رفتن به مطلب
کام به کام

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'بیماری'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • روابط عمومي كام به كام
    • انجمن تشریفات و مناسبت ها
    • سوالات
    • انجمن قوانین
    • انجمن اطلاعیه ها
    • انجمن انتقاد و پیشنهاد
    • تالار رسيدگي به شكايات كاربران
    • انجمن بازیافت
  • فرهنگ و هنر
    • جهانگردی و توریستی
    • انجمن دین و اندیشه
    • خانواده و زیبایی
    • انجمن فرهنگ
    • انجمن هنر
  • سرگرمی
    • انجمن خاطرات
    • انجمن دل نوشته ها
    • انجمن ویدئو سرگرمی
    • انجمن پیامک های دوستان
    • انجمن ترول
    • انجمن صندلی داغ
    • انجمن تایپیک های دنباله دار
    • انجمن جوک و لطیفه
    • انجمن چیستان و معما
  • خودرو و رانندگی
  • موبایل و پی دی ای
  • کامپیوتر و اینترنت
  • دانشگاه و تحصیل
  • اخبار ایران و جهان
  • من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو Topics

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی
  • تبلیغات

دسته ها


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

104 نتیجه پیدا شد

  1. کک ها Fleas راسته siphonaptera یا Aphaniptera کک ها به عنوان ناقلین بیماری خطرناک و کشنده طاعون می باشند که با ایجاد اپیدمی ها و پاندمیهای بزرگ تاکنون باعث مرگ میلیونها نفر از انسانها شده اند. کک ها دارای بیش از 3000 گونه در 200 جنس هستند که 94 % آنها انگل پستانداران و به خصوص جوندگان بوده و مابقی انگل پرندگان هستند. تعداد محدودی از کک ها دارای اهمیت پزشکی هستند. میزان اهمیت ککها به دو عامل بستگی دارد : 1-میزان تماس و ارتباط با انسان 2-میزان حساسیت آنها نسبت به بیماریهای انسانی از قبیل طاعون و تیفوس مرفولژی کک ها : ککها از نظر شکل کلی تا حدی مشابه بوده و همگی دارای فشردگی طرفی هستند و سطح پشتی و شکمی آنها باریک است. اندازه کک ها بین 0.5 تا 8 میلی متر و در انواعی که دارای اهمیت پزشکی هستند بین تا 3 میلی متر هستند . سه قسمت بدن کاملاً فشرده بوده ولی قابل تشخیص هستند . سر تقریباً مثلثی شکل بوده و در سطح زیرین صاف است. کک ها فاقد بال بوده و در سینه دارای بندهای مشخص و سه جفت پای قوی هستند که پای سوم از بقیه قوی تر و بلند تر است. این وضعیت خاص پاها امکان جهش زیاد، گاهی تا 300 برابر طول بدن به کک ها می دهد. در نرها انتهای شکم مجهز به یک جفت کلاسپر یا پارامر بوده که اغلب دو یا سه شاخه دارند. پنیس و دنباله آن گاهی به دلیل طویل و پیچ خورده بودن فنر پنیس نامیده می شود درون شکم مشخص است. انتهای شکم ماده ها نسبتاً گرد و ساده است وزواید خارجی ندارد. درون بند پنجم یا ششم شکم یک کیسه ذخیره اسپرم خمیده و ویرگول شکل دیده می شود که شکل آن در تشخیص گونه های مختلف کک ها حایز اهمیت است. بیولژی : کک ها دارای دگردیسی کامل هستند. حشرات بالغ خونخوار و لاروها از مواد آلی موجود در محیط و لانه میزبان تغذیه می کنند. شفیره دارای پیلهابریشمی چسبیده بوده، بلافاصله پس از تشکیل با لایه ای از خاک و غبار پوشیده شده و تشخیص آن مشکل می گردد. بعضی از کک ها دارای میزبان اختصاصی یا ترجیحی بوده ولی اکثراً دارای تنوع میزبان دارند. تخم ریزی در کک ها به صورت دفعات متناوب بوده و هر نوبت 15 تا 30 تخم گذاشته که پس از 12 الی 14 روز باز می شوند. لاروها باریکند و سر کوچک و سیاه رنگی دارند. دوره لاروی در شرایط مناسب 10 تا 12 روز و در شرایط نامساعد تا چندین ماه طول می کشد. طول دوره شفیرگی 2 تا 3 هفته بوده و در صورت نبود میربان دوره شفیرگی تا یکسال هم طول می کشد. کک ها از نظر تغذیه و عادت به میزبان و مدت زمان حضور روی میزبان به چهار دسته تقسیم می شود : 1-ککهایی که فقط هنگام تغذیه روی بدن میزبان قرار گرفته و پس از اتمام تغذیه پوست بدن میزبان را رها می کنند . کک های این گروه دارای میزبان اختصاصی هستند مثل کک انسان Human flea یا Pulex irritans 2- ککهایی که تنوع میزبان داشته و به راحتی قادر به خونخواری از انسان و حیواناتی که در دسترس باشند هستند. این گروه نیز فقط هنگام تغذیه و خونخواری روی بدن میزبان قرار می گیرند.مثل کک های موش قهوه ای یا بندری یا Xenopsylla cheopis 3- کک هایی که از نظر میزبان اختصاصی عمل می کنند . کک های این گروه به میزبان خود چسبیده ، تقریباً تا پایان عمر در سطح بدن میزبان زندگی می کنند و حضور دایمی دارند مثل کک مرغ یا Echidnophaga gallinacea 4- کک هایی که میزبان متنوعی دارند ولی در صورت اتصال به یک میزبان تا آخر عمر بر روی بدن آن باقی می مانند و حضور دایمی در بدن میزبان دارند مثل کک شیگو یا جیگر Chigo - Jigger یا Tunga penetrance اهمیت پزشکی : کک ها از دو جنبه حایز اهمیت هستند. اول گزش و ایجاد مزاحمت و عوارض پوستی ناشی از گزش و دوم انتقال بیماری. کک ها به دلیل داشتن قطعات دهانی زننده و قوی و قدرت خونخواری زیاد و متناوب به عنوان حریص ترین حشرات خونخوار معرفی شده و گزش آنها ایجاد تحریک و خارش می نماید. گزش کک ها در افراد حساس، واکنشهای آلرژیک عمومی و حتی درماتیت ایجاد می کند. شدت عوارض بستگی به تعداد کک و حساسیت فرد دارد. کک Tunga penetrance که به کک شیگو یا جیگر Chigo or Jigger Flea معروف است، پوست را سوراخ و وارد بدن شده و از این طریق در فرد مبتلا عفونت و حتی قانقاریا ایجاد می کند. از نظر انتقال بیماری، کک ها ناقل چند بیماری مهم به انسان هستند : 1-طاعون یا Plague این بیماری در اصل بیماری جوندگان وحشی است و انتقال آن به صورت تصادفی به جوندگان اهلی و انسان صورت می گیرد. عامل بیماری باکتری به نام Yersinia pestis بوده که در دستگاه گوارش کک تکثیر پیدا کرده و نهایتاً باعث انسداد نسبی یا کامل پیش معده کک می شود.در این مرحله وقتی کک خونخواری می کند بخشی از خون خورده شده با باکتری مخلوط و تحت فشار منفی عضلات حلق و مری و به محض خارج شدن خرطوم از پوست ، به صورت استفراغ مجدداً از طریق خرطوم خارج و با محل گزش تماس پیدا کرده و فرد را مبتلا می کند. ککها از نظر حساسیت به سه گروه غیر حساس ، نیمه حساس و شدیداً حساس تقسیم می شوند.مهمترین گروه کک های نیمه حساس هستد.زیرا گروه اول قادر به انتقال بیماری نیست و گروه دوم پس از مدت کوتاهی در اثر انسداد کامل پیش معده و گرسنگی تلف خواهد شد. مهمترین کک از نظر انتقال طاعون گونه Xenopsylla cheopis است. مهمترین کک ها از نظر بهداشتی و انتقال بیماری که دارای پراکندگی جهانی نیز هستند عبارتند از : 1- Pulex irritans معروف به کک انسان است . گونه غالب موجود در اماکن انسانی است . این کک فاقد شانه و شیار مزوپلورال است. 2- X . cheopis به این گونه از کک ها ، کک موش قهوه ای ، انباری ، کشتی و شرقی گفته می شود. و مهمترین گونه ناقل بیماری است. این کک فاقد شانه ولی دارای شیار مزوپلورال است. 3- Nosopsylllus Fasciatus این گونه به نام کک شمالی یا موشهای اهلی نامیده می شود. این کک فقط دارای شانه سینه است. 4- Ctenocephalides canis کک سگ و Ctenocephalides.felis کک گربه : این کک ها دارای شانه سر و هم دارای شانه سینه هستند. 5- Leptopsylla . spp همانند کک های سگ و گربه دارای شانه سر وسینه است ولی چشم ندارد و انگل موشهای خانگی است. 6- Tunga peneterance کک شیگو یا جیگر : این کک تا به حال از ایران گزارش نشده است. ماده این کک از طریق سوراخ کردن پوست وارد بدن شده و تغذیه و تخم ریزی می کند. در ایران کانون های طاعون در استانهای خراسان ، کردستان و آذربایجان غربی بوده که کانون اول در حال حاضر غیر فعال و خاموش بوده ولی دو کانون دیگر فعال هستند . بیماری در این کانون ها به صورت اپی زئوسی بین جوندگان و کک ها در جریان است. جوندگان اهلی از جمله راتوسها نسبت به بیماری شدیداً حساس بوده و در صورت ابتلا تلف می شوند. بعد از مرگ راتوسها ( موش سیاه ) کک های آلوده آنها آزاد و به انسان حمله می کنند . این عامل باعث شیوع اپیدمی می شود. حوندگان نیمه حساس موجب حفظ بیماری در کانوهای طبیعی می شود. 2- تیفوس آندمیک Murine typhus : این بیماری که به تیفوس موشی و تیفوس مورن نیز معروف است. در درجه اول بیماری جوندگان به خصوص موش قهوه ای بوده و انسان میزبان اتفاقی آن است. عامل بیماری Richettsia mooseri نام دارد و همراه خون آلوده وارد بدن کک شده ، در دستگاه گوارش تکثیر پیدا می کند و باعث آلوده شدن مدفوع و همولنف کک می گردد. انتقال از طریق تماس مدفوع یا همولنف کک در اثر له شدن ، با محل گزش، زخم و مخاط چشم صورت می گیرد. مهمترین ناقل این بیماری گونه X. cheopis است ولی انواع N. fasciatus - C. canis - C. felis - P. irritance قادر به انتقال بیماری هستند. 3- عفونتهای سستودی ( کرمهای پهن نواری شکل ) : سه نوع از سستودها توسط کک به انسان منتقل می شوند : 1-کرمهای نواری سگ و گربه 2- کرمهای نواری موش به خصوص رت: تخم این کرمها همراه مدفوع میزبان دفع و توسط لارو کک ها خورده می شود. و نهایتاً در بدن کک بالغ به سیستی سرکوئید تبدیل می گردد. چنین کک های چنانچه توسط میزبان اصلی یا به طور تصادفی توسط انسان خورده شوند (بوسیدن سگ با مواد غذایی آلوده ) سیتی سرکوئید موجود در آنها آزاد شده و فرد مبتلا به این انگلها می گردد. 3- تولارمی Pasteurella tularensis 4- تب Q روشهای سمپاشی و کنترل کک ها : برای مبارزه با کک ها در منازل مسکونی می توان از سم پاشی با سموم مالاتیون 2% - گامکسان 1% و دیارینون 2% استفاده کرد. برای مبارزه با کک های سگ و گربه می توان از گردپاشی با حشره کشهای گامکسان ، مالاتیون ، سوین و پیرترین کمک گرفت و یا از گردنبندهای حاوی سم دیکلرووس 20% که دارای خاصیت تدخینی بالاست استفاده کرد. برای از بین بردن کک ها و جوندگان در کانون های طاعون حتماً باید ابتدا با کک ها از طریق سمپاشی منازل مسیر حرکت جوندگان درون لانه آنها و یا از طریق خوراندن طعمه مسموم حاوی حشره کش به جوندگان مبارزه کرد . پس از گذشت چندین روز و حصول اطمینان از مرگ کک ها ، می توان اقدام به کشتن موش ها کرد . در غیر اینصورت باید با استفاده از سموم گازی (فوق العاده خطرناک )مثل سیانور کلسیم، فسفید آلومینیوم و گاز اگزوز اتومبیل (مونوکسید کربن ) اقدام به از بین بردن کک ها و جوندگان کرد. به منظور محافظت فردی در محل های آلوده می توان از ترکیبات دورکننده مثل دی متیل تولو آمید و بنزیل بنزوات جهت دور کردن کک ها استفاده کرد.منبع:سمپاشی منازل ارمغان
  2. بیماری لابیرنتیت ـ labyrinthitis لابیرنیتت التهاب مجاری نیمدایره گوش داخلی. ساختمانهای مذكور اتاقكهایی پر از مایع هستند كه وظیفه آنها احساس تعادل و كمك به حفظ آن است. ـ علایم شایع: ۱. سرگیجه (احساس این كه شما یا محیط اطرافتان در حال چرخش هستید) ۲. حركات غیرارادری چشمها ۳. تهوع و استفراغ (گاهی) ۴. از دست رفتن تعادل، به خصوص افتاده به سمت مبتلا ۵. كاهش شنوایی موقتی (گاهی) ۶. احساس صدای زنگ در گوش (وزوز گوش) ۷. منگی فوقالعاده شدید به ویژه با حركتدادن سر كه به تدریج شروع شده و در عرض 48 ساعت به حداكثر میرسد. ـ علل بیماری: عفونتهای معمولاً ویروسی گوش داخلی، عفونتهای باكتریایی گوش داخلی (گاهی ناشی از كلستراتوم كه یك تجمع عفونتی مواد زائد در گوش میانی است)، آسیب سر. ـ عوامل افزایشدهنده خطر: ۱. گسترش یك عفونت مزمن گوش میانی ۲. خوردن داروهای سمی ۳. استرس ۴. عفونت ویروسی اخیر، به ویژه عفونت تنفسی ۵. آلرژی یا سابقه خانوادگی آلرژیها ۶. استعمال دخانیات ۷. سوء مصرف الكل ۸. مصرف برخی داروهای بدون نسخه یا نیازمند نسخه به ویژه آسپیرین ۹. بیماریهای عروق قلبی یا عروق مغزی ـ پیشگیری: اقدام به درمان فوری عفونتهای گوش، خودداری از مصرف داروهای ایجادكننده منگی بدون توصیه پزشك. ـ عواقب مورد انتظار: بهبود خودبهخود یا با درمان در طی 6-1 هفته رخ میدهد. ـ عوارض احتمالی: كاهش شنوایی دایمی در سمت مبتلا (به ندرت) ـ درمان: ۱. درمان هرگونه اختلال زمینهای ۲. تسكین علایم (با استراحت و داروها) ۳. بررسیهای تشخیصی ممكن است شامل مطالعات شنوایی، كشت از هرگونه ترشح چركی و سایر بررسیهای لازم برای تعیین اختلال زمینهای باشد. ۴. در صورت ناموفق بودن درمانهای محافظهكارانه، خارج كردن كلستراتوم با جراحی و تخلیه ناحیه عفونی شده ممكن است ضرورت یابد. ـ داروها: ۱. داروهای ضدتهوع به صورت خوراكی یا شیاف ممكن است تجویز شود. ۲. تجویز داروهای آرامبخش برای كاهش منگی (به ندرت) ۳. تجویز داروهای ادرارآور جهت كاهش تجمع مایع در گوش داخلی ۴. تجویر آنتیبیوتیكها در صورت وجود عفونت باكتریایی ۵. تجویز آنتیهیستامینها جهت تخفیف علایم ـ فعالیت: تا حد امكان از حركت سرخودداری كنید. تا رفع منگی در بستر استراحت كنید و سپس به تدریج فعالیت طبیعی خود را از سر بگیرید. از فعالیتهای خطرآفرین نظیر رانندگی، بالا رفتن یا كاركردن در اطراف ماشین آلات خطرناك تا یك هفته پس از برطرف شدن علایم اجتناب كنید. ـ رژیم غذایی: رژیم خاصی نیاز نیست، ولی كاهش مصرف نمك و مایعات ممكن است كمككننده باشد. ـ در این شرایط به پزشك خود مراجعه نمایید: ۱. كاهش شنوایی در هر گوش ۲. استفراغ مداوم ۳. تشنج ۴. غش كردن ۵. تب 3/38 درجه سانتیگراد یا بالاتر ۶. اگر دچار علایم جدید و غیر قابل توجیه شده اید؛ داروهای تجویزی ممكن است با عوراض جانبی همراه باشند. منبع: ویستا
  3. ghasedak

    بیماری آبسه کبدی

    بیماری آبسه کبدی آبسه کبد ؛عفونت کبد است . اگر چه آبسه کبدی می تواند به عنوان عارضه بیماریهای کیسه صفرا باشد که در آن عفونت از طریق مجرای صفراوی به کبد ایجاد می شود. علائم آن شامل درد شکم ، و تب است. درمان آسپیراسیون از راه پوست ( قرار دادن یک سوزن از طریق پوست به داخل آبسه ) و یا جراحی لاپاروسکوپی به تخلیه چرک جمع آوری شده، بادرمان آنتی بیوتیک برای ریشه کن کردن عفونت است . آبسه درمان نشده کبدی می تواند به سرعت خطر مرگ را به دنبال داشته باشد تجمع چرک درقسمتی از کبد را آبسه کبدی گویند که به دلایلی چون عفونت های داخل شکم (مانند آپاندیسیت، دیورتیکولیت و …)،عفونت های داخل خون، عفونت های داخل کبدی ، اندوسکوپی اخیرسیستم صفراوی کبدی و صدمات وارد شده به کبد ایجاد می شود. نشانه های این بیماری عبارتند از؛ مدفوع سفید(گچ مانند)، ادرار تیره، تب ولرز،کاهش اشتها، تهوع و استفراغ، درد شکمی دربالا و سمت راست ، کاهش وزن ناخواسته، ضعف و یرقان. هشدار- درصورت عدم درمان احتمال سپسیس و مرگ وجوددارد.حتا درصورت درمان 10 -30 درصد احتمال مرگ و میروجوددارد بویژه درآنها که بیشتر از یک آبسه دارند. توصیه های بهداشتی درمانی – برای کاهش احتمال آبسه کبدی بهتراست هرچه سریعتر عفونت های شکمی درمان شوند. درمان این بیماران برتخلیه چرک توسط درن (از روی پوست)و دریافت آنتی بیوتیک برای مدت 6-4 هفته. البته گاهی درمان آنتی بیوتیکی تنها می تواند کافی باشد. تاریخچه تشخیص آبسه های کبدی به زمان بقراط حکیم بر می گردد و آبسه های کبدی بر اساس عوامل ایجاد کننده آنها، به سه دسته تقسیم می شوند: 1- آبسه پیوژنیک کبد که بوسیله میکروبهایی مانند ایشریشیا کولی، کلبسیلا، پروتئوس، اینتروکوک، استافیلوکوک طلائی، استرپتوکوک فیکالیس، استرپتوکوک میلری و میکروبهای بی هوازی مانند خانواده باکتروئید ایجاد می شود و گاهی اوقات چند میکروب با هم در ایجاد آن نقش دارند. 2- آبسه آمیبی کبد که بوسیله آمیب هیستولیتیکا ایجاد می شود. ۳- آبسه قارچی کبد که بوسیله قارچ خانواده کاندیدا ایجاد می شود. آسیب شناسی: آبسه کبدی معمولأ بشکل یک کیسه پر از چرک که همان لاشه گلبولهای سفید، باکتریها و بقایای سلولهای مرده هستند، فضایی از جسم کبد را اشغال نموده و می تواند با فشاری که به بافت های اطراف خود در داخل کبد، وارد می نماید باعث بروز مشکلاتی برای بیمار شود. علت شناسی: شایعترین علتهایی که باعث ایجاد آبسه پیوژنیک کبد می شوند عبارتند از: 1- عفونت و التهاب سیستم صفراوی از خود کبد گرفته تا کیسه صفرا و لوزالمعده یا همان پانکراس 2- سیروز کبدی 3- پیوند کبد 4- آمبولی شریان کبد در بیماران مبتلا به سرطان کبد 5- بستری شدن در بیمارستان به هر علتی 6- ضعف سیستم ایمنی بدن به هر دلیلی مانند سوء تغذیه، ایدز یا مصرف داروهای پایین آورنده سیستم ایمنی 7- کهولت سن 8- پاره شدن آپاندیس 9- سرطان لوزالمعده 10- التهابها و عفونت های روده ها مانند بیماری کرون یا دایورتیکولیت 11- عفونت خون یا سپتیسمی 12- ضربه به کبد آبسه های آمیبی کبد در اثر آمیبیاز روده بزرگ ایجاد می شوند، به این صورت که بیمار معمولأ دچار یک اسهال آمیبی خونی شده و بدون درمان خود بخود خوب شده و بعدها مثلأ بعد از 6 ماه دچار آبسه آمیبی کبد می شود و اکثر بیماران هنگام گرفتن تاریخچه بیماری، آن اسهال خونی آمیبی را که 6 ماه پیش به آن دچار شده بودند، بیاد نمی آورند. آبسه های قارچی کبد در افرادی که سیستم ایمنی پایینی به هر دلیل دارند مانند دیابت، ایدز و مصرف داروهای پایین آورنده ایمنی، در اثر رشد وسیع قارچهای خانواده کاندیدا در روده بزرگ، به آن مبتلا می شوند. علائم بیماری آبسه کبدی: یک بیمار آبسه کبدی معمولأ با یک تب و شکم درد مراجعه می کند، اما بندرت محل دقیق درد را در بالای سمت راست شکم یعنی جایی که کبد قرار دارد نشان می دهد و این می تواند ورزیده ترین پزشکان را گمراه کند. علاوه بر تب و لرز که از شایعترین علائم بیماری هستند، حالت تهوع و استفراغ، کاهش وزن، زردی یا همان یرقان می توانند از علائم دیگر بیماری باشند. گلبولهای سفید معمولأ بالا می روند، بیلی روبین و آلکالین فسفاتاز بالا می روند، اما آنزیمهای کبدی خیلی بالا نمی روند و آلبومین سرم کاهش می یابد. تشخیص آبسه های کبدی: در اکثر مواقع پزشک با گرفتن یک تاریخچه دقیق بیمار، یک معاینه فیزیکی دقیق و انجام کارهای تصویر برداری مانند سونوگرافی و سی تی اسکن به تشخیص می رسد. نکته بسیار مهم در تشخیص آبسه های کبدی متمایز نمودن آبسه پیوژنیک از آبسه آمیبی است، زیرا درمان و پیش آگهی آنها کاملأ متفاوت است و تشخیص به موقع نوع آبسه می تواند جان بیمار را نجات دهد. تمایز بین این دو نوع آبسه به سه روش صورت می گیرد: 1- آزمایش سرولوژی یا هماگلوتینین برای آمیب هیستولیتیکا 2- کشت میکروبی آبسه 3- پاسخ به درمان آزمایشی معمولأ وقتی بیمار یک جوان سالم است و فقط یک آبسه در لوب راست کبد خود دارد و کبد در معاینه دردناک است و تیتر سرولوژی آمیبی او بالاتر از 256/1 است به آبسه آمیبی بیشتر مشکوک می شویم، اما اگر بیمار یک بیمار بالای 50 سال و مبتلا به دیابت و یرقان است و در معاینه می بینیم که ریه هم درگیر است و بیمار چند تا آبسه در نقاط مختلف کبد خود دارد و تست سرولوژی آمیبی او کمتر از 256/1 می باشد و آلبومین سرم او هم پایین است، بیشتر آبسه پیوژنیک برای او مطرح می شود. درمان: درمان آبسه های کبد، بر اساس عوامل ایجاد کننده آنها هم احتیاج به آنتی بیوتیک مناسب و هم احتیاج به تخلیه جراحی دارد. بعضی مواقع اگر در دسترس باشد، تحت راهگشایی سی تی اسکن، جراح یک لوله وارد آبسه نموده و آن را تخلیه می نماید، اما چنانچه آبسه زیاد در دسترس نباشد، عمل جراحی لازم است. منبع: دکتر سلام
