رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
COMBECOM

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عجیب'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالارهای گفت و گو كام به كام
    • انجمن کامپیوترو اینترنت
    • انجمن موبایل و پی دی ای
    • انجمن خودرو و رانندگی
    • انجمن دانشگاه و تحصیل
    • انجمن اخبار ایران و جهان
    • انجمن فرهنگ و هنر
    • انجمن خانواده و زیبایی
    • انجمن جهانگردی و توریستی
    • انجمن سرگرمی
    • انجمن روابط عمومي كام به كام

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی

دسته ها

  • نرم افزار کامپیوتر

دسته ها

  • راهنمای سایت

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

166 نتیجه پیدا شد

  1. Purple

    عجیب ولی جالب

  2. "Noortje Zijlstra" هنرمند 28 ساله ای است که با پیشنهاد ایده ای جدید وارد این گروه شده است. این گروه حیوانات را تاکسی درمی می کنند وسپس آن ها را تبدیل به میز، جاشمعی، مجسمه های عجیب و ... می کنند که در نوع خود عجیب است. به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران، یک گروه از هنرمندان آلمانی جایگاه جدیدی را در هنر "تاکسی درمی" پیدا کرده اند که کمی ترسناک و چندش آور به نظر می رسد. آن ها حیوانات نه به خاطر زیبایی خودشان بلکه برای استفاده در لوازم خانگی و غیره استفاده می کنند. "Noortje Zijlstra" هنرمند 28 ساله ای است که با پیشنهاد ایده ای جدید وارد این گروه شده است. این گروه حیوانات را تاکسی درمی می کنند وسپس آن ها را تبدیل به میز، جاشمعی، مجسمه های عجیب و ... می کنند که در نوع خود عجیب است. کار این افراد از مجسمه سازی گذشته است و حالا وارد مرحله ای جدید به عنوان ترکیب تاکسی درمی با غذا رسیده است. درمیان کارهای آنان شما می توانید یک ساندویچ را ببینید که پر از حیوانات مرده و تاکسی درمی شده است. آثار ترسناک این گروه ماه آینده به نمایش گذاشته می شوند و قیمت آن ها میان 3 هزار تا 30 هزار دلار خواهد بود.
  3. به گزارش کام به کام به نقل از فردا و دیلی میل، وضعیت بسیار عجیب این پسر 4 ساله موجب آشفتگی صدها پزشک شده است. این پزشکان هیچ راه درمانی را برای این پسر پیدا نکرده اند.پای راست "وِردانت جوشی" 28 سانتیمتر و وزنی معادل 5.4 کیلوگرم دارد.تقریبا می توان گفت به اندازه یک توپ بولینگ یا یک کیسه کوچک سیب زمینی است . وضعیت عجیب پسری 4 ساله موجب تحیر و گمراهی پزشکان شد. پای راست این پسر هم وزن یک سنگ 5.4 کیلویی است، اما به راحتی راه می رود و حتی می تواند بدود.وضعیت بسیار عجیب این پسر 4 ساله موجب آشفتگی صدها پزشک شده است.این پزشکان هیچ راه درمانی را برای این پسر پیدا نکرده اند.پای راست "وِردانت جوشی" 28 سانتی متر و وزنی معادل 5.4 کیلوگرم دارد. تقریبا می توان گفت به اندازه یک توپ بولینگ یا یک کیسه کوچک سیب زمینی است. این پسر 4 ساله اهل گجرات در غرب هند است . برخی از پزشکان پیشنهاد قطع پای راست او را مطرح کرده اند ، اما برخی دیگر اعتقاد دارند که این عارضه مهلک نیست. پدر وردانت به دنبال پزشکی است که بتواند او را درمان کند. او نمیخواهد که فرزند 3 ساله اش با معلولیت جسمی روبه رو شود. وردانت میگوید که بچه های دیگر او را به مسخره می گیرند : «بچه ها به من می خندند چرا که من نمی توانم سریع بدوم. کسی با من بازی نمی کند . معلم ها هم به پدرم گفته اند که من نمی توانم به مدرسه بروم.» وردانت مجبور است در خانه بماند. تلاش های پزشکان نیز در طول این چهار سال بی نتیجه بوده است. پزشکانی از آمریکا، بمبئی، چنای و اودی پور وِردانت را معاینه کرده اند اما از تشخیص بیماری او بازماندند.پدر وِردانت، دیلیپ کومار جوشی، می گوید:«من همه راه های درمانی را امتحان کرده ام. از همسان درمانی، معالجه بیماری با اضداد آن، متخصصان ارتوپدی گرفته تا متخصص استخوان و پوست، اما بی فایده بوده است. همه گیج شده اند. پزشکان آمریکایی حتی نتوانستند بگویند مشکل از کجاست. برخی گفته اند که دلیل آن عدم تعادل هورمونهاست، و برخی دیگر عدم چرخش مناسب خون در بدن را عامل آن دانسته اند. کسی نمی داند.» حقوق آقای جوشی 150 یورو در ماه است ولی تاکنون بیش از ده هزار یورو هزینه کرده است. البته شرایطی تقریبا مشابه برای یک زن انگلیسی اتفاق افتاده است. این زن 39 ساله هنگام تولد با سندروم پروتئوس مبتلا بوده و هیچ درمانی برای آن یافت نشده است. خانم جوشی میگوید: «تصاویر زمان بارداری هیچ چیزی را نشان نمیداد. او کاملا سالم بود. من اگر میدانستم اینگونه است جنین را سقط میکردم. هیچ پدر و مادری نباید اجازه دهند که فرزندشان زجر بکشد. مردم از او می ترسند و می گویند که آیا پای او پلاستیکی است. او مدام گریه می کند. روزی پیش من آمد و گفت که شاید من در زندگی قبلی گناه کرده ام و به همین دلیل پایم به این شکل شده است. حرف های او من را کاملا به هم ریخت. هیچ حرفی ندارم که بزنم. فقط میگویم که به خدا امیدوار باشد.»
  4. راهی عجیب برای ازدواج کردن زنان قبیله های سنتی اتیوپی برای آنكه بتوانند در آینده همسر خوبی پیدا كنند دست به اقدامی فوق العاده عجیب می زنند. زنان قبیله های خاص اتیوپی از همان دوران كودكی خود لب پایینشان را سوراخ می كنند تا در آینده بتوانند آن را گسترش داده و در درون آن همچون گوشواره ، اشیای خاص خود را جادهند.این كار عجیب نوعی روش زینتی برای زنان در اتیوپی محسوب می شود تا با گذاشتن اشیایی شبیه به بشقاب در درون لب پایینی خود شانس بیشتری برای یافتن شوهری ایده آل در آینده از بین مردان قبیله داشته باشند. منبع: برگرفته از پارس ناز
  5. [h=1][/h] یک خانم کلمبیایی به تازگی اسم خود را تغییر داد و نامی را برای خود انتخاب کرد که 26 حرف انگلیسی در آن دیده می شود. در اصل نام این خانم در حال حاضر “Abcdefg Hijklmn Opqrst Uvwxyz” است. البته سخت به نظر می رسد کسی بتواند این خانم را از این پس با نامش صدا بزند. به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران، برای انتخاب اسمی که تبدیل به عجیب ترین اسم دنیا شود باید بیشتر از آنچه که فکرش هم می کنید بگردید. انتخاب اسمی که تا به حال کسی برای خود یا فرزندش برنگزیده نباشد بسیار سخت ولی شدنی است. یک خانم کلمبیایی به تازگی اسم خود را تغییر داد و نامی را برای خود انتخاب کرد که 26 حرف انگلیسی در آن دیده می شود. در اصل نام این خانم در حال حاضر "Abcdefg Hijklmn Opqrst Uvwxyz” است. البته سخت به نظر می رسد کسی بتواند این خانم را از این پس با نامش صدا بزند. این خانم 36 ساله پیش از این نیز چندین بار اسم های عجیب و غریب برای خودش انتخاب کرده بود ولی این مورد از همه اسم های او عجیب تر است که باعث می شود مغز هرکسی سوت بکشد. او این کار خود را تغییر در زندگی و ایجاد سورپرایز برای دیگران توصیف می کند. او از سال 2012 است که تصمیم دارد نام خود را تغییر دهد ولی دولت کلمبیا مانع این تغییر نام می شد ولی وی نزدیک به دوسال برای تغییر نام خود در دادگاه ها و مراجع جنگید تا بالاخره کارت شناسایی خود را با عجیب ترین نام دنیا دریافت کرد.
