رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'انگلیسی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالارهای گفت و گو كام به كام
    • خودرو و رانندگی
    • موبایل و پی دی ای
    • کامپیوتر و اینترنت
    • دانشگاه و تحصیل
    • جهانگردی و توریستی
    • اخبار ایران و جهان
    • خانواده و زیبایی
    • فرهنگ و هنر
    • سرگرمی
    • روابط عمومي كام به كام
  • من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو Topics

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی
  • تبلیغات

دسته ها


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

27 نتیجه پیدا شد

  1. قسمت 3 لغات پر کاربرد امیدوارم به کارتون بیاد [TABLE=width: 700, align: center] [TR] [TD]به زودی می بینمت [/TD] [TD=align: left]See you soon [/TD] [/TR] [TR] [TD]این است . [/TD] [TD=align: left]This is [/TD] [/TR] [TR] [TD]اقا / خانم [/TD] [TD=align: left]Mr / Mrs [/TD] [/TR] [TR] [TD]دوشیزه ... [/TD] [TD=align: left]Miss ... [/TD] [/TR] [TR] [TD]شوهر من [/TD] [TD=align: left]My husband [/TD] [/TR] [TR] [TD]خانم من [/TD] [TD=align: left]My wife [/TD] [/TR] [TR] [TD]دختر من [/TD] [TD=align: left]My daughter [/TD] [/TR] [TR] [TD]پسر من [/TD] [TD=align: left]My son [/TD] [/TR] [TR] [TD]حالتان چطور هست ؟ [/TD] [TD=align: left]How are you ? [/TD] [/TR] [TR] [TD]خیلی خوب است , متشکرم [/TD] [TD=align: left]Very well , thanks [/TD] [/TR] [TR] [TD]شما چطورید ؟ [/TD] [TD=align: left]And you ? [/TD] [/TR] [TR] [TD]زندگی چطور می گذرد ؟ [/TD] [TD=align: left]How's life? [/TD] [/TR] [/TABLE]
  2. قسمت #2 را هم امروز قرار میدهم امید وارم به کارتون بیاد [TABLE=width: 700, align: center] [TR] [TD]پیشخدمت مرد / پیشخدمت زن [/TD] [TD=align: left]Waiter / Waitress [/TD] [/TR] [TR] [TD]من می خواهم / من مایلم [/TD] [TD=align: left]I'd like [/TD] [/TR] [TR] [TD]این معنی اش چیست ؟ / این چه معنی می دهد؟ [/TD] [TD=align: left]What does this mean? [/TD] [/TR] [TR] [TD]من متوجه نمی شوم / نمی فهمم [/TD] [TD=align: left]I don't understant [/TD] [/TR] [TR] [TD]چه وقت ...باز / بسته می شود ؟ [/TD] [TD=align: left]When does ...open / close ? [/TD] [/TR] [TR] [TD]ساعت چند هست ؟ [/TD] [TD=align: left]What time is it ? [/TD] [/TR] [TR] [TD]اشکال دارد اگر سیگار بکشم ؟ [/TD] [TD=align: left]Do you mind if I smoke? [/TD] [/TR] [TR] [TD]ممکن است خواهش کنم سیگار نکشید ؟ [/TD] [TD=align: left]Would you mind not smoking ، please ? [/TD] [/TR] [TR] [TD]اینجا ممنوع است [/TD] [TD=align: left]It's not allowed here! [/TD] [/TR] [TR] [TD]دستشویی کجاست ؟ [/TD] [TD=align: left]Where are the toilets ? [/TD] [/TR] [TR] [TD]لطفا کمکم کنید [/TD] [TD=align: left]Help me please [/TD] [/TR] [TR] [TD]کجاست [/TD] [TD=align: left]Where is the ... ? [/TD] [/TR] [TR] [TD]او(مذکر) / او(مونث) به شما سلام رساند [/TD] [TD=align: left]He / She sends his / her regards to you [/TD] [/TR] [TR] [TD]به.... سلام مرا برسانید [/TD] [TD=align: left]Give ...my regards [/TD] [/TR] [/TABLE]
  3. سعی می کنم لغات پر کاربرد انگلیسی که احتمال زیاد در یک سفر یا شایدم در کار به کارتون میاد را اینجا بگم [TABLE=width: 400, align: center] [TR] [TD=align: center]صبح بخیر [/TD] [TD=align: center]Good morning [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]بعد از ظهر بخیر [/TD] [TD=align: center]Good afternoon [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]شب بخیر [/TD] [TD=align: center]Good night [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]عصر بخیر [/TD] [TD=align: center]Good evening [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]خداحافظ [/TD] [TD=align: center]Good bye [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]لطفا - خواهش می کنم [/TD] [TD=align: center]Please [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]تشکر [/TD] [TD=align: center]Thank you [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]بله / نه،خیر [/TD] [TD=align: center]Yes / No [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]ببخشید [/TD] [TD=align: center]Excuse me [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]کجا می توانم...پیداکنم/بخرم/اجاره کنم؟ [/TD] [TD=align: center]Where can I find/buy/hire...? [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]کجاست ؟ [/TD] [TD=align: center]Where is ? [/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]قیمت ان چقدر هست ؟ [/TD] [TD=align: center]How much is that ? [/TD] [/TR] [/TABLE]
