رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'خودکشی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالارهای گفت و گو كام به كام
    • خودرو و رانندگی
    • موبایل و پی دی ای
    • کامپیوتر و اینترنت
    • دانشگاه و تحصیل
    • جهانگردی و توریستی
    • اخبار ایران و جهان
    • خانواده و زیبایی
    • فرهنگ و هنر
    • سرگرمی
    • روابط عمومي كام به كام
  • من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو Topics

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی
  • تبلیغات

دسته ها


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

12 نتیجه پیدا شد

  1. [h=2][/h] یک زن عمره گزار با رفتن به طبقه فوقانی طواف حرم، به کمک صندلی از نرده ها بالا رفت و خود را به پایین پرتاب کرد. وی به محض برخورد با سطح صحن حرم، جان خود را از دست داد و جسدش به سردخانه منتقل گردید. به گزارش های رسیده از سعودی، تحقیقات درباره علت مرگ زن چینی ادامه دارد، کارشناسان جنایی عربستان بر این عقیده اند که امکان دارد وی از نظر عقلی مشکلی داشته باشد. وی در ساعت 2 بامداد با قرار گرفتن بر روی نرده های طبقه فوقانی طواف خود را به پایین انداخت و با وجود این که مسئولین حرم وی را مشاهده و به سویش شتافتند اما نتوانستند او را از این کار بازدارند. شلبی، سخنگوی وزارت بهداشت در گفت و گو با العربیه بیان کرد: گزارش های پزشکی قانونی ثابت کرد که زن در اثر سقوط از بلندی در ناحیه سر و جمجمه دچار شکستگی و خونریزی داخلی شده بود.
  2. به گزارش انجمن ورزش کام به کام و به نقل از ورزش 11، سرمربی سابق تیم ملی و پرسپولیس که به دعوت AFC تحت عنوان میهمان ویژه جهت حضور در فینال جام ملت ها عازم استرالیا بود در رابطه با سکوت رسانه ای خود گفت: ترجیح می دهم سکوت کنم. هر چند در این مدت برخی رسانه ها از قول خودشان و در قالب حرفهای من در جمع دوستانه و... گفتگوهایی از من منتشر کرده اند که همه آنها کذب بوده و من چه خوب و چه بد حرفی نزدهام. وی در خصوص عملکرد تیم ملی در جام ملتها اظهار داشت: وقتی باد می کاریم چه توقعی داریم؟ چه امکاناتی برای تیم ملی و کیروش فراهم کردیم که توقع داشتیم قهرمان شود؟ در همه این سالها نتوانسته ایم به فینال برسیم حالا انتظار داریم کیروش بیاید معجزه کند و ما را به قهرمانی برساند؟ وقتی هم با مربی ایرانی و هم خارجی می بازیم یعنی فوتبال مان ایراد دارد نه اینکه مربی خارجی را باید قربانی کنیم. تصور کنید پول در حساب بانکی مان نیست؛ اما انتظار داریم در قرعه کشی بانک برنده شویم. اگر فقط سرمربی تعیین کننده است پس برویم بزرگتر از کیروش را بیاوریم تا قهرمان جام جهانی شویم. شوماخر راننده خوبی است اما اگر پشت ماشینی که ایراد فنی دارد بنشیند پیچ اول نه پیچ دوم چپ می کند. او ادامه داد: حکایت ما مثل کسی است که درمانهای عادی و پیشگیریهای ساده را انجام نمیدهد وقتی سرطان گرفت میخواهد با سنگین ترین هزینه ها و شیمی درمانی نزد بهترین اطبا خود را درمان کند. طبیعی است که وقتی می رویم نزد آن دکترها باید هزینه سنگین انجام دهیم. ما روی پایه ها کار نمی کنیم ، تدارکات لازم را هم نداریم، چرا توقع مان را بالا می بریم؟ همه جای دنیا مربی تیم ملی مونتاژکار است. ابزاری که مربیان باشگاهی فراهم می کنند را کنار هم می چیند و تیم میسازد اما بازیکن سازی وظیفه او نیست که بگوییم فلان مربی چیزی به فوتبال ما اضافه نکرده. بازیکن اگر تا 30 سالگی چیزی یاد نگرفته مربی تیم ملی چه چیزی باید به او اضافه کند؟ دایی در خصوص انتقادات برخی مربیان داخلی از کیروش و پاسخگویی او گفت: من مسئول اظهارات دیگران نیستم و هر کس میتواند نظرش را بگوید و مردم هم قضاوت می کنند. فقط یک اعتقادی دارم. به هم زدن فضای فوتبال و تخریب تیم ملی به نفع هیچکس نیست و ما همه در یک قایق نشسته ایم و پارو می زنیم. ایرادی ندارد اگر کسی به کیروش انتقادی دارد مطرح کند. فقط نوع بیان مهم است. کسی که سرمربی رئال مادرید و پرتغال بوده حتماً چیزی در چنته دارد که به آن عناوین و جایگاه رسیده و گرنه کسی که دانش و صلاحیت لازم را نداشته باشد را اجازه نمی دهند از پشت فنس هم تمریناتشان را ببیند. حداقل این را دیگر نمی توان نفی کرد. یک روز خودمان هم این طرف میز قرار می گیریم و با همین متر و معیارها نقد می شویم. او در مورد اینکه کیروش بماند یا نه اظهار داشت: این را باید تصمیم گیرندگان بگویند اما به نظر شخصی من اگر قرار است کیروش برود و فرد ضعیف تری بیاید این یعنی خودکشی بین المللی در فوتبال. انسجام و وحدتی که در تیم بود محصول هنر کیروش است و باید آن را ستود. نقش کیروش در این امر انکار ناپذیر است. وقتی جمعیت استقبال کننده از تیم ملی باصطلاح بازنده از میزان تماشاگر اغلب بازی های لیگ بیشتر است باید در خلوت خودمان دودوتا چهارتا کنیم و دلیلش را پیدا کنیم. دایی نحوه عملکرد بازیکنان تیم ملی را ستود و تصریح کرد :همدلی تیم ملی مثال زدنی بود و جوانان به خوبی خود را تحمیل کردند. من به همه بازیکنان تیم ملی و کادر فنی و سایر اعضا خسته نباشید میگویم. میدانم همه تلاششان را کردند و این خیلی مهم است. اگر مردم به استقبال آنها رفتند به خاطر همین تلاش و همدلی بود. وی گفت: برنده شدن به معنای رسیدن توپ به دروازه حریف نیست معنای واقعی اش رساندن خودت به دروازه دلهای مردم است. فوتبال برد و باخت دارد. یک روز درضربات پنالتی توپ به تیرک می خورد، یک روز داور اشتباه می کند اما در هر حال نمی شود در امروز متوقف شد و باید جلوتر رفت و آینده را دید.این روزها همه میگذرند. مگر یک روز به استاد دهداری برف نزدیم؟ مگر ناصر خان حجازی را نکوبیدیم؟ ایویچ را فراری ندادیم؟ این روزها هم میگذرند. همه دنیا از امروز دنبال برنامه ریزی برای جام جهانی بعدی هستند ولی ما قرار است فعلا دور مقدماتی و اولیه دعواهایمان را شروع کنیم.آن وقت بردن آژانتین و برزیل هم کمترین خواسته مان است!!. دایی افزود: شاید فوتبال عدالت نداشته باشد اما حداقل منطق دارد. منطقش همین است که می بینم.با کار نکردن نمی شود معجزه کرد.اگر ما به فینال می رسیدیم احتمالا سیستم های آنالیز و ارزیابی ژاپنی ها هنگ میکرد. شما ببینید امارات و استرالیا و کره جنوبی در سطح باشگاهی هم در آسیا موفق هستند. العین امارات قهرمان آسیا می شود و نمایندگان استرالیا و کره هم موفق هستند. آنها لیگهای قوی دارند ولی تمام نمایندگان ما در آسیا ناکام مانده اند.وقتی تکلیف باشگاه های ما اینگونه است تیم ملی باید به کجا برسد؟ سرمربی سابق تیم ملی عنوان کرد: عراق اگر چه باشگاههایش به سبب نبود زیر ساخت لازم در لیگ قهرمانان آسیا نیست ولی تیمی که بازیکنی مثل کرار که ستاره لیگ ماست را با خود به جام ملت ها نمیبرد حتما تیم خوبی است. 10 سال پیش در المپیک چهارم شده اند و دو دوره قبل قهرمان جام ملت ها شدند. آن هم زیر فشار جنگ و بمباران.آنها روی پایه ها کار میکنند .تیم ملی محصول باشگاههاست و باشگاهها همه جای دنیا محور توسعه فوتبال هستند.وقتی در باشگاه کار پایه ای نمی کنیم تیم ملی چه باید کند؟ دو باشگاه مطرح ما را می خواهند واگذار کنند هنوز معلوم نیست ساختمان هایشان متعلق به خودشان است یا فدراسیون.زمین تمرین نداریم بعد ادعایمان سر به فلک می کشد. با این شرایط تا کی می خواهیم برنامه کوتاه مدت را دنبال کنیم؟چرا اجازه ندهیم حالا که کیروش آمده و فوتبال ما را شناخته و برنامه دارد و آرام آرام دارد جوانگرایی انجام می دهد او بماند؟ چه ایرادی دارد کمک کنیم برای اولین بار در تاریخ فوتبال مان دو بار پیاپی به جام جهانی برویم؟عراق با همه مشکلاتش ، اردوها و بازیهای تدارکاتی اش از ما بیشتر بود.خداوکیلی با چه استدلالی توقع داشتیم ایران قهرمان شود؟اگر از کیروش فقط یک درس و آن هم مبارزه با بازیکن سالاری را یاد گرفته باشیم باز هم برد کرده ایم. وی درباره سفر به استرالیا گفت: دوست داشتم در فینال تیم ملی کشور عزیزم را ببینم که نشد.حالا هم به دعوت ای اف سی میروم و امیدوارم روزی یک پای این فینالها تیم کشورم باشد.
