رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'من'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالارهای گفت و گو كام به كام
    • خودرو و رانندگی
    • موبایل و پی دی ای
    • کامپیوتر و اینترنت
    • دانشگاه و تحصیل
    • جهانگردی و توریستی
    • اخبار ایران و جهان
    • خانواده و زیبایی
    • فرهنگ و هنر
    • سرگرمی
    • روابط عمومي كام به كام
  • من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو من کفتري هستم روي گنبد ضـــامــن آهـــو Topics

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی
  • تبلیغات

دسته ها


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

199 نتیجه پیدا شد

  1. ALI

    تلخندهای بیمزه من

    سلام دوستان از امروز میخوام فقط تو این تاپیک جوک و لطیفه واستون بذارم یه مدت که نبودم همش تو آب و نمک خوابیده بودم که بانمک بشم ولی متاسفانه بجای بانمک شدن قدم بیشتر کشیده شده خب دوستان بریم که رفتیم
  2. خبرگزاری نسیم با انتشار مصاحبه ای از دکتر علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی نوشت: علی مطهری فرزند یکی از اصلیترین تئوریسین های انقلاب اسلامی ایران است. شخصیت فرهیخته و دانشمندی که نامش با نام انقلاب اسلامی عجین شده و به عنوان محور و نمادی از آرمانها و باورهای اصیل انقلاب اسلامی مطرح است. شهید علامه مرتضی مطهری بعنوان یکی از تاثیرگذارترین افراد در فرآیند شکلگیری، پیدایش و پختگی انقلاب اسلامی، نقش مهمی در تحولات منجر به انقلاب داشته است؛ بویژه در تحولات سیاسی یکسال پس از پیروزی انقلاب، نام شهید مطهری در همه وقایع مهم آن روزها دیده میشود. به بهانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران و با هدف تببین و ترسیم وقایع مهم تاریخی کشور در دهه ۵۰ و نقش شهید مطری در این تحولات، به سراغ دکتر علی مطهری رفتیم. یکی از فرزندان شهید مطهری که اتفاقا این روزها در کانون مباحث سیاسی فرهنگی کشور قرار دارد و گاه گاه با اظهارنظرات خود فضای سیاسی و فرهنگی کشور را تحت تاثیر قرار میدهد. این گفتگو به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب انجام شد و بنا بود در ایام دهه فجر منتشر شود، اما به دلیل تاخیر آقای مطهری در تائید نهایی متن، این گفتگو در زمان فعلی آماده انتشار شده است. - زمینههای مخالفت و اعتراض به حکومت پهلوی به ویژه حکومت محمدرضا پهلوی از کجا و با چه دلایلی شروع شد و چه شد که به صورت جدی مردم خواهان تغییر بودند؟ اگر بخواهید یک نقطه اصلی و اساسی به عنوان استارت انقلاب بگویید آن را کدام نقطه میدانید. * مجاهدین خلق ابتدا تحت عنوان یک گروه اسلامی وارد شدند بعد تغییر ایدئولوژی دادند «مطهری»: حرکتها علیه رژیم پهلوی از دوره محمدرضا شاه و از سال ۳۲ شروع شد. گرچه در دوره رضاخان هم حرکتهایی مثل آنچه شهید مدرس انجام میداد وجود داشت. در نهضت ملی شدن صنعت نفت و دولتی که مصدق به کمک روحانیت تشکیل داد، جبهه ملی به تنهایی نمیتوانست یک حرکت فراگیر ایجاد کند اما کلاً حرکت مثبتی بود ولی پایان خوبی نداشت.این دوره منجر به بازگشت شاه به کشور شد اما به هر حال در مقایسه با زمانی که پای مذهب به میان آمد هیچوقت نهضتی جدی علیه رژیم گذشته بپا نشد و هیچگاه فراگیر نشد. در واقع نقطه آغاز نهضت اسلامی همان ۱۵ خرداد سال ۴۲ است و البته در این فاصله تا پیروزی انقلاب در سال ۵۷ قطعاً گروههای غیر مذهبی هم حضور و نقش داشتند، چه حزب توده که حرکتهای فکری و اجتماعی داشت و چه سایر گروههای چپ که معتقد به قیام مسلحانه بودند که بعداً مجاهدین خلق هم به اینها ملحق شدند. در واقع مجاهدین خلق ابتدا به عنوان یک گروه اسلامی وارد شدند و بعد تغییر ایدئولوژی دادند و همان راه گروههای چپ را رفتند که معتقد به قیام مسلحانه بودند. گروههای چپ و مخصوصاً مجاهدین خلق که یک وجهه اسلامی هم داشتند به دلیل همین حرکت مسلحانه، از ابتدا یک شور و هیجانی در کشور و یک پایگاه اجتماعی برای خودشان ایجاد کردند. حتی در بین روحانیون، مجاهدین خلق توانستند طرفدارانی پیدا کنند. ولی چپ بودن اینها و اینکه گرایش به مارکسیسم داشتند خودش منشأ نگرانی برای مردم بود. یعنی در مجموع میتوانیم بگوییم نقش گروههای چپ نقش منفی بود، چون مردم تصور میکردند که اگر اینها روی کار بیایند چه حکومتی تشکیل خواهد شد. تصورشان از کمونیستها و یک حکومت کمونیستی مسئله بیخدایی و بی‎اخلاقی و بیتوجهی به دین بود، لذا حرکتهای اینها در مجموع به نظر من نقش بازدارنده داشت و مردم را از پیوستن به نهضت باز میداشت. *در قیام ۱۵ خرداد فقط بخشی از مردم وارد میدان شدند/اگر مردم درسال ۴۲ پیروز میشدند کادر لازم برای تشکیل یک حکومت اسلامی وجود نداشت/ عامل اصلی و موتور محرکه نهضت و انقلاب اسلامی عامل مذهب بود زمانی که مردم ندای اسلام را از آن سرچشمه واقعی شنیدند آن موقع بود که اعتماد کردند و وارد میدان شدند. در قیام ۱۵ خرداد چون مقدمات و زمینه کافی فراهم نبود فقط بخشی از مردم وارد میدان شدند مثلاً قشر تحصیلکرده و دانشگاهی هنوز آمادگی ورود به این نهضت را نداشت و فرضاً اگر مردم سال ۴۲ پیروز میشدند کادر لازم برای تشکیل یک حکومت اسلامی وجود نداشت. در سال ۵۷ میبینید که قشر دانشگاهی و تحصیلکرده به راحتی وارد میدان شدند و این نتیجه تلاشهای برخی علما و روشنفکران مسلمان بود که به نظر من در رأس آنها شهید مطهری بود. افرادی مثل مهندس بازرگان، آیتالله طالقانی و دکتر شریعتی (علیرغم انتقادهایی که به وی هست) نیز در ایجاد شور و هیجان و این که قشر دانشگاهی به صحنه بیاید و به نهضت و انقلاب بپیوندد نقش داشتند. بنابراین آن عامل اصلی و موتور محرکه نهضت و انقلاب اسلامی عامل مذهب بوده و محرومیتهای مادی در اولویت دو و سه قرار دارد. * در آغاز نوروز سال ۱۳۵۵ که تاریخ به ۲۵۳۵ شاهنشاهی تبدیل شد، شهید مطهری گفت اگر مردم میفهمیدند چه اتفاقی افتاده به جای عید عزا میگرفتند آنچه که مردم را خیلی سریع وارد میدان کرد این بود که عواطف مذهبی مردم جریحهدار شده بود. مثلاً تغییر تاریخ اسلامی به تاریخ شاهنشاهی، تأثیر شگرفی داشت در ورود مردم به صحنه انقلاب و یک اشتباه بزرگ شاه بود. شاه تقریباً خیالش از ناحیه هر دو گروه چپ و مذهبی راحت شده بود، هم از کمونیستها دیگر ترسی نداشت و فکر میکرد که همه را سرکوب کرده و هم از مبارزان مسلمان که فکر میکرد همه سرکوب شدهاند و دیگر کسی باقی نمانده، لذا با خیال راحت آمد تاریخ هجری اسلامی را تبدیل به تاریخ شاهنشاهی کرد.آن روزها شاید مردم متوجه نشدند که چه اتفاق بزرگی افتاده ولی به مرور که اینها برای مردم توضیح داده شد مردم تازه بیدار شدند. یادم هست که در آغاز نوروز سال ۱۳۵۵ که تاریخ ما به ۲۵۳۵ شاهنشاهی تبدیل شد، پدرم میگفتند اگر مردم میفهمیدند چه اتفاقی افتاده است، امسال به جای عید عزا میگرفتند. اشاعه فساد و فحشاء در کشور که سیاست رژیم شاه بود عامل دیگر حرکت اسلامی در سطح جامعه بود. اشاعه این مفاسد با طبیعت خیلی از افراد ممکن است سازگار باشد ولی وقتی به نقطه افراط میرسد حتی خیلی از افراد غیر مذهبی یا سهلانگار در امور دینی هم حاضر نیستند که مثلاً بچههایشان به هر امکانی دسترسی داشته باشند، چون آنها هم برای خودشان ضوابطی دارند. در دوران شاه فساد و فحشاء رو به گسترش بود. مخصوصاً اشرف، خواهر دوقلوی شاه، تأکید زیادی بر این موضوع داشت. در سال ۵۶ اینها تصمیم داشتند که از ورود دختران محجبه به دانشگاهها جلوگیری کنند و حتی تصمیم داشتند در تهران دبیرستانهای مختلط تأسیس کنند. یک برنامه حساب شده برای اشاعه فساد و فحشاء وجود داشت که البته چون دیگر نهضت شروع شده بود موفق به این کارها نشدند. * رژیم شاه از قدرت روحانیت غافل بود/ هنر امام این بود که اساساً دخالت در سیاست را به عنوان یک تکلیف شرعی معرفی کردند معتقدم رژیم شاه از قدرت روحانیت غافل بود. این رژیم، ظاهر جامعه را میدید و خطری احساس نمیکرد ولی لطف خفی الهی در قضیه رحلت فرزند امام شامل حال ملت شد و در تهران مراسمی برگزار شد و به دنبال آن مقاله توهینآمیز نسبت به امام نوشته شد، بعد در قم حرکتی ایجاد شد. خلاصه با حوادث مربوط به فوت حاج آقا مصطفی خمینی در واقع وجدان مذهبی مردم یکدفعه بیدار شد. روحانیت هم با اینکه تشکیلات رسمی مثل احزاب نداشت ولی عملاً در کل کشور در همه شهرها و روستا پخش شده بود. اینها همه دست به کار شدند و مساجد و منابر نقش بسیار قوی داشتند. روحانیت قدرت موجآفرینی فراوانی داشت و در واقع توده مردم و به دنبال آن قشر دانشگاهی وارد میدان شدند و هنر امام این بود که اساساً دخالت در سیاست را به عنوان یک تکلیف شرعی معرفی کردند؛ یعنی همین طور که ما مکلف هستیم نماز بخوانیم و روزه بگیریم و احکام دینی را اجرا کنیم، دخالت در سرنوشت خودمان و جامعهمان هم یک وظیفه دینی است نه اینکه دلبخواهی و یک امر تفننی باشد. امام اینطور به مردم القا کردند که اساساً مشارکت سیاسی یک وظیفه دینی است و بانوان هم چنین وظیفهای دارند و حضور خانمها در تظاهرات را امام نه تنها منع نکرد بلکه لازم دانست. این حرکتها در تشدید نهضت اسلامی بسیار موثر بود و لایه زیرین جامعه خودش را نشان داد. * غربی ها در سال ۵۵ اعلام کردند که تهران در بی حجابی از ما جلو افتاده اگر کسی در دوره شاه حدود سال ۵۵ و ۵۶ ظاهر جامعه را نگاه میکرد و اگر شمال تهران را ملاک قرار میدادیم ما یک جامعه شبه اروپایی مثل لندن و پاریس داشتیم. در مسئله بیحجابی، خود غربیها اعلام کردند که تهران از ما جلو افتاده است. یادم هست دو هنرپیشه ایتالیایی به تهران آمدند و استقبالی از آنها در فرودگاه مهرآباد شد که بینظیر بود و خود اینها گفتند که ما به کشورهای زیادی رفتهایم ولی در هیچ جا مثل تهران از ما استقبال نشد. بعد حالا در مراسمی که در تهران داشتند چه فجایعی رخ داد و چه کارهایی شد به جای خود، که بعد اینها گفته بودند درخواست میکنیم اقامت ما در تهران یک هفته تمدید شود. میخواهم بگویم یک حالت خودباختگی نسبت به غرب و اروپا در بخشی از جامعه قبل از انقلاب ما وجود داشت. ظاهر این بود و کسی که ظاهر جامعه را میدید وقوع یک نهضت اسلامی در این کشور را محال میدانست. ولی لایههای زیرین جامعه دیده نمیشد و اعتقاد مذهبی مردم و قدرت روحانیت زمینه ظهور و بروز پیدا نکرده بود. وقتی امام ندا سر داد که این وظیفه همه است که وارد میدان شوند و حضور مردم در صحنه انقلاب را یک تکلیف شرعی تلقی کردند، میبینید که به یکباره این جمعیت مذهبی به خیابان آمدند و خانمهای چادری که اصلاً به چشم نمیآمدند حضوری چشمگیر در انقلاب پیدا کردند. * اگز شاه حرمت اسلام را نمی شکست و تاریخ را تغییر نمی داد انقلاب به این زودی به پیروزی نمی رسید معتقدم که اگر رژیم شاه این دو خطا را نمیکرد، اولاً تا حدودی حرمت احکام اسلام را نگاه میداشت و ثانیاً تاریخ هجری شمسی را به تاریخ شاهنشاهی تبدیل نمیکرد، انقلاب ما به این زودی به پیروزی نمیرسید و سرنگونی شاه به این راحتی رقم نمیخورد. شاه اگر سیاست به خرج میداد و مقداری رضایت روحانیت را در این زمینهها به دست میآورد، کار نهضت اسلامی خیلی سختتر میشد. - آیا شما ریشه انقلاب را فرهنگی میدانید و مسائل اقتصادی و سیاسی را جزو عوامل اصلی نمیدانید؟ * نهضت اسلامی ما یک حرکت پیامبرانه بود «مطهری»: بله. ریشه انقلاب، فرهنگی بود و مسائل اقتصادی و سیاسی در درجات دوم و سوم قرار داشتند. محرومیتهای مادی، همچنین استبداد و نبود آزادی را عوامل درجه دو و سه حدوث انقلاب میدانم. شما در انقلاب دیدید که اصلاً اینطور نبود که صرفاً قشر محروم حضور داشته باشد. در انقلاب ما همه اقشار، هم قشر مرفه و بالا شهری و هم پایین شهری بودند یعنی همه وارد شده بودند و اصلاً هنر اسلام همین است. در صدر اسلام هم همین طور بوده. اساساً نهضت اسلامی ما یک حرکت پیامبرانه بود و با فطرت الهی مردم سر و کار داشت و آن خودآگاهی الهی مردم را بیدار و زنده کرد. در صدر اسلام نیز کسی مثل مصعب از یک خانواده ثروتمند بود و بعد به اسلام گرایش پیدا کرد و پیغمبر او را به عنوان مبلّغ به مدینه فرستاد. پس انقلاب صدر اسلام هم منحصر به محرومین نبود. البته محرومین همیشه آمادهترند چون دلبستگیهایشان به دنیا کمتر است و آمادگی و انگیزه بیشتری دارند ولی انقلاب ما با انقلاب مثلاً اکتبر روسیه که در آن صرفاً مسئله حقوق و محرومیتهای مادی و عدالت مطرح بود متفاوت است. - شما میگویید شاه استقلال سیاسی نداشته. سوال این است: چرا استقلال سیاسی نداشت؟ در طرف مقابل رسانههای معاند میگویند که شاه وابسته نبوده و حتی یک تنه جلوی اوپک ایستاد و قیمت را بالا نگه داشت و در تعطیلات زمستانی در سوئیس، وزرای خارجه کشورهای قدرتمند جهان به شاه مراجعه کردند که قیمت نفت را تعدیل کند و شاه باز هم قبول نکرد. یک چنین تصویر مقتدر که با تفسیر ما که میگوییم شاه یک عنصر وابسته بود خیلی فاصله دارد. این را تفسیر کنید. * شاه مثل صدام بلند پروازی هایی داشت/آمریکا در تمام زمینه ها دخالت مستقیم داشت «مطهری»: ممکن است شاه در جایی یک خودی نشان داده باشد ولی به طور کلی اینکه نفت ما را میبردند و در مقابلش اسلحه میدادند یا ما را ژاندارم منطقه کرده بودند و دستور میدادند که فلان جا مثلا ظفّار نیرو بفرستید یا در حوزه اقتصاد دخالت میکردند که شما امسال این مقدار گندم باید بکارید و این مقدارش را باید از آمریکا وارد کنید یا اینکه برنجتان باید چگونه باشد و... این دخالتهای مستقیم را داشتند و از نظر فرهنگی هم روشن است که دربست تسلیم غربیها بودند و سیاست آنها را اجرا میکردند. در جایی ممکن است شاه یک بلندپروازی داشته است، همان طور که صدام آدمی بود که بلندپروازیهایی داشت و یک نوکر حلقه به گوش به این معنا که کاملاً مطیع باشد نبود. به خیال خودش میخواست قوم عرب را به آقایی برساند، تصمیم گرفت کویت را بگیرد که جلوی وی ایستادند. - نکته خوبی گفتید، مهمترین و اصلیترین عنصری که باعث ایجاد و شکلگیری انقلاب و تداوم جنبش شد عنصر دین بود. نقش جریان روشنفکری و جریان بالاخص ملی مذهبی در انقلاب چه بود؟ * نهضت آزادی در نهضت ما نقش داشت اما قدرت بسیج توده مردم را نداشتند/ حرکت روحانیت و حرکت روشنفکران مسلمان و گروههایی مثل نهضت آزادی در واقع مکمل یکدیگرند «مطهری»: روشنفکران مسلمان در حدوث انقلاب نقش داشتند. مثلاً نهضت آزادی چون صبغه اسلامی داشت قطعاً در نهضت ما نقش داشته است. از همان سالهای بعد از نهضت ملی شدن صنعت نفت اینها فعال شدند و مخصوصاً در بیداری و تحریک قشر تحصیلکرده و دانشگاهی نقش مهمی داشتند. روشنفکران مسلمان سهمی در نهضت اسلامی داشتند و زمینه را برای پیوستن قشر تحصیلکرده به امام فراهم کردند و این یک مسئلهای است که باید قبول کنیم که هر مقدار هم ادامه میدادند در نهایت نمیتوانستند توده مردم را وارد میدان کنند. من معتقدم حرکت روحانیت و حرکت روشنفکران مسلمان و گروههایی مثل نهضت آزادی در واقع مکمل یکدیگرند. البته روحانیت هم با قشر دانشگاهی مرتبط بود. افرادی مثل شهید مطهری در وسط میدان دانشگاه بودند اما قطعاً افرادی مثل آقای بازرگان نیز در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام نقش داشتند و نمیتوانیم نقش آنها را نادیده بگیریم. - میگویند که زندانیان شاخص آن دوران مارکسیستها بودند. در دانشگاهها هم که مارکسیستها و کمونیستها و... شعبه و فعالیت داشتند و آنها بودند که مبارزه مسلحانه میکردند و کارهای جدی انجام میدادند. میگویند که شاید مثلاً دانشجوها میآمدند این وسط و کاری را انجام میدادند، اینها مسلمان بودند و ریشه در خانوادههای اسلامی داشتند اما تئوری مبارزه و آن کسی که آن وسط میدان عملیات میکرد مخصوصاً توی دانشگاهها، کمونیستها و مارکسیستها و لیبرالها بودند چون آن موقع اسلام و روحانیت خیلی داخل دانشگاهها نبود که بخواهد تئوری به دانشجویان و حرکت جوانان بدهد. این را چطور تحلیل میکنید؟ * فعالیت گروه چپ در دانشگاهها برای تشکیل حکومت کمونیستی بود/در بین روحانیون افرادی داشتیم که گرایش به مارکسیسم داشتند/برخی ها کمونیست ها را رقیب نهضت می دانستند «مطهری»: گروههای چپ در دانشگاهها فعال بودند ولی آنها در یک مسیر دیگری فعال بودند. آنها برای تشکیل یک حکومت کمونیستی فعالیت میکردند که اگر روی کار بیایند اساساً با مذهب مبارزه کنند. بنابراین ما آن حرکتها را اساساً تضعیف کننده نهضت اسلامی میدانیم. آنها مردم را میترساندند یعنی باعث میشدند که مردم وارد میدان نشوند چون مردم با خود میگفتند اگر بنا است حکومت دست اینها بیفتد همان بهتر که شاه بماند. این اواخر، مارکسیسم در بعضی از انقلابیون مسلمان نفوذ کرده بود. بین انقلابیون مسلمان عدهای بودند که میگفتند که ما مارکسیسم را به عنوان علم مبارزه پذیرفتهایم و ضمن اینکه مسلمان هستیم از مارکسیسم به عنوان یک ابزار برای مبارزه استفاده میکنیم. در حالی که این دو با هم سازگار نبود. کسی که مارکسیسم را بپذیرد اساساً دیگر دین و مذهب و خدا را نمیتواند قبول کند. حتی در بین روحانیون افرادی داشتیم که اینها گرایش به مارکسیسم داشتند و میگفتند ما باید با مارکسیستها همکاری کنیم زیرا هدف ما یکی است. تز اینها این بود که باید در سرنگونی شاه با هم همکاری کنیم و بعداً فکری به حال مارکسیسم خواهیم کرد. بعضیها میگفتند که ما یک دشمن داریم و یک رقیب، دشمن ما رژیم شاه است و رقیب ما کمونیستها. ما باید با این رقیب همکاری کنیم تا رژیم شاه سرنگون شود. ولی آن کسی که در داخل کشور محکم در مقابل اینها ایستاد شهید مطهری بود. ایشان می گفت ما دو دشمن داریم: شاه و کمونیستها. از همان ابتدای سال ۴۹ و ۵۰ که این بحثها شروع شده بود خیلی از انقلابیون مسلمان تفکرشان این بود که ما یک هدف مشترک داریم و باید شاه را سرنگون کنیم و بعد فکری به حال کمونیستها میکنیم. این یک مسئله مهمی شده بود و حتی بعضی از روحانیون بنام، طرفدار این تز بودند و میگفتند فعلاً وقت آن نیست که ما مثلا به مجاهدین خلق بپردازیم و وحدت را از بین ببریم. * شهید مطهری در سال ۵۶ گفت که به مردم بگوییم که راه ما از راه مجاهدین خلق جداست؛ شهید بهشتی مخالفت کرد و گفت نباید وحدتمان را از دست بدهیم/ امام فرمودند حق با مطهری است واسلام منهای روحانیت مثل مملکت بدون طبیب است در سال ۵۶ جلسه مشترکی بین جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران برگزار شد و بنا بود یک اعلامیه مشترک صادر شود تا برای مردم روشن گردد که هدف روحانیت از این نهضت اجتماعی چیست و اصلاً موضوع چیست. آنجا شهید مطهری فرمود ما از همین حالا باید اعلام کنیم که راه ما غیر از راه مجاهدین خلق است و غیر از راه طرفداران تز «اسلام منهای روحانیت» است. مرحوم آقای طاهری خرمآبادی میگوید آقای بهشتی آنجا مخالفت کرد و گفت ما نباید وحدتمان را از دست بدهیم و تا سرنگونی رژیم شاه باید وحدت داشته باشیم. اختلاف شد، یک عده طرفدار این نظر و یک عده طرفدار آن نظر شدند و نهایتاً نتوانستند اعلامیهای صادر کنند. آقای طاهری خرمآبادی میگوید که آنجا من مسئول شدم به نجف بروم و موضوع را با امام در میان بگذارم. با زحمت به نجف رسیدم و موضوع را به امام گفتم که دو نظر وجود دارد و... امام فرمودند حق با آقای مطهری است، ما از همین الآن باید راهمان را از اینها یعنی مجاهدین خلق و طرفداران تز «اسلام منهای روحانیت» جدا کنیم و اسلام منهای روحانیت مثل مملکت بدون طبیب است. مسئله مجاهدین خلق مثل امروز این طور روشن نبود که امروز ما میگوییم «منافقین» و همه میدانند که داستان از چه قرار است. سال ۵۶ دوره جدید نهضت اسلامی تازه شروع شده بود، شاه هم در اوج قدرت بود. آن موقع حتی برای برخی انقلابیون اصیل مسئله حل نبود یعنی میگفتند فعلاً باید با هم باشیم تا شاه را سرنگون کنیم، بعد راهمان را جدا میکنیم. اما شهید مطهری میگفت از همین حالا باید راهمان را جدا کنیم. لذا ایشان اصلاً نقش مجاهدین خلق و کمونیستها را منفی میدانند و میگویند بله برخی از اینها زحمت کشیدند، زندان رفتند و کشته دادند ولی ما نمیتوانیم اینها را شهید بنامیم چون کسی که خدا را قبول ندارد نمیتوان او را شهید نامید. در واقع اینها مانعی هستند در سر راه نهضت اسلامی چون مردم وحشت میکنند و میگویند اگر کمونیستها بخواهند سر کار بیایند ما کمک نمیکنیم. بنابراین درست است که اینها مبارزه کردند و زندانی دادند و شکنجه شدند ولی همه اینها به نظر من عامل بازدارنده و عقبگرد بود. - یک مسئله خیلی جدی و مهمی که مطرح است این است که آیا امام و انقلابیون و مشخصاً امام از قبل فکری برای تشکیل حکومت اسلامی با مدل فعلی و ولایت فقیه با این ساختار کرده بودند یا بعد از اینکه انقلاب پیروز شد این مدل حکومت را تشکیل دادند؟ * امام از قبل از نهضت طرح و برنامه های حکومت اسلامی و ولایت فقیه را داشتند/ امام کادر خیلی خوبی داشت «مطهری»: شهید مطهری در سال ۵۵ سفری به نجف داشت و در این سفر با امام و برخی دیگر از مراجع مثل آیتالله خوئی ملاقاتهایی داشتند و درباره مسائل حوزه علمیه قم و نهضت اسلامی تبادل نظر کردند که سفر موفقی بود. بعدها خیلیها نقل کردند که بعد از اینکه شهید مطهری به تهران بازگشت عدهای را خواست و پیغام امام را به آنها رساند که امام فرمودند ریشه این شجره خبیثه از خاک بیرون مانده و فقط یک حرکت و یک وحدت و اتحاد لازم است تا این ریشه را از خاک بیرون بیاوریم. این نشان میدهد که احساس این بوده که سرنگونی رژیم شاه نزدیک است و طبعاً امام با آن بحثهای حکومت اسلامی و ولایت فقیه که سالها قبل القا کرده بودند طرح و برنامه داشتند. ایشان در آن بحثها ضرورت وجود حکومت اسلامی را اثبات کردهاند که اساساً اجرای برخی احکام اسلامی بدون حکومت اسلامی امکانپذیر نیست. همچنین به سیره پیغمبر اکرم استناد کردهاند. علاوه بر این، امام کادر خیلی خوبی داشت. ایشان در سالهای ۵۶ و ۵۷ روحانیون عالم روشنفکر بسیار خوبی به عنوان بازوهای بسیار توانا داشت. امام اگر در ایران نبود، به جای خود کسانی مثل آیتالله مطهری و منتظری و آیتالله صدوقی و آیتالله بهشتی را داشت. کسانی مثل آقای هاشمی، رهبر انقلاب و مرحوم آقای مهدوی کنی و سایر روحانیون باسواد روشنبین و توانا همراه امام بودند. در شهرستانها روحانیونی مثل آیتالله دستغیب، آیتالله اشرفی اصفهانی و آیتالله قاضی طباطبایی وجود داشتند. بنابراین امام مقدمات و ابزارهای لازم برای تشکیل حکومت اسلامی را در اختیار داشت. حال امام با این کادر خوبی که داشت، مینشیند فکر کند که میخواهدچه بکند؟ کسی مثل شهید مطهری کنار ایشان است و امام روی شهید مطهری خصوصا به عنوان پشتوانه حوزههای علمیه خیلی حساب کرده بودند. امام حسابشده به میدان آمد. از طرف دیگر بین روشنفکران افراد زیادی طرفدار امام بودند. بازرگان، امام را قبول داشت. اینکه در اجرا اختلاف نظر پیدا کردند بحث دیگری است ولی در مجموع امام را قبول داشت. در قشر دانشگاهی ایشان هواداران زیادی داشتند. لذا امام خیلی حسابشده کار کرد و بیگدار به آب نزد. اینکه اصل ولایت فقیه از همان ابتدا میخواست به شکل ولایت مطلقه فقیه باشد خیلی روشن نیست چون ظاهراً امام پیشنویس قانون اساسی را که اصل ولایت فقیه در آن نبود پذیرفته بودند ولی بعد در مجلس خبرگان اضافه شد. شاید امام فکر میکردند که این اصل بین مردم پذیرفته است و نیازی نیست که در قانون اساسی بیاید چون بالاخره مردم این مسئله را قبول دارند. به هرحال اینطور نیست که بگوییم با پیروزی انقلاب اینها غافلگیر شدند. البته در اینکه انقلاب زود پیروز شد تردیدی نیست. خیلیها و شاید حتی خود امام فکر میکردند که انقلاب به این زودیها پیروز نمیشود ولی خب مردم به آن شکل به میدان آمدند و این نهضت در همه ارکان و پایههای نظام پهلوی حتی ارتش رسوخ کرد. اما اینکه بگوییم هیچ طرحی نداشتند نه، قطعاً طرحی وجود داشت. - چه شد که با پیروزی انقلاب همان کسانی که بعضاً با امام زاویه اندکی داشتند آمدند و حکومت را به دست گرفتند یعنی امام اینها را برای دولت موقت منصوب کرد. من جایی خواندم که پیشنهاد انتصاب بازرگان از طرف شهید مطهری بود. * سحابی در آبان ۵۷ پیشنهاد داد که ولیعهد جای شاه را بگیرد تا از بن بست خارج شویم «مطهری»: مهندس بازرگان و دکتر سحابی شاید فکر نمیکردند که بتوانند شاه را سرنگون کنند. اگر احساس میکردند که میتوانند سرنگون کنند طبعا طرفدار همین کار بودند و همان روش امام را پیش میگرفتند. فکر میکردند که سرنگونی شاه امکانپذیر نیست لذا میگفتند که شاه سلطنت کند نه حکومت. حتی من یادم هست در مهر یا آبان سال ۵۷ یک روز من همراه پدرم منزل دکتر سحابی بودیم. در آنجا ایشان پیشنهاد میداد که برای خروج از بنبست موجود، شاه برود و ولیعهد جانشین او شود. او میگفت این موضوع با امام مطرح شود تا ما از این بنبست خارج شویم. این پیشنهاد به این دلیل بود که اساساً اینها فکر پیروزی نهضت را و اینکه رژیم شاه بتواند ساقط شود نمیکردند. یعنی فکر میکردند که آمریکا اصلاً اجازه نمیدهد این موضوع اتفاق بیفتد. نه اینکه اینها با ساقط شدن شاه مخالف بودند بلکه فکر میکردند که امکانپذیر نیست. بنابراین مخالف راه امام نبودند ولی نظرشان در واقع این بود که چون راه امام نشدنی است بنابراین فشار بیاوریم تا شاه سلطنت کند نه حکومت، یعنی حکومت مشروطه واقعی داشته باشیم و شاه یک مقام تشریفاتی باشد و قانون رعایت شود. قانون اساسی مشروطه قانونی مترقی بود و اگر درست اجرا میشد همان هم خیلی از خواستهها را برآورده میکرد. * تاکید امام و شهید مطهری برای دولت موقت این بود که روحانیون پست اجرایی دولتی نگیرند در آن دوره این طور نبود که افراد زیادی بودند که شایسته پست ریاست دولت موقت باشند. تصمیم بر این بود که روحانیون پست اجرایی نگیرند. این امر، هم تأکید امام بود و هم تأکید شهید مطهری. اینها به شدت معتقد بودند که روحانیون پست اجرایی دولتی نگیرند و روحانیت همچنان در کنار مردم باشد و استقلال خود از دولتها و آن قدرت هدایت و نظارت بر دولتها را همچنان حفظ کند و روحانیون کار خودشان را انجام بدهند. بنابراین باید از بین غیر روحانیون کسی انتخاب میشد و در بین غیر روحانیون بهتر از بازرگان از نظر سابقه مبارزه و علم و تقوا و مدیریت اجرایی نداشتیم. * بازگان یک شخصیت معتدل بود و انتخابش حساسیت غربی ها را کمتر می کرد «مطهری»: بازرگان انسان بسیار متدینی بود. اهل نماز شب بود و امام این چیزها را میدانست و از این نظرها ایشان را قبول داشت. در ضمن بازرگان سابقه وزارت در دولت مصدق را هم داشت. البته به نظر من یک تبلیغ خوبی هم بود. قبل از پیروزی انقلاب وقتی ایشان معرفی میشد همه بازرگان را به عنوان یک شخصیت معتدل میشناختند و حساسیت غربیها کمتر میشد و طبعاً مقاومت کمتری در مقابل انقلاب میکردند. به علاوه در آن زمان بختیار که از مبارزان جبهه ملی بود و ارتباطاتی با بازرگان داشت نخست وزیر بود که طبعاً امکان همکاری بختیار بیشتر میشد. در مجموع به نظر من انتخاب و تدبیر خوبی بود برای دولت موقت. اصطکاک بازرگان با امام خیلی زود شروع شد. بازرگان تقریباً معتقد بود که امام در امور اجرایی دخالت نکنند و در این حوزه دولت را آزاد بگذارند. ولی طبیعت انقلاب به گونهای بود که آن اوایل لازم بود در جاهایی امام وارد شود و شرایط آن روز یعنی آن شورشها و حرکتهایی که در گنبد و کردستان رخ داد امام را مجبور میکرد ورود کند. * شهید مطهری در روز شهادتش گفت که امام از بازرگان راضی نیست و همین روزها دولت را تغییر می دهیم روزی که شهید مطهری در شب آن روز شهید شد، سر سفره ناهار صحبت از بازرگان شد. ایشان گفتند امام خیلی از آقای بازرگان راضی نیست و همین روزها میخواهیم دولت را تغییر دهیم. معتقدم اگر شهید مطهری بود همان ایام تغییر صورت میگرفت و یا بالاخره هماهنگی ایجاد میشد و کار به تسخیر سفارت آمریکا نمیرسید. - اگر ماجرای تسخیر لانه جاسوسی اتفاق نمیافتاد باز هم دولت استعفا میکرد؟ «مطهری»: ظاهراً علت اصلی استعفای دولت موقت همین بود. - نسبتِ وضع موجود (چه به لحاظ ساختاری و چه از نظر افرادی که الآن مسئولیت اجرایی و غیر اجرایی دارند) با شرایط انقلاب از نظر ایدهها و آرمانها و با آنچه که برایش انقلاب کردیم چیست؟ «مطهری»: انقلاب ما آرمانهایی داشت که در یک کلام اسلام بود و میخواست اسلام را مستقر کند، حکومت اسلامی را تشکیل دهد و بعد هم گسترش دهد. این انقلاب از ابتدا نمیخواست محصور در ایران باشد. ولی اگر بخواهیم این آرمانها را ریز کنیم باید بگوییم عدالت، استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و همینطور مسئله اخلاق و معنویت و حقوق مردم و ارتقای جایگاه واقعی زن از اهداف انقلاب ما بود. * تاثیر انقلاب ما در منطقه کاملا مشهود است/ امروز دنیا نمیتواند تصمیمی درباره خاورمیانه بدون حضور ایران بگیرد اگر بخواهیم ارزیابی کنیم باید ببینیم در این آرمانها چقدر پیش آمدهایم. در مسئله گسترش نهضت اسلامی که گاهی با عنوان صدور انقلاب مطرح میشود توفیقات خوبی داشتیم. تأثیری که منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی از انقلاب ما پذیرفتهاند کاملاً مشهود است. قدرتی که جمهوری اسلامی در منطقه خاورمیانه دارد کاملاً مشهود است. امروز دنیا نمیتواند تصمیمی درباره خاورمیانه بدون حضور ایران بگیرد. اینها پیشرفتهایی است که حاصل شده است. امروز وضعیت اسرائیل را با زمان انقلاب مقایسه کنید که واقعاً چقدر تغییر کرده است. در آن دوره با یک تشر، همه کشورهای اسلامی عقبنشینی میکردند و اسرائیل با یک حمله، خاک شش کشور عربی را میگرفت ولی امروز نمی‎تواند از جایش تکان بخورد و نگران این است که یک وقت به وی حمله نشود و میداند که اگر حمله کند متقابلا به وی حمله میشود. در بحث استقلال سیاسی طبعاً ما موفق بودیم. ایران شاید تنها کشوری در دنیاست که خودش برای خودش تصمیم میگیرد. دیگر سفیر آمریکا و انگلیس و روسیه برای ما تصمیم نمیگیرند. یا در استقلال اقتصادی، اینکه خودمان برای خودمان تصمیم میگیریم ارزشمند است. البته در مدیریت اقتصادی ضعفهایی داشتهایم ولی اینکه خودمان هستیم که برای خودمان تصمیم میگیریم و استقلال اقتصادی داریم ارزشمند است. * در خصوص استقلال فرهنگی پیشرفتهایی داشتهایم ولی در حد مطلوب نیستیم/ خودباختگی نسبت به فرهنگ غربی هنوز در برخی از ما وجود دارد/ مردم، هم از نظر تقید به احکام اسلامی و هم از نظر روحی و معنوی از بعد انقلاب دیندارتر شدند در خصوص استقلال فرهنگی و عدم خودباختگی فرهنگی نسبت به فرهنگهای بیگانه و خصوصاً فرهنگ غربی در مجموع موفق بودهایم و پیشرفتهایی داشتهایم ولی در حد مطلوب نیستیم. تأثیرپذیری از فرهنگ غربی و سبک زندگی غربی و خودباختگی نسبت به فرهنگ غربی هنوز در برخی از ما وجود دارد و مظاهرش را هم در سطح کشور میبینیم. در مسئله عدالت در توزیع امکانات و مواهب کشور در مجموع خوب بودهایم. آن مقداری که ما در طول این ۳۶ سال به روستاها رسیدیم بسیار خوب بوده و روستاها نسبت به دورة رژیم گذشته پیشرفت بسیار زیادی کردهاند ولی هنوز آن مقداری که به شهرهایی مثل تهران و چند شهر بزرگ دیگر رسیدگی میشود به شهرهای دیگر و روستاها رسیدگی نمیشود. در مسئله دین و معنویت هم در مجموع پیشرفت داشتیم، یعنی بر خلاف نظر بعضی افراد که میگویند بعد از انقلاب مردم دیندارتر نشدند من این را قبول ندارم. مردم، هم از نظر تقید به احکام اسلامی و هم از نظر روحی و معنوی در مجموع دیندارتر شدند ولی هنوز در میانه راه هستیم و به آن نقطه ایدهآل نرسیدهایم. - به همان نسبت که پیشرفت داشتهایم تهدیدات نسبت به ما خیلی بیشتر شده یعنی حملات فرهنگی نسبت به اوایل انقلاب افزایش یافته است. این را چگونه تفسیر میکنید؟ «مطهری»: بله ما در معرض تهاجم فرهنگی هستیم و این تهاجم بسیار جدی است، خصوصا که ابزارهای تهاجم فرهنگی بسیار کارآمدتر شده است. البته این ابزار در اختیار ما هم هست. در این بین دچار یک آسیبهایی هم شدیم. گاهی در عالم سیاست، اخلاق را رعایت نکردیم که اینها به اعتماد مردم آسیب میرساند. اگر ما باطن و ظاهرمان یکی نباشد، زبان و قلبمان یکی نباشد، حرفی بزنیم و جور دیگر عمل کنیم، مخصوصاٌ اگر مسئولان کشور این طور باشند، طبعاً در مردم ما اثر میگذارد. اگر برای خارج کردن رقیب از میدان سیاست از هر وسیلهای ولو نامقدس و نامشروع استفاده کنیم اعتماد مردم کم میشود. - به نظر شما ایراد از ساختار است یا ایراد از افراد است؟ «مطهری»: ایراد از ساختار نیست بلکه از افراد است. باید به مسئله معنویت و خلوص نیت اهمیت بیشتری بدهیم. همانطور که اصل انقلاب از روی خلوص نیت انجام شد ادامهاش هم باید همینطور باشد. جملهای از شهید مطهری هست که میگویند یک انقلاب مذهبی اگر از خلوص نیت و اخلاق و معنویت دور شود زود از بین میرود چون اساساً از همان ابتدا با ادعای اخلاق، معنویت، دین، خدا و پیغمبر به میدان آمده و وقتی آن خلوص نیت را از دست بدهد زود آسیب میبیند. * در رقابتهای سیاسی نباید اخلاق را زیر پا بگذاریم/ قتلهای زنجیرهای که پیش آمد، ناشی از اشتباه در منطق "حفظ نظام" بود/ نوع برخورد ما با مخالفان و منتقدان گاهی خشونتآمیز بوده است در رقابتهای سیاسی، اخلاق را زیر پا نگذاریم. از وسیله نامقدس برای هدف مقدس استفاده نکنیم. گاهی ما اشتباه میکنیم و فکر میکنیم برای حفظ نظام میتوانیم از هر وسیلهای استفاده کنیم، در حالی که واقعاً اینطور نیست. نمیتوانیم دروغ بگوییم، نمیتوانیم آبروی مردم را ببریم، نمیتوانیم ظلم بکنیم. اینها آفات و آسیبهایی است که به انقلاب ما وارد شده است. نگاهمان به حفظ نظام باید عوض شود. آن مأموری که فکر میکند با شکنجه و قتل ستار بهشتی به نظام خدمت میکند باید بداند که خیانت میکند. نیاز به چنین کارهایی نیست. ما نمیگوییم که قصد آن مأمور کشتن ستار بهشتی بوده ولی نباید این طور فکر کند که با این عمل خود در حال دفاع از نظام است. اینها متأسفانه در انقلاب ما پیدا شد. مثلاً قتلهای زنجیرهای که پیش آمد، ناشی از اشتباه در منطق حفظ نظام بود و از جمله آسیبهایی است که باید اصلاح کنیم. در بحث آزادی بیان، در برخی مقاطع انقلاب خوب عمل کردیم و قابل قبول بوده ولی در برخی مقاطع هم خوب عمل نکردیم. نوع برخورد ما با مخالفان و منتقدان گاهی خشونتآمیز بوده است. - خوب عمل کردن در چه دورهای بود؟ «مطهری»: مسئله آزادی بیان در دوره اصلاحات در مجموع خوب بود. - شما یکی از منتقدین دولت اصلاحات بودید. «مطهری»: انتقاد من به نوع نگاه دولت اصلاحات به مسائل فرهنگی بود ولی نمیگفتیم که نگویید و حرف نزنید، اگرچه افراط هم شد و در مواردی سوءاستفاده هم کردند. - از ابتدای مصاحبه گفتید که انقلاب، بیشتر فرهنگی بود و کمی جلوتر روی اخلاق تأکید میکنید. چه فکری باید به حال این دو مقوله کرد. آیا این دو مقوله واقعاً پاشنه آشیل است؟ یعنی ممکن است الآن از مسئله فرهنگ ضربه بخوریم؟ * در حال حاضر یک گروه میخواهند" تجددگرایی افراطی"را در کشور ترویج دهند «مطهری»: ضربه فرهنگی از دو جهتِ تغییر سبک زندگی و عدم وجود آزادی بیان حادث میشود. اگر تجربه آندلس در کشور ما زنده شود و ما کمکم بخواهیم مسائل خانوادگی را ناچیز جلوه دهیم، روابط آزاد را ناچیز جلوه دهیم، مسئله پوشش و حجاب را ناچیز جلوه دهیم و احکام اسلام را به اصطلاح بخواهیم باب طبع زمان کنیم و بگوییم که دنیای امروز نمیپسندد یعنی همان تعبیر «تجددگرایی افراطی» که شهید مطهری به عنوان یکی از آفتهای نهضت اسلامی نام میبرد، ممکن است نهضت دچار مشکل جدی شود. در حال حاضر یک گروه میخواهند همان روش قبل از انقلاب را در کشور ترویج کنند، با این بیان که اصلاً روش درست این است که همه راحت و آزاد باشند و اختلاط باشد، زن و مرد راحت باشند وحجاب اختیاری باشد. از این گروه یک عده هستند که واقعاً از روی عقیده این حرفها را میزنند و میگویند که سبک غربی بهتر است و عدهای هم از روی هوس. ولی اکثر مردم میگویند که احکام اسلام باید رعایت شود و سبک زندگی خودمان را باید داشته باشیم. این نزاع همچنان جریان دارد. * اجازه بدهیم درباره مسئله حصر حرف زده شود؛ حتی اگر آن حرف اشتباه باشد آسیب دیگر این است که ما به مسئله آزادی بیان اهمیت کمی بدهیم و برخورد خوبی با منتقد نداشته باشیم. اینها همه آسیبهای فرهنگی است. این از آرمانهای انقلاب بوده که گفتیم هر کسی آزاد است حرف خودش را بزند. شهید مطهری قبل از پیروزی انقلاب میگوید که در جمهوری اسلامی حتی احزاب غیر اسلامی مجاز به فعالیت هستند، مشروط به اینکه با تابلوی خودشان فعالیت کنند و از اسلام به عنوان وسیله استفاده نکنند. امام(ص) قبل از پیروزی انقلاب گفتند که در جمهوری اسلامی کمونیستها هم آزادند که حرفشان را بزنند. اگر شما آن حرفها را با آنچه عمل شده و میشود مقایسه کنید میبینید امروز اینگونه نیست و ما در موارد زیادی جلوی آزادی بیان را میگیریم. من نامهای نوشتم به رئیس قوه قضائیه و در آن نامه سخن ایشان را که حصر خانگی مطابق با قانون اساسی است نقد کردم و دلیل آوردم که این کار خلاف قانون اساسی است و حصر در شرایط عادی در حالی که دیگر آشوبی نیست نیاز به حکم قضایی دارد. اما روزنامهای را به خاطر چاپ این نامه توقیف کردند و یا تذکر دادند. این یک اظهار نظر است، حتی اگر غلط باشد هر کسی باید آزاد باشد که حرفش را بزند. اینکه بگوییم حصر تصمیم نظام است و بنابراین هیچ کس نمیتواند حرفی بزند، این حرف غلطی است. ما باب گفتگو را نبندیم و مثل قضیه هلوکاست در غرب نشود که هیچ کس حق ندارد تحلیل متفاوتی داشته باشد و همه باید یک چیز بگویند. ما میگوییم اینها برای انقلاب آسیب است و اینکه تصور شود با جلوگیری از آزادی بیان به نظام خدمت میشود امر نادرستی است. * هنوز نمی دانم که برای مجلس آینده کاندید می شوم یا نه/اکثریت مجلس آینده اصلاح طلب نخواهند بود/ تیپ ما که تفکرش از نظر سیاسی به دولت نزدیکترست، کم است «نسیم»: اگر این اظهار نظر باعث تهدیدات امنیتی و یا باعث جنجال و آشوب شود، آنوقت چه اتفاقی میافتد؟ یک عده بعد از اصرار شما روی موضوع رفع حصر این ذهنیت برایشان به وجود آمد که آقای مطهری برآوردش این است که مجلس آینده قرار است متمایل به چپ شود و از الآن دارد پالسهایی به جامعه میدهد، تفسیر شما از این دیدگاه چیست؟ «مطهری»: اولاً این گونه اظهارنظرها باعث تهدید امنیتی نیست و مردم ما از رشد کافی اجتماعی و سیاسی برخوردارند. ثانیاً اصلاً مشخص نیست که من در مجلس بعد کاندیدا شوم یا نشوم. خودم هنوز نمیدانم که میخواهم بیایم یا نه. علاوه بر این با نوع رفتاری که شورای نگهبان دارد احتمال اینکه یک مجلس با اکثریت اصلاحطلب تشکیل شود ضعیف است. شاید یک اقلیت قوی اصلاحطلب به مجلس راه پیدا کنند اما اینکه بگوییم مجلس آینده اکثریت اصلاحطلب خواهد داشت قاعدتاً اینطور نخواهد شد. تیپ ما که تفکرش از نظر سیاسی به دولت نزدیکتر و از نظر فرهنگی کمی فاصله دارد به طور کلی کم هستند. بالاخره یا اصلاحطلب هستند یا اصولگرا ولی این تیپ کم هستند. من مرزبندی اصلاحطلب و اصولگرا را خیلی قبول ندارم. فضا باید باز باشد. البته در این فضای باز بالاخره شروطی هم باید رعایت شود. این طور نباشد که کسی توهین کند. اگر کسی نظری مخالف نظر رهبری دارد باید بتواند حرفش را بزند اما با حفظ احترام و جایگاه ایشان. همانطور که خود ایشان هم چند ماه پیش در دیدار با دانشجویان گفتند که یک عده فکر کردهاند فقط باید حرفهای من را تکرار کنند نه، هر کسی حرف خودش را بزند. ایشان این را با صراحت گفتند. * رفع حصر شود؛ اگر دوباره آشوب به پا کردند، خود من جلویشان میایستم نسیم: برگزاری دادگاه سران فتنه ممکن است جامعهای را که پس از ۵ سال بعد از فتنه به یک آرامش رسیده متشنج کند. «مطهری»: این چه آرامشی است که برخی رجال جامعه هم به حصر اعتراض دارند ولی جرأت نمیکنند بگویند. در محافل خصوصی، بسیاری میگویند حرفهای شما را قبول داریم ولی نمیتوانیم بگوییم. این که فایده و ارزشی ندارد که بترسند و نتوانند نظر خودشان را بگویند. حرف من این است که حصر در شرایط ویژه و اضطراری اشکالی ندارد که وقتی کشور در حال آشوب است، فردی را یک مدتی جدا از جامعه قرار میدهند تا فضا آرام شود. اما بعد از اینکه جامعه آرام شد یا باید آزاد شود یا محاکمه. اگر بنا است حصر ادامه پیدا کند باید با حکم قضایی باشد. از آزادی آنها نباید بترسیم. به عنوان نمونه آیتالله منتظری آزاد شد، هیچ اتفاقی هم نیفتاد. اگر نمیخواهند این افراد را محاکمه کنند، آزادشان کنند. همین چهار پنج سالی که در حصر بودند که بدتر از حبس است به عنوان مجازاتشان محسوب شود. هیچ اتفاقی نمیافتد. فرض کنید ۱۰ روز، عدهای برای دیدن اینها بروند و بعد هم هیچ خبری نمیشود. مگر آقای منتظری آزاد شد اتفاقی افتاد؟ اگر بعد از آزادی به فرض محال بخواهند آشوبی ایجاد کنند اولین کسی که در مقابل آنها خواهد ایستاد خود من هستم. خود آنها پیغام دادهاند که ما به دولت کمک میکنیم. - در حوزه فرهنگ به معنای خاص نگرانی جدی داریم. موضعگیری‎های شما در این حوزه مشخص است و با هیچ کسی هم تعارف نداشتید. اگر بخواهیم این دغدغه را خیلی پررنگتر کنیم چکار باید کنیم؟ رهبری اسم سال را فرهنگ میگذارد در صورتیکه همه پیشبینیها بر این است که ایشان سال را اقتصادی و در حول مذاکرات نامگذاری کنند. مراجع در مورد فرهنگ خیلی حساس هستند. روی این قضیه بدنه اجرایی کشور، بدنهای از سیاسیون گرفته تا متولیان فرهنگ مثل وزارت ارشاد و حتی حوزه علمیه هیچ نسبتی با این هشدار ندارند. شما به عنوان عضو کمیسیون فرهنگی و به عنوان یک شخصیت دغدغهمند یک راهکاری پیش رو بگذارید که واقعاً چه باید کرد؟ «مطهری»: فرهنگ چیزی است که بخش عمدهاش باید با اختیار خود مردم انجام شود. باید کاری کنیم که مردم به میل و رغبت این مسیر را انتخاب کنند. بخش زیادی از این وظیفه به مربیهای جامعه بر میگردد که شامل روحانیت میشود و روحانیت در اینجا نقش اساسی دارد. این وظیفه متوجه آموزش و پرورش، آموزش عالی، صدا و سیما و پلیس هم میشود، چون پلیس هم یکی از مربیهای جامعه است. *روحانیت باید در بحث فرهنگ ورود کند ضمناً فرهنگ، منحصر به حجاب نیست، شامل رعایت رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و آشغال پرت کردن از داخل خودرو هم میشود، شامل نوع معاشرتی که ما با هم در سطح جامعه داریم هم میشود، شامل عبوس بودن و شاد نبودن مردم ما هم میشود. این مسائل را با گفتن و موعظه و آموزش در مساجد و منابر و صدا و سیما و مدارس و دانشگاهها تا حد زیادی میتوان حل کرد. روحانیت باید وارد این فضا شود که متأسفانه نمیشود. گاهی افرادی وارد این حوزه میشوند ولی تعداد آنها کم است. در حوزه مسائل جوانان و مسائل اخلاقی و روابط دختر و پسر و مانند اینها باید با مردم راحت صحبت کنیم و این هم باز در درجه اول وظیفه روحانیت است. اگر روابط بین دختر و پسر زیاد شده و سن ازدواج بالا رفته اولاً علت اصلی آن این است که روابط آزاد زیاد شده یعنی فرد وقتی احساس کند که این نیاز خود را میتواند از راه روابط آزاد در سطح جامعه برطرف کند سراغ ازدواج نمیرود یعنی همان وضعیتی که در دنیای غرب حاکم است. تا مثلا ۳۵ سالگی با افراد مختلف هستند سپس با یک نفر ازدواج میکنند و این خیلی وضعیت بدی است که در حال رایج شدن در بین ما است. در درجه اول باید تسهیلاتی برای ازدواج دائم فراهم کنیم. میدانید که با این وضعیت اقتصادی و نیز آداب و رسوم غلطی که داریم ازدواج سخت است. پس یک عده این وسط میمانند که امکان ازدواج دائم برایشان نیست. بین بلوغ طبیعی تا بلوغ اجتماعی آنها ۱۰ سال فاصله است یعنی فرد در سن ۱۵ سالگی از نظر طبیعی بالغ شده و میل به جنس مخالف دارد ولی هنوز بلوغ اجتماعی ندارد، یعنی توان تشکیل خانواده ندارد. ده سال باید صبر کند. در این بین یکی با ورزش خود را مشغول میکند، یکی با درس و چندان احساس نیاز نمیکند. میرسیم به عدهای که احساس نیاز دارند. ممکن است که روابطی هم داشته باشند. بعد میبینیم خانوادهها هم اطلاع دارند که فرزندشان دوستی از جنس مخالف دارد که با هم مثلاً کوه میروند و میآیند. * ما جامعه را رها میکنیم و بعد میخواهیم جامعه منحرف نشود/ متأسفانه دولتها زیر بار نمیروند چون یک نگاهی همیشه به انتخابات آینده دارند و نگران این هستند که رأیشان کم بشود خیلی از خانوادهها نمیدانند که این یک راه شرعی هم دارد. به پدر و مادرآموزش دهیم که این ارتباطها در چارچوب شرع قرار بگیرد و ازدواج موقت صورت پذیرد، مدت و مهریه داشته باشد. باید این موضوع برای مردم و جوانان توضیح داده شود. راه حل این مسائل در خود اسلام وجود دارد ولی ما جامعه را رها میکنیم و بعد میخواهیم جامعه منحرف نشود. رسیدگی به این مسائل به مربیان جامعه مربوط میشود. روحانیت خیلی کم وارد این مسائل میشود. دین شامل این مسائل است و برای آنها راه حل دارد. در دین نباید به گفتن کلیات اکتفا نماییم یا دین را منحصر به سینهزنی و زنجیرزنی کنیم. اگر مردم احساس کنند که دین با غریزه آنها در تضاد است دین را رها میکنند و به دنبال غریزه میروند. همان اتفاقی که در اروپا افتاد. بخشی از این وظیفه که قسمت اجرایی آن است به عهده دولتهاست و متأسفانه دولتها زیر بار این وظیفه نمیروند چون یک نگاهی همیشه به انتخابات آینده دارند و نگران این هستند که رأیشان کم بشود. بالاخره قشر زیادی هستند که از این نظارتها مثلاً امر به معروف و نهی از منکر و... خوششان نمیآید ولی به نظر من اگر دولتی معتقد باشد که روش درست همان است که اسلام گفته و آن را مدبرانه اجرا کند، بسیاری از مشکلات فرهنگی قابل حل است. * معتقد نیستیم که همه زنان و مردان آن حجاب ایدهآل را باید داشته باشند/ در زمان حکومت امام زمان(عج) هم شاید این طور نشود/اصلاح طلبان مرا در زمینه طرح مساله ساپورت مسخره کردند برخی از مظاهر ناهنجاری فرهنگی که گاهی در سطح جامعه پیدا میشود قابل پیشگیری است مشروط به اینکه واقعاً ارادهای برای این کار وجود داشته باشد. ما معتقد به سختگیری نیستیم. مثلاً در همین مسئله حجاب معتقد نیستیم که همه زنان و مردان آن حجاب ایدهآل را باید داشته باشند زیرا اساساً امکان ندارد. در زمان حکومت امام زمان(عج) هم شاید این طور نشود ولی باید با آن پدیدههای ناهنجار مبارزه کرد. باید با پدیدههایی که تحریک کننده است و نظام خانواده را سست میکند مبارزه شود. ولی شما ببینید هر وقت کسی تصمیم میگیرد با این مصادیق مبارزه کند عدهای شروع میکنند به تمسخر و جوسازی. سال پیش من بحث ساپورت را مطرح کردم و گفتم کاری نکنید که این پوشش رسمیت پیدا کند. اصلاحطلبها شروع کردند به مسخره کردن که حالا فقط همین ساپورت مانده بود! این طرف یعنی اصولگرایان هم خیلی جدی نگرفتند، حتی وزیر کشور گفت من اصلاً نمیدانم ساپورت چه هست؟ و دیدیم که گسترش پیدا کرد. میخواهم بگویم وقتی ارادهای نباشد، این مسائل حل نمیشود. اما اگر مثلاً دولت بگوید ما به خانمها اجازه ورود به ادارات دولتی را با این نوع پوشش نمیدهیم، بالاخره آن خانمی که از خانه میخواهد بیرون بیاید رعایت میکند و ۵۰ درصد مشکل حل میشود. البته یک مقداری هم دیگر از دست ما خارج است. * بینابین حرکت کردن وزارت ارشاد در موضوعات فرهنگی درست نیست - سر قضیه تکخوانی زن، ما مراجعه میکنیم به کمیسیون فرهنگی مجلس، میگویند که ما اصلاً اطلاع نداریم. «مطهری»: لوح فشرده این تکخوانی را به کمیسیون آوردند. من گوش ندادم ولی آقای آقاتهرانی که گوش کرده بودند گفتند مصداق تکخوانی نیست. در اینجا اختلاف دیگری هم هست. بعضی از این مسئولان معتقد هستند که اساساً تکخوانی زن اشکالی ندارد.گاهی خواندن در بین خانمها است که اشکالی ندارد ولی گاهی در بین آقایان است که طبق فتوای علما و خود رهبر انقلاب، اگر مفسدهای نداشته باشد اشکالی ندارد. پس به خود مستمع واگذار شده است. بنابراین اگر سیدی برای خانمها منتشر میشود که اشکالی ندارد و آقایان هم اگر احتمال میدهند که مفسدهای دارد گوش ندهند. حال ممکن است که از نظر فقهی این طور توجیه شود که این تکخوانی ممکن است لوازمی داشته باشد که بعد قابل جلوگیری نباشد، یعنی دیگر همه نوع تکخوانی رواج پیدا کند و شما نمیتوانید جلوی عواقب بعدی را بگیرید. از این نظر، اشکال دارد. مثلاً بعضی از مراجع هستند که وزارت را برای زن حرام میدانند و این حرمت را این گونه توجیه میکنند که نفس اینکه خانمی وزیر شود اشکال ندارد ولی لوازم و تبعاتی دارد که مفسدهانگیز است، چون این وزیر بالاخره باید برای بازدیدها و سرکشیها در مناطق مختلف به همراه آقایان چند روزی را بیرون از منزل باشد و به طور کلی اختلاط زیاد با مردان پیدا میشود، لذا میگویند حرام است. در مورد تکخوانی زن هم ممکن است یک چنین چیزهایی باشد ولی به نظر من تکلیفش باید معلوم باشد. این بینابین حرکت کردن خوب نیست و وزارت ارشاد اگر میخواهد جلوگیری کند باید درست جلوگیری کند.
  3. همه بر سرِ زبانند و تو در میانِ جانی ... وقتهایی که تنهای تنها می شوم، می آیی می نشینی همینجا کنار قرآن و سجاده ام ؛ مونسم می شوی روزهایی که خانواده ام، رفیق هایم دور و برم نیستند، رفیقم می شوی؛ بقیه که دردم را نمیفهمند، آیه هایت را مرهم میکنی و میکشی روی تک تکِ زخم هایم؛ طبیبم می شوی؛ بیا نکه غیرتت بگذارد فریادم را خلایق بشنوند، فریادرسم میشوی؛ یا انیسَ من لا انیسَ له یا رفیقَ من لا رفیقَ له، یا طبیبَ من لا طبیبَ له، یا مغیثَ مَن لا مغیثَ له :y2013::y2013::y2013::y2013::y2013::y2013::y2013::y2013:
  4. یکشنبه 10 اسفند 1393 سیزدهمین دوره مسابقات مج اندازی قهرمانی باشگاههای کشور با معرفی برترینها در ارومیه به کار خود پایان داد. به گزارش کام بکام به نقل از : سایت فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام، سیزدهمین دوره مسابقات مج اندازي قهرماني باشگاههاي كشور طی روزهای 6 لغایت 8 اسفند ماه به میزبانی آذربایجان غربی در محل مجموعه ورزشی جهان پهلوان تختی شهر ارومیه با حضور 230 ورزشکار از 11 استان کشور برگزار شد. ورزشکاران استانهای همدان، خراسان شمالي، اصفهان، قزوين، آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، كرمان، چهارمحال و بختياري، خوزستان، گلستان و كردستان در اوزان 55-60-65-70-75-80-85-90-100-110-110+ كيلوگرم و در دو گروه چپ دست و راست دست با یکدیگر به رقابت پرداختند. پس از دو روز رقابت بین ورزشکاران در نهایت برترینها به شرح ذیل معرفی شدند: *** راست دست * وزن 55 کیلوگرم سعید آذری- آذربایجان شرقی/ حسن بهرامی- چهارمحال و بختیاری/ افشین مصطفوی- آذربایجان غربی * وزن 60 کیلوگرم میثم نیکوسرشت- چهارمحال و بختیاری/ میکائیل میرابی- گلستان/ اکبر حبیبالهزاده- آذربایجان شرقی * وزن 65 کیلوگرم بایک فرجالهی- آذربایجان غربی/ علی حسینزاده- آذربایجان غربی/ احمد شمشادی- گلستان * وزن 70 کیلوگرم ابراهبم ایری- گلستان/ رضا شکوهی- چهارمحال و بختیاری/ سلیمان طریک- گلستان * وزن 75 کیلوگرم عماد باقرزاده- چهارمحال و بختیاری/ آرش علیاکبری- آذربایجان غربی/ امین تکاور- گلستان * وزن 80 کیلوگرم مصطفی ماله میرچنگی- قزوین/ محمد هاشمی- آذربایجان شرقی/ مجتبی طهماسبی- آذربایجان غربی * وزن 85 کیلوگرم عباس شریفی- گلستان/ فرهاد شادکام- آذربایجان شرقی/ مرتضی مسیبی- اصفهان * وزن 90 کیلوگرم علی براتی- آذربایجان غربی/ رضا ایری- گلستان/ ابوالفضل صدقی- آذربایجان شرقی * وزن 100 کیلوگرم علی راستگو- تهران/ میلاد مختاری- اصفهان/ ابراهیم رضائیان- آذربایجان شرقی * وزن 110 کیلوگرم نعمت غفارینیا- گلستان/ اویس کاکه ممی- آذربایجان غربی/ ابراهیم شاهسونی- خراسان شمالی * وزن +110 کیلوگرم مهدی عبدالوند- اصفهان/ حسن علیاکبری- آذربایجان غربی/ محمد ارفعی- آذربایجان غربی مهدی عبدالوند از اصفهان موفق شد قهرماني قهرمانان راست دست را از آن خود کند. همچنین تیمهای آذربایجان غربی، اصفهان و آذربایجان شرقی به ترتیب مقامهای اول تا سوم را کسب کردند. *** چپ دست * وزن 55 کیلوگرم سعید فضلالهی- همدان/ فرهاد فخریان- چهارمحال و بختیاری/ مهدی سلیمانی- آذربایجان شرقی * وزن 60 کیلوگرم محمود دهقانی- چهارمحال و بختیاری/ میکائیل میرابی- گلستان/ داوود محمدی- اصفهان * وزن 65 کیلوگرم طالب وکیلی- سنندج/ مصطفی فلاح شیخلری- قزوین/ عبدالقادر سلاق- گلستان * وزن 70 کیلوگرم سلیمان طریک- گلستان/ رضا شکوهی- چهرمحال و بختیاری/ ابوذر حسینی- آذربایجان غربی * وزن 75 کیلوگرم عماد باقرزاده- چهارمحال و بختیاری/ سخید ایزدی- گلستان/ شهروز اصلانی- آذربایجان غربی * وزن 80 کیلوگرم مصطفی ماله میرچنگی- قزوین/ اسماعیل توکلی- گلستان/ محمد هاشمی- آذربایجان شرقی * وزن 85 کیلوگرم امید امینی- آذربایجان غربی/ عباس شریفی- گلستان/ نفس کم- گلستان * وزن 90 کیلوگرم رضا ایری- گلستان/ امیر سهرابی- قزوین/ ابراهیم هاشمی- آذربایجان غربی * وزن 100 کیلوگرم احمد انوری- گلستان/ میلاد مختاری- اصفهان/ صالح رسول تالش- آذربایجان غربی * وزن 110 کیلوگرم نعمت غفارینیا- گلستان/ اویس کاکه ممی- آذربایجان غربی/ اویشن درگیرگوریان- اصفهان * وزن +110 کیلوگرم حمیدرضا سلطان- تهران/ حسن علیاکبری- آذربایجان غربی/ علی محرمی- آذربایجان غربی عماد باقرزاده از چهارمحال و بختیاری قهرمان قهرمانان چپ دست سیزدهمین دوره رقابتهای مچ اندازی باشگاههای کشور شد. همچنین تیمهاي گلستان، آذربایجان غربی الف و آذربایجان غربی ب عنوانهای اول تا سوم را به خود اختصاص دادند.
  5. negar

