رفتن به مطلب
کام به کام

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اين'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • روابط عمومي كام به كام
    • انجمن تشریفات و مناسبت ها
    • سوالات
    • انجمن قوانین
    • انجمن اطلاعیه ها
    • انجمن انتقاد و پیشنهاد
    • تالار رسيدگي به شكايات كاربران
    • انجمن بازیافت
  • فرهنگ و هنر
    • جهانگردی و توریستی
    • انجمن دین و اندیشه
    • خانواده و زیبایی
    • انجمن فرهنگ
    • انجمن هنر
  • سرگرمی
    • انجمن خاطرات
    • انجمن دل نوشته ها
    • انجمن ویدئو سرگرمی
    • انجمن پیامک های دوستان
    • انجمن ترول
    • انجمن صندلی داغ
    • انجمن تایپیک های دنباله دار
    • انجمن جوک و لطیفه
    • انجمن چیستان و معما
  • خودرو و رانندگی
  • موبایل و پی دی ای
  • کامپیوتر و اینترنت
  • دانشگاه و تحصیل
  • اخبار ایران و جهان
  • من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو Topics

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی
  • تبلیغات

دسته ها


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

27 نتیجه پیدا شد

  1. مقاله اي كه مي بينيد به معرفي چندين ساز مختلف از آلات موسيقي پرداخته . تاليف اين معرفي ها كار خانم گلنار محمدي فر بوده است . بربط: بربط سازي است ايراني که از عهد باستان در ايران وجود داشته و در زبان فارسي به آن رود يا شاهرود هم گفته مي شده ولي پس از قبول دين اسلام از طرف اکثريت ايرانيان و تاثير فرهنگ و هنر ايراني بر فرهنگ عرب بربط يکي از سازهاي اصلي موسيقي عرب شد که در زبان عربي به آن عود يا مرهر يا کران مي گويند. در اين زمان عود به معناي ترکه چوب نازک و چوب مي باشد. هنرمندان و صنعت گران ايراني که براي ساختن کعبه به مکه آمده بودند بربط و طرز نواختن آن را با خود به آن مکان مقدس بردند و ابن سريج يکي از نوازندگان و موسيقي دانان بزرگ و به نام آن روز عرب بربط را که انواع گوناگون داشته از ايرانيان به عاريت گرفت و اولين شخصي بود که موسيقي عرب را با اين ساز ايراني اجرا کرده است. اين ساز سابقا 4 سيم داشته که زرياب در اندلس سيم پنجمي به آن اضافه مي کند. زرياب کبير يکي ديگر از نوازندگان بزرگ بربط همان زمان که در دربار هارون الرشيد بود با نوع آوري و ابداعات و ابتکارات خاص خود تغييراتي در عود داده بود.با اين حال عود ساخت او با آن که مساوي سازهاي ديگر بود از همان چوب ساخته مي شد از لحاظ وزن حدود يک سوم وزن عودهاي معمولي سنگين تر بود .سيم اول عود وي از ابريشم بافته مي شد که از تار سازهاي همکاران و رقيبانش بسي بهتر بود. سيم هاي دوم و سوم و چهارم سازش را از روده بچه شير مي تافته.عود چهار سيم را عود قديم يا عود کلاسيک مي ناميدند.عود کامل با پنج سيم که براساس گام سيتماتيسها پرده بندي مي شده. اعراب کوک نوع ايراني را براي کوک کردن سيم ها در حالت آزاد عود قبول کرده اند(لا ر سل دو) پیانو کلمه پيانو تصغير شده کلمه pianoforte به معناي: ساز شستي دار که به سال 1709 توسط bartolommeo cristofori تحت نام گراوي چمبالو کول پيانو افورته از روي ساز ديگري به نام هارپسيکورد ساخته شد. کريستوفوري مخترع اين ساز تغيير در مکانيسم زخمه اي آن به وجود آورده آنرا کوبشي نمود. در ساز پيانو شستي ها با مکانيسم خاصي به مضرابهاي چکشي ساز مربوط مي شوند به طوري که هرگاه بر روي شستي بکوبيم چکش مضراب نيز بر روي سيم کوبيده شده و به خاطر آزاد گذاردن سيم در ادامه ارتعاش کمي به عقب بر ميگردد. در کنار هر يک از چکش هاي پيانو يک دستگاه خفه کننده صدا وجود دارد که مانع از ادامه طنين صوت است. به علاوه پدالهاي پيانو به دلخواه اجرا کننده طنين صوت را از اين حد کمتر يا زيادتر مي کند و به اين طريق نوازنده پيانو مي تواند با کمال سهولت به آهنگي که اجرا مي کند حالت بدهد. امروزه پيانو به دو شکل مختلف ساخته مي شود: پيانوي بزرگ که به فارسي گاهي آن را اشتباها پيانو رويال ناميده اند متشکل از سه پايه و بر روي آن جعبه اي بزرگ و کمابيش سه گوش که يک ضلع آن به رديف شستي ها اختصاص يافته و دو ضلع ديگر منحني دار از دو جانب ادامه يافته به يک ديگر متصل مي شوند. در اين نوع چکش ها از زير سيمها به آنها کوبيده مي شوند. نوع دوم که آن را به زبان اروپائي پيانينو يا پيانو کوچک اصطلاح کرده اند و به فارسي پيانوي ديواري موسوم شده است. در اين نوع سيمها عمودي قرار دارند و چکش ها از جلو به سيمها برخورد مي کنند. پيانو بعد از ارگ از لحاظ بزرگي ميدان صدا و تنوع حصول طنين هاي بسيار مطبوع ترين و وسيعترين ساز در بين سازهاي موسيقي است. ميدان صداي آن کمي بيش از هفت اکتاو است. اين خصوصيت سبب شده که پيانو به عنوان ساز سلو ساز همراهي کننده و نيز ساز شرکت کننده در ارکستر مجلسي و ارکستر بزرگ همه جا بتواند نقشي داشته باشد. پيانو در زمان فتحعلي شاه به ايران آورده شد و از زمان ناصرالدين شاه مورد توجه قرار گرفت. پس از تاسيس موزيک دارالفنون در کنار ديگر سازهاي خارجي مانند ارگ و قره ني و فلوت و ويولن نوازندگي آن معمول شد و رواج گرفت و چون بزرگ و سنگين و گران قيمت بود و هر کسي قدرت خريد آن را نداشت و تنها اعيان و اشراف به آن دسترسي داشتند اسباب تجمل خانه و وسيله تشخص آنها گرديد. مي گويند اولين کسي که اين ساز را کوک ايراني کرد و در آن آهنگهاي ملي نواخت محمد صادق خان سرورالملک بود منبع: فرهنگ تفسيري موسيقي تاريخ موسيقي ايران ساز شناسي تار : تار که اکنون در ميان سازهاي ذوات الاوتار مضرابي متداولترين آلات موسيقي است و کامترين ساز ايراني به شمار مي رود. و براي نشان دادن نتهاي مختلف آهنگها و نغمه هاي موسيقي ملي و معرفي الحان ايراني بهترين است و طنين و آهنگ مطلوبي دارد. چنانکه از کتابهاي ادب و تاريخ و فرهنگها و ديگر نوشته ها بر ميآيد در قديم به آن بربط مي گفتند و بيشتر نويسندگان در کتابهاي خود آن را عود خوانده و از آن بحث مي کنند و عود معرب بربط است.بکار بردن کلمه تار به معني ساز معروف کنوني در کتابهاي موسيقي معمول نبوده و در قديم به اين نام خوانده نميشده است. ظاهرا نخستين بار دردوره صفويه به اين نام معروف شده است. زيرا چنانکه گذشت در گذشته معمولا به بربط يا عود و شايد بعدها چهار تار و پنچ تار مي گفتند و بعيد نيست که از دوره صفويه بر اثر کثرت استعمال و سهولت تلفظ اين کلمه را مخفف کرده عدد 4 و 5 و 6 را از اول آن برداشته اند و تنها کلمه تار بدون ذکر تعداد اوتار اين ساز در تلفظ مرسوم گرديده و از اين زمان تار به معني ساز معروف کنوني رواج گرفته باشد. در عصر قاجاريه تار يکي از سازهاي معروف و متداول موسيقي ايران بود و نام آن در اشعار اين دوره مکرر آمده است. تار تا اين زمان ظاهرا پنج سيم داشته(دو سفيد، دو زرد و يک بم) معروف است که سيم ششم را مشتاق عليشاه اصفهاني معروف اواخر عصر زنديه که استاد در نوازندگي تار و سه تار بوده به آن افزوده است. و در قديم تارها را از ابريشم مي ساختند. تار جز دسته سازهاي زخمه اي است يعني به وسيله مضراب زدن بر روي سيم نواخته مي شوند.