  4. ghasedak

    بیماری سيفليس چيست؟

    بیماری سيفليس چيست؟ سيفليس يک بيماري منتقله از راه جنسي است که توسط باکتري «تروپونما پاليدوم» ايجاد مي شود.اين بيماري «مقلد بزرگ» ناميده مي شود، چون داراي بسياري از علايم و نشانه هاست که افتراق آن را از بيماري هاي ديگر مشکل مي سازد. شيوع سيفليس در زنان رو به کاهش است و در مردان 3/5 برابر بيشتر از زنان است. متأسفانه به علت رابطه ي جنسي مرد با مرد که در سال هاي اخير افزايش يافته، اين بيماري در دنيا شيوع پيدا کرده است. راه هاي انتقال سيفليس سيفليس در اثر تماس مستقيم با يک زخم سيفليس از شخص مبتلا به شخص سالم منتقل مي شود. زخم ها اغلب در ناحيه ي تناسلي خارجي، واژن، مقعد يا در داخل مجراي مقعدي ايجاد مي شوند. زخم ها همچنين مي تواند در داخل دهان يا روي لب ها ايجاد شود. انتقال باکتري از طريق رابطه ي جنسي واژينال، مقعدي يا دهاني صورت مي گيرد. زنان حامله مي توانند بيماري را به جنين خود منتقل کنند. سيفليس از طريق نشستن روي توالت فرنگي، دستگيره ي در، استخر، وان، لباس مشترک و ظرف غذا منتقل نمي شود. علايم و نشانه هاي سيفليس در افراد بالغ خيلي از افراد تا سال ها بدون علامت مي مانند. اگر چه در صورت عدم درمان همچنان احتمال بروز عوارض تأخيري وجود دارد. با وجود اين که انتقال از زخم هاي شخص دچار بيماري در مرحله ي اول يا دوم رخ مي دهد، اما بسياري از زخم ها تشخيص داده نمي شوند. اکثر موارد انتقال از اشخاصي رخ مي دهد که از عفونت خود آگاه نيستند. سيفليس مرحله اول مرحله اول سيفليس معمولاً با يک زخم منفرد که «شانکر» ناميده شده، شناخته مي شود. اما ممکن است زخم ها متعدد باشند. زمان بين عفونت و شروع علايم اوليه مي تواند بين ده تا نود روز طول بکشد. زخم «شانکر» معمولاً سفت، گرد، کوچک و بدون درد است. اين زخم در هر نقطه يي از بدن مانند ناحيه تناسلي، مقعد، دهان يا ناحيه يي که باکتري وارد آن شده است. ايجاد مي شود. «شانکر» بين سه الي شش هفته باقي مي ماند و سپس بدون درمان بهبود پيدا مي کند. نبايد اين تصور غلط براي بيمار پيش بيايد که ديگري نيازي به درمان ندارد، چرا که اگر درمان مناسب صورت نگيرد، سيفليس وارد مرحله ي دوم مي شود. سيفليس مرحله دوم ضايعه پوشتي مشخصه بيماري مي تواند به صورت ضايعات قرمز يا قرمز قهوه يي کف دست و پاها پديدار شود. اين ضايعات همانند «شانکر» بسيار مسري هستند و حدود چهار تا شش هفته بعد از عفونت اوليه ي ايجاد شده و افراد سالم با تماس مبتلا مي شوند. ممکن است ضايعات پوستي با نماهاي متفاوت و مشابه ساير بيماري هاي پوستي در جاهاي مختلف بدن با سايز به طور متوسط دو سانتي متر ايجاد شود. گاهي اوقات ضايعات پوستي بيماري به قدري خفيف است که فرد متوجه آن نمي شود. علايم مرحله دوم - تب - تورم غدد لنفاوي و گلودرد - ريزش موي تکه يي، بخصوص در ناحيه ابرو و مژه ها - سردرد و بي قراري - کاهش وزن - درد عضلاني و احساس خستگي مفرط در تمام بدن. - علايم و نشانه هاي سيفليس مرحله دوم با درمان يا بدون آن برطرف مي شود، اما در صورت عدم درمان عفونت به سمت مرحله ي آخر بيماري پيشرفت مي کند. مرحله پنهاني سيفليس در اين مرحله به طور موقت علايم بيماري ناپديد مي شود، ولي بيماري همچنان وجود دارد. اين مدت ممکن است بين پنج تا بيست سال طول بکشد. سيفليس مرحله آخر مرحله ي آخر بيماري وقتي شروع مي شود که عفونت درمان نشود. بيماري همچنان در بدن فرد مي ماند. حتي اگر علامتي نداشته باشد. در مراحل آخر سيفليس، آسيب به ارگان هاي داخلي از قبيل مغز، اعصاب، چشم، قلب، عروق خوني، کبد استخوان ها و مفاصل رخ مي دهد. اين آسيب مي تواند سال ها بعد خود را نشان دهد. علايم مرحله ي آخر سيفليس شامل اختلال در هماهنگي حرکت، فلج، بي حسي، کوري تدريجي و دمانس (فراموشي) است. علايم مي تواند به قدري شديد باشد که منجر به مرگ فرد نيز شود. سيفليس در زنان باردار باکتري مولد سيفليس طي حاملگي مي تواند مادر و جنين او را آلوده کند. بر اساس اين که خانم حامله چه مدتي مبتلا به عفونت باشد ممکن است منجر به نوزاد مرده يا مرگ نوزاد طي مدت کوتاهي بعد از تولد شود. نوزاد مبتلا مي تواند بدون علامت باشد. اگر نوزاد بلافاصله درمان نشود، طي چند هفته درگير اختلالات جدي مي شود. نوزاد درمان نشده ممکن است دچار تأخير رشد و نمو، تشنج يا حتي مرگ شود. تشخيص و درمان بعضي از پزشکان سيفليس را از طريق بررسي «شانکر» (زخم عفوني) به وسيله ي ميکروسکوپ دارک فيلد تشخيص مي دهند. اگر باکتري عامل سيفليس در زخم موجود باشد. زير ميکروسکوپ ديده مي شود. آزمايش خون يک راه ديگر تشخيص فرد بيمار مي باشد. مدت کوتاهي بعد از عفونت، بدن آنتي بادي عليه سيفليس مي سازد که توسط يک تست خوني دقيق، بي خطر و کم هزينه تشخيص داده مي شود. ماه ها تا سال ها بعد از درمان موفق بيماري يک سطح پايين آنتي بادي در خون وجود دارد. از آن جايي که سيفليس درمان نشده در خانم باردار مي تواند نوزادش را از بين ببرد، هر خانم حامله يي بايد تست خوني براي سيفليس بدهد. درمان سيفليس درمان سيفليس در مراحل ابتدايي آن بسيار آسان است. تزريق عضلاني يک دز پني سيلين درمان شخصي است. دزهاي اضافي براي شخصي که بيش از يک سال مبتلا به بيماري بوده است، مورد نياز است. براي فردي که نسبت به پني سيلين حساسيت دارد، آنتي بيوتيک هاي جايگزين به کار مي رود. درمان باکتري مولد سيفليس را از بين مي برد و از ايجاد آسيب هاي جديد جلوگيري مي کند، اما روي آسيب هاي ايجاد شده تأثيري ندارد. رعايت نکات زير ضروري است: شخصي که درمان سيفليس را دريافت مي کند بايد تا بهبود کامل زخم ها از مقاربت خودداري کند. شريک جنسي فرد مبتلا بايستي از نظر سيفليس آزمايش شود و در صورت نياز تحت درمان قرار گيرد. ابتلا به سيفليس مصونيت در شخص ايجاد نمي کند، حتي پس از درمان موفق شخص استعداد ابتلا به بيماري را دارد. از آن جايي که زخم سيفليس مي تواند در واژن، مقعد يا دهان پنهان شود، تنها راه درمان مطمئن تشخيص ابتلا به سيفليس، تست هاي آزمايشگاهي است. پيشگيري مطمئن ترين راه براي جلوگيري از ابتلا به عفونت هاي منتقله از راه جنسي (از جمله سيفليس) اين است که همسر شخص از نظر سيفليس تست داده باشد و غير بيمار تشخيص داده شود. زخم هاي تناسلي نظير زخم هاي سيفليس در نواحي پوشيده يا غير پوشيده از کاندوم لاتکس، ممکن است به وجود بيايد هر چند که استفاده ي مداوم و صحيح از کاندوم، مي تواند خطر ابتلا به سيفليس را کاهش دهد. منبع: هفت روز زندگی شماره 120 برگرفته از راسخون
  5. [h=1] [/h] بیاختیاری ادراری، زنگ خطری برای برخی بیماری های خاص است لذا غربالگری هر 6 ماه یک بار برای تمام افراد ضروری است. دکتر سیمین وحیدی، دارای برد تخصصی کلیه و مجاری ادراری در گفتگوی اختصاصی با همشهری اظهارداشت: در تمامی افراد و در همه سنین انجام سونوگرافی هر 6 ماه یک بار با مثانه پر و خالی ضروری است که با مراجعه به یک پزشک عمومی و انجام یک آزمایش ادرار ساده می توان این غربالگری را انجام داد که در صورت مشاهده موردی مشکوک، بیمار به متخصص مجاری ادرار و کلیه ارجاع داده می شود که بدین طریق می توان به آسانی از بروز بیماری های خطرناک در آینده جلوگیری کرد و همچنین مانع آسیب های جدی به کلیه ها شد. وی درخصوص شایع ترین سن ابتلا به این بیماری گفت: این بیماری در خانم های بالای 35 سال که بارداری های متعدد و یا جراحی های لگنی داشته اند یا افرادی که به دلیل ابتلا به فشارخون داروهایی مصرف می کنند که باعث ایجاد سرفه و افزایش فشارهای شکمی می شود شایع است و شیوع آن از 18 درصد در خانم های خانه دار تا 50 درصد در آسایشگاه های سالمندان که بیماری های مختلف و اختلال حرکتی نیز دارند باعث گسترش این بیماری شده است. دکتر وحیدی خاطرنشان کرد: اگر فردی با سرفه، عطسه، خندیدن و یا ورزش و هر گونه فعالیت فیزیکی دچار بی اختیاری و نشت ادرار شود و در انجام فرایض دینی، مسافرت و تردد خارج از منزل و فعالیت های ورزشی باعث مزاحمت شود و فعالیت های عادی اش را با مشکل مواجه کند، دچار بی اختیاری ادراری شده است. بیاختیاری ادراری در زنان مسئله ای است که میلیون ها زن در جهان به آن مبتلا هستند و اکثریت این بیماران به علت شرم و حیا این مشکل خود را با کسی مطرح نمی نمایند درحالی که بسیاری از بی اختیاری های ادراری خفیف یا شدید با درمان سرپایی نیز قابل درمان هستند. دکتر وحیدی درخصوص، علل بی اختیاری ادراری گفت: اغلب ضعف عضلات کف لگن به علت حاملگی، یبوست به طور موقت و گذرا، سیگار، افزایش سن، چاقی و اختلالات عصبی چون بیماری اماس نیز سبب بی اختیاری ادراری می شود. این متخصص که مبتکر روش جدید درمان بی اختیاری ادراری است، یادآورشد: در این روش بدون باز شدن شکم و از طریق زیر مجرای ادراری با وسیله مخصوص، نخ هایی از مثانه و رحم به قدام شکم آورده می شود و زیر پوست گره زده می شود و بدین طریق احشای لگنی بالا کشیده می شود که با بی حسی نخاعی کمر انجام می شود و عود مجدد آن تنها 2 درصد است که در روش های معمول 40 درصد عود مجدد وجود دارد لذا این شیوه بسیار ایمن تر و اثر بخش تر است. [h=2]انواع بی اختیاری ادراری[/h]وی بی اختیاری را در 3 نوع تقسیم کرد: نوع اول: بیاختیاری ادراری همراه با فوریت (Urge) است که بیمار به محض احساس ادرار دچار ریزش ادرار می شود و قادر به کنترل ادرار تا رسیدن به دستشویی نیست. این نوع بی اختیاری در کودکان و دختربچه ها نیز شایع است که به بیش فعالی مثانه معروف است. نوع دوم: بی اختیاری ادراری استرسی Stress Urinary Incontinence است که شایع ترین نوع بی اختیاری ادراری بوده که بیمار با سرفه، عطسه، خندیدن، دویدن، ورزش کردن و وزنه سنگین بلند کردن دچار بیاختیاری و نشت ادرار می شود که اغلب این افراد کسانی هستند که پس از حاملگی و یا زایمان و یا یائسگی دچار این نوع بی اختیاری ادراری می شوند. در دوران یائسگی به علت فقدان هورمون استروژن این وضعیت بسیار شایع است و روزانه تعداد زیادی از خانم های یائسه با این نوع بی اختیاری ادراری به مطب مراجعه می کنند که اکثرا در خانم هایی با زایمانهای مکرر و در سنین بالا مشاهده می شود. نوع سوم: ترکیب 2 نوع بالا است(Mix) که هم مثانه بیش فعال است هم گردن مثانه کفایت لازم را ندارد و در خانم ها بیشتر شایع است که فرد اصلا احساس دفع ادرار ندارد و مدام بی اختیاری دارد. وی درباره عدم کنترل ادرار در سالمندان گفت: چند مشکل با هم داریم؛ اول این که: افراد بالای 60 سال معمولا دچار فشار خون بوده و داروی ضد فشار مصرف می کنند که حجم ادرار را زیاد می کند و همچنین داروهایی مثل کپتوپریل (Captopril) مصرف می کنند که ایجاد سرفه می کند و همه این ها باعث ایجاد فشار بیش از حالت عادی به مثانه می شود. دوم: از دست رفتن حالت ارتجاعی عضلات مثانه و پا است و همچنین کند شدن سیستم عصبی. [h=2]غربالگری ضروری است [/h]دکتر وحیدی ضمن تاکید بر ضرورت غربالگری برای پیشگیری از این بیماری گفت: مثانه یک عضو عضلانی بوده که کارش نگه داری ادرار است و وظیفه دارد حجم ورودی حدود 250 تا 300 سی سی ادرار را جمع کند و در شرایط مناسب با زنگ خطر احساس ادرار به فرد آن را تخلیه کند. اگر مثانه کار خود را به طور طبیعی انجام ندهد فرد دچار تکرر ادرار می شود. دکتر وحیدی درخصوص، اختلال در کارکرد مثانه و علائم آن افزود: اختلالات مربوط به هرکدام از وظایف پُر شدن، خالی شدن و یا نگه داشتن فشار هنگام پُر شدن است که باعث آسیب های مخاطی و عضلانی مثانه می شود. مثانه که پُر می شود و خوب خالی نمی شود تکرر ادرار، دردهای کلیه، عفونت های ادراری و برگشت ادرار از علائم آن است. مثانههایی که کوچک هستند خیلی زودتر پُر می شوند که در افراد مسن معمول است. از دیگر علائم مشترک بین بچه ها و بزرگ ترها بیاختیاری ادراری است و دیگری شب ادراری. [h=2]درمان[/h]تشخیص دقیق نوع بی اختیاری ادراری مهم ترین مسئله در درمان موفق است. اگر شما به پزشک اورولوژیست مراجعه کنید و علائم تان را کاملا به پزشک توضیح دهید، او می تواند با تست های مختلف از جمله نوار ادراری و نوار مثانه نوع بی اختیاری ادراری شما و درمان آن را مشخص کند و علت ایجاد آن را نیز به شما توضیح دهد. این متخصص درمورد نحوه درمان این بیماری گفت: درمان های مختلفی از قبیل درمان دارویی، درمان های فیزیوتراپی (تمرین عضلات کف لگن که عضلات ضعیف را قوی می سازد) و دیگر درمان های سرپایی و درمان های جراحی در موارد شدید، بیاختیاری شما را کاملا رفع می کند. یک زندگی سالم با تغذیه مناسب و فعالیت ورزشی کافی از دوران نوجوانی برای دختران و ورزش های مناسب در دوران پس از ازدواج و حاملگی می تواند پیشگیری کننده بی اختیاری ادراری در سنین بالا باشد. رژیم سرشار از ویتامین C سبب تقویت عضلات کف لگن و جلوگیری از بروز بی اختیاری ادراری می شود. ابتلا به دیابت یکی از علل بروز بی اختیاری ادراری در افراد است. وی در مورد بی اختیاری ادراری در افراد دیابتی گفت: در این افراد به علت اثراتی که افزایش قند خون روی سیستم عصبی ناحیه ادراری دارد، می تواند با اختلال در کارکرد مثانه، منجر به بی اختیاری ادراری شود که لازم است در این زمینه نیز اقدامات کامل جهت تشخیص و درمان به عمل آورد. این متخصص اورولوژی با اشاره به این که این مشکل ممکن است به علل عصبی مربوط به سیستم عصبی ناحیه مجاری ادراری به وجود آید، گفت: در این صورت بیماران سیستم عصبی همچون بیماران اماس که دچار آسیب های طناب نخاعی شده اند باید یک ارزیابی کامل نزد پزشک متخصص انجام دهند. [h=2]شب ادراری در کودکان [/h] شب ادراری در اثر اختلال کارکرد مثانه و بی اختیاری ادراری 2 مقوله مجزا است. بیاختیاری ادراری در روز اتفاق می افتد درحالی که شب ادراری آن طور که از نامش پیداست شب ها رخ می دهد ولی هر دو نشانگر اختلال کارکرد مثانه هستند. وی همچنین برخورد غلط والدینی که فرزندشان دچار شب ادراری است را با سندرم پدر خشن نام برد و گفت: در اثر برخورد نامناسب، استرس کودک بیشتر می شود و اسپاسم انقباض غیرارادی کف لگن بروز می کند و تخلیه کامل انجام نشده و ادرار سرریز می شود.
  6. به گزارش کام به کام به نقل از فردا و دیلی میل، وضعیت بسیار عجیب این پسر 4 ساله موجب آشفتگی صدها پزشک شده است. این پزشکان هیچ راه درمانی را برای این پسر پیدا نکرده اند.پای راست "وِردانت جوشی" 28 سانتیمتر و وزنی معادل 5.4 کیلوگرم دارد.تقریبا می توان گفت به اندازه یک توپ بولینگ یا یک کیسه کوچک سیب زمینی است . وضعیت عجیب پسری 4 ساله موجب تحیر و گمراهی پزشکان شد. پای راست این پسر هم وزن یک سنگ 5.4 کیلویی است، اما به راحتی راه می رود و حتی می تواند بدود.وضعیت بسیار عجیب این پسر 4 ساله موجب آشفتگی صدها پزشک شده است.این پزشکان هیچ راه درمانی را برای این پسر پیدا نکرده اند.پای راست "وِردانت جوشی" 28 سانتی متر و وزنی معادل 5.4 کیلوگرم دارد. تقریبا می توان گفت به اندازه یک توپ بولینگ یا یک کیسه کوچک سیب زمینی است. این پسر 4 ساله اهل گجرات در غرب هند است . برخی از پزشکان پیشنهاد قطع پای راست او را مطرح کرده اند ، اما برخی دیگر اعتقاد دارند که این عارضه مهلک نیست. پدر وردانت به دنبال پزشکی است که بتواند او را درمان کند. او نمیخواهد که فرزند 3 ساله اش با معلولیت جسمی روبه رو شود. وردانت میگوید که بچه های دیگر او را به مسخره می گیرند : «بچه ها به من می خندند چرا که من نمی توانم سریع بدوم. کسی با من بازی نمی کند . معلم ها هم به پدرم گفته اند که من نمی توانم به مدرسه بروم.» وردانت مجبور است در خانه بماند. تلاش های پزشکان نیز در طول این چهار سال بی نتیجه بوده است. پزشکانی از آمریکا، بمبئی، چنای و اودی پور وِردانت را معاینه کرده اند اما از تشخیص بیماری او بازماندند.پدر وِردانت، دیلیپ کومار جوشی، می گوید:«من همه راه های درمانی را امتحان کرده ام. از همسان درمانی، معالجه بیماری با اضداد آن، متخصصان ارتوپدی گرفته تا متخصص استخوان و پوست، اما بی فایده بوده است. همه گیج شده اند. پزشکان آمریکایی حتی نتوانستند بگویند مشکل از کجاست. برخی گفته اند که دلیل آن عدم تعادل هورمونهاست، و برخی دیگر عدم چرخش مناسب خون در بدن را عامل آن دانسته اند. کسی نمی داند.» حقوق آقای جوشی 150 یورو در ماه است ولی تاکنون بیش از ده هزار یورو هزینه کرده است. البته شرایطی تقریبا مشابه برای یک زن انگلیسی اتفاق افتاده است. این زن 39 ساله هنگام تولد با سندروم پروتئوس مبتلا بوده و هیچ درمانی برای آن یافت نشده است. خانم جوشی میگوید: «تصاویر زمان بارداری هیچ چیزی را نشان نمیداد. او کاملا سالم بود. من اگر میدانستم اینگونه است جنین را سقط میکردم. هیچ پدر و مادری نباید اجازه دهند که فرزندشان زجر بکشد. مردم از او می ترسند و می گویند که آیا پای او پلاستیکی است. او مدام گریه می کند. روزی پیش من آمد و گفت که شاید من در زندگی قبلی گناه کرده ام و به همین دلیل پایم به این شکل شده است. حرف های او من را کاملا به هم ریخت. هیچ حرفی ندارم که بزنم. فقط میگویم که به خدا امیدوار باشد.»