    نجوا با خدای مهربانم

    از من تا خدا راهی نیست فاصله ایست به درازای من تا من و در این هیاهوِی غریب من ، این من را نمیابم!
  6. mahsa k

    من و دخترم..

    سلــــــــــامتــــــــــی روزی ڪه نی نی کـــــــــوچولــــــــــوم با ناراحٺــــــــــی بیــــــــــاد پیشــــــــــم بغلــــــــــش کنــــــــــم بگــــــــــم ڪی دخترڪوچــــــــــولوی منو اذیــــــــــتـــــ ڪرده؟؟؟ اشڪ تو چشاش جمع شہ بگــــــــــہ آقاتــــــــــون هاپو شده همــــــــــش گازم میگیــــــــــره منم واسه ایــــــــــنکه دل دخترم شاد شه باهاش نقــــــــــشه بڪشمــــــــــو بریــــــــــم کلی آقامونــــــــــو گاز بگیریــــــــــم بچــــــــــم ڪیفـــــ ڪنه♥
  7. آخرین بار که من خندیدم علتش پول نبود انعکاس جوک هر روز نبود علتش چهره ی ژولیده ی یک دلقک گیج یا زمین خوردن یک کور نبود علتش مستی و مطربی و پوچ نبود من به من خندیدم که چونان دلقک گیج پای می لنگانم نقش یک خنده به صورت دارم و دلم غمگین است...
  8. دوست من یاد بگیر چگونه اراده ات را قوی کنی نخست بهتر است شخص با اراده و فرد بي ‏ثبات و فاقد اراده را توصيف كنيم. شخص با اراده كسي است كه وقتي در مورد كاري، به خوبي تأمل كرد، تصميم به انجام آن مي‏گيرد و با فعاليت و ثبات قدم، آن را به اجرا در مي‏ آورد. بنابراين پافشاري بر تصميمي غلط يا داشتن ميلي قهرمانانه، ثبات قدم نخواهد بود. در مقابل فرد سست اراده، با كمترين مشكلي از انجام دادن كار، دلسرد شده و كوشش جهت تحقّق آن را متوقف مي‏كند. كسي كه اراده قوي دارد، آنچه را كه با تأمل خواسته است، باكوشش و ثبات قدم به دست مي‏ آورد. شخص با اراده كسي است كه داراي هدفي معقول بوده و تا موقعي كه به آن نرسيده است، از تعقيب آن باز نمي‏ ايستد. مشكلات و موانع رواني يا مادي، به اراده و عزم او لطمه نمي‏ زند و از پيشرفتش جلوگيري نمي‏ كند. راهكارهاي زير براي تقويت اراده سفارش مي‏شود: يك. تعيين هدف يا اهداف؛ ابتدا هدف و يا اهداف دقيق و مشخص خود را از زندگي يا كاري كه مي‏خواهد انجام دهد، براي خود ترسيم كنند. طبيعي است اين هدف، بايد شفاف، معقول، قابل دست يابي، بدون افراط و تفريط، مطابق توان و استعداد خود واقع بينانه باشد؛ نه آرماني و بلند پروازانه و خارج از توانايي ‏هاي وي! در غير اين صورت وقتي با مشكلات و سختي‏ هاي طاقت فرسا و خارج از توان خود، رو به رو شويد و با شكست‏ هاي احتمالي به هدف مورد نظر دست نيابيد؛ نااميد و دلسرد شده و از ادامه كار منصرف مي ‏گرديد. همچنين از انجام كارهاي ديگر منصرف شده و خود را ناتوان و بي ‏اراده مي‏ بينيد!! دو. شناخت توانايي ‏ها و استعدادها؛ همه ما در وجود خود، از استعدادهايي برخورداريم؛ كافي است اين نيروها را بشناسيم و براي رسيدن به هدف، آنها را به كار گيريم. سه. برنامه ‏ريزي؛ بايد براي تمام كارها و فعاليت ‏هاي شبانه روزي، برنامه‏ اي مدون و منظّم داشته باشيد. بدين منظور از جدولي استفاده كنيد كه در ستون افقي آن، ساعات شبانه روز و در ستون عمودي، ايام هفته را يادداشت و تمام كارهاي روزانه را در آن درج كنيد (از خواب و استراحت تا عبادت، ورزش، مطالعه و ...). هر فعاليتي را در زمان خاص خود در جدول بنويسيد و هيچ زماني را بدون كار خالي نگذاريد. هر روز صبح با نگاهي به آن برنامه، به اجراي دقيق آن بپردازيد و شب‏ها قبل از خواب، آن را محاسبه و ارزيابي كنيد. شايسته است همچون يك محاسبه ‏گر جدي و قاطع، فعاليت‏هاي روزانه و ميزان موفقيت خود در انجام دادن آنها بررسي كنيد. در صورت موفقيت، خود را تشويق و در صورت تخلّف و سهل ‏انگاري در اجرا، تنبيه كنيد. چهار. تلقين؛ تلقين به خود در تقويت اراده، اثر قابل ملاحظه ‏اي دارد؛ بنابراين هر روز جملاتي را به خود تلقين كنيد؛ مانند: «من اراده لازم براي انجام كارهايم را دارم»، «هيچ چيز نمي ‏تواند اراده ام را متزلزل كند»، «آنچه را كه به نظرم انجام دادني است، انجام مي‏ دهم و هيچ قدرتي نمي ‏تواند مرا از آن باز دارد»، «اراده من هر روز محكم‏تر مي ‏شود»، «بر من لازم است كه موفق شوم؛ زيرا موفقيت از آن نيرومندان است» و ... . پنج. تدريجي بودن تقويت اراده؛ براي به دست آوردن اراده‏اي قوي و محكم، توجه به تدريجي بودن آن و نياز به تمرين و ممارست، امري بايسته است. گمان نكنيد مي‏ توانيد به طور دفعي و بدون هيچ تلاشي، به آن دست يابيد. بنابراين به راه كارهاي عملي زير توجه كرده، به آنها پاي‏بند باشيد: راه‏هاي تقويت اراده‏ 1. تلقين به خود، همواره در كارهاي سخت و دشوار به خود تلقين كنيد و اين عبارات را بگوييد كه: «من به خوبي مي‏ توانم اين عمل را انجام دهم». 2. هر روز صبح حداقل بيست دقيقه، به طور مرتب و در ساعتي معين ورزش كنيد. 3. صبح‏گاهان، هر زمان كه بيدار شديد، بي ‏درنگ برخيزيد و از رختخواب بيرون رويد. حتي اگر خواب آلودگي مزاحمتان است، از اتاق بيرون رويد و قدري نرمش كنيد تا خواب آلودگي از بين برود. 4. در صورت امكان، چند دقيقه قبل از اذان صبح از خواب بيدار شده، نماز شب بخوانيد و اگر در آن وقت بيدار نشديد، قضاي آن را به جا آوريد. 5. مقيد باشيد هر روز تعداد آيات معيني از قرآن را تلاوت كنيد (حداقل 30 تا 50 آيه) و در صورت تمايل در هفته ‏هاي بعد، به ميزان آن بيفزاييد. 6. ترك گناه و مخالفت با هواهاي نفساني، نقش بسيار مؤثري در تقويت اراده و نهادينه كردن آن در درون انسان دارد. 7. هرگز در كارها، نااميد نشويد و با حالت تهاجمي، براي پي گيري و به انجام رساندن كارهاي ناقص و ناموفق، تلاش كنيد. 8. كارهايي را كه به عهده مي‏ گيريد، ناتمام رها نكنيد. آنها را به نحو احسن و تا رسيدن به نتيجه مطلوب ادامه دهيد. 9. از پراكنده كاري و آشفتگي در كارها - كه موجب به هم ريختگي انجام فكري مي‏شود - بپرهيزيد و به فعاليت‏هاي خود تمركز و انسجام ببخشيد. 10. همواره بر خداوند توكل كرده و در همه امور از او استمداد جوييد. منبع: محمدرضا احمدی برگرفته از سایت پرسمان
  9. ALI