  3. به گزارش روابط عمومي مجله كام به كام به نقل از ایسکانیوز: تصاویر نشان می دهد که یک دختر جوان قصد دارد از بالای پروژه در حال احداث مونوریل قم خود را به پایین بیاندازد. این خبر در فضای مجازی پخش و شایعه شده که این دختر جوان پس از شنیدن خبر فوت مرتضی پاشایی تصمیم به خودکشی گرفته است! اما خوشبختانه امدادگران با حضور به موقع مانع از این اقدام شده و او را نجات دادهاند.
  4. بهترین راهه خود کشی اینه ک بری وسط کویر ساق طلایی بخوری.. عاغا بد میگم؟؟؟ با چایی میخوری باز تشنت میشه.. معلوم نیس از چ ساختن.. فک کنم یزید قاطیشه..
  5. رسانه پاپ موزیک دانلود کل آلبوم در فایل زیپ لیست اهنگ های این البوم که در زیر می توانید به ترتیب دانلود کنید خود کشی ممنوع آهای خبر نداری اعتیاد امام رضا بارون بانوی من کلاف زندگی صبوری تو و فاصله
  6. [h=1][/h] این مرد به عنوان فرشته نجات شکاف نامیده می شد و عده ای تنها برای مشاهده او به این نقطه سفر می کردند. این مرد خودش را منجی یا فرشته نمی دانست و تنها اعتقادش این بود که خودکشی عملی است ناپسند است. به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران، در برخی از نقاط دنیا مکان های خاصی وجود دارد که به عنوان محل اصلی خودکشی شناخته می شود برای مثال در ژاپن جنگل خودکشی محلی است که بسیاری دست به این کار ناپسند می زنند اما در استرالیا این مکان برای خودکشی یک دره است که به نام شکاف مشهور شده است. این شکاف محلی است که در طول سالیان سال محلی برای خودکشی شده است و تا به حال افراد زیادی در این نقطه اقدام به اینکار کرده اند. حالا این شکاف به نام خودکشی مشهور شده است اما در کنار همه داستان هایش یک فرشته نجات محبوب هم دارد. "دون ریچ" مردی است که 50 سال از زندگی خود را در کنار این شکاف زندگی کرده بود و داستان جالبی دارد. او که روزها کار خاصی نداشت بیشتر در نزدیکی شکاف حرکت می کرد و به دنبال آن بود تا مانع خودکشی افراد شود. او در طول 50 سال زندگی خود در کنار شکاف توانست 160 نفر را از اقدام به خودکشی منصرف کند. این مرد به عنوان فرشته نجات شکاف نامیده می شد و عده ای تنها برای مشاهده او به این نقطه سفر می کردند. این مرد خودش را منجی یا فرشته نمی دانست و تنها اعتقادش این بود که خودکشی عملی است ناپسند و معمولا در افسرده ترین حالت به سراغ آدم می آید پس می توان آن را با راهکارهای خیلی ساده نیز حلش کرد. او می گفت: با دیدن هر فردی که نزدیک شکاف ایستاده باشد سریعا به سراغش می روم و از او می خواهم اگر کمکی می خواهد یا در خواستی برای آخرین لحظات زندگی دارد به من بگوید سپس با همین کلک ساده آن ها را آرام و به مرور از خودکشی منصرف می کنم. "دون ریچی" پس از نجات دادن 160 نفر از خودشی در سال 2012 درگذشت و حالا خودش را در نزدیکی همین دره دفن کرده اند تا مردم با دیدن قبرش و یادآوری خاطرات او شاید دست از خودکشی در این نقطه بکشند.
  7. به گزارش روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام به نقل ازخبرگزاری ایسنا: حوالی ظهر امروز یک جوان 36 ساله که به قصدی نامشخص به بالای دکل مخابراتی میدان هفت تیر رفته بود به کمک نیروهای آتشنشانی و نیروی انتظامی به پایین منتقل و دستگیر شد. حوالی ظهر امروز یک جوان 36 ساله به بالای دکل مخابراتی میدان هفتم تیر رفت که ماموران اورژانس اجتماعی و نیروهای آتشنشانی به همراه تشک نجات در محل حاضر شده و پس از صحبت با وی، او را از بالای این دکل پایین آورده و تحویل عوامل نیروی انتظامی حاضر در محل دادند. گفته میشود این فرد کاوری بر تن داشت که روی آن "فقر و اختناق" دلیل اقدام خودکشی نوشته شده بود. اقدام این فرد موجب ترافیک سنگین در این منطقه شد و آنطوری که عوامل آتشنشانی حاضر در محل گفتند: فرد مذکور قصدش از این کار خودکشی نبوده و بیشتر قصد جلب توجه داشته است، اما هنگام نزدیک شدن نیروهای امدادی به وی، آنها را تهدید به پرتاب خود میکرده است.