  6. [h=2] [/h] جمعه سیزدهم سال، روزی سراسر بدشناسی می باشد؛ این خرافه ای بسیار مشهور است. در بسیاری از کشورهای جهان- به جزء کشور چین، که عدد سیزده، عدد خوش شانسی می باشد- ساختمان ها طبقه سیزدهم ندارند. افرادی که از این روز می ترسند، اظهار داشته اند که در این روز، از فوبیای paraskevidekatria (ترس غیر منطقی از سیزدهمین جمعه سال) رنج می برند. با این وجود، این ترسی فراتر از ترس های معمول است؛ موضوعات خاصی از نگرانی وجود دارد و نتایجی از "سرزمین خرافه" گریبان فرد را خواهد گرفت، اگر کارهای مشخصی در این روز انجام شود. در اینجا هم نگاهی به خرافات خواهیم داشت و هم از 10 رفتار بدشانسی در این روز نام می بریم. 1. اگر در این روز از کنار یک مراسم تشییع جنازه عبور نمایید، روز بعد خواهیم مرد. جمعه سیزدهم سال، روز مجازات عمومی در بریتانیای قدیم بود. جمعه روز اعدام های عمومی بود. متهم با برداشتن 13 گام به طناب دار می رسید. ترس از سیزدهمین جمعه سال، گسترده ترین و معروف ترین خرافه ای است که در سرتاسر جهان وجود داشته و دیده می شود. دکتر دونالد داسی، روان شناسی که مطالعاتش بر فوبیاها متمرکز می باشد، تخمین زده است که حدود 21 میلیون آمریکایی از فوبیای جمعه سیزدهم سال رنج می برند. 2. اگر موهای خود را در جمعه سیزدهم سال کوتاه نمایید، مرگ یکی از اعضای خانواده تان را رقم خواهید زد. در دنیای خرافات، افسانه ها، و قصه ها، هم روز جمعه و هم عدد سیزدهم، بدشانسی تلقی می گردد. از آنجا که تئوری های مختلفی در رابطه با انطباق این دو با یکدیگر و تبدیل آن به روزی سراسر بدشانسی وجود دارد، می تواند خیلی ساده ایجاد گشته باشد. دو روز سراسر بدشانسی با یکدیگر ترکیب شده اند، تا بدترین روز را به وجود آورند. 3. کشتی هایی که در این روز بادبان هایشان را بر می افرازند، با فاجعه روبه رو خواهند شد. این "اثبات" جالبی در رابطه با با سرنوشت جمعه HMS را نشان می دهد. دولت بریتانیا می خواست تا این باور خرافی را در میان ملوانان از بین ببرد، به همین دلیل کشتی را در این روز رهسپار سفر نمود. کارکنان کشتی را در روز جمعه انتخاب نمود، و مردی به نام جیم فرایدی (جمعه) را به عنوان کاپیتان کشی برگزید. در جمعه HMS، این کشتی سفر خود را آغاز نمود، امّا نه هرگز بازگشت و نه کسی درباره اش سخنی شنید. 4. اگر کسب و کار جدیدی در روز جمعه آغاز گردد، با ورشکستگی به پایان خواهد رسید. در کتاب مقدس نیز از جمعه به عنوان روز بدیمن یاد می شود: جمعه روزی است که حوا آدم را وسوسه می نماید؛ روزی که سیل عظیم و ویرانگر آغاز شد، جمعه بود؛ روزی که خداوند زبان سازندگان برج بابِل را خاموش نمود، جمعه بود؛ معبد سلیمان نیز در روز جمعه نابود گشت. نیاز به گفتن نیست، که مسیحیان مومن هرگز این روز را به مانند روزهای دیگر نخواهند دانست. 5. اگر در جمعه سیزدهم سال به دنیا آمده اید، سراسر عمرتان را با بدشانسی سپری خواهید کرد. اگرچه قبول این جمله برای بسیاری از ما سخت و غیر قابل باور است، امّا نمونه های زیادی از بدشانسی را می توان مثال زد که برای افراد متوّلد این روز رخ داده است. 6. صحبت با یک طالع بین در جمعه سیزدهم، ایده بسیار بدی است. در طالع بینی، دوازده زودیاک (منطقه البروج) وجود دارد و یک سال نیز از دوازده ماه برخوردار است. این امر ممکن است به تقویت این خرافه منجر گردد. عدد سیزده، روزگاری عدد کامل و عالی به نظر می رسید، و نظریه ای وجود دارد که می گوید انسان ها تعمداً آن را مورد لعن قرار دادند. دیوید ایمری در این رابطه اظهار می دارد: "مطابق با اسناد موجود، در فرهنگ های پرستش الهه در دوران ما قبل تاریخ، فابل احترام بوده است؛ چرا که با عدد سیکل های قمری (ماهانه) در یک سال تطابق داشت (روز 364= 28×13). برای مثال، مادر لائوسیل زمین- کنده کاری 27000 ساله ای که در نزدیکی غار لاسکو در فرانسه یافت شد و از آن به عنوان نماد معنویت مادرسالاری یاد می شود- پیکری زنانه را به تصویر می کشد که شاخی هلال مانند با 13 دندانه بر روی آن را در دست گرفته است. با تسلط تقویم خورشیدی بر تقویم قمری، که با ظهور تمدن مردسالار خود را نشان داد، این گمان ایجاد شد که عدد دوازده "کامل" و عدد سیزده "ناکامل" می باشد. 7. اگر تقویم را بر روی جمعه سیزدهم سال رها کنید، روز بعد به دست جادوگری کشته خواهید شد. الهه اسکاندیناوی فِرِی (جمعه)، در جریان دینداری پس از کافر شدن به جادوگر تبدیل شد. این افسانه می گوید که جادوگران شمال در دسته های دوازده نفری گرد هم می آیند، تا آنکه فِرِی یک روز می آید و به هر یک از آنها، یکی از گربه هایش را می دهد. بدین ترتیب، گروه جادوگران 13 عدد می شود. برخی معتقدند که عضو سیزدهم گروه جادوگران، خود شیطان است. 8. اگر بستر خواب خود را در جمعه سیزدهم تغییر دهید، تمام شب را با کابوس سپری خواهید کرد. خرافات حول و حوش جمعه سیزدهم، با گذشت سال ها افزایش یافته و گسترده شده است. در یک کتاب مرتبط با خرافه و افسانه در سال 1898، این تاریخ به طور رسمی نیاز بیان نشده است، اگرچه در رابطه با بدشانسی روز جمعه و عدد سیزده، به طور جداگانه صحبت کرده است. این طور به نظر می رسد که با افزایش جمعیت در طول سالیان متمادی، افراد بیشتری باور کردند که این روز، روز بدشانسی و بدبختی است. 9. آغاز یک سفر در روز جمعه، با خود بدبختی به ارمغان خواهد آورد. شاید معروف ترین نمونه در رابطه با بدیمنی عدد 13 را بتوان ماموریت آپولوی 13 دانست. در ساعت 13.13 دقیقه از زمین پرتاب شد و در تاریخ 13 ماه آوریل، سقوط کرد. درست به مانند جمعه HMS، آنچه باعث تعجب می شود این است که چه چیزی سبب شد تا ناسا در این روز خاص، آپولو را به فضا پرتاب نماید، یا آنکه قصد داشت تا قدرت این خرافه مشهور را خنثی نموده و اعتقادات مرتبط با آن را از بین ببرد- این امر بدین دلیل نیست که این تاریخ خاص بدشانسی را با خود به ارمغان می آورد، بلکه بدین دلیل است که هر مصیبتی می تواند این ترس را تقویت نماید. 10. کوتاه کردن ناخن ها در جمعه سیزدهم، بدشانسی بزرگی را به شما هدیه خواهد داد. یکی از بدترین و بدشانس ترین جمعه های سیزدهم، در دوران قرون وسطی اتفاق افتاد. سیزدهمین جمعه سال 1306 میلادی، روزی بود که پادشاه فیلیپ، شوالیه های معبد مقدس را دستگیر کرده و در "روز بد" شکنجه نمود. همان طور که می دانیم، هزاران اسطوره و داستان در رابطه با روز جمعه سیزدهم وجود دارد که منجر به اعتقادات خرافی گوناگون شده است. برخی دولت ها عدد سیزده را از کارهای خود حذف نموده اند- برای مثال، ایتالیا این عدد را از بلیط های بخت آزمایی ملّی خود حذف کرده است. از آنجا که جمعه به طور سنّتی روزی بدیمن تلقی می گردد و عدد سیزده را نیز عدد بدشانسی می دانند، تعجب آور نخواهد بود که ترس از این روز، گسترده ترین خرافه زنده جهان باشد. آنچه که در این رابطه اسرارآمیز می باشد، این حقیقت است که چرا این خرافه امروز از قدرت بیشتری نسبت به 100 سال گذشته برخوردار است... منبع: سیمرغ
  7. چینیان باستان عقاید مختلف و تقریباً عجیبی داشتند. چینیان باستان عقیده داشتند که زمین همانند صفحهای صاف است که آسمان چون سرپوشی روی آن قرار گرفته و کشور خودشان، چین را مرکز زمین میدانستند و اعتقاد داشتند که کاخ خاقان نقطه مرکزی و اصلی زمین است و خاقانهای آنان نیز محور و اساس همه مردمان و خلایق جهان هستند. چینیان باستان با توجه به اینکه برای آسمان احترام خاصی قائل بودند، وقتی که به آسمان نگاه میکردند، در مقابل آن خضوع و کوچکی میکردند و حتی زارعان و کشاورزان چینی به آسمان توجه زیادی داشتند و چون میگفتند که از آسمان نزولات زیادی میآید و آفتاب از آسمان میتابد و با این عوامل است که محصولات آنها رشد میکند، پس برای آن احترام خاصی قائل بودند. پرستش آسمان چینیان باستان معتقد بودند که اگر آسمان خشمگین میشود و طوفان پیش میآید یا صاعقه و رعد و برقی زده میشود و یا شهاب سنگی به زمین میافتد، همه اینها به خاطر این است که در زمین حالت نامطلوبی صورت گرفته، به این معنا که این حوادث بر اثر بیعدالتیها و بینظمیهایی است که در روی زمین روی داده است و آسمان را خشمگین کرده است لذا باید مردم اعمال خود را درست و اصلاح کنند. از دید چینیان باستان زمین مانند دیگر ارکان جهان تابع آسمان است و..... و برای خود نظمی دارد. آنان میگفتند چون رشد نباتات به سوی آسمان و بالا است و دود آتش هم به سمت آسمان است پس باید آسمان را احترام کرد. این عقاید در میان چینیان باستان وجود داشت تا اینکه به دوران و عصر کنفوسیوس میرسد که البته او توانست به این عقاید نظم خاصی ببخشد. کنفوسیوس در قرن ۶ق.