    من و قلیون

    رابطه ای بین مانیست فقط فقط یه پوک و یک دود یک دود حلقه ای و چند دود مه آلود... گاهی وقتا نه بهتر بهتر بگم... بیشتر وقتها ، هنگام کشیدنش چه فکرها و خاطره هایی در دهنم میگذرد... خاطره هایی که اغلب از گذشته است و فقط آه و اندوه همراهش هست. تنها چیزی که همراهیم میکنم یک فنجان چایی و یک ورقه که در ذهنم است که همواره گفته های عارفانه ام را بازگو میکند... عمر عمر عمر و عمرمان چه تند گذشت... چه کسانی که در زندگیم بودن و حالا نیستند و از این دنیا رفتند! و عمر میگذرد به سی، 50 ، هفتاد و ... و حاصل چیست را نمیدانم چون در حد و اندازه ذهن من نیست. Ali[گل قرمز]
  10. [h=4]یک روز پس از باخت ناامید کننده در برابر آگسبورگ، تیم دورتموند روز خود را با آنالیز ویدیویی بازی آغاز کرد. یورگن کلوپ در روز پنجشنبه گفت: ما حقایق رو عوض نمیکنیم. همه ما نقش بزرگی در این قضیه بازی میکنیم. شاید منظور کلوپ از “قضیه”، موضوع جایگاه ۱۸ بوندسلیگا است. تیم دورتموند در روز شنبه برای بازی با تیم رده ۱۵ فرایبورگ عازم خواهد بود.[/h][h=4]سرمربی تیم با اشاره به وضعیت بحرانی تیمش میگوید: تصمیم درست در زمان مناسب مهم است. ما به ندرت این کار را انجام میدهیم. بنابراین قادر نیستیم از روزنه های کوچک برای رسیدن به موفقیت های بزرگ استفاده کنیم. کلوپ از بازیکنانش میخواهد که شجاع بوده و شهامت ریسک کردن را البته در فضای مناسب داشته باشند. وی همچنین میخواهد که بازیکنان همدیگر را حمایت کنند چرا که هیچکس اینجا تنها نیست. در بازی با فرایبورگ، از آنجایی که تیم مقابل هدف مشابه مثل دورتموند دنبال میکند، به نظر می آید تیم کلوپ فضاهای بیشتری برای استفاده خواهد داشت. کلوپ می افزاید: کاملا در این بازی باید تمرکز داشته باشیم، مخصوصا در جلوی دروازه حریف.[/h][h=4]از طرف دیگر مربی دورتموند هواداران و تیمش را به نبرد با وضع موجود و انسجام دعوت میکند. او میگوید: من مطمئن هستم که میتوانیم سرپا بایستیم. من نمیتوانم تنها بعد از یک بازی همه چیز را زیر سوال ببرم. حداقل ما از نظر جسمانی از نیم فصل اول بهتر هستیم. فقط باید از این نکته مثبت به نفع خودمان استفاده کنیم. [/h] bvbiran.com
  11. [R]فارسی① 󾮛من حضرت محمد را دوست دارم. 󾬌󾬌󾬌 [A]عربی② 󾮛أنا أحب النبي محمد. 󾬌󾬌󾬌 انگلیسی③ 󾮜I love the Prophet Mohammad. 󾬌󾬌󾬌 فرانسوی④ 󾮜Je aime le Prophète Muhammad. 󾬌󾬌󾬌 آلمانی⑤ 󾮜Ich liebe den Propheten Muhammad. 󾬌󾬌󾬌 [T][R]ترکی⑥ 󾮜Ben Muhammed seviyorum. 󾬌󾬌󾬌 󾬢ارمنی⑦ 󾮜Ես սիրում եմ Մուհամեդ մարգարեին. 󾬌󾬌󾬌 روسی⑧ 󾮜Я люблю Пророка Мухаммада. 󾬌󾬌󾬌 اسپانیایی⑨ 󾮜Me encanta el Profeta Muhammad. 󾬌󾬌󾬌 [R]پرتغالی⑩ 󾮜Eu amo o Profeta Muhammad. 󾬌󾬌󾬌 ایتالیایی⑪ 󾮜Amo il Profeta Muhammad. 󾬌󾬌󾬌 [C][R]تایلندی⑫ 󾮜ฉันรักศาสดามูฮัมหมัด. 󾬌󾬌󾬌 󾬢آزربایجانی⑬ 󾮜Mən Peyğəmbər sevgi. 󾬌󾬌󾬌 ژاپنی⑭ 󾮜私は、預言者ムハンマドを愛し. 󾬌󾬌󾬌 کره ای⑮ 󾮜나는 예언자 무하마드 를 사랑. 󾬌󾬌󾬌 󾬢مجاری⑯ 󾮜Szeretem a Mohamed próféta. 󾬌󾬌󾬌
  12. ALI

    من در راه تهران

    امروز۹۳/۱۱/۶ ساعت؛ 15:35 هم اکنون در حال ترک استان اراک هستم
  13. حمد به همراه مسعود پسر ۴ ساله خود با کارتن خوابی در زیر پل فرح آباد ساری و بازیافت زباله زندگی میکرد. مسعود ۴ ساله بعد از زندانی شدن پدر تنها زندگی میکرد که توسط اورژانس اجتماعی راهی بهزیستی شد./ عکس : امیرعلی رزاقی
  14. شب است و سكوت است و ماه است و من فغان و غم اشك و آه است و من شب و خلوت و بغض نشكفته ام شب و مثنويهاي ناگفته ام شب و ناله هاي نهان در گلو شب و ماندن استخوان در گلو من امشب خبر ميكنم درد را كه آتش زند اين دل سرد را بگو بشكفد بغض پنهان من كه گل سرزند از گريبان من مرا كشت خاموشي ناله ها دريغ از فراموشي لاله ها كجا رفت تأثير سوز و دعا؟ كجايند مردان بي ادّعا؟ كجايند شورآفرينان عشق؟ علمدار مردان ميدان عشق كجايند مستان جام الست؟ دليران عاشق، شهيدان مست همانان كه از وادي ديگرند همانان كه گمنام و نا مآورند هلا، پير هشيار درد آشنا! بريز از مي صبر، در جام ما من از شرمساران روي توام ز دُردي كشان سبوي توام غرورم نميخواست اين سان مرا پريشان و سر در گريبان مرا غرورم نميديد اين روز را چنان ناله هاي جگرسوز را غرورم براي خدا بود و عشق پل محكمي بين ما بود و عشق نه، اين دل سزاوار ماندن نبود سزاوار ماندن، دل من نبود من از انتهاي جنون آمدم من از زير باران خون آمدم از آنجا كه پرواز يعني خدا سرانجام و آغاز يعني خدا هلا، دينفروشان دنياپرست! سكوت شما پشت ما را شكست چرا ره نبستيد بر دشنه ها؟ نداديد آبي به لب تشنه ها نرفتيد گامي به فرمان عشق نبرديد راهي به ميدان عشق اگر داغ دين بر جبين ميزنيد چرا دشنه بر پشت دين ميزنيد؟ خموشيد و آتش به جان ميزنيد زبونيد و زخم زبان ميزنيد كنون صبر بايد بر اين داغها كه پر گل شود كوچه ها، باغها شب است و سكوت است و ماه است و من...
  15. به نکاتی درباره ی سندرم تونل كارپال (فشار به عصب میانی دست) توجه کنید: 1- خواب رفتن و گزگز انگشتان دست كه اكثرا با درد همراه است، از علائم اصلی این بیماری است. 2- میزان بروز این بیماری در خانمها بیشتر از آقایان است (حدود 6 درصد در خانمها و حدود 6/0 درصد در آقایان) و خانمها در سنین 30 تا 60 سال بیشتر با این مشكل مواجهاند. 3- در اوایل بیماری و یا در صورت خفیف بودن آن، این علایم فقط در هنگام استراحت یا خواب ایجاد میشوند، اما وقتی بیماری شدیدتر شد، علایم ذكر شده دایمی میشوند. علائمی همچون افتادن اجسام از دست بیمار، از دست دادن مهارت انگشتان، ضعف و لاغری در برخی عضلات دست، به مرور با شدت یافتن بیماری ظاهر میشوند. 4- عوامل زمینهساز این سندرم متفاوتاند. شكل و آناتومی مچ دست در برخی افراد آنها را مستعد ابتلا به این سندرم میكند. انجام كارهای تكراری(مثل تایپ کردن)، دیابت، كمكاری تیرویید، برخی بیماریهای متابولیك و حتی بارداری میتوانند از عوامل زمینهساز باشند. 5- اگر علایم فوق را دارید، حتما برای تشخیص و درمان به پزشك مراجعه كنید. با گرفتن یك نوار عصب و عضله و انجام چند معاینه ی ساده، این مشكل تشخیص داده میشود و اگر در مراحل اولیه درگیری عصب میانی دست باشید، تنها با بستن مچ بند و استفاده از فیزیوتراپی یا لیزر و گاهی با تزریق موضعی، مشكل شما حل خواهد شد. 6- درمانهای دارویی و تكنیك های خاص ورزشی نیز برای درمان كمك كنندهاند. در موارد شدیدتر كه بیمار به درمان طبی جواب نمیدهد، نیاز به عمل جراحی است كه این عمل نسبتا ساده، برای باز كردن تونل و آزادسازی عصب انجام میشود. 7- گمان نكنید هر كسی که دستش خواب میرود، لزوما به این بیماری مبتلاست، زیرا خواب رفتن دست علل دیگری نیز دارد، مثلا آسیب عصبهای دیگر دست یا درگیری عصب در ناحیه ساعد، بازو، شانه و یا حتی گردن میتواند چنین علایمی را بروز دهد. گاهی وجود مشكلاتی در مغز و نخاع، علایمی این گونه را ایجاد میكند. بنابراین مراجعه به پزشك برای تشخیص دقیق بیماری الزامی است. 8- خانمهای بارداری كه علایم یاد شده را دارند، با اینكه معمولا پس از بارداری مشكلشان کاهش پیدا میكند، ولی گاهی اوقات، این مساله ادامه دار خواهد شد. لذا خانمهای باردار نیز مانند دیگر خانمها، نیازمند پیگیری و درمان هستند. حتی در طول بارداری میتوان با درمان به موقع و تزریق موضعی، به بیمار كمك كرد. تبیان
  16. [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD]گفت و گوي اختصاصي با ملي‎پوش خاطي عراقي [h=1]عبدالزهرا: مسوولان ایران با آبروی من بازی نکنند[/h] [h=2] بدون شک علا عبدالزهرا ، سوژه اصلي رسانه هاي ايراني در دو روز گذشته بوده است. دوپينگ او و اعتراض ايران به اين موضوع به اخبار اصلي جام ملتهاي آسيا بدل شده است.[/h][/TD] [TD=align: left] [/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD=colspan: 3][/TD] [/TR] [TR] [TD=colspan: 3] هافبک تیم ملی عراق در مورد بحث دوپینگش به خبرنگار "ورزش سه" می گوید:« من نمی دانم این چه کارهایی است که مسئولان ایران انجام می دهند. آنها با انتشار این اخبار می خواهند ذهن مردم ایران را جای دیگری ببرند تا باخت را فراموش کنند و انتقادی انجام ندهند. من 6 ماه پیش برای تراکتورسازی بازی می کردم. 19 شهریور با این تیم فسخ قرارداد کردم. 20 شهریور با پرواز هوایی به بغداد رفتم. از آن زمان تاکنون چرا مسئولان ایرانی درباره دوپینگ من حرفی نردند؟ چرا مهرماه به من چیزی نگفتند؟ چرا آبان ماه حرفی نزدند؟ چرا گذاشتند و فقط نیم ساعت بعد از بازی این بحث را رسانه ای کردند؟» عبدالزهرا در ادامه می گوید:« من یک بار در ایران تست دوپینگ دادم. مسئولان گفتند تست تو مشکوک است و باید یک بار دیگر از تو تست بگیریم. من هم با تراکتورسازی فسخ قرارداد کردم و به عراق رفتم. آن زمان مسئولان فدراسیون ایران باید با باشگاه جدید من یا فدراسیون عراق مکاتبه می کردند و می گفتند که من باید تست بدهم. آنها هیچ حرفی به من نزدند و نامه ای به من ندادند. واقعا نمی توانم درک کنم که چرا مسئولان ایران حالا یادشان افتاده که باید از من تست می گرفتند. آنها برای من آی تی سی صادر کردند اما حالا آمده اند و از مثبت بودن دوپینگ من حرف می زنند که جای تعجب دارد.» علا عبدالزهرا در ادامه می گوید:« مگر ایرانی ها نمی گویند که من دوپینگ کرده ام؟ چرا خبرش روی سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا و حتی فیفا نیست؟ چرا فقط در رسانه های ایرانی می گویند که فیفا دوپینگ مرا تایید کرده؟ اگر من دوپینگ کرده ام، پس باید خبرش روی سایت های رسمی بیاید اما فعلا که خبری نیامده. این خوب نیست که مسئولان ایرانی با آبروی من بازی می کنند. آنها خودشان مسلمان هستند و می دانند در دین اسلام، آبروی کسی را نباید برد.یکی دو روز است که همه در استرالیا به من جور دیگری نگاه می کنند. من وقتی از تراکتورسازی جدا شدم، پولم را پس دادم. گفتم که این پول برای من که فقط چند بازی انجام داده ام حرام است اما حالا می بینم که این شایعات را برایم ساخته اند. اگر واقعا دوپینگی بودم چرا نیم ساعت بعد از بازی اعلامش کردید؟ مسئولان فوتبال ایران می خواهند مرا قربانی کنند تا خودشان قربانی نشوند و این برای ما دو کشور که دین مان اسلام است اتفاق خوبی نیست.» [/TD] [/TR] [/TABLE]
  17. مشکات

    خالق من...

