رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
COMBECOM

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'جنگنده'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالارهای گفت و گو كام به كام
    • انجمن کامپیوترو اینترنت
    • انجمن موبایل و پی دی ای
    • انجمن خودرو و رانندگی
    • انجمن دانشگاه و تحصیل
    • انجمن اخبار ایران و جهان
    • انجمن فرهنگ و هنر
    • انجمن خانواده و زیبایی
    • انجمن جهانگردی و توریستی
    • انجمن سرگرمی
    • انجمن روابط عمومي كام به كام

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی

دسته ها

  • نرم افزار کامپیوتر

دسته ها

  • راهنمای سایت

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

12 نتیجه پیدا شد

  1. چه فاکتورهایی برای مقایسه جنگنده ها استفاده می شود؟ 1-مانور پذیری:یعنی توانایی شیرجه زدن سریع و ناگهانی-اوجگیری قدرتمندانه و گردش کردن تند و بسته برای پیشدستی نمودن در متوجه کردن دماغه هواپیما بسوی هواپیمای دشمن 2-دید:با وجود تمامی امکانات راداری-کنترل کنندگان زمینی و هواپیماهای AWACS(هشدار زود هنگام)خلبان جنگنده برای پیروزی در نبرد هوایی نزدیک به آنچه میبیند متکی است. دیدن بدون مانع به خلبان امکان برتری بیشتری میدهد.نمونه های موفق این دیدگاه هواپیماهای P-51D موستانگ و F-16 فایتینگ فالکن میباشد. 3-برد:یعنی توانایی حمل سوخت کافی برای نبرد از بلند شدن از پایگاه یا ناو و جنگیدن و بازگشت دوباره به خانه. 4-بقاپذیری:یعنی توانایی تحمل و جذب صدمات قابل توجه حین نبرد و بازگشتن به پایگاه مادر یا نهایتا یک مکان امن. 5-قدرت آتش:قدرت آتش یک جنگنده نیز عاملی تعیین کننده در پیروزی است. 6-سقف پرواز:بیشترین ارتفاعی که یک جنگنده از آن به گونه ای موثر به اجرای ماموریت بپردازد. 7-سرعت:سرعت یک جنگنده به آن کمک میکند که در کمترین زمان ممکن وارد صحنه نبرد شده یا آن را ترک نماید. 8-نسبت شکار:عبارتند از نسبت هواپیماهای سرنگون شده دشمن توسط یک نمونه خاص از هواپیماهای خودی به نسبت تعداد سرنگون شده همان نوع هواپیمای خودی. منبع: انجمنهای هوا-فضا
  2. [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD]بازيکنان دربي از نگاه پيشکسوتان (1) [h=1]حنيف عمرانزاده؛ جنگنده و کله شق[/h] [h=2] سعيد مراغه چيان هافبک و مدافع استقلال در دهه 1360، شکل بازي حنيف عمرانزاده دفاع وسط استقلال را ميپسندد.[/h][/TD] [TD] [/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD=colspan: 3][/TD] [/TR] [TR] [TD=colspan: 3]به گزارش "ورزش سه"، پاسخ مراغه چیان به سوالات ما درباره حنیف عمران زاده چنین است: * حنیف از نظر فیزیک بدنی، خیلی خوب است و در سر زدن مهارت دارد و البته به نظر من خیلی خوب هم به خط حمله اضافه می شود. ضمنا او در دو، سه پست می تواند بازی کند و باید قدر اینجور بازیکنان را دانست. او با تمام وجود در درگیری ها شرکت می کند و در 70درصد از نبردهای تن به تن هم موفق است. * حنیف باید ویژگی بازی با هر دو پا را به فوتبال خود اضافه کند. همچنین او در استارت های 10 متری باید هوشمندتر و سریع تر باشد. البته به نظرم همه مدافعان ایران کند هستند. * نمره فنی حنیف به نظر من 8 از 10 است. من بازی او را قبول دارم و می پسندم. * به نظر من دربی شماره 79 مساوی است و البته به نظر من گل خواهد داشت. [/TD] [/TR] [/TABLE]
  3. جنگنده سبک و شناسایی اسکورپین جنگنده سبک اسکورپین ساخت شرکت تکسترون یک جنگنده دونفره تاکتیکی مدرن برای میدان های نبرد نامتقارن امروزی و عملیات های زمینی وشناسایی تمامی ارتش هاست که وظیفه خود را با هزینه ای بسیار کمتر از جت های جنگنده پیشرفته وگرانقیمت انجام می دهد. در ادامه با این جنگنده ارزان قیمت اما پرکاربرد آشنا می شویم پروژه اسکورپین در سال 2012 در غالب یک طرح خصوصی کلید خورد. این جنگنده محصول مشترک شرکت Textron وهمکاری شرکت سرمایه گذاری Airland می باشد. پروتوتایپ آن در سال 2012 توسط شرکت سسنا - یکی از زیر مجموعه های شرکت تکسترون – ساخته شد. این جنگنده به طور اختصاصی برای مطابقت با نیازهای گارد ملی ایالات متحده و با در نظر داشتن ملزومات برای تبدیل شدن به یک مدل صادراتی طراحی شده و در سال 2013 اولین پرواز آزمایشی خود را به انجام رسانید. مشخصه اصلی این جنگنده تلاش تیم طراح برای پایین نگاه داشتن هزینه های تولیدی وعملیاتی در کنار حفظ قابلیت های جنگنده تا حد ممکن بوده است. این ویزگی علاوه بر مناسب ساختن آن با نیاز های نیروی هوایی و گارد ملی ایالات متحده، زمینه را برای صادرات به کشورهایی که در جستجوی یک جنگنده ی تاکتیکی مناسب هستند اما بودجه نظامی محدودی دارند و توانایی خرید انواع پیشرفته و گرانقیمت آن را ندارند را نیز فراهم آورده. وظیفه اسکورپین پر کردن شکاف بین هواپیماهای سبک ملخی و جت های پیشرفته گرانقیمت است. اسکورپین یک جنگنده دو نفره است که در عین حال می تواند با یک خلبان نیز به انجام وظیفه بپردازد. بدنه این جنگنده به طور کامل از مواد کامپوزتی ساخته شده که عملا خوردگی فلزات در آن بی معنا شده و عمر پروازی 20000 ساعتی را برای آن به ارمغان آورده است. به گفته شرکت سازنده این بدنه بسیار سبک توانایی تحمل خسارات حداقلی را دارد که با توجه به ماموریت های تعریف شده برای این جنگنده قابل قبول ومنطقی می باشد. وزن خالی این جنگنده 5350 کیلوگرم می باشد. طراحی بدنه متناسب با ماموریت و ویژگی های جنگنده است. باک سوخت بزرگ داخلی برد پروازی این پرنده را به بیش 4400 کیلومتر می رساند. همچنین بال های این پرنده مناسب حداکثر سرعت مادون صوت آن بوده و بدون پسگرایی طراحی شده اند. اسکورپین توانایی انجام عملیات های مختلف از قبیل شناسایی، گشت هوایی، پشتیبانی نزدیک هوایی، آموزشی و ... را با کمترین هزینه ممکن داراست. اگرچه توانایی این جنگنده به شرکت در عملیات های کم خطر محدود شده اما با این حال این جنگنده برتری محسوسی در زمینه های برد عملیاتی، مداومت پروازی و سنسورهای به کار گرفته شده نسبت به هواپیماهای سبک ملخی دارد. برخلاف دیگر جنگنده ها اسکورپین از قطعات مشترک با هواپیماهای تجاری که اغلب ساخت شرکت سسنا هستند استفاده می کند که این امر باعث کاهش هزینه های تولید و نگه داری و آسان شدن سرویس ها می شود. موتور های جت این جنگنده نیز مدل TF-731شرکت Honeywell می باشد که در بسیاری از هواپیما های تجاری به کار گرفته شده و عملکرد بسیار موفقی داشته است. اگرچه ممکن است نسخه های بعدی اسکورپین از موتور های متفاوتی استفاده کنند با این حال خلبانان آزمایشی این جت را حتی با یک موتور نیز چابک و قدرتمند توصیف کرده اند. هریک از این موتور ها 18 کیلونیوتون نیرو تولید می کنند که سقف پروازی 13700 متری را برای این جنگنده فراهم آورده اند. در جهت کاهش هزینه ها از سیستم هدایت هیدرولیکی استفاده شده و سیستم هدایت با سیم در نظر نگرفته شده است. با این حال در زمینه نمایشگرها و سیستم های دیداری کمبودی وجود ندارد و هردوی خلبانان می توانند از آن استفاده کنند. کاکپیت این جنگنده از نوع تمام شیشه ای بوده و به علت زاویه ی خاص قرارگیری سرنشینان برای عملیات های تعریف شده بسیار مناسب است. در بخش دماغه اگرچه از رادارهای پیشرفته برای درگیری هوایی خبری نیست اما رادار موانع زمینی ، رادار هواشناسی و کنترل ترافیک هوایی در کنار افزونه جمع شونده به کمک این جنگنده می آیند. افزونه جمع شونده دماغه دارای سنسور های الکترواپتیکال و مادون قرمز می باشد که در صورت عدم نیاز برای به حداقل رساندن مقاومت هوا به درون دماغه جمع می شوند. همچنین شرکت سازنده تاکید زیادی بر سیستم داخلی شناسایی و مراقبت (ISR) این جنگنده دارد که در کنار مداومت پروازی 5 ساعته آن را برای ماموریت های گشت بیش از پیش مناسب گردانیده. این جنگنده قابلیت حمل انواع سلاح در داخل و خارج بدنه را دارد. به علت طراحی خاص و پهن بدنه در قسمت انتهایی فضای زیادی در داخل بدنه موجود است که می تواند برای حمل انواع سلاح، سنسور های اضافی، باک سوخت اضافی یا ترکیبی از این موارد مورد استفاده قرار بگیرد. همچنین 6 جایگاه حمل سلاح خارجی نیز در زیر بال ها در نظر گرفته شده که می تواند برای انواع سلاح ها و بمب ها از قبیل غلاف مسلسل، موشک و ... مورد استفاده قرار گیرد. این جنگنده قابلیت حمل مهمات هدایت شونده به وسیله لیزر یا جی پی اس را نیز دارا می باشد. این جنگنده ظرفیت حمل 1360 کیلوگرم به صورت داخلی و 1400 کیلوگرم به صورت خارجی را داراست که حداکثر وزن برخاست آن را به 9640 کیلوگرم می رساند. قیمت یک فروند اسکورپین کمتر از 20 میلیون دلار می باشد که کمتر از هزینه ارتقای یک جنگنده F-16 یا A-10 است. همچنین هزینه یک ساعت پرواز اسکورپین کمتر از 3000 دلار می باشد که این رقم در مورد جنگنده های F-16 و F-35 به ترتیب برابر 25000 و 50000 دلار است. در صورت پیدا شدن مشتری برای این جنگنده تولید آن از سال 2015 آغاز خواهد شد و زمان تحویل آن 15 الی 18 ماه پس از دریافت سفارش خواهد بود. در حال حاضر شرکت سازنده در حال متقاعد کردن نیروی هوایی ایالات متحده و پیدا کردن مشتری خارجی این جنگنده است. کارشناسان معتقدند در صورت متقاعد شدن نیروی هوایی ایالات متحده تقاضای خارجی برای این جنگنده افزایش خواهد یافت. ویدئوی رسمی شرکت تکسترون "Scorpion" مشخصات زمان ورود به خدمت ....... نامشخص تعداد سرنشینان ....... 2 نفر ابعاد طول ....... 13.2 متر عرض بال ها ....... 14.4 متر ارتفاع ....... 4.27 متر وزن (خالی) ....... 5.35 تن حداکثر وزن برخاست ....... 9.64 تن موتور و عملکرد موتور ....... 2x Honeywell TFE730 turbofans مجموع نیروی تولیدی ....... 36 کیلونیوتون حداکثر سرعت ....... 833 کیلومتر بر ساعت ارتفاع پروازی ....... 13700 متر حداکثر برد (بدون مخزن اضافی) ....... 4445 کیلومتر برد عملیاتی ....... نامشخص اسلحه های مورد استفاده ....... نامشخص گردآورنده: روابط عمومی مجله اینترنتی کام به کام منبع:ارتشی دات کام