م زندگی میکرد. البته سخن گفتن و بیان عقاید کنفوسیوس در اینجا امکان ندارد چون نیاز به بررسی کلی و جامعی دارد و هدف ما از ارائه این مقاله معرفی عقاید چینیان باستانی است. پرستش ارواح از دیگر عقاید چینیان میتوان به روح پرستی یا جان پرستی یا پرستش ارواح اشاره کرد در پرستش ارواح ابتدا ارواح اجداد مهم بود و گفته شده که قدیمترین مراسم چینیان عقیده چینیان، پرستش ارواح بوده است. مدتها بود که عالمان و محققان بعد از کنفوسیوس عقیده داشتند داشتند که نیاکان یا اجداد پدری، اجداد اولیه بوده و مهم جلوه کرده است امّا بعدها متوجه شدند که قدیمیترین پرستش ارواح، اجداد مادری بوده است. در این جا لازم است اشاره کنیم به اینکه آنان به یک نوع حلول روح هم اعتقاد داشتند چون معتقد بودند که ارواح نیاکان مادری دوباره در نوزادان حلول میکند. امّا در دورهها و اعصار بعدی مردها بر زنان برتری یافتند و مراسم دینی پرستش نیاکان پدری در جایگاه برتری قرار گرفت. چینیان با قرار گرفتن در مقابل لوحهای که از ارواح خود درست کرده بودند به عبادت و دعا و نیایش میپرداختند و هدایا و پیشکشهای زیادی را به ارواح خود تقدیم میکردند. آنان علاوه بر ارواح به آبها و کوهها و جنگلها و سخرههای بزرگ هم احترام قائل بودند. زمین در نزد چینیان باستانی معروف بودو مادر کل، زمین بوده است. مراسم عید جوانی از دیگر عقاید چینیان میتوان به برپائی اعیاد جوانی اشاره کرد و مراسمی که در آن جوانان را برای ازدواج مهیا میکردند. به عنوان مثال در فصل بهار بعد از کار سخت زمستانی دختران زیبا و جوان ودم بخت را در معرض تمایلات مردان جوان قرار میدادند تا آنها نامزد خودشان را انتخاب کنند و برعکس در فصل پائیز بعد از کار تابستانی، پسران را در معرض تمایلات دختران قرار میدادند تا دختران همسران خود را در معبد معروف به آسمان انجام میداد زیرا امپراتور و خاقان خودش را انتخاب کنند. آسمان هم در نزد چینیان، مذکر بود. و پادشاه و خاقان هم مراسمات دینی خود را فرزند یا پسران آسمان میدانست. در بعضی کتابها مخصوصاً در کتابی به نام شانگتی (Shangti) در مورد خدایی به نام شانگتی سخن گفته که این خدا را خدای ملکوت یا خدای آسمان میگفتند و کار این خدا این بود که حکومت را به امپراتور واگذار میکرد. گرانت (Grant) در کتاب تمدن چین عنوان میکند که «این خدا هیچ فایدهای ندارد و جز اینکه عنوان پسر آسمان را به پادشاه میدهد». مردمان چین باستان معتقد بودند که اگر پادشاه آداب دینی را به طور کامل انجام دهد، محصولات کشاورزی فراوان خواهد شد و طبیعت رشد و نمو پیدا خواهد کرد و زندگی مردم انتظام و قوام پیدا میکند. قائده تائو در جهان از نظر چینیان قدیم و باستانی یک اصل کلی و مؤثر مطرح بود که آن را تائو میگفتند که اساس زندگی مردم بر این اصل پایبند بود. گرانت در تاریخ تمدن چین در مورد تائو نظرات گوناگونی بیان میکند و به طوری که تائو را گاهی اوقات با مانا تشبیه و مقایسه میکند. در آئین تائو دو اصل جدا از هم معرفی میشود اولی یانگ که نر معرفی شده و دومی یین که ماده معرفی شده است. تفاوت بین این دو اصل در گذشته و قدیم در اوضاع اجتماعی مردم تأثیر داشت و از اتحاد این نر و ماده همه چیز به وجود میآمد. تائو به طور کلی عبارت بود از قانون ثابت جریان اشیاء و روش مقرر برای حرکات همه موجودات. چینیان معتقد بودند که تائو در عالم هستی ازلیت دارد و قانون تائو قانونی است سرمدی و همچنین بر طبق آئین تائو راه و روش حرکت تمام موجودات عالم به طرف کمال است و این حسن تناسب و کمال بر طبق تائو امکانپذیر است و انسانها برای اینکه بتوانند به کمال برسند باید خود را با تائو هماهنگ کنند. پرستش زمین یکی دیگر از عقایدی که در چین باستان مطرح بود پرستش زمین قبل از تائو بود. همانطور که اشاره شد چینیان باستان به کشاورزی توجه زیادی داشتند، لذا دین آنها براساس عامل کشاورزی گذاشته شده بود. در چین قدیم در هرده و آبادی مردم تپهای از خاک و گل به علامت حاصلخیزی برپا میکردند و بربالای تپه درختی مینشاندند و در اطراف آن درخت نهالهای کوچکی میکاشتند. در اصل به آن خاکریز در چین قدیم (شی Shih) میگفتند. روستائیان و مردمان در زمان معینی از سال در اطراف تپهها و خاکریزها جمع میشدند و عبادتهای خاصی را به نام خدایان زمین برگزار میکردند، این عبادتها به صورت سرودهایی دینی و حتی رقص و پایکوبی بوده و هدفشان این بود که خدایان زمینی کمک کنند و محصولات کشاورزی آنها را زیاد کنند. پس از آنکه سرزمین چین به حالت مدنیت اولیه رسید و مقداری فرهنگ مردم تکامل یافت مسأله امپراتوری در چین مطرح شد و در همه جا خاک ریزهایی به نام شی برپا شد و در مرکز هر ایالت خاکریز بزرگتری قرار داشت و در مرکز حکومت خاقان تپه بسیار بزرگی با رنگهای متفاوت در ۵ طبقه بنا شد و هر طبقه رنگ خاصی داشت و در برابر این خاکریز عظیم خاقان در تابستان حاضر میشد و در آنجا زمین را شخم میزد و ارواح و خدایان اراضی یا زمین را ستایش میکرد و برای آسایش و امنیت مردم دعا میکرد و این اعتقاد تا قبل از حکومت کمونیستی چین ادامه داشت. چینیان علاوه بر این به خدای آسمان هم اعتقاد و ایمان داشتند و آنرا تین (Tin) که به معنای آسمان است، مینامیدند. در متنها اشارهای داشتیم به عقیده پرستش ارواح در میان مردمان چین باستان، در اینجا لازم میدانم اشارهای مختصر داشته باشم به تقسیم بندی چینیان از ارواح به دو گونه ارواح نیک و ارواح بد. چینیان ارواح نیک را شن (Shen) و ارواح بد و خبیث را کوی (Kewi) مینامیدند. آنها معتقد بودند که شنها در اراضی آسمان و اراضی بارور و حاصلخیز در درختان و گیاهان و باران و آتش و کوهها و دریاها و چشمهسارها و هر چه که نافع باشد وجود دارند و معتقد بودند که ارواح اجدادشان از جنس شنها هستند ولی کویها یا ارواح بد در تاریکیها و ظلمات قرار گرفتهاند و انسانها برای فرار از آنها باید به نور و روشنائی متوسل شوند. مراسم تدفین اموات در چین قدیم مراسم تدفین اموات در چین قدیم با تشریفات خاصی انجام میشد. چینیان افراد ثروتمند را وقتی میخواستند دفن کنند بسیاری از اموال شخصی آنها را همراهشان دفن میکردند و اعتقاد داشتند که این اموال در اختیار آنها قرار میگیرد و از این جهت چینیان قدیم شباهتی به مصریان قدیم داشتند به عنوان مثال یکی از حاکمان برجسته چین در سال ۶۲۲ق.م به نام دوک مو وصیت کرده بود که بعد از مرگش سه نفر از شایستهترین یاران و نزدیکانش را همراه او به خاک بسپارند. در چین باستان رسم این بود که در هر منزلی ضریحی میساختند که این ضریح به عنوان اجداد آن خانواده شهرت داشت و بر روی آن روی تخته چوبی اسامی اجداد را مینوشتند. در میان قبایل، ضریح مفصلتری آماده کرده بودند و در مقابل آن ضریح به عبادات و دعا و همچنین برگزاری مراسمات ازدواج و غیره میپرداختند. در فصل پائیز و در فصل بهار اقوام قبیله به زیارت ضریح میآمدند و حتی در فصل پائیز روی کاغذهایی شکل پتو و لحاف میکشیدند و این نقاشیها را آتش میزدند و تصور میکردند که با این عمل مردگان آنها از سرما حفظ خواهند شد. این بود خلاصهای از عقاید و تفکرات مردمان چین باستان. باشد که مورد قبول شما خوانندگان گرامی قرار گیرد. منبع: سیمرغ
  8. NeDa

    10 شغل عجیب مردم در آینده

