در آلمان دوره مهندسی شوفاژ سانترال را در دانشگاه صنعتی برلین گذراند اما بعد از آن به کنسرواتور عالی موسیقی و هنرهای نمایشی هامبورگ وارد شد. برخورد با تئاتر آن*قدر برایش گسترده بود که مجالی برای موسیقی نمی*گذاشت و شاید برای همیشه از موسیقی خداحافظی کرد. وی طی شش سال به صورت آکادمیک تحت آموزش ادوارد مارکس که یکی از استادان برجسته تئاتر بود اصول و مبانی کارگردانی و بازیگری را آموخت و همزمان در آلمان به صورت حرفه*ای مشغول به کار شد. وی پس از پایان این دوره به دعوت اداره هنرهای نمایشی دراماتیک اداره کل هنرهای زیبای کشور به ایران برگشت و به سرعت نمایشنامه دوزخ یا دربسته اثر ژان پل سارتر را در تالار نوبنیاد همین اداره به روی صحنه آورد، ضمنا با همکاری دکتر مهدی فروغ به تاسیس هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک که وابسته به هنرهای زیبای کل کشور بود دست زد. بعد از آن حمید سمندریان به دعوت مهندس هوشنگ، دکتر برکشلی و با همکاری دکتر مهدی نامدار دانشکده تئاتر دانشگاه تهران را بنیان گذاشتند و کار تدریس را بدون وقفه تا به امروز در دانشگاه*های تهران و کلیه دانشگاه*های تئاتری ادامه داد. در سال ۱۳۷۳ به تاسیس کلاس*های آزاد بازیگری و کارگردانی دست زد که هنرجویان بسیار زیادی از آنجا دانش*آموخته شدند و به عرصه حرفه*ای هنر وارد شدند . بسیاری از هنرمندان مطرح کشور ازشاگردان او محسوب میشوند.ازجمله سعید پور صمیمی-مریم معترف-سوسن تسلیمی-فریبرز عرب نیا-احمد آقالو-پرویز پور حسینی-امین تارخ-احمد ساعتچیان-محمد رحمانیان-محمد رضا جوزی-محمد یعقوبی-امیر جعفری-فتحعلی اویسی-فردوس کاویانی-مهران مدیری-خسرو سینا-میر طاهر مظلومی- پیام دهکردی- نوید فرید - شهاب حسینی - حامد کمیلی - حامد بهداد -نگار فروزنده- یوسف تیمور ی-رابعه اسکویی-مجید صالحی-فرزاد حسنی-شهرام عبدلی-قطب الدین صادقی-کیومرث مرادی-علیرضا اشکان-حمید فرخ نژاد-الیکا عبدالرزاقی-حمید میهن دوست-آشا محرابی-حسام نواب صفوی و ... حمید سمندریان در سال*های پیش از انقلاب، سال ۱۳۴۲ گروه تئاتری منسجمی به*نام گروه هنری پاسارگاد تشکیل داد که افراد گروه عبارت*اند از: پرویز پورحسینی، سعید پورصمیمی، پری صابری، اسماعیل محرابی، جمشید مشایخی، پرویز کاردان، محمد حفاظی، منوچهر فرید، ثریا قاسمی، اسماعیل شنگله، مهدی فخیم*زاده و ... سمندریان روز 22 تیرماه سال 1391 در سن 81 سالگی پس از درگیری طولانی با سرطان کبد درگذشت. این اتفاق در حالی افتاد که همراهان و شاگردان همیشگی*اش تصمیم گرفته بودند برای بهتر شدن حال استادشان، بار دیگر اجرای نمایش «بازی استریندبرگ» را که او سال*ها پیش به صحنه برده بود با همان بازیگران قبلی یعنی هما روستا، رضا کیانیان و پیام دهکردی پاییز امسال به صحنه ببرند و حتی بخشی از تمرینات اولیه این نمایش نیز در منزل شخصی او آغاز شده بود.
