رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
COMBECOM

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'هنرمندان'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالارهای گفت و گو كام به كام
    • انجمن کامپیوترو اینترنت
    • انجمن موبایل و پی دی ای
    • انجمن خودرو و رانندگی
    • انجمن دانشگاه و تحصیل
    • انجمن اخبار ایران و جهان
    • انجمن فرهنگ و هنر
    • انجمن خانواده و زیبایی
    • انجمن جهانگردی و توریستی
    • انجمن سرگرمی
    • انجمن روابط عمومي كام به كام

Product Groups

  • مدیریت محتوای کام به کام
    • اسکریپت ها
    • پلاگین ها
    • قالب ها
  • فضای میزبانی

دسته ها

  • نرم افزار کامپیوتر

دسته ها

  • راهنمای سایت

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من

18 نتیجه پیدا شد

  1. جشنواره فیلم فجر همچنان در جریان است و چهره ها و عکاسان هم همچنان در تکاپو هستند، به تبع آنها ما نیز همچنان با عکس های جشنواره در خدمت شما هستیم. در اینجا هم نوید محمدزاده، پژمان بازغی، بیژن امکانیان و آن دوست مو قشنگمان در محوطه سالن میلاد در حال گرفتن عکس یادگاری هستند. حامد کمیلی برای خریدن بستنی زمستانی به بوفه سالن رفته بود که اتفاقی حسین یاری را در حالی که بیسکویت رنگارنگ خریده بود، دید و با هم خوش و بش کردند. [h=1] [/h] در روزگاری که جامعه مجازی و شبکه های اجتماعی یکی از ارکان اصلی ارتباط افراد با یکدیگر شده است، ستارگان و چهره های هر جامعه ای نیز این صفحات را برای ارتباط بهتر با طرفداران خود و مردم انتخاب کرده اند. چهره های جامعه ما نیز از این قضیه مستثنی نیستند و بسیاری از ستارگان سینما، موسیقی، ورزش، سیاست و … ما با داشتن یک یا چند صفحه در شبکه های اجتماعی مختلف قصد در ارتباط مستمر و دو طرفه با مردم دارند. گرداوری مجموعه این تاپیک از منبع : برترین ها
  2. به گزارش روابط عمومی مجله کام به کام و به نقل از مجله زندگی ایده آل: «پژمان بازغی» و البته همسرش «مستانه مهاجر» از صمیمیترین و نزدیكترین دوستان «بنیامین» و «نسیم» بودند. آنها در بحثهای كاری و غیركاری همیشه با هم مشورت میكردند و در بسیاری از مواقع نیز همكاریهایی را با هم تجربه كرده بودند. حالا این بازیگر در این گفتوگو بخشهای و زوایای دیده نشدهای از این اتفاق را در یك سال گذشته روایت كرده است. بازغی هنوز هم پس از یك سال باور ندارد كه «نسیم حشمتی» فوت كرده و هنوز هم با اندوه از او صحبت میكند. با اعتماد به نفس به اوج بازگشت دختر من كوچكترین طرفدار بنیامین است! خوانندهها و بازیگرها معمولا با همدیگر برخورد دارند و من با «بنیامین بهادری» در یك برنامه آشنا شدم. دختر من ریتم موسیقی بنیامین را دوست داشت. یك بار به او گفتم فكر كنم كوچكترین طرفدار تو دختر من است! دوستی من با او صمیمیتر شد و از خانوادهاش دعوت كردیم و ارتباط خانوادگی ما از طریق همسر من و همسر مرحوم بنیامین شكل گرفت. رفت و آمدهای زیادی با همدیگر داشتیم و خانواده بهادری یكی از نزدیكترین دوستان من و همسرم خانم «مستانه مهاجر» بودند و هستند. در این بین ارتباط دختر من و «بارانا» هم بسیار صمیمی است. باورکردنی نبود آن شب در راه برگشت به منزل بودم كه همسرم با من تماس گرفت و گفت بنیامین و همسرش تصادف كردهاند. از من خواست خودم را به بیمارستان برسانم. زمانی كه از همسرم در مورد جزئیات تصادف پرسیدم او اطلاعات چندانی نداشت. در مسیر بیمارستان با خودم فكر میكردم اما اصلا تصور چنین فاجعهای را نداشتم. فكر میكردم كه در حد یك تصادف ساده است و شاید با اندكی جراحت همراه بوده است. زمانی كه به بیمارستان رسیدم و قبل از دیدار با بنیامین، پزشك اورژانس مچ دست من را گرفت و به گوشهای برد و به آرامی گفت: «اصلا تصور جابهجایی مصدوم این حادثه را نداشته باش. نمیتوانید او را از این بیمارستان منتقل كنید. » در ادامه صحبتهای پزشك اورژانس متوجه عمق فاجعه شدم. صحبتهای او اصلا برای من قابل باور و هضم نبود. باز هم به خودم تلقین میكردم كه صحبتهای آن پزشك عین واقعیت نیست اما زمانی كه زنده یاد «نسیم حشمتی» و بنیامین را دیدم دیگر توان ایستادن روی پای خودم را نداشتم. همسرم هم درست شبیه من بود و تا زمان ورود به بیمارستان اصلا باور نداشت كه نسیم از بین ما رفته باشد. به همین سادگی در آن شب حال هیچكدام از ما خوب نبود و سایر دوستان بنیامین هم كه به بیمارستان رسیدند در یك شوك وحشتناك بودند. من تا ساعتها نمیتوانستم باور كنم و به همسرم میگفتم اصلا مگر میشود چنین اتفاقی رخ داده باشد؟ به همین سادگی نسیم از بین ما رفت؟ حتی برادر بزرگ من هم آمد و تا صبح در كنار بنیامین بودیم . نمیتوانستیم او را تنها بگذاریم. هر قدر كه الان من بخواهم در مورد آن شب صحبت كنم باز هم نمیتوانم تلخیها و مسائل را توصیف كنم. نسیم به من میگفت: «داداش» نسیم حشمتی برادر نداشت و به من میگفت «داداش» و حتی بارانا هم به من دایی پژمان میگوید. ارتباط خانواده ما و بنیامین فراتر از یك دوستی یا رفت و آمد ساده بود و لحظات و خاطرات بسیار خوبی در كنار هم داشتیم. تلخی آن اتفاق برای من و همسرم آنقدر زیاد است كه هنوز هم گاهی نمیتوانیم قبول كنیم كه یكی از اعضای خانواده خودمان از دست رفته است. او یكی از بهترین دوستان همسر من بود و به جرأت میتوانم بگویم كه آنها عین دو خواهر به همدیگر نزدیك بودند. اعتماد به نفس بنیامین یك هنرمند فقط به خودش تعلق ندارد و عده زیادی پیگیر و منتظر كارهای او هستند. بنیامین هم از این قاعده مسثتنا نبود و مردم زیادی چشم انتظار آلبوم و كنسرت او بودند. پس از آن حادثه و در موقعیتهای مختلف بارها با او صحبت كردم و گفتم؛ اگر فعالیت خود را مجددا آغاز نكنی این افسردگی باعث اتفاقات بسیار بدتری خواهد شد.تمام تلاش خودم را كردم كه در آن روزهای سخت كنارش باشم زیرا دوستی صرفا مختص روزهای خوشی و خوبی نیست. یكی از دغدغههای اصلی ما و سایرین، بارانا بود. همسر من هم سعی كرد كه در زمینه مشكلات و مسائل او به بنیامین كمك كند. خواهر بنیامین و مادر نسیم هم در طول آن روزها یك لحظه هم از او و بارانا دور نشدند. به نوعی میتوانم بگویم كه همه تلاش كردند تا بنیامین به زندگی برگردد. بارانا و یك بنیامین زخم دیده در این دنیا تنها مانده بودند و نباید با افسردگی و نا امیدی زندگی میكردند. مهمترین ویژگی بنیامین اعتماد به نفس و سخت كوشی او ست كه باعث شد بتواند باز هم به اوج برگردد. بعد از نیما دومین اتفاق تلخ هم درگذشت «نیما وارسته» بود كه درست زمانی رخ داد كه هنوز در شوك و اندوه فوت نسیم بودیم. من سر فیلمبرداری بودم که همسرم حدود ساعت 6 صبح تماس گرفت و از شدت گریه نمیتوانست صحبت كند. به او گفتم چه اتفاقی رخ داده است؟ دیگر تحمل یك غم دیگر را نداریم. زمانی كه خبر فوت نیما وارسته را از او شنیدم گفتم كه شایعه است هفته گذشته آنها در رشت كنسرت داشتند و من در بك استیج برنامه نیما را دیدم كه با وجود خستگی بسیار پرانرژی و فعال بود. هیچكس نمیتوانست آن اتفاق را بپذیرد چون میدانستم كه نیما یكی از دوستان نزدیك بنیامین و تكیه گاه محكمی برای او بود. این موزیسین جوان و خوب یكی از كسانی بود كه در زمان درگذشت نسیم حشمتی در كنار بنیامین حضور داشت. او هم نقش بسزایی در بازگشت بنیامین به عرصه موسیقی داشت و در آن چند كنسرتی هم كه پیش از درگذشتش با همدیگر داشتند بسیار پرانرژی ظاهر شد. او در اوج است خدا را شكر میكنم كه او كارهای خود را دنبال میكند و در اوج است. این نشان میدهد كه مردم دوستدار خودش، كارها، صدا و آثارش هستند. با ویژگیهای مثبتی كه از بنیامین سراغ دارم مطمئن هستم كه حتی یك لحظه هم عقب نمینشیند و همینطور پیش خواهد رفت و باز هم برای مردم خاطره سازی میكند. او با عشق و امید مجددا به زندگی برگشت و این عشق بی پایان درون خود را به مردم هم منتقل خواهد كرد. علی ضیاء از روزهای تنهایی بنیامین میگوید علی ضیاء در مراسم ترحیم و تشییع پیکر همسر بنیامین برگزاری برنامه را برعهده داشت و همان طور که در این گفتوگو می گوید، در روزهای سخت بنیامین توانست به خوبی در کنار این خواننده باشد. ا و بهترین گزینه ای بود که می شد با او در این باره گپ زد. از زمان تصادف و اتفاقاتی كه افتاد، بگویید. تا آنجایی كه بهیاد دارم این اتفاق روز جمعه افتاد و آن روز مدام از دلم میگذشت كه خبری از بنیامین بگیرم بهدلیل اینكه چند روزی بود با او صحبت نكرده بودم و نمیدانم چه اتفاقی افتاد كه تماس نگرفتم و بعدازظهر انگار تمام انرژیام گرفته شد و خواستم یك استراحت كوتاهی داشته باشم كه كلا خوابم برد. خیلیها با من تماس گرفته بودند و صبح روز شنبه به عادت روزهایی كه ویتامین سه داشتیم (البته آن روز صبح ویتامین سه نداشتیم و برنامه ویژه شب یلدا داشتیم و در كل صبح شنبه برنامه نداشتیم)، ساعت 6 صبح بیدار شدم، دیدم خیلی از دوستانم با من تماس گرفتهاند، سریع پیامكهایم را چك كردم تا ببینم چه اتفاقی افتاده! كه دیدم در پیامكها به فوت همسر بنیامین اشاره شده است. همان لحظه با یكی از دوستان مشترك خودم و بنیامین، آقای «مجید بنیفاطمه» تماس گرفتم و گفتم: آقاسید چی شده؟! اوگفت: من هم نمیدانم، انشاءالله كه شایعه است. بعد از آن سریع با بنیامین تماس گرفتم و از وی پرسیدم كه آیا این موضوع صحت دارد كه بنیامین گفت این اتفاق افتاده. همان لحظه آماده شدم و به بیمارستان رفتم و بقیه ماجرا هم كه دوستان اطلاع دارند. زندگی و تلاش بنیامین برای سرپا ماندن در این یك سال را چطور دیدید؟ حقیقتا بنیامین از نگاه من، انسان بزرگی است. عموما در غمها و مشكلات از او گریز بیرونی نمیبینید مگر اینكه چه اتفاقی رخ بدهد. زمانیكه به بیمارستان رفتم و بنیامین را دیدم، ناآرام بود كه این ناآرامی هم طبیعی بود اما فكر میكنم یكمقدار كه زمان گذشت، یعنی حدود هفت، هشت ساعت بعد از این اتفاق، احساس كرد كه همه غمها، مشكلات و غصهها را خودش باید به دوش بكشد و غمهای اطرافیان و افراد دیگر را هم آرام كند و تسكین بدهد؛ «نسیم» مادر جوانی دارد كه دخترش را ازدست داده و خواهران او هم هستند و «بارانا»یی كه مادرش را ازدست داده بود. بهنظر من همه این اتفاقها طلب میكرد كه یك مرد قوی تمام این غصهها را یك تنه بهدوش بكشد و دیگران را هم تسكین بدهد تا اینكه خود، چالشی برای دیگران باشد. شده بود كه درمورد روز تصادف و اتفاق با هم صحبت كنید؟ ما همان روز صحبت كردیم. درمورد آن حادثه و اتفاق، تقریبا چندین بار در روزهای مختلف صحبت كردیم. بنیامین فضای اطرافش را طوری مدیریت كرده بود كه كسی از او سوالی نمیكرد؟ ما از لحظههای اول ماجرا متوجه این اتفاق نشدیم. بههر حال بعدازظهر جمعه این اتفاق افتاد و من صبح شنبه متوجه شدم. میخواهم بگویم كه فاصله بین بعدازظهر جمعه تا صبح شنبه را متاسفانه ما در كنار بنیامین نبودیم اما از صبح شنبه كه یكدیگر را دیدیم، چندینبار درمورد روز حادثه صحبت كردیم كه اصلا چطور این اتفاق افتاد و چه صحبتی میكردند و جاهایی هم که یادش نبود. به هر حال تمام بدنش كوفته شده و جای كبودی روی بدنش بود و خودش هم میگفت اینجا را بهیاد ندارم كه چه اتفاقی افتاده و این موضوع طبیعی بود كه بهیاد نمیآورد اما درد و رنج این تصادف روی بدنش كاملا مشهود بود. فكر میكنید بنیامین چطور توانست با تراژدی نبودن نسیم كنار بیاید؟ گمان میكنم دلیلش صبر و مهربانی زیادی است كه همیشه در قلب بنیامین بوده كه به لطف خدا، یكباره چند برابر شد. دركل بنیامین خیلی مهربان و صبور است و استایلش اینگونه است و این مهربانی را با همه دارد. اما تمام این اتفاقات بعد از فوت نسیم، ضربدر هزار شد و این اتفاق فقط میتواند لطف خدا باشد. خدا به بنیامین صبری داد كه بتواند تحمل و مدیریت كند و آرام باشد چون اطرافیان او هم عزیزشان را از دست داده بودند و باید یك نفر، غمها را متحمل میشد و آنها را آرام میكرد و در این بین بنیامین كسی بود كه دیگران را تسكین میداد. او حتی افرادی كه رابطه دورتری هم داشتند را آرام میکرد. لحظههایی بود كه آنها كنار بنیامین گریه میكردند و بنیامین آنها را آرام میكرد. فكر میكنم شرایط باعث شد كه بنیامین این تصمیم بزرگ را بگیرد و برخلاف انتظار بهجای اینكه دچار چالش شود، آرامش داشت و همه ما وقتی بنیامین را میدیدیم، آرام میشدیم. چه صحبتهایی را بیشتر از بنیامین میشنیدید؟ من و بنیامین دوستان صمیمی هستیم (حداقل من اینطور فکر میکنم). اینكه درمورد چه چیزی صحبتی میكردیم، بهنظرم امانتی بین من و بنیامین است كه اگر خودش بخواهد آن را بازگو میكند. شاید هم نخواهد و من هم نمیخواهم این حرفها را مطرح كنم. حرفهایمان نباید یك جاهایی فاش شود اما حرفهایمان همیشه به سمتی بود كه یكدیگر را در آن شرایط آرام كنیم. به هر شكل شرایط و روزهای بسیار سختی بود و واقعا دم همه افرادی كه به پای بنیامین ماندند، گرم. همه آنها همراه بودند، كمك میكردند و سنگتمام گذاشتند، ایستادند و لحظهبهلحظه و ثانیهبهثانیه برایش ماندند. بهنظرم شوكی بود كه آن روزها به بنیامین وارد شد. در همهجا حرف این تصادف بود. آدم باید قدر خود، زندگی و رفاقتهایش را بداند. باید از مردمی هم که در مراسم شركت میكردند و برای فوت همسر بنیامین دغدغه داشتند، یك تشكر ویژه داشته باشم. روایت هادی کاظمی از روزهای تلخ بنیامین «هادی كاظمی» دوستداشتنی و محبوب است و در سختترین شرایط هم وجودش در هر جمعی نعمتی است. او همیشه به خوبی این قابلیت را دارد كه فضای جمع حاضر را عوض كند و با شوخیها و رفتارهایش بتواند خنده را بر لب همه بیاورد. این بازیگر از دوستان نزدیك بنیامین بهادری است و در برخی كنسرتهایش نیز در سالن اجرای برنامه بنیامین حضور داشته. پس از یلدای تلخ سال گذشته بنیامین، روابطش درمواقعی با این خواننده بیشتر و بیشتر شد. با او درباره این یك سال حرف زدیم و تجربه همراهیاش با بنیامین. شما در یك سال گذشته به نظر میرسد ارتباط و دوستیتان با بنیامین قویتر شده. خیلی هوای بنیامین را داشتید و این نوع رفتار از شما را هیچكس به جز اطرافیان نزدیك بنیامین نمیدانند. این بیشتر به مسائل معنوی بازمیگردد. به غیر از رفاقتی كه داریم یك مسئلهای است كه برای همه پیش میآید. برای خود من هم دو، سه سال پیش این اتفاق افتاد كه مادرم را از دست دادم و چیزی كه دیدم و تصویری كه در ذهنم ثبت شد، كسانی بودند كه بعد از درگذشت مادرم، در كنارم بودند و حتی كسانی بودند كه زیاد دوست نمیشمردمشان اما بعد از آن اتفاق دیدم در كنار من بودند و به هر دلیلی از من حمایت میكردند. از همانجا به بعد نگاهم نسبت به دوستی به آنها تغییر كرد و بالعكس، كسانی بودند كه دوستی داشتند اما بعد از آن اتفاق دیگر نبودند و از همانجا به بعد دیدگاهم تغییر كرد. تمام این مسائل به گذشته بازمیگردد كه دیدم این مسئله خیلی مهم است و سعی كردم از فوت مادرم، بیشتر در این جریانات باشم. به دلیل اینكه شرایط را میدانم و حس خوبی به بازمانده میدهد. موضوع من و بنیامین همین بود. جز آن دوستی و رفاقت، یك دلیل دیگر هم این است كه در عرف، آداب و رسممان است. در قدیم شنیده بودید میگفتند وقتی چنین اتفاقی میافتد، دور آن آدم را خالی نگذارید. ما درك نمیكردیم این قضیه چیست اما این اتفاق برای خود من افتاد و تازه متوجه شدم چیست. به نوعی شاید پیشتر این موضوع برایم مثل حالا نبود، كم و بیش در این مراسمها حضور داشتم و درك نمیكردم اما حالا با درك اینكه میدانم چه اتفاقی ممكن است برای بازمانده رخ بدهد و چه تاثیری درستی برای او داشته باشد این كار را با دل انجام میدهم و ادامه خواهم داد. من این كار را دلی انجام دادم بهعلاوه اینكه بنیامین دوستمان است و دوستش داریم. حضور شما در كنسرت بنیامین در ارومیه هم خیلی جالب بود؛ كنسرتی كه بنیامین پس از فوت نیما وارسته آن را به درخواست خانواده نیما لغو نكرد و شما در همه سئانسهای آن برنامه در سالن بودید. آن روزها بنیامین حال زیاد خوبی نداشت به هرحال همسرش را از دست داده بود و قرار بود كنسرتی را داشته باشد كه خدابیامرز «نیما وارسته» آهنگساز و نوازنده كارشان نیز فوت كرد و پدر و مادر نیما عزیز اعلام كردند كه نمیخواهند كنسرت ارومیه به خاطر از دست رفتن نیما كنسل شود چون این قرار از قبل بوده و مهم است. این اتفاق افتاده بود و آنجا هم در كنار بنیامین بودم و به من گفتند كه چنین كنسرتی را داریم و از من پرسیدند كه حضور پیدا میكنم؟ و من رفتم. كنسرت را دیدم و تمام شد. اصولا هر كاری را كه انجام میدهم بر اساس دل خودم است و برای خبرش نیست. به دلیل اینكه متاسفانه یا خوشبختانه به هر دلیلی یكسری از دوستان هنرمندمان هستند كه ممكن است برای خبر و حضور در رسانهها خیلی كارها را انجام دهند و دنبال خبرسازی و انجام كارهای عجیب و غریب هستند كه فقط خبری به وجود بیاید و در مجلات و روزنامهها صحبت و عكسشان باشد. شخصا دوست داشتم كنار بنیامین باشم و رفتم هم به ارومیه سر بزنم به دلیل اینكه ارومیه شهری است كه خیلی دوست دارم و همین یك تیر و دو نشان که كنار بنیامین هم باشم. این روزها هم كه شما خیلی درگیر كارید، باز هم دورادور با هم ارتباط دارید؟ هم مشغله بنده زیاد شده و هم بنیامین و همین باعث شده كمتر این روزها یكدیگر را ملاقات كنیم اما در شرایطی یكدیگر را میبینیم و صحبتها و گپهایمان را داریم و رفاقتمان هم سرجایش است اما میشود گفت آنقدر در كنار یكدیگر نیستیم و از دور حواسمان به یكدیگر است.
  3. مجلس ترحیم شهاب حسینی فخرالدین حسینی تنکابنی پدر شهاب حسینی دیروز با حضور اهالی هنر و سینما برگزار شد. سیدفخرالدین حسینی پدر شهاب حسینی هفته گذشته دار فانی را وداع گفت و مراسم ختم او دیروز با حضور اهالی هنر و سینما برگزار شد. چهرههایی چون اصغر فرهادی، جمشید هاشم پور، علیرضا قربانی، کمال تبریزی، احمد مسجد جامعی، مصطفی زمانی، حسن پور شیرازی، امیر جعفری، رضا ناجی، ابولفضل پورعرب دیروز برای عرض تسلیت به شهاب حسینی در این مراسم حضور یافتند. سیدفخرالدین حسینی دو سال پیش کتاب داستان «فقط آنجا بود که خود را شناختم» را وارد بازار نشر کرده بود. عکس های شاهین نوبری عکاس ایسکانیوز از این مراسم را در زیر می بینید.
  4. و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون اندوه بی پایان ما از این واقعه دردناک قابل وصف نیست و برخود لازم دانستيم كه در اندوهيت و مصيبتي كه جامعه هنري ما را يكدست سياه پوش كرده ، خودرا سهيم بدانيم. و از خداوند قادر و رحمان علو درجات را براي اين عزيز از دست رفته را خواهانيم. بي شك اين هنرمند دوست داشتني و عزيز سفر كرده همواره در ياد و خاطر ما خواهند ماند. روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام
  5. به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران بازار چالشها چند وقتی است که گرم شده و شروع این اتفاقات از چالش تابستانی آب یخ بود. پشت چالش آب یخ در اصل نیت خوبی وجود داشت اما بعضیها از آن صرفا به عنوان یک سرگرمی بی معنا استفاده کردند. در ادامه چالش سطل شن برای مردم غزه، چالش کتاب خوانی در برخورد با وضعیت نابسامان فرهنگی و چالش چک زنانه در مواجهه با مسئله اسید پاشی، از طریق فضای مجازی به راه افتادند. حالا گلاره عباسی، بازیگر فیلم "شیار 143" چالشی را در فضای مجازی به راه انداخته که نام آن به (احترام مادران سرزمینم) است. وی تا کنون لاله اسکندری، ستاره اسکندری، آزاده نامداری، احسان کرمی، احسان حدادی، شبنم قلی خانی، محمدحسین قاسمی، نرگس آبیار و روزبه نعمت اللهی را به چالش خود دعوت کرده و این افراد باید برای شرکت در این گیم، همراه با مادرانشان عکسی بیاندازند و در فضای مجازی منتشر کنند. تا به حال ستاره و لاله اسکندری، نرگس آبیار، آزاده نامداری، احسان کرمی، شبنم قلی خانی و محمد حسین قاسمی دعوت گلاره عباسی را پاسخ داده اند که عکسهای آن را در ادامه خواهید دید.