  4. آشنايي با شاهين شكاري F-16 پيدايش هواپيماي موفق شكاري - رهگير معروف F-16، واكنشي بود به نقائص و مشكلات بروز كرده در جنگنده‏هاي شركت كننده در جنگ ويتنام. به دنبال موفقيت هواپيماي كوچك، چابك و بسيار مانورپذير F-86 Saber در جريان جنگ كره، جنگنده‏هاي ساخت ايالات متحده به شكلي تغيير يافتند تا داراي حداكثر سرعت، ارتفاع، قدرت رادار، مانورپذيري، ديد خلبان و ساير مواردي باشند كه مورد نياز نبردهاي «فاصلهء نزديك» است. اين تمايلات ويژه، در ساخت جنگندهء F-4 فانتوم توسط كارخانهء معظم مك‏دانل‏داگلاس به حد اعلا رعايت شد، به طوري كه موفقيت در طراحي بي‏نقص و بي‏نظير آن، اين جنگنده را، هم نيروي هوايي و هم نيروي دريايي در طول جنگ ويتنام به خدمت گرفتند. F-4 در اصل به منظور رهگيري و شكار هواپيماهاي جنگي دشمن و ايجاد دفاع هوايي ساخته شد، ماموريتي كه در آن زمان از عهدهء هيچ جنگنده‏اي بر نمي‏آمد، زيرا تا آن زمان، ناوگان هوايي ايالات متحده، هيچگاه مورد تحديد جدي حملات هوايي جنگنده‎‏هاي دشمن واقع نشده بود. اما با وجود F-4 اين امر (دفاع هوايي) امكان‏پذير مي‏شد جنگندهء F-4 بدين منظور طراحي شده بود تا از ناوگان هوايي، محافظت به عمل آورده و با واكنشي سريع، ارتفاع پروازي خود را افزايش دهد، سريعن به سرعتهاي مافوق‏صوت دست يابد و به وسيلهء موشكهاي هدايت شونده توسط رادارش، جنگنده‏هاي مهاجم را در فواصل بسيار دور، ساقط نمايد. اما F-4 در جريان جنگ ويتنام به عنوان يك هواپيماي تهاجمي به كار رفت نه يك شكاري. F-4 به هيچ وجه براي نقشي كه برايش در نظر گرفته شده بود، مناسب نبود. اما در مقابل، خلبانان بسيار كم‏تجربهء ويتنام شمالي با جنگنده‏هاي كوچك و بسيار مانورپذير ميگ21 پرواز مي‏كردند و گاهن آمار شكار جنگنده در نبردهاي هوايي 2 به 1 به نفع آنها شده بود، در حالي كه اين آمار در جنگ كره 13 به 1 (به نفع آمريكا) بود. با طولاني شدن جنگ ويتنام و سخت‏تر شدن نبرد، اين موضوعات در مورد نقائص F-4 عمومن پذيرفته شده بود: 1- بزرگي: خلبانان F-4 اغلب مي‏توانستند هنگام نبرد، يكديگر را در فواصل دور پيدا كنند ولي آنها نمي‏توانستند جنگنده‏هاي كوچكتر ميگ21 را ببينند در حالي كه خلبانان ميگ21 آنها را به راحتي مشاهده مي‏كردند. 2- ديد ضعيف خلبان: به منظور كاهش اصطكاك هوا (پسا) در سرعتهاي بالا، F-4 و تمام جنگنده‏هايي كه قبل از F-14 ساخته شده بودند، داراي كاناپي حبابي شكل نبودند. (كاناپي = شيشه بالاي سر خلبان) كاناپي F-4 به نحوي طراحي شده بود كه خلبان تنها مي‏توانست مقابلش را ببيند و ديد پائين و اطرافش بسيار ضعيف بود و ديد عقب اصلن وجود نداشت. 3- مانورپذيري ضعيف: F-4 به هنگام گردش سريع به اطراف، متحمل فشار ثقلي معادل 7g مي‏شد، اين ميزان تحمل g در زمان خودش قابل قبول بود ولي اين گردش سريع، باعث از دست رفتن انرژي حركتي هواپيما مي‎شد. (كاهش شديد ارتفاع يا سرعت) 4- كارايي موقت: توانايي بسيار ضعيف F-4 در تغيير سريع جهت حركت (مانور) مخصوصن اين كه چرخش سريع به اطراف، باعث ايجاد فشار g بالا مي‏شد. 5- قيمت: جنگندهء بزرگ F-4 از نظر هزينه‏هاي تعمير و نگهداري، بسيار گران‏قيمت محسوب مي‎شد. اين به معناي آن بود با اختصاص بودجهء برابر، تعداد بسيار بيشتري ميگ21 قابل خريداري بود. 6- نداشتن مسلسل: F-4 جنگنده‏اي بود كه (انواع اوليهء آن) فاقد مسلسل بودند. بنابراين اين جنگنده قادر نبود در نبردهاي بسيار نزديك هوايي شركت نمايد. (تنها در مدل F-4E مسلسل نصب شده است) 7- مداومت عملياتي: برد عبوري F-4 قابل قبول بود، اما هنگام درگير شدن در انجام مانورهاي سخت، سوخت زيادي از دست مي‏داد و اين مشكل مهمي بود. اما اين انبوه عظيم از مشكلات به وسيلهء قابليت يك نبرد هوايي خاص، تا حدي توجيه‏پذير مي‎شدند و آن هم اين بود كه در نبردهاي هوايي ماوراي ديد (BVR) جنگندهء F-4، از موشكهاي دوربرد هدايت شوندهء راداري خود سود مي‏جست؛ اما اين عقيده نيز در جنگ ويتنام به دو دليل مردود شد: * اول اينكه رادار نمي‏توانست به درستي هواپيماهاي دشمن را (از خودي) شناسايي و رديابي كند. عمليات انجام شده در اين حالت، اين خطرپذيري را داشت كه يك هواپيماي خودي هدف قرار بگيرد. بنابراين خلبانان براي احتراز از شليك اشتباهي، به هدف نزديك مي‏شدند تا قبل از شليك، آن را با چشم شناسايي كنند. اين امر، تئوري موشكهاي دوربرد هدايت شوند توسط رادار را مورد ترديد قرار مي‏داد. * دوم اينكه قابليت موشكهاي هدايت راداري اسپارو (Sparrow) در جنگ ويتنام بسيار ضعيف بود و تنها در 10% از شليكها، موفق عمل مي‏كردند. ناخرسندي مقامات عاليرتبهء پنتاگون از اين نقائص، آنها را به سمت طراحي جنگندهء F-15A Eagle براي نيروي هوايي و F-14A Tomcat براي نيروي دريايي كشاند. تا اين مقاله، تنها در مورد برنامه‏هاي نيروي هوايي (براي توليد جنگنده) باشد. جنگندهء F-15 داراي ديد عالي براي خلبان بود. يعني خلبان مي‏توانست 360 درجه اطرافش را به راحتي ببيند. اين جنگنده داراي قابليت مانورپذيري عالي در سرعتهاي بالا بود و يك مسلسل 20 ميلي متري نيز روي آن نصب شده بود. ضمنن براي جبران مشكل گردش هواپيماي F-4، اين جنگنده مي‏توانست بسيار سريع‏تر و در ارتفاعي بالاتر از آنچه F-4 قادر به آن بود، انجام وظيفه نمايد و به طور بي‏نظيري داراي نرخ اوج‏گيري و شتاب‏گيري بالا بود. اين جنگنده همچنين مجهز به رادار بسيار قدرتمندي شده بود كه داراي قابليت ديدپائين - شليك پائين بود. (يعني جنگنده‏هايي را كه در ارتفاع پائين‏تر پرواز مي‏كردند با رادارش شناسايي مي‏كرد و بازتابش امواج، با امواج ارسالي از سطح زمين مخلوط نشده و هواپيماي دشمن قابل شناسايي شدن مي‏گشت) ضمنن از موشك اسپارو به عنوان سلاح اصلي، سود مي‏جست. با اين حال، گروهي گمنام كه از آنها به عنوان مافياي صنعت هواپيماهاي جنگي نام مي‏بريم، جنگندهء F-15 را به سمتي اشتباه سوق دادند. در اين مقاله از مافياي صنعت هواپيماهاي جنگي به اشخاصي مانند: پير اسپري (Pierre Sprey) به عنوان تحليل‏گر سيستم‏ها، چارلز ئي مي‏يرز (Charles E. Meyers) به عنوان سرخلبان آزمايشگر و جان بويد (John Boyd) به عنوان خلبان افسانه‏اي جنگنده، نام برده شده است. F-15 اي كه مد نظر مافيا بود، بسيار بزرگتر و گران‏قيمت‏‎تر از F-4 تمام مي‏شد. مافيا، پولهاي بسياري را خرج افزايش سرعت F-15 به 2.5 ماخ و ارتفاع به 65000 فوت، خرج كرد و يك پرتابگر موشكي ناكارآمد را براي عمليات BVR (ماوراي ديد) حفظ نمود زيرا به وسيلهء اين پرتابگر، با افزايش سرعت F-15 يا انجام مانورهاي سنگين، موشكهاي اسپارو نمي‏توانستند به درستي عمل نمايند، زيرا اين پرتابگر، حداكثر در سرعت 1.6 ماخ و فشار ثقل 6g قابليت پرتاب اسپارو را داشت؛ ضمن اينكه در چنان سرعتي، خلبان به درستي نمي‏توانست با دشمن درگير شود و شعاع گردش هواپيما (در آن سرعت) آن قدر افزايش مي‏يافت كه خلبان نمي‏توانست هواپيماي دشمن را در سايت نشانه‏روي خود حفظ كند. چيزي كه مورد نياز نيروي هوايي بود، اما مافيا نمي‏‎پسنديد، هواپيمايي بود مانند جنگندهء موفق جنگ جهاني دوم P-51 (موسوم به Mustang) يا هواپيماي موفق جنگ كره يعني F-86 (موسوم به Saber): كه همگي داراي جثهء كوچك بوده و با داشتن قيمت مناسب، مي‏توانستند به تعداد زياد، خريداري شوند. البته بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه جنگندهء F-104 در اين مقال نمي‏گنجيد، زيرا داراي نرخ اوج‎گيري و شتاب بسيار عالي اما داراي بالهايي كوچك بود كه باعث مي‏شد اين جنگنده داراي برد پروازي كم و قابليت مانورپذيري بسيار محدود باشد. جنگندهء جديد مي‏بايست انقلابي در زمينهء مانورپذيري به وجود آورد، مداومت پروازي داشته باشد، شتاب‏گيري‏اش سريع باشد و بتواند در سرعتهاي زيرصوت و حدودسرعت صوت، ضمن اوج‏گيري، به نبرد هوايي با جنگنده‎‏هاي دشمن بپردازد. اين جنگنده مي‏بايست داراي مسلسل بوده و اولين سلاح‏اش، موشك حرارت‏ياب سايدوايندر (Sidewinder) باشد كه پيشتر، قابليتهاي خوب آن در جنگ ويتنام به اثبات رسيده بود. در حالي كه برد موثر سايدوايندر به 3 مايل محدود بود، مافيا اصرار داشت كه شكار هواپيماهاي دشمن، بايد در هر حالتي، در مسافتي بسيار دور قابل، انجام باشد. برخي از اعضاي مافيا بر اين نكته اشاره كردند كه جنگنده‏هاي كوچك اصلن راداري نخواهند داشت و اگر داشته باشند داراي برد و ديد محدودي خواهد بود. (يعني توليد جنگنده‏هاي كوچك، مدنظر مافيا نبوده است) البته، مقامات نيروي هوايي نيز، خواهان جنگنده‎اي كوچك و بدون رادار نبودند. برآوردن خواسته‏هاي نيروي هوايي نيز از F-15 مورد انتظار بود كه اين نيز، برنامهء مورد اولويت نيروي هوايي ايالات متحده بود. طرح مناقصهء جنگندهء سبک وزن (LWF) اما مافياي جنگنده، سود سرشاري از نتايج جلسات كنگره و جلسات سري وزارت دفاع حاصل كرد. به سال 1971، نمايندهء ارشد وزارت دفاع – ديويد پاكارد – براي حاصل شدن نيازها (مورد توجه مافيا)، برنامهء جديدي براي مناقصهء توليد يك جنگندهء سبك‎وزن (LWF) را اعلام كرد. LWF مخفف Lightweight Fighter جنگندهء LWF مي‏بايست وزني حداكثر 20000 پاوندي داشته باشد (نصف وزن