رفتن به مطلب
کام به کام

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'بازماندگان'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • روابط عمومي كام به كام
    • انجمن تشریفات و مناسبت ها
    • سوالات
    • انجمن قوانین
    • انجمن اطلاعیه ها
    • انجمن انتقاد و پیشنهاد
    • تالار رسيدگي به شكايات كاربران
    • انجمن بازیافت
  • فرهنگ و هنر
    • جهانگردی و توریستی
    • انجمن دین و اندیشه
    • خانواده و زیبایی
    • انجمن فرهنگ
    • انجمن هنر
  • سرگرمی
    • انجمن خاطرات
    • انجمن دل نوشته ها
    • انجمن ویدئو سرگرمی
    • انجمن پیامک های دوستان
    • انجمن ترول
    • انجمن صندلی داغ
    • انجمن تایپیک های دنباله دار
    • انجمن جوک و لطیفه
    • انجمن چیستان و معما
  • خودرو و رانندگی
  • موبایل و پی دی ای
  • کامپیوتر و اینترنت
  • دانشگاه و تحصیل
  • اخبار ایران و جهان
  • من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو Topics

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی
  • تبلیغات

دسته ها


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

2 نتیجه پیدا شد

  1. تصمیم_گیری در خلال جنگ جهانی دوم، نیروی هوایی انگلستان و آمریکا به دنبال کاهش تلفات بمب افکن های خود بودند. رهبران نظامی به این نتیجه رسیده بودند که باید زره تقویتی بیشتری به هواپیماهای خود اضافه کنند تا آنها را در برابر آتش ضدهوایی و جنگندهها حفاظت کند؛ اما افزودن زره به همه قسمتهای هواپیما امکانپذیر نبود و سرعت آن را کم میکرد؛ بنابراین آنان باید تصمیم میگرفتند که به کدام قسمتهای هواپیما زره بیفزایند. برای این منظور آنان شروع به جمع آوری داده کردند. پس از هر مأموریت هواپیماهایی را که بازگشته بودند بهدقت بررسی می کردند و تعداد آسیبهای ناشی از ترکشها و گلولهها و جای آنها را روی هواپیما مشخص می کردند. بهتدریج معلوم شد الگوی خاصی در توزیع آسیبها روی هواپیما وجود دارد. بیشتر آسیبها روی ناحیه بال و بدنه هواپیما بود. بر این اساس کارشناسان نظامی نتیجهگیری کردند ازآنجاکه بیشترین گلولهها به نواحی بال و بدنه هواپیما اصابت کرده پس این قسمتها نیازمند زره حفاظتی بیشتر هستند. در نگاه اول این نتیجهگیری درست به نظر میرسد. آبراهام والد با این نتیجهگیری کاملاً مخالف بود. او جزء ریاضیدانی بود که در جنگ جهانی دوم برای ارتش آمریکا کار میکرد. والد نشان داد که خطای مهمی در تحلیلها صورت گرفته چراکه نتیجهگیری تنها بر اساس دادههای هواپیماهایی است که از مأموریت بازگشتهاند؛ اما در مورد هواپیماهایی که در طول مأموریت سقوط کردند، چه میدانیم؟ او نشان داد که دقیقاً برعکس، آن قسمتهایی از هواپیما نیاز به حفاظت دارند که کمترین اصابت را داشتهاند. درواقع نقاط آسیب در هواپیماهای بازگشتی بیانگر آن است که اگر هواپیما در این نقاط هدف قرار داده شود، با احتمال بیشتری میتواند سالم بازگردد. پیشنهادهای والد در عمل به بهبود نرخ برگشت هواپیماها کمک کرد. سوگیری بازماندگی (Survival Bias) یک خطا در استدلال است و زمانی پیش میآید که تنها بر روی افراد یا چیزهایی که از یک فرآیند انتخاب گذشتهاند، تمرکز کنید و آنهایی را که نتوانستند عبور کنند، عمدتاً به این خاطر