  6. پارسینه: کمتر پیش می آید که با دیدن یک فرد پرسشی درباره نام او نشود.شنیدن بعضی نامها دیگران را می خنداند, متعجب می کند یا به تامل وا می دارد. نام ها می توانند صاحبانشان را سربلند کنند یا به عکس موجب خجالت و سرافکندگی شان شوند. اما نباید فراموش کرد وجه مشترک همه نام های نیک و بد , والدین و بزرگترهایی هستند که آنها را بر روی فرزندان تازه متولد شده شان می گذارند. البته نام ها گاهی تحت تاثیر مد هستند.کمتر نامی را میتوان یافت که در طول نسل ها محبوبیت خود را حفظ کرده باشد.شاید نام هایی که الان عجیب به نظر می رسند چند سال پیش برای پدران و مادرانی که اقدام به نامگذاری انها بر روی فرزندانشان میکردند عجیب و خنده دار نبودند. در گذشته بعضی والدین با توجه به اهمیت یک شی ء , یک صفت یا صنعت در دوره ای خاص اقدام به گذاشتن آن بر روی فرزندان خود میکردند.چه بسا در بیشتر موارد حتی معنی درست آنرا نمی دانستند.این شرایط همچنان باقی است,بسیاری از خانواده ها برای اینکه نامی متفاوت و منحصر به فرد بر فرزند خود بگذارند از نامهای عجیب و غریب متداول استفاده میکنند و اصرار دارند که ان اسم در شناسنام هی فرزندشان ثبت شود ولی شاید چند سال دیگر همین اسم متفاوت موجب سرافکندگی فرزندشان در آینده شود. در این میان نگاهی به اسامی فرزندان هنرمندان و ورزشکاران مشهور خالی از لطف نیست چرا که بسیاری از این نام ها الگوی بسیاری از خانواده ها قرار می گیرد. فوتبالیست ها و نام فرزندان به عنوان مثال رضا شاهرودی 2دختر دوقلو به نامهای یشنا و دینا دارد. هاوش و هیرسا نیز نام دو فرزند علی کریمی است. نام تنها فرزند مهدی شیری نیز تینا است. سعید دقیقی نیز دختری به نام دیبا دارد. رضا عنایتی نیز 4 فرزند دارد که معین، پسربزرگ عنایتی است ،بعد از آن امید است و آریا و ارینا فرزندان بعدی او هستند. وحید شمسایی نیز 3 فرزند دارد .دوقلوهای وحید را خیلیها دیدهاند؛ كیمیا و كیانا. دختر بزرگ شمسایی هم نگار است. نام تنها پسر هادی شکوری نیز آرشا است. دختر مهدی مهدوی کیا نیز عسل نام دارد. نام دو فرزند مهدی رحمتی نیز عطا و علی است. فرزند کیانوش رحمتی نیز کسری نام دارد. سیاوش اکبرپور هم دو فرزند دارد به نام های سارینا و فرینا. فرزند علی دائی نیز نورا نام دارد. فرهاد مجیدی نیز دو فرزند به نام های تیام و سیام دارد. امیرحسین صادقی پسری به نام امیر مهدی دارد. تمنا هم نام دختر جواد شیرزاد است. تنها فرزند میثم بائو هم وانیا نام دارد. نام دختر میلاد میداوودی نیز امیتیس است. سیدمهدی سیدصالحی سه فرزند به نام های مهرداد و مريلا و مهرشاد دارد. نام پسر فرزاد آشوبی هم آرشا است. اسامی فرزندان هنرمندان نام دختر مهدی هاشمی نورا است. نام دختر بهاره رهنما نیز پریا است. دختر آتیلا پسیانی نیز ستاره نام دارد. اکبر عبدی نیز دختری به نام المیرا دارد. نام دختر رضا رشید پور هلن است و فرزند پژمان بازغی نفس نام دارد. نام فرزندان محمد رضا شریفی نیا نیز مهراوه و ملیکا است. پوریا نیز تنها پسر مرحوم خسرو شکیبایی است. لیلی رشیدی نیز فرزند مشهور داوود رشیدی است. نام پسر مسعود کیمیایی پولاد است. شقایق و گلشیفته و آذرخش نام فرزندان بهزاد فراهانی است. پسر شقایق فراهانی نیز سام نام دارد. نام فرزند شقایق دهقان نیز نویان است. دختر جواد رضویان نیز ملودی نام دارد.
  7. خبری تلخ، صبح جمعه یک ملت را خراب کرد. همه میدانستند که مرتضی در حال جدال با بی رحم ترین و مرگبار ترین بیماری زمین است، اما هیچ کس حتی یک لحظه هم دوست نداشت تصور این جمعه را در ذهنش تداعی کند. مرتضی پاشایی در گذشت. همین جمله ی 3 کلمه ای موجی از مردم عاشق را از صبح جلوی بیمارستان بهمن جمع کرده تا برای آخرین بار با خواننده خوش احساسشان وداع کنند. هنرمندی که صدایش یک بغض همیشگی، توام با آرامش محض داشت. هنرمندی که تا اخرین لحطه ای که توان ایستادن روی پاهایش را داشت، خواند و عشق ورزید. سال 90 بود، روز هایی که مرتضی تازه داشت با صدایش نامی میان خواننده ها برای خود دست و پا میکرد. مصاحبه ای از او در گوشه و کنار یک روزنامه به چشمم خورد. با این عنوان که آرزو دارم مانند ناصر خان حجازی بمیرم. با عزت، با نام خوش و پر از عشق مردم. گویا خدا صدایش را شنیده بود. چهره ها هم در صفحات شخصی خود در شبکه های اجتماعی مانند سایر مردم ایران در سوگ مرتضی پاشایی به سر میبرند که در زیر گزیده ای از آن ها را ملاحظه میکنید. درگذشت مرتضی پاشایی عزیز را به خانواده او، مردم ایران و همه هوادارانش تسلیت عرض میکنیم. روحش شاد، یادش گرامی. محسن تنابنده رضا صادقی آزاده زارعی حنیف عمران زاده روزبه نعمت اللهی احمد مهرانفر رضا یزدانی صدف طاهریان فریبا نادری شبنم مقدمی شهرام حقیقت دوست لاله اسکندری علی کریمی کروه سون شهرام شکوهی بهرام رادان حمید فرخ نژاد لیلا اوتادی پریناز ایزدیار
  8. [h=1] [/h] تندیس سیلیکونی محمد تقی بهار ملقب به ملک الشعرا بهار، شاعر، ادیب، نویسنده و روزنامه نگار و سیاست مدار، نمایشگاه "مشاهیر ایران"، خانه هنرمندان (اپک تایمز) نمایشگاه تندیس‏‏های مشاهیر ایرانی با نام “مشاهیر ایران” در خانه هنرمندان تا ۲۰ تیر ماه تمدید گردید. این مجسمه‏ها که از جنس سیلیکون هستند، اثر هنرمند ایرانی “علیرضا خاقانی” می‏باشند. این هنرمند چیره‏دست با ساخت مجسمه‏های سیلیکونی پانزده تن از شعرا، نویسندگان و شخصیت‏های علمی، فرهنگی و ورزشی از جمله، دکتر حسابی، دهخدا، تختی، پروین اعتصامی، کمال الملک، شاملو، سهراب سپهری، نیما یوشیج، جلال آل احمد و … سعی در زنده نگهداشتن یاد این شخصیت‏ها و فرهنگ غنی ایران نموده است. سیلیکون ماده‏ای است که در سال‏های اخیر جهت ساخت مجسمه از آن استفاده می‏شود. این ماده دارای خواص رنگ‏پذیری و فرم‏پذیری خوبی است و امکان ایجاد بافتی همچون بافت زنده پوست می‏نماید. به همین دلیل این تندیس‏ها بسیار طبیعی به نظر می‏ایند. نمایشگاه "مشاهیر ایران"، خانه هنرمندان (اپک تایمز) بازدید کنندگان بسیاری با ورود به تالار با دیدن این شخصیت‏ها به وجد آمده و اذعان می‏کردند که به حدی آن‏ها واقعی به نظر می‏آیند که آن‏ها را با مردم دیگر اشتباه می‏گیرند. در طی نمایشگاه، بسیاری از بازدید کنندگان با این هنرمندان و شخصیت‏های ماندگار عکس یادگاری می‏گرفتند؛ گویی به گذشته رفته‏اند ومی‏توانند شخصیت‏های مشهور کشور‏شان را ملاقات کنند. تندیس سیلیکونی سیمین دانشورنویسنده، همسرش جلال آل احمد، نویسنده و مترجم و نیما یوشیج، شاعر، نمایشگاه "مشاهیر ایران"، خانه هنرمندان (اپک تایمز) تندیس سیلیکونی سهراب سپهری، شاعر و نقاش از ۱۳۰۷ الی ۱۳۵۹ شمسی، نمایشگاه "مشاهیر ایران"، خانه هنرمندان (اپک تایمز) تندیس سیلیکونی حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر قرن سوم و چهارم، نمایشگاه "مشاهیر ایران"، خانه هنرمندان (اپک تایمز) بازدید کنندگان با تندیس سیلیکونی مشاهیرعکس یادگاری می گیرد، نمایشگاه "مشاهیر ایران"، خانه هنرمندان (اپک تایمز) تندیس سیلیکونی پروین اعتصامی، شاعر قرن معاصر، نمایشگاه "مشاهیر ایران"، خانه هنرمندان (اپک تایمز) تندیس سیلیکونی دکتر محمود حسابی، دانشمند و بنیانگذار فیزیک دانشگاهی قرن معاصر، نمایشگاه "مشاهیر ایران"، خانه هنرمندان (اپک تایمز) تندیس سیلیکونی کمال‏الملک، نقاش بزرگ ایرانی، نمایشگاه "مشاهیر ایران"، خانه هنرمندان (اپک تایمز) تندیس سیلیکونی احمد شاملو، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار، پژوهشگر، مترجم و فرهنگ نویس از سال ۱۳۰۴ الی ۱۳۷۹ شمسی، نمایشگاه "مشاهیر ایران"، خانه هنرمندان (اپک تایمز) اپک تایمزفارسی