F-15)، قيمتي به غايت كم، جثه‏اي كوچك و داراي قابليتهاي عالي پروازي در سرعتهاي بالاي 1.6 ماخ و ارتفاع 40000 فوت باشد؛ در نهايت دو طرح براي رقابت، انتخاب شدند. صنايع هوافضاي ايالات متحده به درستي دريافته بودند كه صرفنظر از مخالفت نيروي هوايي، گونه‏هاي محتلف LWF، توان بالقوه‏اي براي سودآوري در فروش به مشتريان خارجي خواهند داشت؛ به ويژه براي جايگزيني جنگندهء مشكل‏ساز F-104 در بين متحدين خارجي ايالات متحده. بوئينگ، جنرال‏‏دايناميكز، لاكهيد مارتينز و راكول هركدام، طرح اوليهء يك جنگندهء تك موتوره را ارائه كردند. ولي طرح نورثروپ يك جنگندهء دو موتوره بود كه در حقيقت، پول پرداخت شدهء نيروي هوايي را، صرف طراحي يك مدل پيشرفته و توسعه يافته از جنگندهء صادراتي F-5 كرده بود. طرحهاي ارائه شده از طرف بوئينگ و جنرال‏دايناميكز، از ابتدا سرآمد بقيه بودند و طرح نورثروپ نيز ضعيف‏ترين آنها بود. اما در ميانهء راه مناقصهء طرح، برخي مشتريان خارجي، تمايل خود را براي خريد يك جنگندهء جديد تك‏موتوره اعلام كردند، به ويژه آنكه طرح قبلي جنگندهء تك موتورهء مافوق‏صوت، يعني F-104، مشكلات فراواني را در امر ايمني پرواز به وجود آورده بود و برخي مشتريان، مايل به تكرار اين گونه مشكلات در طرح جديد نبودند. نيروي هوايي تصميم گرفت يكي از دو طرح را كه يكي از آنها دو موتوره بود، انتخاب كند كه البته طرح دو موتورهء شركت نورثروپ يكي از برندگان احتمالي بود كه به علت برخي نقائص، احتمال كمي براي برنده شدن داشت. هنگامي كه طرح جنرال‏دايناميكز به علت شايستگي نسبت به ساير طرحها، انتخاب شد، اين امر باعث رنجش شديد شركت بوئينگ شد زيرا طرح مورد مناقصه، در ميانه‎هاي راه، توسط نيروي هوايي دچار تغييراتي شده بود. اعتراض رسمي بوئينگ نيز، در دادگاه نتيجه‏اي دربرنداشت. از دو طرحي كه توانستند ادامه حيات دهند، يكي طرح YF-16 متعلق به جنرال‏‎دايناميكز بود و ديگري طرح YF-17 متعلق به نورثروپ. YF-17 داراي طرح و شكلي متعارف بود كه كمي از F-5 بزرگتر بود؛ در حالي كه YF-16 طرح نو و ابتكاري بود كه تكنولوژي‏هاي جديد بسياري را به هم آميخته بود و در برخي موارد از جنگندهء گران‏‏‎قيمت F-15 برتر بود. خصوصيات ويژهء YF-16 عبارت بودند از: 1- سيستم پرواز با سيم (FLY BY WIRE) از ابتدا، YF-16 براي كنترل پرواز، هيچ ارتباط مستقيمي بين خلبان و سطوح كنترلي نداشت. به جاي آن، اهرم و سكان كنترل هواپيما به يك كامپيوتر چهارگانهء تشخيص‏دهندهء خطا متصل شده بودند كه سكانهاي افقي، عمودي و شهپرها را حركت مي‏دادند. اين امر، مزاياي فراواني نسبت به سيستم كنترلي معمولي داشت: عكس‏العمل سريع‏تر، تصحيح حركت سطوح كنترلي بر اساس وزش باد يا توده هواي گرم بدون نياز به واكنش خلبان. اين سيستم مي‏توانست براي مشكلات آئروديناميكي هواپيما برنامه‏ريزي شود و يك پرواز مطلوب را فراهم آورد. از همه مهمتر، بالا رفتن ايمني پرواز در حالات پرواز بي‏ثبات است. 2- ثبات منفي (NEGATIVE STABILITY) تمام هواپيماهايي كه تا آن موقع طراحي شده بودند، داراي ثبات آئروديناميكي بودند. بدين معني كه مركز ثقل وارده، برابر برآيند نيروي كشش واردهء وزن و مركز فشار (پسا يا اصطكاك) قرار داشت. (نيروي كشش = نيروي وزن + اصطكاك) a) به منظور توضيح تفاوت طراحي پايدار و ناپايدار، يك مقواي كاغذي را در نظر بگيريد. آن از لبه‏هايش گرفته و روي هوا به سرعت حركتش دهيد. آن مقوا به پشت دستهاي شما برمي‏گردد در حالي كه كاملن استوار است. اين نمونه‏اي از يك طراحي پايدار است. حال از لبه‏هاي مقوا گرفته و آن را به سمت جلو روي هوا هل دهيد. اين مقوا روي هوا به سرعت عقب و جلو مي‏رود و غيرقابل كنترل مي‏‎شود. اين هم نمونه‏اي از طرح ناپايدار است. a) قسمت داخل يك طرح پايدار آئروديناميكي كه در هواپيماها قسمت دماغه مي‏باشد، سنگين است و تمايل به به پائين دارد. بنابراين سكان‏هاي افقي بايد به سمت پائين كج شوند تا هواپيما مماس بر سطح افق قرار گيرد. علاوه بر اينكه سعي مي‏شود نوك هواپيما مماس بر افق قرار گيرد، سكان‏هاي افقي، نيروي پساي منفي را نيز متحمل مي‏شوند تا هواپيما را در وضعيت صحيح حفظ نمايند. براي كاهش اين پساي منفي ايجاد شده، بالها بايد طوري طراحي شوند كه به قدري كافي بزرگ بوده و بتوانند نيروي كشش مثبتي ايجاد كنند، اما اين امر باعث افزايش وزن و اصطكاك شده و در نتيجه قابليت پروازي هواپيما، كاهش مي‎يابد. براي تغيير اين وضعيت كه مستلزم ايجاد تغييرات جهتي سنگين در سطوح كنترلي هواپيماست، تاثير «طرح منفي» نقش عمده‏اي را بازي مي‏كند و به مانند ماليدن كره بر روي نان در نبردهاي هوايي مي‏باشد. c) بدين طريق، YF-16 اولين جنگندهء داراي طراحي ناپايدار آئروديناميكي در جهان شد، با مركز ثقلي كه پشت قسمت وسط هواپيما قرار داشت و بدين طريق، نوك هواپيما، تمايل داشت به سمت بالا قرار گيرد. بنابراين براي پرواز در سطح افق، مي‏بايست سكان افقي، دم هواپيما را هنگام پرواز بالا ببرد، به همين جهت، كل هواپيما به سمت بالا رفتن متمايل مي‎شد. در اين حالت سطوح كنترلي بالا برندهء هواپيما به جاي تقابل با بالها، در جهت آنها كار مي‏كنند، مساحت بالها، وزن و پسا كاهش مي‏يابد. سطوح كنترلي هواپيما نيز به طور ثابت يا به پائين متمايل هستند يا بالا. اين گرايش به سمت بالا يا پائين نيز تمامن به وسيله سيستم كامپيوتري «پرواز با سيم» بدست آمده و تصحيح مي‏شود نه به وسيلهء خلبان. اگر اين سيستم كنترلي بدست خلبان هدايت مي‏شد و خطايي بروز مي‏كرد، هواپيما فورن از هم متلاشي مي‏شد در حالي كه اين امر، هرگز (در سيستم كامپيوتري پرواز با سيم) اتفاق نمي‏افتد. 3- تحمل فشار ثقل بالا (HIGH G LOADS) تا پيش از اين، جنگنده‏هايي كه طراحي شده بودند، حداكثر تا فشار ثقل هفت برابر (7G) را تحمل مي‏كردند زيرا تا آن موقع، عقيده بر اين بود كه خلبان، يك سقف معين براي تحمل فشار ثقل دارد كه هرگز از اين مقدار (7G) بيشتر نمي‏شود. YF-16 جنگنده‏اي بود كه مي‏توانست به جاي 13 درجهء معمول، تا 30 درجه،‏ زاويهء حملهء مداوم داشته باشد و اين به معناي افزايش توان خلبان در تحمل شتاب ثقل 9 برابر (9G) بود. به علاوه اهرم كنترل اصلي هواپيما، به جاي وسط كابين، در سمت راست نهاده شده بود و دستهء صندلي براي راحتي خلبان تعبيه شده بود تا خلبان راحت‏تر بتواند كشش 9 برابر را تاب بياورد. 4- ديد خلبان (PILOT VISION) ديد عالي دايره‏وار و بي‏سابقه‏اي براي خلبان فراهم آورده شده و كاناپي در قسمت جلو، بدون خم‏شدگي طراحي شده بود. 5- محدوديت رشد (GROWTH PREVENTION) نوع طراحي بدنه (در YF-16) يك ويژگي باارزش محسوب مي‏شد. به طور متوسط، با افزودن امكانات جديد، به ازاي هر روز، يك پاوند به وزن هواپيما افزون مي‏شود، قيمت تمام شده افزايش و قابليتهاي پروازي كاهش مي‏يابد. به عنوان مثال در جنگندهء F-15 حجمي برابر 15 فوت مكعب جهت افزودن ملزومات اضافي در نظر گرفته شده است. اما در طراحي YF-16 با يك ديد افراطي و به طور عمدي، فضاي خالي بسيار اندكي، معادل تنها 2 فوت مكعب، (به طور واضح جهت پيشگيري از رشد) در نظر گرفته شده است. در يادداشت محرمانهء يك عضو «خانهء كميتهء خدمات نظامي» به دبيرخانهء نيروي هوايي، با تاكيد ذكر شده است كه تغييري در ميزان فضاي خالي طرح F-16 ايجاد نشود و از تغيير در جهت افزايش فضاي خالي عبارت «شمش حلبي با روكش طلا» نام برده است. 6- شعاع عمليات رزمي و مداومت پروازي (COMBAT RADIUS AND PERSISTENCE) جنرال‏دايناميكس براي YF-16 يك موتور توربوفن در نظر گرفت كه در اصل همان موتوري بود كه پيشتر به صورت دوتايي در F-15 به كار گرفته شده بود. به كارگيري يك موتور، از وزن كلي و اصطكاك هوا (پسا) مي‏كاست. استفاده از موتور توربوفن به جاي موتور جت معمولي (توربوجت)، به طور زيادي، باعث كاسته شدن مصرف سوخت مي‏گشت. به علاوه، طراحان YF-16 از يك بدنهء آئروديناميكي از نوع Blended (شكل آئروديناميكي كه در آن، اجزاء اصلي بدون هيچ خط يا حد و مرز مشخصي به يكديگر متصل مي‏شوند) استفاده كرده بودند كه بال به تدريج به سمت ريشه، ضخيم‏تر مي‎شد و با بدنه درهم مي‏آميخت و نقطهء اتصال با چشم قابل مشاهده نمي‏شد. فضايي كه بدين طريق (كلفت شدن تدريجي بالها به سمت ريشه) ايجاد مي‎‏شد با سوخت پر مي‏گشت. بدين طريق با ذخيرهء درصد قابل ملاحظه‏اي از سوخت مورد نياز در بالها و موتور كم‏مصرف، YF-16 قادر مي‎شد تصورهاي قبلي را مبني بر كوتاه‏برد بودن هواپيماهاي كوچك، باطل كند. 7- يكپارچگي رادار (RADAR INTEGRATION) از آنجا كه YF-16 به هيچ نوع موشك هدايت شوندهء راداري مجهز نشده بود، تنها مي‏توانست در نبردهاي نزديك هوايي (قابل رويت) شركت كند. علاوه بر اين، حجم و فضاي كمي كه مي‏توانست رادار را در بر بگيرد، مانع نصب رادار پرقدرت مي‏‎شد و از اين رو، برد رادار محدود بود. با اين حال، رادار كوچك جديدي با تكنولوژي پيشرفته ابداع شده بود كه قدرت عالي در ديد پائين (look-down) داشت. از آن مهم‏تر، رادار جهت نبردهاي نزديك بصري (visual) سازمان‏دهي شده بود. در اين رادار، تصويري از هواپيماي هدف بر روي صفحه شيشه‏اي نمايشگر سربالا (مقابل خلبان) نمايانده مي‎شود، سپس خلبان با نگاه به هدف، آن قدر به آن نزديك مي‎شود تا هدف را با چشم بتواند ببيند. YF-16 و YF-17 در مقام قياس بين هواپيماي YF-17 ساخت نورثروپ كه اندكي از YF-16 بزرگتر و داراي دو موتور توربوجت كوچكتر بود، بايد گفت با آنكه از نظر قيمت، YF-17 ارزان‏تر بود، ولي برد و مداومت پروازي كمي داشت. در YF-17 از مشكل اصلي موتورهاي توربوفن به كار گرفته شده در YF-16 پرهيز شده بود و آن