  4. گروه تاریخ- مصطفی ظاهری: رویدادها و حوادثی که در گذر زمان رخ می دهد و پس از چندی به مسئله ای به نام «تاریخ» تبدیل می شود، اگر همراه با روشنگری وبازکاوی هوشمندانه نباشد، گردی به نام «تحریف» بر تارک تاریخ می نشاند که نه تاریخ که «شبح تاریخ» نام دارد و در واقع «دستکاری در تاریخ» و «قلب حقیقت به نفع واقعیت!» خواهد بود. به گزارش رجانیوز، اگر چه فساد و تباهی رژیم پهلوی بر کسی پوشیده نیست اما سالهاست مخالفین مردم و نظام سعی در تحریف تاریخ و فراموشی حافظه تاریخی ملت به نفع خود را دارند. در همین راستا مقام معظم رهبری در 17 دی 1393 فرمودند: «آنها می خواهند حقایق انقلاب تحریف بشود، به دست فراموشى سپرده بشود؛ پول خرج میکنند، کار دارند میکنند. کسى که آشنا باشد، آگاه باشد با دنیاى کتاب و مطبوعات و مقاله می بیند که دشمنان چهکار دارند می کنند؛ امروز اینها سعى می کنند چهرهى خاندان خبیث و منحوس پهلوى را - رژیم فاسد و وابسته و خبیث و ظالم که کشور ما را سالهاى متمادى به عقب انداختند و ملّت ایران را آنجور دچار مشکلات عظیم کردند - بَزک کنند، آرایش کنند امروز سعى مىشود [توسّط ]همان جبههى مقابل نظام اسلامى. پشتیبانها همان کسانى هستند که با اصل انقلاب مخالف بودند، با مردمى که انقلاب کردند مخالف بودند، با وفادارى این مردم به انقلاب بشدّت مخالفند. تا کنون موفّق نشدند؛ امید بسته بودند بلکه بتوانند نسل دوّم و سوّم انقلاب را روىگردان کنند، نتوانستند. نسل سوم انقلاب را نتوانستند از انقلاب روى گردان کنند.» لذا رجا نیوز در سلسله گزارش هایی با عنوان «بزک نشدنی» ضمن بازخوانی اسناد فساد گسترده خاندان پهلوی و دربار شاهنشاهی در عرصه های مختلف، تنها بخشی از جنایات و مفاسد این رژیم در موضوعات مختلف از جمله فساد مالی، فساد جنسی، وادادگی به غرب، فساد های سیاسی درون حاکمیت، شرط بندی و قمار، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، تاثیر بهائیت بر رژیم پهلوی و نقش پر رنگ رژیم صهیونیستی بر پهلوی ها را بازخوانی می کند. هم چنین سعی شده در این گزارش ها از اسناد بجا مانده از ساواک، دربار شاهنشاهی، نخست وزیری شاهنشاهی و دیگر سازمان های رسمی نظام شاهنشاهی آن زمان استفاده گردد تا کمترین شبهه و اشکالی نسبت به روایات تاریخی مورد اشاره وارد نباشد. در ادامه در نخستین سلسله از این گزارش ها اسناد و روایات تاریخی مرتبط با گوشه ای از فساد جنسی شاه و دربار را مشاهده می فرمایید: نمونه هایی از فساد جنسی محمدرضا پهلوی فساد جنسی بعنوان یک آفت، دامن گیر بسیاری از پادشاهان ایرانی بوده است و این معضل در رژیم پهلوی به اوج خود می رسد زیرا برخلاف پادشاهان قبلی ایران که فساد جنسی شان در حرامسراها محدود می گشت دولتمردان پهلوی علاوه بر فساد شخصی، گسترش فساد را نیز دنبال می کردند. اسدالله علم در خاطرات خود در جلد ششم کتاب گفتگوی من با شاه، می نویسد که از وظایف در مقام وزیر دربار ایران (به مدت 11 سال) فراهم کردن مقدمات گردش روزانه شاه و به عبارتی بهتر شکار کردن دختران ایرانی و فرنگی برای بهره جویی جنسی شاه از آنان بوده است: ماجرای دختر سوئدی! «یکی از لطايف درباره یک فاحشه سوئدی است که چغاله خورده است و قی و ... گرفته و قرار است شاه یک هفته خود را در کیش با او صرف کند، اما از بداقبالی مشکلی برای دختر پیش آمده است که اگر شاه به کیش برود تنها وقت را تلف خواهد کرد! مدتی شاهنشاه راه رفتند و فکر کردند که چه کنیم؟ کس دیگری هم بفرستیم یا اصولا نرویم؟» (ص 48) دختر انگلیسی مطلوب بود، دختر آلمانی بسیار خوب بود، با دختر ایرانی هم خوش گذشت! * در شیراز به استراحت گذشت و شاهنشاه هم تنها نبودند (ص 86 و 87). من امشب در اصفهان تنها هستم ولی شاهنشاه تنها نیستند (ص 91). به جای آن که به دفترم بروم، به دیدن یک دختر انگلیسی رفتم که از هر جهت بسیار مطلوب بود (ص 92). بعد یک دختر آلمانی را دیدم که بسیار خوب بود (ص 116). بعد از ظهر هم یک دختر خانم ایرانی دیدم و خوش گذشت (ص 119). بعد از ظهر تمام کار کردم فقط یک ساعتی با یک دختر خانم ایرانی گذراندم (ص 138) همجنس بازی محمد رضا پهلوی در نیویورک این موارد صرفا بخش کوچکی از خاطرات علم را در خصوص فسادهای جنسی محمدرضا پهلوی در بر می گیرد. در یکی از اسناد به جا مانده از ساواک در خصوص فساد جنسی شاه در سفرش به نیویورک به همجنس بازی شاه اشاره شده و آمده است: «در بهمن ماه 1347 مجله امید ایران عكسی از راهروهای زیرزمینی نیویورك كه در آنجا رجال با یكدیگر رابطه جنسی دارند انداخته كه در میان این رجال، عكس شاه نیز میباشد.» رابطه با گیلدا چطور به قتل وی منجر شد؟ داستان رابطه نامشروع شاه و گیلدا و در نهایت قتل وی از رویدادهای تلخ در انحرافات جنسی محمدرضا پهلوی بوده است. داستان شاه و گیلدا حکایت دختری دبیرستانی است که به خاطر قدرتطلبی و جاهطلبی پدر طعمه محمدرضا پهلوی میشود و یکی از پر حادثهترین داستانهای هزار و یک شب دربار پهلوی را رقم میزند. شاه گیلدا را به خاطر رنگ موهایش که طلایی رنگ بود، طلا صدا میزد و این دختر با نام طلا هم در تاریخ ایران شناخته میشود. در بخشی از اسناد به جامانده از اداره کل اطلاعات و مطبوعات دربار شاهنشاهی در خصوص قتل گیلدا توسط ساواک به امر شاه آمده است: «آیا شاه پس از ترک معشوقه خود چون وجود او را خطرناک تشخیص داد اقدام به نابودی او نمود؟ آیا این یک هنر جدید ساواک بود؟ ویلای مزبور در محاصره پلیس بود ولی افراد کنجکاو علیرغم هر چیز اطراف خانه را بررسی می کردند. کسانی که جنازه را دیده اند می گویند با لباس شب نبوده بلکه لباس تابستانی به تن داشته است. گیلدا در عین حال هیچگونه نامه ای از خود بجا نگذاشته و اسراش را با خود به گور برده بود. شاید اگر گیلدا نمی مرد و در ویلای مزبور به زندگی خود ادامه می داد عشق شاه را نیز فراموش می کرد ولی مرگ اسرار آمیز زن جوان کارها را زیر رو کرد. اکنون کلیه جهانیان ادعا می کنند شاه بوسیله ساواک دست خود را به خون آلوده است. گفته می شود بدنبال اعتراض علیا حضرت شهبانو شاه معشوقه خود را رها کرده است. ادعا می شود اقدام گیلدا در مورد خرید لباس هایی نظیر لباس های شهبانو در پاریس فرمان مرگ او را امضاء کرده است. در عین حال بعضی ها عقیده دارند انتقال مرکز ساواک به پاریس با مرگ گیلدا بی ارتباط نیست. در این بین ادعای یکی از همسایگان گیلدا احتمال آن را که ساواک در مرگ او دست داشته قوت می بخشد. نامبرده ادعا نموده دو هفته قبل دو نفر سیاهپوش که کیفی در دست داشته اند به ویلا آمده و اطراف آنرا بررسی کرده اند. ضمناً نامبرده می گوید دیده است که آن دو نفر از در عقب وارد ویلا شده است. اکنون در کاخ گلستان یک سکوت عمیق حکفرماست. هم شاه و هم علیا حضرت شهبانو در این مورد سکوت اختیار کرده اند.» نمونه هایی از فساد جنسی اشرف پهلوی اسدالله علم در کتاب خاطرات خود در خصوص اشرف پهلوی می نویسد: «تیمسار "م" در جلسه ای با وزیر دارایی، مخارج مداواهای خاص افسران ارتش اعزامی به خارج را در مقایسه با هزینه های فسق و فجور اشرف، مثل قطره ای در برابر اقیانوس می داند.» تصاویر رابطه اشرف با یک فرانسوی چگونه منجر به دریافت اخاذی وی از اشرف شد؟ از اسناد خیلی محرمانه به جا مانده از ساواک در خصوص یکی از روابط نامشروع اشرف در خارج از کشور چنین آمده است: «والا حضرت شاهدخت اشرف پهلوی در فرانسه دوست پسری داشته که هنگام معاشرت های جنسی با والا حضرت عکس هایی از ایشان تهیه و چون این شخص از عناصر خرابکار بوده و تعدادی اسلاید تهیه و ضمن ارسال آن به دربار شاهنشاهی مقادیر زیادی پول از شاهنشاه آریا مهر اخاذی نموده است.» وقتی پالانچیان زیر بار درخواست اشرف نمی رود و اشرف هواپیمایش را منفجر می کند! در یکی دیگر از اسناد به جا مانده از ساواک، در خصوص مرگ مهندس لئون پالانچيان در اثر سقوط هواپیما و نقش اشرف در این مرگ، واقعیت بسیار تلخی افشا می شود: «خانم سيما صارمي در مجلسي كه با حضور دوستان خود در هفته گذشته در منزل خود تشكيل داده كاملاً خصوصي اظهار داشته كه مرگ عبدالمجيد بختيار نماينده مجلس و مهندس پالانچيان بر اثر سقوط هواپيما در دريا به دستور والاحضرت اشرف صورت گرفته است، چون والاحضرت اشرف به مهندس پالانچيان علاقه داشته ولي مهندس پالانچيان حاضر نبوده كه خواستههاي نامبرده را قبول كند بنابراين مقداري مواد منفجره زير صندليهاي هواپيماي شخصي وي ميگذارند و آنها سقوط ميكنند. اين موضوع وقتي اجساد آنها را يافتند معلوم ميشود كه از كمر به پايين سوختهاند، سيما صارمي اضافه ميكند كه اين سقوط در آمريكا مانند توپ صدا كرده است و همه ميدانند كه پاي والاحضرت اشرف در ميان است.» تلاش حمید رضا و محمود رضا پهلوی برای عقب نماندن از قافله فساد پهلوی! همچنین در سند دیگری به جا مانده از ساواک در خصوص ارتباطات نامشروع حمیدرضا و محمود رضا پهلوی با زنان رقاصه و بدنام چنین آمده است: «حجازی مدیر كافه دانسینگ شكوفه نود به یكی از دوستان خود اظهار داشته مشارالیه مجبور است غالبا یك یا چند نفر از رقاصه های خارجی را كه به ایران می آورد در اختیار تیمسار سپهبد علوی مقدم و سرهنگ ملك اسماعیلی رییس اداره اماكن شهربانی بگذارد و بعضی اوقات نیز به دستور سرهنگ ملك اسماعیلی بعضی از رقاصه ها را به دربار برده و به شاهپور ها معرفی می نماید و بیش از همه شاهپور محمود رضا و حمید رضا در این كارها افراط و با زنهای كاباره ها معاشرت می نمایند.» اخاذی 6 میلیون دلاری برای عدم بازنشر خاطرات زناشویی شاه و همسرش در سال 37 فساد و انحرافات فکری در این خاندان به حدی بوده که گاهاً به اخاذی از همدیگر نیز منجر می شد. در یکی از اسناد ساواک در خصوص باجگیری 6 میلیون دلاری ثریا همسر مطلقه شاه از وی چنین آمده است: «کی نژاد نماینده سابق مجلس اظهار داشته تیمسار سپهبد زاهدی هنگام توقف در ایران گفته ... شرکت ایتالیایی نفت مبلغ 6 میلیون دلار بحساب والا حضرت ثریا تحویل بانک های ایتالیا داده بوده است تا به تدریج بحساب مقام شامخ سلطنت ریخته شود ولی والا حضرت ثریا بعد از انجام عمل متارکه حاضر نشده اند پول هایی که متعلق به مقام شامخ سلطنت بوده و به حساب معظم له در بانک به امانت بوده بازگشت داده شود و موقعی که والا حضرت اشرف پهلوی از ایشان درخواست می کنند 6 میلیون دلار را بحساب اعلیحضرت همایون شاهنشاه برگرداند تلفونا با دربار تماس گرفته و می گویند هالیوود از مشارالیه درخواست کرده است خاطرات زندگی زناشوئی خود را در مقابل 15 میلیون دلار در اختیار آنها قرار داد و اگر قرار شود 6 میلیون دلار مسترد گردد شاهنشاه اجازه فرمایند ایشان هم به درخواست هالیوود جواب مثبت بدهند و در نتیجه از مطالبه 6 میلیون دلار خودداری می گردد.» وقتی همسر هویدا آقای نخست وزیر را در حال لواط با یک پسربچه می بیند! در یکی از اسناد خیلی محرمانه به جا مانده از ساواک علت جدایی همسر هویدا از وی را لواط هویدا با یک پسر بچه اعلام می کند. در این سند آمده است: «در هفته گذشته حاج کریم سعیدی عضو فراکسیون پارلمانی حزب مردم در یک صحبت خصوصی درباره علت جدائی آقای نخست وزیر و همسرش اطهار داشت در مسافرتی که نخست وزیر باتفاق همسرش به شاهرود رفته بود در آنجا با زن با نفوذی بنام لقاء الدوله که فامیل هویدا نیز هست ملاقات و به انجام امور سلطنتی می پردازد. پس از ورود و اتمام تشریفات دولتی هویدا به خانم لیلا می گوید تو در منزل لقاء الدوله بمان چون من باید با مقامات محلی ملاقات کنم و شام را نزد آنها باشم موقع خوابیدن نزد شما خواهم آمد. پاسی از شب گذشته از آمدن آقای هویدا خبری نمی شود و خانم هویدا به بهانه گردش در شهر از خانه لقاء الدوله خارج و به خانه فرماندار شاهرود می رود. چون مامورین گارد او را می شناخته اند طبعاً مانع نمی شوند و خانم هویدا سر زده وارد اطاقی که نخست وزیر در آنجا استراحت می کرده است می شود ولی با کمال تعجب مشاهده می کند که هویدا با یک پسر بچه که از قرار معلوم بوسیله فرماندار برای او آورده شده مشغول لواط می باشد. مشاهده این منظره باعث ناراحتی شدیدی برای خانم هویدا می شود و بلافاصله منزل را ترک و در تهران از هویدا تقاصای طلاق می کند.»