  9. به گزارش روابط عمومي انجمن كام به كام و به نقل از کافه سینما: همانطور که مطلع هستید چندروزی است که حادثه اسیدپاشی های اصفهان یکی از سرخط های مهم خبری کشور است. در همین رابطه برخی هنرمندان در فضای مجازی نسبت به این حادثه دلخراش و غیرانسانی، واکنش نشان دادند. واکنش هایی که البته گونه های مختلف داشت از حس همدری تا محکومیت و درخواست پیگیری از رئیس جمهور. در ادامه برخی از این واکنش ها را بخوانید: مهناز افشار: فاجعه، فاجعهاى دردناك و تاسف آور دليلش هرچه باشد اسيد پاشيدن يك رفتار غيرانسانى و نفرت برانگيز است. كسانى كه مشغول اسيدپاشى به زنان هستيد اى كاش فقط يك لحظه تصور مىكرديد كه عزيزانتان يكى از قربانيان اسيدپاشى بودند! آيا مىتوانيد حتى چنين چيزى را تصور كنيد؟ بهنوش طبلطبایی: چون شمع، سوخت دلم برای سیمای گلت الناز شاکردوست: نميتوان در برابر اين حادثه دردناك أسيد پاشى برصورت دختركان ايران مان ساكت ماند محراب قاسمخانی: دوست ندارم وارد بحث حجاب و مبارزه با بدحجابی و هدف اسیدپاش بشم، مهم اینه که اسید بدحجاب و باحجاب و بی حجاب رو به یه انداره میسوزونه مهتاب کرامتی و مهدی پاکدل نیز این متن را به اشتراک گذاشتند: دختران سرزمینم مادران شهرم کاش زاینده رود کمی آب داشت تا میشد داغ جهالت را از روی صورتهای زیبایتان زدود. شرم بر کسانی که پستی و سیاهی خویش را بر صورت هموطن خود می پوشانند بهرام رادان نیز در واکنش به این حادثه بخشی از شعر فریدون مشیری را به اشتراک گذاشت: در کویری سوت و کور/در میان مردمی با این مصیبتها صبور/صحبت از مرگ محبت مرگ عشق/گفتگو از مرگ انسانیت است ملیکا شریفی نیا: اين روزها ماسك هايم چپ چپ نگاهم مي كنند يك نگاه دردناك و سرزنش آميز همه فقط دور هم نشسته اند و در دل مرا تحقير مي كنند كه اين چنين بي عرضه ام و نا توان در بازسازي زيبايي صورتك هاي بي گناهتان كه در چشم بر هم زدني اينگونه فرو پاشيدند و به يغما بردند تمام آرزوهايتان را به اين بي علتي آنهم به اين نا عادلانگي و شب و روز من تنها كابوس اين فاجعه مي شود و تك تك سلول هايم آرزوي بازگرداندن زمان به صبح روز واقعه و مناجاتم تنها امكان تغيير " يك انتخاب " ساده اي كاش آن روز از كوچه ي ديگري مي رفتيد برخی هنرمندان نیز عکس پروفایلشان را سیاه کردند. لیلا بلوکات نیز با سیاه کردن عکس پروفایلش نوشت: عکس پروفایلمو سیاه می کنم به احترام دخترایی که تو صورتشون اسید پاشیده میشه .... عکس پروفایلمو سیاه می کنم به خاطر کسانی که اینقدر بی معرفتن و بویی از انسانیت نبردن که تو صورت دخترای مردم اسید میپاشن اونم بدون اینکه سرشون کلاه کاسکت باشه یا از چیزی بترسن.... عکس پروفایلمو سیاه می کنم برایه اعتراض و خواهش از کسانیکه توانایی اینو دارن تا این از خدا بی خبرها رو دستکیر کنن ولی چرا سه هفتس نتونستن این نامردها رو بگیرن... عکس پروفایلمو سیاه می کنم واسه تاسف و ناراحتی مردمم...و غصه واسه کسایی که تو شهرن و صحنه رو میبینن ولی فقط فیلم میگیرند و حتی به این دخترا یکم آبم نمیرسونن تا صورتشون رو بشورن.. ...افسوس و صد افسون کاشکی بیشتر همدیگر رو دوست داشتیم من به سهم خودم کاری بیشتر از این از دستم بر نمیاد حتی ایرانم نیستم و این اخبارو دو روزه شنیدم... و بسیار غمگین شدم امیدوارم به آرامش برسیم احمد مهرانفر: سیاه رنگ اعتراض رنگ جهالت رنگ اسید رنگی که چشمان دخترکان شهرم تا ابد آنرا نظاره حواهند کرد آزاده نامداری که این روزها حواشی گوناگونی پیرامونش بوجود آمده ترجیح داده از ان فاصله بگیرد و با اشتراک گذاشتن عکسی از یکی از دختران قربانی اسیدپاشی، آیه ای از قرآن را نوشت: ای رسول اگر ما آیات این قرآن رابر کوه نازل میکردیم،،مشاهده میکردی که کوه ازترس خدا خاشع،ذلیل،ومتلاشی میشد،،واین مثال را درقرآن برای مردمی بیان میکنیم،باشد که اهل یقین وفکرت باشند،...... درخواست از رئیس جمهور برای برخوررد و پیگیری: در این بین برخی از هنرمندان نیز روی سخن شان با روحانی بود و با اشتراک گذاری عکس روحانی از او می خواستند تا نسبت به این مساله واکنش نشان دهد. در همین رابطه هانیه توسلی نوشت: خيلى چيزها بهتر شده در يك سال گذشته.خوشحالم كه به ايشان رأى دادم.به هر حال اعتمادى وجود دارد نسبت به اين دولت كه در چند سال قبل نبود.اما خيلى چيزها هم ناديده گرفته مى شود و خيلى چيزها هنوز حل نشده باقى مانده است.ما با اميد به اين تدبير رأى داديم.كاش ايشان در مورد اين ماجراى وحشتناك و غير قابل توجيه و غير انسانى كه در اصفهان پيش آمده است اظهار نظر مى كردند.ماجراى اسيد پاشى به صورت زنان مسأله ى كم اهميتى نيست.من منتظر نظر صريح ايشان هستم امیر جعفری: منتظر عملیم نه فقط حرف.. روحانی منتظریم آشا محرابی: سلام تصميم گرفته بودم كه ديگر به علت توهين ها پست نذارم و سكوت كنم، اما نتوانستم.آخر چگونه سكوت كنم وقتي چند حيوان زيبايي صورت خواهرانم را نابود ميكنند؟ به عنوان يك انسان و يك ايراني سكوت در مقابل اين جنايت را براي خودم حرام ميدانم. آخر چگونه سكوت كنم وقتي به زن بودنم توسط چند موجود كثيف توهين ميشه؟ سكوت كنم تو روزايي كه صورت خواهرانم را اسيد ميسوزاند؟ هرگز...آشا در مقابل اين جنايت ها فرياد ميزند... منه، آشا محرابي، به عنوان يك ايراني هر كمكي كه از دستم بر بياد انجام مي دهم و به زودي تمام هزينه هاي درمان اين خواهرانم را در صورت كسب اجازه بر عهده خواهم گرفت. در زمينه فعاليت هنري و كار هم در شاخه هاي فعاليت ام؛ بازيگري، كارگرداني، گويندگي، نويسندگي، دوبله و يا هر فعاليت ديگه اي حاظر به همكاري با دوستان هنرمند هستم. و اما يك خواهش؛ جناب آقاي دكتر حسن روحاني، رييس جمهور ميهنم، رياست جمهوري جمهوري اسلامي ايران، از شما عاجزانه خواهش ميكنم به جنايت اين جنايت كاران هر چه زودتر رسيدگي كنيد و اين انسان هاي پست را به سزاي عملشان برسانيد.لطفا امنيت را به دل ما بانوان ايران زمين بازگردانيد. اما در این بین برخی واکنش ها متفاوت بود از جمله واکنش رامبدجوان که البته متنی را از صفحه دیگری در پروفایلش به اشتراک گذاشته بود: رامید جوان: سلام به همتون. ممنونم كه تا اين حد همراه موضوعات تلخ و شيرين مملكتمون هستين كه اگه من از ديد شما سكوت كرده باشم هم بهم اعتراض مى كنين و هم متلك مى اندازين كه البته خيلى كار زشتيه. نظر من اينه: وقتى ما با هم راجع به آب حرف مى زنيم يا چيزى كه اگه كنار هم بايستيم مى تونيم كمى هم كه شده تغييرش بديم، اين عمل جمعى ما در فضاهاى مجازى اهميت واقعى پيدا مى كنه.ولى من در برابر اين اتفاقهاى اخير دارم فكر مى كنم كه چرا و چطور داره شكل مى گيره و به نظرم مى آد كه جمله ى "من اين جنايات رو محكوم مى كنم" يا نوشتن يه شعر پر سوز و گداز چه اهميتى داره.؟! غير از اينكه به همتون نشون بدم كه ببينين من چقدر انسان دوست و مهربونم!! در حالى نمايش انسان دوستى من يا هر چهره ى ديگه اى در اين فضاهاى مجازى چه تاثيرى در زندگى دختركان جوانى داره كه اميد و آينده و زندگيشون رو در يك لحظه از دست دادن. من هم مثل شما از اين اتفاقهاى كثيف و غير انسانى متنفرم ولى حواسمون باشه كه اين ابرازها مارو عادت مى ده كه فقط همين جا توى اين فضاهاى مجازى زندگى كنيم و پا بيرون از خونه هامون نذاريم. تذكر مهم: بچه ها حيوونا به غير از نيازهاشون دست به خشونت كه البته ابزارشونه،نمى زنن. پس هى نگين اين حيوان صفتها و ...... مخلص و دوستتون دارم. اگه پيشنهاد كاربردى دارين منو هم در جريان بذارين.
