رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
کام به کام

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'بهرام'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالارهای گفت و گو كام به كام
    • انجمن کامپیوترو اینترنت
    • انجمن موبایل و پی دی ای
    • انجمن خودرو و رانندگی
    • انجمن دانشگاه و تحصیل
    • انجمن اخبار ایران و جهان
    • انجمن فرهنگ و هنر
    • انجمن فیلم و سریال
    • انجمن خانواده و زیبایی
    • انجمن جهانگردی و توریستی
    • انجمن آهنگ ها
    • انجمن سرگرمی
    • انجمن روابط عمومي كام به كام

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی

دسته ها

  • نرم افزار کامپیوتر

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

7 نتیجه پیدا شد

  1. زندگینامه بهرام افشاری در ۷ خرداد سال ۱۳۶۶ در همدان متولد شد؛ او تاکنون ازدواج نکرده و مجرد است. از سال ۱۳۸۲ کار تئاتر را در سطح آماتور در همدان آغاز نمود و به گفته خود بازیگری در تئاتر را بخاطر دور شدن از روزمرگی انتخاب کرد. اما کمکم به این حرفه علاقهمند شد و در سال ۱۳۸۸ بزرگترین تصمیم زندگی خود یعنی هجرت از همدان به پایتخت - تهران و شرکت در کلاسهای بازیگری حمید سمندریان را گرفت. با این مهاجرت و تغییر رویه توانست خود را به سطح حرفهای بازیگری نزدیک کرده و فعالیت خود را در زمینه تئاتر بیشتر کند. قسمت اعظم فعالیت هنری او در تئاتر میباشد؛ بطوریکه در طی چند سال اخیر اکثراً در جشنواره تئاتر فجر حضور پر رنگی داشتهاست. اولین کاندید شدن او در جشنواره تئاتر فجر در سن ۲۴ سالگی او اتفاق افتاد. در فعالیتهای اخیر خود در حوزه تئاتر نمایش جوجه تیغی را کارگردانی کرد که اتفاقاً در این نمایش داستان زندگی خود را نوشته و بروی صحنه برد. این نمایش با استقبال قابل توجهی روبرو شد. بهرام افشاری حدود ۲ متر (۱۹۸ سانتیمتر) قد دارد و از اینرو در ابتدای ورود به عرصه بازیگری به خاطر قد بلند خود دچار عدم اعتماد به نفس شده بود و بخاطر همین حالت بازدارندگی از سوی خودش برایش ایجاد شده بود. از طرفی اطرافیان و اهل سینما و تئاتر همیشه این مشکل بلندی قد او را مانعی برای پیشرفت وی میدیدند و روی این موضوع تأکید داشتند. اما جالب است بدانید که برخی از کارگردانها از جمله منوچهر هادی که در ابتدا نظر مثبتی بر فعالیت بهرام افشاری در سینما را نداشتند بعدها از وی در آثار خود در سینما استفاده کردند. بالاخره او در سال ۱۳۹۲ با فیلم عصبانی نیستم ساختهٔ رضا درمیشیان وارد سینما شد و پس از وارد شدن به این عرصه رنگ و بوی خاصی به فعالیتهای خود داد. به گفته بهرام افشاری در این تجربیات سینما و تلویزیون فیزیک و قد او همیشه باعث اختلاف بین عوامل همچون کارگردان و تهیهکنندهها برای انتخاب او در راستای بازیگری بودهاست. همکاری او با سیروس مقدم از نقش کوتاهی در پایتخت ۲ شروع شد و پس از آن سریال علیالبدل را با این کارگردان شروع کرد. اما اوج دیده شدن و محبوب شدن او با سیروس مقدم در پایتخت ۵ در نقش بهتاش فریبا اتفاق افتاد؛ بطوری که با اینکه وی اصالتی همدانی دارد اما به نحوی کارکتری مازندرانی به خود گرفت که گاهی مخاطب این برداشت را دارد که بهرام افشاری اصالت شمالی دارد. بهرام افشاری توانمندی خود را در ایفای شخصیتهای مختلف را در کارنامه هنری خود ثبت کردهاست. اگر آثار سینمایی و تلویزیونی او را بررسی کنیم متوجه این خواهیم شد که تنها نقاط مشترک کاراکترهای ایفا شده توسط او فقط فیزیک اوست و توانسته تمهای مختلف را به خوبی و تفکیک شده از تمهای قبلی خود ایفا کند. او طرفدار تیم فوتبال استقلال تهران است. آثار سریال [TABLE=class: wikitable] [TR] [TH]سال[/TH] [TH]عنوان[/TH] [TH]سِـمَت[/TH] [TH]کارگردان[/TH] [TH]توضیحات[/TH] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۷–۱۳۹۶[/TD] [TD]شرایط خاص[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]وحید امیرخانی[/TD] [TD][/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۷–۱۳۹۶[/TD] [TD]پایتخت ۵[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]سیروس مقدم[/TD] [TD]در نقش «بهتاش فریبا»[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۶[/TD] [TD]علی البدل [/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]سیروس مقدم[/TD] [TD]در نقش «هرمز»[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۳[/TD] [TD]آسمان من[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]محمدرضا آهنج[/TD] [TD]پخش در نوروز ۹۴ از شبکه افق[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۲[/TD] [TD]پایتخت ۲[/TD] [TD]بازیگر مهمان[/TD] [TD]سیروس مقدم[/TD] [TD]در نقش «شیر افکن»[/TD] [/TR] [/TABLE] سینما [TABLE=class: wikitable] [TR] [TH]سال[/TH] [TH]عنوان[/TH] [TH]سِـمَت[/TH] [TH]کارگردان[/TH] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۶[/TD] [TD]آقای