  7. شنبه 2 اسفند 1393 [h=3] [/h] زندگی درست پیش میرود و همهچیز همانطوری است که باید باشد اما یک صبح معمولی که از خواب بیدار میشوید، موهای سرتان بهطوری غیرمعمول ریخته است.یا اینکه چشمتان میبیند و مغزتان کار میکند اما بیماری مثل خوره عضلات را میخورد. شما بدون اطلاع قبلي به اي.ال.اس يا يك بيماري نادر ديگر مبتلا شدهايد. حالا كشف درد و تأمين دارو يك روي سكه زندگي جديدتان ميشود و دشواري زندگيكردن در جامعهاي كه شما را بهخاطر بيماريتان طرد ميكند روي ديگرش. سرتان سلامت و تنتان بينياز از طبيبان، اما اينها واقعيات زندگي و فقط گوشهاي از مشكلات بيماران نادر است. همزمان با روزجهاني بيماري هاي نادر با دكتر علي داووديان، مديرعامل بنياد بيماري هاي نادر درباره اين موضوع گفتوگو كرده ايم. بيماري نادر چيست ؟ بايد گفت كه تعريف دقيقي براي بيماري نادر وجود ندارد اما از نظر بنياد، بيماري نادر به بيمارياي اطلاق ميشود كه از نظر جمعيتي از هر 10هزار نفر، يك تا 5نفر درگير آن باشند. شناسايي بيماري نادر به اين بستگي دارد كه ما درباره چه كشوري صحبت ميكنيم. بعضي بيماريها در بعضي كشورها ميتوانند بيماري نادر محسوب شوند و در بعضي كشورهاي ديگر بيماري نادر محسوب نشوند. علاوه بر اين بيماري نادر ميتواند در گروه خاصي از مردم يك منطقه بيماري شايعي باشد يا گاهي بسته به گروه سني مورد بحث بستگي دارد. مثلا گونههايي از سرطان در بزرگسالان بيماري نادر نيست اما در كودكان يك بيماري نادر محسوب ميشود.. چند نوع بيماري نادر تاكنون شناخته شده است؟ سازمان بهداشت جهاني رقم 6هزار را ثبت كرده و 8هزار نوع از اين بيماري، در سازمانهاي بينالمللي مردم نهاد بيماريهاي نادر ثبت شده است. اين اختلاف هم تفاوت در آزمايشها و گروههاي مورد مطالعه اين دو نهاد است. بنابراعلام بنياد بيماريهاي نادر، در اروپا 10درصد ودر آمريكا 9درصد مردمبيماري نادر دارند. در ايران چند نفر به بيماري نادر مبتلا هستند ؟ براساس آماري كه رئيس سازمان نظام پزشكي كشور اعلام كرده و در سايت اين سازمان موجود است، احتمال داده ميشود كه يك ميليون و 200هزار نفر به يكي از انواع بيماريهاي نادر مبتلا باشند. چرا بنيادآمار دقيقي ندارد؟ متأسفانه ما در ايران آمار دقيقي نداريم. اين بيماريها آنقدر مزمن، پيشرونده و حادشونده و سخت هستند كه بيمار حتي از رفتن به مطب پرهيز ميكند، از خانه بيرون نميآيد. از خودش و جامعه فرار ميكند. بهدليل همين پنهانكاريها و البته ضعف امكانات كافي براي پايش، آمار دقيقي در بنياد يا وزارت بهداشت ثبت نشده است. افراد چگونه به بيماري نادر مبتلا ميشوند؟ ميتوان گفت 85درصد اين بيماريها ناشي از وجود ژن معيوب در بدن زن و مرد هستند.10تا 15درصد اين بيماريها هم به طريق غيرژنتيك شكل ميگيرند. اما الزاما اين بيماريها در بدو تولد ظهوري ندارند و ممكن است سالها پس از تولد ديده شوند. به اين ترتيب بيماريهاي نادر در كمين همه ما هستند. اوضاع كوكان چطور است؟ 85 درصد از بيماران نادر از طريق ژنتيك به اين بيماري دچار شدهاند. براي زوجهايي كه قصد ازدواج دارند، آزمايشهاي خاصي وجود دارد كه فرزند آنها مبتلا به بيماري نادر نشود. اين موضوع بسيار جدي است. پيشنهاد ما اين است كه همه دخترها و پسرهاي جواني كه قصد ازدواج دارند، قبل از ازدواج، تستهاي ژنتيك و متابوليكي از بابت خودشان و ژنهايشان انجام دهند. مهمترين مشكلات بيماران نادر چيست؟ مهمترين مشكل اين افراد تأمين دارو است. عمده داروهاي موجود بسيار گران هستند. براي يك نوع از بيماري نادر پوستي، فرد ناچار است بابت هزينههاي يك دوره پانسمان يك ماهه خود حداقل يكميليون تومان بپردازد. اين رقم گاهي آنقدر زياد ميشود كه متمولترين افراد هم در تأمين آن ناتوان ميشوند. اين داروها هنوز تحت پوشش بيمه قرار ندارند. اميدوارم وزارت بهداشت و وزارت رفاه همت كنند تا داروهاي اين بيماران تحت پوشش بيمه قرار گيرد. آيا دولت از اين بيماران حمايت ميكند؟ بنياد توانسته است 25 هزار نفر از بيماران را تحت پوشش قرار دهد. بنياد بيماريهاي نادر تاسيس شده تا باري از روي دوش دولت بردارد. ما بازو و شريك دولت هستيم تا بتوانيم غمي از غمهاي بيماران نادر را كم كنيم و تا الان يك ريال هم از دولت نگرفتهايم .اما انتظارم اين است كه دولت، براي نهادها و سازمانهاي مردم نهاد سياستگذاري كند، برنامهريزي داشته باشد و بهصورت ستادي، حمايتهاي اداري و كشوري داشته باشد. با وزير بهداشت دراين باره مذاكرهاي نكردهايد؟ من جلساتي با آقاي دكتر هاشمي داشته ام. روحيه ايشان براي كمك به چنين ساختارهايي هماهنگ و آماده است. اگر دولت موانع اداري را از سرراه بردارد، ما با كمك خيرين و مردم راهمان را براي كمك به بيماران نادر پيدا خواهيم كرد. به وزير بهداشت پيشنهاد دادهام كه 5 بيمارستان دولتي در تهران و 5بيمارستان هم در مناطق محروم كشور تحويل بنياد بدهد. بنياد بيماريهاي نادر، ميتواند اين بيمارستانهاي دولتي را به تجهيزات آزمايشگاهي و پزشكي مجهز كند و سپس با تعرفه دولتي هم به مردم خدمت ميكنيم در اين بيمارستانها هم به بيماران خاص ونادر و هم به بيماران مبتلا به سرطان، رايگان خدمات خواهيم داد. تأمين دارو را چه خواهيد كرد؟ متأسفانه در كشور كساني هستند كه داروها را از راههاي غيرقانوني و بدون مجوز وارد ميكنند و با قيمتهاي گزاف ميفروشند و مردم هم چون ناچار به تهيه هستند در اين بين زيان ميبينند. بنياد بيماريهاي نادر آمادگي دارد دارو را از خارج بدون يكريال ارزش افزوده، در اختيار بيماران نادر قرار دهد. چند نمونه از بيماريهاي نادر را بشناسيد آلوپسي: آلوپسيا بيماري پوستي است كه در نتيجه از دست دادن مو در روي پوست سر و در نقاط ديگر بدن حاصل ميشود. اين بيماري معمولا بهصورت لكههاي گرد، صاف، كوچك يا بزرگ روي پوست سر ايجاد ميشود و تا ريزش كامل موي سر يا كل موهاي بدن ادامه پيدا ميكند . اي.ال.اس : بيماري اي.ال.اس يك بيماري بدخيم در سلسله اعصاب رابط مغز و ماهيچهها است. اين بيماري سلولهاي اين عصبها را بهتدريج از كار مياندازد و در نتيجه اعصاب، علائم مغزي را نميتوانند به ماهيچهها برسانند. بدينترتيب ماهيچهها كه ايجادكننده حركت در بدن هستند، بهتدريج لاغرتر و كم قدرتتر ميشوند و كاراييشان پيوسته كمتر شده و سرانجام به كلي از بين ميروند. پي كي يو : پي كي يو يك بيماري ژنتيك است كه بهعلت كمبود نوعي آنزيم در كبد نوزادان بهوجود ميآيد. شيوع اين بيماري در ايران بهعلت ازدياد ازدواجهاي فاميلي، 2برابر متوسط جهاني است. نوزاد مبتلا بهعلت كمبود آنزيم مخصوصي در كبد خود، قادر به هضم فنيلآلانين نيست. اين بيماري در بدو تولد هيچگونه نشانه بارزي ندارد و نوزاد در ۲ تا ۳ماه اول زندگي ظاهر كاملا سالمي دارد ولي بهتدريج علائمي هم چون بيميلي به خوردن شير، استفراغ بعد از خوردن شير، بروز اگزما و جوش در سطح بدن و بورشدن موهاي سر بدون سابقه ارثي ظاهر ميشود. همشهری انلاین
  8. چه عوامل روحی و روانی بر بیماری ها موثر می باشند؟ تهوع: حالت تهوع همیشه بیانگر چیزی است که هضم ان نه فقط در سطح جسمی ، بلکه در سطح ذهن هم برای ما خیلی مشکل میباشد . اگر غذاهای متنوعی بخوریم، یا آرمانهای گوناگونی را بپذیریم و نتوانیم آنها را به حد کافی هضم کنیم ، تهوع مانع از ادامه خوردن ، یا پذیرفتن میگردد . معمولاً حالت تهوع و استفراغ در حین بار داری به معنای عدم رضایت از نطفه ای است که جنین را به وجود آورده . و حتی میتواند به معنی پذیرش جنین مونث و یا خود بچه هم باشد. مسئله هر چه باشد به یقین آنچه فرو میرود قابل هضم میباشد ولی زمانی که مبتلا به حالت تهوع میشوید بدن میخواهد بگوید بیش از اندازه فرو داده ای و این درست نمیباشد. اگر قادر به تغییر موقعیتی که در آن قرار گرفته اید نیستید ، باید وسعت و گشودگی درون را افزایش دهید ، آنگاه قادر خواهید بود ظرفیت بیشتری برای دریافت مطالب کسب کنید. از بدن خود برای آنچه به ما میگوید باید همیشه سپاس گذار باشیم . تاول: مقاومت به خرج دادن، فقدان حمایت عاطفی. تاول دستگاه تناسلی: رابطه جنسی را گناه دانستن و خود را مجازات کردن، شرم از عموم ، اعتقاد به خدای جبار و قهار ، طرد اندامهای تناسلی ... تالاسمی: فراموش کردن چگونگی ایجاد شادی در بدن تارک دنیا شدن صدوراجازه ورود هر کس به قلمرو ذهن ما و ایجاد هر گونه فضای فکری در وجودمان مخصوصا اجازه ورود به موجودات متا فیزیکی به ذهن . و دور کردن هر آنچه که شادی آفرین است تب: خشم، سوختن. تب خال : گله و شکایت و خشم بر زبان نیامده . اندیشیدن به کلامی سخت که بر زبان جاری نشده . تب یونجه : تراکم هیجانات و عواطف ، ترس از زمان تقویمی ، اعتقاد به آزار و شکنجه احساس گناه . تخمدان : نمایانگر آفرینش و خلاقیت میباشد . تصادفات : ناتوانی در طرح افکار و عرضه حرفهای خویش ، عصیان در برابر قدرت ، اعتقاد به خشونت . همۀ ما مسئول زندگی و تجربیات خویشتن ، هستیم . گرچه تصادفات ناخواسته اتفاق می افتند ولی توسط خود ما رخ میدهند . هنگامی حادثه ای روی میدهد ، ناگهان راه کنونی شما زیر سوال میرود . اگر چگونگی حادثه را مورد بر رسی قرار دهید به مشکل پی خواهید برد . آیا تسلط خود را بر مسائل از دست داده اید ؟ آیا از مسیر خود منحرف شده اید ؟ شاید در بعضی موقعیت ها قادر به ترمز کردن به موقع نبوده اید و یا از چیزی پشم پوشیده اید . شاید هنگام وقوع حادثه خواب آلوده بوده اید و یا این اواخر در مقابل مسئله ای مقاومت زیادی کرده اید . به چگونگی وقوع حادثه دقت کنید و از اشارات لفظی در تفسیر حادثه بهره بگیرید . بررسی آمار تصادفات گویای شخصیت با افکار متضاد و سانحه ای افراد میباشد . تصادفات ، تصادفی اتفاق نمی افتند و ذهن خود ما آنها را می آفریند لزوماً به طور ارادی نمی خواهیم تصادف رخ دهد ولی دارای همان الگوهای ذهنی هستیم و میتوانیم تصادف را به سوی خود بخوانیم , بعضی همیشه در معرض و خطر تصادف قرار دارند و بعضی تمام طول عمر ، حتی یک خراش هم بر نمی دارند هر تصادفی بیانگر خشم و انبوهی از ناکامی ها از عدم امکان بیان آزادانه حرفها و نظرات خود و عصیان بر ضد قدرت میباشد . آنقدر خشمگین میشویم که میخواهیم دیگران را بزنیم و در عوض خودمان ضربه میخوریم . به هنگام خشم از خود احساس گناه میکنیم ؛ چون نیاز به مجازات پیش می آید ؛ تصادف بهترین راه برای مجازات میباشد . گاهی از اوقات مقصر تصادف ما نیستیم و فقط قربانی درمانده بازی سرنوشت میشویم . تصادف این امکان را به ما میدهد که برای جلب هم دردی و توجه ، به دیگران رو کنیم ... تصلب شرایین : مقاومت ، فشار ، کوته فکری و تعصب ، ندیدن خوبی ها . ترشح ماده سفید و چسبناک از مهبل : اعتقاد به این که زن بر جنس مخالف اقتدار ندارد . خشم از یک هم بستر . تناسلی ( ناراحتی های دستگاه تناسلی ) : نگرانی از این بابت که آنقدر که باید خوب نیستم . تنفسی ( ناراحتی های تنفسی شامل برونشیت ، سرفه ، سرماخوردگی ، آنفلوآنزا ) : بیانگر فرو دادن زندگی میباشد و بیان گر این که حق زیستن برای خود قائل نیستید .ترس از فرو دادن کامل زندگی دارید . و اگر در ناحیه سینه احساس گرفته گی میکنید و یا مشکلی در دریافت هوا دارید ، از خود بپرسید آنچه که شما را محدود میکند و اجازه نمیدهد آزادانه تنفس کنید چیست ؟ این مسئله را هم روشن کنید که چه چیزی شما را از نفس انداخته ؟ تنفس در کل : دم انسان ، علاوه بر اینکه حیاط جسمانی و مادّی را تأمین میکند ، به حوضه های غیر مادی هم انسان را مرتبط میسازد . تنفس ، همه اشکال زندگی را انسجام میبخشد و آنها را به یکدیگر مرتبط میسازد ، زیرا چه دوست و چه دشمن ، چه گیاه و حیوان همگی از یک هوا تنفس میکنیم . دستگاه تنفسی بیانگر ارتباط و تماس ما با محیط اطراف میباشد و در عین حال با آزادی ما ارتباط دارد . تنفس متعفن : اندیشه های ناشی از خشم و انتقام ، آنچه که با بازدم خود به بیرون میفرستیم ، مربوط است به اندیشه های جاری درون ما ، بد بوئی تنفس حکایت افکار نا مطبوعی میکند . تورم ( التهاب ) : ترس ، خشم ، اندیشه نا آرام و بر افروخته . تورم بدن نشانه مسدود بودن و ایستایی اندیشه های عاطفی است . بیمار اوضاعی را می آفریند که آزارش میدهد و آنگاه به آن خاطره ها میچسبد . تورم اغلب بیانگر اشکهای فرو نریخته میباشد . و احساس گیر کردن و در تله افتادن ، و یا سرزنش دیگران برای محدودیتهای خودمان است . تورم گلو گاه : ترس و عدم اطمینان به فرایند زندگی میباشد . تومور : پر و بال دادن به آزار های گذشته و کهنه و ایجاد پشیمانی میباشد . تومور ها رشد های کاذب هستند ، صدف برای حمایت از خود دور دانه ای از شن پوسته ای ضخیم میکشد و آنرا مروارید میخوانیم و زیبا میپنداریم . کاری که ما با آزار های کهنۀ خود میکنیم .و رفته رفته تبدیل به یک تومور میکنیم . غالب تومورهای رحم بانوان در اثر همین عمل میباشد . تیروئید : احساس حقارت و این اعتقاد که هرگز نمی توانم کاری را که دوست دارم انجام دهم ، ( کی نوبت من فرا میرسد ) تیروئید چشمی : خویشتن را حقیر یافتن و عدم دست یابی به اهدافی که در گذشته نشانه رفتیم . تیموس ( ناراحتی غده تیموس ) : غده اصلی سیستم مصونیت میباشد ، احساس حمله از جانب زندگی این اعتقاد که تنها میخواهند مرا گیر بیندازند . مشکلات پا : پاها نمایانگر استقرار ما روی زمین هستند و با دست یابی به اهداف مان ارتباط دارند و همچنین مشکلات پا نمایان گر ترس از اتمام است . پا ( مشکلات پا ): نمایانگر فهم است و ادراکی که از خود و دیگران و زندگی داریم ، پاها نمایانگر استقرار ما روی زمین هستند و با دست یابی به اهداف مان ارتباط دارند و همچنین مشکلات پا نمایان گر ترس از اتمام است . مشکلات پا را به همان ترتیب مشکلات ران میشود تفسیر گرد . اگر پنجه های تان اسیب دیده اند احتمالا به جنبه های محدودی از آینده مربوط میشود ، این مشکل نماد ترس قطعی از آینده است که حاصل عدم ترک قوانین زندگی است . با جلوگیری از حرکت بدون اشکال ، پای شما توجه تان را به این ترس جلب میکند . غالباً اراده قوی برای پیشروی وجود دارد و مشکلات پا روند شما را کند میکند .پاها ما را در زندگی به پیش میرانند . ناراحتی های پا اغلب نشان دهنده آن است که از پیشروی در مسیری خاص می ترسیم . ما با پای خود میدویم ، پای خود را روی زمین میکشیم ، دزدکی راه میرویم ، زانوی کج و معوج یا پنجه ای خمیده داریم ، و رانها بزرگ و چاق و خشمگینی که از نفرت های دوران کودکی آکنده اند . وقتی نمی خواهیم کاری را انجام دهیم ، ناراحتی های جزئی تر برای پا می آفرینیم . واریس نمایانگر ماندن در شغل و یا مکانی است که از آن نفرت داریم ، رگها توانایی حل شادمانی را از دست میدهند ، کف پا به فهم و شعور ارتباط دارد . ادراکی که از زندگی و گذشته و حال و آینده داریم . بسیاری از سالمندان با دشواری میتوانند راه بروند . ادراک شان تاب برداشته است و معمولاً احساس میکنند نمی دانند به کجا بروند . کودکان با شادی حرکت میکنند و پاهایشان میرقصند . سالمندان اغلب این پا و آن پا میکنند . و انگشتان پا نمایانگر جزئیات زندگی میباشند .ساق پا بیانگر توان حرکت به سوی هدف ها و تراز عمل . پینه شست پا نا شادمانی از تجربیات زندگی را نشان میدهد و قارچ انگشتان پا نا کامی و عدم پذیرش ، و احساس ناتوانی برای پیشروی آسان را نشان میدهد .مشکلات مچ پا انعطاف ناپذیری و احساس گناه را در شما میرساند و نمایانگر توانایی شادی و خوشی میباشد . و میخ چه پا خشم از فهم و ادراک خویشتن و نا کامی و ترس از آینده را می نماید . فرو رفتن ناخن شست پا در گوشت نمایانگر اضطراب و احساس گناه در بارۀ حق پیشروی خود میباشد . پینه شست پا: نا شادمانی از تجربیات زندگی را نشان میدهد پشت و مشکلات کلی آن: نظام پشتیبانی ما را نشان میدهد. ناراحتیهای پشت معمولاً حاکی از آن است که خود را بدون پشتیبان میدانیم. ما غالباً شغل و خانواده و همسر را پشتیبان خود میدانیم، در حالی که نظام کائنات خود پشتیبان و راهبر ما میباشند و اگر این عارضه در قسمت فوقانی پشت باشد حکایت از احساس عدم پشتیبانی عاطفی که ناشی از این باور است که همسرم و یا دوستانم و یا رئیسم مرا درک نمیکنند؛ و اگر در ناحیه وسط پشت احساس ناراحتی میکنید ناشی از احساس گناه و ترس از همۀ چیز های که پشت سر است و یا دست از سرم بردار ؛ آیا از دیدن آنچه در پشت سر است میترسید؟ آیا چیزی را پشت خود پنهان میکنید ؟ آیا احساس خوردن چاقو از ناحیه پشت را دارید ؟ آیا احساس میکنید که سوخته اید ...؟ و احساس ناراحتی در ناحیه پائین پشت، گویای احساس عدم پشتیبانی مالی میباشد و نشان دهنده نگرانی مالی شماست و این به میزان پولی که دارید ارتباطی ندارد . پشت, محل نگهداری احساسات نا خود آگاه و فشار های فوق العاده میباشد؛ ناراحتی در بالای پشت میان کتف ها نشان از خشم تل انبار شده میباشد و ناراحتی در ناحیه شانه گویای باور عدم حمایت عاطفی، ممانعت از محبت ، و این احساس که هیچ کس مرا دوست ندارد . به هر صورت بار فکری زیاد و اندیشه های از این دست عامل مهمی در ایجاد ناراحتی های پشت میباشد. و کلاً پشت بدن ما را پشتیبانی و آن را صاف نگاه می دارد . بنا بر این ، وظیفه پشت حمایت و حفظ راستی است . مشکلات پشت نشان میدهند ، که شما متحمل بار اضافی شده اید و احتمالاً به دلیل عدم احساس حمایت کافی ، راضی به پذیرش ان نیستید . مشکلات بخش فوقانی ستون مهره ها ، مربوط به فقدان حمایت عاطفی است ، که منجر به ثبات درونی میشود . در عین حال ، شاید شما فردی هستید که خود را از عشق و محبت کنار میکشید . مشکلات بخش پایینی ستون مهره مربوط به مسائل اقتصادی و نگرانی های مالی و ترس از آینده است . قدرتی که جهان را آفریده و آن را حمایت میکند به شما زندگی میبخشد و در همه سطوح هستی شما را حمایت میکند. پشت(گرفتگی عضلات پشت در نویسندگان ): این علامت آشکارا نشان میدهد که بسیار جاه طلب و بلند پرواز و متظاهر هستید . سعی چه کسی را تحت تأثیر قرار بدهید؟ همواره گرفتگی عضله بیانگر هیجانات افراطی و تلاش برای نشان دادن چیزی یا کسی است که واقعاً در شما نیست . به جای انجام دادن ، یا میل به انجام دادن فقط وقت بیشتری بر (بودن) یا حضور دل بگذارید . آنگاه دوباره زندگی آسوده و راحت خواهد شد . حتی بدون احساس بلند پروازی و جاه طلبی افراطی تان شما یک انسان هستید (لطفاً زیر عنوان گرفتگی عضلات را نگاه کنید ). پارازیت: قدرت را به دیگران سپردن و اختیار را از دست دادن. پارکینسون: ترس ، میل به تسلط بر همه چیز و همه کس پر مو بودن: لایه ای خشم و حفاظی نشانه ترس ، میل به سرزنش کردن دیگران و نه پروراندن خود . پروستات و مشکلات غده پروستات: نمایانگر مردانگی ، ترسهای ذهنی مردانگی را ضعیف میکند ، تسلیم ، فشار جنسی ، احساس گناه ، اعتقاد به پیری و انکار اهداف مهم زندگی و مشکلات غده پروستات ناشی از قضاوت ها و عقاید اشتباه شما میباشد و اعتقاد به شکست دارید . غالباً با موضع گیری بدبینانه دیگران را متهم میکنید. پسوریازیس (داءالصدف ): ترس از آزار ، حس های خود را کشتن ، مسئولیت احساسات خود را به عهده نگرفتن .