  10. [h=3] نمایشگاه کارما برای کودکان محک [/h] به گزارش ايسنا،زهر داودی -هنرمند قالی باف- اظهار کرد: من به همراه عده ای از هنرمندان صنایع دستی از جمله بهاره داودی، آسیه تحریری، الیزا آزادبخش، مریم تحریری و نیره داودی نمایشگاهی از آثار صنایع دستی مانند کیف، کفش و پالتو از چرم و فرش تهیه کرده و آن را در نمایشگاهی به نمایش گذاشته ام. او افزود: در این مجموعه آثار فرش متعلق به من و آثار چرم متعلق به سایر هنرمندان است که وسایل چرمی تولید کرده و میخواهند با نام مصحولات چرمی «کارما»، آثار خود را توزیع کنند. نام این نمایشگاه نیز کارما است. این هنرمند ادامه داد: از کودکی به بافتن فرش علاقهمند بودم و 9 سال است که به صورت حرفهای فرش میبافم و اکنون این هنر را آموزش هم میدهم. به گزارش ایسنا، این نمایشگاه که عواید آن صرف کودکان سرطانی محک خواهد شد از جمعه هفتم شهریور تا 13 این ماه در گالری نهاوند به آدرس بلوار میرداماد، غرب ایستگاه مترو، جنب برج نادر، پلاک 214 برقرار است.
  11. حمایت از مردم بیگناه فلسطین در فضای مجازی؛ [h=1] واکنش هنرمندان به کشتار مردم بی دفاع غزه + تصاویر [/h] پس از حملات پی در پی رژیم صهیونیستی به نوار غزه و کشتار مردم بیگناه فلسطین بسیاری از هنرمندان تصاویر ناراحت کنندهای از ظلم به این مردم در فضای مجازی منتشر کردند. به گزارش گروه چند رسانهای باشگاه خبرنگاران، پس از حملات پی در پی رژیم صهیونیستی به نوار غزه و کشتار مردم بیگناه فلسطین بسیاری از هنرمندان، بازیگران، مجریان و ورزشکاران تصاویری ناراحت کننده در فضای مجازی از ظلم به این مردم منتشر کردند و خواستار توقف کشتار در باریکه غزه و آزادی اراضی اشغالی شدند. برای بهتر لود شدن عکس ها هر عکس را در پستی جداگانه قرار داده شده هست
  12. سرانجام برگشتند بعد از 2 هفته جنجالی. دو هفته ای که شاید تنها دو یا 3 شبی را در کنار ملی پوشان بودند و خیلی هم حضور گرمی در میان مردم نداشتند. گروه هنرمندان اعزامی به برزیل غیر از دو یا سه شبی را که در سالوادور در هتل تیم ملی بودند و چند عکسی را با هم به یادگار گرفتند تقریبا در باقی طول سفر جدا از تیم ملی بودند. هتل های 5 ستاره، مسافرت های هوایی و زمینی و فرصت گشت و گذار در ریو و بودن چند ساعته گهگاهی در کنار تیم ملی. هنرمندان که ابتدا قرار بود برای ساخت پروژه ای برای شبکه خانگی به برزیل بروند بعد از حواشی بسیار، سرانجام با تعدادی محدود که کمتر از 20 نفر بودند راهی سفر شدند تا مشوق تیم ملی شان باشند. جماعتی که انتشار همان اولین تصویرشان در تهران غوغایی به پا کرد. اتفاقی که در لحظه ورود به تهران، محراب قاسم خانی که این بار دیگر شلوار بلند و گشاد پوشیده، درباره اش می گوید: «دیدی چه شلوغی شد. اصلا نگذاشتند ببینند چی شده و چه اتفاقی افتاده!» و رضا یزدانی حرف های او را این طور تکمیل می کند: «باز دم همشهری جوان گرم با جلدی که بستند یک گوشه ای از اتفاقات را توضیح دادند. بابا آنجا ما از فوتبال آمده بودیم. تا حالا دیدی کسی با شلوار پارچه ای رسمی فوتبال بازی کند؟ خب معلوم است که ما با شلوارک رفته بودیم فوتبال!» او که در این سفر بیشتر همراه بود با محراب قاسم خانی و پژمان جمشیدی می گوید از بازی های تیم ملی راضی بوده و به نظرش بچه ها تمام تلاش شان را کرده بودند. محراب هم می گوید: «قبل از بازی ها که اصلا امیدی نداشتیم. ولی همین که تا بازی آخر و دقایق پایانی هنوز امیدمان زنده بود، خودش خیلی حال داد.» به عکس این دو اما پژمان که سابقه 12 بازی ملی هم دارد، حسابی از بازی تیم ملی ناراضی بود. او در این باره می گوید: «خیلی بد بودیم. همه اش دفاع. هیچ وقت آرژانتین و نیجریه این قدر ضعیف نبودند. ما اگر تیم 98 مان را در این بازی ها داشتیم به راحتی از این گروه صعود می کردیم.» پرسیدن سئوالی مشابه از محمدرضا شریفی نیا و نرگس محمدی خیلی هم تاثیری ندارد چون این دو بیش از هر چیز سرگرم جمع و جور کردن سوغاتی های زیادشان بودند. فرصت زیاد این گروه هنرمند برای خرید از شاپینگ سنترهای مختلف برزیل البته باید هم اینچنین اضافه بار به همراه داشته باشد!