سانسور[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]علی جبارزاده[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۴[/TD] [TD]لانتوری[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]رضا درمیشیان[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۴[/TD] [TD]کارگر ساده نیازمندیم[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]منوچهر هادی[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۳[/TD] [TD]ایران برگر[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]مسعود جعفری جوزانی[/TD] [/TR] [TR] [TD]۱۳۹۲[/TD] [TD]عصبانی نیستم[/TD] [TD]بازیگر[/TD] [TD]رضا درمیشیان[/TD] [/TR] [/TABLE] منبع:ویکی پدیا
  2. [h=1]توضیحات بهرام رادان درباره همکاری دوباره با مهرجویی / قصه «سنتوری2» به روایت علی[/h] بهرام رادان، بازیگر نقش علی در فیلم «سنتورى» توضیحاتی را در مورد همکاری جدیدش با داریوش مهرجویی مطرح کرد. به گزارش روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام و به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، او درباره حاشیههای مربوط به ساخته شدن ادامه فيلم «سنتورى» گفت: «من به عهدى كه با آقاى مهرجويى بستم، وفادارم و با عشق و علاقه به اميد ساختن باشكوه ترين فيلم استاد در خدمتشان هستم.» او در مورد قصه فيلم «سنتوری2» هم گفت: «على چند سال در آسايشگاه بوده و حالا به اصرار هوادارانش به شهر برمي گردد. هانيه سال هاست از ايران رفته، زندگى خانواده بلورچى دگرگون شده، ولى على با عشق طرفداران ميليونى اش ، شروع به ضبط آلبومش مي كند و همزمان مهياى برگزارى تور كنسرت هايش مي شود كه اتفاقات تازه اى برايش رقم مي خورد». بهرام رادان همچنین درباره تيم سازنده سنتورى اضافه کرد: «فعلا در حال مذاكره هستیم ولی به زودى با قطعى شدن اسامى، تیم سازنده را به رسانه ها معرفی خواهیم کرد.» رادان با ذكر اين نکته که برنامه ريزى توليد ادامه فيلم «سنتورى» براى زمستان - بهار ٩٣ - ٩٤ است، در مورد همكارى سازمان سينمايى براى جلوگيرى از احتمال پيش آمدن مشكلاتی که قسمت اول «سنتورى» با آن درگیر بود، توضیح داد: «شخص دكتر ايوبى در جريان پروژه «سنتوری 2» هستند. اميدواريم با حمایت ايشان و مجموعه تحت امرشان بهترين اتفاق براى اين فيلم رقم بخورد تا مردم بتوانند باری دیگر با على سنتورى روى پرده سينما بعد از سال ها ملاقات كنند.»
  3. [h=1]ستارگان سینما که سراغ خوانندگی رفتند / از نوای خوش مهران مدیری تا انتقاد به آلبوم بهرام رادان[/h] تجربه عرصههای مختلف هنری یکی از کارهای مرسوم بازیگران در این سالهاست، از جمله این تجربهها حضور بازیگران در دنیای خوانندگی و موسیقی است. به گزارش روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین: خبر ورود جدی محمدرضا فروتن به دنیای خوانندگی با انتشار آلبومی که پاییز امسال به بازار میآید، خاطره بازیگران دیگری که عرصه خوانندگی را تجربه کرده بودند زنده کرد؛ بازیگرانی که گاه آلبومها و یا تک آهنگهایشان با استقبال گسترده مخاطبان روبرو میشد و گروهی هم به طور کامل شکست را در این زمینه تجربه میکردند. از جمله بازیگرانی که سراغ خوانندگی رفتهاند و آلبومی منتشر کردهاند میتوان به مهران مدیری، بهرام رادان، حامد بهداد و شهاب حسینی اشاره کرد. علاوه بر اینها امین حیایی، حمید گودرزی، امین زندگی و امیرحسین مدرس، محمدرضا هدایتی، هم تجربیاتی در این عرصه دارند. و حالا نوبت فروتن است که با انتشار آلبوم موسیقیاش خود را در معرض اظهارنظرهای منتقدان عرصه موسیقی قرار دهد. مهران مدیری یکی از موفقترین خواننده - بازیگران، مهران مدیری است. او البته وارد هر عرصهای که شده، کمتر پیش آمده که ناموفق باشد، چه وقتی برای تلویزیون در آیتمهای کوتاه بازی میکرد و چه زمانی که سریالهای شبانه برای شبکه 3 میساخت و چه وقتی پشت دوربین مجموعههای مناسبتی نوروزی قرار میگرفت و چه در این سالها که مجموعههایش را برای شبکه نمایش خانگی کارگردانی میکند. مدیری در فیلمهای سینمایی نیز حضوری نسبتا موفق داشته است. عملا میتوان گفت کارهای مدیری هیچگاه به طور کامل شکست نمیخورند، گاهی خیلی موفقاند، گاهی کمتر و این نتیجهای است که تصور میشود در دیدگاه موافقان و مخالفانش مشترک باشد. یکی از تجربیات مدیری در این سالها که البته از وجه تجربه و گذشته به عنوان یکی از فعالیتهای همیشگی این هنرمند محسوب میشود، خوانندگی است. او آلبوم «از روی سادگی» طی همکاری با زندهیاد بابک بیات و فردین خلعتبری در سال 1379 عرضه کرد و همچنین در زمینه خوانندگی، کاستی برای کودکان به کارگرانی بهروز غریبپور، دکلمه کاست «دلتنگیها» در سال 1378، خوانندگی تیتراژ سریالهای «همنفس»، «مهر و ماه»، «شبهای برره»، «باغ مظفر» و «قهوه تلخ» را در کارنامه دارد و همچنین در آلبوم «دارکوب» گروهی با همین نام، یک تک آهنگ را اجرا کرده است. محبوبیت صدای مدیری به اندازهای است که لینک دانلود اجرای او روی تیتراژ مجموعههایش