که دیگر قابلمشاهده نیستند، نادیده بگیرید. بهعنوانمثال، ساختمانهای با ساخت مستحکم، معماری زیبا، کاربری خوب و نگهداری مناسب در چندین نسل دوام میآورند و باقی میمانند. افراد ممکن است تنها با مقایسه ساختمانهای قدیمی باقیمانده با ساختمانهای امروزی اینطور نتیجه بگیرند که درگذشته ساختمانهای بهتری ساخته میشده است؛ اما آنان هزاران بنای دیگر را که درگذشته خوب ساخته نشدهاند و در طول زمان از بین رفتهاند و دیگر قابلمشاهده نیستند، در نتیجهگیری خود لحاظ نمیکنند. این سوگیری میتواند برای آثار هنری برجسته گذشته که در طول زمان از رقابت سربلند بیرون آمدهاند و مقایسه آن با آثار هنری معاصر مصداق پیدا کند. یکی از دلایل وجود حس نوستالژی نسبت به گذشته این نوع مقایسههاست. می خواهید استیو جابز بعدی باشید؟ از دانشگاه انصراف بدهید و با یکی از رفقای خود در گاراژ خانه پدری یک کسب و کار راه بیندازید! اما چند نفر مدل استیو جابز را جلو رفتند و شکست خوردند؟ کسی نمی داند، درباره آنها کتابی نوشته نمی شود کسی آنها را نمی بیند. اما براساس اتحادیه سرمایه گذاران خطرپذیر آمریکا تنها 13 درصد استارتاپ ها به مرحله عرضه سهام خود در بورس می رسند یا می توانند آن را بفروش برسانند. من در مقاله زیر نشان می دهم چطور کتاب های موفقیت مانند "از خوب به عالی" جیم کالینز به طور سیستماتیک دارای خطا هستند. این مثالها روشن میکند که برای نتیجهگیری نیاز دارید تا به همه نمونهها توجه کنید حتی نمونههایی که بلافاصله نمیتوانید آنها را مشاهده کنید. همینطور روشن میکند یادگیری از شکستها همواره فرآیند سادهای نیست. یادگیری نیازمند مشاهده و بررسی دقیق و فراتر رفتن از فرضیات سطحی است. وقتی تنها به نمونههای موفق نگاه میکنید ممکن است از رفتارها و اشتباهات مهلکی که نمونههای ناموفق به آن دچار شدند، غفلت کنید. شاید به همین دلیل است وقتی از آن حکیم پرسیدند “ادب از که آموختی؟” پاسخ داد: “از بیادبان”. نویسنده: فرزاد مینویی
  2. طومار۹۰ هزار تن از بازماندگان جنگ ؛ تا تحقق همه مطالباتمان دادخواهی خواهيم كرد به گزارش تا شهدا، طومار مطالبات حقوقی بازماندگان جنگ نوشت؛ گناه بسياری از رزمندگان كه امروزه فقير و گوشه گير و درمانده و هيچ كاره و در اجتماع سرافكنده اند و محتاج نان شب و شرمنده خانواده خويش اند يا از درد به خود می پيچند و نتيجتاً از گذشته و مجاهدتشان پشيمان شده اند و برخی حتی از اسلام و انقلاب و ولايت فاصله گرفته اند، به گردن مسؤولانی است كه خواسته يا ناخواسته از تكليفی كه در برابر وفادارترين مدافعان اسلام و نظام و كشور دارند، قصور كردند. 90 هزار نفر از رزمندگان سابق سومین طومار مطالبات بازماندگان جنگ را منتشر نمودند که توسط تا شهدا با شهدا و برای احترام به سرداران دیروز و حافظان ناموس میهنمان بازنشر می گردد: با گذشت نزديك به بيست و شش سال از پايان جنگ تحميلی عراق، بخش اعظم قشر بزرگ رزمندگان هنوز به جايگاه و حق و حقوق حداقلی خود دست نيافته اند؛ در حالی كه اغلبشان از دوران ميانسالی عبور كرده و فرصت چندانی برای دستيابی آنان به جايگاه شايسته مجاهدان و تحقق حقوق شرعی، ملی و انسانی ايشان باقی نمانده و هيچ قانونی نيز تا كنون حداقل حقوق رزمندگان را تأمين يا حتی تأييد نكرده است؛ با آن كه در شرع ما