  13. [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD][/TD] [TD=align: left][/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=width: 95%, align: center] [TR] [TD=colspan: 3][/TD] [/TR] [TR] [TD=colspan: 3] حضور هنرمندان ايراني در برزيل (عکس) تعدادي از بازيگران سينما و تلويزيون که اين روزها به عنوان مهمان و براي ديدن بازيهاي جام جهاني و «انرژي دادن» به تيم ملي فوتبال ايران در برزيل هستند، بازي ايران و نيجريه را از روي سکوهاي ورزشگاه تماشا کردند. بازيگراني که اين روزها به عنوان مهمان و تحت عنوان «هنرمندان حامي تيم ملي» به برزيل سفر کردهاند، عکسهايي از خود در خيابانهاي سائوپولو، شهر کوريتيبا (محل بازي تيم ملي با نيجريه)، داخل استاديوم شهر کوريتيبا، قبل و بعد از بازي نخست تيم ملي فوتبال کشورمان در جام جهاني و... منتشر کردند. [/TD] [/TR] [/TABLE] ورزش 3
  14. [h=1]باید و نبایدهای یک نمایشگاه کتاب از نگاه هنرمندان[/h] آرام جعفری، بازیگر معتقد است نمایشگاه کتاب باید در سراسر ایران برگزار شود و عبدالحسین مختاباد نیز میگوید باید شان کتاب را در جامعه بالا برد. به گزارش روابط عمومي مجله اينترنتي كام به كام به نقل ازخبرگزاری خبرآنلاین، «بهاره رهنما» بازیگرتئاتر، سینما و تلویزیون در گفت وگو با ستاد خبری بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران اظهار کرد: به نظر من باید در نمایشگاه کتاب یک قسمتی را برای ناشران پیشکسوت ایجاد و از آنها تقدیر کنند. باید برای ناشرانی که 50 سال در خدمت نشر بوده اند و برای دو نسل جوان کشورمان کتاب چاپ کرده اند، تمهیدات ویژه ای در دادن غرفه و مکان در نمایشگاه کتاب اندیشیده شود. وی افزود: نمایشگاه کتاب برای من اتفاق خوبی است زیرا به دیدن ناشران و کتاب های ترجمه ای جدید می روم و با توجه به اینکه 5 سال است در روزنامه شرق ستونی را برای معرفی کتاب پر می کنم موهبتی نصیبم شده که هفته ای یک کتاب را بخوانم و خوشحالم که نوجوانان و جوانان را به کتاب و کتابخوانی دعوت می کنم. رهنما گفت: بیشتر کتاب هایی که معرفی می کنم در زمینه ادبیات و رمان است و فکر می کنم برای کتاب خوان کردن نسل جوان باید آنها را به خواندن رمان و داستان های کوتاه سوق داد تا زمینه علاقمندی آنها فراهم شود. وی به نقش آموزش پرورش در حوزه فرهنگسازی در مدارس برای کتاب خوانی تاکید کرد و گفت: مطالعه کتاب باید از دوران دانش آموزی نهادینه شود، کتابخوانی هم بخشی از تعالیم تربیتی است که از مدرسه و خانواده آغاز می شود. اهمیت کتاب باید از مدارس نهادینه شود و معلمان وظیفه دارند که این علقه را در وجود دانش آموزان نهادینه کنند. این بازیگر سینما و تلویزویون گفت: کتاب های ارائه شده به دانش آموزان باید بر حسب رده سنی، جنسیت و قیمت آن باشد. نمایشگاه کتاب فقط مختص به تهران نباشد «آرام جعفری» دیگر بازیگر تئاتر سینما و تلویزیون نیز اظهار کرد: «مردم ایران با خواندن کتاب بخوانند سطح فرهنگ خود را ارتقاء می دهند. با وجودی که نمایشگاه کتاب تهران بیست و هفتمین سال تولدش را در تهران جشن می گیرد و امکان بازهم شاهد اشتیاق انواع اقشار جامعه از تهران و شهرستان برای حضور در نمایشگاه کتاب تهارن هستیم که با وجود مسافت زیاد می آیند و کتاب های مورد علاقه خود را خریداری می کنند.» او ادامه داد: «قشر کتابخوان در کشور زیاد داریم اما به دلیل گرانی کتاب شاید بازار کتاب های درسی و کمک درسی وضعیت بهتری داشته باشد. در این باره مسئولان باید فکری به حال گرانی کتاب کنند تا همه مردم از هر قشر وطبقه ای بتوانند کتاب مورد علاقه و نیاز خود را بخرند.» او افزود: «من به خواندن کتاب های نمایشی و نقاشی که مرتبط با رشته خودم است بسیار علاقه دارم و بیشتر در این زمینه مطالعه می کنم به هر حال هرکسی با هر سلیقه ای می تواند نمایشگاه حضور پیدا کرده و علاوه بر قرارگرفتن در فضای فرهنگی نمایشگاه روح خود را با مطالعه بزرگ کند.» جعفری گفت: من هر سال با حضور در نمایشگاه کتاب آثار ترجمه ای جدید، رمان و نمایش نامه، از جمله کتاب های ترجمه شده گیتی خوشدل شاعر نویسنده و مترجم با سابقه کشورمان را خریداری کرده و در مطالعه می کنم. این بازیگر ادامه داد:هر سال به دلیل شلوغی نمایشگاه کتاب نمی توانم به طور دلخواه گشت بزنم و این شلوغی ها نشانه کتاب دوست بودن مردم ماست، که برای افزایش دانش و توسعه کشور به کتاب روی می آروند. او همچنین پیشنهاد کرد: از آنجا که مردم کشور ما بیشتر گرایش به دیدن فیلم دارند وتصویری هستند باید بتوان جدا از کتاب های صوتی، کتاب های تصویری هم تولید کرد. باید شان کتاب را بالا برد عبدالحسین مختاباد عضو کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر تهران هم گفت: «تلاش میکنیم با کمکهای به موقع و سریع مشکلات اجرایی نمایشگاه را حل کنیم.» او درباره برنامههای شورا در این دوره از نمایشگاه کتاب گفت: نمایشگاه کتاب برای خود قدمتی دارد و انتظار میرود که هر سال بهتر از سال گذشته برگزار شود. مختاباد افزود: «امسال با توجه به اینکه کمیسیون فرهنگی یک کمیسیون منسجم است و از چهرههای برجسته فرهنگی تشکیل شده است، اقبال جدی نسبت به نمایشگاه کتاب وجود دارد. تلاش میکنیم با کمکهای به موقع و سریع مشکلات اجرایی نمایشگاه را حل کنیم.» او همچنین درباره فعالیتهای شورای شهر و شهرداری در حوزه کتاب برای بیست و هفتمین نمایشگاه کتاب تهران گفت: «شواری شهر تهران نمیتواند درباره کتاب تصمیمگیری کند. به نظرم جامعه باید به سمتی برود که نشر کتاب از یک شان و منزلت بالایی برخوردار شود و ناشران و نویسندگان از حمایت جدی برخوردار باشند. شورا در این زمینهها صرفا میتواند کمک کند و کار اجرایی دیگری نمیتواند انجام دهد. »
  15. بازیگران مشهور سینما و هنرمندان معروف در دیدار با رئیس جمهور مهناز افشار شهاب حسینی و محمدرضا فروتن حجت اسلام محمدعلی زم، محمود دولت آبادی و شهرام ناظری مهناز افشار ، ویشکا آسایش و صابر ابر افسانه بایگان و باران کوثری نغمه ثمینی فیلمنامه نویس و پژوهشگر تئاتر بهمن فرمان آرا ستاره اسکندری و تهمینه میلانی حبیب رضایی منبع: پرشين وي
