رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
بنیامین فرجی

ضرب المثل و سخنان بزرگان

پست های پیشنهاد شده

images?q=tbn:ANd9GcRNA1UsDAWucz8IjluWyCNwHaCFOFNeq5ztv5jat4UZDAirlkg&t=1&h=173&w=214&usg=__uWiCaQAHHHIBf5ACtBgHC_ltUD4=

 

 

 

 

اقا بریم سر اصل مطلب ضرب المثل ها و سخنان بزرگان شنیدنی و جالب هستند که من به

 

شخصه خیلی دوسشون دارم و به خاطر همین خواستم تایپیکی مخصوص ضرب المثل ها و

 

سخنان بزرگان داشته باشیم که از انها استفاده کنیم

images?q=tbn:ANd9GcQ0_xFpX6pAvJiSmMwAH3UJ5AJnli6vX-k-YeLLqv-vtBlJg3I&t=1&usg=__V1jAgxZhjG9z1xnowRZ4F1lfLtU=

 

 

فقط اگر می خواهید ضرب المثل یا سخنی از بزرگی .. در این تایپیک قرار بدید لطف کنید در هر پست حداقل تعداد

 

ممکن مطلب گذاشته بشه که خواننده برای 1 مطلب بیشتر وقت خودشو برای عوض کردن صفحه هدر نده و بیشتر

 

ین استفاده را ببرد

 

 

images?q=tbn:ANd9GcSdOnTAEY5V48B34w9BLNHoSYM3dPEnjun1upICigt7QIs0f4I&t=1&h=194&w=143&usg=__VgQ6uPR2YiE7C0DmUgztw6H9_dc=

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نشخوار آدمیزاد حرف است:

 

اگر پرگویی می کنم ایرادی ندارد، حرف زدن خود نوعی از سرگرمی است.

نشسته پاک است:

به شوخی، شخصی است که به تمیزی بدن و جامه اش بی اعتناست.

نصیب کسی را کسی نخورد:

همانند: روزی کس را، کس نخورد.

نطقش کور شدن:

براثر گفتگو وجنجال سخن کسی قطع شدن، از ادامه صحبت بازماندن.

نظر زدن :

به چشم بد نگاه کردن، از نظر عوام چشم زخم بودن.

نشادرش تند است:

به شوخی، در کارها شتاب وعجله میکند

نسیه آخر به دعوا رسیه:

همانند: معامله نقدی بوی مشک میدهد.

نزن در کسی را تا نزنند درت را:

همانند: چو بد کردی مباش ایمن ز افات

نشترش بزنی خونش درنمی اید

در نهایت خشم و عصابیت است، سخت آشفته است.

نرم کردن:

شخصی را به منظور خاصی مطیع و رام خود کردن

نرم نرم پوست کندن:

آرام آرام و به ملایمت کار خود را به ضرر دیگری فیصله دادن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ضامن بهشت و دوزخش نیستم:

 

من وظیفه خودم را به خوبی انجام میدهم وکاری به بد و خوب بعدش ندارم.

 

ضرب شستی به کار بردن:

برای پیشرفت امر خود تدبیری به کار بردن، با هر حیله بر حریف غالب شدن.

 

ضرب دستش را چشیده است:

برتری حریف خود را می داند و جرئت مقابله با او را ندارد.

 

ضرر را از هر کجا جلویش را بگیری منفعت است

آدم عاقل همینکه فهمید راهی را به اشتباهی رفته، برمی گردد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

طاق ابرو نمودن:

کاری مخصوص زنان، عشوه گری کردن

 

طاقت کسی طاق شدن:

بیقرار شدن ، آرام خود از دست دادن.