در فضای مجازی با مراجعهکنندگان بالایی مواجه میشود. بهرام رادان با وجود آنکه یافتن فیلمی پرفروش در کارنامه کاری بهرام رادان کار سادهای نیست، اما همچنان او در میان ستارگان سینمای ایران جای دارد. رادان در سال 1391 دست به تجربهای جدید زد، یک آلبوم موسیقی با عنوان «روی دیگر» از این بازیگر منتشر شد؛ «روی دیگر» وجهی دیگر از علاقمندیهای بازیگر شناخته شده سینما را نشان داد. این آلبوم هرچند که با برخی حاشیهسازیها روبرو شد و تعابیر مختلفی از آن به عمل آمد، اما از نگاه برخی منتقدان و کارشناسان حوزه موسیقی نیز به صورت فنی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. مهدی رفعتی یک کارشناس ارشد و مدرس موسیقی همان سال در نقدی که برای سایت موسیقی ما نوشت، بعد از بیان برخی نکات علمی در زمینه موسیقی در مورد خواندن رادان در این آلبوم نوشت: «تنظیم قطعات با دقت و سلیقه انجام شده است و نمیتوان به آن خرده گرفت اما در بخش آهنگسازی چه از حیث نوشتن ملودیها و چه از نظر انتخاب گام مناسب برای خواننده اثر دچار ضعف است. چرا که در قطعاتی که بیشتر ملودی مطرح بوده مانند قطعه ماه سیاه کوچولو، یا تو رفتی کنترل نتهایی که در قفسه سینه بیشتر تاثیر دارند و خواننده باید کوک این نتها را در سینه خود کنترل کند، به دلیل دقت نکردن آهنگساز، در انتخاب گام دچار مشکل شده، چه بسا اگر همین آهنگ هانیم یا یک پرده بالاتر نوشته میشدند از محدوده صدایی خواننده خارج نبود. اما کنترل کوک برای خواننده آسانتر میشد یعنی نتهای بم به نوعی از نظر کوک درست شنیده نمیشوند و در بسیاری از قطعات کوک آن کلمه خارج است و این دقت آهنگساز را میطلبد.» نگاه تحلیلی دیگری هم به این آلبوم از سوی ابوالحسن مختاباد صورت گرفت و او هم نوشت: «...امكان دارد كار آقاي رادان براي برخي جوانان در لحظاتي خاص جذاب باشد، بهخصوص آناني كه در لحظاتي تعيينكننده از زندگياند و ساعاتي خاص و منحصربهفرد را در زندگي خود تجربه ميكنند، (مثل عروسيها و عقدها يا نخستين آشناييها و دوستيها و قهر و آشتيها) اما اينكه اين اثر بتواند روي نسلهاي بعد هم تاثير بگذارد و به كاري ماندگار تبديل شود، طبيعي است كه چنين نخواهد شد. دليل هم اين است كه ذات كار ارتفاعي ندارد بلكه تنها در پيوند با برخي عوامل بيرونموسيقايي تداعيگر برخي لحظات و خاطرات ميشود. صداي آقاي رادان شخصيت مستقلي ندارد. شخصيت مستقل يعني اينكه شناسنامه و مهر و تمبر خاص خودش را داشته باشد...» بهرام رادان پیش از آنکه سراغ خوانندگی برود، برای بازی در فیلم سینمایی «گاوخونی» به کارگردانی بهروز افخمی، تمرین بیان طولانیمدت داشت. او در این فیلم داستان جعفر مدرس صادقی را باید میخواند و تمام طول فیلم غیر از 15 دقیقه پایانی نریشنی با صدای رادان پخش میشد. تفاوت صدای رادن بعد از آن فیلم در حضورهای بعدیاش در سینما واضح بود. بعد از این تجربیات رادان در نسخهای از فیلم «سنتوری» ترانههایی که محسن چاووشی خوانده بود دوباره اجرا کرد. البته در نسخهای که به صورت غیرمجاز از این فیلم در سطح شهر پخش شد، خواننده قطعات محسن چاووشی بود. با وجود تجربیاتی که رادان در زمینه خوانندگی داشت، پس از «روی دیگر»، فعلا دیگر سراغ خوانندگی نیامده است. شهاب حسینی شاید شهاب حسینی چندان از اینکه او را به عنوان خواننده به خاطر آورند، رضایت نداشته باشد و به وضوح در پانزدهمین جشن سینمای ایران این نظر خود را به دیگران القا کند، اما سابقه او در زمینه خوانندگی باقی است و اتفاقا در این عرصه علاقمندان و دوستدارانی هم دارد. حسینی با گروه «هفت» همکار داشت، گروهی که امیرحسین مدرس، حمید گودرزی و امین زندگانی هم در آن عضویت داشتند. حسینی در آلبوم یک و دو این گروه دکلمه کرده و درآلبوم سه و چهار خوانندگی کرده است. حامد بهداد نخستین بار حامد بهداد با خواندن تیتراژ سریال تلویزیونی «غریبه» خوانندگی را تجربه کرد و در ادامه به صورت جدیتر وارد این عرصه شد. او با گروه دارکوب همکاری داشت و همچنین با رضا یزدانی نیز در آلبوم «ساعت 25» همکاری کرده بود. بهداد به عنوان خواننده نتوانسته به میزان محبوبیتش در زمینه بازیگری دست پیدا کند، اما حضورش در این عرصه هم برای او واکنشهایی مثبت به همراه داشته است. محمدرضا فروتن تازهترین خبرها حکایت از آن دارد که پاییز امسال، محمدرضا فروتن نخستین آلبوم موسیقی خود را منتشر میکند. او اواخر سال ۹۰ کار بر روی این آلبوم را آغاز کرد و این آلبوم مهر یا آبان ۹۳ منتشر خواهد شد. این آلبوم هشت قطعه دارد و ترانههای آن را افشین یداللهی سروده است. ترانههایی با مضامین عاشقانه که بابک زرین آهنگسازی آن را برعهده داشته و به صورت ارکسترال کار شده است. در این اثر ملودیهایی از سیروان خسروی نیز به کار گرفته شده است. فروتن پیش از اینکه سراغ انتشار این آلبوم برود، در فیلم سینمایی «شب یلدا» تجربهای نه چندان جدی در زمینه خوانندگی داشت. باید تا پاییز منتظر ماند و دید که خوانندگی فروتن با استقبال مخاطبان روبرو میشود یا نه.