این بیماری مانند لباسی از زره میباشد که انسانهای خیلی حساس از روی ترس و آسیب عاطفی میپوشند . هیچ چیز نمیتواند به این زره نفوذ کند و یا از آن خارج شود . این نشانه مظهر اشتیاق و میل به نزدیکی و در عین حال، ترس از نزدیکی میباشد، ترک ها و زخم ها ناشی از آن است که باید قلب خود را بگشایید . آماده آسیب ها و درد های احتمالی باشید! پوست (مشکلات پوستی): پوست قشری است که اندام ما را در بر میگیرد و مرز میان بیرون و درون است این پوست ما است که در تماس مستقیم با دنیای خارج است و به همین دلیل نماد مرز بندی ها میان ما و دیگران است, حالات پوست شما گویای مطالب درون تان است ؛ پوست حساس نشان دهنده شخصیت حساس شماست و ضخامت پوست؛ نمادی از شخصیت شما . فرد هیجان زده؛ ترسو و گلگون غالباً دچار پوست های عرق کرده و مرطوب هستند. محدودیت پوست از درون؛ با نشانه های چون جوش و دمل از بیرون؛ یا خراش؛ خود را نشان میدهد. پوست نمایانگر شخصیت و فردیت ما است, عوارض پوستی غالباً به این معنی است که احساس میکنیم که شخصیت و فردیت ما مورد تهدید قرار گرفته, احساس غلبه دیگران بر خود را داریم و پوست نازک هستیم؛ اعصاب ما درست در ناحیه زیر جلد قرار دارند و کلاً ناراحتی های پوستی ناشی از تری ، اضطراب، نا پاکی مدفون شده گذشته، احساس تهدید میباشد. پینه: مفاهیم سخت شده و ترس منسجم را نشان میدهد. پیچ خوردگی : خشم ، مقاومت ، عدم علاقه به حرکت در یکی از راه های زندگی و گاهی از اوقات ، سر سختی زیادی نسبت به دیگران را نشان میدهد . اگر آگاهی از این امر نداشته باشید پیچ خوردگی این مطلب را یاد آوری میکند و با این وجود باز هم به اعمال قدرت بر دیگران ادامه میدهید . پیشانی: ناراحتی در این ناحیه مبین عقلانی بودن شماست. پیری و مشکلات آن: مشکلات سنین پیری مربوط به موضعگیری های یک بعدی شما و مشکلاتی که در سالهای نخست جوانی حل نشده و سامان نگرفته اند , میباشند. این مشکلات میتواند مولود باورهای اجتماعی شما باشد، اندیشیدن به سبک و سیاق گذشته و قدیمی. ترس از خود بودن و نپذیرفتن حال . پیوره: خشم از نا توانی در تصمیم گیری؛ و این عارضه از مشکلات افراد نامصمم و سرسری است . پریود و عوارض و مشکلات آن (پیش و در هین پریود): آشفتگی، خود را تحت نفوذ نیروهای بیرونی قرار دادن ، نپذیرفتن اصل زنانگی، احساس گناه و ترس ، این اعتقاد که اندامهای تناسلی نا پاک و گناه کار هستند. قطع قاعدگی نشانه نفرت از زن بودن و دوست نداشتن خود است . این مشکلات اعتراضی درونی بر علیه خلوص و مقاومتی نا خود آگاه بر علیه ویژگی های جنسی زن، مسائل جنسی و شریک مذکر است . غالباً احساس جنسی به عنوان عاملی گناه آلود و نا پاک تلقی میگردد . زن بودن به معنی تجربه گسترش قدرت خلوص، پذیرا بودن عشق است . این ویژگی ها تضاد شدیدی با قدرتهای مذکر دارد. بازوان: نمایانگر گنجایش و توانایی در آغوش گرفتن تجربه های زندگی است .و بنیان مرکز قلب و عشق ما را به حرکت در می آورند و با دنیای خارج مرتبط میکنند. بالای بازوان نمایانگر قدرت عمل و ترس از دلسرد شدن است. بازو ها و دست ها ضمیمه های قلب ما هستند و عشق و احساست ما را بیان میکنند. باسن: نمایانگر قدرت ، باسن شل و ول نمایانگر عدم قدرت، نمایانگر توازن کامل و پیشروی نیز هست. بافت ها (تصلب بافت ها): نپذیرفت ارزش خود، نفی کمیابی و موقعیت خویشتن. بافت ها (ضعف بافت های پیوندی): همیشه حکایت از کمبودهای ریشه دار در درون و توان ذهنی شما است و به همین دلیل شما زود آسیب میبینید و دیر جبران میشود. کبودی هایی که در اثر ضربات ناچیز در شما ایجاد میشود گواه صدق این نظریه میباشد. برفک: خشم از تصمیم گیری های نادرست. برونشیت: محیط نا آرام خانواده، مشاجرات و فریاد کشیدن، گاه فریاد ها خاموش است. این بیماری بیانگر تضادها و خشم های بحرانی و یا نگرانی در خانواده، یا محیط اطراف شما است. سرفه ها نشان میدهند که شما نا آگاهانه میخواهید از شر چیزی رها شوید. سعی کنید بفهمید، آنچه که شما را می رنجاند و آزار میدهد چیست. سپس بپذیرید که تک تک افراد خانواده شما ، مثل هر فرد دیگر در مکتب زندگی چون شماست و این حقیقت را بپذیرید که هر فردی باید راه خود را در زندگی دنبال کند. با خود و زندگی تان در صلح و شادی باشید بریدگی: عدم متابعت از قوانین خود، خشم بر خویشتن و مجازات خود ، احساس گناه بواسیر: ترس از مهلت و آخرین فرصت ها، خشم از گذشته ، ترس از رها کردن، فشار . این بیماری نشان دهنده آن است که مشکلاتی دارید که باید آنها را رها کنید . چیزی شما را آزار میدهد که نمی خواهید و یا نمیتوانید آن را رها کنید. بوی بد بدن: ترس ، دوست نداشتن خود ترس از دیگران بوی بد دهان: گرایش های پوسیده ، غیبت و بد گویی ، اندیشه های فاسد. بی اختیاری در مدفوع و یا ادرار : غلیان عواطف ، کنترل دراز مدت هیجانات و یا احساسات . بی اشتهایی: نفی زندگی خود و ترس مفرط از خود و نپذیرفتن خویشتن .چرا به خود خوراک نمی رسانید و چرا میخواهید بمیرید ؟ چه چیز هولناکی است که میخواهید یکسر خود را از آن خلاص کنید؟ چه چیز وحشتناکی در شما وجود دارد ؟ آیا در خانواده ای بار آمده اید که مدام از شما انتقاد میکردند ؟ آیا آموزگار تان از شما انتقاد میکرده؟ آیا آموزشهای دینی دوران ابتدایی تان به شما آموخته که بد هستید ؟ آیا تبلیغات راجع به چاقی و یا لاغری به شما این باور را داده که چندان خوب نیستید؟ شما هر طور که هستید باید خود را بپذیرید و به خود عشق بوزید و با خود کنار بی آید ، شما برای خود یک موهبت الهی هستید بی حسی: مضایقه از محبت، بی ملاحظه گی ، از نظر ذهنی مرده بودن . بی حسی پاها: این نشانه آن است که شما پاهای خود را نا آگاهانه مدت های مدیدی این سو و آن سو کشیده اید و در فقر شدید عاطفی به سر میبرید و خویشتن را از عشق و شفقت دور نگاه داشته اید، در حقیقت احساسات شما مانند پاهای تان بی حس شده اند . بی خوابی و مشکلات به خواب رفتن: به خواب رفتن بیان کننده اعتماد به فرایند زندگی است ، که نیاز مند رها کردن فعالیت و کنترل و سپردن زندگی به دست ناشناخته ها و کائنات است . هر زمان که میخوابید مرگ کوتاهی را تجربه میکنید ، و در هنگام خواب شب هر آنچه در روز سر کوب گردیده ؛ نا خود آگاه ظهور میکند . افرادی که در موقع خواب مشکل دارند معمولاً در موقع مرگ هم مشکل خواهند داشت زیرا راضی و قادر به رها کردن نمی باشند . بیضه ها: نمایانگر مردانگی و اصل مذکر میباشد و شخص مبتلا به ناراحتی بیضه از جنسیت خود نا راحت و نا راضی میباشد . باید باور داشت که مرد بودن خطری ندارد. بلع (مشکلات بلع): اگر شما در بلع خود مشکل دارید و یا در گلوی تان توده ای وجود دارد ، باید از خود سوال کنید که در بلع چه موضوعی مشکل دارید و آنرا برای خود حل کنید . بینی: رنگ و کوفته ای بودن بینی مربوط به قلب و حس و بو مربوط به واکنش جنسی . آبریزش بینی گریه درون میباشد و وجود حس قربانی شدن در شخص . خونریزی بینی گویای نیاز شخص به شناخته شدن و توجه و محبت است و بینی گرفته نمایانگر ندانستن ارزش خویش است . بینی (گرفتگی) :بینی ما عضوی است که میتوانیم با آن هوایی را که تنفس میکنیم به بیرون و درون بفرستیم یک بینی گرفته از این تبادل محیطی میکاهد (لطفاً به دستگاه تنفس خود توجه کنید). وقتی که سرما خورده اید دوست دارید که به درون خود باز گردید زیرا دیگر نمیتوانید بوی همه چیز را تحمل کنید, شاید تضاد هایی وجود دارد که شما از آن پرهیز میکنید یا چیزهای زائدی در زندگی شما هست . بیهوشی (اغماء) : بیهوشی عکس العملی ناشی از ضعف درونی و ترس از عدم قدرت در بر خورد با مسائل و از دست دادن قدرت میباشد.و اگر ناشی از ضربه مغزی باشد ، به تمامی ابزار تفکر شما حمله نموده و شما دیگر قادر نیستید سر خود را راست نگاه دارید و به مجرد بر خواستن از جای خود صدمه میبینید. رها نکردن افکار قدیمی از دلایل مهم بروز این ناراحتی است. بارداری(مشکلات حین بارداری): مشکلات برخی از زنان در دوره بار داری ناشی از طرد طفل درون خود است و هرچه بیشتر او را طرد میکنند، این مشکلات بیشتر میشود. بارداری کاذب یا خیالی: مبین میل شدید برای داشتن فرزند میباشد و از طرف دیگر بیانگر ترس نا خود آگاه از مسئولیت ، در مورد زنانی که تنها زندگی میکنند، معمولاً بارداری کاذب بیانگر آرزوی داشتن یک فرزند بدون تحمل ارتباط جنسی است. بیماری حرکت (در اتومبیل یا هواپیما و یا کشتی): هنگام سفر ، با ترک محیط آشنا و مأنوس خود و روبرو شدن با آینده و تجربیات نا معلوم و مسائل تازه برای بعضی ها سرگیجه و تهوع شروع میشود . علاوه بر این با نشستن در وسیله نقلیه تصور میکنید که دیگر راه فرار ندارید و در قید و بند و اسارت هستید و تسلط خود را نسبت به وضعیت خود از دست داده اید موضوع ادامه دارد منبع: ناصری برگرفته از سایت روح و جسم
  9. بیماری کندرومالاسی چیست؟ بیماری نرمی غضروف زانو ● درد قسمت قدامی زانو( بنام کندرو مالاسی استخوان کشکک) درد قسمت قدامی زانو,اصطلاحی است کلی که بطور یقین بیش از یک اختلال بالینی را شامل میشود. ماهیت غیر اختصاصی این اصطلاح, نشان دهنده این مطلب است که علت درد همیشه مشخص نمیشود.این حالتهای بالینی, بطور اختصاصی در نوجوانان, و مخصوصا دختران رخ میدهد.توضیحات زیر مربوط به یکی از ضایعات بخوبی شناحته شده بنام کندرو مالاسی استخوان کشکک هستند. علایم مشابهی نیز ممکن است در غیاب تغییرات مشخص استخوان کشکک رخ بدهد که عامل مسبب آنها نامشحص است. ● کند رومالاسی استخوان کشکک در این بیماری , غضروف مفصلی ( مخصوصا قسمت داخلی آن) به دلایلی که مشخص نیست خشن و رشته رشته میشود. تصور میگردد که سایش ایجاد شده بین ناحیه آسیب دیده وقسمت داخلی زائده انتهای پائینی استخوان ران , مسول بروز درد است. این بیماری با آرتروز تفاوت دارد ولی ممکن است آرتروز سالهای بعد اضافه گردد. ● بالینی: بیمار اغلب دختر ۱۵-۱۸ سالهای است که درد آزار دهنده ای در عمق زانو و پشت استخوان کشکک خود احساس میکند . درد بیمار با با لارفتن از پله ها یا پاین آمدن از پله ها تشدید میگردد. اغلب تجمع مایعی در درون مفصل وجود دارد و ممکن است پس از جابجا کردن استخوان کشکک به یک طرف در لمس عمقی آن حساسیت موضعی یافت گردد. همچنین ممکن است نقطه ای از حساسیت موضعی شدید بر روی قسمت قدامی زایده استخوان ران وجود داشته باشد. حرکات مفصل ممکن است همراه با کریپیتاسیون(صدا) باشند که از روی استخوان کشکک به دست فرد معاینه کننده متقل میشود.( مخصوصا وقتی که بیمار از حالت ایستاده زانوهای خود را خم میکند و مینشیند) فیلمهای رادیوگرافیک طبیعی هستند . آرتروسکپی( مشاهده ویدئویی) ضایعات پاتلا را در صورت وجود نشان میدهد. ● درمان: درمان بیماری تقریبا در همه موارد باید از توع انتظاری باشد. معمولا از بانداژ سفت crepe استفاده میشود. و فعالیتهای شدید محدود میگردد. این گونه احتیاطات معمولا علایم بیمار را تاحد زیادی کاهش میدهد . از درمان جراحی باید اجتناب شود زیرا اگر چه روشهای مختلفی توصیه میشوند نتایج آنها تقریبا در همه موارد نامید کننده هستند. منبع: برگرفته از سایت ایران سلامت
  10. چگونه می توان بیماری جنین را در رحم مادر تشخیص داد؟ آمنیوسنتز آزمایشی است که پزشک با بررسی مایع آمنیوتیک در رحم مادر، اختلالات و بیماریهای جنین را قبل از به دنیا آمدن و در زمان بارداری مشخص می کند. آمنیوسنتز، یک نوع آزمایش قبل از تولد برای جنین می باشد که این امکان را به پزشک می دهد تا اطلاعات مفیدی را راجع به وضعیت جنین و سلامت او، از طریق بررسی مایع آمنیوتیک به دست آورد. مایع آمنیوتیک مایعی است که اطراف جنین را در داخل رحم مادر احاطه کرده است.مایع آمنیوتیک وظیفه محافظت از جنین را در طول دوران بارداری بر عهده دارد. این مایع حاوی سلولها و موادشیمیایی مختلف تولید شده توسط جنین می باشد. هدف از بررسی مایع آمنیوتیک چیست؟ 1- کشف اختلالات ژنتیکی و ناهنجاری های کروموزومی در جنین مثل سندرم داون و بیماری اسپینا بیفیدا 2- بررسی اینکه آیا ریه های جنین به حد کافی رشد کرده اند یا نه؟ 3- تشخیص یا رد عفونت رحم در مادر باردار 4- بررسی وضعیت سلامت جنین ، مثلا اگر جنین حساسیت خونی داشته باشد، مانند حساسیت به rh خون (اگر rh خون جنین مثبت باشد و rh خون مادر منفی باشد، پس از آمنیوسنتز ممکن است خون مادر پادتنی علیه خون جنین تولید کند. برای این منظور به این مادران، دارویی به نام ایمونوگلوبین rh داده می شود تا علیه خون جنین، پادتن تولید نکند) البته امروزه متخصصان زنان و زایمان به جای این روش (به دلیل بروز یک سری مشکلات احتمالی که برای جنین و مادر ممکن است رخ دهد)، با استفاده از سونوگرافی داپلر،rh خون جنین را بررسی می کنند. روش آمنیوسنتز به دلیل استفاده از سوزن و ایجاد جراحت های هرچند جزیی، روشی تهاجمی محسوب می شود. بنابراین در برخی موارد از روش های جایگزین مثل سونوگرافی داپلر استفاده می شود. زمان انجام آمنیوسنتز آمنیوسنتز معمولا روی مادران بارداری که بین هفته 16 تا 22 حاملگی هستند انجام می گیرد، یعنی بهترین زمان برای انجام آمنیوسنتز، سه ماهه دوم بارداری است. در این زمان رحم و جنین بزرگ شده و به اندازه کافی مایع آمنیوتیک وجود دارد که بتوان میزان مایع مورد نیاز را از آن گرفت و مشکلی هم برای جنین پیش نیاید. همه زنان باردار می توانند این آزمایش را انجام دهند، اما بیشتر به مادران بارداری که نوزادان آنها در معرض خطر مشکلات ژنتیکی و ناهنجاری های کروموزومی هستند توصیه موکد می شود که حتما این آزمایش را نجام دهند اگر با آزمایش آمنیوسنتز مشخص شود که جنین اختلالی دارد، چه باید کرد؟ آمنیوسنتز آزمایشی است که پزشک با بررسی مایع آمنیوتیک در رحم مادر، اختلالات و بیماریهای جنین را قبل از به دنیا آمدن و در زمان بارداری مشخص می کند. اگر بعد از انجام آمنیوسنتز مشخص شد که جنین دچار مشکلات ژنتیکی و ناهنجاری های کروموزومی می باشد و پس از قطعی شدن آن توسط آزمایش های دیگر، به مادر مجوز سقط جنین داده می شود. آمنیوسنتز چگونه انجام می شود؟ - پس از تجویز آمنیوسنتز برای مادر باردار در سه ماهه دوم باردار ی، متخصص رادیولوژی با انجام سونوگرافی، محل دقیق جنین را در داخل رحم مادر مشخص می کند. - پزشک متخصص، شکم مادر باردار را برای تعیین محل دقیق جفت و جنین، سونوگرافی می کند. - بعد سطح شکم مادر در ناحیه روی رحم، ضدعفونی و بی حس می شود. - پزشک متخصص یک سوزن را از روی شکم وارد رحم می کند و مقداری از مایع آمنیوتیک رحم را با سرنگ بیرون می کشد. سپس خیلی آرام، سوزن را از شکم خارج می کند. - هم زمان با ورود سوزن، مسیر سوزن به وسیله سونوگرافی کنترل می گردد. - آزمایش های مختلفی روی مایع آمنیوتیک انجام می گیرد. - مقدار مایع آمنیوتیک استخراج شده از رحم، به تعداد هفته های بارداری بستگی دارد .معمولا 30 میلی لیتر مایع بیرون می کشند. - مادر باردار در طی مدتی که سوزن وارد شکم او می شود، باید آرام و بدون حرکت، به پشت بخوابد و از انجام حرکات اضافی جدا خودداری کند. - کل این روش حدود یک ساعت طول می کشد و در اغلب موارد نمونه گیری از مایع آمنیوتیک یک الی دو دقیقه به طول می انجامد. پس از انجام آزمایش آمنیوسنتز ... - پس از انجام عمل آمنیوسنتز، دوباره سونوگرافی توسط پزشک انجام می گیرد تا وضعیت جنین بررسی شود (وضعیت ضربان قلب جنین). - مادر باردار ممکن است مشکلاتی از قبیل گرفتگی عضلانی و یا کمی خونریزی از ناحیه واژن را تجربه کند. - پزشک مدت زمانی استراحت را برای مادر تجویز می کند تا این مشکلات برطرف شوند .پس از اندک استراحتی می توانید به فعالیت های روزمره خود ادامه دهید. - اگر بعد از آمنیوسنتز مشکلات شما بیش از چند روز طول کشید و با مشکلاتی از قبیل تب، خونریزی از ناحیه واژن، از دست دادن مایع واژینال، درد رحم و یا مشکلاتی از این قبیل روبرو شدید، حتما با پزشک خود تماس بگیرید و مشکلات مربوطه را مطرح کنید تا پزشک شما ، جهت برطرف کردن این مشکلات اقدام کند. منبع: سایت تبیان
  11. [h=1] [/h] "بیماری فنیل كتونوریا" یا "پی كی یو (PKU)" كه از جمله بیماریهای متابولیك ارثی است، از شیوع بسیار بالایی در ایران برخوردار است. دکتر طلیعه زمان، فوق تخصص بیماری های متابولیك می گوید: بیماری فنیلكتونوریا كه الان در حال غربالگری برای نوزادان است به دلیل انتقال یك ژن ناقص از پدر و مادر به كودك اتفاق می افتد و بر اساس آمار به دست آمده، از شیوع بسیار بالایی برخوردار است. اما خوشبختانه این بیماری در صورت تشخیص به موقع و در بدو تولد، كاملا قابل درمان بوده و كودك می تواند با درمان به موقع، دارای زندگی كاملا طبیعی باشد. وی تاخیر در تشخیص این بیماری را برای كودك بسیار خطرناك می داند و تاكید دارد: هر یك ماه كه تشخیص بیماری پیكییو به تاخیر بیفتد، در حقیقت 5/4 واحد از ضریب هوشی (IQ) نوزاد کم میشود؛ یعنی اگر یك سال بعد از تولد، بیماری كودك تشخیص داده شود، در واقع 50 واحد یا 50 درصد از ضریب هوشی كودك كاسته می شود. بیماری فنیل كتونوریا، نوعی اختلال متابولیك ارثی است كه از پدر و مادر به فرزند منتقل می شود و به علت كمبود نوعی آنزیم كبدی (برای تبدیل اسیدآمینه فنیل آلانین به تیروزین) در نوزاد به وجود می آید. لذا میزان اسیدآمینه فنیل آلانین و متابولیتهای آن در داخل خون بالا می رود که با تاثیر بر مغز باعث تخریب سلول های مغزی، عقب ماندگی های ذهنی و تشنج های مکرر می شود. مصرف غذاهای پروتئینی از جمله شیرخشك های معمولی و به میزان كمتر شیر مادر باعث افزایش شدید غلظت خونی فنیل آلانین و تجمع آن در بدن و در نتیجه اختلال در تكامل مغز و اعصاب و در نهایت ضایعه مغزی و عقب ماندگی ذهنی دائمی در مبتلایان می شود. این بیماران نیاز به رژیم های غذایی خاصی دارند که در صورت تشخیص به موقع باید این رژیم را تا 10 سالگی ادامه داد و بعد از این سن، رژیم غذایی کمی آزادتر می شود، اما به طور کامل کنار گذاشته نمی شود و حتی در دوران بزرگسالی نیز باید ادامه پیدا کند. به گفته متخصصان، بیماری PKU در اوایل، به علت بالا رفتن مواد سمی موجود در خون، خود را به صورت استفراغ های جهنده و کش دار نشان می دهد. علایم دیگری همچون کوچک شدن دور سر این بیماران، بی قراری، ضایعات پوستی، بوری موی سر و بدن، بوی زننده و نامطبوع عرق و ادرار از دیگر علایمی است که در بیماران مبتلا به PKU دیده می شود. پس از مدتی، تاخیر در رشد و تكامل نوزاد ظاهر گشته و با گذشت زمان، كودك دچار عقب ماندگی ذهنی می شود و علاوه بر اختلال در صحبت كردن، نشستن و راه رفتن، نا آرام و پرجنب و جوش می شود. در حالی كه از هر 10 هزار تولد در جهان، یك نوزاد به بیماری های متابولیك مانند فنیل كتونوریا مبتلا است، به گفته كارشناسان در ایران آمار نوزادان مبتلا به این بیماری از سطح جهانی بیشتر است و علت آن، ازدواجهای فامیلی است. وی با تاکید بر این که ازدواج های فامیلی مهم ترین علت بروز بیماری های متابولیک ارثی است و به علت شیوع بالای این گونه ازدواج ها در ایران، فنیل کتونوریا به عنوان بیماری بومی کشور شناخته می شود، گفت: با انجام مشاوره های ژنتیک قبل از ازدواج می توان از شیوع رو به افزایش این بیماری در کشور جلوگیری کرد. ازدواج های فامیلی مهم ترین علت بروز بیماری های متابولیک ارثی مثل فنیل کتونوریا است و به علت میزان بالای این گونه ازدواج ها در ایران، این بیماری از شیوع بسیار بالایی در کشورمان برخوردار است. [h=2]تشخیص زودهنگام[/h]بیماری فنیل کتونوری را می توان در دوران حاملگی نیز تشخیص داد و با توجه به این که این بیماران حتی در صورت تشخیص به موقع، باید تا پایان عمر تحت رژیم های سخت قرار داشته باشند، از طریق پزشکی قانونی می توان مجوز سقط جنین صادر کرد. در صورت تولد یک فرزند مبتلا به این بیماری در یک خانواده، احتمال ابتلای فرزند بعدی به این مشکل 25 درصد است و والدین در صورتی که تصمیم به بچه دار شدن دارند، باید بررسی های ژنتیکی قبل از بچه دار شدن را انجام دهند. مهم ترین نكته ای كه به گفته متخصصان برای درمان این بیماری وجود دارد، تشخیص زودهنگام پس از تولد است. اگر نوزاد مبتلا به این بیماری با شیرهای مخصوص فاقد فنیلآلانین تغذیه شود، می تواند مثل افراد عادی به زندگی ادامه دهد و البته تا پایان عمر هم باید از غذاهای حاوی این اسیدآمینه (فنیل آلانین) پرهیز كند. دكتر زهرا سماوات، متخصص ژنتیك با عنوان این مطلب كه بیماران مبتلا به فنیل كتونوریا به دلیل بیش فعالی احتیاج به پرستاری به صورت 24 ساعته دارند، می گوید: خانواده بیمار باید تمام وقت خود را صرف كودك كند و همین مسئله، ضعیف شدن زیرساخت های خانواده را به همراه دارد. به گفته وی، یكی از برنامه ریزی هایی كه برای درمان بیماران فنیل کتونوری باید انجام شود، وارد كردن مواد غذایی مورد نیاز این بیماران از كشورهای دیگر است، چون ما به هیچ وجه در این زمینه تولید داخلی نداریم. سماوات با اشاره به این كه سازمان های بیمه گر باید تأمین و حمایت از این بیماران را به عهده بگیرند، می گوید: سازمان هایی كه در خلا بیمه از این بیماران حمایت می كنند مثل بهزیستی، باید اعتبار واحدی را تدارك ببینند، یا این كه تبدیل به یك سازمان واحد شوند تا با شرایط بهتری بتوانند به این بیماران خدمات برسانند. دكتر مصطفیقلی بیگدلی، مدیر انجمن پیكییو ایران با اشاره به این كه در دنیا از حدود 40 سال پیش این بیماری شناخته شده و امروزه به صورت یك بیماری كنترل شده است، می گوید: در كشورهای پیشرفته در بدو تولد با چند قطره خون كه از پاشنه پای كودك گرفته می شود، می توانند در حدود 30 بیماری ژنتیك از جمله پیكییو را تشخیص دهند كه اكثر این بیماری ها قابل درمان هستند. به گفته قلی بیگی، تعداد زیادی از این بیماران در استانهای تهران، فارس، كرمانشاه و اصفهان ساكن می باشند و اكثر آنان از قشر پایین و با درآمد زیر خط فقر هستند. منابع: همشهری، ایرنا، مهر سایت تبیان