تار يکي از سازهاي قديمي ايراني است که به آن وتر مي گفتند و هنوز به خوبي از تاريخ دقيق ساخت و پيدايش آن اطلاع درستي در دسترس نمي باشد ولي از قرار معلوم تاريخ آن به زمان ابونصر فارابي برمي گردد. صفي الدين ارموي-خواجه بها الدين و ابوالفرج اصفهاني و تني چند از استادان موسيقي هر يک درباره تقسيم فواصل پرده که موافق پرده هاي تار نيز ميباشد مطالبي نوشته اند. تار از يک کاسه که روي آن پوست کشيده اند و به دو قسمت بزرگ و کوچک تقسيم شده تشکيل شده که قسمت بزرگ را شکم و قسمت کوچک را نقاره مي نامند.دسته تار 45 تا 50 cm است و جعبه اي در انتهاي دسته تار قرار دارد که آن را جعبه گوشي مي نامند و از دو طرف آن سه گوشي بر سطوح جانبي اين جعبه تعبيه شده است. تعداد سيمهاي تار 6 عدد است. که دو رشته آن از جنس آهن و بقيه از جنس مس زرد رنگ است. کاسه صوتي اين ساز از چوب توت دسته آن از چوب گردو و گوشي هاي آن از چوب شمشاد است.دهانه کاسه صوتي به وسيله پوست پوشيده شده است. اين ساز در تمام ايران متداول است. تار را با يک تکه مس زرد رنگ که به انتهايش موم وصل مي کنند و مضراب نام دارد مي نوازند طنبار در لغت نامه دهخدا در خصوص طنبار، طنبور و طنبوره و .... چنين آمده است: طنبار معرب طنبور سازي است معروف. طنبور يكي از آلات ذوات الاوتار است. قسمتي از آن را شش تا گويند كه شش تار دارد و قسمتي ديگر را سه تا كه سه تار دارد. در قديم دو وتر بر آن بوده و امروز تا شش متر بر آن كنند . ساز ديگري در ايران بنام طنبور يا تنبور سابقه قديم دارد، اين ساز دو سيم داشته و مضرابي بوده كه با انگشتان دست راست نواخته مي شود، و هم اكنون در كردستان معمول است. شكل طنبور همه جا در نقاشي هاي قديم بخصوص در مينياتورها ديده مي شود و كاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد، مثل سه تار ولي كاسه اش بزرگتر است به شكل يك نصفه خربزه . تنبور داراي شكمي گلابي و دسته اي دراز است كه بر روي آن از 10 تا 15 پرده بسته مي شود. رويه جلويي شكم چوبي است. دسته اين ساز مانند سه تار، بر سر ساز متصل است و سر در حقيقت، ادامه دسته است كه بر روي سطوح جلويي و جانبي آن، هر يك دو گوشي كار گذارده شده كه سيم ها به دور آنها پيچيده مي شوند. سيمهاي تنبور 4 عدد و معمولاً به فاصله هاي مختلف كوك مي شده است. اين ساز معمولاً بدون مضراب و با انگشت نواخته مي شود. چنانكه در تاريخ موسيقي ايراني نوشته شده در قديم سازي به نام تنبور وجود داشته و از آن انواع مختلفي ذكر كرده اند. مثلاً گفته شده كه فارابي تئوري دان مشهور موسيقي ايران، تنبور بغدادي و تنبور خراسان را دستان بندي كرده است. اين ساز از دسته سازهاي شهري است.[/ منابع : كتاب سرگذشت موسيقي ايران تاليف روح ا... خالقي، جلد اول ص 541. بخش سازهای رادیوی جمهوری اسلامی ایران دف در قديم دف يا دايره کوچک را که چنبر آن از روي و برنج ساخته مي شد خمک يا خمبک مي گفتند و به دست زدن با وزن و به اصطلاح بشکن زدن هم خمبک يا خمبک مي گفتند و ما ذيل عنوان تنبک و دنبک و سابقه اين به تفصيل از آن گفتگو خواهيم کرد. در کتابهاي لغت در معني دف يا دايره مي نويسند: آن چنبري است از چوب که بر روي آن پوست کشند و بر چنبر آن حلقه ها آويزند. دف يا دايره هاي هم بوده که بر چنبر آن زنگ تعبيه مي کردند و مي نواختند. زنگهاي دف را جلاجل مي گفتند. در قديم براي آنکه طنين بهتري داشته باشد روي دف پوست آهو ميکشيدند. در دوره اسلامي به کساني که دف يا دايره مي نواختند جلاجل زن مي گفتند. در ايران کهن جلاجل وسيله اي بيضي شکل و بزرگ بود که زنگ هايي بر آن مي بستند و در جنگها به کار مي بردند و ظاهرا صداي مهيبي داشته است. دف يا دايره کوچک را که بر آن زنگوله تعبيه مي کنند و اکنون متداول است دايره زنگي مي گويند. اين ساز ضربه اي موسيقي چنانکه از کتابهاي موسيقي و نوشته ها و اشعار بر مي ايد در دوره اسلامي ايران براي پشتيباني از ساز و حفظ وزن به کار مي رفته و رکن اصلي مجالس عيش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان به تنهاي هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار مي بردند. پس از آنکه تنبک يا دنبک کوچک و مجلسي شد به تدريج جاي دف را گرفت و از رونق دف کاست. با اين حال دف يا دايره اکنون نيز به کار است و بيشتر آن را در ولايات و قراء و شهرهاي کوچک وقصبات در مجالس عيش و سرور به کار مي برند به ويژه در آذربايجان بسيار متداول است و نوازندگان ماهر دارد. دايره زنگي هم در مجالس طرب به کار مي رود و در مجالس ساز و آواز و رقص و کنسرتها از آن استفاده ميشود تنبک چنانکه فرهنگ ها مي نويسند در قديم دف يا دايره کوچک را که چنبر آن از روي و برنج ساخته مي شد خمبک يا خنبک مي گفتند و دست به هم زدن را با وزن و اصول براي اظهار مسرت وسرور نيز مجازا جمبک مي گفتند. گمان مي رود خم يا رويينه خم را که در روزگار کهن ايران از روي مي ساختند و در جنگها به کار مي بردند نيز خمبک يا تنبک هم مي گفتند.بعدها آن را با تغييراتي به صورت کوچکتري ساخته و در مجالس عيش و طرب از آن استفاده کرده اند و آن را خمک يا خمبک گفته اند زيرا خمک يا خمبک مصغر کوچک شده خم و خلب است بنابراين روئينه خم که شايد شبيه به تاس بوده کوچک کرده و تغييراتي مناسب مجلس در آن داده اند و به آن نيز خمبک و تنبک گفته اند و اين در واقع مادر تنبک يا ضرب امروزي است و پس از تکامل به صورت تنبک يا دنبک،ضرب کنوني در آمده و به همين نام شهرت يافته است. کتابهاي لغت در معني تنبک يا دنبک مي نويسند: دهل کوچکي بوده است که دم درازي داشته و آن را زير بغل مي گرفته اند و مي نواختند. اين ساز ضربي به تدريج رو به تکامل نهاد و در سده هاي اخير به صورت کنوني درآمد. از ميان سازهاي ضربه اي موسيقي ايران تنبک کامل ترين سازي است که تاکنون ساخته شده و آن را از گل پخته و چوب مي ساخته اند و اکنون نيز مي سازند. معمولا روي ضرب پوست بره مي کشند و براي نوع گلي بزرگ آن را که در زورخانه ها به کار مي برند از پوست گوسفند استفاده مي کنند. بهترين تنبک ها ساخت شيراز بود و اکنون نيز بيشتر زنهاي چادر نشين اطراف شيراز به ساختن آن اشتغال دارند و آن را از چوب گردو و چوب ديگري از درخت هاي مخصوص فارس مي تراشند. ساختمان تنبک استوانه مانندي است مختلف القطر به طول 40 سانتيمتر در دو قسمت متساوي شامل گردن و شکم. گردن که آن را نفير مي ناميدند و اکنون گلويي مي گويند به طول 20 سانتيمتر و محيط آن 30 سانتيمتر است.