  8. خودکشی امری ناپسند در تمام دنیا است و افرادی که دست به این کار می زنند معمولا ترد شده و شکست خورده هستند. البته همیشه هم خودکشی امری عمدی نیست. به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران، در طول تاریخ اتفاقاتی رخ داده است که برخی از آن ها بسیار عجیب و غیر قابل باور بوده اند. در این میان افرادی نیز بوده اند که بر اثر اشتباهات فردی و یا برخی موارد دیگر باعث مرگ خودشان شده اند. خودکشی با دسر در سال 1771 پادشاه سوئد برای صرف غذا به پشت میز رفت اما هیچوقت از آنجا بلند نشد. او بعد از خوردن غذای کامل و شاهانه خود دستور داد تا مقداری از دسر محبوبش را بیاورند. پس از خوردن 17 کاسه دسر دستگاه گوارشی او نتوانست جوابگوی این همه غذا باشد و او همانجا مرد. گوش دادن به موسیقی شاید باورتان نشود که گوش دادن به موسیقی نیز بتواند باعث مرگ شود. اما این مورد برای "Isaiah Otieno" آمریکایی اتفاق افتاد. او در حال قدم زدن در کنار خیابان بود و با صدای بلند به موسیقی گوش می داد ولی ناگهان یک هلیکوپتر روی سر او سقوط کرد. گوش دادن به موسیقی باعث شد تا او صدای سقوط را نشنود و جانش را از دست داد. مرگ با خودروهای تک نفره حتما شما هم با وسیله های نقلیه ای که دارای دوچرخ هستند و باید به صورت انفرادی از آن ها استفاده کرد آشنا هستید. این وسیله توسط فردی به نام "James W. Heselden" انگلیسی تولید شد. این وسیله ها با استقبال خوبی رو برو نشدند چرا که ایمنی لازم را به همراه نداشتند. اما سازنده آن این حرف را باور نداشت اما همین باور نکردن باعث شد تا خود او در یک سانحه و در حالی که سوار بر همین خودرو بود جانش را از دست بدهد. بازی های کامپیوتری در یکی از عجیب ترین مرگ ها در سال 2005 فردی به نام "Lee Seung Seop" که اهل کره جنوبی بود شغلش را ترک کرد تا بتواند در مسابقات سراسری بازی های کامپیوتری شرکت کند. او بعد از 50 ساعت بازی مداوم بر اثر اختلالات قلبی و عروقی و همچنین خشکی بدن جانش را از دست داد. تست اختراع هر مخترعی دوست دارد تا اختراعش را به همه دنیا نشان دهد و این دقیقا آرزویی بود که خیاط فرانسوی "Franz Reichelt" به دنبال آن بود. او یک چتر نجات اختراع کرد که با چترهای دیگر کمی تفاوت داشت. او برای تست کردن این چتر خود از بالای برج ایفل به پایین پرید ولی بدون اینکه اختراعش ذره ای به کمکش کند به زمین برخورد کرد و همانجا جانش را از دست داد.
  9. صفورا1111

    خودکشی بزرگان

    ۱- سیلویا پلات لندن ـ ۱۱ فوريه ۱۹۶۳ ـ اتاقي در حومه شهر و زني كه خود را به وسيله گاز به قتل رسانده. رسيدن خبر خودكشي در روزهاي زمستاني اروپا خبر غريبي نيست . اما نام سيلويا پلات نام منحصربه فردي است كه واقعه خودكشي او سال ها بعد نويسندگان و شاعران را در بهت فرو مي برد. سيلويا پلات متولد ۱۹۳۲ در بوستون آمريكا فرزند يك خانواده مهاجر آلماني است. پدر او استاد دانشگاه شهر بوستون در رشته زيست شناسي بود. شخصيتي خودمحور و بااقتدار كه در سال ۱۹۴۰ يعني زماني كه سيلويا هشت ساله بود از بيماري ديابت مي ميرد. پلات در سال ۱۹۵۳ براي نخستين بار سعي در خودكشي كرد و چيزي نمانده بود كه به وسيله داروهاي خواب آور از بين برود. پس از آن يك دوره روان درماني و همچنين الكتروشوك را گذراند، كه وقايع مربوط به آن دوران و زمان خودكشي اش را در يك اتوبيوگرافي به نام (Belljar) در ۱۹۶۳ يعني يك ماه قبل از خودكشي دوباره اش با نام مستعار ويكتوريا لوكاس منتشر كرد. بعد از اين پلات موفق به گرفتن بورس تحصيلي از دانشگاه كمبريج انگلستان مي شود و به آن كشور سفر مي كند. اتفاق بزرگ زندگي او در انگلستان مي افتد. يعني جايي كه با تدهيوز شاعر جواني را كه بعدا ملك الشعراي انگلستان شد ملاقات مي كند. پلات در هنگام حضور در انگلستان شاعر بود و اولين شعرهاي خود را هم در هشت سالگي منتشر كرده بود. سال ۵۶ ملاقات با هيوز در يك مهماني دانشجويي و سال ۵۶ ازدواج با او مهم ترين اتفاقات زندگي پلات بود كه باقي جريانات زندگي او نيز تحت تأثير همين اتفاق قرار گرفت. هيوز در پي خيانت به او سيلويا را ترك گفت و پلات با دو فرزند در شهر تنها ماند. پلات در سال ۵۸ به آمريكا بازگشته بود و تا سال ۵۹ معلم ادبيات در كالج اسميت بود. هنگامي كه در ۱۹۶۳ سيلويا پلات خود را كشت دچار فقر و تنگدستي اي بود كه شايد اگر شهرت او پيش از مرگ به سراغش آمده بود و جايزه پوليتزر را پيش از سال ۸۱ مي گرفت شعرهاي بيشتري مي نوشت. درباره درگيري هاي پلات با هيوز و اينكه هركدامشان چگونه همديگر را به لحاظ رواني آزار مي دادند مقاله هاي بسياري نوشته شد. خصوصا فمينيست ها كه هميشه پلات را همچون يك مادر مقدس ستايش كرده اند و هيوز را همچون اهريمني به تصوير كشيده اند. ۲- ارنست همینگوی دكتر «كلارنس همینگوی» مردی سرشناس و قابل احترام بود و علاوه بر پزشكی به شكار و ماهیگیری نیز علاقه داشت. در 10 سالگی پدرش او را با تفنگ و شكار آشنا كرد.