نيروي اوليه‏اي بود كه براي به حركت درآوردن توربين‏هاي بزرگ استفاده شده در موتور توربوفن از حالت ايستا به حالت ايجاد حداكثر قدرت نياز بود كه گاهن تا شش ثانيه هم به طول مي‏انجاميد. با كمي اغماض، در واقع پروژهء YF-17 بهتر از آني پيشرفت كرده بود كه مورد انتظار بود و اين هواپيما را در موقعيت بهتري از قبل، قرار مي‎داد. نورثروپ اينطور استدلال مي‏‎كرد كه يك طرح دو موتوره، ايمني بيشتري به همراه مي‏‎آورد و براي اثبات مدعايش، تجارب خود را با جنگندهء دو موتورهء F-5 مثال مي‎زد. نيروي هوايي نمي‏توانست جوابي متقاعد كننده براي اين پرسش بيابد كه در يك نبرد واقعي، هواپيماي يك موتوره مناسب است يا دو موتوره و آيا احتمال بروز نقص فني در نوع دو موتوره دو برابر يك موتوره است يا خير. از نظر نيروي هوايي، کارايي بالاتر، به معناي قابليت مانور بهتر، برد پروازي بيشتر و قيمت کمتر بود، که آن روزها YF-16 واجد تمامي اين شرائط مي‏شد و بدين ترتيب به سال 1976، هواپيماي F-16 به جاي F-17انتخاب شد. نيروي هوايي براي در اختيار گرفتن «جنگندء سبك‏وزن» در شرائط نامساعدي قرار گرفته بود زيرا جنگندهء برتري هوايي F-15 در مانورپذيري و دورپرواز بودن، داراي برتري خاصي بود. F-15، يك جنگندهء به تمام معناي مخصوص نبرد در همهء جاي دنيا بود كه متوسط سرعتش حدود 1.2 ماخ يا بيشتر بود، اما F-16 يك برگ برنده را در مقابل F-15 حفظ كرده بود؛ برخي از اين مشكلات كه باعث برتري طرح F-16 مي‎شدند، نقش اين هواپيما به عنوان يك «جنگندهء نوساني» بود كه قادر بود هم ماموريتهاي «هوا به هوا» و هم «هوا به زمين» را انجام دهد، در حالي كه F-15 يك جنگندهء اشرافي مخصوص نبردهاي هوايي بود. جنگندهء سبك‏‎وزن = Lightweight Fighter جنگندهء نوساني = Swing Fighter مهمترين مسئلهء باارزش براي F-16 آن بود كه توسط يك شركت گمنام طراحي و توسعه يافت؛ دانستن اين موضوع كه هواپيمايشان هر لحظه ممكن است از پروسهء طراحي و توليد حذف شود، به طراحان جنرال‏دايناميكز الهام شده بود هر كاري كه از دستشان بر مي‏آيد در جهت اثبات توانايي طرحشان و عدم افزايش قيمت، انجام دهند. براي مثال در حالي كه 25% هواپيماي F-15 از فلز (گران‏قيمت) تيتانيوم ساخته شده بود، در F-16 استفاده از اين فلز محدود به تنها 2% شده بود. يا در مثالي ديگر، ورودي هواي موتوري كه ثابت بود نسبت به نوع متغير، باعث حفظ قيمت پائين هواپيما مي‏شد؛ هرچند ورودي‏هاي هواي متغير، باعث قابليتهاي پروازي بهتر در سرعتهاي بالاي 1.5 ماخ مي‏توانستند بشوند. F-16 در دست‏يابي به هر نوع استانداري، موفق بود. نيروي هوايي ايالات متحده، به سختي ولي با موفقيت توانست از قابليتهاي «عمليات زميني» اين جنگنده در جريان جنگ 1991 خليج‏فارس و تمام عملياتهاي بعد از آن، بهره ببرد؛ ولي بزرگترين موفقيت در استفاده از اين جنگنده، از آن نيروي هوايي اسرائيل است. ضد عمليات زميني = Air-to-Ground با نگاهي مثبت به آنچه كه واقع شده، از گذشته تا به امروز (2006) و نقاط برتري، مي‏بينيم كه چگونه طرح اوليهء مفهومي YF-16، زيبا و بي‏نقص بوده است: طرح اوليهء مفهومي = Original Concept 1- سيستم پرواز با سيم (FLY BY WIRE) سيستم پرواز با سيم، يك موفقيت روشن به شمار مي‏رفت. امروز اين سيستم در همهء جنگنده‏هاي بال‏ثابت و تمام هواپيماهاي تجاري به كار گرفته مي‎شود. 2- ثبات منفي (NEGATIVE STABILITY) ثبات منفي يا به حداقل‏رساني ثبات مثبت (انتقال مركز ثقل از مركز به پشت هواپيما)، بدون مشكل كار مي‏كند – تاكنون هيچ جنگندهء F-16 اي به اين دليل در آسمان متلاشي نشده است – و استفاده از اين سيستم روز به روز در حال افزايش است. 3- تحمل فشار ثقل بالا (HIGH G LOADS) استاندار تحمل فشار ثقل 9 برابر (9G) كه به وسيلهء F-16 پايه‏‎گذاري شد، امروزه در طراحي تمام جنگنده‏ها مورد استفاده قرار مي‏گيرد، هرچند برخي خلبانان به سختي، توانسته‏اند به مقادير بيشتري نيز دست يابند. خواص داشتن زاويهء 30 درجهء حمله، هنوز به روشني محرز نگرديده است و بسيار از خلبانان اعتقاد دارند كه با افزايش يا كاهش زاويهء حمله، در هنگام انجام مانورهاي سنگين، كنترل ساعت 6 (پشت هواپيما) بسيار دشوار مي‎شود. بنابراين بسياري از طرح‏هاي جديد در توسعهء صندلي و جايگاه خلبان، از چنين روشي الگو نمي‏گيرند. به همين ترتيب محل دستهء كنترل هواپيما كه در سمت راست صندلي خلبان تعبيه شده است نيز به خوبي كار مي‏كند و دقيقن انتظارات طراحان را برآورده ساخته است. يك بحث طولاني وجود دارد در مورد اينكه آيا سيستم كنترل (پرواز با سيم) مي‏تواند طوري برنامه‏ريزي شده باشد كه بتواند F-16 اي را از كنترل عادي خارج شده و فشار بيش از حد ثقل به آن وارد مي‏شود تحت كنترل درآورده و شتاب وارده را به 9G محدود كند، يا اينكه فشارهاي واردهء بيش از 9G در شرائط اضطراري مجاز هستند و به هواپيما و خلبان صدمه‏اي وارد نمي‏كنند. Code One سرخلبان ارشد آزمايشگر شركت جنرال‏‏دايناميكز به نام Phil Oestricher كه از وي در شركت با نام «سوپر خلبان» ياد مي‎شد و پنجاه سال سن داشت، توانست طي پروازي آزمايشي با YF-16، شتاب 9G را به مدت 45 ثانيه تحمل كند. وي موضوعي را با نام Code One در نشريهء داخلي شركت جنرال‏دايناميكز منتشر كرد. وي در اين مقاله به اين نكته اشاره كرده است كه وارد شدن فشار بيش از 9G براي بدنهء هواپيما بسيار مضر است، مخصوصن اينكه كمتر خلباني مي‏تواند در حالت وارد شدن فشار بيش از 9G، به درستي عمل نمايد. كمي بعد، متاسفانه در يك حادثهء غم‏انگيز، اين خلبان در حين انجام مانورهاي سنگين و در حالي كه متحمل فشار بيش از 9G بود، به علت وارد شدن فشار بيش از حد، نتوانست اهرم كنترل را به بالا بكشد و هواپيمايش به زمين برخورد نمود و كشته شد. Phil Oestricher جان خود را برسر F-16 گذارد اين خلبان باتجربه شايد توانسته باشد با فشاري معادل 10، 11 يا 12 برابر G دسته و پنجه نرم كند، ولي آيا اين مسئله وي و هواپيمايش را نجات داد؟ آيا ايجاد فشار ثقل بالا، براي ديگران هم در آينده مشكل‏ساز نخواهد بود؟ 4- ديد خلبان (PILOT VISION) خلبانان F-16، طرح كاناپي (شيشه بالاي سر خلبان) را بسيار دوست دارند زيرا براي ديدن اطراف، نيازي به خم شدن ندارند. يك اشكال وارده اين است كه جهت جلوگيري از ديد مغشوش اطراف در كابين حبابي‏شكل، از تركيبات معمول ضخيم پلي‏كربنات براي قسمت مقابل كاناپي استفاده مي‏شود و اين به دليل ايجاد مقاومت در هنگام برخورد پرندگان با شيشهء مقابل خلبان است و از تركيبات نازك‏تر پلي‏كربنات نمي‏توان براي طراحي كاناپي استفاده كرد. از آنجا كه در طراحي كل كاناپي F-16 تمامن از تركيبات ضخيم پلي‏كربنات استفاده شده است، هنگام استفاده از صندلي‏پران (جهت مواقع اضطراري خروج خلبان از هواپيما) صندلي خلبان به تنهايي نمي‏تواند شيشهء كاناپي را خرد كرده و صندلي را به بيرون برساند. بدين جهت، در هنگام خروج اضطراري، به علت نياز به خرد كردن كاناپي به وسيلهء خرج‏هاي انفجاري، زمان خروج اضطراري، اندكي افزايش مي‏يابد. ولي اگر بخواهيم عادلانه قضاوت كنيم، بايد اذعان كنيم كه طرح كلي كاناپي استفاده شده در F-16، بسيار موفقيت‏آميز بوده است و استفاده از اين طرح در F-22 نيز ادامه يافته است. اما از طرفي ديگر، در طرح «جنگندهء ضربتي مشترك» (F-35) نيازي به استفاده از ديد 360 درجهء اطراف احساس نشده است و بنابراين از طرح كاناپي با خم‏شدگي بيشتر (به جاي حبابي‏شكل) استفاده شده است. جنگندهء ضربتي مشترك = Joint Strike Fighter موسوم به JSF 5- محدوديت در رشد (GROWTH PREVENTION) مفهوم اوليهء يك جنگندهء كوچك، مخصوص عمليات در روز و هوا به هوا، قبل از ساخت اولين نمونه، از دست رفته تلقي مي‏شد. دماغهء هواپيما آن قدر كشيده طراحي شده بود كه طول مدل يك نفره به اندازهء طول مدل دو نفره به نظر مي‏رسيد، ضمن اينكه قابليت عملياتهاي «هوا به زمين» نيز بدان افزون گشته بود. با پيشرفت برنامهء توليد، F-16 به طور فزاينده‏اي بزرگتر و سنگين‏تر شد و قادر شد توانايي‏هاي بيشتري داشته باشد: حمل و پرتاب موشكهاي هدايت‏شوندهء راداري آمرام، پرتاب كننده‏‏هاي Chaff و Flare (گمراه‏كنندهء موشكهاي ضدهوايي) و جايگاههاي خارجي بسياري براي حمل و پرتاب انواع تسليحات. با تمام اين تفاصيل، وزن افزوده شده، بابت قابليتهاي اضافي هواپيما، هنوز در حدود نصف پاوند در روز باقي مانده بود و بنابراين نظرات اوليهء طراحان هواپيما، به هدر نرفته بود. (استاندارد افزايش قابليتهاي رزمي يك جنگنده با امكانات جديد و به روز، بر اساس افزايش يك پاوند در روز، از زمان به خدمت گرفته شدن جنگنده، درنظر گرفته مي‎شود) 6- شعاع عمل رزمي و برد پروازي (COMBAT RADIUS AND PERSISTENCE) F-16 با بدنهء آئروديناميكي يك تكه (blended)، بسيار عالي عمل مي‏كرد هر چند كه چنين طرحي در اغلب طرح‏هاي جديد، تقليد و به كار گرفته نشد. 7- رادار يكپارچه‏سازي شده (RADAR INTEGRATION) يكپارچه‏سازي رادار با سيستم‏هاي بصري، بسيار موفقيت‏آميز از كار درآمد و اكنون به استانداردي در طراحي جنگنده‏ها، تبديل شده است. نتيجهء پروژهء LWF به تاريخ ژانويهء 1972، تيم برنامه‏ريز جنگندهء سبك‏وزن (LWF)، از كارخانجات هواپيماسازي آمريكا درخواست كرد هركدام طرح مورد نظر خود را ارائه دهند. كارخانجات شركت كننده در مناقصه، به تيم سازمان دهندهء پروژه اعلام كردند كه مشخصات مورد نياز اعلام شده براي طرح LWF، اين پروژه را به سمت ساخت يك جنگندهء برتري هوايي سبك سوق مي‏دهد. در نهايت طرح دو شركت نورثروپ و جنرال‏دايناميكز پذيرفته شد و از آنها خواسته شد كه هركدام طرح اوليه خود