    خالق من ! مرا وسیله ای در دستانت قرار بده تا حامل عشق و شادمانی برای دیگران باشم و هرگاه به آنها خدمتی کردم فراموش نکنم که این دستان توست که به یاریشان شتافته …
  18. [h=2]علیرضا حقیقی[/h] ?Will Alireza Marry Me علیرضا با من ازدواج میکنی؟ یک دختر هوادار تیم ملی فوتبال ایران در استرالیا ، در حاشیه مسابقات جام ملتهای آسیا 2015 ، با نوشتن این جمله روی پرچم تیم ملی ایران از علیرضا حقیقی درخواست ازدواج کرد فان پاتوق
  19. mahsa k

    من و عشقم همین الان یهویی!

    منو عشقم "میلاد" یهویی... :) . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ● █ █ █ █ █ █ █ ██ ██████ ████████████ ███ █ █ █ █ █ ███ ████████████ ████████ ███ ███ ███ ███ ███ ███ ███ ███ ███ ███ ███ ███ ███ ███ ███ ███ ███████ ██████████ 웃
  20. [h=1] [/h] مچ بند، زانوبند و کمربندهای طبی از جمله وسایل ارتوپدی هستند که امروزه انواع و اقسام آنها در داروخانهها به چشم میخورد و به راحتی در دسترس اند. این وسایل در اندازه ها و جنسهای متفاوت به منظور تسکین و درمان ناراحتی های عضلانی و استخوانی به کار می روند. خیلی ها بدون مشورت با پزشک و بلافاصله پس از آن که دچار ناراحتی های مفصلی یا مشکلات عضلانی اسکلتی میشوند، به سراغ این مچ بندها، زانوبندها یا کمربندهای طبی میروند، غافل از اینکه استفاده ی خودسرانه از این وسایل نه تنها ممکن است مشکل را برطرف نکند، بلکه گاهی موجب بروز صدمات بیشتر میشود. برای آشنایی بیشتر با انواع این وسایل ارتوپدی دکتر منصور آذربال، استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی توضیح می دهند: [h=2]آقای دکتر!کی باید سراغ این مچبندها و زانوبندهای طبی رفت؟[/h]مچبند و زانوبند وکمربندهای طبی کاربردهای زیادی دارند، اما در برخی بیماریهای مرتبط با مفصل مخصوصا برای مچ دست و زانو کاربرد بیشتری دارند. یکی از مهمترین و شایعترین این مشکلات "سندرم تونل کارپال" است. معمولاً مردم، این بیماری را به عنوان «مچ درد» میشناسند كه درد آن به انگشتهای دست ختم شده و حركات دست را تا حدودی مشكل میکند و ناتوانی به وجود میآورد. این عارضه در میان كسانی كه ساعات زیادی با كامپیوتر كار میكنند، مانند صندوقدارها، ماشیننویسها، كارگران كارخانههای ماشینسازی و افرادی كه به كارهای مكانیكی اشتغال دارند، بسیار رایج است. در این بیماری، اعصابی که از مچ به انگشتان دست میرسند، دچار التهاب میشوند. اگر مشکل چندان عمیق نباشد، میتوان از مچ بند برای بیحرکتی و تسکین درد استفاده کرد. آنچه بسیار مهم است و باید به آن توجه کرد، این است که این وسایل ارتوپدی فقط برای رفع بیماریهای سبک و ضایعات کوچک مچ و زانو هستند و ضایعات شدید عضلانی- استخوانی و مرتبط با رباطها و لیگامانهایی که کاملا پاره شدهاند را درمان نمی کنند. همچنین هنگامی که قرار است زانو یا مچ بعد از عمل جراحی، در یک وضعیت خاص نگهداری شود، برای حفظ حالت و وضعیت عمل میتوان از این وسایل استفاده کرد. پس بهطور کلی میتوان گفت از این وسایل باید در درمان، آرامش و بیحرکتی مفصل و بعد از عمل برای حفظ موفقیت عمل استفاده کرد. [h=2]در مورد آسیبهای زانو چطور؟[/h]در آسیب زانو نیز اول از همه التهاب به وجود می آید كه این التهاب به درد، تورم و كاهش توانایی حركت مفصل زانو منجر خواهد شد. کاهش این التهاب میتواند به تسریع بهبودی و كاهش درد منجر شود. لذا میتوان با استراحت دادن به زانو، التهاب را کاهش داد و از آسیب بیشتر زانو جلوگیری کرد. فشار موضعی به زانو توسط زانوبند نیز سبب كاهش تورم و تسریع بهبودی میشود. در برخی از آسیبهای زانو، بستن زانوبند میتواند به قرارگیری صحیح كشكك سرجای خود و حفظ حركات مناسب مفصل زانو كمك كند. در برخی از آسیبهای زانو نیز که شدید نبوده و تنها کشیدکی لیگامانها و رباطهای صلیبی زانو وجود دارد، میتوان برای بیحرکت نگهداشتن و تسکین درد از زانوبند استفاده کرد. [h=2]مچبندها چطور سبب کاهش درد میشوند؟[/h]نوارهای قابل تنظیم مچبند ضمن گرم نگهداشتن مچ دست، قدرت نگهدارندگی آن را افزایش میدهد. مچبند سالم با ترمیم بافت و ایجاد فشار قابل تنظیم موجب افزایش گردش خون شده و به کاهش ورم کمک میکند. مچبند سالم به هنگام مچدرد و یا به منظور ثابت نگه داشتن مچ در سندرم تونل کارپال، قبل و یا بعد از عمل جراحی، دررفتگی مچ و هنگام كشیدگی زردپی استفاده میشود. وزن سبك، حفظ گرما، قابلیت شستشوی مجدد از دیگر مزایای مچبند سالم است. [h=2]آیا بعد از هر دردی در مچ یا زانو می توان از این وسایل استفاده کرد؟[/h]نه، استفاده از این وسایل باید حتما تحت نظر پزشک متخصص باشد. هیچگاه نباید با توصیه اطرافیان از این وسایل استفاده شود، زیرا ممکن است نه تنها مفید نباشند، بلکه سبب وارد شدن صدمات بیشتری شوند. نباید هرکسی که دچار مچدرد، زانودرد یا کمردرد شد، خودسرانه از این وسایل استفاده کند. [h=2]چه نکاتی را باید قبل از انتخاب این وسایل مدنظر داشت؟[/h]هنگام انتخاب این وسایل، باید اندازه مناسب و نوع و جنس آن مشخص باشد. در صورت بستن خودسرانه مچبند، زانوبند یا کمربند طبی ممکن است این وسیله از جای خود حرکت کند و نه تنها در بهبودی درد تاثیری نداشته باشد، بلکه ممکن است عضله یا اعصاب یا لیگامان آسیبدیده را ضعیفتر کرده و درد شدت پیدا کند. پس استفاده از این وسایل تنها در هنگام ضایعات کوچک و سطحی است و هنگام شکستگی و پارگی هرگز نباید استفاده شوند. [h=2]اگر جنس این لوازم ارتوپدی با هم متفاوت باشد، کدام یک را بهتر است انتخاب کنیم؟[/h]برخی از جنس کش، آن هم از نوع کش سفت و محکم هستند. برخی فایبرگلاس، پلاستیکی و گاه پارچهای هستند که فنر فلزی دارند و برخی از این لوازم از جنس الیاف طبیعی هستند. بر حسب نوع بیماری و نوع مشکل، با دستور پزشک، نوع مخصوصی توصیه میشود. اگرچه محصولاتی که از جنس الیافطبیعی هستند، سازگاری بیشتری با پوست بدن دارند و بهتر از انواع نایلونی و پلاستیکی هستند و سبب تحریک پوست نمیشوند، اما گاهی قابلیت و کارآیی لوازم پلاستیکی را ندارند. سلامتیران
  21. من شش چیز را در شش جا قرار دادم، ولی مردم آن را در شش جای دیگر طلب می کنند وهرگز به آن نمی رسند: من علم را در گرسنگی قرار دادم ، ولی مردم آن را در سیری دنبال می کنند. من عزت را در نماز شب قرار دادم ، ولی مردم آن را در دستگاه سلاطین می جویند. من ثروت را درقناعت قرار دادم ، ولی مردم آن را در کثرت مال طلب می کنند. من استجابت دعا را درلقمه حلال قرار دادم ، ولی مردم آن را در قیل وقال دنبال می کنند. من بلند مرتبگی را درتواضع قرار دادم ، ولی مردم آن را درتکبر می طلبند. من راحتی را در بهشت قرار دادم ، ولی مردم آن را دردنیا طلب می کنند بلاگفا
  22. زیر گنبد کبود یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود روبروی بچهها، قصهگو نشسته بود قصهگو قصه میگفت، از کتاب قصهها قصههای پرنشاط، قصههای آشنا قصه باغ بزرگ، قصه گل قشنگ قصه شیر و پلنگ، قصه موش زرنگ آقای حکایتی اسم قصهگوی ماست زیر گنبد کبود، شهر خوب قصههاست ستاره بود بالا، شکوفه بود پایین قصه ما تموم شد، قصه ما بود همین پایین اومدیم آب بود، رفتیم بالا آسمون تا قصههای دیگه، خدا نگهدارتون کاری از سام وفایی، بهرام دهقانیار، نغمه شریفی ، مرجان فرساد، بهروز وفایی، پیروز نعمتی، گلرخ محمدی، محمد جبار حق و عدهای غیر ایرانی
  23. دانلود آهنگ جدیدمرتضی پاشایی به نام تو دوری و دستای من با بالاترین کیفیت http://dl.pop-music.ir/music/1393/Azar/Morteza%20Pashaei%20-%20To%20Doorio%20Dastaye%20Man.mp3 متن آهنگ جدید مرتضی پاشایی به نام تو دوری و دستای من : تو دوری و دستای من نمی رسه به گرد تو صدای تکه پارم بردار و از اینجا برو تو دست من یه عکس پر از نابودی و مرگ ستارست بذار تنها بپوسم اینجا صدام نمیرسه به فردا بگذر از این شکسته از این دوباره خسته رد شو از این حقیر کم من دیگه حرف نمی زنم نمی خوامت زیبا ترینم آغازی از برگ زمینم دیونه ی کوچه نشینم آواره ام تنها همینم هر نوت از این گیتارم و یک واژه تا ترانه بود رو شعله های شب شکست فرصت یک پروانه بود اما تو از دلم بریدی من خواستمت اما ندیدی حالا برو از این همیشه از باغچه ی خشکیده ریشه هر نوت از این گیتارم و یک واژه تا ترانه بود رو شعله های شب شکست فرصت یک پروانه بود اما تو از دلم بریدی من خواستمت اما ندیدی حالا برو از این همیشه از باغچه ی خشکیده ریشه ♫♫♫♫♫♫ آهنگ جدید مرتضی پاشایی به نام تو دوری و دستای من ♫♫♫♫♫♫ تو دوری و دستای من نمیرسه به گرد تو صدای تکه پارم و بردار و از اینجا برو تو دست من یه عکس پر از نابودی مرگ ستارست بذار تنها بپوسم اینجا صدام نمیرسه به فردا بگذر از این شکسته از این دوباره خسته رد شو از این حقیر کم من دیگه حرف نمی زنم نمی خوامت زیبا ترینم آغازی از برگ زمینم دیونه ی کوچه نشینم آواره ام تنها همینم هر نوت از این گیتارم و یک واژه تا ترانه بود رو شعله های شب شکست فرصت یک پروانه بود اما تو از دلم بریدی من خواستمت اما ندیدی حالا برو از این همیشه از باغچه ی خشکیده ریشه هر نوت از این گیتارم و یک واژه تا ترانه بود رو شعله های شب شکست فرصت یک پروانه بود اما تو از دلم بریدی من خواستمت اما ندیدی حالا برو از این همیشه از باغچه ی خشکیده ریشه
×
×
  • جدید...