رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'المثل'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالارهای گفت و گو كام به كام
    • خودرو و رانندگی
    • موبایل و پی دی ای
    • کامپیوتر و اینترنت
    • دانشگاه و تحصیل
    • جهانگردی و توریستی
    • اخبار ایران و جهان
    • خانواده و زیبایی
    • فرهنگ و هنر
    • سرگرمی
    • روابط عمومي كام به كام
  • من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو Topics

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی
  • تبلیغات

دسته ها


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

28 نتیجه پیدا شد

  1. "آدم خوب" _مرد خوب مرد مال و مکنت است . ( فرانسوی) _آدم های خوب، آدم هایی ساده لوح هستند.(آلمانی) _آدم های خوب به علت عشق به فضیلت، از گناه کردن پرهیز می کنند.(رومی) _آدم های خوب اگر چه می میرند،ولیکن مرگ نمیتواند نامشان را بمیراند.(اسپانیایی) _بخشی از خوبی آدم خوب این است که عاشق خدا و کشورش است.(رومی) _سر یک مرد خوب را به سادگی نمی توان زیر آب کرد.(آمریکایی)
  2. اقا بریم سر اصل مطلب ضرب المثل ها و سخنان بزرگان شنیدنی و جالب هستند که من به شخصه خیلی دوسشون دارم و به خاطر همین خواستم تایپیکی مخصوص ضرب المثل ها و سخنان بزرگان داشته باشیم که از انها استفاده کنیم فقط اگر می خواهید ضرب المثل یا سخنی از بزرگی .. در این تایپیک قرار بدید لطف کنید در هر پست حداقل تعداد ممکن مطلب گذاشته بشه که خواننده برای 1 مطلب بیشتر وقت خودشو برای عوض کردن صفحه هدر نده و بیشتر ین استفاده را ببرد
  3. [h=2]ضرب المثل هایی درباره ازدواج [/h]1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی) ۲- مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی ) ۳- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی ) ۴- زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی ) ۵- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی ) ۶- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی ) ۷- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی ) ۸- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی ) ۹- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی) ۱۰-داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی ) ۱۱- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی ) ۱۲- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی ) ۱۳- برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( ضرب المثل چینی ) ۱۴- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی ) ۱۵- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی) ۱۶- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل ترکی ) ۱۷- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) ۱۸- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی ) ۱۹- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی ) ۲۰- ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط ) ۲۱- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز ) ۲۲- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند ) ۲۳- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون ) ۲۴- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی) ۲۵- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک ) ۲۶- با زنی ازدواج کنید که اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون) ۲۷- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت) ۲۸- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید ” کر ” باشد و زن ” لال ” . ( سروانتس ) ۲۹- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” می خواهد. ( کریستین ) ۳۰- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز ) ۳۱- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانکلین ) ۳۲- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاک ) ۳۳- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد) ۳۴- ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” می شوند و اگر ” بد ” شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی ) ۳۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن ) ۳۶- شوهر ” مغز” خانه است و زن ” قلب ” آن . ( سیریوس) ۳۷- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاک ) ۳۸- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر) ۳۹- مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. ( بن بیکر) ۴۰- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش . ( سینکالویس) ۴۱- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور ) ۴۲- ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط) ۴۳- قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن . ( یکی از دانشمندان لهستانی ) ۴۴- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( کارول بیکر) ۴۵- من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا کریستی) ۴۶- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها کمتر خواهد شد. ( ولتر) ۴۷- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون ) ۴۸- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست ، تحمل کند. ( کینهابارد) ۴۹- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. ( شاو) ۵۰- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی ، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی ) ۵۱ – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. ( ضرب المثل اسکاتلندی) ۵۲ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن . ( ضرب المثل آلمانی ) ۵۳ – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی . ( شارل بودلر ) ۵۴ – دوام ازدواج یک قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسکاتلندی ) ۵۵ – ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. ( مثل سانسکریت ) ۵۶ – زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند . (ضرب المثل آلمانی ) ۵۷ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارک تواین ) ۵۸ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر ) ۶۰ – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. ( شارل بودلر )
  4. اگر خارج از ایران باشید، با جملاتی این چنینی برخورد کردید، بدونید طرف مقابل ایرونیه He looks at me Left Left! چپ چپ نگاه میکنه! I die for your height and top! قربونه قد وبالات! Ate my head! سرمو خورد! He has grown a tail! دم در آورده! On my eyes! به روی چشمم! Light up my homework! تکلیف منو روشن کن! Don;t hit yourself into left Ali Street! خودت رو به کوچه علی چپ نزن! To my death?! مرگ من؟! I ate the ground and my father came out! خوردم زمین، پدرم در اومد! Take away the person that washes your dead body! مرده شورتو رو ببرن! Pull your carpet out of the water! گلیمتو رو از آب بکش! I;ll hit you so hard that electricity will pop out of your eyes! انقدر سفت بزنمت که برق از چشمات بپره! His/Her donkey passed over the bridge! خرش از پل گذشته! What kind of dirt should I put on my head?! چه خاکی به سرم بریزم؟! The neighbors chicken is a goose! مرغ همسایه غازه! Marriage is an uncut watermelon! ازدواج هندونه ای نبریده است! Happiness has been hitting you under the belly! خوشی زده زیر دلت! Don;t drop worms! کرم نریز
  5. داستان ضرب المثل كلاه گذاشتن عبارت مثلي بالا در مورد افراد فريب خورده به كار مي رود . كسي كه به علت عدم توجه يا سادگي مرتكب اشتباه و متحمل زيان و ضرر شود در اصطلاح عامه گفته مي شود : كلاه سرش رفت و يا به عبارت ديگر كلاه سرش گذاشتند . چون ميزان فريب خوردگي زياد باشد صفت گشاد را هم اضافه كرده مي گويند : كلاه گشادي سرش رفت .در ادوار قديميه يكي از انوع مجازاتها اين بوده است كه به مقصر لباس ناموزون مي پوشانيدند و كلاه دودي مضحكي بر سرش مي گذاشتند آن گاه وي را پياده يا سواره و گاهي به طور وارونه بر مركوب دوره مي گردانيدند تا مردم از آن وضع مضحك و توهين آميز عبرت گيرند و دست به اعمال ناشايست نزنند .يك وقتي مقصود اين بود كه مقصر را فقط تحقير و تخفيف كنند تا به مقام و منزلتش غره نشود . در اين صورت لباس وارونه و كلاه ناموزون براي تنبيه و مجازاتش كفايت مي كرد اما چنانچه گناه مقصر به ميزاني بود كه لازم مي آمد عبرت الناظرين شود در چنين مورد قبل از آنكه مجازات نهايي را اعمال كنند لباس عجيب و غريب بر تنش مي پوشانيدند و كلاه گشادي كه از آن زنگوله و دم روباه بسياري آويخته بودند محتسبان بر سرش مي گذاشتند تا در ميان جمعيت كه در حين دوره گرداني مقصر ازدحام مي كردند كاملاً شناخته شده مورد ملامت و سخريه واقع شود .چون افراد فريب خورده در نزد دوستان و همكاران به علت سادگي و ساده لوحي زود شناخته مي شوند لذا ضرب المثل بالا را در مورد آنان به كار مي برند .وقتي ميزان فريب خودگي زياد باشد صفت گشاد راهم به كلاه داده و مي گويند : در اين معامله كلاه گشادي سرش رفته است .حمزه ميرزا حشمت الدوله در آغاز 1275 والي خراسان و سيستان شد . در آن وقت ميرزا محمد قوام الدوله پدر معتمدالسلطنه و جد وثوق الدوله و قوام السلطنه وزير خراسان بود . او و حشمت الدوله براي راندن تركمنها از سرخس و مرو مامور شدند . سرانجام در 1276 سرخس ومرو را گرفتند ولي در اثر مسامحه و اختلاف نظر قوام الدوله با حشمت الدوله شكست سخت بر قواي دولت وارد شد و بسياري از سپاهيان ايران كشته شدند و بسياري ازمردم مرزنشين به اسارت رفتند و پس از آن ديگر دولت ايران بر مرو تسلطي نيافت تا در سال 1301 قمري ( 1884 ميلادي ) عليخان اف افسر روسي مرو را از طرف امپراطوري تزاري متصرف وبراي هميشه ضميمه خاك روسيه شد .از اين نامه پيداست كه حشمت الدوله و قوام الدوله به تعليمات شاه توجه نكرده و در اثر راحت طلبي و مسامحه سرانجام كارشان به شكست منتهي شده است . گفتني است كه حشمت الدوله چند سال مغضوب و بيكار بود و قوام الدوله هم گذشته از بيكاري و مغضوب بودن وقتي وارد تهران شد به دستور شاه كلاه كاغذي بر سر اوگذاشته بر الاغ سوارش كردند و در حالي كه در محاصره چند سرباز بود وي را گرد شهر گردانيدند و مسئول شكست قشون ايران را در مرو به اين صورت به مردم معرفي كردند.روايت ديگر هم در مورد نادرشاه افشار پس از فتح هندوستان است كه مي گويند پادشاه هند چون الماس كوه نور را زير كلاه خود قرار داده بود و نادر متوجه شد ؛ از وي خواست تا با مبادله كلاه عهد دوستي ببندند! كه شاه هند در اين معامله ضرر هنگفتي نمود بطوري كه هم كلاه از سرش برداشته شد ( به همراه كوه نور ) و هم كلاهي مندرس بر سرش گذاشته شد ( يوق نادري ). منبع:iketab.com 
  6. [h=2]ضرب المثل های جالب درباره ازدواج[/h] 1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی) ٢ - مردی که به خاطر " پول " زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی ) ۳- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی ) ۴- زنی سعادتمند است که مطیع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل یونانی ) ۵- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی ) ۶- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی ) ٧- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی ) ٨ - داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی ) ٩- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی) ١٠ -داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی ) ١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی ) ١٢- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی ) ١٣- برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( ضرب المثل چینی ) ١۴- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی ) ١۵- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی) ١۶- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل ترکی ) ١٧- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) ١٨- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی ) ١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی ) ٢٠- ازدواج کردن و ازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط ) ٢١- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز ) ٢٢- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند ) ٢٣- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون ) ٢۴- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی) ٢۵- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک ) ٢۶- با زنی ازدواج کنید که اگر " مرد " بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون) ٢٧- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید. ( سونی اسمارت) ٢٨- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید " کر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس ) ٢٩- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( کریستین ) ٣٠- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز)
  7. ضرب المثل آش نخورده و دهان سوخته زمانی كسي را متهم به اشتباه و گناهي كنند ولي آن شخص اشتباهی نكرده باشد،گفته ميشود : آش نخورده و دهان سوخته!در زمانهاي گذشته، مردي در بازارچه شهر حجره پارچه فروشی داشت و شاگرد او پسر خوب وليكن كمي خجالتي بود. روزي مرد بيمار شد و نتوانست به دكانش برود. شاگرد در دكان را باز كرد.قبل از ظهر به او خبر رسيد كه حال تاجر خوب نيست و بايد دنبال دكتر برود.پسرك در دكان را بست و دنبال دكتر رفت . دكتر به منزل تاجر رفت و او را معاينه كرد و برايش دارو نوشت پسر بيرون رفت و دارو را خريد وقتي به خانه برگشت ، ديگر ظهر شده بود. پسرك خواست دارو را بدهد و برود ، ولي همسر تاجر که زن كدبانویی بود و دستپخت خوبي داشت و آش هاي خوشمزه او دهان هر كسي را آب مي انداخت.خيلي اصرار كرد و او را براي ناهار به خانه آورد.همسر تاجر براي ناهار آش پخته بود سفره را انداختند و كاسه هاي آش را گذاشتند . تاجر براي شستن دستهايش به حياط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق ها را بياوردپسرك خجالتی فكر كرد تا بهانه اي بياورد و ناهار را آنجا نخورد . فكر كرد بهتر است بگويد دندانش درد مي كند. دستش را روي دهانش گذاشتش.تاجر به اتاق برگشت و ديد پسرك دستش را جلوي دهانش گذاشته به او گفت : دهانت سوخت؟ حالا چرا اينقدر عجله كردي ، صبر مي كردي تا آش سرد شود آن وقت مي خوردي ؟زن تاجر كه با قاشق ها از راه رسيده بود به تاجر گفت : اين چه حرفي است كه مي زني ؟ آش نخورده و دهان سوخته ؟ من كه تازه قاشق ها را آوردم.تاجر تازه متوجه شد كه چه اشتباهي كرده است... از آن پس، وقتي كسي را متهم به گناهي كنند ولي آن فرد گناهي نكرده باشد ، گفته ميشود : آش نخورده و دهان سوخته! منبع:jomalatziba.blogfa.com
  8. هر محلی که بی نظم وترتیب و توام با هیاهو و جنجال و زدوخورد و درگیری باشد اصطلاحا به جنگل مولا و یاجنگل مولی تعبیر می شود . بعضی از ظرفا و نکته سنجان این تعبیر مثلی را در رابطه با جهان و آنچه در آن هست نیز به کار می برند و با توجه به نابسامانیها و بی قاعدگیها ومالاً درگیریهایی که غالبا در میان ملل و جوامع دنیا حکمفرما باشد از باب تعریض و کنایه می گویند:«دنیا جنگل مولاست » یعنی قانون و ضابطه در آن وجود ندارد و معیار وامیال نظام جهانی براساس هوی وهوس و خودکامگی اقویا و زورمندان است نه براصول و موازین عدالت و انصاف و برابری و برادری . اکنون می بینیم جنگل مولا کجاست و چه عاملی موجب شده است که این جنگل معروف و مبین بی قانونی و بی قاعدگی گردد. جوگی رامپورا شهر کوچکی است در شمال شهر لکنهو در هندوستان که در شمال این شهرجنگل انبوه و متراکمی وجود دارد . بدیهی است در این جنگل همچون جنگلهای دیگر حیوانات وحشی و غیر اهلی از هر نوع زندگی می کنند و قانون جنگل به تمام معنی در آن حکمفرما می باشد . اما واقعه ای که موجب گردید این جنگل به جنگل مولا موسوم گردد این است که : سالی در این جنگل کم آبی و خشکسالی رخ داد و سکنه آبادیهای آن و همچنین حیوانات اهلی ووحشی از کثرت عطش و تشنگی به جان آمده صدها انسان و حیوان از شدت و حدت گرما وبی آبی تلف شدند . این مطلب هم ناگفته نماند که در این جنگل دراویش مسلمان هم زندگی می کردند که البته کارشان ریاضت وچله نشینی بود . پیداست این دراویش هم از فرط تشنگی می سوختند و جز شکر و شکیبایی و مددخواهی ازمولای متقیان (ع) چاره و علاجی نداشتند تا اینکه روزی ، به طوری که اهالی منطقه میگویند و به آن اعتقاد دارند ، یکی از دراویش صدای سم اسبی را شنید که به سوی او میآید وچون نزدیک شد سمش را بر زمین زد وخود ناپدید شد . درویش موصوف با دیدگان حیرت زده مشاهده کرد که چشمه ای از محل سم اسب جوشید و آب زلال وخوشگواری از آن جاری گردید که انسان و حیوان از آن نوشیدند و سیراب گردیدند. این اسب به عقیده دراویش آن جنگل همان اسب مولای متقیان حضرت علی بن ابی طالب(ع)بود که جان سکنه آن جنگل را از بی آبی نجات بخشید و به پاس و افتخار این واقعه واین چشمه که هنوز در این جنگل می جوشد و جریان دارد جنگل مزبور را جنگل مولانامیده اند که غرض از مولا همان امام اول شیعیان است و همه ساله بالغ بر یک صدهزار نفر از مسلمانان هندوستان در ایامی مخصوص به آن جنگل می آیند و در پیرامون آن چشمه به زیارت و عبادت میپردازند .
  9. Mohammad