بر حقوق رزمندگان تأكيد شده و در صدر اسلام عينيت يافت و امروزه در همه كشورهای توسعه يافته نهادينه شده است. اين ظلم، از آن رو مضاعف است كه اين قشر مظلوم و محروم، توان مالی و پشتيبان نامی برای ايجاد يك تشكل پيگير حقوق خود يا حتی تأمين هزينه های اين پيگيری را ندارد. نخستين مقصر در اين معضل ملی، خود رزمندگان هستند كه بلافاصله پس از پايان جنگ، به طور جدی و اساسی كمر همت به مطالبه جايگاه و حق و حقوق خويش نبستند و از اين حق خواهی كه ادامه و مكمل جهاد است غفلت كردند.مقصر دوم، رسانه هايی هستند كه عامدانه از توجه به نيازها و حقوق رزمندگان در ايام پس از جنگ طفره رفتند و تنها به خدمات و خطرات و خاطرات آنان در دوران جنگ پرداختند و اين قشر را «متعلق به گذشته» و «به پايان رسيده» جلوه دادند. سومين و مهمترين مقصر، مسؤولانی هستند كه در جايگاه و چهارچوب اختيارات خود از بازماندگان جنگ و حقوقشان دفاع نكردند و به جای ادای دين، آنان را به حاشيه راندند و از ياد بردند؛ مسؤولانی كه به حقوق و مطالبات هر قشر و قوم و گروه و حزب و جنس و صنف و شغلی اهميت داده اند و وكيل و خادم هر كس بوده اند به جز ما كه به آنان اعتماد كرديم و می پنداشتيم كه پشتيبان و دلسوزمان هستند و سرانجام به يادمان خواهند افتاد و حق ما را ادا خواهند كرد اما در حق ما قصور كردند يا حتی از نام ما استفاده بردند و از حاصل جهاد ما سفره ساختند بی آن كه خدمتی به ما كنند. حضور رزمندگان ما بود كه ابرهای تيره و تار آن روزگار دشوار را از افق زندگی اين ملت زدود (رهبر معظم انقلاب) بسياری از متوليان امور، فراموش كرده اند كه تماميت ارضی، ثبات، امنيت، اقتدار، عزت و آبروی كشور و صلابت نظام مرهون كدام قشر است. حتی از ياد برده اند كه آسودگی، ثروت، لذت، رشد و پست و مقام خويش را وامدار چه كسانی هستند. اگر جز اين بود، رزمندگان حقيقی را كه استخوانشان در جنگ و عوارضش خرد شده است و بايد در اولويت هر گونه رسيدگی باشند، به حال خود رها نمی ساختند تا مجرمان و معتادان و مبتلايان به ايدز را تحت پوشش بگيرند و حافظ منافع مرفهان و مدافع مطالبات سياست بازان بی درد و خدمتگزار بهره برداران انقلاب و جنگ باشند. گناه بسياری از رزمندگان كه امروزه فقير و گوشه گير و درمانده و هيچ كاره و در اجتماع سرافكنده اند و محتاج نان شب و شرمنده خانواده خويش اند يا از درد به خود می پيچند و نتيجتاً از گذشته و مجاهدتشان پشيمان شده اند و برخی حتی از اسلام و انقلاب و ولايت فاصله گرفته اند، به گردن مسؤولانی است كهخواسته يا ناخواسته از تكليفی كه در برابر وفادارترين مدافعان اسلام و نظام و كشور دارند، قصور كردند. ما جان و جوانی و سلامت و آسايش و پيشرفتمان را به پای جنگ هزينه كرديم و مردانه و نستوه، بار دفاع از كشور را بر دوش كشيديم و فرسوده و رنجور شديم تا پس از دفع تجاوز دشمن، خوب زندگی كنيم و شأن و آبرو و منزلت داشته باشيم و دست كم به اندازه ديگران از رفاه و ثروت برآمده از حفظ و نجات كشور برخوردار شويم؛ نه آن كه فرودست و منزوی باشيم و گرفتار فقر و زجر و بيماری و حسرت و پريشانی شويم تا قهرمانان دروغين و ديگرانی كه در امنيت و آرامش پشت جبهه، مشغول تاراج و زراندوزی و پيشرفت بودند، پس از جنگ نيز محصول مجاهدت و نقش ما در نجات و ثبات و صلابت