قطر دهنه خارجي نفير که تا حدي شبيه قيف است 13 سانتيمتر، شکم طولش به اندازه طول گردن نفير و محيط دور آن 90 سانتيمتر است. دهنه شکم ضرب که بر آن پوست مي کشند نصف طول دمبک است. در تنبک هاي خوب طول نفير و شکم و قطر دهنه مساوي است. تنبک از نظر ساخت و نقش مهمي که در موسيقي ايفا مي کند مورد توجه اروپايياني که در سده هاي اخير به ايران آمده اند قرار گرفته است. پيتر دولاواله ايتاليايي از مجلس بزمي در همدان چنين مي نويسد: (در اتاقيکه در آن پذيرايي مي شدم سه تن از زنان مطرب نيز با سازهاي گوناگون ميزدند و مي خواندند که يکي از سازها چند رشته داشت اما مثل عود و گيتار ما نبود آلات ديگري نيز مانند طبل هايي که دختران جوان ايتاليايي هنگام تابستان مي زنند داشتند اما بزرگتر و خوش آهنگتر و زيباتر که قطعا نمونه اي چند از آنها خواهيم خريد و بر ساير طرفه ها و يادگاري ها سفر خواهيم افزود.) تنبک هاي بزرگي که از گل پخته و به وسيله کوزه گران ساخته مي شد و بر روي آن پوست گوسفند يا آهو مي کشيدند در زورخانه ها به کار مي رفت و ضرب از ارکان عمده در ورزشهاي باستاني بود. اکنون نواختن ضرب در زورخانه ها به عهده کسي است که به او مرشد مي گويند لکن در سده هاي گذشته مرشد يا کهنه سوار به کسي مي گفتند که معلم و مربي ورزشکاران بود و نوازندگي ضرب را شخص ديگري بر عهده داشت. پس از آنکه در اواخر دوره صفويه اصول تصوف بيش از پيش در زورخانه ها رواج يافت کهنه سوارها عنوان مرشدي يافتند . ضرب گرفتي را نيز به عهده گرفتند و در سکويي که به آن سردم مي گفتند مي نشستند و خوانندگي مي کردند. سازهاي ضربه اي مانند دف و تنبک که در مجالس عيش و سرور و محافل انس به کار مي رفته به نغمات و الحان نوازندگان و اشعار خوانندگان روح و جان مي بخشيده و شنوندگان را به انبساط مي آورد.از عهد ناصري به بعد نوازندگان به نامي در ضرب ظهور کردند که در نواختن آن و خواندن تصنيف و اشعار ضربي شهرت به سزايي داشتند. تنبک و ساختمان آن: ساختمان اين ساز ضربه اي پوستي به شکل استوانه اي است که يک سوي آن را با پوست پوشانيده اند و طرف ديگرش باز است. جنس اين استوانه ممکن است از چوب يا فلز و يا گل پخته باشد که به تجربه ثابت شده که نوع چوبي آن بهتر از دو نوع ديگر است. فرم يا شکل ظاهري اين ساز در نواحي مختلف فرق مي کند. و ساختمان تنبک نيز از حيث اندازه کاملا مشخص شده نيست و به اندازه هاي گوناگون ساخته مي شود. سازي که اينک به عنوان تنبک يا ضرب مي شناسيم با شکل و شمايل امروزي تقريبا از دوران قاجاريه شناخته شده است. همچنين اي ساز تاکنون با 23 نام خوانده شده که عبارنتد از: دمبر-تنبک-تنبگ-تنبيک-تنتک-خمبک-دمل-دمبک-خوراژک-تمبک-تبنک-تبنگ-دمبرک-تنوک-خنبک-خمک-دمبال-دنبک-خمچک-دمبک-ضرب. تنبک از پنچ قسمت تشکيل شده است: 1.پوست 2.دهانه ي بزرگتر 3.تنه 4.نفير يا گلويي 5.کاليبر يا دهانه اي پوست تنبک: پوست از حساس ترين قسمت هاي آن به شمار ميآيد و از جنس پوست بز ميش بره آهو ماهي بز کوهي اسب است اما پوست کهنه بز يا ميش بهتر است. در صورتي که پوست تنبک در اثر گرما زيادتر از حد معمول خشک و کشيده شود حتي الامکان بايد از آب زدن به آن خود داري کرد چرا که آب زدن اگر چه ممکن است به طور موقت پوست را خوش صدا کند ولي در اثر تکرار باعث خرابي و بد صداي آن مي گردد لذا براي جلوگيري از اين کار بايد هميشه تنبک را در گرما وارونه روي زمين يا موزاييک گذاشت تا پوست به تدريج رطوبت زمين را جذب کند و احتياجي به آب نداشته باشد . دهانه ي بزرگ: در حقيقت همان دهانه گشاد يا فراخ ساز را تشکيل مي دهد که پوست روي آن کشيده مي شود. اندازه ي قطر دهانه بزرگ يک ميزان استاندارد نيست(بزرگي يا کوچکي). و از لحاظ شکل ظاهري شکل دايره است. تنه: اين قسمت از ساز کاسه طنين يا کاسه آکوي تنبک را تشکيل مي دهد. تنه بايد از رو عاج داشته باشد ولي از داخل صاف باشد(منظور از عاج شيارهاي است که روي تنه به موازات دهانه بزرک ايجاد مي شود. نفير: قسمتي از بدنه ي تنبک است که داراي قطر کمتري بسبت به تنه بوده و از آن باريکتر است که از يک طرف به تنه و از طرف ديگر به دهانه کوچک شيپور مانند ختم مي شود. براي ساخت تنبک معمولا از چوب درخت گردو-توت-افرا و چوبي معروف به جنگلي استفاده مي کنند و اين ساز براي همراهي کردن آلات موسيقي به کار مي رود و با دو دست نواخته ميشود رباب رباب به ضم اول بر وزن غراب سازي باشد مشهور که مي نوازند و آن تنبور مانندي بود بزرگ و دسته کوتاهي دارد و بر روي آن به جاي تخته پوست آهو کشند و شکلي که در برهان از رباب چاپ شده شبيه تار است و کاسه آن شامل دو قسمت است به اصطلاح کاسه و نقاره خانه . عبد القادر مراغي در مقاصد الالحان در وصف سازها مي نويسد : اما رباب و آن سازي بود که بعضي بر آ« سه وتر بندند و بعضي چهار و بعضي پنج و اوتار آن مزوج بندند چنان که هر دو وتر را حکم يک وتر باشد و کوک آن همچون کوک عود باشد. دانلد يولچ انگليسي در مجله روزگار نو مقاله اي با عنوان برخي سازهاي شرقي و غربي رباب را به هيات چهار پهلو و کمانه رسم کرده مي نويسد رباب عربي است که يک يا دو سيم داشت و آن را با کمان مي زدند و از اين ساز عربي دو فرزند اروپايي به وجود آمد . از گفته عبد القادر مراغي آشکار مي شود سازي که ميان عربها با کاسه و سطح مربع رواج داشته و به آن رباب مي گفته اند به يکتاي معروف بوده نه به رباب. در بخش اول سرگذشت موسيقي ايران آنجا که از غژک مي گويد نوشته است: ”فارابي در کتاب موسيقي اش نامي ار غژک نمي برد اما از ساز ديگري مي گويد که شباهت کامل به غژک داشته و داراي دو سيم بوده و بي گمان نواخته مي شده است نام اين ساز رباب است” و نيز مينويسند: (رباب اول دو سيم داشته بعدها يک سيم ديگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا در آمده و همان است که ما امروز کمانچه مي گوييم.) چون رباب عربي را با بدنه چهار پهلو وصف کرده اند و هم آن را تنبور مانند با شکم دو کاسه مانند تارنوشته اند و آن را کمانه اي و مضرابي هر دو گفته اند نمي توان به طور قاطع آن را جد کمانچه دانست بخصوص که مولف مقاصد الا لحان(رباب غژک کمانچه) هر يک را جداگانه وصف کرده و رباب و کمانچه را دو ساز دانسته است. رباب مجموعاً از 4 قسمت، شكم، سينه، دسته و سر تشكيل شده است. شكم در واقع جعبه اي به شكل خربزه است كه بر سطح جلويي آن پوست كشيده شده و خركي كوتاه روي پوست قرار گرفته است. سينه نيز جعبه اي مثلث شكل است كه سطح جلويي آن تا اندازه اي گرده ماهي و از جنس چوب است. در سطح جانبي سينه (سطحي كه هنگام نواختن دربالا قرارمي گيرد) هفت گوشي تعبيه شده كه سيمهاي تقويت كننده صداي ساز به دور آنها پيچيده مي شوند. بر سطح جانبي ديگر (سطح پائيني)، پنجره اي دايره اي شكل ساخته شده است. دسته ساز نسبتاً كوتاه است و بر روي آن حدود ده «دستان» بسته مي شود و بالاخره در سر ساز، مانند تار، جعبه گوشي ها قرار گرفته و در سطوح بالائي و پائيني اين جعبه، هريك سه گوشي تعبيه شده است. سطح جانبي جعبه گوشي ها كمي به طرف عقب ادامه يافته است. تعداد سيمهاي رباب شش يا سه سيم جفتي است كه سيمهاي جفت با يكديگر همصوت كوك مي شوند. سيمهاي رباب درقديم از روده ساخته مي شده در حاليكه امروز آنها را از نخ نايلون مي سازند و سيم بم روي نايلون روكشي فلزي دارد. مضراب رباب امروزي مانند مضراب عود از پر مرغ ساخته شده است. رباب اساساً