ساخته و ارائه دهند تا در نهايت، ارزيابي شود كه كدام طرح، مطابق الگوهاي درخواستي در مناقصه، توليد شده است. آنها از اين دو شركت موكدن خواسته بودند كه در طرحشان، از تكنولوژي‏هاي به روز استفاده كنند. اين دو شركت در توليد طرحشان از آزادي عمل كامل برخوردار بودند تا بتوانند ديدگاه مورد نظر خود را براي توليد جنگندهء برتري هوايي سبك‏وزن، دقيقن پياده كنند و تنها در برخي موارد خاص، محدوديت داشتند. نورثروپ جنگندهء دوموتورهء YF-17 را توليد كرد كه مطابق الگوهاي آئروديناميكي و به دو موتور پرقدرت آراسته شده بود. جنرال‏دايناميكز نيز در مقابل، جنگندهء YF-16 را توليد نمود كه از يك موتور توربوفن با نام F100 بهره مي‏برد. هنگامي كه پروژهء ساخت جنگ سبك‏وزن در اوايل سال 1975 تكميل شد، هر دو طرح فوق‏الذكر، نشان دادند كه مطابق برنامهء درخواستي پيش رفته‏اند. هر دو نمونهء اوليهء ساخته شده بسيار خوب از آب درآمده بودند و هر دو براي خدمت در نيروهاي نظامي، انتخاب شدند. به تاريخ 13 ژانويهء 1975، نيروي هوايي اعلام كرد كه جنگندهء YF-16 نيازهاي اين نيرو را براي «جنگندهء نبرد هوايي»، تامين مي‏كند و اين طرح را برنده اعلام نمود. جنگندهء نبرد هوايي = Air Combat Fighter يا ACF هر دوي اين جنگنده‏ها، نسبت به نيت اوليه‏اي كه مد نظر نيروي هوايي بود، در جهت استفادهء بيشتر از تكنولوژي‏هاي جديد، تغيير جهت داده بودند. هرچند طرح YF-16 داراي برتري‏هاي محسوسي نسبت به هواپيماي ساخت نورثروپ يعني YF-17 بود. در همان زمان، جنگندهء «طرح كوسه مانند» YF-16 ثابت كرد كه داراي قيمتي كمتر از آن است كه مورد انتظار بود: هم در مدل اوليهء توليد شده و هم براي توليد انبوه. جنگندهء كوسه مانند = Shark-Like Fighter گونه‏هاي مختلف F-16 YF-16 نمونهء اوليهء هواپيماي F-16؛ ساخته شده به تعداد 2 فروند و به شماره سريالهاي 1567 – 72 و 1568 - 72 F-16A مدلي است يك نفره كه اولين پروازش را به تاريخ دسامبر 1976 به انجام رساند. اولين مدل عملياتي F-16A به تاريخ ژانويهء 1979 تحويل اسكادران 338 ام در پايگاه هوايي Hill (يوتا) شد. F-16B مدلي دو نفره كه اندازه‏‎اش دقيقن برابر مدل A است و كاناپي حبابي شكل، كمي كشيده‏تر شده است تا روي كابين دوم را نيز پوشش دهد. براي ايجاد فضاي لازم جهت نفر دوم، از اندازهء مخزن سوخت تعبيه شده در محل دماغهء هواپيما و محل خالي تعبيه شده براي نصب و توسعهء سيستم‏هاي جديد الكترونيك پروازي، كاسته شد. اين مدل براي آموزش به كار رفته و كابين جلو براي دانشجوي خلباني و كابين عقب براي استاد خلبان در نظر گرفته شده است. Block 1 تا Block 5 اين مدلها همگي بر اساس F-16A/B بوده و براي نيروي هوايي ايالات متحده و نيروهاي هوايي كشورهاي اروپايي و در سال 1981 ساخته شدند. اغلب اين مدلها، تحت پروژه‏اي به نام Pacer Loft، به سال 1982، به سطح Block 10 ارتقاء داده شدند. تمامي اين سري از F-16 ها، داراي قابليت‏هاي خوب F-16 نظير ايمني، هزينهء پائين تعمير و نگهداري و كابين كمتر پيشرفته هستند. (Block 1 ورود به خدمت 1978 و Block 5 ورود به خدمت 1979) همچنين YF-16 ثابت كرد كه برتري‏اش تنها منحصر به استفاده از سيستم كامپيوتري «پرواز با سيم» نبوده بلكه اين برتري به اين دلائل مي‏باشد: نحوهء خاص طراحي صندلي خلبان، سيستم شفاف نمايشگر سربالا (HUD)، توانايي تحمل مانورهاي سنگين با فشار ثقل بالا و طرح خاص يك تكهء كاناپي (شيشه بالاي سر خلبان) كه ديد بسيار بهتري به خلبان مي‏دهد. بنابراين، نيروي هوايي جنگندهء سبك‎وزن مورد نظر خود را انتخاب كرد: F-16. F-16 در اصل يك جنگندهء سبك‏وزن براي شركت در نبردهاي هوايي در روز به شمار مي‎‏رفت. با اضافه شدن قابليتهاي عمليات عليه اهداف زميني، F-16 تبديل به يك «جنگندهء چند منظوره» شد. جنگندهء چند منظوره = Multirole Fighter مدل اوليهء F-16A كه از آن به نام Block 10 نام برده مي‎شود داراي وزن خالي معادل 15.600 پاوند بود. اين وزن خالي در مدل Block 50 به 19.200 پاوند رسيد. F-16A به مدلهاي Block1 تا Block20 اطلاق مي‎شود كه طرحي يك نفره است. F-16B نوع دو نفرهء مدل A است. مدلهاي F-16C و F-16D انواعي هستند كه پس از مدلهاي A و B ساخته شدند و كد شناسايي آنها با Block25 آغاز مي‎شود. به زبان ساده، Block نشانگر يك دورهء زماني در سيرتكاملي F-16 هاست. در واقع عدد اعلام شده در Block مانند كيلومترشمار است. هرگاه اين عدد افزايش يابد بيانگر اين است كه يك پيكربندي جديد براي F-16 توسعه يافته است. هيچكدام از F-16 ها كه داراي درجه‏بندي متفاوتي در شماره‏گذاري Block ها هستند مانند هم نيستند. هركدام از Block ها نيز به زيرمجموعه‏هايي تقسيم مي‏‎شوند. اين زيرمجموعه‏ها، پس از شمارهء Block داراي يك حرف بزرگ زبان انگليسي هستند. (براي مثال Block 15S). بعد از سري 30 و 32، اعدادي كه به صفر ختم مي‎شوند، نشان‏دهندهء استفاده از موتور ساخت جنرال‏الكتريك، و اعدادي كه به 1 و 2 ختم مي‏شوند نشان‏دهندهء استفاده از موتور ساخت پرات اند ويتني هستند. F-16 Block 10 312 فروندي كه تا اواسط دههء 1980 ساخته شدند و تفاوت آنها با مدل اوليهء F-16، اندك است. (ورود به خدمت 1980) F-16 Block 15 * مدلي كه امروزه بيشتر موجود است و تعداد 3600 فروند از آن تاكنون ساخته شده است. تفاوت بين سري 10 و 15 در 2 محل حمل مهمات خارجي اضافي (كه در در زير محل ورودي هواي موتور تعبيه شده‏اند) و سكانهاي افقي كشيده‏تر (حدود 3 درصد بزرگتر) است. این مدل به سال 1981 براساس F-16A/B وارد خدمت شد و حداكثر وزن قابل برخاست آن نسبت به سري 10، كمي افزايش يافته است. (از 14968 كيلوگرم به 16057 كيلوگرم) * همچنين شش جايگاه مخصوص عمليات راه دور (BVR) در اين سري اضافه شده است كه اين مدل را قادر مي‏سازد از موشكهاي ميان‏برد هوا به هواي AIM-7 موسوم به اسپارو، که از فاصلهء دور قابل شلیک بودند و توسط رادار جنگنده هدایت می شدند، بهره ببرد. * كابين و سيستم‏هاي اغتشاش‏گر الكترونيك (ECM) در اين مدل بهبود يافته و حجم مايع سيستم خنك كنندهء كابين (کولر) از 7 كيلوگرم به 9 كيلوگرم افزايش است. * به سال 1988 مدل Block 15 به موتور توربوفن ساخت پرات اند ويتني به نام F100-PW-220 مجهز شد كه اين جنگنده را قادر مي‏ساخت با حداكثر وزن 17010 كيلوگرم از زمين بلند شود. * تغيير ديگر، افزايش زاويه نمايش سيستم نمايشگر سربالا (HUD) بود. گردآورنده: روابط عمومی مجله اینترنتی کام به کام منبع:ارتشی دات کام
  5. امسال فورد نسخه ای منحصربهفرد از آخرین موستانگ خود را برای نمایشگاه هوایی اوشکوش ساخته است که به جت جنگنده لاکهید مارتین F-35 آذرخش II ادای احترام کند. این هواپیما نشاندهنده بیش از 50 سال از فناوریهای هواپیمای جنگنده و ماشین است که رگههایی از آن در ماشین مذکور دیده میشود. 2015 Ford Mustang F-35 Lightning این ماشین قرار است در حراج EAA AirVenture واقع در ویسکانسین به نفع امور خیریه به فروش برسد. فورد موستانگ در این ماشین از موتور v8 5.0 لیتری با قدرت 431 اسب بخار بهره برده است که تغییری فنی و ارتقایی نداشته است. هرچند که فورد از موتور جنگنده F-35 استفاده نمیکند ولی صاحب آن سوار بر ماسل کاری تیتانیومی با رگههای زردرنگ روی بدنه، لوگوی هواپیمای F-35 در عقب و نشان پرچم کشورهای عضو ناتو میشود. Lockheed Martin F-35 Lightning II strike fighter از جمله تغییرات به عمل آمده در موستانگ F-35 میتوان به شبکه شکافهای جلو و دیفیوزر عقب از جنس فیبر کربن، اسپویلر جدید، کاهش ارتفاع سیستم تعلیق، کالیپرهای زردرنگ ترمز و چرخهای بزرگ 21 اینچی آلیاژی اشاره کرد. 2015 Ford Mustang F-35 Lightning درون کابین هم صندلیهای اسپرت ریکارو با نوارهای زرد رنگ، پنل و تشک کف با نشان F-35 به شما خوشآمد میگویند. این هفتمین موستانگ سفارشی است که توسط فورد به EAA فرستاده میشود و تاکنون بیش از 2.5 میلیون دلار پول توسط این مدلهای مختلف، برای امور خیریه جمع شده است. pedal.ir
  6. شبیهساز پرواز از حد بازیهای کامپیوتری تا دستگاههای بزرگ چند میلیون دلاری ساخته میشود. شبیهسازهای قدیمی عمدتاً سیستمهای مکانیکی و الکترومکانیکی بودند. با پیشرفت فنآوری رایانه و کاربرد نرمافزار، شبیهسازهای امروزی توانائی تقلید تقریباً تمام جنبههای پرواز هواپیما را دارند. از شبیهساز پرواز برای تربیت خلبانان و نیز پژوهش استفاده میشود. نرمافزارهای شبیهسازی نیز برای رایانههای شخصی ساخته شدهاست. در تصاویر زیر شبیه ساز جنگنده بمب افکن F-4 را مشاهده می کنید ، این شبیه ساز متحرک بوده و در یک پرواز واقعی را برای خلبان شبیه سازی می کند. این تصاویر از برنامه حماسه که هر جمعه ساعت 3 از شبکه یک صدا و سیمای ایران پخش می شود تهیه شده است. بزوردی فیلم این شبیه ساز در گالری ویدیو های میلیتاری پارسی منتشر خواهد شد. منبع : برنامه تلوزیونی حماسه تهیه شده توسط : میلیتاری پارسی
  7. جنگنده اف-16 اسراییل مورد هدف موشک القسام قرار گرفت گردانهای القسام در بیانیهای از هدف قرار گرفته شدن جنگنده اف-16 اسراییل در منطقه دیرالبلح خبر داد. به گزارش سرويس بينالملل باشگاه خبرنگاران به نقل از شبکه خبری قدس: گردانهای القسام شاخه نظامی جنبش حماس روز چهارشنبه از هدف قرار داده شدن یک جنگنده اف-16 اسراییل به وسیله موشک زمین به هوا در آسمان منطقه دیرالبلح در باریکه غزه خبر داد. در بیانیه گردانهای القسام آمده است: واحد پدافندی وابسته به القسام عصر روز سه شنبه ساعت 19 و 40 دقیقه به وقت محلی به وسیله یک فروند موشک زمین به هوا جنگنده اف-16 اسراییل را هدف قرار داد.
