رفتن به مطلب
کام به کام

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'شهادت'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • روابط عمومي كام به كام
    • انجمن تشریفات و مناسبت ها
    • سوالات
    • انجمن قوانین
    • انجمن اطلاعیه ها
    • انجمن انتقاد و پیشنهاد
    • تالار رسيدگي به شكايات كاربران
    • انجمن بازیافت
  • فرهنگ و هنر
    • جهانگردی و توریستی
    • انجمن دین و اندیشه
    • خانواده و زیبایی
    • انجمن فرهنگ
    • انجمن هنر
  • سرگرمی
    • انجمن خاطرات
    • انجمن دل نوشته ها
    • انجمن ویدئو سرگرمی
    • انجمن پیامک های دوستان
    • انجمن ترول
    • انجمن صندلی داغ
    • انجمن تایپیک های دنباله دار
    • انجمن جوک و لطیفه
    • انجمن چیستان و معما
  • خودرو و رانندگی
  • موبایل و پی دی ای
  • کامپیوتر و اینترنت
  • دانشگاه و تحصیل
  • اخبار ایران و جهان
  • من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو Topics

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی
  • تبلیغات

دسته ها


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

29 نتیجه پیدا شد

  1. خدا امشب شبِ ماتمِ همه است شبِ نجوا و دعا و زمزمه است مهدی صاحب زمان یتیم میشه شب غصههای عشقِ فاطمه است میخوام امشب با دلم عهدی کنم با سرشکم کمکِ مهدی کنم هشتم ربیع الاوّل ، سالروز شهادت پدر بزرگوار آقا امام زمان عجل الله فرجه را خدمت فرزند غایب از نظرشان و شیعیان جهان تسلیت عرض می نماییم روابط عمومی انجمن
  2. امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت [h=4]نویسنده : سید عباس رفیعی پور ، صفحه 36 [/h] در زندگی پرفراز و نشیب امام زین العابدین علیه السلام نکات بسیار مهمی برای بحث و بررسی وجود دارد. در اینجا گوشه ای از نقش احیاگر سیدالساجدین حضرت امام زین العابدین علیه السلام را از کربلا تا شهادت در چند محور به صورت گذرا مورد بررسی قرار می دهیم 1 - بیماری امام سجاد علیه السلام 2 - نقش آن حضرت در زنده نگهداشتن قیام عاشورا 3 - حضور ایشان در جمع اسرای اهل بیت علیهم السلام 4 - خطبه های حضرت سجاد از کربلا تا مدینه 5 - شهادت آن امام همام پی نوشت ها: 1) طبقات ابن سعد، ج 5، ص 163; زندگانی امام زین العابدین، سید محسن امین، حسین وجدانی، ص 70. 2) ارشاد شیخ مفید، ص 254. 3) طبقات ابن سعد، ج 5، ص 163. 4) ریاض القدس بحدائق الانس، ج 2، ص 227. 5) مقتل الحسین، مقدم، ص 355 و بحار الانوار، ج 45، صص 114 و 196. 6) بحار الانوار، ج 45، ص 132. 7) ارشاد، ج 2، ص 123; انساب الاشراف، ج 3، ص 206 و امالی شیخ طوسی، ج 1، ص 90. 8) ناسخ، ج 3، ص 30. 9) امام حسین و ایران، ص 480. 10) لهوف، صص 66 و 67. 11) همان. 12) زمر/ 42. 13) آل عمران/ 145. 14) تاریخ طبری، ج 4، ص 350; انساب الاشراف، ج 3، ص 206 و طبقات ابن سعد، ج 5، ص 757. 15) انساب الاشراف، ج 3، ص 206. 16) تاریخ طبری، ج 4، ص 252. 17) بحارالانوار، ج 45، ص 184. 18) امام حسین و ایران، صص 485 - 492. 19) همان. 20) ینابیع المودة، ص 352. 21) همان. 22) شوری/ 22. 23) اسراء/ 26. 24) انفال/ 41. 25) احزاب/ 33. 26) مقتل خوارزمی، صص 61 و 62 و احتجاج طبرسی، ج 2، ص 305. 27) امالی شیخ طوسی، ج 2، ص 290. 28) سیر اعلام النبلا، ج 3، ص 216. 29) بحارالانوار، ج 45، ص 131. 30) حدید، 22 - 23. 31) شوری/ 30. 32) تاریخ طبری، ج 7، ص 376 و بلاذری، ج 2، ص 220. 33) بحارالانوار، ج 45، ص 175. 34) تاریخ ابن اثیر، ج 2، ص 86. 35) مقاتل الطالبین، ج 2، ص 121; احتجاج طبرسی، ج 2، ص 310 و مقتل خوارزمی، ج 2، ص 69. 36) همان. 37) ترجمه مقتل ابی مخنف، ص 197. 38) بحارالانوار، ج 45، ص 139. 39) طبقات ابن سعد، ج 5، ص 157. 40) ترجمه مقتل ابی مخنف، ص 198. 41) تاریخ طبری، ج 7، ص 378 و احتجاج، ج 2، ص 311. 42) امام سجادعلیه السلام، جمال نیایشگران، احمد ترابی، ص 135. 43) دلائل الامامه، ص 80 و فصول المهمة، ص 208.
  3. خراسان میدهد بوی مدینه خراسان کوه غم دارد به سینه خراسان را سراسر غم گرفته در و دیوار آن ماتم گرفته شهادت غریب الغربا آقا امام رضا علیه السلام بر شما محب آن حضرت تسلیت و تعزیت باد. روابط عمومی انجمن
  4. negar

    شهادت آیت الله مدرس و روز مجلس

    ۱۰ آذر سالروز شهادت آیت الله سید حسن مدرس، با تصویب مجلس شورای اسلامی، روز مجلس نامگذاری شد. پس از انقلاب، مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی تغییر نام داد. اولین دوره مجلس شورای اسلامی در ۷ خردادسال ۱۳۵۹ با پیام رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خمینی (ره) شروع به کار کرد. بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران مجلس شورای اسلامی محلی است برای تدوین نظام ارزشی مورد قبول جمهوری اسلامی ایران و تهیه و تصویب قوانین اسلامی برای کلیه نیازهای جامعه در زمینههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی،تبلیغی، نظامی، اخلاقی و قضایی . تجربه گرانبهای موفقیت اندیشه مدرس و تجربه گرانبهاتر پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی؛ ملت و مجلس ایران را بر آن داشت تا با استفاده از همین تجربهها و همین درس های ارزشمند بتواند در برابر قدرتهای شیطانی بایستد. مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۲۳ تیر سال ۱۳۷۲ با تصویب ماده واحدهای، روز ۱۰ آذر ماه، سالروز شهادت مجتهد مجاهد و سیاستمدار متعهد آیت الله سید حسن مدرس را به عنوان روز مجلس نامگذاری کرد. مملکت اصل و بنایش ملت است و مجلس مکانی است که این ملت در آن جمع شدهاند. عظمت هر ملت همان عظمت مجلس و عظمت مجلس همان عظمت ملت است. مجلس و نمایندگان آن باید همواره به یاد داشته باشند تا با صرفنظر از تعلقات حزبی در راستای منافع ملی و مصالح وطنی کشور خود حرکت کنند منبع :hamshahrionline.ir 
  5. شهادت مظلومانه دومین اخترتابناک آسمان امامت و ولایت دومین نور خدای سرمد ، زاده زهرای اطهر (س) کریم آل طاها ، آقا و مولا امام حسن مجبتی علیه السلام بر شیعیان تسلیت باد روابط عمومی انجمن
  6. NeDa

    هفت صفر شهادت است یا ولادت؟!