  5. لینک دانلود مستقیم از سرورهای کام به کام : http://dl.combecom.com/files/uploads/English%204-lesson%20one.zip لینک کمکی : English 4-lesson one منبع : konkur.in
  6. لینک دانلود مستقیم از سرورهای کام به کام : http://dl.combecom.com/files/uploads/English4-lesson%20two.zip لینک کمکی : English4-lesson two منبع : konkur.in
  7. لینک دانلود مستقیم از سرورهای کام به کام : http://dl.combecom.com/files/uploads/English3-L4.zip لینک کمکی : English3-L4 منبع : konkur.in
  8. [h=2]ديكشنري شيرازي به انگلیسی : طنز ایران[/h] Am I right=مي نه؟ Yes=ها والوو No =نه كاكو Really!! =نه آمو؟؟ Oh my Godl =يا ابالفضل Why? =بري چي چي؟ bye=كاري باري؟ maybe=گاسم leave me alone= آم برو او ورو بیزو باد بیاد u made me confused= آم کله پرک گرفتم wow= ووی آمووو come here =بی اینجو Take it easy= عامو ولش كن،حوصله داري شمو هم ماشاللو so cute =جونم مرگ نشي! that’s true= همی نه I took my shoes and scapped=ارسیو زدم زیر چلم گوروختم Gas Square=فلکه ی گازو Hard=قايم Tape=نيوار Slow down!=حالو چه خبره؟ You are disgusting=جيگري بشي Sunshine=آفتوو Great=باريكلوو Excuse=بونه Dear=گمپ گلم when sb eats too much=عام بپوكي wait=صبرم بده،امونم بده good quality=خوبوو ‎lizard=كلپوك washing yourself before praying=دست نماز a square shape device that you can pray on it=جنماز How are you=باكيت ني؟
  9. [h=1]ایران گردی زن انگلیسی با موتور + تصاویر[/h] " لوییز پریس" موتور سوار حرفه ای و گردشگر انگلیسی در سال های 2013 و 2014 دو بار و در مجموع 60 روز ، مسافتی معادل 3 هزار مایل ( 4800 کیلومتر) را از شمالی ترین نقاط تا کویر مرکزی و شهرهای اصفهان، شیراز و یزد و.. را با موتور پیموده است. این موتور سوار انگلیسی در گزارش هایی که درباره سفر به ایران نوشته ، مردم ایران را مردمی بسیار مهربان و میهمان نواز خوانده و تصویری که از ایران دیده است را کاملا مغایر با آنچه که در تبلیغات منفی از ایران در رسانه های جهان تصویر می شود، دانسته است. پریس در گزارش های خود بر رانندگی زنان در ایران ولی عدم صدور گواهی نامه موتور سواری برای آنان و نیز به مساله بالا بودن آمار مرگ و میر در جاده های ایران تاکید کرده است. تصاویر زیر لوییز پریس را در نقاط مختلف ایران نشان می دهد. منبع : سه نسل
  10. [h=2]خاطره جهانگرد انگلیسی از پیر زن ایرانی [/h] "گراهام دیوید هاگز" جهانگرد و فیلمساز 34 ساله بریتانیایی که از سال 2009 رکورد سفر بدون هواپیما به 201 کشور جهان را دارد، ایران را جزء یکی از 10 کشور برگزیده خود و دوست داشتنی ترین کشوری خواند که تا کنون از آن دیدار کرده است. به گزارش عصر ایران این مرد بریتانیایی اهل لیور پول نخستین سفر خود را در سال 2009 با سفر به اروگوئه آغاز کرد و سپس پس از 4 سال به تمامی کشورهای جهان بدون هواپیما سفر کرده است. نخستین مُهر گذرنامه گراهام در اول ژانویه 2009 در کشور اروگوئه ثبت شده و آخرین آن به عنوان پایان سفرش به همه کشورهای دنیا در جزیره "سیشلز" در اقیانوس هند ثبت شده است. پاسپورت هاگز به دلیل پر شدن مهرهای ورود و خروج به کشورها در 4 سال گذشته ، 4 بار تعویض شده است. نام او در کتاب رکوردهای گینس به عنوان فردی که به تمامی کشورهای جهان بدون استفاده از هواپیما سفر کرده ، ثبت شده است. وی اخیرا ویدئویی 201 ثانیه ای از 201 کشوری که به آن سفر کرده است روی شبکه یوتیوب قرار داده است. گراهام اخیرا در مصاحبه با شبکه " Esquire" درباره سفر به ایران خاطره ای جالب تعریف کرده است. هاگز در تهران این مرد بریتانیایی در این باره در پاسخ به سوالی که چه درسی از سفرهایش به کشورهای جهان گرفته است، گفت :" درس اصلی که گرفتم این بود که هیچگاه ملتی را بخاطر دولت آن قضاوت نکنم. دوستانه ترین کشوری که دیدم ایران بود و اصلا انتظارش را نداشتم. وی به خاطره خود از سفر به ایران اشاره می کند و می افزاید:" سوار در یک اتوبوس بین شهری بودم و پیر زنی کوچک جثه در مقابلم نشسته بود و با موبایلش صحبت میکرد. ناگهان رو به من کرد و با ایما و اشاره گوشی خود را به من داد. من که نمی دانستم چه می خواهد، گوشی را گرفتم و گفتم "Hello"! صدای مردی جوان را شنیدم که خیلی روان انگلیسی صحبت می کرد. وی گفت که مادربزرگش نگران من است که نکند جایی را نداشته باشم که چیزی بخورم. او میخواست تا مرا به خانه اش ببرد تا برایم صبحانه درست کند. این بود که دوباره به انسانیت ایمان آوردم و دانستم که مردم چه خوبند. روحیه بزرگمنشی همه جا هست و شاید هم من خوش شانس ترین آدم زمینم!" وی ایران را جزء ده کشور سرآمدی دانست که تجربه سفر به آن را یافته است و از آرش جوان ایرانی که در سفارت هند به او پیشنهاد سفر به ایران را داد و خانواده او در ایران که به او در جریان سفر کمک فراوانی کرده اند،تشکر کرد.