  4. نام کاربری : chiako , zanko ,بهرام عنوان : عضو کام به کام دلیل : ساخت چند یوزر کاربری مدت بن: دائمی
  5. نام : بهرام رادان تاریخ و محل تولد: 8 اردیبهشت 1358 تهران شغل : بازیگر سینما تحصیلات: لیسانس مدیریت بازرگانی *برنده سیمرغ بلورین نقش اول مرد در جشنواره فجر 85 او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیار دانست. اگر چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخابهای بعدی رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که همان سال ساخته شد . اما چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80 را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و همه به سویش هجوم می آورند. سال 81 ،داریوش فرهنگ از او در رز زرد استفاده می کند که یک درام ترسناک نوجوان پسند بود. فیلم برداشتی ضعیف از اثر هالیوودی می دانم تابستان گذشته چه کردی ؟ که با استقبال مناسبی روبرو می شود. سپس در عطش ساخته محمد حسین فرح بخش بازی کرد که اثر چندان حرفه ای به شمار نمی رفت.بهروز افخمی در برگردان سینمایی یک اثر دشوار ادبی او را مورد ارزیابی قرار داده و این گونه فیلم عجیب گاو خونی ساخته می شود که رویکرد رادان به سینمای متفاوت و به دور از جنجال و جنبه های تجاری محسوب می شد.بازی در این نقش متفاوت به شدت مورد تحسین واقع می شود و رادان ثابت می کند که می تواند به عنوان بازیگر آثار هنری هم محسوب شود. سال 82 در سه کار درخشان به تم های بسیار متفاوت به عنوان بازی می کند که نشان از دقت انتخاب کارکترهای متفاوت داشت. ابتدا در ساخته درخشان بنی اعتماد با نام ننه گیلانه بازی می کند که از جمله بازی های اثر گذار و زیبای او به شمار می رود . او در این فیلم به نقش پسر فاطمه معتمد آریا که در بازگشت از جنگ دچار معلولیت جسمی شده و نامزدش تن به ازدواج ناخواسته داده است.رادان با نقش آفرینی خود در این قالب دشوار همه را انگشت به دهان می کند اما هیات داوران جشنواره بیست و سوم حضور او را نادیده می گیرند. سپس در اثر پر فروش شمعی در باد در کنار شهاب حسینی و حسام نواب صفوی به بازگویی مشکلات روز جوانان و مساله اعتیاد به قرص های توهم زا می پردازند . این دومین کار رادان با یک کارگردان خانم (پوران درخشنده )بود. سپس به تیم سربازهای جمعه مسعود کمیایی می پیوندد و در واقع به جای گلزار که از بازی در فیلم کنار کشید می آید، او در رستگاری در هشت و بیست دقیقه به کارگردانی الوند در سال 83 نقشی به شدت متفاوت را تجربه می کند و باز در کنار شهاب حسینی قرار می گیرد . ازدواج صورتی در نوروز 84 اکران می شود ،اما رویکردی منجر به شکست برای رادان در عرصه کمدی محسوب می شود. او بازی در ساخته آخر کمیایی با عنوان حکم را به پایان رسانده. مشغول بازی در تقاطع می باشد. بهرام رادان به خاطر بازی در شمعی در باد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد. در مورد او: او یک برادر به نام شهرام و یک خواهر به نام الهام و یک خواهر ناتنی به نام ژیلا دارد . و حیوان خانگی او یک سگ است . فيلمشناسي بهرام رادان 1379 - شور عشق 1379 - آواز قو 1379- آبی 1380- طلوع تاریک (فیلم کوتاه) 1380- ساقی 1381 - گاوخونی 1381- عطش 1381- رز زرد 1382- شمعی در باد 1382- سربازهای جمعه 1382- گیلانه 1383- رستگاری در هشت و بیست دقیقه 1383- ازدواج صورتی 1384 - حکم 1384- تقاطع 1384- ته دنیا 1385- خون بازی 1385- چهار انگشتی 1385- سنتوری 1386- کنعان 1387- بی پولی 1387- کارناوال مرگ 1387- زادبوم 1387- راه آبی ابریشم 1387- تردید 1387- تهران 1500 (انیمیشن) 1388- نقطه بی بازگشت 1388- آدم کش 1389- پرنسیب
  6. سنتوری، فیلمی است كه فیلمسازش عصاره سینمای ایران می باشد، داریوش مهرجویی... ایرانیان از تمامی فیلم های او خاطره دارند. اسامی این فیلم ها را بخوانید: «مهمان مامان، بمانی، دختر دایی گمشده، مگس، درخت گلابی، لیلا، پری، سارا، بانو، هامون، شیرك، اجاره نشین ها، دایره سینما، پستچی، آقای هالو، گاو و الماس» و حالا حكایت «سنتوری» فیلمی كه قرار بود سوم مردادماه به سینماها بیاید، اما دوباره به مانند چند مرحله پیش كه هر بار قرار بود، اكران شود، بنا به دلایلی دوباره اكران نشد... حال مردم و علاقه مندان به سینما تشنه فیلم جدید مهرجویی هستند. این فیلم در جشنواره فیلم فجر، حرف و حدیث های زیادی را به دنبال خود داشت. به خصوص زمانی كه در جشنواره 85، نتوانست عنوان بهترین فیلم جشنواره را كسب كند. «بهرام رادان»، به خاطر بازی در این فیلم، طی سه سال اخیر، دومین سیمرغ بلورین را از آن خود كرد و زمان دریافت جایزه، به هیئت داوران اعتراض و اعلام كرد كه داوران جشنواره، یك بار دیگر فیلم «سنتوری» را ببینند... البته بعدها رادان گفت كه قصد بی احترامی به هیئت داوران نداشته و در گوشه ای از توضیحات خود بیان داشت كه: دوستان، حكایت من حكایت دیگری بود، زمانی كه برای سنتوری كاندیدا شدم، تعجب نكردم! اما وقتی كه دیدم این فیلم تنها در دو رشته نامزد دریافت جایزه شد، شگفت زده شدم. در صورتی كه به گفته بسیاری از كارشناسان، سنتوری بهترین فیلم مهرجویی است و سپس گفت: گفتم مهرجویی بزرگ، بی نیاز از جایزه است و برخی ناراحت شدند، هنوز هم بر این باورم كه جایزه نیازمند مهرجویی است.