رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'دلنشین'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالارهای گفت و گو كام به كام
    • خودرو و رانندگی
    • موبایل و پی دی ای
    • کامپیوتر و اینترنت
    • دانشگاه و تحصیل
    • جهانگردی و توریستی
    • اخبار ایران و جهان
    • خانواده و زیبایی
    • فرهنگ و هنر
    • سرگرمی
    • روابط عمومي كام به كام
  • من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو Topics

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی
  • تبلیغات

دسته ها


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

3 نتیجه پیدا شد

  1. دانلود آهنگ با کیفیت MP3 128 Mohsen Chavoshi - Emam Reza تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه هوایی شده بره پابوس امام رضا اما هی فکر می کنه اون جا جای کفترهاست آخه من کجا برم یه کلاغ روسیاه من که تو سیاهیها از همه رو سیاه ترم میون اون کبوترها با چه رویی بپرم تو همین فکرا بودش کلاغ عاشق ما یه دلش می گفت برو یه دلش می گفت بمون که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو
  2. yasi

    اشعار دلنشین فریدون مشیری

    در آئینه ی اشک بي تو سي سال , نفس آمد و رفت , اين گرانجان پريشان پشيمان را . کودکي بودم وقتي تو رفتي , اينک , پير مردي است ز اندوه تو سرشار , هنوز . شرمساري که به پنهاني , سي سال به درد , در دل خويش گريست . نشد از گريه سبک بار هنوز ! آن سيه دست سيه داس , سيه دل که ترا , چون گلي , با ريشه , از زمين دل من کند و ربود ; نيمي از روح مرابا خود برد . نشد اين خاک به هم ريخته , هموار هنوز ! ساقه اي بودم , پيچيده بر آن قامت مهر , ناتوان , نازک , ترد , تند بادي برخاست , تکيه گاهم افتاد , برگهايم پژمرد ... . بي تو , آن هستي غمگين ديگر , به چه کارم آمد يا به چه دردم خورد ؟ روزها طي شد از تنهائي مالامال , شب , همه غربت و تاريکي و غم بود و , خيال . همه شب چهره ي لرزان تو بود , کز فراسوي سپهر , گرم مي آمد در آينه ي اشک فرود . نقش روي تو , درين چشمه , پديدار هنوز ! تو گذشتي و شب و روز گذشت . آن زمان ها , به اميدي که تو , بر خواهي گشت , مي نشستم به تماشا , تنها , گاه بر پرده ابر , گاه در روزن ماه , دور , تا دورترين جاها ميرفت نگاه ; باز ميگشتم تنها , هيهات ! چشمها دوخته ام بر در و ديوار هنوز ! بي تو سي سال نفس آمد و رفت . مرغ تنها , خسته , خون آلود . که به دنبال تو پرپر ميزد , از نفس مي افتاد . در نفس ميفرسود , ناله ها ميکند اين مرغ گرفتار هنوز ! رنگ خون بر دم شمشير قضا ميبينم ! بوي خاک از قدم تند زمان مي شنوم ! شوق ديدار توام هست , چه باک به نشيب آمدم اينک ز فراز , به تو نزديک ترم , ميدانم . يک دو روزي ديگر , از همين شاخه ي لرزان حيات , پر کشان سوي تو مي آيم با . دوستت دارم, بسيار, هنوز ... .
  3. سعی نكن متفاوت باشی..فقط خوب باش..خوب بودن به اندازه كافی متفاوت هست...
×
×
  • جدید...