محلي است و بيشتر در نواحي خراسان و مرز افغانستان معمول است منابع: سرگذشت موسيقي ايران مقاصد الالحان تاريخ موسيقي ايران رادیوی جمهوری اسلامی ایران سه تار شكل ظاهري آن مانند تار است. با اين تفاوت كه شكم آن يك قسمتي، گلابي شكل و كوچكتر است، سطح رويي كاسه سه تار نيز چوبي است؛ سه تار امروزي چهار سيم دارد. خرك سه تار كوتاهتر از خرك تار بوده و دسته آن نيز ازدسته تار نازكتر است. سه تار فاقد «جعبه گوشي» است و گوشي هاي چهارگانه آن، دو عدد در سطح جلويي انتهاي دسته (سرساز) و دوتاي ديگر درسطح جانبي چپ (درهنگام نواختن درسطح بالايي) كار گذاشته شده اند. تعداد دستان هاي سه تار در زمان حاضر، مانند تار 28 است. سه تار با ناخن انگشت اشاره (و گاه توأم با ناخن انگشت وسطي) دست راست نواخته مي شود. به عبارت ديگر «مضراب» سه تار در واقع ناخن انگشتان نوازنده است. و به همين دليل و به علل اكوستيكي ديگر، صداي اين ساز ضعيف بوده، براي تكنوازي در جلوي جمعيت يا همنوازي در اركستر مناسب نيست. چنين به نظر مي رسد كه سه تار در قديم، سازي محلي بوده و در آن زمان سه سيم داشته است (كلمه «سه تار» دلالت برهمين نكته مي كند) ولي بعدها شهري شده و سيمي بر آن افزوده اند منبع : رادیوی جمهوری اسلامی ایران سنتور این ساز از جعبه اي ذوزنقه اي شكل تشكيل شده كه اضلاع آن عبارتند از: بلندترين ضلع، نزديك به نوازنده و كوتاهترين ضلع و موازي با ضلع قبلي و دور از نوازنده و دو ضلع جانبي با طول برابر، دو ضلع قبلي را به طور مورب قطع مي كند. ارتفاع سطوح جانبي 8 تا 10 سانتيمتر است. جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبي است. بر روي سطوح فوقاني دو رديف خرك چوبي قرار دارد؛ رديف راست نزديكتر به كناره راست ساز است و رديف چپ كمي بيشتر يا كناره چپ فاصله دارد (فاصله بين هرخرك رديف چپ تا كناره چپ را «پشت خرك» مي نامند). از روي هر خرك چهار رشته سيم همكوك عبور مي كند ولي هر سيم به گوشي معيني پيچيده مي شود. گوشي ها در سطح جانبي راست كنار گذاشته شده اند. سيمهاي سنتور به دو دسته «سفيد» (زير) و «زرد» (بم) تقسيم مي شوند. دسته سيمهاي سفيد بر روي خركهاي رديف چپ و سيمهاي زرد بر روي خركهاي رديف راست به تناوب قرارگرفته اند طول قسمت جلوي خرك در سيمهاي سفيد دو برابر طول آن در قسمت پشت خرك است و مي توان در پشت خرك نيز ازسيمهاي سفيد استفاده كرد (صداي آن به نسبت عكس طول، يك اكتاو نسبت به صداي قسمت جلوي خرك بالاتر است). هم چنين هرسيم زرد يك اكتاو بم تر ازسيم سفيد بلافاصله بعد از آن صدا مي دهد. سنتور كروماتيك و سنتور كروماتيك بم به منظور تكميل فواصل كروماتيك بين اصوات و نيز به قصد تأمين اصوات بم، حدود بيست ساله اخير دو نوع سنتور با تعداد زيادتر خرك ساخته شده است. سنتور كروماتيك با همان ميدان صداي سنتورمعمولي ولي با خرك ها و اصوات كروماتيك بيشتر. ميدان صداي سنتور كروماتيك بم يك فاصله پنجم بم تر از سنتور كروماتيك است و وسعت آن سه اكتاو و نيم است. در دو نوع سنتور كروماتيك هر صوت توسط سه رشته سيم همكوك حاصل مي شود به عبارت ديگر روي هر خرك سه سيم تكيه كرده است. از هر دو سنتور كروماتيك و كروماتيك بم در حال حاضر تنها استفاده هاي همنوازي مي شود منبع : رادیوی جمهوری اسلامی ایران سنتور دوطرفه سنتور دو طرفه یکی از ابداعات استاد داریوش سالاری از سازندگان برجسته سنتور است.سنتور بیسکویتی نیز از ابداعات دیگر ایشان است.با وی گفتگویی کرده ام که به زودی به چاپ خواهد رسید.اما عکس های حاشیه این گفتگو را که دوست گرامی ام حسین صالحی گرفته است کم کم در وبلاگ قرار می دهم شاید مورد توجه تان قرار گیرد.چندی پیش دوستی از خارج برایم میلی فرستاد و نت های قطعات خوارزمی و ترانه را خواست که آدرسش در زیر آمده است.هر دو قطعه ساخته استاد فرامرز پایور در دستگاه ماهور است و در کتاب هشت قطعه آمده.درباره استاد تجویدی کوچک تر از آنم که حرفی بزنم و می دانم که او نمرده است و در دل تک تک شما زنده است و خواهد درخشید و دوباره زندگی خواهد کرد. عود یک ساز ایرانی که در حمله ی اعراب فراموش شد و اعراب نامه آن را عود نهادند اما در اصل نام عود بربط است که در شعر های شاعران قدیم نیز در مورده این ساز بسیار یاد شده است با امید پیشرفته روز افزون این ساز در میهنمان قانون قانون سازی است ایرانی الاصل که در حمله ی اعراب به ایران این ساز توسط ایرانیان به دسته فراموشی سپرده شد و به راحتی به اعراب واگذار گردید واگذاری این ساز توسطه ایرانیان همانا و ادعای مالکیت سازه قانون توسط اعراب همان شد که در ایران دیگر این ساز که ظاهری همانند سنتور و نوایی خوش آهنگ دارد بیش از پیش به فراموشی سپرده شود اما در این میان کسی است که هنوز بر اصلیت خود پا بر جاست و این را فرا میگیرد سپس صاحب سبکه ده انگشتی در این ساز می شود و هم اکنون سالهاست که در ایران به آموزشه این ساز می پردازد و او کسی نیست جز سرکاره خانومه ملیحه ی سعیدی که زنده یاد استاداحمد ستوده همسر ایشان نیز به ساخت این ساز می پرداختند با آرزوی طول عمر برای این استاد و شاگردی زیره سایه ی ایشان و آشنایی بیش از پیشه ایرانیان با قانون قیچک شكم ساز از دو قسمت مجزا از يكديگر تشكيل يافته، قسمت تحتاني كوچك تر و به شكل نيم كره است كه بر سطح مقطع جلو پوست كشيده شده و روي پوست خرك ساز قراردارد: قسمت بالائي بزرگ تر، مانند چتري روي قسمت تحتاني قرار گرفته و هر دو قسمت توسط سطحي منحني ازعقب به هم اتصال يافته اند و در نتيجه در جلو يا بين دو قسمت حفره اي تشكيل شده است. سطح جلوئي قسمت بالا، جز در ناحيه وسط كه زير گردن ساز قرار گرفته به صورت دو شكاف پهن باز است. دسته ساز تقريباً در نصف طول خود روي شكم قرارگرفته و نيمه ديگر در بالا به جعبه گوشي ها متصل است و دسته فاقد «دستان» است. سر متشكل است از جعبه كوچك (محل قرارگرفتن چهار گوشي، هر دو گوشي در يك طرف آن) و يك زانده منحني شكل براي آويختن ساز كه كمي به عقب برگشته و جهتي افقي يافته است. قيچك اساساً جزو دسته سازهاي محلي بوده كه در سالهاي اخير درحمايت وزارت فرهنگ و هنر به شهر آورده شده و نه تنها ساختمان و كوك آن را تكميل و تنظيم كرده اند، بلكه آن را به سه اندازه مختلف، قيچك سوپرانو (به طول 5/56 سانتيمتر) قيچك آلتو ( 63 سانتيمتر) و قيچك باس به همان نسبت بزرگ تر ساخته اند. طول سيم مرتعش در قيچك سوپرانو =5/33 ، در قيچك آلتو =5/37 و قيچك باس 70 سانتيمتر است. وسعت هر يك ازانواع حدود سه اكتاو است. قيچك سوپرانو سازي است كه قابليت تكنوازي و همنوازي هر دو را حائز است ولي دو نوع بعدي (التو و باس) بيشتر به منظور همنوازي در اركستر به كار مي رود. آرشه قيچك پس ازاستاندارد شدن ساز، عيناً همان آرشه ويولون است. قيچك از انواع سازهاي محلي است كه در سالهاي اخير به شهر آمده و مورد استفاده قرار گرفته است و بيشتر در نواحي جنوب شرقي ايران معمول است و در آن نواحي حتي، طبق عقيده و سنت اهالي براي معالجه امراض بكار مي