  19. موسیقی قوم لر از دیر باز تا کنون بعنوان یکی از غنی ترین موسیقی های فولکوریک ایران مطرح بوده است .موسیقی لری را می توان به دو دسته تقسیم کرد که عبارتند از: 1-موسیقی لر کوچک:شامل لری فیلی یا خرم آبادی و لری لکی 2-موسیقی لر بزرگ:شامل عمدتآ لری بختیاری و نیز لری ممسنی و لری بویر احمدی از دل موسیقی قوم لر اساتید و هنرمندان زیادی پرورش یافته و هنرآفرینی کرده اند که بعضی از آنها نظیر استاد رضا سقایی و استاد مسعود بختیاری جایگاه بی بدیلی را به خود اختصاص داده اند .علاوه بر این دو استاد فقید موسیقی لری می توان از اساتید و خوانندگان دیگری نظیر علی اکبر شکارچی،ایرج رحمانپور، ملک مسعودبختیاری ،کوروش اسدپور،فرج علی پور،قزلباش بختیاری،درویش رضا منظمی،محمد میرزاوندی ، علی تاجمیری ،نریمان فاضلی،بهمن اسکینی،فضل الله صفاری،حشمتالله رشیدی،علیرضا حسین خانی،مجید احمدی ،حسین فرجی ،علیرضا نادری و.........نام برد . یکی از ویژگی هایی که در صورت برجسته بودن در موسیقی هر قوم وملتی می تواند ارتقاء دهنده انسجام قومی باشد ،"جامعیت"است.جامعیت در این بحث به معنی پوشش دادن گویشهای مختلف قومی است .جامعیت آثار موسیقیایی ،مراودات دروم قومی را افزایش داده و حس همبستگی رادر بین زیرنظام های قومی ارتقاء می دهد .جامعیت ویژگی است که متأسفانه در عرصه موسیقی لری و آثار ارایه شده توسط خوانندگان قوم لرکمتر شاهد آن هستیم و در این خصوص می توان استاد علی اکبر شکارچی را یک استثناء دانست. استاد شکارچی با نشر آثار فاخری در هر دو حوزه موسیقی لر بزرگ و لر کوچک وظیفه خود را در جهت تسهیل مراودات فرهنگی بین مردمان لر به خوبی ادا کرده است.او با انتشار کاست"کوهسار" در عرصه موسیقی لری بختیاری و کاست های دیگراز جمله "خلق لر" "بهار باد" و "بیست ترانه کهن لری"در حوزه موسیقی لری فیلی و لکی هنر آفرینی کم نظیری را نشان داده است. مروری بر زندگی حرفه ای استاد شکارچی این نوازنده چیره دست و استادموسیقی لری در ۶ فروردین ۱۳۲۸ در روستای چم سنگر دورود دراستان لرستان متولد شد. نواختن کمانچه را از کودکی تحت تاثیر نوازندگان محلی اغاز کردند و پس از اخذ دیپلم و خدمت سربازی در سن ۲۴ سالگی به تهران رفت و در سال ۱۳۵۰ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید و جهت فراگیری ردیف*های سازی و آوازی و قطعات ضربی از محضر استادان داریوش صفوت، نورعلی خان برومند، محمود کریمی، یوسف فروتن،سعید هرمزی و جلال ذالفنون بهره می*برد. علی اکبر شکارچی در طول این سالها همواره از محظر استاد خود علی اصغر بهاری سود می*برد. شکارچی در سال۱۳۵۶ در اولین آزمون موسیقی باربد نفر اول رشته نوازندگی کمانچه شد. وی از سال ۱۳۵۸ در دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران،دانشگاه سوره،کانون فرهنگی هنری چنگ وچاووش و همچنین آموزشگاه موسیقی آرش به تدریس موسیقی پرداخته است. از آثار منتشر شده ایشان می توان به آثار زیر اشاره کرد: موسیقی خلق لر جرس کوهسار بیست ترانه کهن لری کاروانه خونین شهر (کار مشترک با عطا جنگوک ) قطعاتی از موسیقی لری بهارباد خواب شقایق کارهای پژوهشی آلبوم ردیف میرزا عبدالله با کمانچه موسیقی فیلم خون بس و همچنین انتشار ۲ جلد کتاب وزن خوانی را می توان نام برد و نیز تجزیه و تحلیل بیست ترانه کهن لری که در دست انتشار می باشد. علی اکبر شکارچی علاوه بر ایران کنسرتهای را در کشورهای سوئیس ، سوئد ، ایتالیا ، آلمان ، فرانسه ، انگلیس ، اتریش ، کلمبیا و استرالیا اجرا نموده اند. موسیقی برآمده از نای و كمان علی اكبر شكارچی خصلتی همچون تبار ایلیاتی او دارد.