آشنایی او با اسلحه نقش مهمی در زندگی ارنست ایفا کرد.در دبستان همینگوی احساس كرد كه ذهنش برای ادبیات مستعد است.او شروع كرد به نوشتن مقالات ادبی، داستان و روزنامه ای كه دانش آموزان آن را اداره می كردند. تنفر از خانواده و دبستان موجب شد كه وی هر دو را ترك كند. او دوبار گریخت، بار دوم غیبت او چند ماه طول كشید؛ می گفتند او در به در شده و به شداید و سختی های زندگی تن در داده و تجربیاتی اندوخته است. او گاهی در مزرعه كارگری می كرد، زمانی به ظرفشویی در رستوران ها می پرداخت و مدتی نیز به طور پنهانی به وسیله قطارهای حامل كالای تجارتی از نقطه ای به نقطه ی دیگر سفر می كرد.بالاخره وی تحصیلات متوسطه ی خود را در مدرسه عالی« اوك پارك» به اتمام رسانید. نخستین آثار و داستانهای همینگوی سر و صدای زیادی ایجاد كرده بود. آن موقع هدلی همسر همینگوی باردار بود و چون از این طرز شهرت خوشش نمی آمد، روزی با اطلاع شوهرش پاریس را به قصد شیكاگو ترك كرد تا كودكش در دیار خودش متولد شود. در مدتی كه هدلی در آمریكا وضع حمل كرد و به پاریس بازگشت، همینگوی چند سرگذشت و داستان تازه نوشته بود. این نوول ها و داستان ها مانند میخ محكم و سخت بود. یكی از آنها موسوم به «پنجاه هزار دلار» بود كه در آن ماجرای زندگی مرد ورزشكار و مشت زنی تصویر شده بود. نام داستان دیگر وی، «هفته نامه آتلانتیك» بود كه پس از داستان قبلی به وجود آمده و به چاپ رسیده بود و مجله پرتیراژی آن را به صورت پاورقی منتشر كرد.هر كس داستان را می خواند به چیره دستی و مهارت همینگوی در ادبیات و روان نویسی او پی می برد . همین داستان بیست صفحه ای اسم نویسنده را بر سر زبان ها انداخت و مشهورش كرد.انتشار داستان«هفته نامه آتلانتیك» سبب شد كه خیلی از روزنامه ها و مجلات از او تقاضای داستان و پاورقی جدید كنند. وقتی كه آنها خواستند با وی قرار داد ببندند، وی نپذيرفت. نه اینكه از پول و اجرت نویسندگی بدش می آمد ، بلكه اصلاً او فكر نمی كرد كه باید آثار قلمی را فروخت. سال ۱۹۲۴ كتاب «در زمان ما» را در پاریس منتشر كرد كه بار دیگر با ملحقات و اضافاتی آن را در آمریكا به چاپ رساند و داستان هاي كوتاه و ساده ای را در بین فصول كتاب سابق جای داد. در سال ۱۹۲۷ وی كتاب «مردان بدون زنان» را منتشر كرد. انتشار این كتاب همینگوی را تا مقام یك نویسنده استاد بالا برد و وی را مظهر مكتب خاص داستان نویسی مترقی قرار داد. در همین سال (۱۹۲۷) هدلی - همسرش - با وجودی كه با عشق قدم به میدان زناشوئی گذشته بود پیوند و علاقه خود را از او گسست.همینگوی در این باره گفته است: «هركس در زنان بزرگواری و وفا بجوید، احمق است.»!!! نویسنده جوان به رغم این بی وفایی، به زودی با زن دیگری به نام «پولین» پیمان زناشویی بست.پولین، زنی زیبا و دوست داشتنی بود و ریاست گروه نویسندگان روزنامه «وگ» را به عهده داشت. وقتی كتاب «بیوگرافی نویسندگان آمریكایی مقیم پاریس» را انتشار داد درهای موفقیت به رویش گشوده شد. این نخستین بار بود كه همینگوی می فهمید موفقیت در نویسندگی چه طعمی دارد. به دنبال انتشار این كتاب، كتاب دیگری موسوم به «آدم كشها» به منزله شاهكاری به دوستداران ادبيات داستاني عرضه شد. ثمره نخستین ازدواج همینگوی پسری بود به نام «جان». «پولین» زن دومش نیز دو پسر برای او آورد، یكی «پاتریك» در سال ۱۹۲۹ و دیگری «گرگوری» در سال ۱۹۳۲. در ۱۹۲۹ كتاب «وداع با اسلحه» را منتشر كرد كه در آن به جنگهای ایتالیا اشاره كرده است. همینگوی در سال ۱۹۳۲ كتاب «مرگ در بعدازظهر» را انتشار داد. در سال ۱۹۳۳ وی كتاب «برنده سهمی ندارد» را به رشته تحریر درآورد. همینگوی شكارچی بسیار ماهری بود و اغلب برای شكار شیر و حیوانات خطرناك دیگر به سرزمین آفریقا سفر می كرد و تأثراتی را كه در این شكارها پیدا كرده بود در كتاب «تپه های سبز آفریقا» منعكس كرده است. وی این كتاب را در سال ۱۹۳۶ منتشر كرد. سال۱۹۴۰ همسر دومش نیز به او قطع علاقه كرد. همینگوی در اواخر همین سال با زن رمان نویسي به نام «مارتاژلورن» برای سومین بار ازدواج كرد. سال ۱۹۳۷ وی كتاب «داشتن و نداشتن» را منتشر كرد كه شهرتش افزوده شد.