    ضرب المثل فارسی

    يه دست صدا نداره !
  10. ضرب المثل هايي كه خانم ها نخوانند بهتر است!! شيطان هم مرد مبارزه با زن نيست ........... ضرب المثل نروژي انتخاب زن و هندوانه مشكل است ........... ضرب المثل فرانسوي عشق تصوري باطل است مبني بر اين كه اين زن بابقيه فرق دارد ........... هنري لويس منكن شيطان هم نميداند زن چاقويش را كجا تيز مي كند ........... ضرب المثل لاتيني در دوره ما زنان مي توانند به راحتي نقش مردان را ايفا كنند، اما آنچه براي آنها دشواراست ايفاكردن نقش يك جنتلمن است ........... كامپتون مكنزي ترقي اجتماعي را ميتوان از روي مقام زن در اجتماع دقيقا اندازه گرفت ........... ماركس زن مثل نعناع است هر چه بيشتر كوبيده شود بويش بهتر است ........... ضرب المثل نروژي هزار مرد مي توانند باهم توافق داشته باشند ولي توافق بين دو زن محال است اگر چه خواهر باشند ........... ضرب المثل هندي با زنان بسيار سخن مكن كه قربت ايشان مخل وقار و مقل اعتبار است ........... خواجه رشيدالدين فضل الله همداني بزرگترين شادي براي مرد آنست كه دختر خود را شوهر دهد، زيرا بدين وسيله انتقام خود را از مردم دنيا مي گيرد ........... ضرب المثل تركي زن لال هرگز از دست شوهر خود كتك نخورد است ........... ضرب المثل فرانسوي زنها هرگز باهم دوستي نمي كنند مگر بخاطر توطئه عليه زن ديگري ........... آلفونس كار هيچوقت بدنباله يك دختر يا اتوبوس نرو زيرا به زودي يكي ديگر پيدا خواهد شد ........... ضرب المثل ايتاليايي زني كه سن واقعيش را مي گويد يا خيلي جوان است كه چيزي را از دست ندهد ويا خيلي پير كه ديگر چيزي گيرش نيايد ........... ضرب المثل چيني زن و اژدها هر دو در خاك ،به ........... فردوسي زن نان مي خواهد و گوشت تو برو شلوارت را بفروش ........... ضرب المثل فارسي نترس! زن كوزه نيست كه بشكند؛ از زدنش دريغ مكن ........... ضرب المثل روسي
  11. با آل علي هر كه در افتاد ، ور افتاد .
  12. Hojjat

    ضرب المثل های حرف ك

    كار از محكم كاری عیب نمیكنه ! كار بوزینه نیست نجاری ! كار خر و خوردن یابو ! كارد، دسته خودشو نمی بره ! كار نباشه زرنگه ! كار، نشد نداره ! كار هر بز نیست خرمن كوفتن گاو نر میخواهد و مرد كهن . كاری بكن بهر ثواب نه سیخ بسوزه نه كباب ! كاسه از آش داغ*تر ! كاسه جائی رود كه شاه تغار باز آید ! كاسه را كاشی میشكنه، تاوانش را قمی میده ! كاشكی را كاشتند سبز نشد ! كاشكی ننم زنده میشد این دورانم دیده میشد ! كافر همه را بكیش خود پندارد ! كاه از خودت نیست كاهدون كه از خودته ! كاه بده، كالا بده، دو غاز و نیم بالا بده ! كاه پیش سگ، استخوان پیش خر ! كاه را در چشم مردم می بینه كوه را در چشم خودش نمی بینه ! كاهل به آب نمیرفت، وقتی میرفت خمره میبرد ! كباب پخته نگردد مگر به گردیدن ! كبكش خروس میخونه ! كپه هم با فعله است ؟! كجا خوشه؟ اونجا كه دل خوشه ! كج میگه اما رج میگه ! كچلی را گفتند: چرا زلف نمیگذاری ؟ گفت : من از این قرتی گریها خوشم نمیاد ! كچل نشو كه همه كچلی بخت نداره ! كچلیش، كم آوازش ! كدخدا را ببین ، ده را بچاپ ! كرایه نشین، خوش نشینه ! كرم داران عالم را درم نیست درم داران عالم را كرم نیست ! كرم درخت از خود درخته ! كژدم را گفتند: چرا بزمستان در نمیآئی ؟ گفت : بتابستانم چه حرمت است كه در زمستان نیز بیرون آیم ؟! كس را وقوف نیست كه انجام كار چیست ! (( هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار )) [[ حافظ ]] كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من ! كسی دعا میكنه زنش نمیره كه خواهر زن نداشته باشه ! كسی را در قبر دیگری نمی گذارند ! كسی كه از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نمیشه ! كسی كه از گرگ میترسه گوسفند نگه نمیداره ! كسی را كه مادرش زنا كنه، با دیگران چه*ها كنه ! كسی كه منار میدزده ، اول چاهش را میكنه ! كسی كه خربزه می خوره، پای لرزش هم میشینه ! كشته از بسكه فزونست كفن نتوان كرد ! كفاف كی دهد این باده بمستی ما خم سپهر تهی شد ز می پرستی ما . كف دستی كه مو نداره از كجاش میكنند ؟! كفتر صناری، یاكریم نمیخونه ! كفتر چاهی جاش توی چاهه ! كفشات جفت ، حرفات مفت ! كفشاش یكی نوحه میخونه، یكی سینه میزنه ! كفگیرش به ته دیگ خورده ! كلاغ آمد چریدن یاد بگیره پریدن هم یادش رفت ! كلاغ از وقتی بچه دار شد ، شكم سیر بخود ندید ! كلاغ از باغمون قهر كرد، یك گردو منفعت ما ! كلاغ خواست راه رفتن كبك را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت ! كلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت میگفت : من جراحم ! كلاغ سر لونه خودش قارقار نمیكنه ! كل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی ! كلاه را كه به هوا بیندازی تا پائین بیاید هزار تا چرخ میخوره ! كلاه كچل را آب برد گفت : برای سرم گشاد بود ! كلفتی نون را بگیر و نازكی كار را ! كلوخ انداز را پاداش سنگ است جواب است ای برادر این نه جنگ است . كله اش بوی قرمه سبزی میده ! كله پز برخاست سگ جایش شنست ! كله گنجشكی خورده ! كمال همنشین در من اثر كرد وگر نه من همان خاكم كه هستم . [[ سعدی]] كم بخور همیشه بخور ! كمم گیری كمت گیرم نمرده ماتمت گیرم ! كنار گود نشسته میگه لنگش كن ! كند همجنس با همجنس پرواز ! (( كبوتر با كبوتر باز با باز ...)) كنگر خورده لنگر انداخته ! كور از خدا چی میخواهد ؟ دو چشم بینا ! كور خود و بینای مردم ! كورشه اون دكانداری كه مشتری خودشو نشناسه ! كور را چه به شب نشینی ! كور كور را میجوره آب گودال را ! كور هر چی توی چنته خودشه خیال میكنه توی چنته رفیقش هم هست ! كوری دخترش هیچ، داماد خوشگل هم میخواهد ! كوزه خالی، زود از لب بام میافته ! كوزه گر از كوزه شكسته آب میخوره ! كوزه نو آب خنك داره ! كوزه نو دو روز آب را سرد نگه میداره ! كوسه دنبال ریش رفت سیبیلشم از دست داد ! كوسه و ریش پهن ! كو فرصت ؟! كوه بكوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه ! كوه ، موش زائیده !
  13. Hojjat