    نقل است که ولادت امام باقر و امام کاظم علیهما السلام تا زمان وفات آیت الله العظمی بروجردی (ره) در تقویم ماه صفر نبودند. ​ وارث: در اکثر تقویم ها، از هفتم ماه صفر به عنوان روز ولادت امام موسی بن جعفر یاد شده است. این در حالی است که از گذشتههای دور حوزههای بزرگی همچون حوزه نجف اشرف و شیعیان و بزرگان، این روز را به واسطه شهادت امام حسن مجتبی به عزاداری میپرداختند و حتی دستههای عزا در کوچه و بازار به راه میانداختند. هنوز هم به جز کشور ما، در بین شیعیان سایر کشورها هفتم صفر را روز شهادت میدانند و به عزاداری میپردازند و حتی بنا به گفته مبلغینی که به کشورهای مختلف سفر میکنند، شیعیان غیر ایرانی از این موضوع ناراحتند که چرا شیعیان کشور ما این روز را به شادی سپری میکنند! بیوت علمای قم نیز همه ساله در روز هفتم صفر اقامه عزای امام حسن مجتبی مینمایند. تاریخ صحیح شهادت امام مجتبی کدام است؟ برای رسیدن به صحت و سقم این موضوع باید دو نکته را بررسی نماییم. ابتدا ببینیم شهادت امام مجتبی هفتم صفر است یا بیست و هشتم؟ و اصلاً روایتی در خصوص شهادت امام در هفت صفر هست یا خیر؟ برای شهادت امام مجتبی دو نقل وجود دارد و هر دو هم قائلینی دارد. ۱- ۲۸ صفر؛ شیخ کلینی، شیخ مفید و شیخ طبرسی این قول را تایید میکنند. ۲- هفتم صفر؛ شهید اول، کفعمی، شیخ بهایی، علامه مجلسی، صاحب جواهر، شیخ کاشف الغطاء و محدث قمی هم قائلین به این قول هستند. شیخ عبدالکریم حائری یزدی موسس حوزه علمیه قم نیز بر این موضوع اصرار داشتند که فقط روز هفتم صفر شهادت امام است و در این روز دسته عزا به راه میانداختند. پس نتیجه این میشود که اگر نگوییم قول منسوب به شهادت امام دوم در هفتم صفر قویتر است (که ظاهراً مطابق نظر فقهای متقدم و متاخر اینگونه است) لااقل باید به هر دو قول ملتزم شد. هفتم صفر از چه زمانی ولادت اعلام شد؟ قبل از پاسخ به پرسش فوق باید ببینیم تاریخ نگاران در خصوص زمان دقیق ولادت امام کاظم چه میگویند؟ بر اساس اعلام کمیته علمی تخصصی تاریخ در مدارج حوزوی سه دسته منبع در این رابطه هستند. ۱- منابع و کتب اصیل و متقدم مانند اصول کافی؛ این دسته تنها به سال ولادت اشاره کردهاند نه روز و ماه آن. ۲- منابعی که نه متقدمند و نه متاخر و به قولی میانی هستند مانند اعلام الوری؛ در این دسته نیز غیر از سال، تنها به ماه صفر اشاره شده ولی روزی معین نشده است. ۳- و دسته سوم هم منابع متاخر و معاصرند. جالب اینجاست که تنها در این دسته هفتم صفر به عنوان روز ولادت ذکر شده لکن این منابع در مقایسه با دو دسته فوق از اعتبار خاصی برخوردار نیستند. در کتاب محاسن برقی که جزء کتب متقدم و مربوط به زمان غیبت صغرای امام عصر (عج) است روایتی نقل میکند که ابابصیر میگوید در سال ۱۲۸ ه. ق همراه امام صادق در حال بازگشت از حج بودیم و در بین راه مادر امام کاظم فرزندش را به دنیا آورد. پس طبق این روایت زمان ولادت امام بایست اواخر ذیحجه باشد. اما اینکه چطور شد با وجود ضعف در اسناد موجود در خصوص ولادت بودن این روز، باز هم تقویمها، هفتم صفر را روز ولادت مینامند؟ دلایلی در این زمینه مطرح شده است. ظاهراً در دوران صفویه برای باشکوهتر برگزار شدن مراسم عزاداری ماه صفر، شهادت امام مجتبی را به ۲۸ صفر تغییر دادند تا تعطیلات آخر این ماه تجمیع شود و مردم و نظامیان بتوانند در این مراسمها شرکت کنند. از طرف دیگر نقل است که ولادت امام باقر و امام کاظم علیهما السلام تا زمان وفات آیت الله العظمی بروجردی (ره) در تقویم ماه صفر نبودند. اما پس از وفات مرحوم بروجردی و اعتراض و قیام علما به پهلوی، حکومت برای کمرنگ کردن فضای عزاداری در ماه صفر، دو روز پنجم و هفتم را در تقویمهای رسمی گنجاندند. یکی از علل مؤیّد این مدعا این است که تا پیش از این زمان در هیچ تقویمی پنجم و هفتم صفر به عنوان ولادت ثبت نشده بودند. البته برخی هم بر این عقیده هستند که ناصرالدین شاه موجب این تغییر در تقویم شده است. گویا او در سفر به اروپا از جشن تولد فرنگیها خوشش میآید و میخواهد برای خودش تولدی بگیرد، ولی چون روز به دنیا آمدنش در اوایل ماه صفر بوده و از عکس العمل مردم میترسید لذا دستور میدهد تا در میان اخبار و روایات و نقل قولها بگردند تا ولادتی از ائمه را در ایام آغازین ماه صفر بگنجانند و در صورت امکان تاریخ شهادت امام حسن را جابجا نمایند! منبع: تراز
  7. روز محشر، سربلند و شاعر این مطلبیم دیـوانـه ی رقـیه و دلـدادگـان زیـنـبـیـم ! شهادت خانم حضرت رقیه (سلام الله علیه) را خدمت امام زمان (عج) و تمامی شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم ... روابط عمومی انجمن
  8. هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد او ماند که در کنار زینب باشد سجّاد که سجّاده به او دل میبست تدبیر خدا بود که در تب باشد شهادت چهارمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت بر پیروان راه حضرت تسلیت باد
  9. امام سجاد، اسوه زهد و تقوا و نمونه صبر شکیبایى و مظهر آمیختگى علم و حلم پس ازایفاى وظیفه الهى خود و حفظ ارزشهاى دین و پاسدارى از تشکل شیعى در سخت ترین ادوارسیاسى - اجتماعى -، در سال 95 هجرى قمرى به لقاى پروردگار و وصال معبود خویش شتافت . در تاریخ وفات آن حضرت سال 94،95و 96 هجرى قمرىگفته شده است ولى پیشینه دارترین و معتبرترین نقلمربوط به سال 95 هجرى قمرى مى باشد. البته جز این نقلها، برخى مورخان به سالهاى92، 93، 99، 100نیز اشاره کرده اند. بنابراین ، اگر نقل مشهور را در سال ولادت و نیز رحلت امام سجاد - علیه السلام - سال 38 هجرى و 95 قمرى - ملاک قرار دهیم ، عمر شریف وى هنگام وفات 57 سال بوده است . دو سال آن مقارن با روزگار خلافت على بن ابى طالب ع ره و ده سال آن در دورانامامت عموى گرامیش - حسن بن على ع و ده سال در روزگار زعامت حسین بن على ع بوده و 34 سال آن به دوران امامت خود آن حضرت اختصاص داشته است . و اما آرا در زمینه ماه و روز رحلت آن حضرت نیز مختلف است . بیشتر نویسندگان ورز دوازدهم محرم را متذکرشده اند. و برخىروزهاى 18، 19، 22 و 25 محرم را مطرح کرده اندو نیز نقلى ، روز 