    اگر یک قرن پیش کسی به شما میگفت کسانی پیدا خواهند شد که کارشان مثلاً برنامهنویسی یا طراحی صفحات وب باشد، آیا کسی پیدایش این مشاغل را باور میکرد و شناختی نسبت به ماهیت آنها میداشت؟ به گزارش اقتصاد ایران، اگر یک قرن پیش کسی به شما میگفت کسانی پیدا خواهند شد که کارشان مثلاً برنامهنویسی یا طراحی صفحات وب باشد، آیا کسی پیدایش این مشاغل را باور میکرد و شناختی نسبت به ماهیت آنها میداشت؟ به همین ترتیب پیشرفت فناوری و تکامل جوامع انسانی، باعث خواهد شد که در آینده شاهد به وجود آمدن شغلها و حرفههای تازه باشیم. در این نوشتار، 10 شغلی را با هم مرور خواهیم کرد که در آینده نسبتاً نزدیک مثلاً در دو دهه بعد رواج پیدا خواهند کرد: 1- نوستالژیست آدمی است دیگر! همیشه دوست دارد که محل زندگی خود را به سبکهای مختلف آماده کند. در فیلم Midnight in Paris قهرمانهای فیلم شاهد بودند که آدمهای هر دورهای دلتنگ زندگی ساکنان دههها پیش پاریس میشدند و زندگی در دههها پیش را پررنگ و لعابتر و رُمانتیکتر میدانستند. به شیوه مشابهی هیچ بعید نیست که آدمهای دهه، مخصوصا تحت فشار زندگی مدرن و بسیار ماشینی و احتمالا خالی از معنویت دههها بعد، هوس کنند که جلوهای از گذشته مثلا دهه 1980 یا اصلا دههای را که ما در آن به سر میبریم، بازسازی کنند و برای این کار به آدمهای متخصصی نیاز خواهند داشت که اتاقها و خانههایشان را به سبک گذشته بیارایند. 2- جراح از راه دور یا Telesurgeon همین حالا هم جلوههایی از پزشکی از راه دور را شاهد هستیم، در دهههای آینده اما این کار بسیار رایجتر خواهد شد. با پیشرفت وسایل دقیق جراحی کنترل از راه دور، احتمالا جراحیها چه به صورت جراحیهای اورژانس بیماران دچار تروما یا جراحیهایی مثل جراحیهای زیبایی، از حالت کنونی به درخواهند آمد. در این صورت احتمالا ما شاهد مسائل جدیدی خواهیم بود: - بیماران ثروتمندی که خودپسندانه ترجیح میدهند در یکی از مراکز نزدیک پزشکی، توسط بهترین جراحان دنیا عمل شوند. - یا جراحان چینی که با نصف قیمت، جراحی میکنند و کار و کسب جراحان داخلی را کساد میکنند. - شاید هم بازار سیاه جراحیهای غیرقانونی را شاهد باشیم! 3- احیاکنندگان طبیعت هیچ نمیدانیم که در دههها بعد اصولا طبیعتی هم باقی خواهد ماند یا نه. میتوان حدس زد در آن زمان آنقدر مساحت نقاط بکر و دستنخورده طبیعت کم شود که به جای حرفه حفظ محیط زیست، شاهد رونق گرفتن حرفه احیای طبیعت باشیم. احیاکنندگان طبیعت، احتمالا با داشتن دانش زیستشناسی و ژنتیک پیشرفته و فناوریهای نوین تلاش خواهند کرد به صورت محدود برای آدمهای دلتنگ، جلوههایی از طبیعت را ایجاد کنند. 4- طراحان زباله در ادامه مشاغل کنونی مثل بازیافت زباله و با تکامل دانشهایی مثل مهندسی مواد، احتمالا سر و کله «طراحان زباله» پیدا خواهد شد. حجم زباله در دههها بعد بسیار بیشتر خواهد شد و انسانهای مجبور خواهد شد که تودهها بزرگ زباله را به صورتهای جدیدی بیارایند، طوری که تحمل آنها سادهتر شود: شاید به سبک Wall E! 5- متخصصان تسهیل پروژهها پروژههای آینده بسیار پیچیدهتر از پروژههای کنونی خواهند بود و بنابراین لازم است که کسانی پیدا شوند که کارشات تبدیل مراحل متعدد یک کار، به مراحل سادهتر و کمتر بشود. آنها یاوران مدیران پروژه خواهند شد. 6- راهنماهای سیستمهای بهداشتی و درمانی همین حالا هم شاید به چنین حرفهای نیاز داشته باشیم. در سیستم درمانی ایران که اصولا خبری از ارجاع و اجرای الگوریتمهای از پیشتعریفشده درمانی و بهداشتی نیست، این خود بیماران هستند که انتخاب میکنند بیماریشان به کدام تخصص مربوط است، خود پزشک را انتخاب میکنند و پزشک مربوطه هم تنها از زاویه تنگ تخصص خود، به بررسی بیماری میپردازد. گذشته از آن، اگر عضوی از خانواده شما مبتلا به بیماری شود، عملا اجرای مراحل تشخیصی و درمانی بسیار گیجکننده خواهد بود. اما صرفنظر از شرایط خاص ما در ایران، در آینده با پیشرفت دانش پزشکی و ایجاد زیرشاخههای فوقتخصصی، روند تشخیص و درمان بیماریها پیچیده خواهد بود و بیماران و اعضای خانواده آنها نیاز به راهنماهای ویژهای خواهند داشت. این راهنماها ترکیبی از دانش پزشکی، مشاوران روانپزشکی و کارشناسان اقتصادی را خواهند داشت و میتوانند به خوبی بیماران و اعضای خانواده آنها را راهنمایی کنند. 7- درمانگرهای سالهای پایانی عمر با افزایش امید به زندگی، سالهای پایانی عمر انسانها، توأم با شرایط ایستایی خاصی خواهد شد. در این سالها که ما علیرغم داشتن بیماریهای متعدد، همچنان زنده خواهیم بود، کیفیت زندگی کاهش خواهد یافت. پس لازم است که علاوه بر متخصصان کنونی طب سالخوردگی، درمانگرهایی هم به مردم کمک کنند و به آنها در مورد چگونگی گذران مناسب سالهای پایانی مشاوره بدهند. 8- طراحان بازیوارسازی در دهههای آینده ما نیاز خواهیم داشت که کارها پیشرفته و دشوار آن زمان را با روحیه و نشاط بهتری انجام بدهیم و در این راستا، سر و کله متخصصان بازیوارسازی یا Gamification پیدا خواهد شد. آنها دنیا را به محیط قابل تحملتری تبدیل میکنند و ترتیبی میدهند که روند آموختن مهارتها یا انجام کارها، سادهتر شود، انگیزه انجام کارها را پیدا کنیم و تنشهای روزانه ما کم شود. 9- مشاوران رباتها کسانی پیدا خواهند شد که به شما در مورد مدلهای بسیار متنوع رباتها مشاوره بدهند و بتوانند در انتخاب مدل مناسب ربات خانهدار یا مربی توصیههای خوبی کنند. 10- سرگرمکنندههای چندرسانهای دی جیها یا خوانندگان مراسم جشن کنونی را فراموش کنید. در آینده سر و کله کسانی پیدا خواهد شد که برای برگزاری بهتر مراسم ازدواج یا کارزارهای تبلیغاتی میتوانند به صورت چندرسانهای به ما کمک کنند. آنها صوت و ویدئو و عکس و واقعیت افزوده را با هم ترکیب میکنند و از ترکیب آنها شیوه جدیدی برای سرگرم کردن ما ایجاد خواهند کرد.
  9. [h=2][/h] به گزارش کام به کام به نقل ازبولتن نیوز، صفحه شوک امروز روزنامه ایران اینگونه نوشت که: یک مرد چینی که قصد ازدواج با زنی مسنتر از خود را داشت هنگامی که از سوی این زن جواب رد شنید خود را به آتش کشید.به گزارش خبرگزاری شینهوا، هوانگ هیسائو این مرد 35 ساله دلبسته زنی 47 ساله به نام چانکو شده بود که راننده اتوبوس شهری است. این راننده زن وقتی با تقاضای ازدواج از طرف هوانگ روبهرو شد به علت اختلاف سنشان تقاضای او را رد کرد اما فردای روز خواستگاری این مرد عاشق با ریختن بنزین به روی خود وارد اتوبوس زن مورد علاقهاش شد و تهدید کرد که خودش را خواهد کشت ولی زن راننده هیچ توجهی به این تهدید نکرد و تنها تصمیم گرفت مسافران را از اتوبوس خارج کند. پس از پیاده شدن مسافران این زن و یک مرد مسافر در اتوبوس باقی ماندند و از هوانگ درخواست کردند از تصمیم جنونآمیزش منصرف شود و اتوبوس را ترک کند اما هوانگ که عشق جنونآمیزی در سر داشت ناگهان با کبریت خودش را به آتش کشید و هر سه در میان شعلههای سرکش ماندند. پلیس میگوید هوانگ عاشق در این حادثه جان سپرد و زن راننده و مرد مسافر که بشدت دچار سوختگی شده بودند به بیمارستان انتقال یافتند.چانکو زن قربانی به پلیس گفته است این حادثه تأثیر بسیار عمیقی روی او گذاشته و تصمیم دارد تا پایان عمر به تنهایی زندگی کند و هرگز تن به ازدواج ندهد.
  10. [h=2][/h] در حالی که بیشتر زوج های جوان بر این باورند که روز عروسی آنها آغاز زندگی جدید دو نفره است، 10 زوج تایلندی باور دیگری از زندگی دارند و با به تصویر کشیدن عبارت قدیمی "در کنار هم تا مرگ"، مراسم خود را به گونه دیگری برگزار کردند. مراسم عجیب این عروسی به وسیله راهبانی که معقتدند عروسی در تابوت زوج را از بد شانسی می رهاند، اجرا شد. به عقیده آنان بازگرداندن دوباره فرد به زندگی برای او عشق واقعی و رفاه به ارمغان آورده و اذیت و آزار را از آنان دور نگاه می کند. 10 زوج تایلندی روز شنبه در این جشن غیرمعمولی در معبدی در حومه شهر بانکوک شرکت کردند. آنها پیش از استقرار در مکان خود، در تابوت تزئین شده با گل می خوابیدند و راهبه ها دسته های گل روی سینه آنها می انداختند. سپس راهبان پارچه های سفیدی بر سینه های آنان اندازند که نماد زمان مرگشان است و پس از آن نیز ذکرهایی را که مخصوص تشییع جنازه است، خواندند و مراسم با دعا پایان پذیرفت و زندگی جدید آنها متبرک شد. " فرا کرو " رئیس معبد به روزنامه بانکوک پست گفت: برداشتن ملحفه های سفید اشاره به زندگی جدید بدون بدشانسی است و می تواند یادآوری برای زوجها جهت زندگی با واقعیتها باشد و اینکه براساس فلسفه بودا، هیچ چیزی برای همیشه دوام ندارد. این معبد، مراسم مذکور را برای اولین بار سال گذشته در تعطیلات سالروز بودا برگزار کرد تا به زوجها فرصتی دهد که مراسم ازدواج خود را در جریان مراسم مذهبی برگزار کنند. رئیس معبد تاکید کرده بود قصد ندارد مراسم سال گذشته را تکرار کند، اما برخی از زوجها برای متبرک شدن جشن ازدواجشان با وی تماس گرفتند و بدین وسیله این اقدام تکرار شد.