  12. [h=1] [/h] بسیاری از بیماریها با کاهش میل جنسی، باعث میشوند روابط زناشویی تحت تاثیر قرار بگیرد. در واقع میتوان کاهش میل جنسی را بهعنوان یکی از بارزترین عوارض این بیماریها به حساب آورد. با توجه به این حقیقت میتوان اذعان کرد که اگر دچار کاهش میل زناشویی و یا هر نوع اختلال دیگری در این عملکرد هستید، بهتر است به پزشک مراجعه نمایید تا دلیل اصلی آن مشخص شود و با رفع مشکل زمینهای، این مشکل شما نیز برطرف شود. [h=2]بیماری های موثر [/h]در ادامه به بعضی از مهمترین بیماریهایی که میل زناشویی را تحت تاثیر قرار میدهند اشاره میکنیم: 1- بیماریهای عروقی برخی از اختلالات عروقی در قالب مشکلات زناشویی خود را نشان میدهند که به مرور زمان رگهای خونی را تحت تاثیر قرار داده، شریانها را سخت و باریک میکنند و همین مساله، خونرسانی به دستگاه تناسلی را کاهش میدهد. 2- دیابت اغلب مشکلات زناشویی ناشی از بیماری دیابت است که با مشکلات دیگری نظیر آسیبهای عصبی و بیماریهای عروقی همگام میشود. در زنان این عارضه به شکل کاهش میل زناشویی خود را نشان می دهد. البته این عوارض با کنترل قندخون ، فشارخون و مقدار کلسترول خون، قابل جبران است. 3- افسردگی اغلب بهدنبال افسردگی اختلالات زناشویی بروز میکند. اگر مواد شیمیایی مغز و یا هورمونها و ناقلهای عصبی در وضعیت متعادلی نباشند، میل زناشویی را تحت تاثیر قرار میدهند و داروهای ضدافسردگی باعث کاهش میل زناشویی میشوند. البته خوشبختانه داروهایی با فرمول مشابه ویاگرا و یا خود ویاگرا میتوانند به بهبود این وضعیت کمک موثری کنند. 4- یائسگی میل زناشویی زنان به موازات تغییر در هورمونهای خاصی در یائسگی کاهش پیدا میکند. کاهش مقدار هورمون استروژن (هورمون زنانه) در زنان که در انگیختگی زناشویی موثر است، باعث خشکی واژن و دردناکی آمیزش میشود. تستوسترون (هومون مردانه)، هورمونی که در میل زناشویی هر دو جنس نقش دارد، با کاهش فعالیت تخمدانها کاهش مییابد و در مجموع، این مساله باعث کاهش میل زناشویی میشود. 5- عوارض جانبی برخی داروها داروهای بیشماری هستند که چنین تاثیر ناخواستهای را به همراه دارند. علاوه بر داروهای ضدافسردگی، داروهای فشارخون و حتی داروهای ضدبارداری میتوانند میل زناشویی را تحتتاثیر قرار دهد. 6- ام.اس بیماری ام.اس که باعث تخریب سیستم عصبی مرکزی میشود، روی عملکرد آمیزشی تاثیر میگذارد. عدم خشنودی از آمیزش و یا کمبود میل زناشویی در زنان میتواند دال بر ابتلا به این بیماری باشد. بیماریهای عصبی دیگری نظیر پارکینسون نیز چنین تاثیر مشابهی را به همراه دارند. 7- آندومتریوز علایم دردناک بیماری آندومتریوز نظیر گرفتگیهای شکمی دردناک، قاعدگیهای شدید و درد مزمن لگنی، امکان آمیزش را به سختی فراهم میکند و تجربه ای ناخوشایند خواهد بود. 8- کیستهای تخمدانی آمیزشهای دردناک، میتواند علامتی از کیستهای تخمدان باشد. بیماری التهاب لگن و یا سرطان لگن نیز چنین علامتی را به همراه دارند. به طور کلی آمیزشهای دردناک را نباید نادیده گرفت. 9- اختلالات تیروییدی تیرویید، غده ای در جلوی گردن است که نقش مهمی را در حیات و سلامت فرد ایفا میکند. کنترل سوخت و ساز بدن، از دما گرفته تا وزن، و همچنین سلامت زناشویی از جمله فعالیتهای غده تیرویید است. 10- آپنه آپنه که اصطلاحا به آن، "خفگی در خواب" میگویند، مشکلی است که در آن تنفس به مدت 10 ثانیه متوقف میشود و این روند مرتب در خواب تکرار میشود. پزشکان میگویند آپنه نیز میتواند به بروز مشکلات زناشویی در مردان منجر شود. [h=2]واقعیتها[/h]شما ممکن است احساس کنید که میل زناشویی شما کمرنگ شده است، یا چیزهایی که قبلا برای شما لذتآور بوده، اکنون ناراحتکننده به نظر میرسند. شما تنها نیستید. خیلی از زنان در مراحلی از زندگی خود، دچار مشکلات زناشویی میشوند. ناتوانی زناشویی در زنان دلالت بر مشکلات مزمن یا عودکننده در برخورد با یک یا برخی از پاسخهای زناشویی دارد. به آنچه شما تجربه میکنید، ناتوانی زناشویی در زنان نمیگویند مگر اینکه درباره آن مضطرب شوید، یا تاثیر منفی بر ارتباط شما با همسرتان بگذارد. اگرچه مشکلات زناشویی مربوط به ناتوانی زناشویی در زنان، دلایل متفاوتی دارد، ولی اغلب قابل درمان هستند. [h=2]علایم و نشانه ها[/h]دلواپسی زناشویی در زنان در هر سنی اتفاق میافتد، ولی ممکن است در زمان تغییرات هورمونی شایعتر باشد، مانند بعد از زایمان، یا یائسگی. نگرانیهای زناشویی همچنین ممکن است با بیماریهای عمده ای مانند سرطان همراه باشند. اگر شما یک یا بیشتر از موارد زیر را تجربه کرده باشید، مشکل شما بهعنوان ناتوانی زناشویی در زنان دستهبندی میشود: - میل زناشویی در شما کم شده، یا وجود ندارد. - با انجام فعالیت زناشویی برانگیخته نمیشوید، یا علیرغم میل زناشویی، برانگیخته نمیشوید. - نمیتوانید به اوج لذت زناشویی (ارگاسم) برسید. - هنگام نزدیکی، درد دارید. منبع: MSNBC
  13. الفانتیازیس (elephantiasis) یا فیلاریازیس لنفاوی (Lymphatic Filariasis)، یک بیماری منتقله توسط پشه است که توسط نوعی انگل یا کرم به نام بروگیا مالایی (Brugia malayi) ایجاد میشود. غدد لنفاوی در اثر بروگیا مالایی بسیار رشد میکنند و به عنوان پای فیلی شناخته میشوند. بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت این بیماری 120 میلیون نفر از مردم سراسر دنیا را آلوده کرده است و 40 میلیون نفر از آنها به سختی درگیر این بیماری هستند که بیشتر آنها در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند. حدود یک میلیارد نفر هم در 80 کشور جهان در معرض خطر بیماری هستند. زمانی که پشه ی آلوده، شخص را نیش میزند، ممکن است این انگل یا کرم (تصویر روبرو) را به درون خون شخص تزریق کند. این انگل در مدت زمان کمی به سرعت تکثیر شده و در تمام رگهای خونی بدن فرد منتشر میشود و حتی ممکن است چندین سال در بدن فرد آلوده زندگی کنند. اغلب علایم این بیماری تا سال ها بعد از عفونت خود را بروز نمیدهند. همچنان که این انگل در رگهای خونی روی هم انباشته میشود، میتواند گردش و جریان خون را مختل کرده و در بافتهای اطراف، یک نوع مایع را تولید و روی هم انباشته کند. اغلب علامت قابل رویت این بیماری، ورم بیش از اندازه پاهاست. این انگل میتواند برای سال ها در بدن میزبان ساکن شود و حتما موجب بیماری نمیشود، در حقیقت هر چه بیماری در فرد کمتر باشد، تعداد بیشتری کرم در جریان خون وی وجود خواهد داشت. انگل در غدد لنفاوی بدن فرد آلوده ساکن شده و موجب تورم و بدشکلی و رشد ناجور اندام ها و دستگاه تناسلی میشود. اگرچه درمان های موجود برای این بیماری موثر هستند، اما به دورههای درمانی طولانی نیاز است و پذیرش داروها توسط بیمار کم است که این موجب کاهش اثربخشی آنها میشود. این داروها سمی بوده و عوارض جانبی زیادی دارند و به علاوه مواردی از مقاومت دارویی گزارش شده است. همه اینها دلایلی برای نیاز به درمانهای جدید است. یک سوم از افراد مبتلا به این بیماری در هندوستان، یک سوم آنها در آفریقا و بقیه افراد در شرق و جنوب شرق آسیا و آمریکای جنوبی و اقیانوس آرام زندگی می کنند. خوشبختانه این بیماری در ایران ، افغانستان ، تاجیکستان ترکمنستان ، ازبکستان ، آذربایجان ، عراق ، قزاقستان و کشورهای اروپایی مشاهده نشده است. البته مردم کشورهای پاکستان و کلیه کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس (کشورهای عربی) در معرض خطر این بیماری قرار دارند. بسیاری از مردم، با دیدن ظاهر این بیماران فکر می کنند که آنها سرطان دارند. مطالعات نشان می دهد که بیماران به ظاهر سالم نیز از نظر آسیب شناسی در معرض لطمات جبران ناپذیر کلیوی قرار دارند. این بیماری در درجه اول، بیماری افراد فقیر است. این بیماری باعث از کار افتادن و ناتوانی افراد مبتلا می گردد. الفانتیازیس بار سنگین اقتصادی بر دوش جامعه تحمیل می کند، به ویژه در فرم شدید بیماری که به حالت مزمن تبدیل شده باشد. منبع : سایت پزشکان بدون مرز
  14. [h=1] [/h] 23 تا 30 آبان ماه، با عنوان "هفته حمایت از بیماران کلیوی" در کشور نامگذاری شده است. یكی از بیماری هایی كه افراد بسیاری در نقاط مختلف جهان با آن دست و پنجه نرم می كنند، "بیماری كلیوی" است. افراد از زمان بروز این بیماری، باید به طور مرتب و مداوم تحت درمان قرار بگیرند و زمانی كه دیگر هیچ دارویی جوابگوی آنها نباشد، پیوند كلیه تنها راه باقیمانده برای ادامه حیات این بیماران است. در حال حاضر 15000 بیمار دیالیزی وجود دارد كه برای ادامه زندگی، هفته ای 3 بار دیالیز می شوند و سالانه 17 درصد به آنها افـزوده می شـود. بسیاری از افراد جامعه از بیماری حاد کلیوی خود اطلاع ندارند. در حالی که با یک آزمایش خون به راحتی می توانند مسیر زندگی خود را قبل از گرفتار شدن در چنگال دیالیزی تغییر دهند. نرخ مرگ و میر سالانه بیماران دیالیزی در كشورهای پیشرفته بالای 20 درصد است، در حالی كه این رقم در ایران كمتر از 16 درصد است كه دلیل اصلـی آن، بـالا بـودن سن گیرندگان دیالیز در آن كشورهاست. از سوی دیگر رقم پیوند كلیه در ایران 24 مورد به ازای هر یك میلیون نفر است كه این رقم در كشورهای در حال توسعه 1 تا 5 مـورد و در كشورهـای پیشرفتـه 20 تا 40 مـورد اسـت و علـت اصلی بالا بودن آمار ایران در زمینه پیوند كلیه، مجاز بودن پیوند کلیه از فرد زنده است كه 80 درصد موارد را شامل می شود، در حالی كه در كشورهای دیگر این کار جایز نیست. [h=2]علائم هشدار دهنده ابتلا به بیماری كلیوی عبارتند از: [/h]تورم اطراف چشم ها، درد در قسمت پهلوها و زیر دنده ها، بالا بودن فشار خون و تكرر ادرار مخصوصا در شب. اكثر بیماران کلیوی به علت ناآشنایی با علائم و نشانه های بیماری كلیه و عدم درمان به موقع، متحمل رنج و به وجود آمدن عوارض روانی و اجتماعی می شوند. كنترل به موقع فشار خون، متعادل نگه داشتن وزن بدن، پرهیز از خوردن غذاهای مانده، پرچرب و پرنمك و خودداری كردن از مصرف هر گونه دارو بدون تجویز پزشك، باعث جلوگیری و پیشگیری از بیماری كلیه می شود. [h=2]كار كلیه چیست؟ [/h]كلیه به شكل لوبیا و به اندازه مشت هر فرد بوده و محل آن نزدیك به وسط پشت فرد، درست زیر قفسه سینه است. كلیه ها، اندام های تخصصی تصفیه خون هستند، زیرا هر روز 200 واحد خون را برای دفع 2 واحد مواد و آب اضافی، تصفیه می كنند. علاوه بر دفع ضایعات، كلیه ها سه هورمون مهم نیز ترشح می كنند: اریتروپویتین كه در تولید گلبول قرمز خون نقش دارد. رنین كه فشار خون را تنظیم می كند. كلسیتریول که نوع فعال ویتامین D است و در حفظ كلسیم استخوان ها و تعادل طبیعی شیمیایی در بدن موثر است. [h=2]چرا كلیه ها دچار مشكل می شوند؟[/h]بیشتر بیماری های كلیوی به نفرون ها که بخش های كوچك تصفیه كننده در كلیه ها هستند، حمله می كنند و قدرت تصفیه را از آن ها سلب می كند. ویژگی نفرون ها این اسـت كـه در اثر جراحـت یـا مسمومیـت به سرعت آسیب می بینند. حال آن كه بیشتر بیماری های كلیوی، نفرون ها را به آرامی و در سكوت از بین می برند و با این كه در هر دو كلیه پیش رفته اند، پس از سال ها و حتی دهه ها خود را نشان می دهند. دیابت و فشار خون بالا، دو دلیل عمده ی بیماری های كلیوی هستند، پس اگر در خانواده ی شما، سابقه ی ابتلا به دیابت و فشار خون بالا وجود داشته باشد، ممكن است در معرض خطر ابتلا به بیماری كلیوی قرار بگیرید. [h=2]دلایل ابتلا به بیماری های كلیوی[/h]1- بیماری نفرونی دیابتی دیابت بیماری است كه بدن را از استفاده كافی گلوكز (قند خون) باز می دارد و اگر گلوكز اضافی در خون باقی بماند، به عنوان یك سم عمل می كند. در حقیقت بیماری نفرونی دیابتی (تصویر روبرو) همان آسیب به نفرون ها در اثر قند استفاده نشده در خون است كه اگر سطح گلوكز خون فرد پایین نگه داشته شود، می تواند تاثیر بیماری دیابت را در بروز بیماری نفرونی به تاخیر بیندازد. 2- فشار خون بالا فشار خون بالا می تواند به مویرگ های كلیه ها آسیب برساند كه در این صورت كلیه ها نمی توانند مواد اضافی بدن را دفع كنند. بنابراین پزشكان توصیه می كنند كه افراد مبتلا به دیابت یا كم كاری كلیوی، باید فشار خون خود را پایین نگه دارند. 3- بیماری های گلومرولی همان طور كه از نام آن هم پیدا است، بیماری گلومرولی به مویرگ های درون كلیه ها حمله می كند كه ابتدایی ترین آن را می توان بیماری نفرونی بافتی دانست. از نخستین نشانه های این بیماری می توان به وجود پروتئین، خون یا هر دو در ادرار اشاره كرد. بیماری گلومرولی به آهستگی به ساختار كلیه آسیب می رساند و برای كنترل و درمان آن، راهکارهایی مانند كنترل فشار خون و استفاده از داروهای تقویت كننده سیستم ایمنی بدن و استروئیدها وجود دارد. 4- بیماری های كلیوی ارثی و مادرزادی برخی بیماری های كلیوی ناشی از مسایل ژنتیكی است. از طرفی برخی مشكلات كلیوی ممكن است هنگامی ایجاد شوند كه نوزاد هنوز در رحم مادر است. به هر حال از نخستین نشانه های مشكلات كلیوی می توان به فشار خون بالا، كمبود گلبول قرمز در خون، وجود خون یا پروتئین در ادرار اشاره کرد. 5- دیگر دلایل ابتلا به بیماری های كلیوی مسموم شدن و جراحت می توانند منجر به ایجاد بیماری كلیوی شوند. برخی از داروهایی كه به راحتی و بدون نسخه ی پزشک در دسترس مردم قرار دارند، اگر به طور مداوم و برای مدت طولانی استفاده شوند، می توانند به كلیه ها آسیب برسانند. داروهایی مانند آسپیرین، استامینوفن و ایبوپروفـن از خطرناك تریـن عوامـل ایجاد بیمـاری بـرای كلیـه هـا به شمار می روند و استفاده مداوم از آرام بخش ها، به كلیه ها آسیب جدی می رساند. [h=2]از كارافتادگی آنی كلیه [/h]ایجاد وقفه های ناگهانی در كار كلیه را "از كار افتادگی آنی كلیه" می گویند كه تصادف، از دست دادن مقدار زیادی خون یا برخی داروها یا سموم، نمونه هایی از عوامل ایجاد کننده ی آن هستند. این نوع بیماری می تواند در بلند مدت به از كار افتادگی دائمی كلیه ختم شود. [h=2]بیماری كلیوی مزمن[/h]بیشتر مشكلات كلیوی به آرامی رخ می دهند و ممكن است فرد برای سال ها مبتلا به بیماری كلیوی خاموش باشد. از كار افتادن تدریجی كلیه را بیماری كلیوی مزمن (CKD) یا نارسایی مزمن كلیوی می نامند و افرادی كه مبتلا به آن هستند، ممكن است دچار از كارافتادگی كلیوی دایمی شوند. در این نوع بیماری كلیه، درصد بالایی از خطر مرگ بر اثر سكته قلبی وجود دارد. [h=2]بیماری كلیوی وخیم[/h]از كار افتادگی كامل یا تقریبا كامل كلیه، بیماری كلیوی وخیم (ESRD) نام دارد. افراد مبتلا به این بیماری برای ادامه حیات، باید دیالیز یا پیوند کلیه شوند. [h=2]نشانه های بیماری كلیوی چیست؟[/h]افراد در مراحل اولیه ابتلا به بیماری كلیوی به هیچ وجه احساس مریضی نمی كنند، ولی با وخیم تر شدن بیماری، بیش از همیشه ادرار می كنند. ممكن است احساس خستگی كنند. شاید اشتهای خود را از دست بدهند و دچار استفراغ و درد و ورم شكم شوند. دست و پاهای شان امكان ورم یا بی حسی دارد. ممكن است احساس خواب آلودگی كنند، یا تمركز حواس برای شان مشكل شود. بیماران كلیوی پوست شان تیره شده و دچار گرفتگی عضلات می شوند. [h=2]با بیماری كلیوی چه باید كرد؟ [/h]متاسفانه بیماری كلیوی مزمن اغلب قابل درمان نیست، اما اگر فرد در مراحل ابتدایی بیماری كلیوی باشد، شاید بتواند با عمل به توصیه های زیر كاری كند كه كلیه هایش برای مدت بیشتری دوام بیاورند: * اگر فردی مبتلا به دیابت است، باید به دقت مراقب قند خون خود باشد و آن را پایین نگه دارد. * از مصرف قرص های آرام بخش كه می توانند بیماری كلیوی را بدتر كنند، پرهیز کند. * افرادی كه دچار نارسایی كلیوی هستند، باید فشار خون خود را مرتبا چک كنند. * افراد دچار نارسایی كلیوی باید بدانند كه بخشی از رژیم غذایی معمولی آن ها ممكن است به از كار افتادگی كلیه ها سرعت ببخشد که شامل موارد زیر است: - پروتئین برای بدن لازم است، زیرا به بدن كمك می كند تا ماهیچه ها را ترمیم كند و با بیماری بجنگد. همان طور كه گفته شد، كلیه های سالم مواد زاید را از خون می گیرند، به جز پروتئین. حال آن كه كلیه های بیمار ممكن است در جداسازی پروتئین از مواد زاید خون دچار مشكل شوند، بنابراین برخی پزشكان از بیماران خود می خواهند مقدار پروتئینی را كه می خورند، کم كنند تا بدین وسیله كلیه ها کمتر كار کنند. - مشكل دیگری كه ممكن است با از كار افتادگی كلیوی مرتبط باشد، مصرف زیاد كلسترول است كه از رژیم های غذایی پرچرب ناشی می شود. كلسترول اضافی می تواند در دیواره ی رگ ها انباشته شود و گردش خون در آن ها را دشوارتر كند و منجر به بروز سكته قلبی شود. - سیگار كشیدن، نه تنها خطر بیماری كلیوی را افزایش می دهد، بلكه به مرگ های ناشی از سكته قلبی افراد مبتلا به بیماری كلیوی مزمن، می افزاید. - سدیم (نمک) ممكن است فشار خون فرد را بالا ببرد، بنابراین غذاهایی مانند غذاهای كنسروی و آماده كه دارای مقدار زیادی سدیم هستند، باید به مقدار کم مصرف شوند. - پتاسیم ماده ای معدنی است كه به طور طبیعی در اكثر میوه ها و سبزیجات یافت می شود. كلیه های سالم پتاسیم خون را اندازه گیری و اضافی آن را دفع می كنند، در حالی كه كلیه های بیمار ممكن است نتوانند این كار را بكنند و فرد را به تپش قلب مبتلا كنند. - كم خونی وضعیتی است كه در آن خون فاقد گلبول های قرمز كافی است. این گلبول ها از آن جا كه حامل اكسیژن در سر تا سر بدن هستند، مهم می باشند. اگر فردی مبتلا به كم خونی باشد، احساس خستگی می كند و رنگ پریده است. كلیه های سالم هورمون اریتروپویتین را ترشح می كنند كه در ساخت گلبول های قرمز خون نقش دارد. كلیه های بیمار ممكن است نتوانند این هورمون را به اندازه كافی ترشح كنند كه در این صورت نیاز به تزریق نوع انسانی آن است. [h=2]اگر كلیه ها از كار بیفتد چه می شود؟ [/h]از كار افتادگی كامل كلیه ها، گاهی اوقات "بیماری كلیوی وخیم" نامیده می شود. اگر كلیه ها به طور كامل از كار بیفتند، بدن پر از آب و مواد اضافی و در اصطلاح "اومیا" می شود، دست ها و پاها ورم می كنند، احساس ضعف و خستگی به فرد دست می دهد و همه به این دلیل است كه بدن برای درست كار كردن به خون تمیز و تصفیه شده نیاز دارد. [h=2]نقطه پایانی[/h] با پیشرفت بیماری كلیوی، دو راه برای بیماران وجود دارد: دیالیز و پیوند کلیه. در واقع پیوند کلیه، آخرین امید بیماران كلیوی است. كلیه پیوندی ممكن است از سوی فردی ناشناس كه دچار مرگ مغزی شده، یا فردی زنده اهدا شود. كلیه ای كه پیوند زده می شود، باید با بدن بیمار سازگار باشد تا دستگاه ایمنی بدنش كمتر آن را پس بزند. جالب این كه سیستم ایمنی بدن فرد بیمار، با حمله به هر آن چه كه به عنوان عضو طبیعی بدن، برایش شناخته نشده است، از بیمار مراقبت می كند. بنابراین سیستم ایمنی بدن فرد، به كلیه ای كه بسیار"غریبه" به نظر می رسد، حمله می كند و فرد پذیرنده كلیه مجبور است داروهای خاصی را مصرف می كند تا از پس زدن كلیه به وسیله سیستم ایمنی بدنش جلوگیری كند. "مراقب باشیم تا با تشخیص زود هنگام بیماری كلیوی، مرحله پایانی درمان را هر چه بیشتر به عقب برانیم". منابع: روزنامه قدس همشهری انجمن حمایت از بیماران کلیوی تبیان