رود. در سطح فوقاني شكم و پشت دسته سوراخ و حلقه اي است كه دو تسمه برآن الصاق مي شود: يكي از تسمه ها را به كتف چپ و ديگري را به كمر مي بندند و ساز در موقع نواختن تقريباً آزاد و آويزان مي شود. اما نوازندگان شهري تمايل به استفاده از اين تمهيد ندارند. كوك قيچك محلي ثابت نيست ولي قدر مسلم اين كه سيمها تقريباً هيچ وقت نسبت به يكديگر فاصله پنجم نداشته اند. آرشه- در اصل (نوع محلي آن) شبيه به آرشه كمانچه است و امروزه در شهر از آرشه ويولون و ويولنسل در نواختن نوع شهري آن استفاده مي شود کمانچه اين ساز جز دسته سازهاي آرشه اي است . کمانچه يکي از سازهاي زهي است که داراي 4 سيم مي باشد و اين سيم ها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صداي آن خيلي خوش و جذاب مي باشد ولي کمي به اصطلاح تو دماغي. کاسه صوتي اين ساز از چوب توت است که با برش هاي از عاج تزيين شده است. کمانچه سابقه اش در ايران به قبل از اسلام مي رسد و در نواحي بلوچستان به نام غژک يا غيچک ناميده مي شود ولي تعداد سيم هاي آن از کمانچه بيشتر است. گیتار عده ای عقیده دارند که این ساز اسپانیل اصل است و به عقیده ی عده ای دیگر این ساز مکزیکیست به هر حال متعلّق به هر کجا باشد متعلّق به ایران نیست. امّا این ساز در چند سال اخیر در ایران خیلی طرفدار پیدا کرده است و روز به روز بر طرفداران آن افزوده می شود. هر ساز بر پایه ی نتی بنا شده و گیتار ،سازی است که بر پایه ی نت سوم یعنی "می" بنا شده است،این ساز دارای شش سیم است که این سیم ها از پایین به این ترتیب نت بندی شده اند: "می" - "سی" - "سل" - "ره" - "لا" - "می" که برای سهولت در حفظ آن به ملا رسول سی می معروف است. این ساز زیبا وخوش آهنگ که جزو یکی از سخت ترین ساز هاست یکی از سازهای اساسی در کنسرتها به شمار می رود چون ما در کل سه ساز مکمّل داریم که عبارتند از پیانو ، گیتار و ارگ و باید حداقل یکی از این سه ساز در کنسرت ها اجرا شودند نی ني از ساده ترين و طبيعي ترين سازهاي موسيقي بادي است که با روئيدن از زمين پيوسته در دسترس بوده و انسان با مختصر تصرفي از آن استفاده کرده است. ملل قديمه ني را سرمشق قرار داده و از روي آن سازهاي مختلف بادي ساختند و در صلح و جنگ به کار بردند.مولفين کتابهاي موسيقي قديم طبيعي ترين و کاملترين آلات موسيقي را حلق انسان دانسته اند. و پس از آن آلات ذوات النفح به ويژه ني را از جهت مشابهي که ني و حلق انسان در ايجاد نغمات دارند. ني به سبب سادگي و سهولت اجراي صداهاي و آساني حمل و نقل و يافت شدن در طبيعت تنها سازي است که دسترسي به آن در همه جا و براي همه کس امکان پذير بوده و با مختصر تصرف مورد استفاده قرار مي گرفته است . نی هفت بند مناسبترین نای برای نواختن موسیقی ردیفی است که از بوته نی ساخته میشود، هفت بند آن شش سوراخ دارد که پنج تای آن در روی سطح استوانه و دیگری در پشت تعبیه شده است. ساز ني را نمي توان کوک کرد و وسعت صداي آن حدود دو اکتاو و نيم است. ني را يکي از سازهاي عرفاني مي نامند و اگر خوب نواخته شود حتي حيوانات را هم تحت تاثير قرار مي دهد منبع : سایت همکلاسی
  2. با اين نوشيدني در آلودگي هوا شش هايتان را ضد ضربه كنيد! مصرف آب برخي سبزيجات مانند كرفس، هويج و بروكلي فرد را به بيماريهاي ناشي از آلودگي هوا مبتلا نميكند. برليانت بزرگمهر، متخصص تغذيه در گفتگو با خبرنگار كلينيك خبرنگاران گفت: مركباتي چون پرتقال، ليموترش همچنين سبزيجاتي كه رنگ سبزي دارند، حاوي آنتيآكسيدان هستند. آنتياكسيدان موجود در اين مواد غذايي مخاط تنفسي فرد را تقويت ميكند و توصيه ميشود از آنها در هواي آلوده استفاده نمايند. وي افزود: آب ميوههايي چون هويج كه ويتامين A در آن وجود دارد، همچنين سبزيهايي كه اين ويتامين در آن ديده ميشود نيز براي مقابله با آلودگي هوا تأثير دارد ويتامينهاي C و A موجود در مركبات و سبزيجات سبب افزايش مقاومت بدن در برابر سرماخوردگي ميشود. اين متخصص تغذيه با اشاره به آب سبزيجاتي كه براي مقابله با آلودگي هوا مؤثر است، اظهار داشت: آب برخي سبزيجات مانند كرفس، هويج، بروكلي در هواي آلوده سبب ميشود فرد به بيماريهاي ناشي از اين مسئله مبتلا نشود. بزرگمهر تصريح كرد: افراد در هواي آلوده براي مقابله با بيماريها تنها به مصرف آب ميوه اكتفا نكنند و از خود ميوه نيز استفاده نمايند. همچنين آب ميوه را پس از تهيه بايد بلافاصله مصرف كرد تا ويتامين وجود در آن از بين نرود. وي بيان كرد: شير با وجود كلسيم و فسفري كه در خود دارد در مقابله با بيماريهاي ناشي از آلودگي هوا تأثيري نميگذارد ميتوان از ماهي به صورت كبابي و بدون استفاده از نمك زياد در آن براي جلوگيري از ابتلا به بيماريهاي ناشي از اين مسئله استفاده كرد. منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
  3. [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD]حمايت همه جانبه عضو هيات مديره از مديرعامل بازداشت شده [h=1]اين هيات مديره نميتواند سياسي را عوض کند![/h] [h=2] حسين کلاني که ارتباط بسيار نزديک و صميمانه اي با حميدرضا سياسي دارد و حتي با انتخاب او به جمع اعضاي هيات مديره پرسپوليس اضافه شد، همچنان در مقابل ابهامات و سوالات خبرنگاران در مورد تغيير سياسي واکنش نشان مي دهد.[/h][/TD] [TD=align: left] [/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD=colspan: 3][/TD] [/TR] [TR] [TD=colspan: 3]کلانی بعدازظهر امروز در مصاحبه اش با خبرنگاران بارها و بارها تاکید کرد که هیچ کس قصد ندارد و حتی نمی تواند سیاسی را تغییر دهد. کلانی تاکید داشت که انتخاب طاهری به منزله جانشینی او به جای سیاسی نخواهد بود و قرار نیست طاهری مدیرعامل شود. صحبت های کلانی را در این مورد با خبرنگار "ورزش سه" بخوانید: «چندین بار گفتم باز هم اعلام می کنم که امروز قرار نیست جانشین سیاسی مشخص شود. نه امروز بلکه اصلا قرار نیست سیاسی تغییر کند. ما فرض می کنیم که آقای سیاسی برای چند روزی راهی مسافرت شده است، بنابراین برای اینکه زمان را از دست ندهیم و کارهای باشگاه انجام شود تا زمانی که ایشان برمی گردند، یکی از اعضای هیات مدیره را انتخاب می کنیم تا کارهای باشگاه را پیگیری کند. بنابراین من با قاطعیت همین جا اعلام می کنم که سیاسی قرار نیست تغییر کند. به معنای دیگر تاکید دارم تنها وزارت ورزش است که می تواند سیاسی را عوض کند نه هیات مدیره فعلی.» [/TD] [/TR] [/TABLE]