  11. ایا داریم؟؟؟؟[تعجب]
  12. در پایان سال 2011 به معرفی عجیبترین جانداران کشف شده در این سال پرداخته است. در میان آنها، یک تکسلولی با هفت جنسیت گوناگون، جوجه قاتل و ماهی که شکارش را خفه میکند، به چشم میخورند. عنكبوت درختي داروين كه كمتر از 2 سانتيمتر طول دارد، ميتواند تارهايي بتند كه درختها را در دو سر رودخانه به هم متصل ميكنند و گاهي طول آنها به 25 متر ميرسد. اين عنكبوت براي طي مسير از بانجي جامپينگ و جريان باد موافق استفاده ميكند. فسیل زندهای که در حال انقراض است!نوتیلوسها به پشتوانه تکامل 500میلیون ساله موفق شدهاند از انقراض بزرگ جان سالم به در ببرند، اما تحقیقات تازه نشان میدهد سرعت تولید این جانداران بسیارکند است و به همین دلیل در برابر صید بیرویه سال های اخیر بسیارآسیبپذیر خواهند بود. بزرگترین تار عنکبوت دنیا عنکبوت درختی داروین که کمتر از 2 سانتیمتر طول دارد، میتواند تارهایی بتند که درختها را در دو سر رودخانه به هم متصل میکنند و گاهی طول آنها به 25 متر میرسد. این عنکبوت برای طی مسیر از بانجی جامپینگ و جریان باد موافق استفاده میکند. تیزهوشترین حیوان اهلی اگر فکر میکنید گوسفندها باهوش نیستند، سخت در اشتباهید. مطالعات دهههای اخیر نشان میدهند آنها میتوانند آزمونهایی را با موفقیت پشت سر بگذارند که برای نخستیانی مانند میمونها چالشبرانگیز است. ماهی که مانند بچهها گریه میکند این ماهی با سر بزرگ و بدن سخت تنها ماهییی نیست که میتواند صدا تولید کند اما تنها ماهی شناختهشده است که تحت شرایط دشوار صدایی شبیه به گریه کودکان تولید میکند که غیرخطی است. قورباغهای که یخ نمیزند شاید جانداران دیگری مانند بعضی از دوزیستان یا حشرات را بشناسید که از سرمای کشنده جان سالم به در میبرند اما این قورباغه قهوهایرنگ درختی تنها جاندار شناختهشده است که میتواند با ترشح یک ماده شیمیایی روی پوستش، نقش یک ضدیخ قوی را بازی کند. کوچک ترین قاتل دنیا مرغ عسل یا honeyguide که در بزرگسالی میتواند راهنمای انسانها و حیوانات برای پیدا کردن کندوهای عسل باشد، در زمان تولد یک قاتل ترسناک است. جوجههای این پرنده که توسط مادر در لانه پرندگان دیگر رها میشوند به تنها یک ساعت زمان نیاز دارند تا تمامی جوجههای دیگر لانه را از پا درآورند. مورچههایی که دامپروری میکنند تحقیقات نشان میدهند گونهای از مورچه که Melissotarsus نام دارد و ساکن ماداگاسکار و آفریقا است، حشرات دیگر را برای مصرف گوشت آنها پرورش میدهد. این گونه به استثنای انسانها تنها جانداری است که برای تأمین غذا به دامپروری رو آورده است. عنکبوتی که عنکبوتهای دیگر را شکار میکند شاید شکارچی که جثهای دو برابر شکارچی دیگر دارد، انتخاب مناسبی برای شکار نباشد اما عنکبوت Palpimanus gibbulus که به اتکای پاهای جلوی قدرتمند و بدن سختش از رویارویی با شکارچیهای دیگر که اغلب شکارچی عنکبوت هستند، هراسی ندارد و اغلب بدون اینکه فرصتی برای فرار یا عکسالعمل به رقبا بدهد، آنها را شکار میکند. ماهی دهانگردی که شکارش را خفه میکند این ماهی با بدن نرم که در اعماق دریا زندگی میکند، شیوه منحصربهفردی برای شکار دارد. او با دهانگرد و بادکشمانندش به بدن ماهیهای دیگر متصل میشود و آنها را خفه میکند. این ماهی از جسد ماهیهایی که شکار کرده تغذیه خواهد کرد. یک تکسلولی با هفت جنسیت گوناگون این تکسلولی عجیب که با پوششی از مو پوشیده شده و Tetrahymena thermophila نام دارد، به تنهایی میتواند هفت جنسیت گوناگون داشته باشد.جنسیت این تکسلولی توسط ژنی به نام mat کنترل میشود که میتواند شانس داشتن جنسیتهای گوناگون را تعیین کند. خبرآنلاین
  13. [h=2] [/h] کشف کوچکترین قورباغه جهان یک تیم تحقیقاتی آمریکایی موفق شدند در منطقه "پاپوآ" در گینه نو گونه ای جدید از قورباغه را کشف کنند که گفته می شود کوچکترین قورباغه جهان است. احتمال می رود این قورباغه 7 میلیمتری با نام علمی "پائدوفرین آمائونسیس" کوچکترین دوزیستی باشد که در زمین ساکن است. دانشمندان بر این باورند ابعاد کوچک بدن این جاندار با نوع زیستگاه های آنها که بر روی برگها یا کف جنگلها است، در ارتباط است. این جانداران به خوبی در میان برگها و کف جنگل استتار می شوند و به گونه ای تکامل یافته اند تا صدایی شبیه به حشرات داشته باشند به این شکل ردیابی این جانداران در جنگل بسیار دشوار خواهد شد. لجن بی مغز دارای حافظه لجن زنده که از سال 1958 در فیلم علمی تخیلی " حباب" موجب حیرت مردم را فراهم کرده اکنون وحشتناک تر هم شده است. در ماه اکتبر امسال دانشمندان گزارش دادند که کپک لجن یک ارگانیسم تک سلولی بی مغز دارای نوعی حافظه است. دانشمندان دانشگاه سیدنی در آزمایشهای خود با این کپک لجن که با نام علمی " Physarum polycephalum" شناخته می شود به این مسئله پی بردند که از طی کردن مسیری که آمده پرهیز می کند، در آن زمان آنها پی بردند که این موجود تک سلولی دارای نوعی حافظه برای حرکت کردن خود است و می تواند مسیرهایی که پیشتر در آن بوده را شناسایی کند. گربه اسرار آمیز با دو صورت متفاوت در ماه آگوست، ونوس، گربه ای با دو صورت از شهرت بسیاری برخوردار شد. این گربه در سایتهای اجتماعی صفحه خاص خود را راه اندازی کرد و به شهرت بسیاری دست یافت. یک نگاه به صورت این گربه نشان دهنده علت شهرت آن است. این گربه یک طرف صورتش کاملا سیاه بوده با چشم سبز و طرف دیگر نارنجی با چشم آبی است. متخصصان اعتقاد دارند که این تنوع رنگی ممکن است در اثر یک نوع ترکیب ژنتیکی به وجود آمده باشد. شناسایی نهنگ قاتل سفید رنگ مشاهده یک نهنگ قاتل تمام سفید در روسیه طی ماه آوریل امسال نشان دهنده یک رویداد نادر بود چرا که گفته می شود این نهنگ سفید در نوع خود منحصر به فرد است. دانشمندان درحالی که صوت شناختی و تعاملی میان نهنگها و دلفینها در جزایر کامند در قسمت شمالی اقیانوس آرام را بررسی می کردند به یک بالچه نهنگ سفید که دو متر طول داشت رسیدند و متوجه شدند که این بالچه متعلق به یک نهنگ قاتل سفید رنگ است، دانشمندان آن را کوه یخ نامگذاری کردند. گفته می شود که این نهنگ سفید در یک گروه خانواده متشکل از 12 نهنگ قاتل دیگر در آبهای شمال غربی اقیانوس آرام به دور از سواحل آسیای شرقی روسیه زندگی می کند. دانشمندان تلاش می کنند تا بفهمند این نهنگ یک آلبینو ( حیوانی با رنگ دانه ی پوستی سفید که قادر به ساخت رنگدانه پوستی سیاه نیست) است یا خیر، چرا که یشتر حیوانات آلبینو هرگز به دوران بزرگسالی نمی رسند. رنگ پوست نهنگهای قاتل معمولا ترکیبی از سفید و سیاه است. پادارترین موجود دنیا پادارترین موجود دنیا در کالیفرنیا زندگی می کند، این موجود 3 سانتیمتری دارای 750 پا است و در ماه نوامبر کشف شده است. این موجود اولین بار در سال 1928 توسط دانشمندان دولتی مشاهده شده بود اما آنها هیچ توجهی به آن نکردند و در قرن بیستم دانشمندان بر این اعتقاد بودند که نسل آنها منقرض شده است. تا این که نوامبر امسال پل مارک یکی از این موجودات پا دار را نزدیک سیلیکون ولی مشاهده کرد. شیر ماده با ظاهر نر ممکن است تصویر آن شبیه یک شیر نر برسد، اما همیشه چنین نیست و یا دست کم درباره این شیر ماده قضیه برعکس است. این شیر ماده غیرعادی آفریقایی با ظاهر مردانه گاهی همتایان خود را نیز فریب می دهد. اگرچه شیرهای ماده با ظاهر شیر نر همواره در منطقه مومبو در نامبیا مشاهده شده است و متخصصان اعتقاد دارند که جمعیت این نوع شیرها دچار یک نوع تغییر ژنتیکی شده است. چشم غول آسای مرموز در ساحل فلوریدا مردم ساحل پومپانو در سنت پیترزبورگ آمریکا در ایالت ایندیانا با مشاهده یک کره چشم عجیب و اسرار آمیز که از دریا به ساحل رسیده شگفت زده شدند. دانشمندانی که از آنها برای پیدا کردن راز این کره چشم کمک خواسته شده اظهار داشتند که این کره چشم شاید متعلق به یک ماهی مرکب غول آسا و یا یک نهنگ باشد. در آن زمان بازار حدس و گمان درباره این کره چشم آبی رنگ به ویژه در دنیای مجازی به قدری زیاد شده که به عمق شایعات اضافه شد. دانشمندان اعلام کردند کره چشم مرموز و غول آسایی که در سواحل فلوریدا کشف شد، احتمالا متعلق به یک شمشیرماهی بزرگ است. اثر برش بر روی کره چشم حاکی از آن است که این کره چشم توسط یک ماهی گیر که ماهی را از دریا گرفته، از سر ماهی در دریا جدا شده است. گفته می شد این کره چشم به یک وال یا یک ماهی مرکب تعلق دارد اما مقامات شیلات فلوریدا می گویند یک شمشیر ماهی که وزنش می تواند به هزار پوند برسد مالک این کره چشم بوده است. چلچراغ زیبای گوشتخوار این موجود شبیه یک چلچراغ زیبا به نظر می رسد اما برای برخورد با تمام اعضای خانواده های سخت پوستان باید مراقب بود. این به اصطلاح " چنگ اسفنجی" پیش از آنکه طعمه متوجه شود آن را به دام انداخته و حتی هضم می کند. این موجود بسیار عجیب تا پیش از سال 2000 در مقابل چشم انسان ظاهر نشده بود، اما یک گروه از موسسه تحقیقات اکواریوم بی مونتری با انجام تحقیقات زیر آبهای عمیق در عمقی معادل 3.5 کیلومتر در سواحل کالیفرنیا آن را مشاهده کردند. آنها اخیرا دو موجود از این گونه را با خود با ساحل آوردند و آن را از نظر علمی " Chondrocladia lyra " نامگذاری کرده و ده ها برترینها