  11. اگه دیکشنری ندارین حتما امتحان کنید خیلی جالبه حتی میتونید فایل صوتی کلمه مربوطه رو دانلود کنید. تو گوگل سرچ کنید define:hello میبینید که اولین خط سرچ تلفظ صحیح hello رو میتونید بشنوید و دانلود کنید. شما هر کلمه ای که حواستین تلفظشو بدونین بعد از define:کلمه تون رو بنویسید. و امااااااا برای دانلود برای دانلود ادرس زیر رو داخل مرورگرتون پیست کنید https://ssl.gstatic.com/dictionary/static/sounds/de/0/example.mp3 به جای کامه exampleکامه ای که میخواین تلفظشو دانلود کنید قرار بدید. منبع:..... یکی دیروز بهم گفت
  12. اگر خارج از ایران باشید، با جملاتی این چنینی برخورد کردید، بدونید طرف مقابل ایرونیه He looks at me Left Left! چپ چپ نگاه میکنه! I die for your height and top! قربونه قد وبالات! Ate my head! سرمو خورد! He has grown a tail! دم در آورده! On my eyes! به روی چشمم! Light up my homework! تکلیف منو روشن کن! Don;t hit yourself into left Ali Street! خودت رو به کوچه علی چپ نزن! To my death?! مرگ من؟! I ate the ground and my father came out! خوردم زمین، پدرم در اومد! Take away the person that washes your dead body! مرده شورتو رو ببرن! Pull your carpet out of the water! گلیمتو رو از آب بکش! I;ll hit you so hard that electricity will pop out of your eyes! انقدر سفت بزنمت که برق از چشمات بپره! His/Her donkey passed over the bridge! خرش از پل گذشته! What kind of dirt should I put on my head?! چه خاکی به سرم بریزم؟! The neighbors chicken is a goose! مرغ همسایه غازه! Marriage is an uncut watermelon! ازدواج هندونه ای نبریده است! Happiness has been hitting you under the belly! خوشی زده زیر دلت! Don;t drop worms! کرم نریز
  13. پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعداز هر زمین خوردنی برخیزی Victory is not never to fall, It is to rise after every fall Mahatma Gandhi مهاتما گاندی
  14. [sOURCE]اینجا[/sOURCE] سلام امروز جلسه دوم اموزش زبان انگلیسی را برای شما اماده کرده ایم امید دارم که بتوانیم به زودی به شما کمک بزرگی کنیم . موضوع : آشنایی با حروف انگلیسی تعداد صفحات : 7 نوع فایل : پی دی اف
  15. فارس نوشت: بیست و هفتمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در حالی هشتمین روز خود را سپری میکند که تخلفات موجب شده سه غرفه در بخش بینالملل تعطیل شود. یکی از آنها "الزویر" ماهیتاً شرکت هلندی است اما کار چندملیتی انجام میدهد که به دلیل عرضه و فروش کتابهای تکثیرشده غیرمجاز (افست) با این مورد اتهامی هیأت رسیدگی به تخلفات وارد شور شد که درنهایت شرکت مذکور علیرغم ضوابط ابلاغی از جمله آییننامه ثبتنام موزعان ایرانی در بخش بینالملل که براساس ماده ۷ آن عرضه هرگونه کتب چاپی (افست) شده و یا الکترونیک بدون رایت از سوی ناشران اصلی در سالنهای بخش بینالملل ممنوع است و غرفهداران متعهد میشوند از عرضه و فروش آنها اعم از اینکه در نمایشگاه در معرض نمایش باشد یا نه، خودداری نمایند. اما تخلف ناشر دوم که یک ناشر انگلیسی قلابی شمرده میشود، فروش عناوین آثار است و اما ناشر و غرفه متخلف سوم همان انتشارات آمریکایی است که برخلاف ضوابط نمایشگاه کتاب عرضه کرده است.
  16. دوستان عزیز از امروز به بعد یکی از برنامه های من برای سایت کام به کام قرار دادن آموزش های زبان انگلیسی از 0 تا 100 هست . عزیزان من بنده می دونم الان کلاس های زبان در آموزشگاه های زبان پر از دانشجو هست . و خیلی های دیگر هم به صورت های مختلف ... نگاه کردن فیلم با زبان اصلی مسافرت به کشور های انگلیسی زبان و یا به صورت های دیگر زبان انگلیسی را فرا گرفته اند ولی من در این آموزش از ابتدایی ترین بخش هر زبان شروع می کنم . لازم به ذکر هست که تمامی این آموزش ها توسط خوده بنده مدیریت سایت کام به کام نوشته شده هست . برای استفاده از ان می بایست نام و آدرس سایت کام به کام قرار بگیرد . متاسفانه به دلیل کار زیاد و درس و دانشگاه شاید وقت نکنم به طور مرتب آموزش ها را قرار بدهم ، شاید یک هفته شاهد باشید 10 جلسه از آموزش ها را قرار دادم و شاید یک هفته آموزشی قرار ندادم . آموزش ها را به صورت جلسه ای و در یک فایل پی دی اف آماده کرده و در سایت کام به کام قرار می دهم تا دوستان مایل دانلود کرده و از ان استفاده کنند . اگر از اموزش ها سوالاتی را دارید می توانید در تالار کلبه انگلیسی به روی ارسال موضوع کلیک کرده و پستی با عنوان سوال در مورد جلسه x + نام کاربری ارسال کنید .
  17. [sOURCE]اینجا[/sOURCE] جلسه اول - زبان انگلیسی چیست باید بگم که خیلی کوتاه در مورد زبان انگلیسی توضیح داده شده است. چند عکس از گستره ی زبان انگلیسی و کشور هایی که زبانشان انگلیسی هست را به نمایش در اوردیم . موضوع : زبان انگلیسی چیست تعداد صفحات : 3 نوع فایل : پی دی اف
  18. [h=1]خشم ژوزه مورینیو از سوال عجیب خبرنگار انگلیسی[/h] ژوزه مورینیو سرمربی چلسی احتمال حضورش روی نیمکت منچستر یونایتد را تکذیب کرد. به گزارش روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام به نقل ازخبرگزاری خبرآنلاین؛ روز یکشنبه دو تیم چلسی و لیورپول در ورزشگاه آنفیلد به مصاف هم خواهند رفت. دیداری که تا حدود زیادی سرنوشت قهرمانی لیگ جزیره را مشخص خواهد کرد. هر چند آبی پوشان لندن تنها سه روز بعد از این دیدار میزبان اتلتیکو مادرید در بازی برگشت نیمه نهایی لیگ قهرمانان خواهند بود و به همین خاطر به نظر می رسد آقای خاص برابر صدرنشین لیگ به بازیکنان اصلی اش استراحت خواهد داد. ژوزه مورینیو که عصر امروز (جمعه) پس از چند هفته در نشست خبری حضور پیدا کرد، در مورد ترکیب احتمالی تیمش برابر قرمز پوشان لیورپول گفت: «ترکیب تیم را مخفی نگه می دارم. مهم ترین چیز برای من باشگاه و هواداران این باشگاه است و باید از چلسی و هوادارانش دفاع کنم.» او ادامه داد: «هواداران چلسی می دانند که تیمشان چه کارهایی برای فوتبال انگلستان انجام داده. چلسی آخرین باشگاه انگلیسی است که در لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا به قهرمانی دست پیدا کرده.» زمانی که از مورینیو در مورد اخراج دیوید مویس و احتمال حضورش روی نیمکت منچستر یونایتد سوال شد، مربی چلسی اینگونه پاسخ داد: «من رئال مادرید را تنها برای حضور در چلسی ترک کردم. قرارداد من با باشگاه 4 ساله است و هرگز نمی خواهم چلسی را ترک کنم. تا هر زمانی که بخواهند اینجا می مانم و هیچ شغلی نمی تواند مرا از چلسی جدا کند.» در بخش دیگری از این کنفرانس، خبرنگاری در مورد تیتو ویلانووا و وخیم شدن وضعیت سرمربی سابق بارسلونا سوال کرد که ژوزه مورینیو حاضر به پاسخ دادن نشد. سرمربی چلسی در پایان تایید کرد که حضور جان تری و ادن هازارد در بازی برگشت برابر اتلتیکو مادرید در هاله ای از ابهام قرار دارد.