    ضرب المثل های حرف گ

    گاو پیشانی سفیده ! گاوش زائیده ! گاو نه من شیر ! گاه باشد كه كودك نادان بغلط بر هدف زند تیری ! گاهی از سوراخ سوزن تو میره گاهی هم از دروازه تو نمیره ! گدارو كه رو بدی صاحبخونه میشه ! نرمی ز حد مبر كه چو دندان مار ریخت هر طفل نی سوار كند تازیانه اش ! [[ صائب]] گذر پوست به دباغخانه میافته ! گر بدولت برسی مست نگردی مردی ! گر بری گوش و گر زنی دمبم بنده از جای خود نمی جنبم ! گربه برای رضای خدا موش نمیگیره ! گربه تنبل را موش طبابت میكنه ! گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده ! گربه را دم حجله باید كشت ! گربه را اگر در اطاق حبس كنی پنجه بروت میزنه ! گربه را گفتند : گهت درمونه خاك پاشید روش ! گربه روغن میخوره خانم دهنش بو میكنه ! گربه شب سموره ! گربه شیر است در گرفتن موش لیك موش است در مصاف پلنگ ! گربه مسكین اگر پر داشتی تخم گنجشك از زمین بر داشتی ! گر تو بهتر میزنی بستان بزن ! گر تو قرآن بدین نمط خوانی ببری رونق مسلمانی را ! [[ سعدی]] گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را ! (( در كوی نیكنامی ما را گذر ندادند ... )) [[ حافظ]] گر جمله كائنات كافر گردند بر دامن كریاش ننشیند گرد ! گر حكم شود كه مست گیرند درشهرهر آنچه هست گیرند ! گر در همه دهر یك سر نیشتر است بر پای كسی رود كه از همه درویشتر است ! گر در یمنی چو با منی پیش منی ور پیش منی چو بی منی در یمنی ! گرد نام پدر چه میگردی ؟ پدر خویش باش اگر مردی ! [[ سعدی]] گرز به خورند پهلوون ! گر زمین و زمان بهم دوزی ندهندت زیاده از روزی ! گر صبر كنی ز غوره حلوا سازیم ! گر گدا كاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست ؟! گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده ! گره*ای كه با دست باز میشه نباید با دندان باز كرد ! گفت پیغمبر كه چون كوبی دری عاقبت زآن در برون آید سری ! گفت : چشم تنگ دنیا دار را یا قناعت پر كند یا خاك گور ![[ سعدی]] گفت : خونه قاضی عروسیست . گفت : بتو چه؟ گفت : مرا هم دعوت كرده اند . گفت : بمن چه ؟! گفت : استاد! شاگردان از تو نمیترسند. گفت : منهم از شاگردها نمیترسم ! گفتند : خرس تخم میذاره یا بچه ؟ گفت : از این دم بریده هر چی بگی بر میاد! گفتند : خربزه و عسل با هم نمیسازند . گفت : حالا كه همچین ساخته اند كه دارند منو از وسط بر میدارند ! گفتند : خربزه میخوری با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه ! گفت : نوری خونه است ؟ گفتند : علاوه بر نوری دخترش هم خونه است . گفت : نور علی نور ! گل زن و شوهر را از یك تغار برداشته اند ! گله گیهات بسرم ایشالاه عروسی پسرم ! گنج بی مار و گل بی خار نیست --- شادی بی غم در این بازار نیست ! [[ مولوی]] گنجشك امسال رو باش كه گنجشك پارسالی را قبول نداره ! گنجشك با باز پرید افتاد و ماتحتش درید ! گنجشك با زاغ زوغش بیست تاش یه قرونه، گاو میش یكیش صد تومنه ! گندم از گندم بروید جو ز جو ! (( از مكافات عمل غافل نشو ... )) [[ مولوی]] گندم خوردیم از بهشت بیرونمان كردند ! گوساله بسته را میزنه ! گوسفند امام رضا را تا چاشت نمیچرونه ! گوسفند بفكر جونه، قصاب به فكر دنبه ! گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من --- آنچه البته بجائی نرسد فریادست ! [[ یغمای جندقی]] گوشت جوان لب طاقچه است ! گوشت را از ناخن نمیشه جدا كرد ! گوشت را از بغل گاو باید برید ! گوشت رانم را میخورم منت قصاب رو نمیكشم ! گوهر پاك بباید كه شود قابل فیض --- ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ مرجان نشود ! [[ حافظ]] گه جن خورده ! گیرم پدر تو بود فاضل --- از فضل پدر تو را چه حاصل ! [[ نظامی]] گیرم كه مار چوبه كند تن بشكل مار --- كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست ! [[ خاقانی]] گیسش را توی آسیا سفید نكرده !
  14. Hojjat

    ضرب المثل های حرف ف

    فرزند بی ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببری درد داره ، اگر هم نبری زشته ! فرزند عزیز نور دیده از دبه كسی ضرر ندیده ! فرزند كسی نمیكند فرزندی گر طوق طلا به گردنش بر بندی ! فرزند عزیز دردونه، یا دنگه یا دیوونه ! فرشش زمینه، لحافش آسمون ! فرش، فرش قالی، ظرف، ظرف مس، دین، دین محمد ! فضول را بجهنم بردند گفت : هیزمش تره ! فقیر، در جهنم نشسته است ! فكر نان كن كه خربزه آبه ! فلفل نبین چه ریزه بشكن ببین چه تیزه ! فلك فلك، به همه دادی منقل، به ما ندادی یك كلك ! فواره چون بلند شود سرنگون شود ! فیل خوابی می بیند و فیلبان خوابی ! فیلش یاد هندوستان كرده ! فیل و فنجان ! فیل زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه !
  15. Hojjat