 

طبل زیر گلیم زدن:

پنهان داشتن موضوعی که همه می دانند، پنهانکاری کردن

 

طرف کسی را گرفتن :

پشتیبانی از کسی کردن، از کسی حمایت و طرفداری کردن

 

طشتش از بام افتاده :

راز نهان کسی آشکار شدن، رسوا شده است

 

طی نکرده گز کردن:

بدون مطالعه و نسنجیده دست به کاری زدن

 

طوق لعنت برگردن کسی افتادن:

گرفتار زحمت و دردسر شدن، دچار همسر بد رفتار و بد اخلاق شدن

 

طناب گدایی کسی را بریدن:

از ادامه کمک به کسی خود را رها ساختن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عاشق چشم و ابروی کسی نبودن:

 

مفت و مجانی برای کسی کار نکردن ، بی جهت برای کسی به آب و آتش نزدن.

 

عاشقی پیداست از زاری دل :

همانند: رنگ رخساره خبر میدهد از سرضمیر

 

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد:

به دست آوردن مطلوب خویش کار چندان آسانی نیست.

 

عاقبت به خیر شدن:

به رستگاری و راه خوشبختی رسیدن

 

عاقبت جوینده یابنده بود:

باجستجو و تلاش به مقصود خود نایل خواهی شد

 

عاقبت خشم پشیمانی است.

از آدم خشمگین کارهای سرمی زند که سپس باعث ندامت اوست.

 

عاقبت گذر پوست به دباغ خانه می افتد:

هر کسی باید روزی حساب اعمال خود را پس بدهد.

 

عاقل تا پی پل می گشت، دیوانه پا برهنه از آب گذشت :

هر مشکل چاره ای دارد، اگر از راه ملایمت نشدباید جسارت به خرج داد.

 

عبای ملانصرالدین است:

چند نفر به نوبت آن را می پوشند، همه از آن استفاده میکنند.

 

عجب کشکی ساییدم

همه چیز بر خلاف انتظار ما از آب درامد

 

عذر بدتر از گناه :

در توجیه کار بد خود دلیل زشت تری آوردن

 

عروس تعریفی آخرش شلخته از آب درامد

با آنهمه تعریفش جنس نامرغوبی از آب درآمد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گاو بی شاخ و دم :

 

آدم تنومند شوریده و احمق، همانند: غول بی شاخ و دم.

 

گاو پیشانی سفید:

معروف و مشهور نزد همه، همه کس او را می شناسد.

 

گاو خوش آب و علف:

کسی که از هیچ نوع خوردنی رو گردان نیست، هر چه پیشش ببیند بدون اکراه و با اشتهای تمام می خورد

 

گدا بازی درآوردن:

مقابل دست و دلبازی ، خست و پستی به خرج دادن

 

گدا حیا ندارد:

بر اثر تکرار خواهش و تمنا آبرویش ریخته شده و شرم نمی کند.

 

گذر پوست به دباغخانه می افتد:

هر کسی سرانجام به نتیجه اعمال خود میرسد، بالاخره روزی بهم میرسیم.

 

گاهی به نعل و گاهی به میخ زدن :

ضمن صبحت و گفتگو کنایه زدن ، همانند : از این شاخ به آن شاخ پریدن

 

گذشت آنچه گذشت :

افسوس گذشته را نباید خورد ، همانند : تقویم پارسالی به کار نمی خورد.

 

گذشت بر گشت ندارد:

بخشیده را پس نمی گیرند، بر آنچه بخشیدی چشم طمع نداشته باش.

 

 

گربه آمد و آن دنبه را برد:

باید بجنبی و چاره کار خود کنی و گرنه ر نود از تو جلو می افتند.

 

گربه را دم حجله باید کشت:

از آغاز هر کاری باید محکم کاری کرد.

 

گر تو بهتر می زنی بستان بزن:

اگر فقط ادعا نمی کنی چرا کنار گود نشسته ای

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چاله چوله چيزي را پر كردن:

 

نواقص را برطرف كردن ، قرضها را پرداخت كردن.

 

چاقو دسته خودش را نمي برد:

هيچ آدم عاقلي به خودش زيان نمي زند، خويشاوند به خودي آزار نميرساند.