  15. [h=1] [/h] بیمارى های مقاربتی بیماری هایی هستند كه به وسیله ویروس‏، باكتری و یا انگل ایجاد می گردند و از طریق تماس جنسی به بدن منتقل مىشوند. برخی از این بیماریها عوارضی همچون ترشحات تناسلی، درد هنگام ادرار و تورم در ناحیه تناسلی را دارند، اما بسیاری از آنها مانند كلامیدیا ( بیماری عفونی کلامیدیا، ناشی از نوعی باکتری است و موجب عفونت های حاد در اندام تناسلی می شود) در آغاز بدون علامت هستند و عوارضشان ماهها پس از ابتلا بروز میکند. سوزاک یا گنوره یکی از این بیماریهاست که دکتر محمدرضا رزاقی، متخصص کلیه و مجاری ادراری و عضو هیات علمی دانشگاه علومپزشکی شهید بهشتی، درباره آن توضیح می دهند: [h=2]آقای دکتر! بیماری سوزاک معمولا چه سن و جنسی را درگیر میکند؟[/h]سوزاك عبارت است از یك بیماری عفونی در دستگاه تناسلی كه از راه آمیزش منتقل میشود. در کل بیماریهای مقاربتی یا بیماریهایی که در اثر تماس جنسی ایجاد میشوند، بیشتر جوانها را درگیر کرده و سن شیوع این بیماریها معمولا بین 18 تا 28 سال است و هر دو جنس زن و مرد را درگیر میکند. سردسته همه این بیماریها از گذشته، چه در دنیا و چه در کشور ما، بیماری سوزاک یا گنوره است که توسط یک عامل بیماریزا به نام "نایسریا گنوره آ" ، در اثر تماس جنسی از فرد آلوده به فرد سالم منتقل میشود، بنابراین وقتی ما با یک فرد مبتلا به سوزاک مواجه میشویم، اولین سوالمان این است که آیا تماس مشکوکی داشته است یا نه؟ دوره تظاهر این بیماری نیز کوتاهمدت است و معمولا 3 تا 14 روز پس از تماس مشکوک طول میکشد تا بیماری خودش را نشان دهد. [h=2]خطر انتقال بیماری تا چه میزانی است؟[/h]خطر انتقال بیماری بعد از یک بار مقاربت برای آقایان 10 درصد و برای خانمها 40 درصد است، یعنی اگر یک مرد سالم با همسرش که آلوده به این بیماری است مقاربت داشته باشد، احتمال آلودگیاش 10 درصد است، ولی اگر یک خانم سالم با همسرش که مبتلا به این بیماری است مقاربت داشته باشد، 40 درصد احتمال آلودگی دارد. [h=2]میزان شیوع سوزاک در دنیا و در کشور ما چگونه است؟[/h]در دنیا میزان شیوع بیماری در قسمتهایی از آسیا، هاوایی و کالیفرنیا بیشتر است. در کشور ما بعد از انقلاب، این بیماری تقریبا ریشهکن شده بود و وجود نداشت، اما اکنون نسبتا زیاد شاهد این بیماری هستیم و متاسفانه تعداد مراجعان با علایم این بیماری، در حال افزایش است. [h=2]علایم بیماری چیست؟[/h]علایمی که در آقایان دیده میشود، بیشتر به صورت خارش، سوزش مجرای ادراری، تکرر ادرار و گاهی دفع خون در ادرار به علت التهاب در مجرا است و چنانچه بیماری درمان نشود، ممکن است میکروب خودش را به قسمتهای دیگر مانند مجرای انزال و لولههای حامل اسپرم و کیسههای منیساز و یا حتی به پروستات برساند و در آن جایگزین شده و التهاب پروستات و علایمی همچون سوزش و تکرر ادرار، حس تخلیه نکردن ادرار و ترشحات غلیظ ایجاد کند که نشانه این ها، ترشحی به صورت خود به خود و بدون اینکه همراه با ادرار کردن باشد، است و افراد آلوده از اینکه لباس زیرشان همیشه از این ترشحات آلوده است شکایت دارند. آلودگی با این میکروب همچنین ممکن است سبب ایجاد خارش و تحریک مقعد شود. اما علایم سوزاک در خانمها به صورت ناراحتی واژینال و ناراحتی لگنی است که ممکن است کمی درد داشته باشد، ولی بیشتر به صورت یک حالت ناخوشایند و ناراحتی است و ممکن است گاهی سوزش ادرار و یا سختی در ادرار کردن هم داشته باشند. تمامی این علایم میتوانند به یک عفونت لگنی بهخصوص در خانمها منجر شوند که سبب چسبندگی لولهها و در نهایت ناباروری گردند. در آقایان هم عفونت در قسمن لولههای حامل اسپرم میتواند ایجاد چسبندگی و در نهایت ناباروری کند. [h=2]بیماری سوزاک به جز دستگاه تناسلی چه جاهای دیگری از بدن را درگیر میکند؟ [/h]بیماری سوزاک معمولا با التهاب مفاصل، التهاب ملتحمه چشم و التهاب مجاری ادراری همراه است. [h=2]تشخیص و درمان بیماری چگونه انجام میشود؟[/h]اگر شک داشته باشیم که فردی به سوزاک مبتلا شده است، باید ترشحات ناحیه تناسلی او را در محیط آزمایشگاه کشت دهیم و چنانچه نتیجه آزمایش مثبت شد، باید درمان را سریعا شروع کنیم، زیرا اگر درمان دیر شروع شو،د عوارض جبرانناپذیری چه برای خانمها و چه برای آقایان در پی دارد. برای درمان معمولا پزشک از انواع آنتیبیوتیکها استفاده میکند، ولی آنچه مهم است این است که بعد از پایان دوره درمانی، ترشحات بیمار باید یک بار دیگر کشت آزمایشگاهی شود تا مطمئن شویم که درمان به خوبی انجام شده است. ضمنا تا زمانی که فرد بهبود نیافته است، باید از تماس جنسی خودداری کند تا بیماری را منتقل نکند. [h=2]آیا هر دو نفر باید درمان شوند؟[/h]بله، برای درمان فرد آلوده، باید همسرش هم مراجعه کند تا هر دو با هم درمان شوند، اما گاهی ممکن است فرد در یک مسافرت خارج از کشور آلوده شده باشد که در این موارد، درمان را فقط برای فرد مراجعه کننده شروع میکنیم. [h=2]راه پیشگیری از سوزاک چیست؟ [/h]داشتن روابط جنسی سالم و مشروع، پرهیز از بیبندوباریهای جنسی و روابط خارج از چارچوب خانواده و استفاده از کاندوم. ضمنا این بیماران باید از نظر سایر بیماریهای آمیزشی مورد آزمایش قرار بگیرند. به هنگام درمان، باید از ملحفه و روانداز مجزا استفاده شود. بیماران باید دستان خود را بهخصوص پس از اجابت مزاج بشویند و از دست زدن به چشمانشان خودداری کنند. تبیان
  16. سؤال: آیا آگاه نمودن خواستگار از بیماری مُسری مثل هپاتیت B که غیر از موارد جواز فسخ عقد است، لازم می باشد؟ [h=2]آیت الله بهجت (ره)[/h] اگر سلامت از آن بیماری شرط در ضمن عقد شود یا بنای عقد بر سلامت از آن باشد، باید اخبار از آن کنند. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سؤالات جامعة الزهراء(قم) [h=2]آیت الله تبریزی(دام ظلّه)[/h] هر مرضی که به واسطه معاشرت سرایت می کند واجب است گفته شود. صراط النجاة، ج 8، ص 24، س 605 [h=2]آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)[/h] اعلام بیماری لازم نیست اما تدلیس و سالم معرفی کردن جایز نمی باشد. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سؤالات جامعة الزهراء(قم) [h=2]آیت الله سیستانی (دام ظلّه)[/h]ا خفاء این گونه بیماری های عرفاً تدلیس است که حق فسخ می آورد. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سؤالات جامعة الزهراء(قم) [h=2]آیت الله شبیری زنجانی (دام ظلّه)[/h] . آگاه نمودن خواستگار از عیوبی که موجب ضرر شدید به طرف مقابل می گردد، شرعاً لازم است. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سؤالات جامعة الزهراء(قم) [h=2]آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)[/h] اگر بیماری مسری باشد آگاه نمودن لازم است. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سؤالات جامعة الزهراء(قم) [h=2]آیت الله فاضل لنکرانی (ره)[/h] سؤال: دختری 22 ساله هستم که از طریق مادر به بیماری هپاتیت B مبتلا شدم بنابر نظر پزشکان اکثر مردم جهان به بیماری هپاتیت B مبتلا هستند ولی این بیماری از راه خون و ارتباط جنسی به فرزند و دیگران منتقل می شود که علم پزشکی با تزریق واکسن به زوجین 6 ماه قبل از ازدواج و به فرزند روزهای قبل از تولد توانسته احتمال ابتلا را تا 95% کاهش دهد لطفاً بفرمایید: الف) با توجه به صداقت زوجین آیا همسر آینده باید از این مطلب با خبر شود؟ - خیر لازم نیست آگاه شود. ب) آیا ازدواج و بچه دار شدن برای این دسته از افراد اشکال دارد؟ - خیر. ولی بهتر است مراعات شود و اقدامات پیشگیرانه صورت گیرد تا موجب ابتلای دیگران نشود. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سؤالات جامعة الزهراء(قم) [h=2]آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)[/h] در صورتی که احتمال سرایت قوی است به او بگوید. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سؤالات جامعة الزهراء(قم) [h=2]آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)[/h] در فرض سئوال، لازم است خانواده دختر یا پسر، طرف دیگر را از موضوع آگاه نمایند. استفتائات موجود در واحد پاسخ به سؤالات جامعة الزهراء(قم) [h=2]آیت الله وحید خراسانی (دام ظلّه)[/h] استفتائات موجود در واحد پاسخ به سؤالات جامعة الزهراء(قم) بخش احکام اسلامی تبیان
  17. [h=1] [/h][h=3] [/h][h=3][/h][h=3][/h][h=3] [/h]در بیماران دیابتی، خطر ابتلا به بیماری های قلبی بیشتر می باشد و این حالت در دیابت نوع 2 رایج تر است. مطالعه ی تحقیقی فرامینگام نشان داد افراد دیابتی بیشتر از افراد غیر دیابتی ، مستعد ابتلا به بیماری های قلبی هستند. مطالعه فرامینگام برای تعیین عوامل خطر پیشرفت بیماری قلبی، گروه هایی از افراد جامعه، از جمله افراد دیابتی را بررسی کرد. این مطالعه نشان داد اختلالاتی که از چند جهت، سلامتی را تهدید می نمایند (از جمله بیماری دیابت)، احتمال پیشرفت بیماری قلبی را افزایش می دهند. متاسفانه باید اذعان نمود در افراد مبتلا به دیابت، حتی اگر قند خون هم کنترل شود، میزان خطر ابتلا به حملات قلبی افزایش می یابد، ولی این خطر در صورت عدم کنترل قند خون به مراتب بالاتر خواهد بود. به غیر از بیماری دیابت، دیگر عوامل خطری که منجر به بروز بیماری های قلبی می شوند شامل : فشار خون بالا ، سیگار کشیدن ، مقدار کلسترول خون بالا و سابقه خانوادگی بیماری قلبی زودهنگام است. هر چقدر فردی عوامل خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری قلبی را داشته باشد، شانس پیشرفت بیماری های قلبی و به دنبال آن مرگ ناشی از بیماری قلبی در وی افزایش خواهد یافت. در افراد دیابتی نیز اگر یک فرد عوامل خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری قلبی را داشته باشد (مثلا کشیدن سیگار)، شانس مرگ ناشی از بیماری قلبی نیز در او افزایش خواهد یافت. در هر حال متاسفانه احتمال مرگ افراد دیابتی در اثر بیماری های قلبی، نسبت به افراد غیر دیابتی، خیلی بالاتر است. بنابراین هنگامی که شخصی با یکی از عوامل خطر بیماری قلبی (مثلا فشار خون بالا) دارای شانس معینی برای مرگ ناشی از بیماری های قلبی می باشد، در فرد دیابتی با همان عامل خطر، شانس مرگ 2 تا 4 برابر بیشتر می باشد. یک مطالعه نشان داد در افراد دیابتی ای که هیچ یک از عوامل خطر بالا را ندارند، احتمال مرگ ناشی از بیماری قلبی، 5 برابر بیش از افراد غیر دیابتی می باشد. مطالعه دیگری نیز نشان داد افراد دیابتی نسبت به افراد غیر دیابتی که در گذشته سابقه حمله قلبی را داشته اند، بیشتر مستعد ابتلا به حمله قلبی هستند. بر همین اساس متخصصین دیابت و قلب پیشنهاد می کنند که افراد دیابتی باید مانند افرادی که سابقه حمله های قلبی را داشته اند، در رفع عوامل خطر بیماری های قلبی تلاش کنند، زیرا هم استعداد بیشتری برای ابتلا به حمله قلبی دارند و هم میزان مرگ و میر آنها در اثر بیماری قلبی نسبت به سایر افراد بیشتر است. [h=2]علت بروز بیماری های قلبی در افراد دیابتی چیست؟[/h]شایع ترین علت بروز بیماری قلبی در یک فرد دیابتی ، سخت شدن شریان های (سرخرگ های) کرونر و یا آترواسکلروزیس می باشد، که این امر ناشی از تجمع کلسترول در رگ هایی است که مسوول رساندن غذا و اکسیژن به قلب هستند (شریان های کرونر). نتایج به دست آمده از پژوهش های انجام شده حاکی از آن است که در دیابتی های نوع 2 زمان شروع تجمع کلسترول در دیواره رگ ها، اغلب قبل از افزایش قند خون می باشد. به عبارتی دیگر، معمولا حتی قبل از تشخیص بیماری دیابت نوع 2، زمینه بیماری قلبی پایه ریزی می شود. وقتی پلاک های کلسترول (رسوبات کلسترول) شکسته شوند، می توانند منجر به ایجاد لخته خون در رگ و مسدود کردن جریان خون در رگ های خونرسان قلب گردند که در نهایت منجر به یک حمله قلبی خواهد شد. مشابه فرایند مذکور می تواند در دیگر شریان های بدن نیز اتفاق بیفتد که مثلا باعث کاهش خونرسانی به مغز و سکته مغزی می گردد، و یا منجر به کاهش خون رسانی به پاها، دست ها و بازوها و بروز بیماری های عروق محیطی می گردد. بر همین اساس در افراد دیابتی، نه تنها خطر سکته قلبی بالا می باشد، بلکه خطر ابتلا به نارسایی قلبی نیز در آنان زیاد است. نارسایی قلبی یک مشکل بالینی جدی است که در آن قلب نمی تواند خون را به میزان کافی برای فعالیت های بدن پمپاژ کند. این وضعیت در نهایت منجر به تجمع مایع در ریه ها و تنگی نفس می گردد و یا ممکن است مایع در بخش های دیگر بدن (به ویژه پاها) تجمع یابد و باعث ورم یا ادم در اندام تحتانی شود. تبیان
  18. [h=1] [/h] فیبرویید رحمی یا همان فیبروم رحمی، یك تومور خوشخیم است كه از سلولهای غیرطبیعی در دیواره عضلانی رحم تشكیل شده است، یعنی به صورت تودهای است كه در اندازههای مختلف ایجاد میشود. این تودهها در 20 تا 25 درصد موارد در سنین باروری، یعنی سنین قبل از یائسگی دیده میشوند. بر حسب مكان آن در رحم، سه نوع اصلی فیبرویید وجود دارد: - نوع زیر سروزی که روی سطح خارجی رحم ظاهر میشود. - نوع داخل دیوارهای که به دیواره رحم محدود است. - نوع زیر مخاطی که در سطح داخلی رحم پدیدار میشود. فراموش نكنید كه فیبروییدها به ندرت گردن رحم را درگیر میكنند. [h=2]رشد تومور فیبرویید[/h]رشد این تومور توسط هورمون های استروژن و پروژسترون تحریك میشود و بعد از سن یائسگی چون میزان این هورمونها پایین میآید، در نتیجه این تومور كوچك میشود. این بیماری در خانمهای سیاه پوست، دو برابر شایعتر از خانمهای سفیدپوست است، ولی هنوز علت قطعی آن مشخص نشده است. خوشبختانه علیرغم درصد بالای ابتلا، این تومور یك تومور خوشخیم محسوب میشود. [h=2]علایم شایع تومورهای خوش خیم رحم[/h]این بیماری معمولا بدون علامت است، ولی به طور كلی علائم بالینی این بیماری عبارت است از : خونریزیهای حجیم و طولانی قاعدگی، كاهش فواصل بین قاعدگیها، احساس فشار روی مثانه، درد و فشار لگنی، مقاربت دردناك یا خونریزی پس از مقاربت. در ضمن از عوارض این بیماری می توان كمخونی همراه با ضعف و خستگی و رنگپریدگی را بیان کرد. راه خاصی برای پیشگیری از این بیماری وجود ندارد، اما اجتناب از مصرف هورمونهای زنانه ممكن است رشد فیبروییدها را كمتر كند. [h=2]عوارض احتمالی [/h]عوارضی كه در زمان بارداری میتواند رخ دهد، عبارت است از: - سقط خود به خودی (معمولا در نوع زیر مخاطی فیبرویید) - زایمان زودرس (معمولا در فیبروییدهای بزرگ) - امكان جدا شدن جفت وقتی كه جفت روی فیبرویید قرار گرفته باشد (در مواردی كه فیبرویید بزرگ است رشد جنین ممكن است به خطر بیفتد، زیرا خون بیشتری به سوی فیبرویید جریان مییابد و كمتر به جفت میرسد.) از دیگر عوارض این بیماری این است كه امكان دارد فیبرویید پس از جراحی دوباره عود كند و سرطانی شدن فیبرویید در كمتر از نیم درصد موارد رخ میدهد كه معمولا با رشد سریع تومور خود را نشان میدهد. البته اگر قبل از یائسگی، جراحی ضرورت نداشته باشد، معمولا این تومورها پس از یائسگی بدون درمان كوچك میشوند. در صورتی كه جراحی ضرورت داشته باشد، بیمار بستری میشود. فیبروییدها در صورتی نیاز به جراحی دارند كه خونریزی بیش از اندازه باشد، یا ایجاد علائمی کند كه در حامله شدن یا حاملگی فرد اختلال به وجود آورد، و یا در صورت سرطانی شدن یا اندازه بزرگ فیبروییدها. [h=2]راههای تشخیص بیماری و درمان[/h]از آنجایی كه این بیماری در بعضی افراد بدون درد است، ممكن است با یك معاینه سالانه توسط پزشك تشخیص داده شود. فیبرویید با معاینه شكم قابل لمس میباشد و با انجام سونوگرافی، تشخیص كامل می شود. درمان بر حسب علائم و نیز نتایج اقدامات تشخیصی مختص هر بیمار، انجام خواهد شد و در مواردی كه علائم خفیف هستند و اندازه فیبرویید كوچك است، امكان دارد نیازی به درمان وجود نداشته باشد و توصیه شود كه بیمار پس از 6 تا 12 ماه مجددا برای معاینه مراجعه كند و تحتنظر پزشک باشد. ولی در بعضی از موارد ممكن است توصیه به جراحی شود و انواع روشهای مختلف جراحی وجود دارد. اگر جراحی محدود باشد و فقط بخواهند فیبروم را بردارند، با یك برش كوچك زیر ناف و با دستگاهی كه داخل شكم میرود، عمل انجام میشود. در عمل لاپاراسكوپی شكم باز میشود و عمل وسیعتر است. چند روش جراحی نیز برای فیبروم رحمی وجود دارد: 1. برداشت بافت فیبریدی و باقی گذاشتن بخشهای سالم رحم كه به آن میومكتومی میگویند. 2. بریدن رگهای خونرسان به بافت فیبریدی باعث فروكش كردن رشد آنها میشود. 3. برداشت رحم (هیستروكتومی) كه تنها راه مطمئن برای درمان فیبروم رحمی است. [h=2]روش درمان [/h]استروژن موجود در قرصهای ضدبارداری با دوز كم چندان خطر مهمی ندارند، اما استروژن با دوز زیاد ممكن است باعث بزرگ شدن فیبروییدها شود. لذا اگر مصرف قرص ضد بارداری مضر بود، باید به فكر استفاده از سایر روشهای جلوگیری از بارداری باشید. امكان دارد برای به حداقل رساندن خونریزی رحمی مصرف پروژستینها توصیه شود. برای تخفیف درد هم استفاده از داروهای ضدالتهاب غیراستروییدی توصیه میشود. همچنین برای كمخونی ناشی از خونریزی، مكمل آهن داده میشود. داروی هورمونی محرك گنادوتروپین باعث بروز یائسگی مصنوعی و سریع شده، به طوری كه خونریزی متوقف و اندازه فیبرویید كوچك میشود. البته این نوع دارو نباید بیش از شش ماه مورد استفاده قرار گیرد. همچنین باید بدانید كه برای مبتلایان به فیبروم رحمی محدودیت فعالیتی خاصی توصیه نمیشود، مگر آن كه برای درمان آنها از روشهای جراحی باز یا لاپاراسكوپی استفاده شده باشد كه در این صورت باید مدتی از فعالیت شدید پرهیز كند تا وضعیت عمومی بیمار به حال اول بازگردد. تبیان