    ضرب المثل های حرف ق

    قاتل بپای خود پای دار میره ! قاچ زین را بگیر اسب دوانی پیشكشت ! قاشق سازی كاری نداره، مشت میزنی توش گود میشه، دمش را میكشی دراز میشه ! قاشق نداری آش بخوری نونتو كج كن بیل كن ! قاطر را گفتند : پدرت كیست ؟ گفت : آقادائیم اسبه ! قاطر پیش آهنگ آخرش توبره میشه ! قبا سفید قبا سفیده ! قبای بعد از عید برای گل منار خوبه ! قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری . قران كنند حرز و امام مبین كشند ! (( یاسین كنند ورد وبه طاها كشند تیغ ... )) قربون برم خدا رو، یك بام و دو هوا رو، اینور بام گرما را اون ور بام سرمارو ! قربون بند كیفتم، تا پول داری رفیقتم ! قربون سرت آقا ناشی، خرجم با خودم آقام تو باشی ! قربون چشمهای بادومیت - ننه من بادوم ! قربون چماق دود كشت كاه، بده جوش پیشكشت ! قرض كه رسید به صد تومن، هر شب بخور قیمه پلو ! قسمت را باور كنم یا دم خروس را ؟! قسم نخور كه باور كردم ! قلم ، دست دشمنه ! قم بید و قنبید، اونهم امسال نبید ! قوم و خویش، گوشت هم را میخورند استخوان هم را دور نمیندازند .
  16. Hojjat