 

چارديواري اختياري:

محترم بودن خانه و زندگي هركس، اختيار زندگي و محدوده خود را داشتن

 

چار ميخه كردن:

پي و پايه چيزي را محكم و استوار كردن ، محكم كاري كردن

 

چارتكبير زدن :

ترك كسي را براي هميشه گفتن، يكباره از چيزي چشم پوشيدن

 

چاه كن هميشه در ته چاه است:

هر بدي و ظلم به ديگران در پايان گريبانگير خود آدم ميشود. همانند: چه مكن بهركسي،اول خودت دوم كسي.

 

چشم و همچشمي كردن:

رقابت كردن با ديگران ، هم طرازي نمودن با اطرافيان

 

چشمها چهار تا شدن:

دندش نرم ميخواست چنين كاري نكند، از تعجب چشمها را گشاد كردن.

 

چشم وگوشي كسي باز بودن:

از همه جا آگاه بودن، درجريان امور قرار داشتن، آدم با تجربه و فهميده

 

چشم و گوش بسته :

از هيچ جا و هيچ چيز باخبر نبودن، چيزي نياموخته و بي تجربه

 

چشم ودل سير است:

به هيچ چيز اعتنايي ندارد، اختيار نفس خود را دارد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رکاب دادن :

 

سر موافقت داشتن - مطیع شدن

 

رگ خواب کسی را به دست آوردن:

نقطه ضعف پیدا کردن- کسی را تابع اراده خود کردن

 

رگ دیوانگیش گل کردن:

از شدت خشم دست به کارهای نامعقول و غیر طبیعی زدن

 

رگ عیرتش جنبید:

حس شهامت و جسارتش تحریک شد.

 

رنگ به رنگ شدن:

از شدت شرمندگی رنگ به صورت آوردن- تغییر رنگ رخسار

 

روبراه بودن:

مرتب و آماده بودن - سرسازش داشتن

 

روبرو بودن به از پهلو بود:

لذت هم صحبتی دو نفر و برخورداری از دیدن یکدیگر بیشتر و بهتر است

 

روبرو کردن :

مواجهه دادن دو نفر برای کشف مطلبی

 

روبند کردن کسی:

در پیشرفت کار خود از حجب و حیای کسی استفاده کردن

 

روده بزرگه روده کوچیکه را خورد:

از شدت گرسنگی بیتاب شده - سروصدای شکم گرسنه درآمده

 

روده درازی کردن:

یکریز حرف زدن - پرگویی و وراجی کردن

 

روز از نو روزی از نو:

هرروز برای خود به تلاشی جداگانه نیاز دارد

 

روزه شک دار گرفتن:

در امور و یا کارهای که احتمال شکست و زیان است وارد شدن

 

رو که بدهی آستر هم می خواهد:

از خوشرویی و مهربانی کسی بهره جویی کردن

 

روغن چراغی ریخته وقف امامزاده :

منت گذاشتن خشک و خالی و بی خاصیت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میخ دوز شدن (میخکوب شدن):

 

محکم در جای خود ماندن، بشدت مات و مبهوت شدن.

 

میخ دو شاخ برزمین فرو نرود:

با دوئیت و نفاق کاری از پیش نمیرود و منافع مشترک را از بین میبرد.

 

میخش قایم است:

اساس کارش استوار است، پشتیبانش پر زور و قوی است.

 

میخ طویله پای خروس:

کسی که قد کوتاه و پستی دارد، آدم قد کوتاه

 

میخواهد از آب بگذرد و پایش هم تر نشود:

در پی سودجودیی می افتد ولی کمترین زحمت و خرجی را متحمل نیست.

 

میخواهی عزیز شوی یا دور شو یا کور شو:

همانند: آب که در گودال بماند می گندد، دوری و دوستی.

 

میدان دادن به کسی:

فرصت کار و فعالیت به کسی دادن ، ا جازه زور آمایی دادن.

 

میدان را خالی دیدن:

به هر عملی دست زدن، خود را مصون از دیگران دانستن.

 

میرزا بنویس:

نامه نگاری که در نگارش هر مطلب تابع دیگری است و از خود اراده ندارد.

 

میرود از آسمان شوربا بیاورد:

بسیار بلند قامت است ، روز بروز بلندتر میشود.

 

میرزا قلمدانی است:

نویسنده کم مایه و بی سوادی است.