  8. گزارش مذکور با اشاره به اینکه تکنسینهای اوکراینی پیشنهاد کرده بودند در ازای دریافت 100 میلیون دلار سوخوی 22 را آماده کنند، اضافه کرده که به دلیل تاکید فرماندهی نهاجا برای عملیاتی شدن جنگندههای مذکور،جهاد خودکفایی ماموریت یافت تا بدون کمک خارجی این هواپیماها را فعال کند. به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، ماهنامه «Combat aircraft» به معنای هواگردهای رزمی یکی از نشریات تخصصی در حوزه هوانوردی نظامی است که از زمان آغاز به انتشار خود در 14 سال پیش، موضوعات هوانوردی نظامی در سراسر جهان را به صورت تخصصی تجزیه و تحلیل میکند. گزارش از توان نیروی هوایی کشورهای مختلف، پوشش رزمایشهای هوایی برگزار شده در جهان و انعکاس جدیدترین دستاوردها و اخبار هوانوردی نظامی به تفکیک مناطق مختلف دنیا از جمله بخشهای مهم این مجله مشهور است. این مجله در حال حاضر پرفروشترین نشریه در این حوزه در منطقه آمریکای شمالی به شمار میآید. این نشریه در شماره ژانویه 2014 خود به بررسی وضعیت ناوگان سوخوی 22 نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. در این گزارش با اشاره به نحوه دستیابی کشورمان به این جنگنده آمده است: حداقل 6 فروند از این هواپیماها فرود سختی را در هنگام نشستن در ایران تجربه کرده و آسیبهای شدیدی را در بخش بدنه و سازه متحمل شدند. در ابتدا فرماندهی نیروی هوایی ارتش ایران این هواپیماها را به عنوان "میهمان " شناخته و به تکنسین های خود دستور داد تا تنها آنها را در شرایط مناسبی حفظ کنند. بنا بر اعلام این نشریه غربی، پس از چند سال، علائم نیروی هوایی ایران روی بدنه سوخو 22 حک شده و تمام هواپیماها شماره سریال استاندارد نیروی هوایی ایران را دریافت کردند و استفاده از عبارت " M " به عنوان واژه میهمان پایان یافت. «Combat aircraft» افزوده است که بعد از درخواستهای متعدد از طرف پرسنل و فرماندهان نیروی هوایی ایران، در نهایت فرماندهی نیروی هوایی ارتش با تغییر در وضعیت عملیاتی هواپیماهای عراقی موافقت کرده و در 1993 نیروی هوایی ایران ارزیابی تکنیکی، عملیاتی و رزمی پرنده های مذکور را آغاز کرد. این ماهنامه تخصصی با اشاره به اینکه تکنسین های سوخوی 24 نهاجا اولین تلاشها در این زمینه را به همراه کار بر روی دو فروند سوخوی آسیب دیده در پایگاه سوم شکاری همدان آغاز کردند، افزوده است که این تلاش های اولیه به دلیل عدم تخصص تکنسین های ایرانی بر روی سوخوی 22 و عدم وجود دستورالعمل های لازم ناموفق بود. کابین سوخو 22 نویسنده گزارش مذکور با ادعای اینکه یک گروه از تکنسینهای اوکراینی پیشنهاد کردند که در ازای دریافت مبلغ 100 میلیون دلار سوخوی 22 را آماده کرده و متخصصین را برای تعمیر و نگهداری از این هواپیماها آموزش دهند، اضافه کرده است که به دلیل تاکید فرماندهی نهاجا برای عملیاتی شدن سوخوهای 22 ، بخش جهاد خودکفایی ماموریت یافت تا بدون کمک خارجی این هواپیماها را فعال کند. متخصصین ایران کار را در سال 1994 میلادی آغاز کرده و 10 فروند سوخوی 22 را آماده کردند اما نتیجه، برای نهاجا اطمینان بخش نبود. دومین تلاش برای عملیاتی کردن نهاجا؛ سپاه وارد می شود در ادامه گزارش «Combat aircraft» آمده است: در سال 2007 میلادی ، نیروی هوایی ارتش ایران به پایگاه های ششم و هفتم شکاری اجازه آغاز تعمیر اساسی بومی ناوگان سوخوی 24 و اف 4 ائی را داد. در سال 2008 در حالی که یک فروند سوخوی 24 برای اورهال انتخاب شده بود یک فروند سوخوی 22 مدل UM4K نیز برای بازیابی انتخاب شد. این هواپیما یک رنگ استتار 4 تایی استاندارد نیروی هوایی ایران را دریافت کرده و در پایگاه دوشان تپه در تهران موتور مدل AL-21F-3 این هواپیما نیز تحت تعمیر و بازبینی قرار گرفت. "سپس نیروی هوایی ارتش تصمیم گرفت که قراردادی را با شرکتی که زیر مجموعه نیروی هوا فضای سپاه پاسداران انقلابی اسلامی است به امضاء برساند. این شرکت با تجربه ترین ارگان در ایران بحث تعمیر اساسی هواگردهای روسی به شمار می آید و کیفیت کار این شرکت با تعمیر اساسی 5 فروند سوخوی 25 مدل K و سه فروند سوخوی 25 مدل UBK در سالهای 2011 و 2012 مشخص شد. " این ماهنامه تخصصی افزوده است: دو فروند سوخوی 22 مدل UM4K و دو فروند سوخوی 22 مدل M4K به تاسیسات شرکت مذکور در تهران منتقل شد. دو فروند دیگر از این هواپیماها نیز در می 2013 از شیراز به تهران منتقل شد چراکه رساندن سوخوهای 22 به توان کامل عملیاتی و استفاده نهاجا از این پرنده ها به عنوان نیروی تهاجمی بسیار مهم بود. این نشریه در بخش دیگری از گزارش خود با اشاره به تحول اساسی این جنگنده افزوده است: در حال حاضر نهاجا دوره های پروازی با سوخوی 22 را برای خلبان سوخوی 24 و جنگنده های اف 7 قرار داده است و جهاد خودکفایی نهاجا در حال کار برای ساخت سیمیلاتور سوخوی 22 با استفاده از کابین یک فروند از سوخو که به پایگاه دوشان تپه منتقل شده بودند. 3 فروند از این هواپیماها که یکی از آنها در همدان فرودی سخت را تجربه کرده بود برای آزمایش و بازبینی به این پایگاه منتقل شده بودند. بنا بر تحلیل نویسنده این گزارش با توجه به اینکه اکثر سوخوهای 22 سفر کرده به ایران با مخازن سوخت مدل PTB-800 و پرتاب گرهای سلاح خود به کشور وارد شدند. در آینده نزدیک تمام این هواپیماها می توانند از کلیه سلاح های هواپیماهای سوخوی 24 نیز استفاده کنند. وی تاکید کرده است که سوخوهای 22 به موشکهای هوا به سطح هدایت لیزری و تلویزیونی Kh-29 ، Kh-25 به همراه موشکهای هوا به هوای R-60MK برای دفاع از خود و انواع بمب های سقوط آزاد و راکت انداز مجهز خواهد شد. «Combat aircraft» در پایان گزارش خود تاکید کرده است که تمام سری اول سوخوهای 22 تا پایان سال 2015 بازیابی می شوند و امکان شکل دادن دوباره اسکادران 71 را ایجاد می کنند. گروه دوم و سوم سوخوهای 22 نیز تا سال 2020 آماده خواهند شد. تحویل اولین سوخوی 22 برای ژانویه 2014 برنامه ریزی شده و دومین فروند آنها نیز در ماه مارس تحویل می شود. این هواپیماها نیز در اسکادران 72 خدمت خواهند کرد. گردآورنده: روابط عمومی مجله اینترنتی کام به کام منبع:ارتشی دات کام
  9. به نام پروردگار توانا Boeing F-15E یک جنگنده ی پیشرفته ی دو منظوره , دور برد و تاکتیکی و دوموتوره محسوب می شود. این جنگنده آخرین نسخه از سری جنگنده های عقاب است و سرعتی در حدود 2.5 ماخ دارد. بالغ بر 1500 جنگنده اف 15 در سرتاسر جهان در قالب نیروهایی مانند نیروی هوایی کشور های امریکا , ژاپن , اسراییل (در متن اصلی اسراییل کشور محسوب شده ولی ما آن را به رسمیت نمی شناسیم) و عربستان سعودی و البته گارد ملی هوایی ایالات متحده در حال خدمت هستند که از این 1500 فروند حدود 220 تای آن ها از نوع E می باشند. برنامه ها و توسعه ی F-15E Strike Eagle اولین پرواز این جنگنده در سال 1986 صورت گرفت که در آن اف 15 مسلح به 24000 پوند مهمات حمله به زمین و موشک های هوا به هوا بود و موفق به شلیک این موشک ها در فراتر از محدوده بصری شد. از سال 2001 به بعد این جنگنده ها در نیروی هوایی امریکا به طور انحصاری برای پشتیبانی نزدیک هوایی استفاده می شوند. در آوریل سال 2001 شرکت بوئینگ سفارشی مبنی بر ساخت 10 فروند جنگنده F-15E از طرف نیروی هوایی ایالات متحده دریافت کرد که با این 10 فروند تعداد اف 15 های امریکا به 227 فروند می رسید و نیروی هوایی ایالات متحده یک گام به برنامه 392 فروندی خود نزدیک تر شد. شرکت بویینگ با آپدیت کردن این جنگنده ها توانایی حمل سلاح های زیر را به آن ها اعطا کرده : WCMD (بمب خوشه ای)هدایت شونده دقیق JSOW (موشک کروز)هدایت شونده دقیق JDAM (بمب) هدایت مستقیم دقیق این جنگنده همچنین از قابلیت دید در شب بهرهه می برد که با سه نمایشگر کریستال مایع ماتریس/فعال بهتر شده است (بهبود یافته است). اف 15 های A,C تک سرنشینه و اف 15 های B,D,E دو سرنشینه اند. دو خدمه اف 15 شامل یک خلبان و یک افسر سیستم تسلیحات می باشند. افسر سیستم تسلیحات به بخشهای زیر دسترسی دارد : اطلاعات دریافتی از رادار وضعیت تسلیحات مانیتور جنگنده سیستم جنگال و... تسلیحات و برخی سیستم ها F-15E توانایی حمل 23000 پوند محموله را دارا می باشد . تسلیحات قابل حمل : رزم هوایی : 4 فروند موشک هدایت مادون قرمز سایدواندر (AIM-9) و 4 فروند موشک هدایت راداری اسپارو (AIM-7) یا هشت فروند موشک هدایت راداری آمرام (برد سایدواندر 8 و اسپارو 45 و آمرام 50 کیلومتر است) حمله به سطح : بمب های هدایت لیزری GBU-10 Paveway II و موشک های هدایت مادون قرمز AGM-65 Maverick (برد ماوریک ها 25 کیلومتر می باشد.) و موشک های کروز AGM-15 و بمبهای GBU-39 و گتلینگ 20 میلیمتری M-61A1 (با توانایی شلیک 4000 تا 6000 گلوله در دقیقه) الکترونیکی : AN/ALR-56C (گیرنده اخطار راداری) و Northrop Grumman AN/ALQ-135 (سامانه مسدود کننده رادار) و Raytheon AN/ALQ-128 EW (اخطار دهنده) موتور : دو موتور توربوفن کم پس سوز Pratt & Whitney F100-PW-229 شلیک موشک اسپارو توسط اف 15 گردآورنده: روابط عمومی مجله اینترنتی کام به کام منبع:ارتشی دات کام