  19. دولت انگلیس به دلایلی چند همچون تصویب نشدن قرارداد 1919 در مجلس، جلوگیری از نفوذ روسیه کمونیستی در ایران و حفظ منافع خود در هندوستان، نقش اصلی را در این کودتا ایفا کرد.یکی از وقایع مهم تاریخ معاصر ایران، کودتای سوم اسفند 1299 رضاشاه است که دولت انگلیس به دلایلی چند همچون تصویب نشدن قرارداد 1919 در مجلس، جلوگیری از نفوذ روسیه کمونیستی در ایران و حفظ منافع خود در هندوستان، نقش اصلی را در آن ایفا کرد. دولت انگلیس ابتدا سیدضیاءالدین طباطبایی را به عنوان مهره اصلی در نظر گرفت و مقدمات کودتا را با مشورت و مذاکره با وی فراهم آورد. سپس رضا میرپنج را به عنوان فرمانده قزاق ها انتخاب کرد. سرانجام در سحرگاه سوم اسفند 1299، قزاق ها به فرماندهی رضاخان میرپنج وارد تهران شدند و با مختصر زدوخوردی با ژاندارمری، تهران را براساس تبانی های قبلی تصرف کردند. سپس کودتاچیان تصمیم های بعدی خود را مثل انتشار اعلامیه هایی با مضمون اعلام حکومت نظامی، دستگیری افراد مورد نظر، لغو ظاهری قرارداد 1919 و... به اجرا درآوردند .در ادامه به معرفی مهمترین عوامل انگلیسی موثر در کودتا می پردازیم: 1- حکومت انگلیسی هندوستان با اشغال هندوستان از سوی قوای انگلیس، ایران، جایگاه ویژه ای در برنامههای استعماری انگلیس یافت. اهمیت هندوستان برای استعمارگر پیر و لزوم حفظ آن، در کنار خواسته های نامشروع استعماری آنان در ایران، سبب شد که کشور ما، جولانگاه شبکه های اطلاعاتی حکومت بریتانیا گردد. اعضای این شبکه در پوشش های تجاری ـ اطلاعاتی و در ارتباط با کمپانی هند شرقی، اطلاعات ارزنده ای را در اختیار کشور خود گذاشتند و در شکل دهیِ تحولات ایران، نقش ویژه ای ایفا کردند. در بُعد دیپلماتیک، افرادی نظیر سِرجان ملکم، سِرگور اوزلی و سِرجان مکنیل نمونه های بارز مأمورانی بودند که در ارتباط با کمپانی هند شرقی، با تحمیل قراردادها، اطلاعات گسترده ای از وضعیت نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران تهیه کردند و با تشکیل کانون های استعماری نظیر فراماسونری، حلقه ای از مأموران استعمار را در ایران سامان دادند. 2- اردشیر ریپورتر، طراح اصلی کودتا مهمترین مأمور انگلیس در ایران، اردشیر ریپورتر بود که دو سال قبل از ترور ناصرالدین شاه، یعنی در 1311 قمری به ایران آمد. وی در سال های طولانی حضور در ایران، در بسیاری از تحولات و وقایع سرنوشت ساز، حضور جدی و فعال داشت. حضور در جلسات انجمن های مخفی عصر مشروطه، نفوذ در قوای قزاق و انتخاب و هدایت رضاخان میرپنج برای انجام کودتا و کمک به او برای صعود به سلطنت، از اقدامات او بود که نفوذ این جاسوس کهنه کار را در تحولات سیاسی ایران آشکار می سازد. 3- بانک شاهنشاهی بانک شاهنشاهی، یکی از مخرب ترین مۆسسات غربی بود که در ایران ایجاد شد و صدمه های فراوانی به کشور ما در عرصه های سیاسی و اقتصادی وارد آورد. این بانک با سرمایه خاندان یهودی ساسون ایجاد شد و در آستانه کودتای 1299، سر فیلیپ ساسون مالک بانک شاهنشاهی بود. مهمترین مأمور انگلیس در ایران، اردشیر ریپورتر بود که دو سال قبل از ترور ناصرالدین شاه، یعنی در 1311 قمری به ایران آمد. وی در سال های طولانی حضور در ایران، در بسیاری از تحولات و وقایع سرنوشت ساز، حضور جدی و فعال داشت کارشکنی در سر راه دولت های ایران قبل از کودتا، کمک این بانک به تقویت و ترمیم وضعیت قوای قزاق به رهبری رضاخان میرپنج و پرداخت پول به کودتاچیان هنگام عزیمت به تهران، همگی نشانه دخالت این ارگان مالی استعمارانگلیس در امور سیاسی ایران در آن روزگار بود. جیمز مک مورای، رئیس بانک شاهنشاهی در ایران، روابط صمیمانه ای با رضاخان داشت که سرآغاز آن به سال های حضور رضاخان در همدان بازمی گشت. رضاخان پس از کودتا نیز از وام های کلان بانک شاهنشاهی برای پیش برد اهداف خود و حامیان استعمارگرش بهره فراوانی برد. 4- ژنرال سرادموند آیرونساید آیرونساید، جوان ترین سرلشکر ارتش انگلیس بود که چند ماه قبل از کودتا به ایران آمد. وی وظیفه داشت هم زمان با بیرون کشیدن نیروهای انگلیسی از ایران، طرح مشترک کانون های استعماری، وزارت جنگ، وزارت امور هندوستان، وزارت مستعمرات و حکومت هند بریتانیا مبنی بر استقرار یک حکومت نظامی وابسته در ایران را به اجرا درآورد. شبکه اطلاعاتی حکومت هند بریتانیا در ایران، به رهبری اردشیر ریپورتر، وظیفه داشت رضاخان میرپنج را به آیرونساید معرفی کند و هماهنگی لازم را بین آن دو به وجود آورد. اجزای سفارت نیز در قزوین و تهران، زمینه های نظامی و سیاسی را برای تحقق موفق طرح کودتا فراهم و هماهنگی لازم را با آیرونساید به وجود آوردند. بنابراین، مشخص می شود آیرونساید، مجری طرحی از پیش آماده بوده که با همکاری عوامل داخلی و خارجی موفق به اجرای آن شد. بخش تاریخ ایران و جهان تبیان منبع : مشرق
  20. [h=1]روزنامه نگار معروف انگلیسی ضد اسرائیل درگذشت[/h] پاتریک سیل (سی یل) روزنامه نگار معروف انگلیسی که از مخالفان سلطه طلبی رژیم صهیونیستی بود جمعه شب درگذشته است. به گزارش روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام به نقل از خبرگزاري خبرآنلاین پیشتر خبرهای مربوط به بیماری شدید او که مبتلا به سرطان مغزی بود توسط دختر او یاسمن سیل در شبکه های اجتماعی و فروم های سیاسی منتشر شده بود. به گزارش وب سایت روزنامه الخلیج این نویسنده و روزنامه نگار برجسته انگلیسی جمعه شب (شب شنبه) پس از مدت ها مبارزه با سرطان مغز درگذشته است. سیل در کتابخانه سیاسی اش چندین کتاب برجای گذاشت که «درگیری در خاورمیانه» مهمترین آن ها محسوب می شود. این کتاب زندگی نامه حافظ اسد رئیس جمهور فقید سوریه را روایت می کند. از او همچنین تالیفات و مقالات زیادی درمورد مسائل منطقه برجای مانده است. وی در گذشته گزارشگر روزنامه «آبزرور» (The Observer) بود و با برجسته ترین رهبران و شخصیت های منطقه مصاحبه کرده بود. از مهمترین تالیفات او می توان به «نبرد برای سوریه» و «نبرد برای استقلال عربی» اشاره کرد. مهمترین مواضع اخیرش در این دو جمله خلاصه می شوند که «اسرائیل» برای سلطه بر منطقه تلاش می کند و «برای سرنگون کردن محور مقاومت آمریکا را تحت فشار قرار می دهد». مسئله فلسطین همواره در مقالات سیل مطرح می شد زیرا از نظر او سنگ بنای کرامت و هویت عرب ها را تشکیل می داد.