  4. [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD]پدرم بعد از گل اشک ريخته بود! [h=1]آزمون: اين گل را به آن مربي تقديم ميکنم[/h] [h=2] سردار آزمون بعد از گلي که وارد دروازه کره جنوبي کرد حالا محبوبتر از هيمشه به نظر مي رسد.[/h][/TD] [TD] [/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD=colspan: 3][/TD] [/TR] [TR] [TD=colspan: 3]این مهاجم جوان در گفتگوی اختصاصی با " ورزش سه " درباره بازی مقابل کره جنوبی می گوید:« بازی خیلی دشواری بود. از قبل می دانستیم که باید با چه حریف گردن کلفتی بازی کنیم. کی روش همه چیز را به ما گفته بود. پس باید می رفتیم و خواسته های او را در زمین پیاده می کردیم. خوشحالم که در نهایت توانستیم این بازی را ببریم و هواداران را خوشحال کنیم» آزمون درباره گلی که به ثمر رساند می گوید:« وقتی از روی نیمکت مرا صاد زدند که تعویض شوم و به زمین بروم ، یک حس درونی به من می گفت که می روم و در زمین موفق می شوم. نمی دانم چرا اما به دلم افتاده بود که در اولین بازی رسمی ام برای تیم ملی گل می زنم. قبلا مقابل بنفیکا و اشتوریل دروازه حریفان را باز کرده بودم اما آنها رسمی نبودند. این بار اما مقابل کره به این موفقیت رسیدم. البته با تلاش همبازیانم و نقطه نظرات تاکتیکی که کی روش و کادر فنی به من گفته بودند» سردار این گل را به مربی سابقش تقدیم می کند:« ابتدا باید از پدر و مادرم تشکر کنم که این سالها برایم سنگ تمام گذاشتند. پدرم بعد از گلی که به کره زدم اشک ریخته بود و این یعنی آنها برای موفقیت من خیلی تلاش کرده و زحمات فراوانی کشده اند. در کنار آنها جا دارد این گل را به کسی تقدیم کنم که در فوتبال مدیونش هستم. اکبر محمدی برای من سنگ تمام گذاشت، او مرا کشف و وارد فوتبال کرد. در تیمهای نوجوانان و جوانان زیر نظر او بازی کردم و خیلی چیزها یاد گرفتم. بعد از بازی های جوانان 2012، همه ما با آموزش های علمی اکبر محمدی به موفقیت رسیدیم و به اروپا رفتیم اما او خودش ماند و چند وقت مربیگری نکرد. آن هم تنها به خاطر یک نیمه باخت مقابل کره جنوبی. فکر نمی کنم این گل پاسخی باشد به زحمات اکبر محمدی اما ناقابل است و تقدیمش می کنم» سردار در مورد بحث هایی که در مورد خطا بودن گلش به کره جنوبی به راه افتاده می گوید:« گلم به هیچ وجه خطا نبود. اتفاقا دروازه بان کره خیلی عجیب و با شدت سمت من آمد و می خواست که اجازه ندهد ضربه بزنم. به اعتقاد خودم گلم اصلا خطا نبود و این کره ای ها هستند که بیخودی اعتراض می کنند» آزمون در پایان از درگیری بین بازیکنان ایرانی و کره ای هم صحبت می کند:« آنها نمی توانستند تحمل کنند که برای سومین در سه بازی مغلوب ما می شوند. پس مجبور بودند جو بدهند و بیخودی اعتراض کنند. آنها می خواستند جو بازی را به هم بریزند اما با هوشمندی بازیکنان تیم ملی نتوانستند به هدف خود برسند. » [/TD] [/TR] [/TABLE]
  5. روز عاشورا و تاسوعا را به اين نام نهادند فلسفه آن چيست و معناي آن چه ميباشد؟ آيا تاسوعا و عاشورا قبل از قيام كربلا وجود داشت ؟ معناي دقيق اين اصطلاحات چيست ؟ پاسخ : بايد توجه كرد كه: «تسع» در عربي به معناي نٌه و تاسع و تاسوعا به معناي نهم مي باشد. چنانكه «عشر» به معناي ده و عاشورا به معناي دهم مي باشد. اطلاق كلمه «عاشورا» بر دهم ماه محرم، پس از به شهادت رسيدن حضرت امام حسين و ياران آن حضرت، صورت پذيرفته است و در دوره پيش از اسلام بر دهم ماه محرم عاشورانمي‏گفتند.كاروان اباعبدالله الحسين عليه السلام در روز دوم محرم به سرزمين مقدس كربلا فرود آمد و تا روز عاشورا در آن سرزمين بودند به لحاظ آن كه حوادث مهم كربلا در روز نهم و دهم ماه محرم الحرام اتفاق افتاد اين دو روز را برجسته تر نموده و به نام تاسوعا و عاشورا يعني روز نهم و دهم محرم الحرام ناميدند. ابن اثير در كتاب «نهايه» مي‏گويد: «عاشورا يك اسم اسلامي است» و ابن دريد مي‏گويد: «عاشورا يك اسم اسلامي» است و در دوره جاهليت به اين نام معروف نبود، (الصحيح من سيرة النبي، ح 3، ص 106، چاپ جامعه مدرسين). در «مجمع البحرين» نيز آمده است: «عاشورا يك اسم اسلامي است» آنچه پيش از به شهادت رسيدن حضرت امام حسين(ع) بود اين بود كه هم پيامبر اسلام(ص) و هم حضرت علي(ع) شهادت امام حسين(ع) را در كربلا پيشگويي كرده بودند و حتي امام حسين(ع) نيز شهادت خود را پيشگويي كرده بود و به برخي از پيامبران پيشين هم شهادت آن حضرت وحي شده بود، (بحارالانوار، ج 44، ص 223 و ص 250). ولي پيش از اسلام دهم محرم را عاشورا نمي‏گفتند. ولي پس از آنكه حضرت امام حسين(ع) در كربلا به شهادت رسيد، آن روز در ميان مردم به روز عاشورا معروف گرديد و شيعيان علي(ع) آن روز را روز عزا و عزاداري قرار دادند و در مقابل آنان بني اميه و پيروانشان آن روز را روز جشن و سرور قرار دادند و به تدريج دشمنان شيعه درباره عاشورا احاديثي ساختند تا آن روز را با فضيلت نشان بدهند در حالي كه آن روز، روز غم و اندوه است و روز مصيبت و نكبت است، روزي است كه بهترين انسان را كشته‏اند، جگر رسول خدا را پاره كرده‏اند و زنان و كودكان پيامبر را به اسارت برده‏اند، آيا اينگونه روز مي‏تواند روز مباركي باشد؟!
  6. [h=1]آهنگ شاهين نجفي اين بار عليه امام حسين (ع)[/h] [h=2]شاهين نجفي[/h] به گزارش شیعه آنلاین شاهين نجفي خواننده جنجالی و ضد دینی است که چند سال پیش با انتشار آهنگی توهین آمیز به ائمه شیعه علیهم السلام، علاوه بر اینکه خشم شدید افکار عمومی جهان تشیع را برانگیخت، زندگی و آینده خود را نیز به خطر انداخت. اما به نظر می رسد او از اشتباه سابق خود عبرت نگرفته از همین رو این بار نیز با انتشار آهنگی جدید تحت عنوان “متنفرم”، تلاش کرده سید و سالار شهیدان حضرت أبا عبدالله الحسین علیه السلام را مورد تمسخر و اهانت قرار دهند. در همین راستا از ساعاتی پیش تعداد بسیار زیادی از کاربرانی که عاشق ائمه و امام حسین علیه السلام هستند با ساختن صفحاتی علیه این خواننده هتاک و نیز هجوم آوردن به صفحه شخصی وی در فیسبوک، او را به شدت مورد انتقاد قرار داده و برخی نیز بر اساس فتوای صادر شد برای قتل وی، او را به مرگ تهدید کرده اند. فان پاتوق
  7. mahsa k

    عشق هاي اين زمونه...

    عشق هاي اين زمونه شده عين عروسک بازي!!! حواس ت نباشه همچين ميپيچوننت که تو و زمان گم ميشي و تو و زمين نابود..... چند ثانيه بعد يه عروسک خوشگل ديگه جايگزينت ميشه...
  8. دو ساعته ميخام بخوابم لا مصب هرچي بالشت و جعبه دستمال كاغذي و ماشين حساب پرت مي كنم به كليد برق نمي خوره كه خاموش بشه ...... . . . . . واسم فقط يه لنگه دمپايي مونده اين آخرين سلاحمه ..... برام دعا كنيد اگر اين به هدف نخوره بايد بلند بشم
  9. اين شعر در سازمان ملل، دنيا را لرزاند، اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2012شد که توسط يک کودک آفريقايي نوشته شده و در همان سال در سازمان ملل خوانده شد. وقتي به دنيا ميام، سياهم وقتي بزرگ ميشم، سياهم وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم وقتي مي ترسم، سياهم... وقتي مريض ميشم، سياهم وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم… و تو، آدم سفيد... وقتي به دنيا مياي، صورتي اي وقتي بزرگ ميشي، سفيدي وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي وقتي سردت ميشه، آبي اي وقتي مي ترسي، زردي وقتي مريض ميشي، سبزي و وقتي مي ميري، خاکستري اي… و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟
  10. ALI

    به اين ميگن مرد...