  14. صراط: این مرد هنگام تولد دست چپ و بخش عمدهای از شش چپ خود را نداشت. در دوران کودکی، او اصرار داشت که تمام کارها را خودش انجام دهد و کمتر از دیگران کمک میگرفت. به گزارش دیلی میل، لوک اریکسون ماموریت مهمی دارد. او وظیفه خود میداند که به افراد معلول و ناتوان نشان دهد که باید در مسیر دشوار پیش رو باید همواره پشتکار داشته باشند و هرگز تسلیم نشوند. لوک از آنها میخواهند که در بهترین وضعیت ممکن خود قرار گیرند. این ورزشکار در باشگاههای ورزشی با برنامههای کراس فیت (برنامههای تمرینی پلیس و نیروهای نظامی) به تمرین میپردازد و در مسابقات جهانی نیز شرکت کرده است. تواناییِ او در انجام حرکات تمرینی بسیاری از افراد سالم را به شرمساری وامیدارد! او برای اینکه تجربیات و تواناییهای خود را در اختیار دیگران قرار دهد، تصاویری از تمریناتش را منتشر کرده است. لوک اریکسون اهل هاوایی است. هنگام تولد، او دست چپ و بخش عظیمی از شش چپ خود را نداشت او به انحراف ستون فقرات دچار شد و هشت سال پیش، پزشکان دیابت نوع یک را در آزمایشهای او تشخیص دادند. پیادهروی، صخرهنوردی، شنا، موجسواری نیز در برنامههای او جای دارند او در ماه نوامبر تصمیم گرفت که با کمک دوست فیلمبردار خود، اندرو رایزر، پروژه جدیدش رو راهاندازی کند. تصمیم جدیدشان این بود که فیلمی 10 دقیقهای از تمریناتش را برای مسابقات تناسباندام «وُدا پالوزا» در میامی ارسال کند. این ورزشکار معلول که در هاوایی زندگی میکند در صفحه اجتماعی خود نوشت: «من تاثیر داستان خودم و داستان ورزشکاران معلول دیگر بر زندگی و نگرش مردم را دیدهام. در ابتدا، من یک یا دو طرفدار داشتم، اما پس از اولین مسابقه صدها طرفدار جمع کردم و حالا تعداد طرفدارانم به هزاران نفر رسیده است. روزانه پیامها و نامههایی را از طرفدارانم دریافت میکنم. آنها از تأثیرات داستان من بر زندگیشان و اینکه چگونه توانستهاند موانع را پشت سر بگذارند میگویند.» لوک این چنین ادامه میدهد: «در باشگاه، ورزشکاران به من میگویند که چون تلاش من را هنگام تمرین دیدهاند نخواستهاند که تمرین خود را ناتمام بگذارند و زودتر به خانه روند. زمانی که به پیادهروی میروم، مردم از من میخواهند که با هم عکس بگیریم. آنها میگویند که قصد دارند دیگر تمام بهانهها را کنار بگذارند و تلاش خود را بیشتر کنند، چون من همین کار را کردم. افراد معلول دیگر نیز مرتب با من تماس میگیرند.» لوک میگوید همین دلایل باعث شد تا من مستندی از تجربیات خود بسازم: «به همین دلیل، تلاش خودم را بیشتر کردم. برای تمام افرادی که شاید من تلنگری هرچند کوچک در زندگیشان باشم. برای آنها این تصمیم را گرفتم. انتشار این مستند من را مجاب میکند که بیشتر تلاش کنم. این تصاویر به دست هزاران نفر دیگر، از جمله ورزشکاران معلول، میرسد و یقین دارم که دستان زندگی من برای آنها تاتیرگذار خواهد بود. لوک هنگام تولد، دست چپ و بخش عمدهای از شش چپ خود را نداشت. مدتی بعد، به انحراف ستون فقرات دچار شد و هشت سال پیش، پزشکان دیابت نوع یک را در آزمایشهای او تشخیص دادند. لوک میگوید: «در دوران کودکی، اصرار داشتم تا تمام کارهایم را خودم انجام دهم و کمتر از دیگران کمک بگیرم. من هیچوقت قانع نشدم که وقتی کاری را خودم میتوانم انجام دهم، چرا دیگران باید به من کمک کنند. شنا، موجسواری، صخرهنوردی و برنامههای تمرینی کراس فیت را خودم دنبال میکردم. اگر به شدت به چیزی علاقه داشته باشم، حتما راهی برای انجام آن پیدا میکنم.» سالهاست که لوک در باشگاه تمرین میکند، اما دو سال است که برنامهی کراس فیت را دنبال میکند. او میگوید که این تمرینها باعث شده تا بدنش آماده شود. لوک میگوید: «من مجبور بورم اکثر کارها را به شکلی متفاوت انجام دهم. باید وزنهها را کمتر میکردم و در نحوه انجام حرکات ورزشی نیز کمی تغییر وارد میکردم. اما سال گذشته تصمیم گرفتم که محدودیتها را کنار بگذارم و مانند افراد معمولی تمرین کنم. زمانی که میله وزنه را پایین میگذارم و سراغ هالتر میروم تا تمرینهای سنگین را انجام دهم با نگاههای غیرعادی برخی از ورزشکاران دیگر روبهرو میشوم. اما هرگز اجازه نمیدهم که آن نگاهها من را سرد کند.» لوک در ماه نوامبر در مسابقات تناسباندام «ورکینگ ووندد» شرکت کرد. بعد از آن مسابقه با خیل عظیم تشویق و حمایت دیگران روبهرو شد. عکسها و ویدئوهای او بیش از 300 هزار بار دیده شد. از او دعوت شد تا در مسابقات تناسباندام وُدا پالوزا شرکت کند. این مسابقات سهروزه در میامی برگزار میشود که 1100 ورزشکار از هشت کشور در آن به رقابت میپردازند. در چهارم ژانویه، اندرو به هاوایی سفر کرد تا از تمرینات 9 روزه او فیلمبرداری کند. آنها فیلمی را تهیه کردند که در آن لوک تمرینات بدنسازی، صخرهنوردی، شنا و دو را انجام میدهد. او سپس همراه لوک به میامی سفر کرد تا در مسابقات 16 تا 18 ژانویه از لوک فیلم تهیه کند. اندرو که یک سال از آشناییاش با لوک میگذرد، میگوید: « از همان اول متوجه علاقه و اشتیاق او به زندگی شدم.» در یک ویدئوی دیگر، لوک میگوید: «این بدن شماست، پس زندگی شماست. شما از هر کدام فقط یکی دارید، یک بدن و یک زندگی؛ پس از زندگی خود در این دنیا نهایت استفاده را ببرید. چیزی بهتر از سالم بودن و خوشحال بودن در این دنیا وجود ندارد. افراد گوناگون با سلایق متفاوت وجود دارد. برخی از معلولیت جسمانی رنج برده و برخی با مشکلات روانی دیگر دستوپنجه نرم میکنند. آنها همین مشکلات را بهانهای قرار داده تا از تلاش کشیدن دست بکشند. ممکن است علاقه آنها یک شغل باشد، سرگرمی و تفریحشان باشد، یا حتی رابطه عاطفیشان با شخصی دیگر. هر چه که باشد، آنها نباید اجازه دهند که این مشکلات سد راهشان شوند. شما نباید اجازه دهید. هرگز نگذارید که کسی یا چیزی شادی را از شما بگیرد.» منبع: فرارو
  15. به گزارش روابط عمومی انجمن کام به کام و به نقل از روزنامه خراسان: زن ۳۸ ساله در حالي که دستکش هاي سفيد را از دستش خارج مي کرد و زخم هاي رقت انگيز انگشتانش را به مشاور و مددکار اجتماعي کلانتري الهيه مشهد نشان مي داد به بيان مهم ترين راز زندگي اش پرداخت و گفت: تنها دختر ديپلمه فاميل هستم و دو خواهر کوچک تر از خودم دارم. همه دخترهاي فاميل هنوز به ۱۵ سالگي نرسيده ازدواج مي کردند اما من ۲۱ سال داشتم و هنوز در منزل پدرم بودم. اين موضوع براي خانواده ام به يک فاجعه تبديل شده بود آن ها با نيش و کنايه از من مي خواستند نزد فالگير بروم تا شايد بختم باز شود و بتوانم ازدواج کنم. از سوي ديگر نيز مادرم نگران دو خواهرم بود که به خاطر ازدواج نکردن من در خانه مانده بودند آن روزها من در يک شرکت کار مي کردم و درآمد خوبي هم داشتم تا اين که سر و کله اولين خواستگار پيدا شد. خانواده ام که ذوق زده شده بودند بدون کمترين تحقيقي فقط به خاطر اين که دايي او پولدار و سرشناس بود، مرا به عقد «قادر» درآوردند. من لباس سپيد عروس را نه به خاطر آرزوهاي خودم بلکه براي هزار دليلي که خانواده ام داشتند، به تن کردم و به اين ترتيب تن به ازدواج با قادر دادم اما تنها سه شب از ازدواجمان مي گذشت که متوجه فاجعه زندگي ام شدم. همسرم شب ادراري زيادي داشت و آن ها اين موضوع را از همه پنهان کرده بودند. آن روز قادر جلويم زانو زد و در حالي که دست هايم را محکم در دستانش مي فشرد با التماس از من خواست تا در اين باره به کسي چيزي نگويم. گريه ها و التماس هايش باعث شد دلم به حالش بسوزد و من هم اين موضوع را ۱۷ سال از همه پنهان کردم اما ديگر از اين همه شست وشو و سختي زندگي خسته شده ام همسرم هيچ گاه حاضر نمي شود براي درمان بيماري اش نزد پزشک برود؛ هميشه بايد فضاي خانه ام را با اسپند و خوشبوکننده هوا معطر نگه دارم تا کسي متوجه بوي نامطبوع نشود زخم هاي روي دلم بيشتر از زخم هاي روي دستم است و نمي دانم به دو دخترم که بزرگ شده اند چه پاسخي بدهم. ديگر چاره اي جز طلاق برايم نمانده به همين خاطر تقاضاي طلاق دادم. شايان ذکر است با راهنمايي هاي مددکار اجتماعي کلانتري، قادر حاضر شد براي درمان بيماري اش اقدام کند و بدين ترتيب زن جوان نيز دادخواست طلاقش را پس گرفت.