ساز و آواز استاد شکارچی همچون حاج قربان سلیمانی (شمال خراسان)، غلام قادر رحمانی (بلوچستان) و عاشیق رسول قربانی (آذربایجان) مجهز به ابزاری است كه به قول شاعر "رشته ای بر گردنم افكنده دوست، می كشد هر جا كه خاطر خواه اوست ". دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در مقطعی از تاریخ معاصر برای او و بسیاری دیگر از صاحب نامان موسیقی امروز ایران، یك فرصت طلایی را ایجاد می كند تا ضمن آشنایی با چند و چون موسیقی نهادینه شده غربی، با ادبیات موسیقی قدیم ایران هم بدون واسطه آشنا شوند. نخستین جلوه كارش به همراه پرویز مشكاتیان، حسین علیزاده، محمدعلی كیانی نژاد، مرتضی اعیان و خانم پریسا بود. پس از پیروزی انقلاب "خلق لر" نخستین كار مستقل او بود كه با تنظیم و همراهی دوست صمیمی اش حسین علیزاده ، راهی بازار غیر رسمی ولی گرم آن روزگار شد. كاری بر اساس ملودی های لری و بختیاری و استفاده كامل از سازهای شهری مرسوم در موسیقی سنتی آن روزگار كه از نظر صدادهی به آثار چاوش شباهت بسیار داشت. سال 61 در تاریخ 200 ساله ایران یك استثنا محسوب می شود. خاطره دو قرن شكست های پیاپی كشورمان در مقابل قوای عثمانی، افغانی، روسیه تزاری، انگلیسی، آمریكایی و عراقی، در سوم خرداد این سال با آزادی خرمشهر رنگ می بازد و هیچ ایرانی میهن دوست نمی تواند خوشحالی خود را پنهان كند. محمد رضا لطفی ظفرنامه خرمشهر را می سراید و شهرام ناظری خنیاگری می كند. محمد علی راغب ترانه پیروزی می سازد و محمد گلریز می خواند. علی اكبر شكارچی هم كه فارغ از این ماجرا نیست، با "خونین شهر" خود به استقبال آزادی خرمشهر می رود و در این راه از همكاری و همراهی دوست دیرینه اش عطا جنگوك بی بهره نیست. چهار سال بعد از شكارچی به اصل خویش رجوع می كند. "كوهسار" ادای دینی است به فرهنگ منطقه لرنشین زاگرس كه تلفیقی از موسیقی لری، بختیاری چهار لنگ و بختیاری هفت لنگ است. برای نخستین بار سرنای زنده یاد شامیرزا مرادی را با اركستر سازهای ایرانی همراه می كند تا پنج سال بعد او در فستیوال آوینیون فرانسه غوغا كند و لقب مروارید اقیانوس ها را با خود به ایران بیاورد. تعلق به هنر زادگاه و مردمش سمت و سوی دیگری به او می دهد تا "بیست ترانه كهن لری" را با همراهی ضرب بیژن كامكار و كمانچه و آواز خودش منتشر كند. دغدغه اش در این كار نه بروز خلاقیت، بلكه حفظ بخشی از میراث كهن است. از فرهنگ های مجاور لرستان غافل نیست و گهگاه بنا به حس و حالی كه پیش بیاید، كاری در خور انجام می دهد. "كاروانه" با گویش كردی كرمانشاهی نمونه ای از این تلاش هاست. شاخص بودن آن در دو نوع موسیقی دستگاهی و لری و همچنین آشنایی اش به قواعد بخش نویسی موسیقی غربی، ناصر غلامرضایی را مجاب می كند تا موسیقی فیلم "خون بس" را به او سفارش دهد. اما ظاهراً همه این كارها را انجام داده است تا از