    ضرب المثل های حرف الف

    آب از آب تکان نمی خورد! آب از او گرم نمی شود! آب از دستش نمی چکد! آب از سر چشمه ِگل است! آب پاکی را روی دستش ریخت! آب در كوزه و ما تشنه لبان میگردیم ! آب را گل آلود می کنه که ماهی بگیره! آب زیر پوستش افتاده! آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ، چه یک نی چه صدنی! آب که به گلو رسید بچه زیر پا است. آب که سر بالا رفت، قورباغه ابو عطا می خونه! آب که یه جا بمونه، می گنده. آب نمی بیند ورنه شناگر قابلیست! آب، سنگها را می ساید. آبکش به کفگیر می گه تو سه تا سوراخ داری! آتش که الو گرفت، خشک و تر می سوزد! آتش نشاندن و اخگر گذاشتن کار خردمندان نیست. آخر شاه منشی، کاه کشی است! آخر شوخی به دعوا می کشد. آدم با كسی كه علی گفت، عمر نمیگه ! آدم بد حساب، دوبار میده ! آدم پول را پیدا می کند، نه پول آدم را. آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره ! آدم خوش معامله، شریك مال مردمه ! آدم دروغگو کم حافظه است. آدم دست پاچه، کار را دوبار انجام می دهد! آدم زنده، زندگی می خواهد! آدم گدا، اینهمه ادا ؟! آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه! آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه ! آدم همه کاره هیچ کاره است. آدمی را به ادب بشناسند. آرد خودمونو بیختیم، الك مونو آویختیم ! آرزو بر جوانان عیب نیست ! آرزومند پیوسته نیازمند بود. آز ریشه گناه است. آزموده را آزمودن خطاست! آستین نو پلو بخور ! آسوده كسی كه خر نداره از كاه و جوش خبر نداره ! آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه! آشِ نخورده و دهن سوخته! آش همان آش است و کاسه همان کاسه! آشپز که دو تا شد، آش یا شور است یا بی نمک! آفتابه خرج لحیمه! آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی! آفتابه و لولهنگ هر دو یك كار میكنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه ! آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را كور كرد ! آمدم ثواب کنم، کباب شدم! آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟! آن را که سخاوت است حاجت به شجاعت نیست. آن زنده که کاری نکند مرده به است. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. آن کس که با های می آید با هوی می رود. آن کس که تن سالمی دارد، گنجی دارد که خودش نمی داند. آن ممه را لولو برد ! آن وقت که جیک جیک مستونت بود، یاد زمستونت نبود؟! آن یکی می گفت اشتر را که هی از کجا می آیی ای فرخنده پی آنانكه غنی ترند، محتاج ترند ! آنچه دلم خواست نه آن شد آنچه خدا خواست همان شد . آنقدر بایست، تاعلف زیر پایت سبز بشود! آنقدر سمن هست، كه یاسمن توش گمه ! آنقدر مار خورده تا افعی شده! آنکه دلیر است پیروز است. آواز دهل شنیدن از دور خوشست! آینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن، آیینه شکستن خطاست آینه داری در محله کوران؟! ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری. اجاره نشین خوش نشین است. ادب مرد به ز دولت اوست. ارزان خری، انبان خری! از آن نترس که های و هوی دارد، از آن بترس که سر به توی دارد! از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم! از اونجا مونده، از اینجا رونده ! از این امامزاده كسی معجز نمی بینه ! از این دم بریده هر چی بگی بر میاد ! از این ستون تا آن ستون فرج است! از این گوش می گیره، از آن گوش در می کنه! از بی كفنی زنده ایم ! از پس هر گریه آخر خنده ایست. از تنگی چشم پیل معلومم شد آنانكه غنی ترند محتاج ترند ! از تو حركت، از خدا بركت . از چشم دور و از دل دورتر. از چشمه سوزن تو میره از دروازه تو نمی ره از حرارتش خیری ندیدیم، اما از دودش کور شدیم. از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است! از خر افتاده، خرما پیدا كرده ! از خر میپرسی چهارشنبه كیه ؟! از خرس موئی، غنیمته ! از خود کش و بیگا نه پر ور. از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هایت بدهد! از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی ! از دست پس میزنه، با پا پیش میكشه ! از دست خویش ما ندی ، از خدا ی خویش ما ندی. از دور دل را می برد، از جلو زهره را! از سه چیز باید حذر كرد، دیوار شكسته، سگ درنده، زن سلیطه ! از شما عباسی، از ما رقاصی ! از کاه کوه نساز. از کوزه همان برون تراود که در اوست گر دایره کوزه ز گوهر سازند از كیسه خلیفه می بخشه ! از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند! از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد ! از ماست که بر ماست! از مال پس است و از جان عاصی! از مردی تا نامردی یک قدم است! از مکافات عمل غافل مباش گندم زگندم روید و جو زجو. از من بدر، به جوال کاه! از نخورده بگیر، بده به خورده! از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن! از هر چه بدم اومد، سرم اومد ! از هول حلیم افتاد توی دیگ ! از یك گل بهار نمیشه ! ازتو حرکت، ازخدا برکت. اسب پیشكشی رو، دندوناشو نمیشمرند ! اسب تركمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور ! اسبِ دونده، جو خود را زیاد می کند! اسب را گم كرده، پی نعلش میگرده ! اسب و خر را كه یكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند ! اسباب خونه به صاحبخونه میره ! استخری كه آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چكار ؟! اصل كار برو روست، كچلی زیر موست ! اكبر ندهد، خدای اكبر بدهد ! اگر باباش را ندیده بود، ادعای پادشاهی می کرد! اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وقتی! اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره! اگر بگوید ماست سفید است، من می گویم سیاه است! اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن ! اگر پیش خردمندان خامشی ادبست به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز ! اگر حسود نباشد دنیا گلستان است. اگر خوراک آسیا را نرسانی، سنگها همدیگر را می سایند. اگر دانی که نان دادن ثواب است تو خود می خور که بغدادت خرابست! اگر دعای بچه ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی موند! اگر دعوت گرگ را قبول کردی، سگ را هم همراه خود ببر. اگر عسل نمی دهی باری نیش مزن. اگر عقل نباشد ، جان در عذاب است. اگر علی ساربونه، می دونه شتر را کجا بخوابونه! اگر قرار باشد کسی از دل بگرید، چشما نش اگر کور هم باشد ، می تواند اشکش برآید. اگر لالائی بلدی، چرا خوابت نمی بره! اگر مهمان یک نفر باشد، صاحبخانه برایش گاو می کشد! اگر نخوردیم نان گندم، دیدیم دست مردم! اگر هست مرد از هنر بهره ور هنر خود بگوید، نه صاحب هنر اگر همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار (زمین و) بمیر! اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه ! اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید ! اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود ! اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد ! اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله ! اگه زاغی كنی، روقی كنی، میخورمت ! اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون كنگر فروشی ! اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد . اگه لر ببازار نره بازار میگنده ! اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشكن ! اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد ! اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، یكساعته شوهر میده ! امان از خانه داری، یكی میخری دو تا نداری ! امان ازدوغ لیلی ، ماستش كم بود آبش خیلی ! امروز توانی و ندانی، فردا که بدانی نتوانی. امیدواری یعنی پیروزی. اندک اندک خیلی شود؛ قطره قطره سیلی. اندک دان بسیار گوست. انگور خوب، نصیب شغال میشه ! اوسا علم! این یکی رو بکش قلم! اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد ! اول اندیشه، وانگهی گفتار. اول بچش، بعد بگو بی نمک است! اول برادریِت را ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن! اول بقالی و ماست ترش فروشی ! اول پیاله و بد مستی ! اولاد، بادام است؛ اولادِ اولاد، مغز بادام! ای آقای كمر باریك، كوچه روشن كن و خانه تاریك ! این دغل دوستان که می بینی مگسـاننـد دور شـیرینـی (سعدی) این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست ! این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه ! این ریسمان را اززیر این پشته بکش این قافله تا به حشر لنگه ! این هفت صنار غیر از اون چارده شی است ! اینجا كاشون نیست كه كپه با فعله باشه ! اینقدر مار خورده تا افعی شده اینكه برای من آوردی، ببر برای خاله ات ! اینو كه زائیدی بزرگ كن ! اینهمه چریدی دنبه ات كو ؟! اینهمه خر هست و ما پیاده میریم گفت: از حمام گرم کوی تو گفت: خود پیداست از