14 ربیع الاول را احتمال دادهاست . درباره علت شهادت امام سجاد - علیه السلام - و چگونگى وفات آن پیشواىصالحان ، عمده تاریخنگاران تصریح کرده اند، ولید بن الملک ، ایشان را مسموم ساخته وآن را حضرت در نتیجه همان مسمومیت درگذشته است . بعضى هم نوشته اند که هشام بنعبدالملم در روزگار خلافت ولید، امام على بن الحسین - علیه السلام - را مسموم کردهاست . اما میان این دو نظر، تنافى و تعارضى وجود ندارد. زیرا طبیعى است که هرچند برنامه مسومیت امام سجاد از سوى دستگاه خلافت - ولید - ریخته شده و فرمان آنتوسط شخص خلیفه صادر گشته باشد، کسان دیگرى مجرى آن برنامه و فرمان خواهند بود. زیرا مسایل سیاسى و اجتماعى و همچنین محبوبیت امام سجاد - علیه السلام - در میانمردم و معروفیت وى به علم و زهد و تقوا، هرگز به حاکمان این جراءت را نمى داده استکه به طور مستقیم با آن حضرت رویا رو شوند و به ستیز برخیزند و با زمینه هاى قتل وىرا به طور علنى فراهم آورند. بر این اساس ، بعید نمى نماید که هشام بن عبدالملکبه دستور بردارش ولید مرتکب چنین جنایتى شده باشد و ولید و هشام هر دو کشنده امامسجاد بوده باشند. مدفن على بن الحسین علیه السلام بدنمطهر زین العابدین علیه السلام کنار امام حسن مجتبى علیه السلام در قبرستان بقیع مدفون گشت بقیع زمین کوچکىاست که بسیارى از بزرگان اسلام را در خود جاى داده است . از آن جمله چهار امام شیعه - امام حسن مجتبى علیه السلام ، امام زین العابدین علیه السلام ، امام محمد باقر علیه السلام و امام جعفرصادق - علیه السلام - میباشد. در گذشته زمان ، مسلمانان و شیفتگان اسلام و اهلبیت ، به تجلیل آبادى این مکان همت گماشته و براى هر یک از این بزرگان ، حرم وبارگاهى بنا کرده بودند . اما سوگمندانه ، و هابیان در شوال 1344 هجرى قمرى اینآثار را تخریب کردند و همه را با خاک یکسان نمودند!از آن این پس ، رفتار ناشایست وهابیان و حکام حجاز همواره از سوى محافل اسلامى مورد انتقاد شدید قرار داشته ودارد. در این مدت تلاشهاى زیادى صورت گرفت تا شدید وضع اسفبار بقیع به صورتنخستین آن برگردد و بى حرمتها پایان یابد. اما على رغم قولهاى مساعدى که گاه حکامحجاز داده اند، هرگز قدم مثبتى در این راستا برداشته نشده است . و در حالى کهشاهزادگان هوسران و خوشگذران در مجلل ترین کاخها به سر مى برند و دشمنان خلق و خداو بیگانگان و دشمنان اسلام در آن کاخها استقبال مى کنند و ثروت و امکانات جهاناسلام را به پاى غرب و صهیونیسم بین الملل نثار مى نمایند، مرقد بزرگان و شایستهترین چهره هاى دینى مسلمانان ، چون گورستانى متروک مورد بى مهرى و بى اعتنایى قراردارد و شعائر اسلامى مورد سخت ترین بى حرمتیها واقع شده است
  10. [h=1]نحوه شهادت حضرت رقیه علیهاالسلام[/h] شهادت حضرت رقیه علیهاالسلام عمه، بابایم کجاست؟ اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. امّا… امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟…» لحظه های بی قرار این جا خرابه های شام، منزل گاه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه می شوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازش های پدر را می خواهد. امشب رقیه علیهاالسلام است و عمه، امشب رقیه علیه السلام است و سر بابا، امشب ملائک آسمان از غم دختر حسین علیه السلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام است. او در آغوش عمه، بوی پدر را به یاد می آورد و دستان پر مهر او را احساس می کرد. گل نازدانه پدر رقیه …رقیه نجیب! ای مهتاب شب های الفت حسین! ای مظلوم ترین فریاد خسته! گلِ نازدانه پدر و انیس رنج های عمه! رقیه… رقیه کوچک! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی کربلا! دست های کوچکت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند. رقیه… رقیه صبور! بمان، که بی تو گلشن خزان دیده اهل بیت، دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد کرد، تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی، پس بمان که کمر خمیده عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد. غربتِ خرابه یا رب امشب چه شبی است. در و دیوار فرو ریخته این خرابه غزل کدامین خداحافظی را می سرایند؟ زینب، این بانوی نور و نافله های نیمه شب، دستی به آسمان دارد و دستی بر سر رقیه؛ بخواب عزیز برادرم! باز هم رقیه علیهاالسلام و گریه های شبانه، باز هم بهانه بابا و بی قراری هایش، و این بار شامیان چه خوب پاسخ بی قراریِ رقیه علیهاالسلام را می دهند و سر حسین علیه السلام را نزد او می آورند. آن شب، هیچ کس توان جدا کردن رقیه علیهاالسلام را از سرِ بابا نداشت. تو با سرِ بابا چه گفتی؟ چشم های پدر، کدامین سرود رفتن را برایت خواند که مانند فرشته ای کوچک، از گوشه خرابه تا عرش اعلا پر کشیدی و غربتِ خرابه را برای عمه به جای نهادی. متاب ای ماه، متاب! امشب، غم گین ترین ماه، آسمان دنیا را تماشا می کند. آسمان! چه دل گیری امشب، گویی غم مصیبتی به گستردگی زمین، قلبت را می فشرد. امشب فرشته های سیاه پوش، بال در بال هم، فوج فوج به زمین می آیند و ترانه غم می سرایند. در و دیوار خرابه، از اندوه زینب علیهاالسلام ، بر سر و سفیر می کوبند. امشب چشمه های آسمان، از گریه خونین زینب علیهاالسلام ، خون می بارد و چهره زمین از وسعت اندوه، تاریک است. متاب امشب ای ماه، متاب! هیچ می دانی، امشب گیسوان پریشانِ رقیه، به خواب کدامین نوازش رفته است؟ متاب که دردهای آشکار بسیار است. متاب که زخم های بی شمار بسیار است. متاب که دل پر شرار زینب علیهاالسلام به شراره جدایی نازنینی دیگر، در سوز و گداز است. متاب که امشب خرابه شام، از داغ سه ساله گل حسین، تیره ترین خرابه دنیاست. متاب ای ماه، متاب! آرام نازنین عمه آرام نازنین عمه! آرام، مبادا شامیان صدای گریه و بی تابی دختر حسین را بشنوند. این خرابه کجا و آغوش گرم و نوازش های مهربان بابا کجا؟ این سر بریده بابا و این دختر کوچک حسین. هر چه می خواهد دل تنگت، بگو. بابا، امشب به مهمانی دلِ بی قرارت آمده، بگو از سیلی خوردن ها و تازیانه ها و آتش خیمه های عصر عاشورا. بگو از درد غربت و محنت غریبی، بگو از صورت های نیلی و اسیری و بیابان های بی رحمی. بگو از بی شرمی یزیدیان و کوفیان سست پیمان و استقبال شامیان، آرام، نازنین عمه! آرام. اکنون تو، به مهمانی بابا می روی. سفر به سلامت! اندوه هجرت امشب به وعده گاه نخستین باز می گردی. آن جا پدر و ملائک، به اشتیاق، در انتظار تو هستند. امشب آسمان گرفته و تاریک است و باد خزان غبار مرگ می پاشد. گریه امان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را بریده است و عشق از غم این هجران، و اندوه هجرت تو گل تازه شکفته و معطری که در قلب بهار می پژمرد، زار می نالد، آرام و قرار زینب علیهاالسلام ، رفته است. سرانجام آن لحظه فرا رسید و رقیه علیهاالسلام کوچک زینب، از خاک تا افلاک پر کشید. تو را چه بنامم تو را چه بنامم، که ناب تر از شبنم های صبح گاه بر گلبرگ تاریخ نشسته ای. تو را چه بسرایم که آوازه برکت و کرامتت، موج وار، همه دل ها را به تلاطم در آورده است. تو را چه بنامم که بیش از سر بهار در آغوش بابا، طعم زندگی را نچشیدی و مانند او، غریبانه از غربت این غریبستان خاکی بار سفر بستی. پس سلام بر تو، روزی که به عالم خاکی گام نهادی و روزی که به افلاک پر کشیدی. میلاد نوگل امام حسین علیه السلام امام حسن مجتبی علیه السلام ، به برادرش امام حسین علیه السلام وصیت نمود که با ام اسحاق که همسرش بود وصلت کند. امام حسین علیه السلام به سفارش برادر عمل کرد و ثمره آن ازدواج، دختر نازدانه ای به نام رقیه شد. با تولد حضرت رقیه علیهاالسلام در سال 57 قمری، مدینه نور دیگری گرفت و خانه کوچک امام، گرمای تازه ای یافت. دیری نپایید که ام اسحاق جان به جان آفرین تسلیم کرد و رقیه کوچک از نعمت مادر محروم شد. امام حسین علیه السلام او را در آغوش پر مهر خویش، بزرگ کرد و پیوسته به خواهرش زینب علیهاالسلام سفارش می فرمود که برای رقیه علیهاالسلام مادر باشد و به او محبّت کند. بی مادری حضرت رقیه علیهاالسلام ، پرستاری های حضرت زینب علیهاالسلام و سفارش های حضرت امام حسین علیه السلام باعث شده بود، پیوندی عمیق، بین حضرت زینب علیهاالسلام و حضرت رقیه علیهاالسلام پدید آید. رقیه در کربلا از لحظه ورود کاروان به کربلا، رقیه لحظه ای از پدر جدا نمی شد، شریکِ غم ها و مصیبت های او بود و با دیگر یاران امام از درد تشنگی می سوخت. یکی از افراد سپاه یزید می گوید: من در میان دو صف لشکر ایستاده بودم، دیدم کودکی از حرم امام حسین علیه السلام بیرون آمد، دوان دوان خود را به امام رسانید، دامن آن حضرت را گرفت و گفت: ای پدر، به من نگاه کن! من تشنه ام. این تقاضای جان سوز آن دختر تشنه کام و شیرین زبان، چون نمکی بر زخم های دل امام بود و او را منقلب کرد، بی اختیار اشک از چشمان اباعبداللّه علیه السلام جاری گردید و با چشمی اشک بار فرمود: «دخترم، رقیه! خداوند تو را سیراب کند؛ زیرا او وکیل و پناه گاه من است.» پس دست کودک را گرفت و او را به خیمه آورد و او را به خواهرانش سپرد و به میدان برگشت. رقیه و سجاده پدر گاه سجاده امام حسین علیه السلام ، با دست های کوچک حضرت رقیه علیهاالسلام باز می شد و او به انتظار پدر می نشست تا می آمد و در آن سجاده به نماز می ایستاد و رقیه علیهاالسلام از آن رکوع و سجود امام لذت می برد. در کربلا نیز رقیه علیهاالسلام ، هر بار هنگام نماز، سجاده امام را می گشود. ظهر عاشورا به عادت همیشگی منتظر بابا بود، ولی پس از مدتی، شمر وارد خیمه شد و رقیه علیهاالسلام را کنار سجاده پدر دید که سراغ او را می گرفت، آن ملعون نیز جواب این سؤال را با سیلی محکمی که به صورت کوچک او نواخت، پاسخ گفت. رقیه در راه شام کاروان کربلا، از کوفه راهی شام شد، همان کاروانی که اهل بیت پیامبر بودند و به اسیری از کربلا آورده شده بودند، در بین راه که سختی و مشکلات بر رقیه کوچک فشار آورده بود، شروع به گریه و ناله کرد. یکی از دشمنان چون آن فریاد و ضجه را شنید، به رقیه علیهاالسلام گفت: ای کنیز، ساکت باش؛ زیرا این با گریه تو ناراحت می شوم. آن حضرت بیشتر اشک ریخت، بار دیگر آن نامرد گفت: ای دختر خارجی، ساکت باش. حرف های زجر دهنده آن مرد، قلب رقیه علیهاالسلام را شکست، رو به سر پدر فرمود: ای پدر! تو را از روی ستم و دشمنی کشتند و نام خارجی را هم بر تو گذاردند، پس از این جمله ها، آن دشمن خدا، غضب کرد و با عصبانیت رقیه را از روی شتر بر زمین انداخت. رقیه در خرابه شام بعد از ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام، آنان را در خرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند. روزها آفتاب و شب ها، سرما به شدت آنان را اذیت می کرد. علاوه بر آن، نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند، داغی جان سوز بود. روزی حضرت رقیه علیهاالسلام ، به جمع شامیان که در حال برگشتن به خانه های خود بودند، اشاره کرد و ناله ای دردناک از دل برآورد و به عمه اش گفت: ای عمه، اینان کجا می روند؟ آن حضرت فرمود: ای نور چشمم اینان ره سپار خانه و کاشانه خود هستند. رقیه گفت: عمه جان مگر ما خانه نداریم، و زینب علیهاالسلام فرمود: نه، ما در این جا غریبه هستیم و خانه ای نداریم، خانه ما در مدینه است. با شنیدن این سخن، صدای ناله و گریه رقیه بلند شد. رقیه و خواب پدر سختی های اسارت، رقیه علیهاالسلام را به شدت می رنجاند و او یک سره بهانه بابا را می گرفت، شبی در خرابه شام و در خواب، پدر را دید، چون از خواب برخاست و چشم گشود، خود را در خرابه یافت و از پدر نشانی ندید. از عمه سراغ پدر را گرفت و زینب علیهاالسلام بسیار گریه کرد و رقیه علیهاالسلام نیز با عمه گریست. آن شب باز صدای عزاداری زنان اهل بیت بلند شد؛ مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود. از سر و صدای اهل بیت، یزید از خواب بیدار شد و پرسید چه خبر است؟ به او خبر دادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است. یزید دستوری داد، سر پدرش را برای او ببرند. این دستور یزید نشان از رذالت و شقاوت طینت او بود و برگی دیگر از دفتر مظلومیت های بی شمار اهل بیت را گشود. پرواز به سوی پدر وقتی به دستور یزید، سر پدر را برای رقیه علیهاالسلام آوردند، رقیه سر را در بغل گرفت و عقده های دل را باز کرد و هر چه می خواست با سر بابا گفت. آن شب رقیه علیهاالسلام ، گم شده خود را یافته بود، اما بی نوازش و آغوش گرم. پس لب هایش را بر لب های بابا گذاشت و آن قدر گریست تا جان به جان آفرین تسلیم کرد. پشت خمیده زینب علیهاالسلام شکست، رو به سر برادر فرمود: آغوش بگشا که امانتت را باز گرداندم. دیگر کسی ناله های شبانه رقیه علیهاالسلام را در فراق پدر نشنید. وداع زینب علیهاالسلام با رقیه علیهاالسلام وقتی کاروان اسیران کربلا، به مدینه بر می گشت، غمی جان کاه وجود زینب علیهاالسلام را می آزرد؛ چگونه از خرابه و شام دل بکند؟ نو گلی از بوستان حسین علیه السلام در این خرابه آرمیده، شام بوی رقیه علیهاالسلام را می دهد، رقیه ای که یادگار برادر بود و نازدانه پدر و در دست زینب علیهاالسلام امانت. زینب علیهاالسلام بی رقیه چگونه به کربلا و مدینه وارد شود؟ غم سراسر شام را گرفته و گریه ها، باز هم سکوت شهر را در هم شکسته است. راز دل با پدر هنگامی که در خرابه شام، سر پدر را نزد رقیه علیهاالسلام آوردند، آن دختر کوچک بسیار گریست و سخنانی بر زبان آورد که شیون اهل بیت علیه السلام را بلند کرد و آتش بر دل زینب علیهاالسلام نشاند: پدر جان! کدام سنگ دلی سرت را برید و محاسن تو را به خون پاکت خضاب کرد؟ پدر جان! چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پس از مادر از غم فراق او به دامان تو پناه می آوردم و محبت او را در چشم های تو سراغ می گرفتم، اکنون پس از تو به دامان که پناه برم؟ پدر جان! پس از تو چه کسی نگهبان دختر کوچکت خواهد بود، تا این نهال نو پا به بار بنشیند؟ پدر جان! پس از تو چه کسی غم خوار چشم های گریان من خواهد بود؟ پدر جان! در کربلا، مرا تازیانه زدند، خیمه ها را سوزاندند، طناب بر گردن ما انداختند و بر شتر بی حجاز سوار کردند و ما را اسیران از کوفه به شام آوردند. شام، حرم یادگار حسین علیه السلام رقیه کوچک و یادگار حسین علیه السلام ، پس از رحلت در خرابه شام، همان جا مدفون گردید، کم کم مقبره ای به روی قبر بی چراغ او ساخته شد و بارگاهی برای عاشقان شد. حرمش، میعادگاه عاشقان دل سوخته اباعبداللّه است. بوی حسین، از هر گوشه اش روح و جان را می نوازد. نیازمندان، دست حاجت به سویش دراز می کنند و خسته دلان بار سنگین دل را در کنار او می گشایند. زیارت حرم و بارگاهش آرزوی هر دل داده ای است. فان پاتوق
  11. negar

    کانال شهادت...

    شادی روحشان صلوات
  12. امشب شب جاری شدن اشکهای پسر فاطمه است. امشب اشکهای خونین شیعیان در دریای نبوت روانه اس، آری شب شهادت یکی از بهترین مخلوقین خلقت است. انجمن کام به کام این مصیبت را به همه شیعیان جهان تسلیت و تعزیت میگوید. السلام علیک یا ابن رسول الله یا امام محمد باقر( ع). روابط عمومی انجمن کام به کام
  13. حضرت امام جعفر صادق(ع) پيشواي ششم مسلمانان، در اين روز به دست خليفه ي عباسي، منصور دوانيقي مسموم و در مدينه به شهادت رسيد. امام صادق(ع) به شيخ الائمه نيز معروف است زيرا عمر ايشان از تمامي ائمه اطهار(ع) طولاني تر است. حضرت را در قبرستان بقيع در كنار پدر، جدّ و امام حسن مجتبي(ع) دفن كردند. آن امام به هنگام شهادت شصت و پنج سال داشته و مدت سي و چهار سال از امامت حضرتش مي گذشت. در ميان امامان معصوم(ع)، براي هيچ كدام همانند امام صادق(ع) فرصت و شرايط مساعدي پيش نيامد تا بتوانند در سطح وسيع به انقلاب فرهنگي بپردازند و با تشريح فرهنگ غني و پُرمايه ي اسلام، بر گسترش اين دين آسماني بيفزايند. ولي براي امام صادق(ع) اين فرصت، در گير و دار كشمكش ها و رودرويى بني اميه و بني عباس و جنگ قدرت به دست آمد. آن بزرگمرد علم و عمل از اين فرصت استفاده ي كامل كرد و اسلام و فقهِ آن را از ديدگاه ائمه ي اهل بيت(ع) معرفي نمود و با تربيت شاگردان بسيار و برجسته، حيات تازه اي به اسلام و مسلمين بخشيد و فرهنگ ناب تشيّع را كه از متن اسلام محمدي و علوي نشأت گرفته بود به جهانيان عرصه كرد. امام صادق(ع) به عنوان رييس مذهب جعفري حوزه ي علميه ي اسلامي در سطح عميق و وسيع تشكيل داده و علوم اسلامي را تدريس مي نمود. در اين حوزه، چهار هزار نفر به فراگيري علوم آل محمد(ص) مي پرداخته و حضرت در اين زمان، اسلام اصيل را از زير حجاب تيره و تار اسلام بني اميه و بني عباس آشكار ساخت. منبع : برنامه روزشمار تاريخ ازمركز پژوهشهاي صدا و سيما آیات و روایات متناسب : شهادت امام صادق عليه السلام امام كاظم عليه السلام : كانَ يُعرَفُ مَوضِعُ سُجُودِ أبي عَبدِاللَّهِ بِطيبِ رِيحِهِ سجده گاه امام صادق عليه السلام از بوي خوش آن شناخته مي شد الكافي ، ج 6 ، ص 511 . مالك بن أنس (فقيه المدينة) : كانَ الصادقُ عليه السلام رَجُلاً لايَخلُو مِن إحدي ثَلاثِ خِصالٍ : إمّا صائماً و إمّا قائماً و إمّا ذاكِراً و . . . طَيِّبُ المُجالَسَةِ ، كَثيرَ الفَوائدِ امام صادق عليه السلام هميشه در يكي از سه حالت بود : يا روزه دار بود يا در حال نماز و يا ذكر مي گفت . . . مجلسش نيكو و نفعش فراوان بود بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 16 .
  14. به گزارش قدس آنلاین به نقل از ابنا ـ در پی شهادت یک زن فلسطینی در غزه که فرزند خود را ۹ ماهه باردار بود، فرزند این زن با کمک نیروهای امدادی زنده و سالم به دنیا آمد. این نوزاد دیروز در بیمارستان به دنیا آمد، این نوزاد اسم ندارد و مادرش نیز اندکی قبل شهید شده است. شاید این نوزاد کوچکترین قربانی عملیات نظامی اسرائیل در نوار غزه باشد. وی پس از اینکه مادرش در حمله هوایی اسرائیل به نوار غزه به شهادت رسید، با اجرای عمل سزارین از شکم مادرش بیرون آورده شد. مادر این نوزاد دو هفته قبل از زمان تولد نوزادش شهید شد و پزشکان میگویند بخت نوزاد برای زنده ماندن چندان زیاد نیست. «فادی الخرطی» پزشک بیمارستان شهدای الاقصی در دیرالبلح در نوار غزه گفت: من خیلی خشمگین و ناراحت هستم. احساس میکنم این نوزاد فرزند خودم است. در ۱۸ روز گذشته در حملات گسترده زمینی و هوایی و دریایی ارتش رژیم اشغالگر قدس به غزه بیش از ۱۰۰۰ فلسطینی شهید شدهاند.