  16. عصرایران - "آیت الله جنتی در خطبه های نماز جمعه تهران با اشاره به درگذشت پادشاه عربستان با بیان اینکه پادشاه قبلی عربستان با شیعه دشمنی بسیاری داشت و تکفیر را راهاندازی و از آن حمایت کرد، گفت: پادشاه عربستان به سزای اعمالش خواهد رسید و الان نیز در حال تحمل مجازات اعمالش است. وی ملک عبدالله را «قارون سعودی» خواند و با بیان اینکه باید به اسرائیلیها و آمریکاییها و آنها که در اینجا نیز گاهی اوقات از سفره او تغذیه میکردند و او را حمایت میکردند، تسلیت بگوییم، گفت: به مومنان و مسلمانان و کسانی که واقعا غصه اسلام و شیعه را میخورند تبریک بگوییم و امیدوار هستیم که ادامه کار به این صورت نباشد." ایسنا و فارس چندی قبل و پیش از درگذشت ملک عبدالله، روزنامه وطن امروز تیتری در این باره زد که با واکنش نهادهای رسمی مواجه شد و حتی هیأت نظارت بر مطبوعات خبر از ارسال پرونده این روزنامه به دادگاه داد؛ وطن امروز، با چاپ عکس ملک عبدالله، تیتر زده بود: "خبر مرگش" ! تیتر این روزنامه، البته که مناسب نبود اما بعد از آن، نهادهای نظارتی به رسانه ها هشدار دادند که نباید در خصوص درگذشت پادشاه عربستان مطالبی منتشر کنند که به روابط دو کشور آسیب بزند که البته نکته درست بود. اینک اما دبیر شورای نگهبان قانون اساسی و خطیب جمعه تهران، بدون توجه به منافع کشور و در اقدامی عجیب، درگذشت پادشاه کشور همسایه را رسماً و علناً ، آن هم در خطبه های نماز جمعه پایتخت تبریک می گوید! متعاقب این اظهارات عجیب و غریب، رسانه های خارجی و مشخصاً رسانه های فارسی زبان آن سوی آب، با مغتنم شمردن سخنان آیت الله جنتی، جو تبلیغاتی سنگینی را علیه ایران به راه انداختند چرا که خطیب جمعه تهران، رسماً «آب به آسیاب شان ریخته بود»! واقعاً در شرایطی که موضع رسمی کشور، ابراز همدردی با کشور همسایه است و وزیر خارجه کشور نیز برای تسلیت گویی به عربستان می رود، چرا باید چنین ادبیات نامناسبی از یک تریبون عمومی توسط یک مقام رسمی حکومتی مطرح شود؟ تبریک گویی به مناسبت مرگ رئیس یک کشور همسایه، در کدام بخش از مناسبات انسانی و عقلانی و مصالح ملی و دینی می گنجد؟! گیریم که جناب آقای جنتی، شخصاً از درگذشت ملک عبدالله، خوشحال هم شده باشد، آیا باید این را در تریبون نماز جمعه فریاد بزند و برای کشور هزینه درست کند؟! آیا اگر یک مقام ایرانی و مثلاً خود آیت الله جنتی - که عمرشان دراز باد - از دنیا برود، آیا مؤدبانه و انسانی خواهد بود که در خطبه های نماز جمعه عربستان، این موضوع را تبریک بگویند؟! آیا در شرایطی که 12 ماه سال، زائران ایرانی در عربستان هستند، درست است که یک مقام ایرانی درگذشت شخص اول عربستان را تبریک بگوید، او را "قارون" بنامد و با جریحه دار کردن احساسات سعودی ها، کینه های ضد ایرانی شان را شعله ور کند تا هزینه و تاوانش را حاجیان ایرانی بپردازند؟! آیت الله جوادی آملی هفته پیش در این باره چنین گفته است: "ابراز شادی در مرگ افراد، چه ضرورتی دارد؟ این رفتار نه واجب است و نه مستحب؛ برای چه باید عواطف یک عده را جریحه دار کرد؟ علی الخصوص که حجاج ما برای انجام فریضه حج باید به این کشور سفر کنند." اگر عده ای در سیاست خارجی، کمک حال کشور نیستند و دستی نمی گیرند، چرا باید سنگ اندازی کنند؟! آیا آیت الله جنتی که سکان انتخابات کشور در دستان اوست و درباره هزاران کاندیدای مجلس و ریاست جمهوری تصمیم می گیرد که کدام شان صلاحیت دارد و کدام شان ندارد و به خاطر این منصب فوق العاده حساس، باید بسیار "باتدبیر" باشد، این موضوع ساده را متوجه نیست که چنین سخنانی به ضرر کشور است؟ از همه این ها گذشته ، مگر با مرگ ملک عبدالله، فردی بهتر از او بر سر کار آمده است؟ عبدالله که میانه رو بود رفت و سلمان که به محافظه کاری شهره است، جای او آمد و در این بین، هیچ اتفاق مثبتی نه برای ایران رخ داد و نه برای شیعه. این جای تبریک دارد؟! آیا آب به آسیاب دشمن ریختن و خلاف منافع نظام عمل کردن، تنها از رسانه ها سر می زند که مستوجب برخورد هستند یا مقامات کشور نیز اگر چنین کنند، باید پاسخگو باشند؟!
  17. مروارید سبز ارسنجان تک درخت روییده بر یک تخته سنگ بزرگ است که به سنگ صبور نیز شهرت دارد. به گزارش گروه استانهای باشگاه خبرنگاران، مروارید سبز ارسنجان در استان فارس واقع است. مروارید سبز ارسنجان تک درخت روییده بر یک تخته سنگ بزرگ است که به سنگ صبور نیز شهرت دارد. مروارید سبز در ۴ کیلومتری شمال غرب (شمال جغرافیایی) شهرستان ارسنجان واقع شده است، که به صورت درخت بنه خودرو بر روی صخره ای عظیم با ارتفاع تقریبی ۶ متر قرار دارد. نکته جالب ماجرا در این است که درخت برای رساندن ریشه های خود به خاک، میان صخره را در چندین قسمت شکافته و توانسته به مرور خود را به زمین متصل کند.
  18. [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD]ايران 10 نفره شد [h=1]عجیب ترین کارت جام برای پولادی[/h] [h=2] مهرداد پولادي دفاع چپ تيمملي فوتبال ايران با تصميم عجيب بنجامين ويليامز داور استراليايي از بازي اخراج شد.[/h][/TD] [TD=align: left] [/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD=colspan: 3][/TD] [/TR] [TR] [TD=colspan: 3]به گزارش "ورزش سه" در دقیقه 42 بازی ایران و عراق، پولادی که برای تعقیب یک توپ با جلال حسن دروازهبان عراق رو در رو شد، بدون برخورد با او با پرخاش وی مواجه شد و با ضربه او به زمین افتاد. پولادی که انتظار داشت داور به دروازهبان عراق کارت بدهد لحظاتی روی زمین خوابید اما داور که انگار فراموش کرده بود پولادی دقایقی پیش کارت زرد اولش را گرفته، با یک تصمیم عجیب او را به خاطر اتلاف وقت با کارت زرد دوم جریمه کرد که هجوم ناگهانی بازیکنان عراق به وی یادش آورد که این کارت زرد دوم بوده است. ایران حالا باید یک نیمه را 10 نفره مقابل عراق بازی کند.کارلوس کیروش سرمربی تیمملی اعتراض شدیدی روی این صحنه داشت و خود پولادی هم بهت زده زمین را ترک کرد. او به بازیکنان می گفت: به خدا هیچی بهش نگفتم! این تصمیم داور استرالیایی را باید جزو عجیب ترین تصمیم های داوری جام قلمداد کرد. داوری که در بازی اول هم باعث انتقاد بسیاری شده بود. [/TD] [/TR] [/TABLE]
  19. به گزارش انجمن ورزش کام به کام و به نقل از ورزش 11،بنجامین ویلیامز داور استرالیایی بازی ایران و استرالیا در اواخر نیمه اول مهرداد پولادی را با ارائه کارت زرد دوم از بازی اخراج کرد. نکته جالب توجه این بود که گزارشگر شبکه تلویزیونی فاکس اسپورت در بین دو نیمه به مخاطبان این شبکه گفت: ویلیامز بدترین داور کشور استرالیا است.
  20. به گزارش سرویس ورزشی جام نیوز، آندرانیک تیموریان پس از بازی با قطر به عنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب میشود. او سر حال و خندان است اما ساعاتی بعد اعصابش به هم میریزد. یکی از بازیکنان تیمملی به شوخی یا جدی، رو به این بازیکن میگوید: «مگر در زمین چه کار کردی که تو را بهترین بازیکن کردند؟» وقتی او این جمله را میگوید، ملیپوش دیگری هم که نزدیک آنهاست، میخندد. دست بر قضا همین بازیکن عملکرد ضعیفی داشته و خندههای او شدیداً آندرانیک تیموریان را عصبی میکند. او که کاپیتان دوم تیم به حساب میآید، ناگهان از کوره در رفته و سر و صدایی به راه میاندازد. آندو در بازی زیاد دویده بود و به نظر میرسد همین فشارهایی که رویش در زمین وجود داشت، او را کمی بدخلق کرده بود. در این لحظه اعضای کادرفنی تیمملی و دیگر بازیکنان پا درمیانی میکنند تا غائله بخوابد. آندو هم بعد از دقایقی آرام میشود و به اتاقش میرود تا دوباره آرامش به اردوی تیم بازگردد. در تیم کارلوس کروش کم پیش آمده که از این دست اتفاقها بیفتد و اعضای کادرفنی خواستهاند که جدی یا شوخی، از این بحثها در اردوی تیمملی نکنند. مربی پرتغالی روی این مسائل حساسیت فوقالعادهای دارد و حتی ممکن است بازیکنان را اخراج کند، آن هم در کوران مسابقات به این حساسی.
  21. به گزارش ورزش 11، یک آژانس تبلیغاتی پرتغالی کمپینی با عنوان «بیایید از شر پلاتینی خلاص شویم» به راه انداخته است تا هواداران رونالدو از این طریق از رئیس فرانسوی یوفا به خاطر اظهارات اخیرش در خصوص رقابت سه نامزد کسب توپ طلای سال 2014 انتقام بگیرند. پلاتینی اخیراً در بیانیهای از مانوئل نویر، سنگربان تیم ملی آلمان به خاطر درخشش وی در جام جهانی 2014 به عنوان شایستهترین گزینه برای کسب توپ طلای فیفا در سال 2014 یاد کرد و گفت ترجیح میدهد که دروازهبان بایرن مونیخ باارزشترین جایزه انفرادی دنیای فوتبال را کسب کند تا کریستیانو رونالدو و لیونل مسی. اظهارات اخیر پلاتینی به مذاق طرفداران رونالدو خوش نیامده است و در این بین گروهی از هواداران دوآتشه او اعتراض خود را به شیوهای عجیب نشان دادهاند. چندین نفر از طرفداران برنده توپ طلای سال 2013، مقابل منزل میشل پلاتینی در حومه پاریس گردهم آمدند و در مجموع 61 بار توپ را به دیوار منزل رئیس یوفا کوبیدند. آن شوتها به نشانه گلهایی است که رونالدو در سال گذشته به ثمر رسانده است.!!