زانوی تو آب از آب تکان نمی خورد! آب از او گرم نمی شود! آب از دستش نمی چکد! آب از سر چشمه ِگل است! آب پاکی را روی دستش ریخت! آب در كوزه و ما تشنه لبان میگردیم ! آب را گل آلود می کنه که ماهی بگیره! آب زیر پوستش افتاده! آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ، چه یک نی چه صدنی! آب که به گلو رسید بچه زیر پا است. آب که سر بالا رفت، قورباغه ابو عطا می خونه! آب که یه جا بمونه، می گنده. آب نمی بیند ورنه شناگر قابلیست! آب، سنگها را می ساید. آبکش به کفگیر می گه تو سه تا سوراخ داری! آتش که الو گرفت، خشک و تر می سوزد! آتش نشاندن و اخگر گذاشتن کار خردمندان نیست. آخر شاه منشی، کاه کشی است! آخر شوخی به دعوا می کشد. آدم با كسی كه علی گفت، عمر نمیگه ! آدم بد حساب، دوبار میده ! آدم پول را پیدا می کند، نه پول آدم را. آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره ! آدم خوش معامله، شریك مال مردمه ! آدم دروغگو کم حافظه است. آدم دست پاچه، کار را دوبار انجام می دهد! آدم زنده، زندگی می خواهد! آدم گدا، اینهمه ادا ؟! آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه! آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه ! آدم همه کاره هیچ کاره است. آدمی را به ادب بشناسند. آرد خودمونو بیختیم، الك مونو آویختیم ! آرزو بر جوانان عیب نیست ! آرزومند پیوسته نیازمند بود. آز ریشه گناه است. آزموده را آزمودن خطاست! آستین نو پلو بخور ! آسوده كسی كه خر نداره از كاه و جوش خبر نداره ! آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه! آشِ نخورده و دهن سوخته! آش همان آش است و کاسه همان کاسه! آشپز که دو تا شد، آش یا شور است یا بی نمک! آفتابه خرج لحیمه! آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی! آفتابه و لولهنگ هر دو یك كار میكنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه ! آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را كور كرد ! آمدم ثواب کنم، کباب شدم! آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟! آن را که سخاوت است حاجت به شجاعت نیست. آن زنده که کاری نکند مرده به است. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. آن کس که با های می آید با هوی می رود. آن کس که تن سالمی دارد، گنجی دارد که خودش نمی داند. آن ممه را لولو برد ! آن وقت که جیک جیک مستونت بود، یاد زمستونت نبود؟! آن یکی می گفت اشتر را که هی از کجا می آیی ای فرخنده پی آنانكه غنی ترند، محتاج ترند ! آنچه دلم خواست نه آن شد آنچه خدا خواست همان شد . آنقدر بایست، تاعلف زیر پایت سبز بشود! آنقدر سمن هست، كه یاسمن توش گمه ! آنقدر مار خورده تا افعی شده! آنکه دلیر است پیروز است. آواز دهل شنیدن از دور خوشست! آینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن، آیینه شکستن خطاست آینه داری در محله کوران؟! ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری. اجاره نشین خوش نشین است. ادب مرد به ز دولت اوست. ارزان خری، انبان خری! از آن نترس که های و هوی دارد، از آن بترس که سر به توی دارد! از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم! از اونجا مونده، از اینجا رونده ! از این امامزاده كسی معجز نمی بینه ! از این دم بریده هر چی بگی بر میاد ! از این ستون تا آن ستون فرج است! از این گوش می گیره، از آن گوش در می کنه! از بی كفنی زنده ایم ! از پس هر گریه آخر خنده ایست. از تنگی چشم پیل معلومم شد آنانكه غنی ترند محتاج ترند ! از تو حركت، از خدا بركت . از چشم دور و از دل دورتر. از چشمه سوزن تو میره از دروازه تو نمی ره از حرارتش خیری ندیدیم، اما از دودش کور شدیم. از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است! از خر افتاده، خرما پیدا كرده ! از خر میپرسی چهارشنبه كیه ؟! از خرس موئی، غنیمته ! از خود کش و بیگا نه پر ور. از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هایت بدهد! از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی ! از دست پس میزنه، با پا پیش میكشه ! از دست خویش ما ندی ، از خدا ی خویش ما ندی. از دور دل را می برد، از جلو زهره را! از سه چیز باید حذر كرد، دیوار شكسته، سگ درنده، زن سلیطه ! از شما عباسی، از ما رقاصی ! از کاه کوه نساز. از کوزه همان برون تراود که در اوست گر دایره کوزه ز گوهر سازند از كیسه خلیفه می بخشه ! از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند! از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد ! از ماست که بر ماست! از مال پس است و از جان عاصی! از مردی تا نامردی یک قدم است! از مکافات عمل غافل مباش گندم زگندم روید و جو زجو. از من بدر، به جوال کاه! از نخورده بگیر، بده به خورده! از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن! از هر چه بدم اومد، سرم اومد ! از هول حلیم افتاد توی دیگ ! از یك گل بهار نمیشه ! ازتو حرکت، ازخدا برکت. اسب پیشكشی رو، دندوناشو نمیشمرند ! اسب تركمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور ! اسبِ دونده، جو خود را زیاد می کند! اسب را گم كرده، پی نعلش میگرده ! اسب و خر را كه یكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند ! اسباب خونه به صاحبخونه میره ! استخری كه آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چكار ؟! اصل كار برو روست، كچلی زیر موست ! اكبر ندهد، خدای اكبر بدهد ! اگر باباش را ندیده بود، ادعای پادشاهی می کرد! اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وقتی! اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره! اگر بگوید ماست سفید است، من می گویم سیاه است! اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن ! اگر پیش خردمندان خامشی ادبست به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز ! اگر حسود نباشد دنیا گلستان است. اگر خوراک آسیا را نرسانی، سنگها همدیگر را می سایند. اگر دانی که نان دادن ثواب است تو خود می خور که بغدادت خرابست! اگر دعای بچه ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی موند! اگر دعوت گرگ را قبول کردی، سگ را هم همراه خود ببر. اگر عسل نمی دهی باری نیش مزن. اگر عقل نباشد ، جان در عذاب است. اگر علی ساربونه، می دونه شتر را کجا بخوابونه! اگر قرار باشد کسی از دل بگرید، چشما نش اگر کور هم باشد ، می تواند اشکش برآید. اگر لالائی بلدی، چرا خوابت نمی بره! اگر مهمان یک نفر باشد، صاحبخانه برایش گاو می کشد! اگر نخوردیم نان گندم، دیدیم دست مردم! اگر هست مرد از هنر بهره ور هنر خود بگوید، نه صاحب هنر اگر همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار (زمین و) بمیر! اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه ! اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید ! اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود ! اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد ! اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله ! اگه زاغی كنی، روقی كنی، میخورمت ! اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون كنگر فروشی ! اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد . اگه لر ببازار نره بازار میگنده ! اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشكن ! اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد ! اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، یكساعته شوهر میده ! امان از خانه داری، یكی میخری دو تا نداری ! امان ازدوغ لیلی ، ماستش كم بود آبش خیلی ! امروز توانی و ندانی، فردا که بدانی نتوانی. امیدواری یعنی پیروزی. اندک اندک خیلی شود؛ قطره قطره سیلی. اندک دان بسیار گوست. انگور خوب، نصیب شغال میشه ! اوسا علم! این یکی رو بکش قلم! اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد ! اول اندیشه، وانگهی گفتار. اول بچش، بعد بگو بی نمک است! اول برادریِت را ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن! اول بقالی و ماست ترش فروشی ! اول پیاله و بد مستی ! اولاد، بادام است؛ اولادِ اولاد، مغز بادام! ای آقای كمر باریك، كوچه روشن كن و خانه تاریك ! این دغل دوستان که می بینی مگسـاننـد دور شـیرینـی (سعدی) این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست ! این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه ! این ریسمان را اززیر این پشته بکش این قافله تا به حشر لنگه ! این هفت صنار غیر از اون چارده شی است ! اینجا كاشون نیست كه كپه با فعله باشه ! اینقدر مار خورده تا افعی شده اینكه برای من آوردی، ببر برای خاله ات ! اینو كه زائیدی بزرگ كن ! اینهمه چریدی دنبه ات كو ؟! اینهمه خر هست و ما پیاده میریم گفت: از حمام گرم کوی تو گفت: خود پیداست از زانوی تو
  17. Hojjat