  15. [h=1] [/h] در حمله توپخانه ای به منزل خلیل الحیه عضو دفتر سیاسی حماس همسر،دختر و پسر وی اسامه به شهادت رسیدند. به گزارش سرويس بينالملل باشگاه خبرنگاران به نقل از شبکه المیادین، در حمله توپخانهای به منزل "خلیل الحیه" عضو دفتر سیاسی حماس همسر، دختر و پسر وی به شهادت رسیدند. انتهای پیام/
  16. جام نیوز : پس از جریان جنگ صفّین و تحمیل ابوموسى اشعرى براى حکمیّت؛ و بعد از به وقوع پیوستن جنگ نهروان با خوارج، سه نفر از بزرگان خوارج که حضرت على(ع) را تکفیر کرده بودند تصمیم گرفتند تا به عنوان خونخواهى، سه نفر از والیان و سران حکومتى را ترور نمایند. یکى عبدالرحمن بن ملجم مرادى بود که ترور امیرالمؤمنین، امام على(علیه‎السلام) را در کوفه؛ و دیگرى بَرک بن عبدالله که او ترور معاویه را در شام؛ و سومین نفر عمر بن بکر، که ترور عمرو بن عاص را در مدینه به عهده گرفت. و بعد از آن که هر سه منافق، هم قسم شدند که یا کشته شوند یا هدف شوم خود را به اجراء درآورند، هر کدام به سوى هدف مورد نظر خود رهسپار شدند. و عبدالرّحمن پس از آن وارد کوفه شد، روزى در یکى از کوچه‎هاى کوفه، زنى را به نام قُطّام که پدرش در جنگ نهروان کشته شده بود ملاقات کرد. و چون قطّام، زنى بسیار زیباروى و خوش اندام بود؛ و عبدالرّحمن نیز از قبل مذاکراتى با او براى خواستگارى کرده بود، پس شیفته جمال او گردید و نسبت به آن اظهار عشق و علاقه نمود؛ و سپس پیشنهاد ازدواج به قطّام داد. قطّام در پاسخ گفت: در صورتى با پیشنهاد تو موافقت مى‎کنم که سه هزار درهم و یک غلام مهریه‎ام قرار دهى، مشروط بر آن که علىّ ابن ابى طالب را نیز به قتل برسانى. عبدالرّحمن براى امتحان قطّام گفت: دو شرط اوّل را مى‎پذیرم؛ لیکن مرا از قتل علىّ معاف دار. قطّام گفت: خیر، چون شرط سوّم از همه مهمتر است؛ و اگر مى‎خواهى به کام و عشق خود برسى، بایستى حتما انجام پذیرد. عبدالرّحمن وقتى چنین شنید، گفت: من به کوفه نیامده‎ام، مگر به همین منظور. پس از آن، قطّام هر ساعت خود را به شکلى آرایش و زینت مى‎کرد و در مقابل عبدالرّحمن به طنّازى و عشوه‎گرى مى‎پرداخت تا آن که او را بیش از پیش دلباخته خود نماید. و چون آتش عشق و شهوت عبدالرّحمن شعله‎ور گشته و فزونى یافت؛ و نیز زمان موعود با هم‎پیمانانش فرا رسید، آن ملعون شمشیرى مسموم همراه خود برداشت؛ و سحرگاه به مسجد کوفه وارد گشت. هنگامى که نماز صبح به امامت حضرت على(علیه‎السلام) شروع شد، عبدالرحمن پشت سر امام ایستاد؛ و هنگامى که سر از سجده برمى‎داشت ناگهان عبدالرّحمن فریادى کشید و با شمشیر بر فرق مقدّس آن امام مظلوم فرود آورد و گریخت. در همین لحظه امام اظهار داشت: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ»؛ قسم به پروردگار کعبه، رستگار و سعادتمند شدم. بعد از آن، حضرت را با فرق شکافته و بدن خونین به منزل آوردند؛ و پزشکان بسیارى جهت معالجه آن حضرت آمدند، یکى از آنان پزشکى بود به نام اثیر بن عمرو سکونى، که بر بالین حضرت وارد شد؛ و شروع به مداوا گردید. اطرافیان و اعضاء خانواده حضرت، اطراف بستر آن بزرگوار حلقه زده بودند و با حالتى نگران چشم به پزشک دوخته که چه مى‎گوید؛ و نتیجه چه خواهد شد. پس از آن که پزشک نگاهى به جراحت آن حضرت کرد، گفت: گوسفندى را ذبح نمایید و سفیدى جگر ریه آن را تا سرد نشده، سریع بیاورید. وقتى آن را آوردند، پزشک رگ میان سفیدى را بیرون آورد و میان شکاف سر آن حضرت قرار داد؛ و لحظه‎اى درنگ نمود، در حالتى که تمامى افراد در انتظار نتیجه، لحظه شمارى مى‎کردند. سپس شکاف سر را باز کرد و رگ را خارج نمود؛ با نگاهى به آن، خطاب به حضرت کرد و عرضه داشت: اى امیرالمؤمنین! اگر وصیّتى دارى بفرما، چون متاسفانه زخم شمشیر و زهر آن به مغز سر اصابت و سرایت کرده؛ و راهى براى معالجه آن نیست. لذا حضرت به فرزندش امام حسن مجتبى(علیه‎السلام) فرمود: پسرم! اگر من خوب شدم، خودم آنچه را که صلاح بدانم با عبدالرّحمن انجام مى‎دهم. و چنانچه خوب نشدم و از دنیا رفتم، سعى کنید به او سخت نگیرید و در قصاص تجاوز نکنید، چون او یک ضربت شمشیر زده است شما هم حق ندارید بیش از یک ضربت به او بزنید. ایام ضربت خوردن و شهادت حضرت امیرالمونین، علی (ع) تسلیت باد
  17. به گزارش روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام به نقل از خبرگزاري مشرق، حجت الاسلام سید رضا بطحایی طلبه ایرانی ساکن در نجف اشرف به اتفاق خانواده اش و یک خانواده دیگر هفته گذشته برای زیارت حرم مطهر امامین عسکریین عازم سامرا شدند. با حمله تروریست های داعش به سامرا و آغاز درگیری ها وی و خانواده اش به اتفاق یک خانواده ایرانی دیگر دو روز در حرم مطهر عسکریین اقامت می کنند. اما ظهر روز پنج شنبه با تصور اینکه امنیت در سامرا برقرار شده است از حرم مطهر خارج تا سامرا را به مقصد نجف اشرف ترک کند که ساعتی بعد در جاده سامرا به کمین نیروهای داعش افتادند. وی هنگام دستگیری ملبس به لباس روحانیت و در حال مکالمه تلفنی با دوستانش در نجف اشرف بوده است که تروریست های داعش تلفن را از وی گرفته و دستگیری آنان را اعلام میکنند. تروریست های داعش پس از دستگیری، این روحانی ایرانی، همسر و فرزند خردسالش و خانواده ایرانی دیگر را به طرز فجیعی به شهادت رساندند. گفتگویی با خانواده شهید حجتالاسلام بطحائی حجت الاسلام والمسلمین سیدهاشم بطحایی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در گفتوگو با رسا درباره شهادت حجت الاسلام سید محمد رضا بطحائی اظهار داشت: طلبه شهید فرزند برادرم مرحوم سید حسن بطحائی است که تقریبا ۴۲ سال سن داشت و هنگام شهادت به همراه همسر باردار و فرزند خردسالش سیدمحمد علی بود که توسط تروریستهای داعش به طرز فجیعی به شهادت رسیدند. استاد درس خارج حوزه درباره شخصیت طلبه شهید گفت: او طلبه ای باتقوا، عالم و بی رغبت به دنیا بود که تحصیل را از حوزه علمیه چیذر تهران شروع کرد و مدت ده سال به تدریس و تحصیل در نجف مشغول بود. وی با توجه به روایت پیامبراکرم(ص) "بدء الاسلام غریبا و سیعود غریبا، فطوبی للغرباء» تصریح کرد: اسلام با غربت شروع شد و در این زمان نیز در غربت و محاصره است که طبق وعده پیامبراکرم(ص) با ظهور منجی عالم بشریت و با نابودی مستکبران غربی و ظالمان در کشورهای اسلامی این غربت به پایان خواهد رسید. حجت الاسلام والمسلمین بطحایی به پیام شهادت سید محمدرضا بطحائی اشاره کرد و افزود: پیام او مظلومیت شیعه، تفرقه انگیزی استعمار و صهیونیسم و دشمنی کشورهای مرتجع عرب با اسلام است، که این وظیفه ما را سنگین می کند و در عین هوشیاری و وحدت با برادران اهل تسنن باید با دشمن اصلی مبارزه کرد. وی در ادامه با توجه به فتوای آیت الله سیستانی در جهاد علیه ظلم داعش، مرجعیت شیعه را دارای بصیرت دینی دانست و تأکید کرد: در این دوران که دست ما به امام زمان(عج) نمی رسد باید از نائب برحقش مقام معظم رهبری اطاعت و پیروی کنیم که دچار فتنه های آخرالزمان نشویم.