    دمش گرم
  11. ﺧﻮﺍﻫﺸﺎ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﻧﺪﻧﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺘﻦ ﻳﻪ ﻛﻢ ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻴﺪ ..... . . . . ﻳﺎﺩﻣﻪ ﺑﭽﮕﻲ ﻫﺎﻡ ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻲ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻫﺮﺍ ﺳﻌﻲ ﻣﻲ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺎﻡ ﺭﻭﻗﺒﺮﺍ ﻧﺮﻩ ! ﺗﺎ ﺭﻭ ﻳﮑﻴﺸﻮﻥ ﻣﻲ ﺭﻓﺖ، ﺟﻴﮕﺮﻡ ﺁﺗﻴﺶ ﻣﻲ ﮔﺮﻓﺖ ﭼﺸﺎﻣﻮ ﻣﻲ ﺑﺴﺘﻢ، ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻣﻲ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ ... ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ ..... ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ .... ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﻫﺎ ﭘﻮﺳﻴﺪﻩ ﺗﺮ ..... ﺟﺪﻳﺪﻱ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺷﮑﻴﻞ ﺗﺮ ﻧﻤﻲ ﺩﻭﻧﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭﻱ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻗﺒﺮ ﭘﺎﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻳﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺭﺍﺳﺘﺶ ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻳﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﻧﻤﻲ ﺍﻭﻣﺪ ﺣﺘﻲ ﺭﻭﻱ ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﻳﻢ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﺍﺣﺖ ﺭﻭﻱ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﻭﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﭘﺎ ﻣﻲ ﺫﺍﺭﻳﻢ ﮐﺎﺵ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﭽﻪ ﻣﻲ ﻣﻮﻧﺪﻳﻢ .........
  12. یخ چای زردآلو تعداد: ۶ نفر زمان تهیه: ۱۵ دقیقه زمان خنک شدن: ۴ تا ۴۸ ساعت مواد لازم • ۶ پیمانه آب جوش • ۸ چای کیسه ای سیاه •نصف پیمانه برگ نعنا • ۳۵۰ گرم نکتار زردآلو • یک قاشق چایخوری وانیل • قالب یخ• تکه های زردآلوی تازه (اختیاری) • برگ های نعنا (اختیاری) طرز تهیه ۱. در یک قوری بزرگ، چای های کیسه ای، آب جوش و نصف پیمانه برگ های نعنا را بریزید. اجازه دهید ۵ دقیقه بماند. برگ های نعنا و کیسه های چای را خارج کنید. در قوری را بگذارید و اجازه دهید یک ساعت بماند. وانیل و نکتار زردآلو را اضافه کنید.۲. برای سرو، لیوان های بلند را با قالب های یخ پر و مخلوط چای را اضافه کنید. در صورت تمایل با تکه های زردآلوی تازه یا برگ های نعنا آن را تزئین کنید.
  13. [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD][h=1]کريميان: کار بزرگي در اين فصل انجام داديم[/h] [h=2] هافبک تراکتورسازي تبريز گفت: امروز در حالي بسياري از تيمها به دنبال سهميه آسيا بودند که ما 2 ماه قبل توانسته بوديم آن را کسب کنيم.[/h][/TD] [TD=align: left] [/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD=colspan: 3][/TD] [/TR] [TR] [TD=colspan: 3] مهدي کريميان پس از برتري 3 بر يک تراکتورسازي مقابل استقلال گفت: هفته آخر ليگ از حساسيت بالايي برخوردار بود و در حالي که بسياري از تيمها به دنبال سهميه آسيا بودند ما 2 ماه پيش اين سهميه را به دست آورديم. وي ادامه داد: اين فصل سختيهاي بسياري را متحمل شديم از نامهربانيها گرفته تا تمرين در زمين يخزده که با اين وضعيت به نظرم توانستيم کار بزرگي را انجام دهيم. ورزش 3 [/TD] [/TR] [/TABLE]
  14. [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD][h=1]ناراحتي عمرانزاده از وضعيت باشگاه استقلال[/h] [h=2] مدافع استقلال گفت: با اين وضعيتي که استقلال دارد سال آينده فقط تدارکاتچيهايش باقي ميماند.[/h][/TD] [TD=align: left] [/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD=colspan: 3][/TD] [/TR] [TR] [TD=colspan: 3] حنيف عمرانزاده پس از شکست 3 بر يک استقلال مقابل تراکتورسازي گفت: امشب مقابل حريف 3 گل خورديم و بازي را واگذار کرديم. مسئولان قرار است جلسهاي بگذارند اما نميدانم چه حرفهايي در اين جلسه قرار است زده شود. وي ادامه داد: مشکلات يک دفعه مثل سرطان بيرون ميزند که بيرون هم زد. سال گذشته که قهرمان شديم چه گلي به سر ما زدند؟! عمرانزاده در مورد فصل آينده گفت: بايد ببينيم خدا چه ميخواهد با اين وضعيت فکر کنم فقط حسين امانتي و مدد جباري در تيم بمانند. وي در خصوص دريافتياش از استقلال گفت: در مجموع امسال و سال گذشته و از 950 ميليون تومان قرارداد 420 ميليون تومان گرفتهام و اميدوارم اداره ماليات نيز به اين موضوع توجه کند. من حتي خانه مديرعامل را هم به عنوان بخشي از قراردادم گرفتم که آن را 100 ميليون زير قيمت فروخته و از اين لحاظ هم متضرر شدم در نهايت اينکه اگر در ليگ 2 هم بازي ميکردم فکر کنم پول بيشتري دريافت ميکردم. [/TD] [/TR] [/TABLE] ورزش 3
  15. «می ذارمت و می رم!» گفتن این جمله بعد از یک روز سخت و خسته کننده که فرزندتان مدام جلوی این مغازه و آن اسباب بازی فروشی می ایستد و بهانه خرید می گیرد قابل درک است، چون کودک شما در شرایط مناسبی قرار ندارد در این مواقع به دليل رفتاری که بروز داده تنها احساس ناامنی و طردشدگی می کند. با به وجود آمدن احساس ناامنی بعد از آن ترس هم ممکن است سراغش بیاید، بنابراین هیچ وقت بچه را از رها کردنش نترسانید. وقتی کنار خیابان شما را معطل می کند، بگویید «یا با من بیا یا دستت رو می گیرم و با خودم می برم.» «تو واسه من مهم نیستی» شما می دانید معنی این جمله چیست. اتفاقا شما اهمیت می دهید به همین دلیل است که ناراحت هستید. خب، پس چرا این را می گویید و باعث می شوید هر دوی شما احساس ناراحتی کنید؟! این نوع از ابراز بی توجهی می تواند تبدیل به عادت شود. خب، حتما می دانید که مهم ترین الگوی بچه ها پدر و مادر هستند و این رفتارها را الگو برداری می کنند. «نمی فهمی چی می گم؟» این واضح است که او نتوانسته منظور شما را درک کند بنابراین چرا باید وانمود کند که می فهمد؟! حتی بارها تکرار این عبارت هم کمکی به فهمیدن او نمی کند و تنها او را تحقیر کرده و شما را بیشتر عصبانی می کند. دوباره شروع کنید و این بار سعی کنید بهتر و ساده تر توضیح دهید. «بگو ببخشید!» در این موقع کودک شما نمی فهمد که چرا باید عذرخواهی کند. با این حال ممکن است این کار را بکند. این مهم است که عذرخواهی را به او یاد دهید اما مهم تر از آن این است که او بیاموزد چرا باید عذرخواهی کند. به این ترتیب او هم متوجه کارهای اشتباه خود می شود و هم راه حل جبران آن را می آموزد.