    ضرب المثل های حرف ذ

    ذات نایافته از هستی بخش كی تواند كه شود هستی بخش ؟! (( جامی )) ذره ذره كاندرین ارض و سماست جنس خود را همچو كاه و كهرباست . ((مولوی )) ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود .
  18. Hojjat

    ضرب المثل های حرف چ

    چار دیواری اختیاری ! چاقو دسته خودشو نمیبره ! چاه كن همیشه ته چاهه ! چاه مكن بهر كسی، اول خودت، دوم كسی ! چاه نكنده منار دزدیده ! چرا توپچی نشدی ! چراغ را نتوان دید جز به نور چراغ. چراغی كه به خونه رواست، به مسجد حرام است ! چشته خور بدتر از میراث خوره ! چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی ! چشمش آلبالو گیلاس می چینه ! چشمش را ببین، دلش را بخوان. چشمش هزار كار میكنه كه ابروش نمیدونه ! چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه چنار در خونه شونو نمی بینه ! چو به گشتی، طبیب از خود میازار چراغ از بهر تاریكی نگه دار ! چو دخلت نیست خرج آهسته تر كن كه گوهر فرو نشست یا پیله ور! چوب خدا صدا نداره ، هر كی بخوره دوا نداره ! چوب دو سر طلاست ! چوب را كه برداری، گربه دزده فرار میكنه ! چوب معلم گله، هر كی نخوره خله ! چه خوشست میوه فروشی گر كس نخرد خودت بنوشی ! چه علی خواجه، چه خواجه علی ! چه عزائیست كه مرده شور هم گریه میكنه ! چه مردی بود كز زنی كم بود ! چیزی كه شده پاره، وصله ور نمی داره ! چیزی كه عوض داره گله نداره !
  19. Hojjat

    ضرب المثل های حرف غ

    غربال را جلوی كولی گرفت و گفت : منو چطور می بینی ؟ گفت : هر طور كه تو منو میبینی ! غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو ! غلیان بكشیم یا خجالت ! (( مائیم میان این دو حالت ... )) غم مرگ برادر را برادر مرده میداند ! غوره نشده مویز شده است !
  20. Hojjat

    ضرب المثل های حرف ظ

    ظالم پای دیوار خود را می کند! ظالم، دست کوتاه است! ظالم، همیشه خانه خراب است! ظاهرش چون گور کافر پر حلل باطنش قهر خدا عزوجل . ظلم ظالم بر سر اولاد ظالم می رود. ظلمتی مانند نادانی نیست.
  21. Hojjat