در سال ۱۹۳۸ همینگوی مجموعه داستان های «ستون پنجم» را منتشر كرد. سال ۱۹۵۰ رمان جدیدی از این نویسنده به نام «آن طرف رودخانه در میان درختان» منتشر شد. این كتاب داستان عشق بی تناسب یك افسر پنجاه ساله ی آمریكایی نسبت به یك دختر نوزده ساله ونیزی است. بالاخره در سال ۱۹۵۲ شاهكار جاودانه خود را به نام «پیرمرد و دریا» به رشته تحریر درآورد و به اوج شهرت و عظمت ادبی صعود كرد و آمریكایی ها دانستند كه قدرت هنری نویسنده محبوبشان زوال نپذیرفته است.این اثر بی مانند در سال ۱۹۵۳ به دریافت جایزه «پولیتزر» و در سال ۱۹۵۴ به دریافت جایزه ادبی نوبل نائل شد. او معمولاً ساعت پنج و نیم صبح سر از بالین خواب بر می داشت و شروع به كار می كرد و معمولاً بامداد چیز می نوشت و یا مقابل ماشین تحریر آن را دیكته می كرد. بعد از ظهرها اگر هوا مساعد بود به وسیله كشتی یا زورق به صید ماهی می پرداخت. صبح روز دوم جولای۱۹۶۱ همینگوی از خواب برخاست و بدون اینکه حرفی بزند اسلحه شکاری را که پدرش طرز کارش را به او آموخته بود برداشت و در دهانش گذاشت و...... تمام. سالها پیش همینگوی داستانی نوشته بود به نام زنگها برای که بصدا در می آیند... او غافل بود که ممکن است ناقوس مرگ برای او هم بصدا درآید. روزنامه ها نوشتند که او در حال تمیز کردن اسلحه بوده که اشتباها گلوله ای شلیک می شود... اما سئوال اینجاست که چگونه این گلوله اشتباهی مستقیم به دهان او شلیک شده و از پشت سر خارج شده؟... پزشکی قانونی خودکشی را تایید کرد. این جمله از اوست : " زندگی چیز مزخرفیه اما ارزش جنگیدن داره" فقط نمی دانم چرا او دیگر نجنگید؟! ۳-ولادمیر مایاکوفسکی میکائل اکمن در مقاله ای تحت عنوان «شاعری که سه بار می میرد» می نویسد : " از لحظه ای که ولادیمیر مایا کوفسکی شاعر روسی تیری در مغزش خالی کرد تا رسیدن رئیس انستیتوی مغز شناسی روسیه ساعتی نگذشت. او با اره اش کنار تابوت حاضر شد ه و کاسه سر را گشود ومغز را با خودش در کاسه ای که بر رویش پارچه ای سفید انداخته شده بود، برد. بعدها کشف شد که مغز ولادیمیر مایا کوفسکی 1700 گرم بوده است ! انستیتوی مغز شناسی پس از مرگ لنین و جهت بررسی مغز بزرگان و نوابغ تأسیس شد. ولادیمیر مایا کوفسکی در سال 1930 درسن سی و شش سال به زندگی اش خاتمه داد. طبق گفته میکائل اکمن ، بسیاری ازناشران زمان از انتشار آثار مایا کوفسکی روی گردان بودند و او را به فردگرائی متهم می کردند و آنارشیست ابلهی می دانستند که نوشته های مبهم و مسخره اش تنها حس تمسخر خوانندگان را برمی انگیزد. شش سال بعد ازمرگ مایا کوفسکی، استالین با تغییر نام چند میدان و خیابان به نام مایا کوفسکی و نام ماکسیم گورگی ، نام مایا کوفسکی را به عنوان شاعر و نام ماکسیم گورگی را به عنوان نویسنده ملت روس زنده کرد . مایا کوفسکی اسلحه را بر شقیقه خود نهاد و بی هیچ واهمه ای شلیک کرد. ۴- صادق هدایت پدرش هدايت قلي خان و مادرش خانم عذري- زيورالملك هدايت بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلي خان هدايت يكي از معروفترين نويسندگان، شعرا و مورخان قرن سيزدهم ايران ميباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندي بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدايي در مدرسه علميه تهران شد و پس از اتمام اين دوره تحصيلي در سال 1293 دوره متوسطه را در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد و در سال 1305 همراه عده اي از ديگر دانشجويان ايراني براي تحصيل به بلژيك اعزام گرديد. صادق هدايت در سال 1307 براي اولين بار دست به خودكشي زد و در ساموا حوالي پاريس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولي قايقي سررسيد و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همين سال در بانك ملي ايران استخدام شد. در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همين سال از بانك ملي استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال يافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همين سال به تامينات در نظميه تهران احضار و به علت مطالبي كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجويي و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامي كل ساختمان مشغول به كار شد. در همين سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندي بهرام گور انكل ساريا زبان پهلوي را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملي ايران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملي ايران مجددا استعفا داد و در اداره موسيقي كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاري با مجله موسيقي را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهاي زيبا با سمت مترجم به كار مشغول شد. در سال 1322 همكاري با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتي آسياي ميانه در ازبكستان عازم تاشكند شد. در سال 1329 عازم پاريس شد و در 19 فروردين 1330 در همين شهر بوسيله گاز دست به خودكشي زد. او 48 سال داشت كه خود را از رنج زندگي رهانيد و مزار او در گورستان پرلاشز در پاريس قرار دارد. او تمام مدت عمر كوتاه خود را در خانه پدري زندگي كرد. ۵- آدلف هیتلر پس از ورود ارتش سرخ شوروی به شهر برلین پایتخت آلمان نازی... آدلف هیتلر رهبر نازی به همراه همسرش اوا براون در بونکر زیر زمینی اش در شهر برلین خودکشی کرد. در ۳۰ آوریل نیروهای شوروی فقط چند صد متر با بونکر زیرزمینی هیتلر فاصله داشتند. مقامات ورماخت ارتش آلمان به هیتلر ۵۶ ساله اطلاع دادند که هیچ راهی برای فرار وجود ندارد. هیتلر که همواره گفته بود هرگز شخصا تسلیم نمی شود... تصمیم گرفت خودکشی کند. او دستور داد پس از مرگ جسدش را بسوزانند تا به سرنوشت موسولینی که پس از تیرباران توسط گروه مقاومت کمونیست ایتالیایی در خیابانها کشیده شد و سپس وارونه آویزان گشت... دچار نشود!براساس روایات تاریخی در روز ۳۰ آوریل حوالی ساعت ۳۰/۱۵ هیتلر ابتدا به اوا براون که شب قبل با او ازدواج کرده بود زهر خوراند و سپس با شلیک گلوله ای به سرش خودکشی کرد. جسد هیتلر و اوا براون همانگونه که دستور داده بود در حیاط کوچک بونکر با بنزین به آتش کشیده شد و بقایای اجساد شبانه دفن شدند. نیروهای شوروی پس از تصرف بونکر بقایای جسد هیتلر را بیرون آوردند و به مسکو منتقل کردند. یک هفته پس از خودکشی هیتلر در ۸ مه ۱۹۴۵ آلمان نازی بی هیچ قید و شرطی تسلیم متفقین شد. خودکشی آدلف هیتلر پایان رایش سوم بود که هیتلر دوره بقای آن را هزار سال پیش بینی کرده بود. ۶-ویرجینیاوولف او در آدلين ويرجينيا استفان لندن بهدنیا آمد و مادرش را وقتی سهساله بود از دست داد. پدرش، لسلی استیون، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور لاادریگرا بود. ویرجینیا از کتابخانه غنی پدر بهره بسیاری برد و از جوانی دیدگاههای ادبی خود را که متمایل به شیوههای بدیع نویسندگانی چون جیمز جویس، هنری جیمز و مارسل پروست بود در مطبوعات بهچاپ میرساند. ویرجینیا پس از مرگ پدرش در ۲۲ سالگیاش (سال ۱۹۰۴)، بعد از آنکه توانست از زیر سلطه برادر ناتنیاش جورج داکورت آزاد شود، استقلال تازهای را تجربه کرد. استقلال مالی ویرجینیا در جوانی و پیش از مشهور شدن، از طریق ارثیه مختصر پدرش، ارثیه برادرش، توبی که در سال ۱۹۰۶ بر اثر حصبه درگذشت و ارثیه عمهاش، کارولاین امیلیا استیون (که در کتاب اتاقی از آن خود بدان اشاره کرده است) به دست آمد. او در سال ۱۹۱۲ با لئونارد وولف کارمند پیشین اداره دولتی سیلان و دوست قدیمی برادرش ازدواج کرد و همراه با همسرش انتشارات هوکارث را در سال ۱۹۱۷ برپا کردند . طی جنگهای جهانی اول و دوم بسیاری از دوستان خود را از دست داد که باعث افسردگی شدید او شد و در نهایت در تاریخ (۲۸ مارس ۱۹۴۱) پس از اتمام آخرین رمان خود بهنام «بین دو پرده نمایش»، خسته و رنجور از وقایع جنگ جهانی دوم و تحت تأثیر روحیه حساس و شکننده خود، با جیبهای پر از سنگ به «رودخانه اوز» در «رادمال» رفت و خود را غرق کرد. او یکی از بنیانگذاران بنیاد بلومزبری بود. در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ پژوهشگران مختلفی درباره وولف نوشتند و به تدریج هم تصویری واقعبینانهتر و متعادلتری از وولف به وجود آمد و هم به اهمیت سبک و فلسفه او در ادبیات و نیز نقد فمینیستی پرداخته شد.