  16. :4chsmu1:
  17. قبل از ازدواج اين مطلب را مطالعه نماييد*!! هـمـه مــردم مي*دانند که ازدواج پايان دوران نامزدي است، اينطور نيست؟ نه. شما و يا نامزدتان تصور مي*کنيد که بايد به کارهايي که در دوران نامزدي انجام مي*داده ايد، ادامه دهيد. ازدواج: دوران نامزدي به پايان رسيده هـمـه مــردم مي*دانند که ازدواج پايان دوران نامزدي است، اينطور نيست؟ نه. شما و يا نامزدتان تصور مي*کنيد که بايد به کارهايي که در دوران نامزدي انجام مي*داده ايد، ادامه دهيد. قبل و بعد اجازه دهيد من با يک مثال اين مطلب را برايتان بيشتر باز کنم. "مريم" با "بابك" ازدواج مي*کند. مريم در دوران نامزدي موهايش را تا شانه*ها بلند مي*کند زيرا مي*داند که بابك آن را دوست مي*دارد. روزهاي پنج شنبه اغلب براي تماشاي فوتبال تيم مورد علاقه بابك به استاديوم مي*روند. هر چند مريم از فوتبال خوشش نمي*آيد اما دوست دارد وقت خود را در کنار بابك بگذراند و مي*داند بابك هم دوست دارد که با او به تماشاي مسابقه بنشيند. او براي پيروزي تيم مورد علاقه بابك فرياد مي*کشد و بابك هم تصور مي*کند که او از تماشاي بازي فوتبال لذت مي*برد. زوجين هر شب با هم تلفني صحبت مي*کنند، احساسات، آرزوها، ناکامي*ها و کليه وقايعي که در طول روز برايشان اتفاق افتاده را با يکديگر در ميان مي*گذارند. مريم از روي گشاده اي که بابك از خود نشان مي*دهد لذت مي*برد و بابك نيز لذت مي*برد که توانسته کسي را پيدا کند که شباهت*هاي زيادي به او دارد. بارها و بارها جمعه شب*ها بابك مريم را براي صرف شام به يک رستوران زيبا مي*برد. مريم از گل*هايي که بابك برايش هديه مي*آورد بسيار خوشحال مي*شود. بعد از مدتي بابك پول*هايش را پس انداز مي*کند و براي مريم يک انگشتر مي*خرد. وقتي از مريم مي*خواهد که با او ازدواج کند، او با کمال ميل قبول کرده، پاسخ مثبت مي*دهد و بعد از چند ماه با يکديگر ازدواج مي*کنند. براي يک سال اول هر دو بسيار شاد و خوشحال هستند، اما در نيمه*هاي سال دوم کم کم همه چيز تغيير مي*کند. مريم حرف مادرش را گوش داده، موهايش را کوتاه مي*کند تا سريع تر بتواند آنها را درست کند. او در اين مورد به هيچ وجه با بابك مشورت نميکند زيرا آرايشگر از قبل به او گفته" موهاي توست و نه همسرت." زماني که مريم به خانه مي*آيد بابك متوجه کوتاه شدن موها مي*شود. مريم با لبخندي از او سوال مي*کند: "خوشت مي*ياد؟" بابك با کمي تعلل مي*گويد:"بله" تنها به اين خاطر که احساسات خانم را جريحه دار نکند. اما بابك ناراحت مي*شود چراکه او تا بعد از اينکه کار خود را انجام داده، از او هيچ نظري نخواسته بود. به همين دليل احساس مي*کند که مريم کمي غير صميمي است و کم کم در حال دورشدن از او مي*باشد. براي بدتر شدن روابط، مريم به همراه بابك به تماشاي مسابقات ورزشي نمي*رود. اول به بابك مي*گويد که کارهايي زيادي در خانه است که بايد به آنها برسد، اما بعد از چند مرتبه که بابك پاسخ منفي از او مي*شنود ديگر در اين زمينه از او سوالي نمي*پرسد و به تنهايي به مسابقات مي*رود. بابک هم در اوايل ازدواج در کار هاي خانه به مريم کمک مي*کند و هميشه از دستپخت مريم که خيلي هم خوب نيست تعريف مي*کند اما با گذشت زمان بهانه جويي ها کم کم شروع مي*شود و اين نقطه آغاز يک شکاف بين آنهاست. بابک که از سر کار به خانه مي*آيد خسته است و ديگر از روي مبل تکان نميخورد و به تلويز يون چشم دوخته است و ..... به دليل شکافي که در بين اين دو نفر به وجود آمده، بابك از محل کار خود با مريم تماس نمي*گيرد. اول فراموش مي*کند که در اوقات بيکاري تماس بگيرد و پس از مدتي اين کار به طور کامل قطع مي*شود. او ديگر براي مريم گل هم نمي*آورد زيرا آنقدر خسته است که دوست ندارد در طول مسير خود به سمت خانه براي خريد گل توقف کند. زماني که اين شکاف بيشتر مي*شود، بابك ديگر وقايع روزانه خود را براي مريم تعريف نمي*کند. زماني که خانم از او مي*پرسد امروز چه خبري بود، او معمولا آهي مي*کشد و مي*گويد: " خوب بود." يکسال بعد، پاي آنها به دفتر مشاوره خانواده کشيده مي*شود و در مورد طلاق صحبت مي*کنند. متاسفانه، اين يک موقعيت کاملا طبيعي است که در بسياري از خانواده*هاي امروزي به چشم مي*خورد. روزهاي خوش قديم در حين دوران نامزدي معمولا شما بهترين لباس*هاي خود را مي*پوشيد تا بتوانيد بيشترين تاثير را بر روي همسر خود بگذاريد و با او به بهترين نحو رفتار مي*کنيد. به احتمال قريب به يقين ساعت*هاي متمادي به صورت تلفني با هم صحبت مي*کنيد و در اين ميان کليه احساسات، آرزوها و علايق خود را با هم در ميان مي*گذاريد. شايد به تماشاي فيلمي برويد که اصلا خوشتان نمي*آيد اما اين کار را تنها به آن خاطر انجام مي*دهيد که زن و يا شوهرتان از ديدن آن لذت مي*برد. و مطمئن هستم که هيچ کدامتان اصلا فکر نمي*کنيد که با شروع زندگي مشترک هيچ يک از آنها تغيير کنند. شايد تعجب کنيد اگر به شما بگوييم که بسياري از مشکلاتي که در زندگي*هاي زناشويي روي مي*دهد، تنها با تثبيت "ارزش*هاي دوران نامزدي" قابل برگشت خواهد بود. همچنن زوج*هاي تازه ازدواج کرده بايد اصول اوليه پيوند زناشويي را براي هميشه در ذهن خود نگه داند و به انجام آن بپردازند. اين کار نيازمند کار و برنامه مي*باشد اما نتيجه بدست آمده ارزش آن را خواهد داشت. به موفقيت پشت نکنيد اگر همسر شما بداند که با شروع زندگي مشترک شما از انجام کارهايي که قبلا ميکرده ايد دست خواهيد کشيد، آيا به هيچ وجه راضي مي*شود که با شما ازدواج کند؟ ازدواج مسئله اي استرس زاست در حالي که نامزدي چنين خصوصيتي را دارا نميباشد. شايد بسياري از افراد معتقد باشند که دوران نامزدي جزء زمانهاي رويايي مي*باشد و ازدواج جزء واقعيت*هاي زندگي است. درست است که ما نمي*توانيم تمام کارهايي را که مي*خواهيم بعد از ازدواج نيز انجام دهيم، اما مي*توانيم به انجام کارهايي که ما را به سمت ازدواج رهنمون ساختند ادامه دهيم. دچار سوء تفاهم نشويد، منظور من اين نيست که چون طرف شما تغيير مي*کند پس شما نيز ملزم به انجام تعهدات خود نيستيد. بلکه بايد موفقيت را با تمام وجود بخواهيد البته اگر طالب يک زندگي موفق زناشويي هستيد. شما همسر خود را بر اساس شخصيت و رفتارهايش انتخاب مي*کنيد و او نيز شما را بر همين اساس انتخاب ميکند. اگر در رفتار هر يک تغييري مشاهده شود، ديگري احساس ناراحتي کرده تصور مي*کند که گول خورده و به او خيانت شده. بنابراين تا آنجا که ممکن است سعي کنيد براي هميشه کارهايي را انجام دهيد که در همان روزهاي اوليه زندگي خود انجام مي*داديد. با ادامه دادن به اين کارها به راحتي مي*توانيد قلب همسر خود را براي هميشه به تصاحب خود در آوريد. اگر ازدواجتان آنطور که مد نظرتان است پيش نمي*رود، سعي کنيد همه چيز را از اول شروع کنيد. از پيشرفتي که در ارتباطتان ممکن است اتفاق بيفتد متعجب خواهيد شد .
  18. اين سر آغوش ميخواهد نه سنگ!!.....
  19. مطلبی در www.combecom.com و به نقل از ورزش 3 [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD][h=1]ابراهيم صادقي: استقلال با حرفه*اي*گري برد[/h] [h=2] کاپيتان سايپا گفت: رسانه*ها نبايد فقط به نتايج سايپا بسنده کرده و بايد از اين تيم حمايت کنند.[/h][/TD] [TD=align: left][/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD=colspan: 3][/TD] [/TR] [TR] [TD=colspan: 3] ابراهيم صادقي پس از شکست يک بر صفر سايپا مقابل استقلال گفت: سايپا تيمي جوان است و به غير از من و دو بازيکن ديگر سايرين سن کمي دارند بنابراين اگر اين تيم ثبات داشته باشد در آينده حرفه*هاي زيادي براي گفتن خواهد داشت. به گزارش فارس،وي ادامه داد: خيلي بهتر از استقلال بازي کرديم و فرصت*هاي بيشتري داشتيم اما استقلال حرفه*اي*تر بود و در روزي که 4-5 بازيکنش نبودند توانست با حرفه*اي*گري بازي را ببرد. صادقي در خصوص اينکه آيا سايپا مي*تواند به هدفي که دارد برسد يا خير؟ گفت: رسانه*ها بايد از تيم*هاي جوان حمايت کند، آنها مي*توانند رقم قرارداد سايپا و همچنين پاداش بردهاي*مان را با ساير تيم*ها مقايسه کنند و فقط نبايد اينطور باشد که نتايج را پوشش دهند. وي گفت: بايد حمايت شويم، ما امروز هم مقابل استقلال خوب بازي کرديم و اگر ترکيب تيم امسال سايپا حفظ شود مي*توانيم در سال*هاي آينده حرف*هاي زيادي براي گفتن داشته باشيم. [/TD] [/TR] [/TABLE]
  20. [h=5]خــــــــــــــــــــدايا به بزرگي و كرمت ؛ هرچي مريض سرطاني زير اين آسمون هست همه را شفا بده . . . بگو آمین [/h]
×
×
  • جدید...