  16. موسیقی قوم لر از دیر باز تا کنون بعنوان یکی از غنی ترین موسیقی های فولکوریک ایران مطرح بوده است .موسیقی لری را می توان به دو دسته تقسیم کرد که عبارتند از: 1-موسیقی لر کوچک:شامل لری فیلی یا خرم آبادی و لری لکی 2-موسیقی لر بزرگ:شامل عمدتآ لری بختیاری و نیز لری ممسنی و لری بویر احمدی از دل موسیقی قوم لر اساتید و هنرمندان زیادی پرورش یافته و هنرآفرینی کرده اند که بعضی از آنها نظیر استاد رضا سقایی و استاد مسعود بختیاری جایگاه بی بدیلی را به خود اختصاص داده اند .علاوه بر این دو استاد فقید موسیقی لری می توان از اساتید و خوانندگان دیگری نظیر علی اکبر شکارچی،ایرج رحمانپور، ملک مسعودبختیاری ،کوروش اسدپور،فرج علی پور،قزلباش بختیاری،درویش رضا منظمی،محمد میرزاوندی ، علی تاجمیری ،نریمان فاضلی،بهمن اسکینی،فضل الله صفاری،حشمتالله رشیدی،علیرضا حسین خانی،مجید احمدی ،حسین فرجی ،علیرضا نادری و.........نام برد . یکی از ویژگی هایی که در صورت برجسته بودن در موسیقی هر قوم وملتی می تواند ارتقاء دهنده انسجام قومی باشد ،"جامعیت"است.جامعیت در این بحث به معنی پوشش دادن گویشهای مختلف قومی است .جامعیت آثار موسیقیایی ،مراودات دروم قومی را افزایش داده و حس همبستگی رادر بین زیرنظام های قومی ارتقاء می دهد .جامعیت ویژگی است که متأسفانه در عرصه موسیقی لری و آثار ارایه شده توسط خوانندگان قوم لرکمتر شاهد آن هستیم و در این خصوص می توان استاد علی اکبر شکارچی را یک استثناء دانست. استاد شکارچی با نشر آثار فاخری در هر دو حوزه موسیقی لر بزرگ و لر کوچک وظیفه خود را در جهت تسهیل مراودات فرهنگی بین مردمان لر به خوبی ادا کرده است.او با انتشار کاست"کوهسار" در عرصه موسیقی لری بختیاری و کاست های دیگراز جمله "خلق لر" "بهار باد" و "بیست ترانه کهن لری"در حوزه موسیقی لری فیلی و لکی هنر آفرینی کم نظیری را نشان داده است. مروری بر زندگی حرفه ای استاد شکارچی این نوازنده چیره دست و استادموسیقی لری در ۶ فروردین ۱۳۲۸ در روستای چم سنگر دورود دراستان لرستان متولد شد. نواختن کمانچه را از کودکی تحت تاثیر نوازندگان محلی اغاز کردند و پس از اخذ دیپلم و خدمت سربازی در سن ۲۴ سالگی به تهران رفت و در سال ۱۳۵۰ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید و جهت فراگیری ردیف*های سازی و آوازی و قطعات ضربی از محضر استادان داریوش صفوت، نورعلی خان برومند، محمود کریمی، یوسف فروتن،سعید هرمزی و جلال ذالفنون بهره می*برد. علی اکبر شکارچی در طول این سالها همواره از محظر استاد خود علی اصغر بهاری سود می*برد. شکارچی در سال۱۳۵۶ در اولین آزمون موسیقی باربد نفر اول رشته نوازندگی کمانچه شد. وی از سال ۱۳۵۸ در دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران،دانشگاه سوره،کانون فرهنگی هنری چنگ وچاووش و همچنین آموزشگاه موسیقی آرش به تدریس موسیقی پرداخته است. از آثار منتشر شده ایشان می توان به آثار زیر اشاره کرد: موسیقی خلق لر جرس کوهسار بیست ترانه کهن لری کاروانه خونین شهر (کار مشترک با عطا جنگوک ) قطعاتی از موسیقی لری بهارباد خواب شقایق کارهای پژوهشی آلبوم ردیف میرزا عبدالله با کمانچه موسیقی فیلم خون بس و همچنین انتشار ۲ جلد کتاب وزن خوانی را می توان نام برد و نیز تجزیه و تحلیل بیست ترانه کهن لری که در دست انتشار می باشد. علی اکبر شکارچی علاوه بر ایران کنسرتهای را در کشورهای سوئیس ، سوئد ، ایتالیا ، آلمان ، فرانسه ، انگلیس ، اتریش ، کلمبیا و استرالیا اجرا نموده اند. موسیقی برآمده از نای و كمان علی اكبر شكارچی خصلتی همچون تبار ایلیاتی او دارد.ساز و آواز استاد شکارچی همچون حاج قربان سلیمانی (شمال خراسان)، غلام قادر رحمانی (بلوچستان) و عاشیق رسول قربانی (آذربایجان) مجهز به ابزاری است كه به قول شاعر "رشته ای بر گردنم افكنده دوست، می كشد هر جا كه خاطر خواه اوست ". دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در مقطعی از تاریخ معاصر برای او و بسیاری دیگر از صاحب نامان موسیقی امروز ایران، یك فرصت طلایی را ایجاد می كند تا ضمن آشنایی با چند و چون موسیقی نهادینه شده غربی، با ادبیات موسیقی قدیم ایران هم بدون واسطه آشنا شوند. نخستین جلوه كارش به همراه پرویز مشكاتیان، حسین علیزاده، محمدعلی كیانی نژاد، مرتضی اعیان و خانم پریسا بود. پس از پیروزی انقلاب "خلق لر" نخستین كار مستقل او بود كه با تنظیم و همراهی دوست صمیمی اش حسین علیزاده ، راهی بازار غیر رسمی ولی گرم آن روزگار شد. كاری بر اساس ملودی های لری و بختیاری و استفاده كامل از سازهای شهری مرسوم در موسیقی سنتی آن روزگار كه از نظر صدادهی به آثار چاوش شباهت بسیار داشت. سال 61 در تاریخ 200 ساله ایران یك استثنا محسوب می شود. خاطره دو قرن شكست های پیاپی كشورمان در مقابل قوای عثمانی، افغانی، روسیه تزاری، انگلیسی، آمریكایی و عراقی، در سوم خرداد این سال با آزادی خرمشهر رنگ می بازد و هیچ ایرانی میهن دوست نمی تواند خوشحالی خود را پنهان كند. محمد رضا لطفی ظفرنامه خرمشهر را می سراید و شهرام ناظری خنیاگری می كند. محمد علی راغب ترانه پیروزی می سازد و محمد گلریز می خواند. علی اكبر شكارچی هم كه فارغ از این ماجرا نیست، با "خونین شهر" خود به استقبال آزادی خرمشهر می رود و در این راه از همكاری و همراهی دوست دیرینه اش عطا جنگوك بی بهره نیست. چهار سال بعد از شكارچی به اصل خویش رجوع می كند. "كوهسار" ادای دینی است به فرهنگ منطقه لرنشین زاگرس كه تلفیقی از موسیقی لری، بختیاری چهار لنگ و بختیاری هفت لنگ است. برای نخستین بار سرنای زنده یاد شامیرزا مرادی را با اركستر سازهای ایرانی همراه می كند تا پنج سال بعد او در فستیوال آوینیون فرانسه غوغا كند و لقب مروارید اقیانوس ها را با خود به ایران بیاورد. تعلق به هنر زادگاه و مردمش سمت و سوی دیگری به او می دهد تا "بیست ترانه كهن لری" را با همراهی ضرب بیژن كامكار و كمانچه و آواز خودش منتشر كند. دغدغه اش در این كار نه بروز خلاقیت، بلكه حفظ بخشی از میراث كهن است. از فرهنگ های مجاور لرستان غافل نیست و گهگاه بنا به حس و حالی كه پیش بیاید، كاری در خور انجام می دهد. "كاروانه" با گویش كردی كرمانشاهی نمونه ای از این تلاش هاست. شاخص بودن آن در دو نوع موسیقی دستگاهی و لری و همچنین آشنایی اش به قواعد بخش نویسی موسیقی غربی، ناصر غلامرضایی را مجاب می كند تا موسیقی فیلم "خون بس" را به او سفارش دهد. اما ظاهراً همه این كارها را انجام داده است تا از دل آنها گوهری بیرون بیاید. پس از ده سال تلاش و پیگیری، در سال 82 موفق می شود "بهار باد" با صدای اساطیری ایرج رحمانپور را به كام تشنگان موسیقی بومی بریزد. اثری كاملاً اركسترال و در عین حال بسیار بومی كه هر شنونده ای را از فضای دود گرفته شهری به طبیعت زیبای لرستان می برد. شكارچی، موسیقیدانی دوزیست محسوب می شود. بومی می خواند و می نوازد، چون از آن برآمده و دستگاهی می نوازد و آموزش می دهد، چون علم و عملش را از بهترین آموزگاران دوران خویش آموخته است. بنابراین گوشه چشمی هم به این نوع موسیقی دارد. در آثار متعددی از كارهای محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و محمدرضا درویشی كمانچه نواز نواخته است. در عین حال انتشار ردیف های میرزا عبدالله با كمانچه را نخستین بار او تجربه می كند. دونوازی های كمانچه و تنبك تحت عنوان "خواب شقایق" و "عاشقانه" در ادامه همین تعهد موسیقی دستگاهی اوست. با وجود این كه صدای گرمی دارد و لری می خواند ولی تجربه فارسی خوانی در كارنامه اش دیده نمی شود. گر چه تسلط وی به ردیف موسیقی ایران این امكان را به او می دهد كه چنین تجربه ای هم داشته باشد. با این حال اگر بخواهد آموزش ردیف را سرعت ببخشد، فقط به ساز كمانچه اكتفا نمی كند و از حنجره هم كمك می گیرد. منبع: باشگاه مطالب جالب و خواندنی
×
×
  • جدید...