  10. ابتدای سال 92 تا پایان آذرماه 3125 تن در حوادث مشکوک به خودکشی جان خود را از دست دادهاند. به گزارش خبرنگار «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان پزشکی قانونی کشور در 9 ماهه امسال 3125 تن در حوادثی که مشکوک به خودکشی تشخیص داده شد، جان خود را از دست دادهاند که از میان آنها 982 تن را زنان و 2143 تن را مردان تشکیل میدهند. بر همین اساس در مدت مشابه سال 91 نیز 2740 تن به علت آنچه که پزشکی قانونی آن را مرگ مشکوک به خودکشی تشخیص داده بود، جان خود را از دست دادهاند. [TABLE=class: cms_table_table] [TR] [TD]سال[/TD] [TD]مرد[/TD] [TD]زن[/TD] [TD]جمع[/TD] [/TR] [TR] [TD]9 ماهه 91[/TD] [TD]-[/TD] [TD]-[/TD] [TD]2740[/TD] [/TR] [TR] [TD]9 ماهه 92[/TD] [TD]2143[/TD] [TD]982[/TD] [TD]3125[/TD] [/TR] [/TABLE] بررسی دو آمار در 9 ماهه سال 91 و 92 از افزایش 14 درصدی آمار مشکوک خودکشی در کشور حکایت دارد. به گزارش ایسنا، بنابر اعلام سازمان پزشکی قانونی کشور در 12 ماهه سال گذشته در مجموع 3640 مرگ مشکوک به خودکشی در کشور روی داده است که از این تعداد 2530 نفر را مردان و 1110 تن دیگر را زنان شامل میشوند. بر این اساس در سال گذشته استانهای تهران با 409، کرمانشاه با 271 و گیلان با 231 مورد فوتی بیشترین و استانهای خراسان جنوبی با 18، کهگیلویه و بویراحمد با 24 و خراسان شمالی با 25 فوتی کمترین موارد مرگ ناشی از خودکشی را به خود اختصاص دادهاند که از این میان در سال گذشته 49.9 درصد از موارد خودکشی به شیوه "حلق آویز" بوده است. بر این اساس در سال گذشته، از کل مرگهای مشکوک به خودکشی در کشور، بیشترین مواردخودکشی در گروه سنی 18 تا 24 سال ثبت شده است که 28.2 درصد از کل موارد خودکشی این سالها را در برمیگیرد و پس از آن گروه سنی 30 تا 39 سال با 22.2درصد، 25 تا 29 سال با 17.6درصد، بالای 50 سال با 12.9 درصد، 40 تا 49 سال با 11.1 درصد و زیر 18 سال با 7.9 درصد به ترتیب بیشترین موارد خودکشی را به خود اختصاص دادهاند.
  11. طبق گزارشات پلیس جسد یک بازیگر بالیوودی در خانه اش در مومبئی کشف شد. به گزارش ایران فروم جیا خان توسط مادرش در آپارتمانشان کشف شد در حالی که خود را حلق آویز کرده بود. به گزارش ایران ناز و به گفته پلیس گویا هیچ گونه یادداشتی مبنی بر خودکشی یافت نشده و آنان همچنان به دنبال اطلاعات بیشتر از همسایگان خانم خان هستند. مادر و خواهر این بازیگر بیرون منزل بوده و او در آپارتمان تنها بود که این اتفاق افتاده و در زمان بازگشت او را دیدند که خودش را دار زده است. ستاره های بالیوودی که از جمله دوستان این بازیگر بودند و همچنین هوادارانش در شبکه اجتماعی توئیتر پیام های خود را مبنی بر شوکه شدن خود از این خبر ارسال کردند. گفته می شود که وی قصد دنبال کردن حرفه طراحی داخلی را داشته است که شغل بازیگری اش با شکست مواجه میشود. این بازیگر 25 ساله بالیوود نخستین بازی خود را در سال 2007 در نقش یک دختر 18 ساله وی در مقابل بازیگر مطرح بالیوود آمیتاب باچان انجام داده بود. یک فیلم ساز در پیامی نوشته بود: وقتی فیلم Nishabd را کارگردانی می کردم که او نیز در آن بازی می کرد، هیچ بازیگر تازه کاریر را به اندازه جیا سرزنده ندیده بودم من نمی دانم دلیلش چه بود که کار او به اینجا رسید ولی او بسیار درباره آینده کاری و شغلی خود افسرده بود. او در ادامه اضافه کرده بود: آخرین باری که جیا را دیدم به من گفت همه اطرافیانم به من حس یک فرد شکست خورده را القاء می کنند. جیا خان که نام واقعی او نفیسا خان بوده و در نیویورک به دنیا آمده و در چلسیا، لندن بزرگ شده بود. او در سن 17 سالگی به نیویورک بازگشت تا بازیگری بخواند. ایران ناز
×
×
  • جدید...