  10. سوخو سو-۲۵ (به روسی: Сухой Су-۲۵)‏ یک جت جنگنده تک سرنشین دوموتوره است که در اتحاد جماهیر شوروی، توسط دفتر طراحی سوخو طراحی و تولید شد. ماموریت اصلی این هواپیما پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی است. اولین پیشنمونه آن در ۲۲ فوریه ۱۹۷۵ پرواز کرده، تولید انبوه آن از سال ۱۹۷۸ در کارخانهای در تفلیس در گرجستان شوروی آغاز شده و از سال ۱۹۸۱ وارد خدمت فعال نظامی در ارتش شوروی شد. این هواپیما در نیروهای هوایی و زمینی روسیه با نام مستعار کلاغ سیاه و در ناتو به نام پای قورباغه (به انگلیسی: Frogfoot)‏ شناخته میشود ویژگیها سوخو-۲۵ برای انهدام دقیق اهداف زمینی در تمامی شرایط آبوهوایی شبانهروزی و به طور خاص انهدام خوردوهای زرهی دشمن، وسایل ارتباطی، سنگرهای آتش، و واحدهای فرماندهی و نظارت، جادهها، خطوط آهن، هلیکوپترهای نظامی دشمن طراحی شده است. سوخو-۲۵ از نظر تواناییهای جنگی، قدرت ضربتی، مقاومت، و اثرگذاری کاملا قابل مقایسه با همتای آمریکایی خود آ-۱۰ تاندربولت است. ساختار کلی، تجهیزات الکترونیکی، و به ویژه توانایی سوخو-۲۵ در استفاده از طیف وسیعی از مهمات و امکان فعالیت در خطیرترین شرایط سوخو-۲۵ را هواپیمایی ایدهآل برای پشتیبانی نزدیک هوایی از نیروهای زمینی میسازد. این هواپیما به یک توپ اتوماتیک دولول ۳۰ میلیمتری در زیر بدنه با ۲۵۰ گلوله مسلح شده و هشت پایلون در زیر بالهای آن قرار دارد که به آن قدرت حمل حدود ۴ تن مهمات هوابهزمین از جمله راکتهای ۵۷ تا ۳۳۰ میلیمتری را میدهد. دو پایلون کوچک بیرونی هم برای موشکهای هوابههوا در زیر بدنه تعبیه شدهاند.[۱] در سال ۱۹۸۴ یک مدل صادراتی از این هواپیما به نام سوخو-۲۵ کا طراحی شده و به چکسلواکی، بلغارستان، عراق، جمهوری دمکراتیک کره و آنگولا صادر شد. در سالهای ۸۸-۱۹۸۷ یک بازسازی کلی بر روی طراحی این هواپیما بر اساس تجربه جنگ در افغانستان انجام شد و از سال ۱۹۹۱ تولید مدل سوخو-۲۵بیام آغاز شد. سوخو-۲۵ در طول جنگ شوروی در افغانستان نقش حیاتی برای ارتش سرخ داشت و بیش از ۶۰ هزار ساعت پروازی را تجربه کرد و فقط ۲۳ فروند از آن از بین رفت. در واقع یک سوخو-۲۵ به ازای ۲۶۰۰ ساعت پرواز از دست رفت که در مقایسه با تمام هواپیماهای دیگری که در این جنگ استفاده شدند رقم بهتری است. نیروی هوایی روسیه از این هواپیما به طور گستردهای در جنگ چچن استفاده کرد و توسط نیروی هوایی عراق در جنگ ایران و عراق و توسط نیروی هوایی آنگولا در جنگهای داخلی دهه ۸۰ و ۹۰ هم استفاده شد توسعه در اوایل سال ۱۹۶۸ وزارت دفاع شوروی تصمیم گرفت تا یک جت جنگنده زیر صوت برای پشتیبانی از نیروهای زمینی ارتش سرخ در میدان نبرد را تولید کند که استفاده و تعمیر آن بسیار ساده باشد و مانورپذیری خوب و مقاومت مناسبی داشته باشد. بدین جهت پاول سوخو و یک گروه کوچک از متخصصین گروه سوخو با کمک گرفتن از موسساتی در وزارت صنعت حمل و نقل هوایی و وزارت دفاع شوروی، طراحی اولیه را آغاز کردند. به پیشنهاد دفتر طراحی سوخو تولید سوخو-۲۴ در کارخانه شماره ۳۱ واقع در تفلیس (گرجستان شوروی) محلی که پیش از آن جنگنده میگ-۲۱ در آن ساخته میشد، شروع گردید. سرانجام در سال ۱۹۷۸ سوخو-۲۵ وارد خط تولید گردید. کابین خلبان سوخو-۲۵ مجهز به صندلی نجات (همانند سوخو-۲۷) و ابزار پرواز استاندارد است. در پشت کابین خلبان ۶ میلیمتر (۰/۲۴ اینچ) زیرسری از جنس فولاد ضخیم، نصب شدهاست. همچنین کابین خلبان به شکل وان حمام و از جنس تیتانیوم میباشد. توپ هواپیما در یک محفظه زیر کابین خلبان نصب شدهاست. موتور نسخههای اولیه سوخو-۲۵ مجهز به ۲ موتور توربوجت آر۹۵اساچ با پس سوز بودند که در دو طرف عقب هواپیما نصب میشدند. اما نسخههای جدید (مانند سوخو-۲۵ تیام و تی) با موتورهای بهبود یافته آر۱۹۵ تجهیز گردیدند خدمت در ایران در ۱ بهمن ۱۳۶۹ (۲۱ ژانویه ۱۹۹۱) و در حین جنگ خلیج فارس، ۷ فروند سوخو-۲۵اس به همراه دهها هواپیمای دیگر نیروی هوایی عراق برای یافتن محلی امن برای در امان ماندن از حملات عملیات طوفان صحرا به ایران پناهنده شدند. ارتش ایران آن هواپیماها را هدیهای از دشمن سابق خود تلقی کرد و آنها را متصرف شد. هم اکنون هواپیماهای مزبور به همراه شش فروند سوخو-۲۵تی و سوخو-۲۵ یوبیکا خریداری شده از روسیه که در سال ۲۰۰۶ به ایران تحویل شد، در خدمت نیروی هوایی سپاه پاسداران میباشند. یکم نوامبر ۲۰۱۲ دو فروند سوخو-۲۵ ایرانی با توپهای ۳۰ میلیمتری خود به سوی یک هواپیمای بدون سرنشین غیرمسلح امکیو-۱ پردیتور آتش گشودند. گلولهها به خطا رفت و این پهپاد به سلامت به پایگاه برگشت. مقامات پنتاگون اعلام کردند این هواپیما در حال ماموریت تجسسی عادی خود بر فراز آبهای بینالمللی بود و ۱۶ مایل دریایی با ساحل ایران فاصله داشت تسلیحات یک قبضه توپ دولوله ۳۰ میلی متری با نرخ شلیک ۳۰۰۰ گلوله بر دقیقه ۱۱ جایگاه حمل سلاح با توانایی حمل انواع راکتانداز، راکتهای هدایت شونده، موشکهای هوا به سطح و هوا به هوا، بمبهای لیزری، بمبهای ضد نفر، بمبهای خوشهای، بمبهای آتشزا، بمبهای شیمیایی گردآورنده: روابط عمومی مجله اینترنتی کام به کام منبع:ارتشی دات کام
  11. [h=1]تازه ترین نکات فنی از جنگنده F-313 ایران + عکس[/h] به گزارش روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام به نقل از پايگاه وزارت دفاع :نکته های مهم و کامل و جدید از تجهیزات و فناوری هواپیمای فوق پیشرفته قاهر 313 ساخت ایران از طراحی بدنه تا موشک های قابل حمل و ... بازدید : 23291 نفر هواپیمای فوق پیشرفته قاهر 313 یکی از دستاوردهای شگفت انگیز ایران در صنعت ساخت هواپیما می باشد. در اینجا به بررسی برخی از نکته های تجهیزاتی و طراحی این جنگنده فوق پیشرفته می پردازیم. ویژگی های پنهانکاری(رادارگریزی) 1- زائده های اطراف خروجی موتور می تواند برای کاهش اثرات حرارتی و راداری و نصب خروجی بردار متغیر در آینده مفید باشد. 2- شکل شکسته بال که جالب و عجیب ترین نکته ظاهری قاهر313 است به کاهش اثرات راداری و حرارتی کمک می کند هر چند که مأموریت اصلی آن چیز دیگری است. 3- به احتمال زیاد، عمده تسلیحات قاهر در محفظه داخلی بین دو ارابه فرود اصلی حمل می شود که برای کاهش بازتاب راداری ناشی از نصب تسلیحات زیر بال و بدنه روش مطمئنی است 4- ورودی هوای موتور بالای بدنه قرار گرفته است که باعث کاهش بازتاب راداری در برابر رادارهایی که از پایین به هواپیما نگاه می کنند می شود. 5- استفاده از مواد جاذب امواج راداری در بدنه برای جذب انرژی امواج رادار و کاهش بازتاب راداری از دیگر روش های استفاده شده در قاهر برای افزایش پنهانکاری است. 6- در این هواپیما با استفاده از سطوح تخت و کمی هم سطوح منحنی در بالای بدنه بر مبنای اصول طراحی هواپیماهای پنهانکار اقدام شده است. به عنوان مثال شکل دماغه و زوایای پهلوهای بدنه مطابق اصول پنهانکاری راداری انتخاب و طراحی شده است و می توان گفت از این لحاظ قاهر 313 هواپیمای رزمی نسل پنجمی(با تعاریف مرسوم دنیا) است. 7- استفاده از زاویه حمله و فرارهای یکسان در بیشتر سطوح بدنه به علاوه خطوط شکسته در لبه دریچه های ارابه های فرود برای پنهانکاری یکی از روش های لازم است که در قاهر313 دیده می شود. 8- سکان های عمودی V شکل به پنهانکاری یک هواپیما کمک شایانی می کنند که در این جنگنده مورد استفاده قرار گرفته اند. 9- باید دید برای کاهش اثرات بازتاب راداری کلاه و صندلی خلبان و خود خلبان با توجه بزرگ بودن کانوپی (طلق کابین) چه تدبیری اندیشیده شده است. 10- گازهای داغ خروجی موتور، پیش از خروج از هواپیما با هوای سرد از طریق دو مجرای بالای بدنه ترکیب شده و با دمای پائین از هواپیما خارج می شوند تا اثرات حرارتی کاهش یابد. 11- استفاده از دو ورودی که از دو مجرا هوا را به موتور می رسانند به دلیل ایجاد زاویه غیر مستقیم از موتور تا ورودی هوا، باعث کاهش بازتاب راداری می شود ضمن اینکه احتمال طراحی خود مجرا با سطوح زاویه دار برای گرفتن انرژی امواج رادار مانند شیوه استفاده شده در جنگنده اف-35 وجود دارد. ویژگی های پروازی 12- تمرکز جرم حول محور طولی جنگنده قاهر313 موجب افزایش مانور پذیری می شود. 13- با توجه به ابعاد هواپیما که طول آن کمتر از 16 متر تخمین زده می شود، محفظه حمل جنگ افزار آن می تواند دست کم دو بمب 2هزار پوندی یا تعداد بیشتری بمب های کوچک نقطه زن هدایت شونده، یا دست کم 6 موشک هوا به هوا در رده R-73 یا PL-12 را در خود جای دهد. 14- وجود پیشبال (Canard) برای افزایش مانورپذیری، تولید برآی مثبت، وجود سطوح کنترلی روی آن، کاهش دهانه بال با بزرگ در نظر گرفتن پیشبال از مزیت های استفاده از آن است. 15- وضعیت