برای رسیدن به این باور كه چرا «سنتوری» یكی از اثرهای به یادماندنی مهرجویی است، بهتر است، ابتدا این كارگردان بنام كشور را بشناسیم و سپس درباره سنتوری بنویسیم. فارغ التحصیل یو.سی.ال.ای داریوش مهرجویی در هفدهم آذرماه سال 1318 در تهران به دنیا آمد و تحصیلات مقدماتی خود را در تهران گذراند، 20 سال داشت كه برای ادامه تحصیل به آمریكا رفت. در سال 1344 (1965) از دانشگاه «یو.سی.ال.ای» در لس آنجلس لیسانس فلسفه گرفت، در همین سال سردبیری نشریه پارس ریونو در لس آنجلس را به عهده داشت و سال بعد به تهران آمد. در سال 1346 نخستین فیلم خود به نام «الماس 33» را ساخت كه نتوانست با این فیلم، موفق شود اما او امید خود را از دست نداد و دو سال بعد به همراه غلامحسین ساعدی در سال 1348، فیلمنامه گاو را نوشت و به كارگردانی آن پرداخت، این فیلم برای مهرجویی و سینمای ایران جوایز متعددی در خارج و داخل كشور به دنبال داشت. گاو چه از نظر تجاری و چه از نظر هنری فیلم موفقی از آب در آمد و فصل جدیدی را در سینمای ایران گشود تا جایی كه در جشنواره های كن، برلین، مسكو، لندن، لس آنجلس و اغلب كشورهای آسیایی، اروپایی و آمریكایی به نمایش در آمد. آقای هالو در سال 49، دومین فیلم مهرجویی بود و این كارگردان را تنها با دو فیلم ساخته شده، اما معتبر به دنیا شناساند، این فیلم هم در جشنواره های برلین، مسكو و لندن به نمایش در آمد. مهرجویی در آن زمان تنها 31 سال داشت. همچنین فیلمی كه وی در سال 1351 به نام پستچی ساخت، فیلم هفتم از ده فیلم برگزیده جهان در سال 1972 میلادی شد. پس از انقلاب او مدتی در فرانسه زندگی كرد، اما پس از بازگشت دوباره فیلمسازی را ادامه داد كه اوج مخاطبان او در سینما برای فیلم های اجاره نشین ها (1365)، هامون (1368)، سارا و پری (1371)، لیلا (1375)، درخت گلابی (1376)، بمانی (1380) و مهمان مامان (1383) بود. گفتنی است فیلمنامه این فیلم های موفق از دست نوشته های خود مهرجویی است و حالا او با سنتوری می خواهد، برگی به دفتر افتخارات سینمایی اش اضافه كند. او سنتوری را به همراه وحیده محمدی فر به رشته نگارش در آورده و طی آن می بینیم كه یك نوازنده چیره دست و خواننده محبوب ناگهان در اوج شهرت و موفقیت، افسار زندگی اش را از دست داده و به بیراهه می رود، او می گوید: «همه بدبختی ها از زمانی آغاز شد كه عشق بزرگ زندگی ام، همسرم، هانیه تركم كرد، اما هانیه زمانی می رود كه من مدت هاست در بند اعتیاد خود گرفتار هستم.» اصل داستان چیست؟ اصل ماجرای این فیلم چیست؟ «علی بلورچی» (بهرام رادان) فرزند حاج آقا بلورچی یكی از كسبه قدیمی و صاحب نام صنف بلور و شیشه است، حاج آقا در دوران كودكی و نوجوانی سختی های زیادی را متحمل شده است و تحت تاثیر عقده های آن دوران، پسرش را آن طور كه خود دلش می خواست تربیت می كند، این نقش را (مسعود رایگان) ایفا می كند. از طرفی حامد (نادر سلیمانی) پسر بزرگ تر حاج آقا از همان دوران مدرسه از درس محروم شده تا نزد پدر در حجره كار كند و ادامه دهنده راه او باشد. علی پسر دوم حاج آقا از دوران كودكی با ساز كهنه ای كه متعلق به دایی مرحومش است، انس گرفته و قصد دارد زمانی كه بزرگ شد، تحصیلات خود را در رشته موسیقی ادامه بدهد اما با مخالفت مادرش (رویا تیموریان)، مواجه شده و به اجبار در رشته بازرگانی درس می خواند، این مخالفت و دیگر كشمكش های او با والدین باعث می شود، علی خانه پدری را رها كرده و از خانواده جدا شود. سپس علی به همراه دوستش «تمایل» (مهیار پورحسابی)، یك گروه موسیقی تشكیل می دهد و با اجرا در جشن ها و مناسبت های مختلف گذران زندگی می كند و به خاطر مهارتش در نواختن سنتور به «علی سنتوری» معروف می شود. اما او به تدریج در پی معاشرت با دوستان و كارهای شبانه روزی هر از گاهی به سراغ موادمخدر می رود، چرا كه از درون احساس پوچی می كند و اعتماد به نفس لازم را ندارد. به عبارتی ظرفیت معروف شدن را ندارد و استفاده تفننی از موادمخدر او را رفته رفته به ورطه اعتیاد می كشاند. پس از مدتی كه از زمان فیلم می گذرد، در یك مراسم كه اجرای موسیقی آن با علی است، دختری به نام هانیه (گلشیفته فراهانی) مجذوب هنر علی می شود و این آشنایی به ازدواج آن دو منجر می شود. این آشنایی و ازدواج برای مدتی نشاط را به زندگی علی می آورد و او را تشویق به كارهای بیشتر می كند. اما او كماكان به مصرف مواد ادامه می دهد تا به خیال خود شرایط روحی اش تقویت شود، وضع بدین گونه باقی نمی ماند، چرا كه به خاطر اوضاع نامناسب مالی و رفتارهای حاصل از مصرف موادمخدر، بین او و هانیه مشكلاتی پدید می آید و همین مسئله باعث می شود تا هانیه منزل را ترك كند. علی كه به خاطر معتاد شدن به موادمخدر كمتر امكان كار برایش فراهم است، فرصت پیدا می كند تا به همراه «تمایل» اجرای برنامه موسیقی یك مراسم عروسی را برعهده بگیرد. در ادامه این فیلم زیبا خواهید دید كه در حین برگزاری مراسم عروسی، میان اقوام خانواده داماد كه با یكدیگر مشكلاتی داشتند، درگیری شدیدی به وجود می آید و كار به زد و خورد كشیده می شود. در این زد و خورد دستان علی می شكند و به آلات موسیقی او هم خسارت وارد می شود. آسیب دیدگی و عدم توانایی علی در ساز زدن كه تنها راه