  21. Two soldiers were in camp. The first one's name was George, and the second one's name was Bill. George said, 'Have you got a piece of paper and an envelope, Bill?' Bill said, 'Yes, I have,' and he gave them to him. Then George said, 'Now I haven't got a pen.' Bill gave him his, and George wrote his letter. Then he put it in the envelope and said, 'Have you got a stamp, Bill?' Bill gave him one. Then Bill got up and went to the door, so George said to him, 'Areyou going out? Bill said, 'Yes, I am,' and he opened the door. George said, 'Please put my letter in the box in the office, and ... ' He stopped. 'What do you want now?' Bill said to him. George looked at the envelope of his letter and answered, 'What's your girl-friend's address?' دو سرباز در يك پادگان بودند. نام اولي جرج بود، و نام دومي بيل بود. جرج گفت: بيل، يك تيكه كاغذ و يك پاكت نامه داري؟ بيل گفت: بله دارم. و آن*ها را به وي داد. سپس جرج گفت: حالا من خودكار ندارم. بيل به وي خودكارش را داد، و جرج نامه*اش را نوشت. سپس آن را در پاكت گذاشت و گفت: بيل، آيا تمبر داري؟ بيل يك تمبر به او داد. در آن هنگام بيل بلند شد و به سمت در رفت، بنابراين جرج به او گفت: آيا بيرون مي*روي؟ بيل گفت: بله، مي*روم. و در را باز كرد. جرج گفت: لطفا نامه*ي مرا در صندوق پست بياندازيد، و ... . او مكث كرد. بيل به وي گفت: ديگه چي مي*خواهي؟ جرج به پاكت نامه*اش نگاه كرد و گفت: آدرس دوست دخترت چيه
  22. The Japanese have always loved fresh fish. But the water close to Japan has not held many fish for decades. So to feed the Japanese population, fishing boats got bigger and went farther than ever. The farther the fishermen went, the longer it took to bring the fish. If the return trip took more time, the fish were not fresh. ژاپنی ها همواره عاشق ماهی تازه هستند. ولی آب نزدیک ژاپن برای چند دهه ماهی زیادی نداشت. بنابراین برای فراهم کردن غذای ژاپنی ها ، قایق های ماهی گیری بزرگتر شدند و مسافتی بیشتر از قبل را طی می کردند. هرچه ماهیگیران دورتر می رفتند، بیشتر طول می کشید تا ماهی بیاورند. اگر برگشتشان بیشتر طول می کشید ماهی ها دیگر تازه نبود To solve this problem, fish companies installed freezers on their boats. They would catch the fish and freeze them at sea. Freezers allowed the boats to go farther and stay longer. However, the Japanese could taste the difference between fresh and frozen fish. And they did not like the taste of frozen fish. The frozen fish brought a lower price. So, fishing companies installed fish tanks. They would catch the fish and stuff them in the tanks, fin to fin. After a little thrashing around, they were tired, dull, and lost their fresh-fish taste. The fishing industry faced an impending crisis! But today, they get fresh-tasting fish to Japan. How did they manage? To keep the fish tasting fresh, the Japanese fishing companies still put the fish in the tanks but with a small shark. The fish are challenged and hence are constantly on the move. The challenge they face keeps them alive and fresh! برای حل این مشکل، شرکتهای ماهیگیری فریزرهایی را در قایقهایشان نصب کردند . آنها ماهی های به دست آمده را در فریزر قرار می دادند. فریزرها این امکان را فراهم می کرد که قایقها دورتر بروند و بیشتر بمانند. ولیکن ژاپنی ها توانستند به تفاوت بین ماهی تازه و منجمد پی ببرند و آنها مزه ماهی منجمد را دوست نداشتند. قیمت ماهی منجمد کاهش پیدا کرد. بنابراین شرکتهای ماهیگیری مخزنهایی نصب کردند. آنها ماهی میگرفتند و درون مخزن قرار می دادند. ماهی ها پس از کمی تحرک، خسته می شدند و مزه تازه بودن خود را از دست می دادند. صنعت ماهیگیری دچار بحران قریب الوقوعی شد. ولی امروزه آنها ماهی های تازه به ژاپن می فرستند. چطور توانستند مدیریت کنند؟ برای اینکه طعم ماهی تازه بماند، شرکتهای ماهیگیری ژاپنی هنوز ماهی ها را در مخزنها قرار میدهند ولی با یک کوسه کوچک. ماهی ها تقلا می کنند و از اینرو دائما در حال حرکتند. تلاشی که می کنند باعث می شود آنها تازه و سرحال باشند. Have you realized that some of us are also living in a pond but most of the time tired and dull? Basically in our lives, sharks are new challenges to keep us active. If you are steadily conquering challenges, you are happy. Your challenges keep you energized. Don’t create success and revel in it in a state of inertia. تاحالا به این پی بردید که برخی از ما در استخر زندگی می کنیم ولی بیشتر مواقع خسته و کسل هستیم؟ اساسا در زندگی ما، کوسه ها چالش های تازه ای هستند که ما را فعال نگه می دارند. اگر شما مدام در تکاپو باشید، شاد خواهید بود. تلاشهایتان است که شما را پر انرژی نگه می دارد. در وضعیتی از سکون موفقیت را کسب نکنید و به آن شاد نباشید. You have the resources, skills and abilities to make a difference. Put a shark in your tank and see how far you can really go! Cheers, “Weakness of attitude becomes weakness of character” - Albert Einstein شما منابع، مهارتها، و توانایی هایی را برای ایجاد این تفاوت دارید. کوسه ای را درون مخزنتان قرار دهید و سپس خواهید دید که واقعا چقدر می توانید پیش بروید. ” ضعف برخورد( یا نگرش) موجب ضعف شخصیت می شود” آلبرت انیشتن