  19. بیماری که جان مرتضی پاشایی را گرفت جدی بگیرید مراقب باشید سرطان معده نگیرید سرطان معده ناشی از رشد خارج از کنترل سلولهای بدخیم در معده است که طی سالیان و به آرامی رشد میکند، ولی متاسفانه در مراحل ابتدایی علائم چندانی ندارد و شاید به همین دلیل بسختی تشخیص داده میشود. بد نیست بدانید علل حتمی و واقعی این سرطان بدرستی کشف نشده است. در بروز سرطان معده چند عامل نقش مهم دارد و عامل اول، تغذیه است. افرادی که سوءتغذیه دارند و بدنشان با کمبود کالری مواجه است بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به این سرطان قرار دارند. کمبود پروتئینها و ویتامینها بویژه ویتامینهای A و C، مصرف مداوم مواد غذایی چرب و شور و غذاهای آماده و فستفودها نیز از عوامل زمینهساز سرطان معده محسوب میشود. همچنین بیماریهای معده میتوانند زمینه ابتلای افراد به سرطان معده را فراهم کنند. حواستان به هلیکوباکتر باشد یکی از مهمترین بیماریهای معده، عفونت هلیکوباکتری است که باعث بروز زخم معده و ورم معده میشود و ممکن است ازجمله عوامل مهم ابتلا به سرطان معده باشد. البته اینطور نیست که هر فرد مبتلا به عفونت هلیکوباکتر دچار سرطان معده شود؛ در این صورت باید بیش از 55 درصد مردم جهان در اثر سرطان معده جان خود را از دست میدادند، چون بیش از نیمی از جمعیت جهان به این عفونت مبتلا هستند در حالی که فقط 3 درصد از این افراد ممکن است به سرطان معده مبتلا شوند. بنابراین بیمارانی که عفونت هلیکوباکترپیلوری دارند حتما باید درمان شوند و تحتنظر متخصص قرار بگیرند تا در آینده مشکلی برای آنها از نظر ابتلا به سرطان معده ایجاد نشود. عوامل خطر را شناسایی کنید به طور کلی افراد بالای 40 سال، بیماران مبتلا به پولیپ معده، مصرف سیگار و الکل و افرادی که سابقه فامیلی ابتلا به سرطان یا سابقه جراحی معده دارند بیشتر از افراد دیگر در معرض سرطان معده هستند. البته پولیپها اغلب خطرناک نیست، اما یک درصد آنها ممکن است به سرطان تبدیل شود. حتی شیوع این سرطان در آقایان و افرادی که گروه خونی A دارند، هم بیشتر گزارش شده است. هر چند معمولا این بیماری زمانی تشخیص داده میشود که شرایط بیمار وخیم است، اما گروههای در معرض خطر حتما باید از سوی پزشک مورد معاینه منظم و دورهای قرار بگیرند، چون در صورتی که سرطان در مراحل ابتدایی شناسایی شود، امکان درمان وجود دارد. علائم سرطان معده کاهش اشتها و کاهش وزن، درد معده، علائم سوءهاضمه مانند آروغ زدن و تهوع، احساس پری معده حتی پس از خوردن مقادیر کم غذا، تهوع و استفراغ، سوزش سردل و علائم شبیه به زخم معده، ورم معده، مدفوع سیاه، کمخونی و توده قابل لمس در بالای شکم ازجمله علائم بروز سرطان معده است، اما ممکن است همه این علائم در بیمار مبتلا قابل مشاهده نباشد. همچنین این احتمال وجود دارد که بیمار با علائم گفته شده به متخصص مراجعه کند و تشخیص پزشک بیماریها و مشکلات خوشخیم مانند گاستریت یا ورم معده ساده یا حداکثر زخم گوارشی باشد. با وجود این توصیه میشود در صورت بروز این علائم بلافاصله به مراکز درمانی مراجعه کنید. آیا سرطان معده قابل پیشگیری است؟ پیروی از یک رژیم غذایی سالم، تامین ویتامینهای ضروری بدن، مصرف روزانه میوه و سبزی، پرهیز از خوردن غذاهای آماده و کم کردن نمک مصرفی، مصرف نکردن دخانیات و الکل، داشتن تحرک و انجام چکاپهای دورهای تا حد زیادی مانع از بروز سرطان معده میشود، اما ایمنی 100 درصدی وجود ندارد. از تشخیص تا درمان بهترین روش تشخیص سرطان معده، آندوسکوپی است، اما عکسبرداری از معده به شیوه دبل کنتراست» نیز میتواند به تشخیص این بیماری کمک کند. اگر سرطان معده به موقع تشخیص داده شود، درمانپذیر است، اما با پیشرفت بیماری احتمال بهبودی کاهش مییابد. برداشتن بخشی از معده که دارای سلولهای سرطانی است، مهمترین روش درمانی به حساب میآید. علاوه بر این ممکن است از شیمی درمانی یا رادیوتراپی نیز استفاده شود. از طرفی گاهی فرد بیمار به یک یا چند روش درمانی نیاز پیدا میکند که درمانهای انجام شده علاوه بر سلولهای سرطانی بر بافتهای سالم فرد نیز تاثیر میگذارند. بنابراین عوارض جانبی مهمی را ایجاد میکنند که مهمترین آنها تهوع، استفراغ، بیاشتهایی و دردهای شکمی است. البته تغذیه بیمار در حین درمان سرطان معده و پس از آن اهمیت ویژهای دارد و بیمار باید حجم کافی از پروتئین، ویتامین و مواد معدنی دریافت کند. در عین حال به دنبال عمل جراحی سرطان معده که ممکن است به صورت برداشتن کامل معده یا حجم زیادی از آن باشد، کاهش وزن به طور شایع رخ میدهد و بیماران در پی مصرف غذا با حجم زیاد یا غذاهای شیرین، دچار کرامپ و دردهای شکمی، تهوع و نفخ و اسهال و سرگیجه میشوند، اما با محدود کردن مصرف مایعات و غذاهای شیرین و زیاد کردن دفعات مصرف مواد غذایی میتوان این عوارض را تا حدی کنترل کرد. منبع:hidoctor.ir
  20. به گزارش روابط عمومي مجله كام به كام به نقل از خبرگزاری ایسنا: یک روانپزشک با اشاره به اینکه 10 تا 25 درصد افراد سوگوار دچار افسردگیهای شدید میشوند، اظهار کرد: شرکت در مراسم تشییع جنازه، حضور بر مزار فرد از دست رفته و بیان احساسات به صورت گریه میتواند موجب بهبود این افراد شود. دکتر رضا دانشمند با اشاره به اینکه همه افراد در طول زندگی هنگام از دست دادن افراد مهم زندگی خود دچار بیماری سوگ میشوند، گفت: این حالت بیشتر زمانی ایجاد میشود که افراد شخص مهمی در زندگی خود را از دست میدهند، اما امکان ایجاد این بیماری به صورتهای دیگر نیز وجود دارد مثلا قطع رابطه عاطفی افراد با یکدیگر نیز ممکن است منجر به سوگ شود. این روانپزشک اظهار کرد: واکنشهایی که افراد هنگام مرگ عزیزان خود بروز میدهند بر اساس ویژگیهای شخصیتی فرد، تجربیات گذشته، سابقه اختلالات روانپزشکی، سلامت جسمانی، شغل، اهمیت فرد از دست رفته و نوع ارتباط وی با فرد سوگوار متفاوت است. وی با اشاره به اینکه شوک یا انکار، ابراز ناراحتی و بهبود از مراحلی است که افراد هنگام سوگ دچار میشوند، یادآور شد: مرحله شوک یا انکار ممکن است در چند دقیقه یا چند هفته ایجاد شود و شروع مراسم عزاداری به درک این موضوع کمک میکند. دانشمند تصریح کرد: افراد در زمان مرحله انکار، مرگ عزیزان خود را باور ندارند و در مرحله ابراز ناراحتی متوجه بیفایده بودن کوشش خود برای بازگشت فرد از دست رفته میشوند. وی با اشاره به اینکه در مرحله ابراز ناراحتی فرد دچار فشار عصبی شدیدی میشود، یادآور شد: این فشار هنگام دیدن دوستان تشدید میشود و به همین علت فرد گوشهگیری میکند. این روانپزشک خاطرنشان کرد: از علائم دیگر بیماری سوگ احساس گناه است، بنابراین فرد دچار افسوس میشود که چرا به فرد از دست رفته توجه زیادی نکرده است. دانشمند با تاکید به اینکه سوگ میتواند منجر به عصبانیت نسبت به دوستان و خانواده نیز شود، گفت: بیقراری، احساس تنهایی و نداشتن انگیزه برای انجام کارهای روزمره از علائم افرادی است که دچار سوگ میشوند. وی با اشاره به اینکه افراد مبتلا به این بیماری پس از حداکثر 6 ماه وارد مرحله بهبود میشوند، اظهار کرد: امکان ناراحتی فرد هنگام شنیدن اسم یا دیدن عکس فرد از دست رفته وجود دارد، اما مدت زمان این ناراحتی بسیار کوتاه است. این روانپزشک تصریح کرد: این مراحل در کودکان نیز مشابه بزرگسالان ایجاد میشود، اما ممکن است شدت ابتلا به آن متفاوت باشد. وی با اشاره به اینکه 10 تا 25 درصد افراد سوگوار ممکن است دچار افسردگیهای شدید شوند که درمان این افراد الزامی است، گفت: افزایش طولانی مدت سوگواری به مدت بیشتر از شش ماه میتواند با خودکشی همراه باشد. دانشمند تصریح کرد: شرکت در مراسم تشییع جنازه، حضور بر مزار فرد از دست رفته و بیان احساسات به صورت گریه میتواند موجب بهبود این افراد شود. وی در پایان یادآور شد: اطرافیان باید هنگام ایجاد این شرایط برای کودکان، فرد یا افرادی را به عنوان جایگزین والدین از دست رفته مشخص کنند تا از تشدید حالات روانی در کودکان جلوگیری شود.
  21. در هنگامه نشر اخبار بیماری مرتضی پاشایی، تصویری اینجا و آنجا منتشر میشد از دختری لبخند بر لب کنار خواننده پاپ در بیمارستان و با این حاشیه: تصویر نامزد پاشایی. اما در بحبوحه درگذشت او، تصویر دیگری بازنشر شد از دختری گریان با صورتی پر از اشک که کسی نبود جز همان بانوی اولین تصویر. به گزارش روابط عمومي مجله كام به كام و به نقل از جام جم، او مریم قاسمی، طراح لباس و استایلیست مرتضی پاشایی بود که با گروه موسیقی او همکاری میکرد. قاسمی در ادامه از آشنایی با پاشایی، همکاری مشترکشان و آخرین روزهای مرتضی میگوید. رابطه و آشنایی ما برمی گردد به ۱۷ سال قبل، یعنی دوستی مرتضی پاشایی با برادرم. اما همکاری و آشنایی نزدیکتر حدود ۵ سال است که بین ما به وجود آمده. به خاطر میآورم برادرم در منزل جشن تولد گرفته بود، گفت یکی از دوستانم را هم دعوت کردهام که صدای بسیار زیبایی دارد. آن دوست، مرتضی پاشایی بود؛ او به خانه ما آمد و به افتخار برادرم ترانهای با ساز خواند و اجرا کرد و همه مهمانها با هیجان او را تشویق کردند و از اجرای زیبایش لذت بردند. همانجا به او گفتم که من مطمئنم شما به جاهای خیلی خوبی میرسید. از آن شب به بعد مرتضی پاشایی را ندیدم تا چند سال بعد که قطعه "یکی هست" را منتشر کرد و من برای تبریک به ایشان پیامی دادم "که یادتان هست که گفتم موفق میشوید؟" همان موقع بعد از کمی گفتگو مرتضی به من گفت که این روزها در حال جمع کردن یک گروه و تدارک دیدن کنسرت هستم و میخواهم از شما برای طراحی لباسهایم کمک بگیرم، چون میدانست که من در این زمینه فعالیت میکنم و من پیشنهادش را قبول کردم و همکاری نزدیک ما آغاز شد. اوایل اجراها زیاد نبود اما مطمئن بودم که مرتضی ستاره درخشانی خواهد شد. از آنجایی که قبلا ویولن میزدم کمی گوش موسیقی داشتم و حس میکردم که صدای زیبایش مورد توجه قرار میگیرد. برای طراحی لباس کارم را آغاز کردم، میدانستم که علاقه زیادی به یکی از خوانندگان پاپ معروف دنیا دارد، برای همین در کارهایم فاکتورهایی را در نظر میگرفتم که شبیه ستاره مورد علاقهاش باشد. من از مرتضی خواهش کردم که فرم موهایش را تغییر بدهد. اصلا دلش نمیخواست این کار را انجام دهد و موهایش را کوتاه کند، ولی با اصرار من قبول کرد. تا دو ساعت اول بعد از کوتاهی، خودش از دیدن چهرهاش در آیینه شوکه شده بود، اما بعد به این نتیجه رسید که ای کاش زودتر این کار را میکردم. بخصوص وقتی واکنش دیگران را میدید که همه تایید میکردند و میگفتند چقدر با موی کوتاه زیباتر شدی. زمان گذشت و این همکاری ادامه داشت. گاهی مرتضی معده درد شدید میگرفت و همین امر باعث شد که تصمیم بگیرد سراغ دکتری برود و آزمایش و عکسی تهیه کند. تا آن روز کذایی که معده درد شدیدی گرفت. این بار خیلی بدتر از دفعات قبل بود و به اصرار دوستان و خانوادهاش برای آزمایش و ویزیت پیش دکتر رفت و متوجه شدند که توموری در معده اوست. باز هم قضیه خیلی جدی به نظر نیامد و در تاریخ ۱۸ آبان ۹۲ در بیمارستان نیکان جراحی کوچکی انجام داد و به خانه آمد. بعد از چند روز جواب آزمایش و نمونه برداریها آماده شد. یک تیم پزشکی و روانکاو سراغ مرتضی آمدند. باورمان نمیشد که آنها پیام آور چه خبر تلخی هستند. ابتدا با او صحبت کردند و گفتند که به نظر ما تو خیلی قوی و با اراده هستی و میتوانی از پس مشکل جدیدی که پیش رو داری بربیایی. بیماری معده تو پیشرفتهتر از آن چیزی است که فکر میکنی و باید مراحل درمانی آغاز شود. مرتضی به آرامی پرسید یعنی سرطان؟ دکتر گفت سرطانِ سرطان که نه، ولی خب، تقریبا بله سرطان! شاید اسم سرطان خیلی سنگین و هولناک است اما تو با اراده میتوانی به آن غلبه کنی. چند لحظه سکوت اتاق را فرا گرفت. من و مادر مرتضی کنارش بودیم. او اتاق را ترک کرد و لحظاتی با خودش خلوت کرد. رفتیم تا ببینیم در چه شرایطی است. آن لحظه بود که صدای گریه آرامش را شنیدم و بعد از چند دقیقه از اتاق بیرون آمد و فقط یک جمله گفت: "من نمیخواهم بمیرم." قرار بر آغاز دوره شیمی درمانی شد و اجراهای مرتضی روز به روز بیشتر و فشردهتر میشد. اما اصلا حاضر نبود لحظهای موسیقی را کنار بگذارد و میگفت انرژیای که از مردم و صحنه میگیرم مثل شیمی درمانی به درمانم کمک میکند. قدر ثانیههایم را میدانم مرتضی را از زمانی میشناختم که اصلا شناخته شده نبود، ولی این ویژگی او برای من کاملا شناخته شده و بارز بود. عشق به موسیقی، پشتکار و تواضع، بنابراین حتی سرطان هم نتوانست او را از علاقهاش جدا کند، بلکه این بیماری باعث شد که او سرعت کار و موفقیتش را بالاتر ببرد و از همه لحظاتش استفاده مفید بکند، خودش میگفت من قدر تک تک ثانیههایم را میدانم و میدانم که این لحظات ارزشمند است. مرتضی قبل و بعد از شهرت مرتضی هیچ فرقی با قبل نکرد، حتی آن دورهای که معروف نبود همین قدر متواضع و فروتن بود. حس میکردم درست شبیه همین مثال است که درخت هر چه پر بارتر افتادهتر و سر به زیرتر. به جرات میگویم افتادهترین آدمی که در زندگی دیدم مرتضی پاشایی بود. دلم نمیآید فعل بود را به کار ببرم. پس میگویم مهربانترین و افتادهترین آدم زندگی من مرتضی پاشایی است. با همه مهربان بود و اصلا اهل غیبت و کینه ورزی و دروغ گفتن نبود. همه دوستان نزدیکش میدانند که تا چه حد شوخ طبع و پر انرژی بود، دل هیچ کس را نمیشکست حتی کسانی که اصلا از نظر راه و روش و شیوه و تفکر زندگی با او همخوانی و همفکری نداشتند. با آنها هم به روش خودشان برخورد میکرد و به این تفاوت عقیده و سلیقه احترام میگذاشت. حس میکنم او با همه فرق داشت. روند کاری او بعد از سرطان و تغییر رفتارش به نظرم مراقب بود تا مبادا کسی را برنجاند، البته قبلا هم هرگز این کار را نمیکرد، اما مراقبتش بیشتر شده بود. همیشه میگفت من اصلا به مرگ فکر نمیکنم. تا لحظات آخر به برنامه اجراهایش فکر میکرد. اول از همه ملودیها را از پشت تلفن برایم میگذاشت و گوش میدادم و به نظر افراد نزدیک زندگیاش توجه میکرد و اهمیت میداد. سیروان خسروی با مرتضی پاشایی و نامزدش تغییر استایل و کلاه و... همیشه به ست بودن لباسهایش توجه میکردم، چون ظاهر برایش بسیار مهم بود. این به این معنی است که او آراستگی را دوست داشت و همان طور که گفتم از طرح لباسهای مایکل جکسون هم ایده میگرفتم و به نظرم میآمد که باید فرم لباسهایش با لقبش همخوانی داشته باشد. مرتضی لایق و شایسته واژه امپراتور است. تغییر ظاهر بعد از بیماری چون برایش ظاهر بسیار مهم بود، وقتی که موهایش را به خاطر شیمی درمانی از دست داد، گفت که میخواهم کلاه سرم کنم. پس کلاه باید به بقیه لباسهایش میآمد و همین امر باعث شد تا یک تغییر اساسی در تهیه و طراحی لباسها به وجود بیاید. همین جا باید بگویم مرتضی که تا این حد ظاهرش را آراسته میکرد و دلش نمیخواست مردم او را با چهره پریشان و بیمار ببینند و حتی وقتی پرستارها به اتاقش میآمدند عینکش را میزد، حال یک فرد بیمعرفت و از خدا بیخبر میآید و در آن حال دلخراش از مرتضی فیلم و عکس میگیرد. من آن فیلم را ندیدهام و هرگز نمیبخشیم کسی را که چنین بیرحمیای در حق مرتضی کرد... احساس کلاه و عینک مدام سوال میکرد بچهها ظاهرم بد نیست، همه ما میگفتیم نه، با موی کوتاه و کت آبی خیلی هم خوش تیپ هستی. آن زمان شایعه سرطان او بسیار پیچیده بود و مرتضی خودش دوست نداشت کسی علت تغییر استایل و نام بیماری را بداند. ناراحت میشد و غصه میخورد و حتی به خود شما گفت باید یک گفتگو یا مطلبی بنویسید که در آن اشارهای به کلمه سرطان نشود، اما هوادارانم بدانند که من بیماری پیشرفته معده دارم و قاعدتا تحت درمانم. چون این شایعهها انرژی من را میگیرد، وقتی که از خواب بیدار میشوم و مادرم یا دوستی با صدای لرزان به من زنگ میزند و تا گوشی را برمیدارم با گریه میپرسد مرتضی زندهای؟ هم خودم شوکه میشوم و هم عزیزانم آسیب میبینند، اما وقتی که این شایعات بیشتر شد دیگر به آنها اهمیت نداد و با انرژی بیشتر کارش را ادامه داد. این اواخر با خنده میگفت آنقدر شایعه مرگ مرا منتشر کردهاند که اگر این بار واقعا بمیرم یک نفر هم برای خاکسپاری من نمیآید و همه میگویند باز هم شایعه است. علایق مرتضی اول موسیقی، موسیقی، موسیقی و بعد همیشه میگفت من عاشق غذا خوردن هستم، البته این اواخر از خوردن هر غذایی محروم شد، غذای خانگی را به شدت دوست داشت، اما رزوهای آخر ناچار بود که از طریق سرم و دارو نیازهای بدنش را تامین کند. به دنبال معجزه او فقط میدانست بیماریاش سخت است، به پیمان عیسیزاده سرپرست گروه و دوستش اعتماد کامل داشت و تمام مدارکش را به او سپرد تا با دو سه تیم پزشکی در مورد بیماری و مراحل درمان صحبت کنند. پیمان با کشورهای مختلف و تیمهای پزشکی زیادی مشورت کرد و همه و همه همین نظر را داشتند؛ سرطان، شیمی درمانی، زمان محدود، معجزه. مرتضی به تیم پزشکیاش اعتماد کامل داشت اما این را میگفت که اگر کسی بیاید بگوید با هر مبلغی و در هر کجای دنیا امکان درمان تو وجود دارد، لحظهای تامل نمیکنم و همه داراییام را میدهم تا این بیماری از بین برود و درمان شود. محبوبترین ترانه مرتضی روز برفی؛ بعد از اینکه در بیمارستان نیکان جراحی شد و بعد از اینکه قرار شد از بیمارستان به خانه بیاید، همه دوستان به خانهاش رفتیم برای استقبال؛ آنجا روی کامپیوتر روز برفی را که خودش خوانده بود، برای اولین بار پخش کرد. وقتی از پشت کامپیوتر بلند شد، تقریبا هیچ کس در اتاق نبود، همه یکی یکی با گریه از اتاق بیرون رفتند اما خودش حتی قطرهای اشک نریخت. غم عجیبی در آن کار موج میزد، هیچ کس جرات نداشت حتی کلمهای در مورد این بیماری لعنتی حرفی بزند. حال آن غم ترانه روز برفی در وجود همه ما ریشه کرده. خاکسپاری مرتضی یکشنبه ساعت ۷:۳۰ شب مراسم خاکسپاری انجام شد، شنیدم که میگفتند مرتضی روز شنبه به خاک سپرده شده و مراسم یکشنبه نمادین بوده! هرگز این واقعیت ندارد. همان طور که میدانید شنبه مرتضی را از بیمارستان بهمن برای شست و شو به بهشت زهرا بردند تا روز یکشنبه جمعیت بدرقه کنندگان مرتضی بعد از تالار وحدت بدون معطلی به قطعه هنرمندان بیایند. اما واقعا این جمعیت و این استقبال با شکوه قابل پیش بینی نبود و یکشنبه ظهر این اتفاق نیفتاد، چراکه حتی آمبولانس حاوی مرتضی نتوانست خودش را به در ورودی قطعه هنرمندان برساند و با آن وضعیت نمیشد که مراسم انجام شود، بنابراین دوباره پیکرش را به سردخانه برگرداندند و قرار بر این شد که خاکسپاری تا قبل از اذان انجام شود، اما هر چقدر صبر کردند بهشت زهرا خلوت نشد، بنابراین تا ساعت هفت و نیم شب صبر کردیم. لیلا بلوکات و نامزد مرتضی پاشایی در تشییع پیکر پاشایی مادر مرتضی هرگز راضی نبودند که خاکسپاری فرزندشان انجام شود اما اطرافیان این مادر داغدیده را متقاعد کردند و به یادش آوردند که در دین اسلام هم این اتفاق قبلا افتاده و ایشان قبول کردند و ساعت هفت و نیم شب یک شب پاییزی تلخ با او وداعی ابدی کردیم و در تاریکی شب مرتضی پاشایی برای همیشه ترکمان کرد. جا دارد که تشکر ویژهای کنم از علی لهراسبی که یک سال زندگی مرتضی را بعد از تشخیص سرطان مدیون او هستیم، مرتضی را از این دکتر به آن دکتر میبرد و ما توانستیم فرصت بیشتری برای بودن در کنار این موجود آسمانی و دوست داشتنی داشته باشیم. روحش شاد و یادش گرامی