امرار معاش اوست، باعث بیكاری اش می شود. در همین زمان صاحبخانه هم عذرش را می خواهد و او با مقداری وسایل، آواره و سرگردان كوی و خیابان می شود تا این كه در گوشه ای از یك پارك جنگلی چادر می زند. در این دوران با بی خانمان ها و معتادان همنشین شده و چون درمانده و نیازمند است، برای پول در آوردن تن به هر كاری می دهد، زندگی در میان جمعی معتاد و آواره در حاشیه شهر، علی را درمانده، شكسته و آلوده تر می كند. یك شب كه او در میان این جمع مشغول مصرف موادمخدر است و می خواهد از این طریق خاطرات تلخ گذشته را فراموش كند ماموران نیروی انتظامی سر رسیده و همه را دستگیر می كنند. علی پس از دستگیری به مركز ترك اعتیاد فرستاده می شود و مسئولان آن مركز متوجه اختلالات روحی او می شوند و سعی می كنند با او ارتباط برقرار كنند. گفتنی است، حسن پورشیرازی و صدرالدین حجازی در نقش معتاد در این فیلم در كنار رادان بازی می كنند. داستان در مركز بازپروری چنین ادامه پیدا می یابد كه ، محیط مناسب و شرایط درمانی به علی كمك تا او بهبودی نسبی پیدا كند و با خرید یك سنتور توسط روان شناس مركز برای علی، او فرصت و انگیزه پیدا می كند تا دوباره موسیقی را ادامه دهد. اشتیاق علی به اندازه ای است كه او در همان جا به دیگر معتادان آموزش سنتور می دهد. فیلم كه به پایان نزدیك می شود حاج آقا بلورچی به همراه حامد به مركز بازپروری می رود تا به علی بگوید كه از گذشته پشیمان شده و حاضر است پس از آزادی و ترك اعتیاد، تمامی امكاناتش را در اختیار او بگذارد، اما علی كه دیگر معلم ویژه موسیقی آن مركز است، می گوید: با این كه مشكل اعتیادش برطرف شده و وضعیت جسمانی كاملا سالم و مناسبی دارد، همچنین دوران محكومیتش هم به پایان رسیده، اما تازه منزل واقعی اش را پیدا كرده است، چرا كه این مكان به دور از هیاهوی جامعه ای بی رحم بوده و او می تواند برای آدم هایی مثل خودش مفید بوده و با نغمه سازش به آنها عشق و زندگی ببخشد. در پایان این فیلم كه پر ازواقعیت های تلخ زندگی است، می بینید در نهایت، علی به همراه شاگردانش كه همگی از بیماران همان مركز هستند كنسرت كوچكی اجرا می كنند. چشم علی در میان تماشاگران حاضر به هانیه می افتد كه به تشویق او مشغول است اما در پایان كنسرت از هانیه خبری نبود. از دیگر بازیگران این فیلم باید به مائده طهماسبی در نقش مادر هانیه، سیامك خواهانی ویولونیست گروه آریان در نقش جاوید، مونا ربیعی در نقش خواهر جاوید و محمد سلوكی برادر بزرگ تر مهدی سلوكی كه پیش از این سابقه مجری گری داشت در نقش دكتر روان شناس اشاره داشت. همچنین برنامه ریز، دستیار اول كارگردان، مجری طرح، بخشی از طراحی صحنه و لباس و عكس برعهده محمدرضا شریفی نیا است. در پایان فیلم متوجه خواهید شد مهرجویی حتی در تلخ ترین اثرش هم، دلش نمی آید بیننده را ناامید رها كند. بازگشت شكوهمند علی سنتوری به زندگی و آشتی دوباره اش با سنتور، مهارت استاد در پرداخت این صحنه ها، آن قدر چشمگیر است كه بیننده چاره ای جز باور آن ندارد. سنتوری شاهكار دیگری از این كارگردان است، كارگردانی كه در طول تمامی این سال ها هر بار به نوعی غافلگیرمان كرد، كارگردانی كه می داند چه بسازد كه بیننده را شگفت زده كند. ایفای نقش بهرام رادان در این فیلم بی نظیر است، او چه در روزهای اوج و چه در شب های سقوط علی سنتوری و در تمامی سكانس های مربوط به كنسرت ها درخشان ظاهر می شود و خصوصیاتی از یك بازیگر حرفه ای كامل را بروز می دهد. از طرفی سكانس های مشترك میان رادان و گلشیفته فراهانی، شیطنت های عاشقانه شان به ویژه سكانس بازی با شال گردن، بسیار دیدنی است. نواختن سنتور توسط رادان ساخت موسیقی متن و نوازنده سنتور این فیلم، كسی نیست جز یكی از اعضای خانواده «كامكارها»... اردوان كامكار، او می گوید: پیش از این برای هیچ فیلمی موسیقی نساخته بودم، ساخت موسیقی این فیلم را، به دلیل آشنایی چند ساله ام با مهرجویی پذیرفتم، او با من تماس گرفت و عنوان كرد، فیلمنامه ای در این مورد دارد، چند بار با یكدیگر فیلمنامه را مرور كردیم و پیش از آغاز فیلمبرداری، 5 قطعه موسیقی برای آن ساختم. حدود دو ماه و نیم هم با رادان سنتور كار كردم و نواختنش را به او آموختم و خوشبختانه آن قدر او با استعداد بود كه گام های اولیه سنتور را یاد بگیرد. كامكار می گوید: انتخاب بازیگر اول برای این فیلم كار دشواری بود، باید دست های بازیگر، شبیه دست های من باشد تا تفاوتی در تصاویر مربوط به نوازندگی من و نقش های ایشان ایجاد نشود، از طرفی موفق شدیم بین دست هایش و لب خوانی هماهنگی خوب به وجود بیاوریم. كار مشكل تر از لب خوانی بود، چون حركات دست، همراه فیگور او نیز باید درست انجام می شد و از آنجا كه بهرام توانایی خوبی دارد، توانست به نحو احسن از عهده این كار برآید. در صحنه هایی كه رادان در فیلم می نوازد، در نماهای نزدیك از خود كامكار در حین نواختن سنتور استفاده شد و در نماهای دور از رادان و... رادان به جای سلوكی مهرجویی از ابتدا تاكید داشت كه بازیگر نقش اول فیلمش، حتما جوانی لاغراندام با صورتی استخوانی باشد تا بتوان با چهره پردازی اندك، چهره یك معتاد را بر صورتش ترسیم كرد. البته دانستن سنتور نیز یكی از شرایطی بود كه بازیگر نقش اول مرد باید