  18. بیست و پنجم رجب سالروز شهادت امام موسی کاظم(علیه السلام)، امام هفتم شیعیان جهان در سال 183 هجری است. درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می كند كه علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مك بوده است زیرا هارون فرزند خود امین را به یكی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت كه اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مكیان از مقام خود بیفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی (ع) و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی كند. گویند امام هنگام حركت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار كرد و از او خواست كه از این سفر منصرف شود. و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نكند. علی قبول نكرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامی مال به او می دهند تا آنجا كه ملكی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم كه می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افكنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزدوالی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند. عیسی پس از مدتی نامه ای به هارون نوشت وگفت كه موسی بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاری ندارد یا كسی بفرست كه او را تحویل بگیرد یا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست كه امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمكی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخر الامر یحیی امام را به سندی بن شاهك سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد كه ببیند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش دفن كردند. تاریخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگی گفته اند. نجمه همسر امام: نجمه، مادر بزرگوار امام رضا (ع) و از زنان مومنه، پارسا، نجیب و پاكیزه بود. حمیده، همسر امام صادق (ع)، او را كه كنیزى از اهالى مغرب بود، خرید و به منزل برد. نجمه در خانه امام صادق (ع)، حمیده خاتون را بسیار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او، هیچ گاه نزدش نمى نشست! روزى حمیده در عالم رویا، رسول گرامى اسلام (ص) را دید كه به او فرمودند: «اى حمیده! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خود موسى درآور زیرا از او فرزندى به دنیا خواهد آمد كه بهترین فرد روى زمین باشد». پس از این پیام، حمیده به فرزندش امام كاظم (ع) فرمود: «پسرم! نـجـمـه بانویى است كه من هرگز بهتر از او را ندیده ام، زیرا در زیركى و محاسن اخلاق، مانندى ندارد.من او را به تو مى بخشم، تو نیز در حق او نیكى كن». ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر (ع) و نجمه، نورى شد كه در شكم مادر به تسبیح و تهلیل مـشـغـول بـود و مـادر از آن، احـسـاس سنگینى نمى كرد و چون به دنیا آمد، دست ها را بر زمین گذاشت، سر را به سوى آسمان بلند كرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گویا با خدایش رازو نیازمى كرد. پس از تولد امام هشتم (ع)، این بانوى مكرمه با تربیت گوهرى تابناك، ارزشى فراتر یافت. فرزندان امام: بنا به گفته شیخ مفید در ارشاد امام موسی كاظم (ع) سی و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هیجده تن از آنها پسر بودند و علی بن موسی الرضا (ع) امام هشتم افضل ایشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسی و محمد بن موسی و ابراهیم بن موسی بودند. یكی از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله علیها است كه قبرش در قم مزار شیعیان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بیشتر نیز گفته اند. تأثیر علمی آن بزرگوار: امام هفتم (ع) با جمع روایات و احادیث و احكام و احیای سنن پدر گرامی و تعلیم و ارشاد شیعیان، اسلام راستین را كه با تعالیم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام یافته بود حفظ و تقویت كرد و علی رغم موانع بسیار در راه انجام وظایف الهی تا آنجا پایداری كرد كه جان خود را فدا ساخت.
  19. در مجلس مظلومیّت مردِ غریب بنگر که دلم میان غمخانه گم است این ناله ز ماتمِ امامِ هادی ست معصوم دوازدهم امامِ دهم است شهادت جانسوز امام علی نقی(ع) تسلیت باد
  20. در دوران جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران روحیات شهادتطلبانه نیروهای ایرانی بود که دشمن را از رخنه در مواضع رزمندگان خودی ناامید کرد؛ چراکه آنها میدیدند با انسانهایی مواجه هستند که از مرگ نمیهراسند و بیمحابا به قلب آتش میزنند؛ رشادت این نیروها وقتی بیشتر نمایان میشد که بعثیها عقبنشینی میکردند. سردار حسین همدانی یکی از صحنههای مجاهدت و مظلومیت رزمندگان را این گونه روایت میکند: فروردین 1360 بود که سوار بر موتور تریل به امامزاده عباس رفتم؛ آنجا صحنه بسیار فجیعی مشاهده کردم؛ عناصر لشکر 10 زرهی دشمن، در روز اول عملیات بعد از تصرف مجدد امامزاده عباس تعدادی از بسیجیهای ما را که اسیر گرفته و به روش سفاکانهای به شهادت رسانده بودند. بعثیها دستهای آن اسیران بیدفاع را از پشت بسته بوده و سرهایشان را در وضعیت سجده روی زمین قرار داده بودند؛ بعد هم تانکهایشان را آورده و سرهای بچههای اسیر ما را زیر شنی آن تانکها له کرده بودند. باور کنید تا زنده هستم تصویر دلخراش سرهای له شدهی آن بچهها که صورتشان همسطح زمین پوشیده از خاک نرم بیابان شده بود، در نظرم مجسم است. از نظر تعداد این شهدا حدود 10 ـ 15 نفری میشدند؛ بلافاصله اجسادشان را جمعآوری کردیم و دستور دادم سریع آنها را به عقب منتقل کنند. گردآورنده:روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام
  21. شانزدهم فروردین ماه سال 65، پس از شکست عراق در عملیات والفجر هشت و فاو، دشمن با حملات سنگین شیمیایی به منطقه شاخ شمیران تلاش کرد نسبت به بازپس گیری مناطق از دست داده شده خود اقدام کند هر چند که در این راه شهدایی تقدیم انقلاب اسلامی شد اما، دشمن به اهداف خود در این منطقه دست نیافت و با تلفاتی سنگین مجبور به عقب نشینی شد. تصرف ناقص اهداف جناح چپ در عملیات والفجر 10، كه به استمرار حضور دشمن در این جناح انجامید، موجب گردید عملیات دیگری به منظور ترمیم این نقیصه انجام شود. هدف عملیات تكمیل و تامین جناح چپ منطقه عملیاتی والفجر 10 منطقه مورد نظر برای عملیات، منطقهای كوهستانی است كه از شمال به دریاچه دربندیخان و شاخ تمورژیان، از جنوب به دشت مرتكه و ارتفاعات شاخ خشیك و بمو، از شرق به رودخانه زیمكان و كوه بیزل، از غرب به سد دربندیخان و ارتفاعات قاشتی منتهی میگردد. مهمترین ارتفاعات و عوارض این منطقه عبارتند از: شاخ سورمر، شاخ شمیران، برددكان، دریاچه دربندیخان و دشت تولبی. ارتفاعات مذكور بر اكثر جادههای ارتباطی و عقبه خودی و دشمن در منطقه تسلط دارند. استعداد دشمن منطقه عملیاتی كه در حوزه استحفاظی سپاه یكم قرار داشت، توسط لشكر36 پیاده، كه تیپهای 602، 238، 106 و یك گردان تانك ویك گردان كماندویی را تحت امر خود داشت، پدافند میشد. یگانهای تقویت این لشكر نیز به هنگام عملیات بیت المقدس - 4 عبارت بودند از: تیپهای 38 و506 پیاده، 50 زرهی، 68 نیروی مخصوص و گردان مستقل 7 حراست مرزی. سازمان رزم خودی نیروی زمینی سپاه پاسداران ماموریت اجرای عملیات را به قرارگاه فتح واگذار كرد و سازمان رزم به شكل زیر طراحی شد: لشكر 27 محمدرسولالله(ص) با 6 گردان پیاده لشكر 57 ابوالفضل(ع) با 5 گردان پیاده لشكر 10 سیدالشهدا(ع) با 9 گردان پیاده تیپ مستقل 18 الغدیر با 3 گردان پیاده طرح عملیات فلشهای عملیات از شمال به جنوب طراحی شده بود؛ به طوری كه نیروهای خودی به پشت دشمن هدایت میشدند. به این ترتیب، یگانهای عملیاتی میبایست ضمن شكستن خط و تامین ساحل دشمن، ارتفاعات شاخ سورمر، شاخ شمیران، برددكان و دشت تولبی را تصرف و تامین كنند. شرح عملیات به رغم اقداماتی همچون پرتاب منور و گلوله باران منطقه توسط دشمن، كه بیانگر هوشیاری او بود، پس از رخنه نیروهای غواص و انتقال نیروهای تكور به ساحل دشمن، عملیات در ساعت 1 بامداد 5/1/67 با رمز مبارك "یا اباعبدالله(ع)" آغاز شد. پیچیدگی زمین و جود كمینهای متعدد در شیارها و ارتفاعات، پیشروی نیروها را كند میكرد. حدود ساعت 4 با شدت گرفتن درگیری، سرعت پیشروی یگانها نیز افزایش یافت. در حالی كه از جبهه خودی خبر میرسید نیروها در حال تصرف ارتفاعات شاخ شمیران و نیز پاكسازی دشت تولبی هستند، اخبار شنود از آشفتگی دشمن حكایت داشت؛ به نحوی كه شنیده میشد نیروهای عراقی به طور مكرر اعلام میكنند كه در محاصره نیروهای ایرانی قرار گرفتهاند. با روشنایی صبح، هواپیماهای خودی وارد عمل گردیده و محل تجمع و جاده مواصلاتی دشمن را بمباران كردند. حدود ساعت 10 نیروهای تكور ضمن جنگ تن به تن با نیروهای عراقی در شاخ شمیران، به پاكسازی این ارتفاعات مبادرت ورزیدند. با استقرار نیروها در شاخ شمیران، نیروهای عراقی كه در یالهای سمت چپ این ارتفاعات و و نیز ارتفاعات شاخ سورمر مقاومت میكردند، متزلزل شده و تعدادی تسلیم و تعدادی هم متواری شدند. مقارن ظهر، پاتكهای دشمن از چندین محور به سمت شاخ شمیران آغاز شد، لیكن با وجود تعداد كم نیروهای مستقر در این ارتفاعات، این پاتكها ناكام ماند. همچنین، گزارش میشد كه دشمن از ساحل دشت تولبی و از طرف برددكان در حال اعزام نیروهای كمكی به منطقه است. در ساعت 14 اعلام شد كه شاخ سورمر نیز به تصرف درآمده و بیش از 100 تن از قوای دشمن اسیر شدند. نیروهای عراقی ضمن وارد آوردن فشار زیاد به دو محور دشت تولبی و شاخ شمیران، عقبه خودی را به شدت مورد هجوم آتش كاتیوشا و توپخانه و نیز بمباران شیمیایی قرار میداد. در نتیجه، منطقه به مواد شیمیایی الوده شد و یگانهای عملیاتی سازمان خود را از دست داده و توانشان رو به ضعف نهاد. برهم زدن سازمان دشمن و پدافند در ارتفاعات مقابل شاخ شمیران از جمله اهداف مهمی بود كه موجب شد فرماندهی قرارگاه فتح با وجود خستگی مفرط یگانها، ادامه عملیات در شب دوم را در دستور كار خود قرار دهد. در این مرحله، نیروها میبایست ضمن عمل روی ارتفاعات برددكان و پاكسازی و پیشروی در دشت تولبی، خطی را در امتداد یالهای برددكان به طرف ساحل دریاچه تامین نماید. در حالی كه نیروهای خودی جهت انجام مرحله دوم عملیات آماده میشدند، در ساعت 00:30 بامداد 6/1/67 عراق پس از گلولهباران شیمیایی عقبه یگانهای خودی در ارتفاعات تمورژنان، از سه محور به سمت شاخ شمیران پاتك كرد و با اجرای آتش سنگین و دقیق روی جاده چم سراژین، آن را كاملاً مسدود نمود و امكان كمك رسانی به نیروهای در خط را به صفر رساند. تا نزدیك صبح نیز تعدادی از مواضع خودی در پایین شاخ شمیران در اختیار دشمن قرار گرفت كه با حمله قوای خودی، این مواضع مجدداً به تصرف درآمد. به این ترتیب، در حالی كه ادامه عملیات در شب دوم میسر نشده بود، فرماندهی عملیات با در نظر گرفتن كمبود نیرو و اوضاع ناشی از بمبارانهای شیمیایی دشمن، فرمان پدافند مناسب و قوی از شاخ شمیران را صادر كرد. نتایج عملیات - تصرف كامل ارتفاعات شاخ شمیران و شاخ سورمر - تصرف قسمتی از دشت تولبی و ارتفاعات برددكان - كشته و زخمی شدن حدود 5000 تن و به اسارت درآمدن 498 تن از نیروهای دشمن - انهدام بیش از 15 تانك و نفربر و 50 خودرو - اغتنام 11 تانك، 54 خمپاره، یك دستگاه مهندسی، 5 قبضه سلاح پدافند هوایی، 14 تیربار، یك دستگاه خودرو حامل تفنگ 106 و دو قبضه آرپیجی - یازده. گردآورنده:روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام
  22. یا ایتها الصدیقه الشهیده : درون قصه ی ما آسمان زمین افتاد و عشق خط زده شد ، قاف و عین و شین افتاد و پاره شد یکی از برگ های مصحف نور ترک به چینی گل واژه های دین افتاد دوباره فاصله در بین ماه و خورشیدش سرود شعر جدایی و این چنین افتاد . . .
  23. SaHaR

    شهادت حضرت فاطمه تسلیت باد

    شهادت بی بی شهادت مظلومانه ی بی بی دو عالم حضرت زهرا(س) رو بههمه ی شیعیان جهان تسلیت میگم.خدایا لعنت بر کسانی که در به پهلوی بی بی زدند و آتش به در خانه ی حضرت زهرا(س) بردند.
×
×
  • جدید...