    ضرب المثل های جهانی

    نگلیسی: طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است. ترکی: پایان جدایی ملاقات مجدد است. عربی: هیچ کس را وادار به دو کار نکن، جنگیدن و زن گرفتن. تازی: پرده اشک را با سوالات پاره کن! انگلیسی: ضربات کوچک درختان بزرگ را از پای در می آورند. ایتالیایی: معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است. تازی: مشورت با کسی کن که تو را به گریه می اندازد نه با کسی که تو را می خنداند. روسی: برای کسی که شکمش خالی است، هر نوع باری سنگین است. ژاپنی: «ملاقات» آغاز جدایی است. دانمارکی: وقتی که آش از آسمان می بارد گدا قاشق ندارد. لاتین: « مردگان» بهترین مشاورانند. لهستانی: یک دروغگو می تواند دور دنیا برود ولی نمی تواند مراجعت کند. یونانی: همه کس قوم و خویش آدم ثروتمند است. فارسی: پیکان از جراحت به در آید و آزار در دل بماند. عربی: «عشق» را نمی شود با پنهان کردن پنهان کرد. سوئدی: «مرگ» آخرین پزشک است. آفریقایی: یک دوست خوب را با هر دو دستت نگاهدار. فارسی: مرد حکیم خرده نگیرد بر آینه. یونانی: یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد یا خاموش باش. اسپانیولی: بدی اشخاص احمق، هم تراز نیکی اشخاص عاقل است. فارسی: صدقه، راه به خانه ی صاحبش می برد. لاتین: یگانگی هدف، دوستی ایجاد می کند. اسپانیولی: مرد برای آسایش زن می گیرد و زن به خاطر کنجکاوی شوهر می کند. فارسی: «علم» از بهر دین پروردن است نه از بهر دنیا خوردن. طبرستانی: به من رفیقی بده که با من گریه کند، دوستی که با من بخندد را خودم پیدا می کنم. فنلاندی: همیشه کمی بترس تا هرگز محتاج نشوی زیاد بترسی. اسلواکی: تا وقتی که «زبان» زنده است «ملّت» نمرده. بوسنی: مرحله اول بلاهت آن است که خود را عاقل بدانیم. لهستانی: یک کلید طلایی به هر دری می خورد. بلژیکی: متنبه کردن بهتر از متنبه شدن است. انگلیسی: شوهر به مرد کن نه به پول. مثل ایتالیائی :عشق یعنی ترس از دست دادن تو. مثل لاتینی : اندیشه ی گوینده از گفتارش مهم تر است. مثل انگلیسی: یک متر یک متر سخت است ولی یک سانت یک سانت مثل آب خوردن است. مثل مصری : تندرستی ، تاجی است بر سر انسان سالم ولی هیچ کس جز یک بیمار این تاج رانمی بیند . ضرب المثل ژاپنی : باید حریف را به کمک حریف دیگری بدام انداخت مثل هندی : سکوت هرگز اشتباه نمی کند و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کند مثل قدیمی : اگر سخن نقره است ،خاموشی طلا است.
  22. Hojjat

    ضرب المثل های هندی

    مثل هندی : گذشته گذشت و آنچه می آید بر تو پوشیده است،آنچه را که در دست داری مغتنم شمر. مثل هندی : پول باید متعلق به انسان باشد نه آدم متعلق به پول . مثل هندی : بت تراشها کمتر اطاعت بت را می نمایند و کمتر با آنها هستند ، زیرا می دانند که چه ساخته اند . مثل هندی : اگر سنگی پرتاب کنی دست خودت درد می گیرد . مثل هندی : ریشۀ تمام نزاعها سه چیزند : زر ، زن ، زمین . مثل هندی : سکوت هرگز اشتباه نمی کند و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کند.
  23. Hojjat

    ضرب المثل های آفریقایی

    مثل آفریقایی : شنا کردن را در عمیق ترین نقطه یاد بگیر . مثل آفریقایی: یک دوست خوب را با هر دو دستت نگاهدار. مثل آفریقایی : به جایی که کوزۀ خودت را گذاشته ای سنگ پرتاب مکن . مثل آفریقایی : حتی بهترین چوب ممکن است گرفتار موریانه گردد . مثل آفریقایی : بر الاغ اگر پالان زرین هم بنهی باز هم الاغ است . مثل آفریقایی : اگرچه دریا آرام می باشد ، ممکن است تمساحی در زیر آب کمین کرده باشد . مثل آفریقایی : ممکن است دروغ یک سال بدود ولی راستی در یک روز از او جلو می افتد . مثل آفریقایی : پیش از آنکه کسی را به کار بگماری دربارۀ دستمزدش با او سخن بدار . مثل آفریقایی : ثروت چون شبنم در آفتاب است . مثل مراکشی : اگر اقبال مرا رئیس قوم سازد ، از کجا معلوم که بلافاصله نابود نسازد ؟! مثل مراکشی : شتر کوهان خودش را نمی بیند اما کوهان همسایه اش را به خوبی مشاهده می کند .
  24. مثل اسپانیولی : دست سیاه را غالباً با دستکش سفید پنهان می دارند . مثل اسپانیولی : حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند . مثل اسپانیولی : کسیکه یکبار می دزدد ، همیشه خواهد دزدید . مثل اسپانیولی : هیچ چیز اسان تر از فریب دادن یک فرد درستکار نیست . مثل اسپانیولی : اگر می خواهی زیاد عمر کنی در جوانی پیر بشو . مثل اسپانیولی: بدی اشخاص احمق، هم تراز نیکی اشخاص عاقل است. مثل اسپانیولی: مرد برای آسایش زن می گیرد و زن به خاطر کنجکاوی شوهر می کند.
  25. Hojjat

    ضرب المثل های فرانسوی

    مثل فرانسوی : زن و پرنده بدون آنکه به عقب برگردند ، می توانند ببینند . مثل فرانسوی : کسی که اندرز ارزان را رد کند طولی نمی کشد که پشیمانی را با قیمت گرانی خریداری خواهد کرد . مثل فرانسوی : کسی که به خیال خود می خواهد فقط ضربه ای بزند ممکن است مرتکب قتلی شود . مثل فرانسوی : مرد شکست خورده طالب جنگ بیشتر است . مثل فرانسوی : خانه ات را برای ترساندن موش آتش نزن . مثل فرانسوی : اگر مار را می کشی ، بچه اش را هم بکش . مثل فرانسوی : وعده که کردی مقروض می شوی ، مقروض که شده وعده می کنی . مثل فرانسوی :ازدواج زودش اشتباه بزرگی و دیرش اشتباه بزرگتری است . مثل فرانسوی : زنگ آهن را می خورد و حسادت قلب را . مثل فرانسوی : پول، به عقلا خدمت می کند و بر احمقان حکومت. مثل فرانسوی : شوهر و بچه را هرچه در بازی های خود آرام بگذارید بیشتر به شما محبت پیدا میکنند . مثل فرانسوی : داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای . مثل فرانسوی : بهتر است آدمی طرف حسادت مردم واقع شود تا طرف ترحم آنها . مثل فرانسوی : هر کس نگهبان شراف خویش است . مثل فرانسوی : یگانه مرد خوشبخت کسی است که تصور می کند خوشبخت است. مثل فرانسوی : صاعقه به قلل بزرگ اصابت می کند. مثل فرانسوی : ضایع ترین روز، روزی است که نخندیده ایم.
×
×
  • جدید...