  23. خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما بود.. As she would need to wait many hours, she decided to buy a book to spend her time. She also bought a packet of cookies. باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیما مدت زیادی مونده بود ..پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره و با مطالعه كتاب اين مدت رو بگذرونه ..اون همینطور یه پاکت شیرینی خرید... She sat down in an armchair, in the VIP room of the airport, to rest and read in peace. اون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی که مخصوص افراد مهم بود. تا هم با خیال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه. Beside the armchair where the packet of cookies lay, a man sat down in the next seat, opened his magazine and started reading. کنار دستش .اون جایی که پاکت شیرینی اش بود .یه آقایی نشست روی صندلی کنارش وشروع کرد به خوندن مجله ای که با خودش آورده بود .. When she took out the first cookie, the man took one also. She felt irritated but said nothing. She just thought: “What a nerve! If I was in the mood I would punch him for daring!” وقتی خانومه اولین شیرینی رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم یه دونه ورداشت ..خانومه عصبانی شد ولی به روي خودش نیاورد..فقط پیش خودش فکر کرد این یارو عجب رویی داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابی حالشو میگرفتم For each cookie she took, the man took one too. This was infuriating her but she didn’t want to cause a scene. هر یه دونه شیرینی که خانومه بر میداشت ..آقاهه هم یکی ور میداشت .دیگه خانومه داشت راستی راستی جوش میاورد ولی نمی خواست باعث مشاجره بشه When only one cookie remained, she thought: “ah... What this abusive man do now?” Then, the man, taking the last cookie, divided it into half, giving her one half. وقتی فقط یه دونه شیرینی ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا این آقای پر رو و سواستفاده چی چه عکس العملی نشون میده..هان؟؟؟؟آقاهه هم با کمال خونسردی شیرینی آخری رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه ونصف دیگه شو خودش خورد.. Ah! That was too much! She was much too angry now! In a huff, she took her book, her things and stormed to the boarding place. اه ..این دیگه خیلی رو میخواد...خانومه دیگه از عصبانیت کارد میزدی خونش در نمیومد. در حالی که حسابی قاطی کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصبانی رفت برای سوار شدن به هواپیما When she sat down in her seat, inside the plane, she looked into her purse to take her eyeglasses, and, to her surprise, her packet of cookies was there, untouched, unopened! وقتی نشست سر جای خودش تو هواپیما ..یه نگاهی توی کیفش کرد تا عینکش رو بر داره..که یک دفعه غافلگیر شد..چرا؟ برای این که دید که پاکت شیرینی که خریده بود توی کیفش هست .> She felt so ashamed!! She realized that she was wrong... She had forgotten that her cookies were kept in her purse فهمید که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد.اون یادش رفته بود که پاکت شیرینی رو وقتی خریده بود تو کیفش گذاشته بود. The man had divided his cookies with her, without feeling angered or bitter. اون آقا بدون ناراحتی و اوقات تلخی شیرینی هاشو با او تقسیم کرده بود ...while she had been very angry, thinking that she was dividing her cookies with him. And now there was no chance to explain herself...nor to apologize.” در زمانی که اون عصبانی بود و فکر میکرد که در واقع اون آقاهه است که داره شیرینی هاشو میخوره و حالا حتی فرصتی نه تنها برای توجیه کار خودش بلکه برای عذر خواهی از اون آقا رو نداره There are 4 things that you cannot recover چهار چیز هست که غیر قابل جبران و برگشت ناپذیر هست . The stone... ...after the throw! سنگ بعد از این که پرتاب شد The word... palavra... ...after it’s said!.... دشنام .. بعد از این که گفته شد.. The occasion.... after the loss! موقعیت .... بعد از این که از دست رفت... and...The time.....after it’s gone! و زمان... بعد از این که گذشت و سپری شد...
  24. Mr Jones had a few days' holiday , so he said , " I'm going to go to the mountains by train." He put on his best clothes, took a small bag, went to the station and got into the train. He had a beautiful hat, and he often put his head out of the window during the trip and looked at the mountains. But the wind pulled his hat off Mr Jones quickly took his old bag and threw that out of the window too THe other people in the carriage laughed. "Is your bag going to bring your beautiful hat back?" they asked No, Mr Jones answered, but there's no name and no bag . Someone's going to find both of them near each other, and he's going to send me the bag and the hat آقای جونز چند روز تعطیل در پیش داشت ، پس با خود گفت : با قطار به کوه می روم. او بهترین لباسهایش را پوشید، کیف کوچکی برداشت، به ایستگاه رفت و سوار قطار شد. او کلاه زیبایی به سر داشت و اغلب در طول سفر سرش را از پنجره بیرون می آورد و کوهها را تماشا می کرد تا این که باد کلاهش را برد. آقای جونز به سرعت کیف کهنه اش را هم برداشت و از پنجره به بیرون پرت کرد. بقیه مسافران داخل قطار به او خندیدند و از او پرسیدند : آیا کیفت می خواهد کلاه زیبایت را برگرداند ؟ آقای جونز جواب داد : نه، در کلاهم نام و نشانی ندارم ولی در کیفم دارم. هر کسی که هر دوی آنها را نزدیک هم پیدا کند، کیف و کلاه را برای من خواهد فرستاد
  25. برو پی کارت...................................................................................Go Fly a Kite یاالله.................................................................................................Shake a Leg مفت...............................................................................................For a Song ابکی و به دردنخور........................................................................For The Birds ادم حالگیروسرخر..........................................................................Wet Blanket سلفیدن...........................................................................................Cough Up بی منظور......................................................................................Tongue-In-Cheek چیزمعیوب وداغون.........................................................................Lemon پدرکسی را دراوردن.....................................................................Drive s.b Up The Wall حالا تا بعد.....................................................................................Play It By Ear :ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl::ghostflyl:
×
×
  • جدید...