  22. [h=1]به گزارش ایفنام ، آنتونلا راکوزا همسر لیونل مسی تصویری از خالکوبی جدید و عجیب شماره 10 بارسلونا را در صفحه اینستاگرام اش قرار داد ، در این خالکوبی یک توپ فوتبال + شمشیر و شماره 10 وی در بارسلونا و تیم ملی آرژانتین روی پای مسی خالکوبی شده است.[/h]
  23. حسن بن فضال از امام رضا علیه السلام اين گونه نقل كرده که فرمودند: من مسموم و كشته و در غربت دفن خواهم شد و اين مطلب را از طريق پدرم، به نقل از پدرش و اجدادش، از اميرمؤمنان، على‎بن‎ابى‎طالب از رسول خدا - صلى الله عليه و آله - میدانم. آگاه باشيد هر كس مرا با غربت و دورى سرايم زيارت كند، من و پدرانم روز قيامت شفيعان او خواهيم بود و كسى كه ما شفيع او باشيم، اگر چه به اندازه جن و انس گناه داشته باشد، گناهان او بخشيده خواهد شد. متن حدیث: على بن الحسن الفضال عن ابيه، قال: سمعت اباالحسن، على بن موسى الرضا - عليه السلام - يقول: «انا مقتول و مسموم و مدفون بأرض غربة. أعلم ذلك بعهد عهده الى أبى، عن آبائه، عن على بن ابى طالب، عن رسول الله - صلى الله عليه و آله - ألا فمن زارنى فى غربتى كنت أنا و آبابى شفعائه يوم القيامة، و من كنا شفعائه نجى و لو كان عليه مثل وزرالثقلين. «عيون اخبارالرضا، ج‏2، ص‏263- امالى صدوق، ص‏611- بحار، ج‏101، ص‏35»​
  24. به گزارش ورزش 11،مارکو رویس ستاره بورسیا دورتموند این روزها با یک مشکل بزرگ مواجه شده است. پلیس آلمان وی را به دلیل نداشتن گواهینامه مبلغ ۴۲۷۰۰۰ پوند جریمه و محرومیت از رانندگی محکومساله کرده است. حال خبرگزاریهای آلمانی میگویند: جردن کارور مدل آلمانی برای این مشکل رویس ۲۵ ساله راهکار ارائه کرده است و به وی پیشنهاد کرده است که حاضر است راننده این بازیکن تیم ملی آلمان شود به شرط این که دورتموند را ترک کرده و به بایرن مونیخ بپیوندد. خانم جردن کارور میگوید: رویس عزیز، من آمادهام تا راننده ۲۴ ساعته شما باشم، همچنین به شما کمک کنم تا گواهینامه خود را به دست آورید اما یک شرط دارم یا مرا دوست بدار یا اینکه دورتموند را ترک کرده و به بایرن مونیخ برو. من کمی حریص هستم اما هر دو فوق العاده است.
  25. بچه دار شدن از راه دور: ممكن است بر اثر كرامت يكى از اولياء با آنكه مسافت بين زن و شوهر زياد است آن دو به ديدار يكديگر رسيده باشند و از اين راه فرزندى به وجود آمده باشد. به گزارش شيعه آنلاين به نقل از جهان، برخي علماي وهابيت به ارائه فتواهاي عجيب شهره هستند اما اخيرا فتوايي منتشر شده که در نوع خود قابل تامل است؛ اگر مردى دخترش را كه در شرق جهان با وى زندگى مى كند به همسرى پسرى در آورد كه او در غرب جهان با پدرش زندگى مى كند و هيچگاه آن دو يكديگر را نبينند و از محل زندگى بيرون نروند، سپس شش ماه از ازدواج آنان بگذرد و آن دختر صاحب فرزند شود پدر او همان كسى خواهد بود كه در غرب دنيا زندگى مى كند، اگر چه هيچگاه همسرش را ملاقات نكرده و حتى نديده باشد. همچنين اگر كسى را از لحظه عقد ازدواج به مدّت پنج سال زير نظر نگهبانان زندانى كنند، سپس آزاد شود و به منزلش برود و تعدادى فرزند در كنار همسرش ببيند همه آنان فرزندان وى خواهند بود اگر چه فرصت يك لحظه ديدار و ملاقات با همسرش را پس از عقد نداشته است. اين امر امكانش دور از واقعيّت نيست، زيرا ممكن است بر اثر كرامت يكى از اولياء با آنكه مسافت بين زن و شوهر زياد است آن دو به ديدار يكديگر رسيده باشند و از اين راه فرزندى به وجود آمده باشد. ترویج زنا با مجوزهای شرعی یا غیر شرعی: اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپیچد، سپس با زنى نزدیکى کند ومنى اش را داخل رحم نریزد، نه غسل بر او واجب مى شود و نه حدّ زنا، و ضررى به عباداتش هم نمى زند. این سخن از شخصى است بنام عبد القاهر تمیمى که سُبکى نویسنده کتاب طبقات الشافعیّة او را پیشوایى بزرگ وجلیل القدر و دانشمندى که آوازه علمى اش گیتى را فرا گرفته و علوم ودانشش به خراسان حمل مى‏‏شد معرّفى کرده است. ابن نُجیم حنفى با یک درجه تخفیف همین فتوا را بگونه اى دیگر صادر کرده ومى گوید: اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپیچد و با زنى نزدیکى کند پس اگر احساس لذّت کند و حرارت و گرماى درون را لمس کرد حجّ او باطل مى شود، وگر نه ضررى نخواهد داشت. أبو حنیفه نیز گفته است: اگر مردى در برابر قرار داد ده درهم با مادرش ازدواج و نزدیکى نماید زناکار نخواهد بود و حدّ زناکار هم بر وى جارى نمى شود، و اگر مردى آلتش را در پارچه اى به پیچد و با زنى همبستر شود زناکار نیست و حدّ بر او جارى نمى شود. توضیحى بر این اباطیل: ـ ازدواج با محارم از قبیل مادر و خواهر و غیر آن دو از محرّمات قطعى فقه اسلام است. ـ زناشوئى و نزدیکى به هر شکلى و با هر زنى بدون شرایط شرعى آن از قبیل عقد از دواج و غیر آن زنا محسوب مى شود. ـ استفاده از پارچه براى پوشیدن آلت، مجوّزى براى نزدیکى نمى شود. ـ نریختن آب منى در رحم زن نیز نمى تواند ملاک حلیّت زناشوئى باشد. ـ این سخنان و فتواها حریم قانون خدا را مى شکند و فحشا و گناه را در بین جامعه اسلامى گسترش مى دهد. ـ آیا اسلام نابى که از آن دم مى زنید همین است؟ پوشیدن کمربند ایمنی حرام است زیرا مانع قضا و قدر می شود! شستن گوشت قبل از پختن بدعت است: ابن تیمیه: شستن گوشت بدعت است، چنانکه اصحاب پیامبر رضوان الله علیهم در عهد پیامبر(ص) گوشت را بدون شستن می پختند و می خوردند! فوتبال حرام است مگر با این شروط و ضوابط: اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است! دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای! سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست! چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً امریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید. پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است. ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ. هفتم: نباید زمان بازی را 45 دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید. هشتم: نباید در دو نیمه 45 دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود. نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است! دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است! یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!! دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد! سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود. چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است. اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…). به فقرای شیعه نمی شود زکات داد.زیرا شیعیان به چهار دلیل کافر هستند: آنان نسبت به قرآن طعنه زده و بدگويى مى كنند و معتقد به تحريف قرآن هستند و مى گويند كه دو سوم قرآن حذف شده و هركس به قرآن طعنه زند كافر هست و منكر آيه شريفه «وإنا له لحافظون» مى باشد. به سنت پيامبر و احاديث صحيح بخارى و مسلم نيز طعنه مى زنند و به احاديثى كه در اين دوكتاب آمده عمل نمى كنند چون بر اين عقيده هستند كه روايات اين كتاب ها از صحابه نقل شده و صحابه را كافر مى شمارند. و معتقد هستند كه پس از پيامبر گرامى همه صحابه جز على و فرزندان او وتعداد اندكى مانند سلمان و عمار همه كافر و مرتد شدند. شيعيان اهل سنت را كافر دانسته و با آنان نماز نمى خوانند و اگر پشت سر اهل سنت نماز بخوانند آن نماز را اعاده مى كنند بلكه آنان معتقد به نجاست اهل سنت هستند و اگر با يكى از اهل سنت مصافحه كنند، دست خود را آب مى كشند. شيعيان نسبت به على و فرزندان او غلوّ كرده و آنان را به صفاتى كه ويژه خداوند است توصيف مى كنند و همانند خداوند آنان را صدا مى كنند. تا آن جا كه گفته: "من دفع إليهم الزكاة فليخرج بدلها حيث أعطاها من يستعين بها على الكفر ، وحرب السنّة" اگر كسى به شيعيان زكات بدهد قبول نيست زيرا او با اين كار خود به كسى كمك كرده كه كفر را تقويت مى كند و با سنت پيامبر در حال جنگ است. انتخابات شرعاً حرام است، چون دشمن آن را آموزش داده: انتخاب رهبر باید توسط اهل "حلّ و عقد" و افرادِ دارای شأن و منزلت صورت گیرد، نه عامّه مردم. برگزاری انتخابات یک امر مفسده دار است که از سوی دشمنان اسلام به مسلمانان آموزش داده شده و از نظر عقل و شرع حرام است. ورزش های رزمی حرام است ! ورزش های رزمی مانند کشتی، کاراته، بوکس و غیره به بدن انسان آسیب می رساند و با توجه به اینکه آسیب رساندن به بدن حرام است، این ورزش ها حرام هستند. علی الحکمی همچنین افزود: در چنین ورزش هایی، بازیکن برای پیروز شدن بر رقیبش باید به طرف او حمله کند و شدید ترین ضربات را به وی وارد کند. در بسیاری از این حالت ها، ضربه باعث آسیب شدید در نقاط مختلف بدن بازیکن می شود و گاهی هم باعث مرگ برخی بازیکنان شده از همین رو این گونه ورزش ها حرام هستند. این عضو “کمیته علمای عربستان سعودی” در ادامه گفت: خدا در قرآن فرمود “انسان نباید به خودش آسیب بزند” اما در این گونه ورزش ها آسیب وارد می شود لذا کاملا حرام است. تمارض برای گرفتن پنالتی در فوتبال حرام است! این کار یک نوع گول زدن و دروغ گفتن است و حرام شرعی به حساب می آید و بازیکن زمانی که این کار را انجام دهد مرتکب گناه می شود مخصوصا زمانی که بازیکن به خدا سوگند یاد کند که در اینجا بازیکن مرتکب یکی از گناهان کبیره ای شده است که بر هر مسلمانی واجب است از آن اجتناب کند. خوردن گوجه فرنگی حرام است! گوجه فرنگی مسیحی است. چرا که وقتی گوجه فرنگی را بطور عمودی برش می دهیم، در وسط آن یک صلیب می بینیم. بنابراین گوجه فرنگی بجای پرستش خداوند، صلیب را می پرستد. صلیبی که بجای خداوند واحد به وجود ۳ خدا معتقد است. بنابراین خودرن گوجه فرنگی حرام است!!! منابع: aviny.com shia-net.blogfa.com
×
×
  • جدید...