و اقتدار و آبروی نظام اسلامی را غصب و دستاوردهای جهادمان را تصاحب كنند و ما را زير چكمه های زر و زور و تزوير خويش به نابودی بكشانند سپس وانمود كنند كه رزمندگان صرفاً با خدا معامله كردند و استثنائاً و بر خلاف ديگر اقشار، هيچ گونه چشمداشت ندارند. ما اگر چه در روزگار جنگ و پس از آن، سن اندكی داشتيم و البته گرفتار بازماندگی های ناشی از جنگ شديم اما اينك، آگاهانه آمده ايم تا ارزش های راستين جهاد را از دستبرد و دستكاری و تحريف نجات دهيم و فرهنگ پايمردی و مجاهدت و مقاومت را چنان كه بايد و شايد در جامعه زنده سازيم و البته جايگاه غصب شده و حقوق پايمال شده خويش را نيز بازستانيم و يادآور شويم كه «مديريت جهادی» بدون حضور و مشاركت «مجاهدان» شدنی نيست. آيا معنی «برگ صورت سانحه» را به اين رزمنده سیزده ساله آموزش داده بودند كه حالا چنين برگی را از او می خواهند؟ ديروز، در ده ها عمليات برای آزادسازی اراضی اشغال شده كشور و دفاع از اسلام و انقلاب و نظام و جان و مال و ناموس مردم جنگيديم و هر خطر و ضرری را به جان خريديم. امروز برای باز پس گيری حق و حقوق پايمال شده خودمان و احيای فرهنگ تحريف يا فراموش شده هشت سال دفاع جانانه، به مبارزه و دادخواهی برخواسته ايم تا حداقل از نابودي فرزندان خويش جلوگيري كنيم مبادا آنان هم در آتش بی عدالتی های ناسپاسان و قدرناشناسان بسوزند و البته نگذاريم جامعه و نسل های پس از جنگ، توسط دكانداران ارزش ها و غاصبان نام و جايگاه ما، گمراه شوند و صحيفه ای مخدوش و تحريف شده از فرهنگ و تاريخ دفاع هشت ساله ما بر جای بماند. در اين نبرد نابرابر، ما به جز شهامت و پايمردی و صداقت و گذشته ای پرافتخار، چيزی نداريم كه به ميدان آوريم اما تا حصول نتيجه و تحقق يكايك مطالباتمان از پای نخواهيم نشست و مصمم هستيم كه احقاق شأن و حقوق خويش و احيای فرهنگ راستين دفاع هشت ساله را رأساً پيگيری كنيم. در برابر ما نيز مخالفان و غاصبانی از اهالی زر و زور و تزوير صف كشيده اند كه مجهز به رسانه هایی پرشمار در داخل و خارج از كشور هستند و برای نابودساختن نسل و فرهنگ ما از هيچ دروغ و تهمت و ضربه و خيانتی ابا ندارند. يازده ماه گذشته را بدون هيچ حمايتی در اين راه سخت و خطير كوشيده ايم و هزينه های اجرايی طومار سراسری مطالبات حقوقی بازماندگان جنگ را با دشواری بسيار فراهم آورده ايم؛ كاری كه وظيفه مسؤولان بود اما به علت قصور آنان، خودمان آستين بالا زديم و دست به كار شديم. اينك برای ادامه اين مبارزهمدنی و به ثمر رساندن طومار و تحقق مطالباتمان، خواستار عنايت همه مسؤولان دردآشنا و حمايت دلسوزان حقيقی انقلاب و همت يكايك ميراث داران راستين جنگ هستيم. بودجه و دفتر، مهمترين ضرورت برای پيشبرد دادخواهی ماست. اگر اين دادخواهی را در حد توانتان ياری دهيد، نامتان در قلب بازماندگان جنگ حك خواهد شد و البته كه اين قشر بزرگ، قدردان حاميان خود خواهند بود. اكنون هنگامه پاسخگويی مسؤولان به حقوق، نيازها و خواست های مطرح شده از سوی اين قشر دردمند است كه نزديك به نود هزار تن از آنان دردمندانه و اميدوارانه با امضای طومار٬ به به خادمان خود، نمايندگی داده اند تا حقوقشان پيگيری شود و تحقق يابد. گردآورنده:روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام
×
×
  • جدید...