بال و بدنه قاهر نشان می دهد طرح آن نزدیک به طرح های «ترکیب بال و بدنه» است که دارای مزیت های آیرودینامیکی بسیار خصوصاً در کاهش تداخلات نامناسب جریان بال و بدنه است. 16- بال ضخیم (نسبت ضخامت بالا) در قاهر313 برای تولید برآی زیاد مناسب است البته این نوع بال ها برای سرعت های نه چندان بالا بهینه هستند. به نظر دهانه بال این جنگنده کمتر از 8 متر باشد. 17- با توجه به وجود پیشبال، احتمالاً این هواپیما برای مانورپذیری بیشتر با حاشیه پایداری کم و یا ناپایدار طرحی شده (در اینصورت نیاز به نرم افزار کنترل پرواز پیشرفته است که بیشتر با سامانه کنترل پرواز با سیم تطابق دارد) 18- ارابه های فرود اصلی در کنار بدنه رو به جلو جمع می شوند که باعث ایجاد فضای مفید بیشتر در داخل بدنه می شود. 19- سطح دم عمودی نسبتاً بزرگ است که پایداری سمتی مناسبی ایجاد کرده و با بخش متحرک (رادر) بزرگ، مشخصات مانوری جانبی مناسبی ایجاد می کند. با توجه به این سکان عمودی، ارتفاع قاهر کمتر از 4 متر تخمین زده می شود. 20- مزیت های پیشبال در زوایای حمله بالا بیشتر است زیرا با تولید جریان گردابه ای و ریختن آن روی بال باعث تولید بهینه برآ با نیاز به سرعت خطی و نیروی رانش کمتر و در نتیجه مصرف سوخت کمتر می شود. 21- شکل و محل ورودی هوا خطر جدایش جریان در زوایای حمله بالا دارد که با توجه به قابلیت پرواز قاهر در زوایای حمله بیش از 20 درجه باید به نحوی این مشکل مرتفع شده باشد. 22- جلوی ورودی هوای موتور حالت ریشه کشیده LERX دارد که مزیت های آیرودینامیکی بالایی دارد. 23- طراحی ویژه بال و پیشبال(کانارد) اصلی ترین عوامل ایجاد توانمندی پرواز و نشست در باندهای کوتاه است که این هواپیما را برای استقرار در پایگاه های کوچک یا باندهای فرعی در راستای نبرد نامتقارن مناسب می سازد. 25- شکل شکستگی بال ها همانطور که در گزارش مربوط به قایق پرنده باور-2 اشاره کردیم که نمونه کامل یک هواپیمای اثر سطحی بومی است، در نمای روبرو دارای شکل شبیه به M است که در کنار شکل W از بهترین فرم ها برای استفاده از اثر سطح است. 26- شکستگی بال ضمناً به عنوان یک بالچه نوک بال هم عمل می کند که به کاهش پسای القایی و کاهش مصرف سوخت و افزایش مداومت پروازی منجر می شود خصوصاً در پروازهای نزدیک به سرعت صوت که احتمالاً این هواپیما برای آن رژیم پروازی بهینه شده است. 27- کانوپی بسیار بزرگ این هواپیما منجر به ایجاد دید عالی و 360 درجه به اطراف می شود که برای پروازهای ارتفاع پائین لازم است و البته در مأموریت های تهاجم زمینی بسیار کمک کرده و در نبرد هوایی نزدیک هم بسیار مفید است. - همه هواپیماها با پرواز در ارتفاع نزدیک به زمین از اثر سطح بهره مند می شوند اما شکل شکسته بال در قاهر313 به استفاده بهینه از اثر سطح برای پروازهای طولانی تر در ارتفاع پائین و نشست و برخاست از باندهای کوتاه کمک می کند. 28- ارابه فرود این هواپیما کپی شده از هیچ یک از جنگنده های فعلی ایران نیست و طراحی جدیدی ضمن شباهت به طرح کلی ارابه فرود هواپیمای سوخو-25 دارد. 29- تک موتوره بودن هواپیما ضمن کاهش مصرف سوخت کلی و سهولت تعمیر و نگهداری، نشان از سبک وزن بودن این هواپیما دارد. 30- تک چرخه بودن ارابه های فرود گواه دیگری بر سبک وزن بودن این هواپیما با وزن برخاست در حدود 12تا 14 و بیشینه وزن احتمالاً کمتر از 20 تن است. سامانه ها 31- با توجه به طول و عرض کم دماغه قاهر313 به نظر می رسد بخشی تجهیزات راداری زیر محل استقرار خلبان جای داده شده باشد. 32- فرم دماغه قاهر313 با شکل آنتن رادارهای هوایی موجود در جنگنده های کشور تطابق ندارد بنابراین به احتمال زیاد یک رادار جدید و متفاوت یا راداری موجود با آنتن جدید برای آن در نظر گرفته شده است. 33- استفاده از دو نمایشگر چند منظوره یا MFD بزرگ در وسط کابین و سه نمایشگر کوچکتر نشان از تلاش و حرکت به سمت استفاده از سامانه های جدید و پیشرفته است که منجر به کاهش هزینه و زمان تعمیرات، افزایش چشمگیر قابلیت اطمینان و مزیت های دیگری دارد که در گزارش بالگرد طوفان-2 به آن پرداخته بودیم. 34- استفاده از 8 نمایشگر آنالوگ در کابین در کنار نمایشگرهای فوق نشان دهنده نهایی نشدن فناوری MFDها از نظر طراحان قاهر 313 دارد. با توجه به اهرم هدایت از نوع معمولی احتمالاً سامانه کنترل سطوح متحرک بال و پیش بال و سکان عمودی و پروازی قاهر313 از نوع هیدرولیکی است نه سامانه پرواز با کنترل الکتریکی(FBW) زیرا نمونه های موجود این سامانه در دنیا از «اهرم هدایت کناری» استفاده می کند. 35- تجهیزات مخابراتی و کنترل های سامانه های جانبی در کنار دست خلبان جای گرفته که طراحی مرسومی است. هرچند که دسته گاز موتور در تصاویر منتشره از کابین دیده نمی شود. 36- در این جنگنده از رادیوهای بومی ساخت صنایع الکترونیک وزارت دفاع با قابلیت های جهش فرکانسی و مقاوم در برابر اختلال و برخوردار از رمز کننده های خودکار با الگوریتم های پیشرفته استفاده شده است. 37- صندلی پرتاب شونده این هواپیما شباهت ویژه ای به نمونه های موجود نداشته و احتمالا همان نمونه بومی باشد که چندی پیش آزمایش آن از هواپیمای بستر آزمایش "آرمیتا" با موفقیت کامل انجام شد. 38- استفاده از 8 نمایشگر آنالوگ در کابین در کنار نمایشگرهای فوق نشان دهنده نهایی نشدن فناوری MFDها از نظر طراحان قاهر 313 دارد. 39- در نمونه فعلی قاهر، نمایشگر سربالا(HUD) دیده نمی شود و کلاه پروازی ساده است و بدیهی است در نمونه های تولیدی شاهد HUD خواهیم بود. 40- بر اساس برخی شواهد تصویری، نمونه نمایش داده شده ماکت در مقیاس واقعی یا «ماک آپ» است که یکی از مراحل مهم ساخت جنگنده پیش از نمونه های آزمایشی است. نکته های طراحی 41- در تصاویر منتشره از مراحل طراحی و توسعه قاهر313 نرم افزاری برای محاسبه سطح مقطع راداری دیده می شود که پیشرفت بسیار مهمی برای بهبود محصولات دفاعی کشور است. 42- مدلسازی قاهر313 در نرم افزارهای پیشرفته طراحی رایانه ای (CAD) نظیر CATIA که امکان اتصال به رایانه و ماشین های تولید پیشرفته برای کارهای ساختی را دارد، تحلیل های آیرودینامیکی با روش های عددی (cfd) با استفاه از نرم افزار تولید شبکه عددی GAMBIT و نرم افزار تحلیل جریان FLUENT، محاسبات طراحی با نرم افزار انجام شده که نشان از کار کامل علمی در حوزه های مختلف طراحی این جنگنده بومی دارد. 43- آزمایشات تونل باد نمونه های قاهر برای رسیدن به فرم بهینه آیرودینامیکی انجام شده است. به عنوان مثال در تصویر زیر در بخش های مانند پیشبال، سکان عمودی و خروجی موتور تفاوت هایی با نمونه رونمایی شده دیده می شود. 44- آزمایشات پروازی فراوانی با نمونه پروازی مقیاس کوچک قاهر انجام شده که روشی مرسوم برای استخراج خصوصیات پروازی هواپیمای در حال طراحی با هزینه و زمان کمتر است. 45- از ابتدای طراحی تا ساخت نمونه فعلی، 2.5 تا 3 سال طول کشیده، نشانه مدیرت قوی و عزم جدی برای تولید این محصول جهت نوسازی و افزایش توان هوایی کشور است. 46- از موتور قاهر313 صحبتی به میان نیامده و احتمال دارد از موتور توربوفن بومی در آن استفاده شود که با نیازهای روز و البته پنهانکاری حرارتی و شکل حجیم بدنه تطابق دارد. 47- در نمونه فعلی قاهر سامانه های ردگیری فروسرخ، توپ و برخی سامانه های جانبی مانند آنتن های فرستند و گیرنده دیده نمی شود که شاید به دلیل ماک آپ بودن آن است. 48- طراحی این هواپیما که کمترین شباهتی به نمونه های موجود در داخل کشور نداشته و شباهت اندکی با برخی هواپیماهای پنهانکار دنیا دارد نشان از جسارت و ریسک پذیری بالای مدیران صنایع هوایی وزارت دفاع است. 49- نمونه رونمایی شده از قاهر313 هواپیمایی تک نفره است که با توجه به ویژگی های اعلام شده دارای نقش چند منظوره یعنی هم عملیات های هوا به هوا و هم هوا به سطح خواهد بود. 50- آزمایشات تونل باد، کارهای نرم افزاری و پرواز مدل مقیاس کوچک راه هایی برای رسیدن به نتیجه بهتر و قابل اطمینان قبل از ساخت نمونه های پروازی است که هزینه بالاتری از آزمایشات فوق دارد. در نتیجه می توان انتظار داشت نمونه های عملیاتی قاهر با تغییرات کمتری نسبت به نمونه رونمایی شده تولید شوند.
  12. [h=1][/h] سرمربی تیم فوتبال رئال مادرید گفت: برای فینال لیگ قهرمانان اروپا در تدارک هستیم. به گزارش گروه ورزشی باشگاه خبرنگاران به نقل از پایگاه خبری کالچونیوز؛ کارلو آنچلوتی سرمربی تیم فوتبال رئال مادرید گفت: انگیزه ما برای کسب موفقیت در فینال لیگ قهرمانان اروپا بسیار بالاست. ما تمام توان و قدرت خود را بکار گرفته و در آمادگی کامل هستیم تا بتوانیم موفق به کسب امتیاز کامل مسابقه شویم و جام قهرمانی را بالا ببریم. بطور حتم رئال در این مسابقه با حالتی کاملا جنگنده و تهاجمی حاضر خواهد شد و قدرتش را بکار خواهد گرفت تا بتواند قهرمانی در اروپا را برای این فصل به خانه ببرد.
×
×
  • جدید...