دل آنها گوهری بیرون بیاید. پس از ده سال تلاش و پیگیری، در سال 82 موفق می شود "بهار باد" با صدای اساطیری ایرج رحمانپور را به كام تشنگان موسیقی بومی بریزد. اثری كاملاً اركسترال و در عین حال بسیار بومی كه هر شنونده ای را از فضای دود گرفته شهری به طبیعت زیبای لرستان می برد. شكارچی، موسیقیدانی دوزیست محسوب می شود. بومی می خواند و می نوازد، چون از آن برآمده و دستگاهی می نوازد و آموزش می دهد، چون علم و عملش را از بهترین آموزگاران دوران خویش آموخته است. بنابراین گوشه چشمی هم به این نوع موسیقی دارد. در آثار متعددی از كارهای محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و محمدرضا درویشی كمانچه نواز نواخته است. در عین حال انتشار ردیف های میرزا عبدالله با كمانچه را نخستین بار او تجربه می كند. دونوازی های كمانچه و تنبك تحت عنوان "خواب شقایق" و "عاشقانه" در ادامه همین تعهد موسیقی دستگاهی اوست. با وجود این كه صدای گرمی دارد و لری می خواند ولی تجربه فارسی خوانی در كارنامه اش دیده نمی شود. گر چه تسلط وی به ردیف موسیقی ایران این امكان را به او می دهد كه چنین تجربه ای هم داشته باشد. با این حال اگر بخواهد آموزش ردیف را سرعت ببخشد، فقط به ساز كمانچه اكتفا نمی كند و از حنجره هم كمك می گیرد. منبع: باشگاه مطالب جالب و خواندنی
  20. به استادم میگم استاد ما نسل سوخته ایم بخدا … گفت نسل سوخته ماییم شما نسل پدر سوخته اید …! هیچی دیگه تا حالا اینقدر توی زندگیم قانع نشده بودم !
  21. negar

    داستان استاد و دانشجو

    دانشجویی به استادش گفت: استاد: اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت: تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید!
  22. SH@P@R@K

    استاد ....

    مردی می خواست تا یک طوطی سخنگو بخرد، طوطی های متعددی را دید و قیمت جوان ترین و زیباترین شان را پرسید. فروشنده گفت: "-این طوطی؟ سه چهار میلیون! ... و دلیل آورد: - "این طوطی شعر نو میگه، تموم شعرای شاملو، اخوان، نیما و فروغ رو از حفظه!" مشتری به دنبال طوطی ارزان تر، یکی پیدا کرد که پیر بود اما هنوز آب و رنگی داشت، رو به فروشنده گفت: "- پس این را می خرم که پیر است و نباید گران باشد" - این؟!... فکرش رو نکن، قیمت این بالای شش هفت میلیونه... چون تمام اشعار حافظ و سعدی و خواجوی کرمانی رو از حفظه مرد نا امید نشد و طوطی دیگری پیدا کرد که حسابی زهوار در رفته بود، گفت: "- این که مردنی است و حتماً ارزان... " - این؟!... فکرش رو نکن، قیمت اش بالای پونزده شونزده میلیونه... چون اشعار سوزنی سمرقندی و انوری و مولوی رو حفظه... مرد که نمی خواست دست خالی برگردد به طوطی دیگری اشاره می کند که بال و پر ریخته بر کف قفس بی حرکت افتاده و لنگ هایش هوا بود.... انگار نفس هم نمی کشید. "- این یکی را می خرم که پیداست مرده، حرف که نمی زند، حتماً هیچ هنری هم ندارد و باید خیلی ارزان باشد..." - این یکی؟!... اصلاً فکرش رو نکن! قیمت این بالای شصت هفتاد میلیونه! "- آخه چرا؟ مگه اینم شعر می خونه؟" "- نه...! شعر نمی خونه، حتی ندیدم تا امروز حرف بزنه، اصلا هیچ کاری نمی کنه... اما این سه تا طوطی دیگه بهش میگن استاد!
×
×
  • جدید...