  22. [h=1] [/h] [h=2]مسافرت با سرگیجه[/h]تابستان از بهترین فصول برای مسافرت است. اصولا سفر پدیدهای خوشایند است، ولی گاهی ایجاد شرایطی در طول سفر، آن را به خاطرهای بد برای ما تبدیل می كند. تا حالا شده كه در طول سفر، زمانی كه سوار اتومبیل، هواپیما، كشتی یا قطار هستید، به طور ناگهانی دچار سرگیجه و حالت تهوع و احتمالا استفراغ شوید؟ با خواندن این جمله شاید بسیاری از شماها به یاد چنین خاطرات ناگواری افتاده باشید؛ اتفاقاتی كه لذت سفر را تلخ می كنند. در اصطلاح عامه مردم به این وضعیت ماشین گرفتگی گفته می شود، ولی در اصل نام این بیماری، "بیماری حركت" است. بیماری حركت مشكل شایعی است كه در همه سنین بروز میكند و نوعی اختلال رایج گوش داخلی است كه از طریق حركات پی در پی كشتی روی آب، حركات ماشین، حركت هواپیما در هوا و غیره ایجاد میشود. این وضعیت در گوش داخلی روی حس تعادل تاثیر گذاشته و باعث سرگیجه و حالت تهوع در فرد میشود. بیماری حركت معمولا به طور ناگهانی با حالت تهوع و عرق سرد آغاز شده و منجر به تهوع و سرگیجه میشود. [h=2]سرمنشا بیماری حركت[/h]حركت از چند طریق توسط مغز شناخته می شود: 1) سیستم عصبی كه پیام های ارسال شده از گوش داخلی را می فرستد. 2) چشم ها 3) بافت های عمیق تر سطح بدن 4) گیرنده های پوستی در نقاطی مانند پاها و باسن كه احساس ساكن بودن را ارسال می كند. 5) گیرنده های عضلانی كه گزارش حركت را می دهند. زمانی كه به طور خودآگاه و دانسته حركت می كنیم، مانند زمانی كه می دویم، اطلاعات ورودی از تمام این چند راه با مغز هماهنگی دارد. ولی وقتی حركت ایجاد شده ناخواسته باشد، همانند حركت اتومبیل، مغز با اطلاعات ورودی هماهنگی ندارد و همین عدم هماهنگی میان اطلاعات ورودی موجب بروز بیماری حركت می شود، یعنی پیغام هایی فرستاده می شود كه با اطلاعات ورودی تطابق ندارد. به طور مثال زمانی كه سوار بر قایق هستید، گوش داخلی حركت را دریافت می كند، ولی چشم های تان این احساس را ندارد یا زمانی كه نشسته اید و تصویر متحركی را تماشا می كنید، چشم های ما علائم حركت را به مغز مخابره می كنند، در حالی كه گوش داخلی حركتی را مبنی بر حركت ارسال نمی كند یا به عنوان مثال، وقتی در اتومبیل مشغول خواندن كتاب هستید، گوش داخلی شما پیام حركت را به مغز ارسال می كند، در حالی كه چشمهای تان به كتاب نگاه می كند، حركت نمی كنند و عضلات شما هم پیام سكون را به مغز می فرستند. در این وضعیت مغز به دلیل ناهماهنگی پیام های ارسالی كمی گیج شده و احساس عدم تعادل در سر شما ایجاد می شود. علائم شایع این حالت هم، همان طور كه اشاره كردیم شامل حالت تهوع، استفراغ، سرگیجه، عرق سرد و احساس ناراحتی و كسالت است. [h=2]پیشگیری و به حداقل رساندن علائم[/h]درست است كه بیماری حركت یا ماشین گرفتگی به طور ناگهانی بروز می كند و گاهی از دست ما خارج است، ولی با رعایت نكاتی می توانید مانع از بروز آن و حداقل كاهش علائم آن شوید. 1- سعی كنید در جایی بنشینید كه چشم های تان همان حركتی را دریافت كند كه بدن و گوش داخلی شما احساس می كند. در اتومبیل سعی كنید در صندلی جلو نشسته و به تصویری دور دست نگاه كنید، زیرا زمانی كه در صندلی عقب می نشینید، چشم شما صندلی جلو را كه ثابت است می بیند، در حالی كه گوش داخلی، پیام حركت را به مغز مخابره می كند. روی قایق، حتی الامكان روی عرشه نشسته و افق را نظاره كنید. در هواپیما، كنار شیشه نشسته و به بیرون نگاه كنید و نیز صندلی خود را روی بال ها انتخاب كنید كه حركت به حداقل می رسد. 2- موقع حركت و مسافرت مطالعه نكنید و روی صندلی هایی كه به پشت قرار گرفته اند، ننشینید. 3- در طول سفر با كسی كه بیماری حركت دارد هم صحبت نشوید. 4- از خوردن غذاهای بودار، پرادویه و چرب كه با شما سازگار نیستند، قبل و هنگام سفر پرهیز كنید. 5- استفاده از آنتی هیستامین ها یك ساعت پیش از حركت می تواند در كاهش تحریك گوش داخلی و بهبود علائم حالت تهوع، استفراغ و سرگیجه و نیز پیشگیری از این حالات موثر باشد. از انواع آنتی هیستامین ها می توان به مكلیزین، بونین و درامامین اشاره كرد. 6- از چسب های پوستی اسكوپولامین كه حدودا 4 ساعت پیش از آغاز سفر به پشت گوش گذاشته می شود، استفاده کنید. این دارو به آهستگی به داخل پوست جذب می شود. ولی بلافاصله بعد از پایان سفر چسب را بردارید، چون استفاده بلند مدت آن توصیه نمی شود. 7- زنجبیل به عنوان مادهای ضد تهوع بسیار در این امر موثر است، به طوری كه مصرف آن یك ساعت پیش از حركت می تواند علائم را كاهش دهد. 8- از حركات ناگهانی سر بپرهیزید. این كار می تواند بیماری را تشدید كند. سر خود را به جایی ثابت تكیه دهید و به بیرون نگاه كنید. 9- خود را مشغول كاری كرده و ذهن خود را درگیر كنید تا از فكر بیماری دور شوید. حتی فكر كردن به حالت بیماری می تواند باعث شروع علائم و تشدید آن شود. 10- هیچ وقت به شیشه كناری خیره نشوید. بلكه نگاه تان به مسیر پیش رو باشد و سعی كنید از شیشه ی جلو بیرون را نگاه كنید. 11- سیگار نكشید و نزدیك فرد سیگاری قرار نگیرید. 12- در صورتی كه در طول شب دچار چنین حالتی شدید یا در مكانی قرار داشتید كه فاقد شیشه بود، سعی كنید چشمهای تان را ببندید و بخوابید. این كار تناقض میان پیام های ارسالی از چشم ها و گوش داخلی را برطرف می كند. 13- هوای خنك و تازه هم می تواند علائم را بسیار كاهش دهد. شیشه را پایین بكشید تا هوای خنك بیرون به صورت تان بخورد. علائم آزاردهنده بیماری حركت معمولا با توقف، پایان می یابد. ولی در بعضی از افراد تا چند ساعت یا حتی چند روز پس از آن طول می كشد كه حالت شدید بیماری است. در حالت عادی، این بیماری مشكل جدی را برای فرد ایجاد نمی كند و لزومی به مراجعه به پزشك وجود دارد ولی اگر از آن دسته افرادی هستید كه با هر گونه حركتی دچار سرگیجه و تهوع می شوید، حتما باید به پزشك مراجعه كنید. شاید دچار نوعی اختلال در گوش داخلی باشید. به طور كلی 33 درصد از افراد، مستعد ابتلا به بیماری حركت هستند و حدود 66 درصد دچار نوع شدید آن می شوند. به طور تقریبی حدود 50 درصد فضانوردان هم از این بیماری رنج می برند. پس به راحتی می توان دید كه بیماری حركت یا ماشین گرفتگی چقدر شایع است! سعی كنید با راهكارهایی كه اشاره شد از بروز علائم جلوگیری و به كاهش آن ها كمك كنید. جام جم
  23. [h=1] [/h] درد پشت شایع ترین علت ناتوانی در افراد زیر 45 سال و دومین علت مراجعه به پزشك است. حدود 80 درصد مردم در طول زندگی خود كمردرد یا پشت درد را تجربه میكنند. ستون مهره ها از اجزای مختلف و متعددی تشكیل شده كه هر یك از آنها ممكن است آسیب ببیند و سبب كمردرد شود. درد پشت در نتیجه فشار مكانیكی یا آسیب دیدن ستون مهرهها ایجاد می شود، ولی معمولا از شدت آن كاسته میگردد، اما اگر كمردرد برای مدت طولانی باقی بماند یا شدید باشد، باید بررسیهای دقیقتری صورت گیرد. از مهم ترین موارد میتوان به كمردرد غیراختصاصی، بیرونزدگی دیسك، درد سیاتیك و آرتروز اشاره كرد. [h=2]كمردرد غیراختصاصی: [/h]درد كوتاه مدتی است كه به طور كامل بهبود مییابد و علت دقیق آن نیز مشخص نمیشود. ممكن است به علت كشیده شدن رباطها یا بافتهای نرم اطراف ستون مهرهها ایجاد شده باشد. [h=2]بیرون زدن دیسك: [/h]با بلند كردن اجسام سنگین، خم شدن یا چرخیدن ستون مهرهها ایجاد شده و درد شدیدی در پشت و شاید پاها بروز میكند و اگر دیسكی بیرون بزند، برای همیشه ضعیفتر از دیسكهای سالم خواهد بود و باز هم میتواند سبب ایجاد درد شود. [h=2]درد سیاتیك: [/h]اگر بیرونزدگی دیسك روی اعصاب سیاتیك فشار وارد كند، دردی به نام درد سیاتیك ایجاد میشود كه بهبودی آن نیاز به زمان بیشتری دارد و اگر علائمی مانند بیحسی در كشاله ران، ناتوانی در كنترل مثانه یا روده یا ضعف شدید پاها بروز كند، احتمالا عصب، صدمه شدیدتری دیده است و اگر درد به تدریج و در طول ماهها ایجاد شده و بدون ارتباط با حركت بر شدت آن اضافه شود و به ویژه اگر با مشكلات دیگری نظیر كاهش وزن همراه باشد، مشكل جدیتر است و باید بررسیهای دقیقی انجام گیرد. [h=2]آرتروز كمری: [/h]ارتباط مشخصی بین وجود تغییرات فرسایشی در مهرهها و كمردرد وجود ندارد، به عبارت دیگر تمام كسانی كه دچار تغییرات فرسایشی هستند، مبتلا به كمردرد نمیشوند. برخی افراد دچار كمردرد مزمن هستند و علت آن: آرتروز كمری، بیرونزدگی دیسك، حركت اضافی مفصل، تنگی مجرای نخاع و بیماریهای دیگر مانند فیبرومیالژی (درد منتشر در بدن)، عفونتها مثل سل و عفونت مهرهها در معتادان به مواد مخدر تزریقی، اسپوندیلیت انكیلوزان (نوعی بیماری التهابی كه مردان جوان را گرفتار میكند و كمردرد با استراحت بیشتر و با حركت كمتر میشود)، اختلالات استخوانی (مانند پوكی و نرمی استخوان)، تومورها و مشكلات شكمی و لگنی است. [h=2]درمان: [/h]1- ایستادن و نشستن صحیح، تنظیم ارتفاع میز و صندلی، استفاده از كفش مناسب ، عدم استفاده از صندلیهای راحتی و دستهدار كوتاه، كمكردن وزن ، تقویت عضلات پشت و شكم، كوتاه كردن مدت رانندگی، استفاده از تشك نسبتا سفت و قرار دادن یك بالش در زیر سر و ... 2- فیزیوتراپی 3- تمرینات خاص ورزشی 4- داروهای مسكن و گاهی شلكننده عضلات، ضدتشنج، ضدافسردگی و داروهای تزریقی 5- جراحی جام جم آنلاین
  24. بیماری فارنژیت چیست؟ فارنژیت ( pharyngitis) به التهاب و عفونت ناحیه حلق و لوزه ها فارنژیت گفته میشود. حلق را میتوان به سه قسمت : ۱) نازوفارنکس که در خلف حفره بینی قرار گرفته ۲ ) اوروفارنکس که در انتهای حفره دهان واقع شده ۳) هایپوفارنکس که ادامه حلق به طرف پایین تا ابتدای مری است تقسیم میشود. نازوفارنکس و اوروفارنکس چون ابتدای ورود به دستگاه گوارش و تنفس را تشکیل میدهند لازم است دارای مکانیسم های دفاعی کافی در برابر ورود عوامل بیماریزا باشند. تراکم سلولهای لنفاوی و سلولهای ایمنی در این مناطق ارگانهای جداگانه ای راتشکیل داده اند که مسئولیت آنها دفاع از تهاجم عوامل بیماریزا است. در پشت نازوفارنکس لوزه سوم ( آدنوئید ) قرار گرفته که در اطفال زیر ۵ سال در اثر عفونتهای مکرر دستگاه تنفس فوقانی میتواند بزرگ شده سبب انسداد نسبی نازوفارنکس شود. در این موارد تنفس کودک مشکل شده و بخصوص در شب – هنگام خواب – با صدا همراه است . گرفتگی مداوم بینی – صدای تودماغی – برجسته شدن گونه ها و گود شدن سقف دهان از دیگر علائم هیپرپلازی آدنوئید ( لوزه سوم ) محسوب میشود. در ناحیه اوروفارنکس یا به اصطلاح عادی حلق دو لوزه در طرفین قرار دارند که هرگاه عفونتی در آنها ایجاد شود بزرگی ( تورم ) – قرمزی – درد و گاهی تشکیل چرک ( اگزودا ) را بدنبال دارد. عفونت لوزه ها را تونسیلیت ( tonsillitis) مینامند. عفونت حلق فارنژیت و عفونت حلق توام با لوزه ها را تونسیلوفارنژیت (tonsillo-pharyngitis) مینامند. گرچه عوامل بیماریزا در هر سه گروه مشابه هستند و عوارض و نتیجه بیماری نیز تفاوت چندانی ندارد ولی لازم است تشخیص عفونت حلق به تفکیک موارد فوق بیان شود. علائم بالینی : عمده ترین علامت بالینی عفونت حلق درد است. در موارد خفیف یا اولیه بیماری درد در حین بلع وجود دارد ولی با گذشت بیماری و در موارد شدیدتر درد بطور مداوم وجود دارد گرچه باز درحین بلع تشدید میشود. گاه بلع دردناک ( odynophagia) به حدی شدید است که بیمار از فرودادن آب دهان نیز خودداری میکند و در نتیجه ترشحات بزاق در دهان زیاد میشود وگاه از دهان جاری است. ( سیالوره ). تب در اکثر موارد وجود دارد. درجه تب بر اساس عامل بیماریزا متغیر است. در عفونتهای ویروسی ( بجز آدنوویروس ) تب خفیف و قابل تحمل است و در موارد عفونت استرپتوکوکی بخصوص در بچه ها تب گاه تا ۴۰ درجه سانتیگراد نیز میرسد. بلع دردناک یا اودینوفاژی که در فوق توضیح داده شد. در معاینه بالینی قرمزی حلق و لوزه ها شایعترین یافته ایست که جلب توجه میکند. اگر اریتم محدود به لوزه ها باشد و سایر نقاط حلق درگیر نباشد اصطلاح تونسیلیت بکار برده میشود و اگر نسج حلق نیز درگیر باشد اصطلاح تونسیلوفارنژیت را بکار میبریم. وجود اگزودا روی لوزه ها یا حلق که در این مورد اصطلاح exudative pharyngitis بکار برده میشود. در اکثر موارد اگزودا محدود به لوزه است و گاه از حدود لوزه فراتر میرود و پیلار قدامی – خلفی و یا زبان کوچک ( اوولا ) را نیز درگیر میکند ( مثل دیفتری ) . گاه از مشاهده ماهیت و رنگ اگزودا میتوان عامل بیماریزا را حدس زد. اگزودای متراکم – غلیظ – خاکستری کثیف که به سختی به لوزه ها چسبیده است بخصوص اگر ورای لوزه ها نیز دیده شود بیانگر عفونت دیفتری است. اگزودای ناشی از استرپتوکوک بتا همولیتیک گروه A عموما کرمی رنگ است و محدود به لوزه باقی میماند. گاه ماهیت فولیکولر دارد یعنی محدود به کریپت های لوزه ( حفرات لوزه ) باقی میماند و سایر نقاط لوزه به رنگ قرمز ملتهب دیده میشود ( follicular exudative pharyngitis) . آدنوویروس و هرپس سیمپلکس میتوانند اگزودا روی لوزه ایجاد کنند. در مورد آدنوویروس اگزودا مشابه استرپتوکوک است ولی در هرپس شروع بیماریزایی با وزیکول ( طاولهای کوچک حاوی مایع ) است که پس از باز شدن وزیکول اگزودای ملایمی روی لوزه ها پدید می آید. آدنوپاتی یا بزرگی غدد لنفاوی در گلودرد چرکی شایع است. در اکثر موارد عفونت استرپتوکوکی لنفادنوپاتی محدود به قسمت تحت فکی ( submandibular) میباشد و عموما در لمس دردناک است. درعفونت هرپس نیز چنین است ولی در عفونتهای ناشی از EBV لنفادنوپاتی عموما در خلف گردن مشاهده میشود و دردناک نیست. عفونت EBV (Epstein barr virus) میتواند اگزودا روی لوزه ها ایجاد کند و بندرت ممکن است این اگزودا ورای لوزه ها نیز دیده شود.
  25. yasi

    بیماری کبد چرب

    [h=1] [/h] [h=2]تعریف[/h]کبد چرب غیر الکلی یک التهاب کبدی است که در اثر تجمع بیش از اندازه ی چربی در بافت کبد ایجاد می شود. در این بیماری تجمع بیش از حد چربی در کبد، گاه باعث اختلال در فعالیت طبیعی بافت کبد می گردد که می تواند سیر پیشرونده پیدا کند و باعث نارسایی کبد و یا سیروز کبدی گردد. [h=2]علت بیماری [/h]اگرچه علت اصلی بیماری کبد چرب مشخص نیست، ولی به نظر می رسد این بیماری ارتباط نزدیک با برخی بیماری های متابولیک دارد که از آن جمله: چاقی، افزایش کلسترول و تری گلیسرید خون و دیابت را می توان نام برد. در درمان کبد چرب، کنترل این بیماری های زمینه ای بسیار موثر می باشد. گفته می شود مصرف زیاد انرژی باعث خواهد شد کبد نتواند سوخت و ساز طبیعی را انجام دهد و در نتیجه انرژی اضافی به صورت چربی در کبد ذخیره شود. این بیماری اغلب افراد را در سنین میانسالی مبتلا می کند. اکثر بیماران از افزایش وزن و چاقی به ویژه چاقی شکمی رنج می برند. همچنین می توانند دچار افزایش چربی های خون بوده و یا از مبتلایان به دیابت باشند. از آنجا که در سال های اخیر شیوع چاقی و بیماری های متابولیک در جوانان افزایش قابل توجهی یافته است، جوانانی که با چاقی و بیماری کبد چرب به پزشک مراجعه می نمایند، کم نیستند. البته باید ذکر کرد بیمارانی هستند که بدون داشتن هیچ کدام از عوامل خطر ذکر شده و بدون هیچ دلیل شناخته شده ای، مبتلا به کبد چرب می گردند. افزایش چربی در بدن که معمولا با چاقی شکمی همراه است، به همراه افزایش چربی های خون و افزایش فشار خون، همه از علائم مجموعه ای از اختلالات تحت نام "سندرم متابولیک" هستند که این سندرم دقیقا وابسته به مقاومت انسولین می باشد. [h=2]عوامل تاثیر گذار در اختلالات کبدی[/h]علاوه بر افزایش چربی در بافت کبد که بر روی فعالیت طبیعی کبد تاثیر می گذارد، عوامل دیگری نیز بر عملکرد طبیعی سلول های کبدی تاثیرگذارند، از آن جمله: - مقاومت به انسولین: بدین معنا که بدن نمی تواند قند را به طور طبیعی مورد استفاده قرار دهد. به طور طبیعی لوزالمعده پس از خوردن مواد قندی، با ترشح هورمون انسولین سعی می نماید که قند اضافی موجود در خون را به سلول های عضلانی و کبد وارد نماید. در وضعیت مقاومت به انسولین، حساسیت گیرنده های سلولی انسولین کاهش می یابد، در نتیجه بدن برای ثابت نگه داشتن سطح قند خون نیاز به ترشح انسولین بیشتری خواهد داشت. در صورت ادامه ی این روند، در نهایت میزان قند خون افزایش یافته و فرد مبتلا به دیابت می گردد. - تغییر در روند تولید چربی در بافت کبد و نحوه عملکرد کبد در برابر چربی هایی که از روده به کبد منتقل می شوند. - عمل های جراحی که مسیر معده ، یا روده و یا هر دو را کوچک می نمایند، از قبیل عمل جراحی بای پس روده. - استفاده طولانی مدت از لوله های روده ای برای تغذیه که معمولا پس از عمل جراحی استفاده می شوند. - استفاده از برخی داروها از قبیل: آمیودارون (داروی قلبی)، کورتون، استروژن های صنعتی و بعضی از داروهای کنترل سرطان. [h=2]علائم و شیوع بیماری[/h]از آنجا که این بیماری سیر پیشرونده دارد می تواند در مراحل اولیه بدون علامت باشد تا زمانی که تاثیرات منفی بر عملکرد کبد ایجاد نماید. در آن زمان علائمی از قبیل احساس ضعف، خستگی و کاهش وزن بروز می کنند. از آنجا که سیر این بیماری مزمن است، شاید سال ها طول بکشد تا منجر به ایجاد سیروز کبدی (جایگزینی سلول های کبدی با سلول های فیبروز) و در نهایت نارسایی کبد گردد. در نقطه ی مقابل، در موارد نادری به دلیل ناشناخته، سیر بیماری متوقف و یا حتی به حالت طبیعی باز می گردد، بدون آنکه درمان مشخصی انجام گرفته باشد. بین 10 تا 30 درصد بزرگسالان در کشورهای پیشرفته مبتلا به این بیماری هستند که معمولا شامل افراد چاق در سنین میانسالی است. با توجه به شیوه زندگی اعم از نوع تغذیه و فعالیت بدنی، شیوع این بیماری در کشورهای در حال توسعه به ویژه در جامعه شهری افزایش چشمگیری داشته است. شیوع بیماری کبد چرب با افزایش سن، سیر صعودی می یابد. شیوع این بیماری در آقایان دو برابر خانم ها می باشد که با افزایش سن، میزان شیوع در خانم ها به آقایان نزدیک می شود، به ویژه پس از یائسگی، شیوع بیماری کبد چرب در خانم ها سیر فزاینده ای دارد. تبیان
×
×
  • جدید...