آن را می دانست. در حال تست گیری از متقاضیان، مهرجویی به این فكر افتاد كه از بازیگران حرفه ای نیز برای ایفای این نقش، تست بگیرد. اولین گزینه او پارسا پیروزفر بود كه علیرغم همكاری با مهرجویی در كار قبلیش، «مهمان مامان» نتوانست نظر او را برای ایفای این نقش جلب كند. دیگر گزینه استاد مهرجویی برای ایفای این نقش، محمد سلوكی، مجری سیما بود كه از نظر فیزیك چهره با این نقش همخوانی نیز داشت، تقریبا همه چیز برای بازی او در این نقش آماده بود كه ناگهان مهرجویی اعلام كرد، بهرام نقش علی سنتوری را ایفا خواهد كرد و سلوكی ایفاگر نقش دكتر روان شناس شد. شاید برایتان جالب باشد بدانید كه داریوش مهرجویی زمانی، سنتور می نواخت و این ساز را به دلیل صدای زیبایش دوست داشت و یكی از دلایل نوشتن این فیلمنامه، علاقه اش به سنتور بود. گفتنی است، تصویربرداری این فیلم از هفدهم بهمن 1384 در كاشانك نیاوران آغاز شد و به مدت هشت ماه طول كشید. خواننده فیلم قرار بر این شد كه محسن چاووشی ترانه های این فیلم را بخواند، چرا كه مهرجویی اعتقاد داشت كسی باید ترانه های این فیلم را بخواند تا مردم با صدایش بیگانه نباشند، به ویژه زمانی كه باید لوكیشنی در كاخ سعدآباد در نمایی از كنسرت برگزار شود و این كار هم انجام پذیرفت، اما... اولین ایراد شورای نظارت و ارزشیابی نام فیلم بود كه سنتوری نمی تواند علی باشد و باید نام «علی» از فیلم حذف شود مهرجویی این موضوع را پذیرفت، سپس ایرادها به ترانه ها وارد شدند كه باید ترانه ها را حذف كنید. مهرجویی گفت: نمی شود، ما بر روی این قضیه حسابی ویژه باز كردیم. گفتند پس چاووشی نباشد و یكی را بیاورید كه صدایش مجوز داشته باشد. مهرجویی هم در مقام پاسخ گفت: آخر صدا كه مجوز نمی خواهد، این ترانه و آهنگ است كه مجوز می خواهد و شما هم مجوز آن را صادر كرده اید و در پاسخ شنید كه نه، باید عوض شود و سرانجام فیلم دچار تغییراتی شد و رادان باید با صدای خود روی آهنگ های ساخته شده، یك بار دیگر ترانه ها را بازخوانی می كرد تا فیلم مجوز پخش بگیرد و این گونه هم شد. هدایت فیلم پخش كننده این فیلم است كه ید طولایی در زمینه پخش دارد و به اندازه كافی از مهارت برای فروش هر چه بیشتر یك فیلم برخوردار است. گفتنی است تهیه كننده های این فیلم فراز فرازمند و داریوش مهرجویی هستند. اما این فیلم چه زمانی به نمایش درآید خدا می داند، با این حال شنیده ها حاكی از آن است كه سنتوری در اواخر مردادماه اكران خواهد شد... باید دید و منتظر ماند. بازیگری، برایم شوخی بود رادان می گوید: اولین بار كه مقابل دوربین سینما ظاهر شدم، برایم مثل یك تفریح بود، مثل یك شوخی، یكسری جمع شدیم و رفتیم كلاس بازیگری و حتی خجالت می كشیدیم كه بگوییم ما می رویم كلاس بازیگری، می گفتیم می رویم كلاس كامپیوتر، زمانی هم كه انتخاب شده بودم، دو، سه هفته بیشتر كلاس نرفته بودم، یادم می آید آن روز از پشت شیشه های كلاس، دو، سه نفر آمدند و با هم صحبت كردند، من هم مشغول تمرین بودم، اما صدای آنها را نمی شنیدم و بعد مرا به یكدیگر نشان دادند، پس از كلاس جلو آمدند و یك نشانی به من دادند كه به آن جا مراجعه كنم. تا دو ساعت پیش از فیلمبرداری نمی دانستم كه نقش چندم را ایفا می كنم، فكر می كردم فقط باید در فیلم شور عشق حضور داشته باشم، بعدها فهمیدم نقش من در شور عشق نقش اول است. آن زمان من بیست سال داشتم كه آمدم مقابل دوربین و بازی كردم، نمی دانم انگار یك كار عجیب بود. رفقای صمیمی من دوستانی دارم كه در دایره خیلی اندكی هستند، اما لزوما به این معنا نیست كه كم معاشرت می كنم، اتفاقا زیاد معاشرت می كنم، بیشتر دوستانم جزو دوستان دوره دبیرستان هستند، بین بازیگران ایران هم بیشتر با گلشیفته فراهانی و همسرش ارتباط دارم. شخصیت حقوقی بازیگران همه آدم های مشهور یك شخصیت حقیقی دارند و یك شخصیت حقوقی. آنها در شخصیت حقوقی حق ندارند خیلی از كارها را انجام دهند. برای مثال وقتی یك بازیگر سیگار می كشد، حق ندارد در خیابان سیگار بكشد به خاطر این كه مردم می گویند كه نگاه كن فلانی دارد سیگار می كشد، چون آن پسر كوچك از تو یاد می گیرد سیگار بكشد، می دانی چرا؟ می گوید اگر آن بازیگر دارد سیگار می كشد، پس حتما كار خوبی است، حالا آن شخصیت حقیقی در داخل خانه می تواند سیگار بكشد. دل های مردم رادان می گوید : رابرت پریش در سینمای هالیوود یكی از آن بچه هایی بود كه به دنبال چارلی چاپلین می دوید و ماهی هفت دلار حقوق می گرفت. كتابی دارد كه در آن نوشته، مدت ها كاركرد، در استودیوهای مختلف رفت و آمد داشت دستیار مونیتور شد و رسید به مونتاژ كار. او از جان فورد كه استاد مسلم سینماست خیلی چیزها یاد گرفت. می دانید كه ایشان ركورددار اسكار در سینمای جهان است. او چهار اسكار بهترین كارگردانی را از آن خود كرده است. رابرت پریش می گوید سال ها گذشت و من هم اسكار گرفتم، رفتم دیدم جان فورد، روی یك صندلی چرمی نشسته، رو به من گفت: رابرت، شنیدم اسكار گرفتید گفتم: بله قربان، برگشت گفت: من چهار تا گرفتم و گفت: مجسمه اسكارت را می بری 25 سنت، دو تا كوچه پایین تر می فروشی و دو تا لیوان قهوه می گیری... می خواهم بگویم رمز ماندگاری، سیمرغ و عنوان نیست، رمز ماندگاری، وارد شدن در دل های مردم است.
  7. بهرام رادان ستاره سینمای ایران که این روزها دو فیلم پر سروصدا را در نوبت اکران دارد در تازه*ترین گفت*وگوی خود با بیان این نکته که اسیر شرایطی نشده که مجبور شود سریال بازی کند گفته است:درصد آدم*هایی که در یک سریال بتوانند از تبعات بعد از آن جان سالم به در ببرند کم است. این هنر را فقط مهران مدیری،* شهاب حسینی و حامد بهداد می*توانند داشته باشند. خوب اینها به تعداد انگشتان دو دست هم نیستند. این بازیگر در بخش*های از این مصاحبه در خصوص زندگی شخصی، موسیقی و سینما صحبت کرده است که بخش*های برگزیده آن را به نقل از “زندگی ایده*آل” در ادامه می*خوانید: من دوباره از کوه بالا می*رفتم و آنها باز پیراهنشان را می**دریدند مثل همه آدم*ها دوست داشتم هزاران استعداد دیگر داشتم که به هزاران قبله دیگری می*پریدم. اما اگر از کوه بالا می*رفتم باز هم یکسری پیراهن**های خودشان را می*دریدند که مگر تو عضو فدراسیون کوه*نوری هستی که از کوه بالا می*روی؟ و من دوباره از کوه بالا می*رفتم و آنها باز پیراهنشان را می**دریدند. مهرجویی تصمیمش به استفاده از محسن بود قرارداد آقای چاووشی قبل از حضور من در این فیلم (سنتوری) بود و با هر بازیگر دیگری باز هم خود محسن ترانه*هایش را می*خواند. حتی اگر برادر آقای مختاباد(منتقد موسیقی) که خواننده معروفی هستند و من هم دوستشان دارم نقش مرا بازی می*کرد بازهم آقای مهرجویی تصمیمش به استفاده از محسن بود. ترجیح من این نیست که کارنامه*ای پر از ازدواج*های ناموفق داشته باشم چرا شما فکر می*کنید مشکلات برای ما نیست؟ بستگی دارد هر آدمی*کلاهش را کجا گذاشته باشد. من کلاهم را بالاتر گذاشته*ام و نمی*توانم بروم با یک حداقلی تشکیل خانواده دهم. همیشه تصور من از زندگی متاهلی با یک حداکثر بوده است. در سینمای دنیا این*طور است وقتی یک هنرپیشه معروف می*شود ممکن است در ۲۰ سالگی*اش ازدواج کند اما بعدا تا ۶۰ سالگی*اش ۴-۵ بار ازدواج می*کند. ترجیح من این نیست که کارنامه*ای پر از ازدواج*های ناموفق داشته باشم. ترجیح می*دهم این بستر را طوری بچینم که بر اساس عقل من باشد نه احساسم. طوری برنامه ریزی کنم که ضریب خطایم به حداقل برسد. طلاق یا ناموفق بودن در زندگی مربوط به یک شغل خاص نیست اگر به زندگی سایر مشاغل هم دقیق شوید متوجه می*شوید در خیلی از مواقع آنها خیلی مشکلات حادتری در زندگی مشترکشان دارند مسئله طلاق یا ناموفق بودن در زندگی مربوط به یک شغل خاص نیست. این بدعت غلطی است در ذهن مردم که فکر می*کنند چون زندگی هنرمندان برایشان مهم بوده است و می*دانند فلان هنرمند ۲ بار ازدواج کرده و فلان هنرمند ۳ بار طلاق گرفته این حکم کلی را صادر می*کنند که حتما زندگی هنرمندان زندگی خوبی نیست. در حالی که اگر دیش ماهواره را به سمت بقیه مشاغل هم بچرخانند متوجه می*شوند هیچ فرقی بین زندگی هنرمندان و مردم عادی نیست. یکسری از هنرمندانی هستند که ازدواج کرده*اند اما پنهانی! تا زمانی که ستاره هستی همه چیز تو زیباست. از راه رفتن و مصاحبه تا بازیگری. همه کار تو زیباست. تو شکوه داری، پر زرق و برقی. یکسری از هنرمندانی هستند که ازدواج کرده*اند اما پنهانی. تکذیب می*کنند که ازدواج کرده*اند، در حالی که ازدواج هم می*تواند جزوی از آن زرق و برق باشد. رضا یزدانی می*گوید به آلبوم اولم نمی*توانم گوش دهم من کاری را انجام نداده*ام که بازار موسیقی همیشه به آن عادت کرده باشد پس می*شود خرق عادت. من ۱۳ سال است که در حرفه هنر این مملکت با منتقدان و مطبوعات این جامعه سر و کله زده*ام. بچه ۱۴ ساله نیستم که با ۲ غوره سردی کنم و با ۲ مویز گرمی. کاملا می*دانم همه این صحبت*ها کف روی آب است. گذراست و فراموش می*شود چیزی که می*ماند کار هنری است. در مورد این آلبوم(روی دیگر) هم انشالله سال*های بعد می*شود دقیق نظر داد. شاید سخت باشد باور کنید اما رضا یزدانی می*گوید به آلبوم اولم نمی*توانم گوش دهم. برای من هم غیر از این نیست. من هم اگر فکر کنم این آلبوم شاهکار است خودم را خراب کرده*ام چون می*خواهم در آینده بهتر شوم. http://www.smsplz.com/wp-content/uploads/2013/05/30nama-smsplz-com22.jpg
×
×
  • جدید...