 

میرغضبی آهسته ببر ندارد:

همانند: دشمنی آهسته بزن ندارد.

 

میرزا قشمشم:

آدمی با لباسهای جلف و قیمتی، لوس و خودخواه و بیکاره

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کاسه چه کنم در دست داشتن:

 

دچار درماندگی و سرگردانی بودن، همیشه از بخت خود شاکی بودن.

 

کاسه و کوزه را سرکسی شکستن:

دق دلی خود را به سرکسی خالی کردن.

 

کاسه و کوزه کسی را بهم زدن:

وسایل زندگی کسی را بهم زدن، سبب آزار و اذیت کسی شدن

 

کاسه همان کاسه است و آش همان آش:

چیزی تغییر نیافته و کارها برهمان منوال پیشین است.

 

کاش پاهایم شکسته بود:

اگر می دانستم نتیجه کار اینطور است هرگز نمی رفتم.

 

کاش دوقلو بودی:

به شوخی، خودت تنها اینقدر لوس و بی مزه بودی.

 

کاسه از آش گرمتر:

به دلسوزی بیش از اندازه تظاهر کردن

 

کاسه ای زیر نیم کاسه بودن:

سری در پشت پرده وجود داشتن، راز مهمی در کار بودن

 

کاسبی کاه سابی است:

زیرا به اندک سودا و خرید و فروشی قانع است.

 

کار یک شاهی صنار نیست:

آن طور هم که تصور کرده ای کار آسانی نیست.

 

کاری را پخته کردن:

مقدمات انجام و اجرای کاری را فراهم کردن

 

کار یکبار اتفاق می افتد:

در هر کاری باید شرط احتیاط و پیش بینی را فراموش نکرد.

 

کار و بارش چاق بودن:

دارای ثروت ومال فراوان بودن، همانند: دماغش چاق بودن

 

کاری بکن بهر ثواب ، نه سیخ بسوزد نه کباب:

اگر واسطه کار خیری هستی انصاف و عدالت و حق را رعایت کن.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چرتش پاره شده :

 

یکه خوردن و بسختی پریدن از خواب

 

چراغ هیج کس تا صبح نسوزد:

روزهای خوش و خوشبختی های انسان دایمی و پایدار نیست.

 

چراغ پای خودش را روشن نمی کند:

همانند: کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.

 

چر اندر چار گفتن:

سخنان بی معنی و بی سروته گفتن ، یاوه گویی کردن

 

چاه نکنده منار دزدیدن:

بدون تهیه نقشه و مقدمات امر دست به کار شدن.

 

چشم آب نخوردن:

انتظار درست شدن کاری را نداشتن ، باور نکردن

 

چشمت را درویش کن:

نظر پاک باش و حرمت را نگهدار، شتر دیدی ندیدی

 

چشم بسته غیب گفتن:

سخن گفتن از بدیهیات ، صبحت چیزی که شنونده قبلا از آن اطلاع دارد.

 

چشمت روز بد نبیند:

همان بهتر که نبودی و ندیدی که چقدر تاثرآور بود.

 

چشم کسی آب نخوردن:

تصور انجام کاری یا امری را مشکل دانستن، امید نداشتن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میان دعوا حلوا خیر نمی کنند:

 

منتظری در حین دعوا و زد و خورد حرف خوش و خوردنی نثار هم کنند، نتیجه دعوا خسارت و زیان است.

 

میان دعوا اوقات تلخی نکن:

به شوخی، چون کسی خشمگین گردد و بنای بد حرفی بگذارد برای آرام کردن و خندانیدن او چنین می گویند.

 

میان حرف کسی دویدن:

حرف کسی را بریدن، به میان حرف کسی حرف آوردن

 

میان تهی تر از طبل:

شخص پرمدعا و بی هنر

 

میان بستن:

برای انجام کاری آماده شدن

 

میان دعوا نرخ معین می کند:

مقصود خود را در موقعی نامناسب و غیر منتظره بیان داشتن

 

میان دو سنگ آرد خواستن:

آدم طمعکاری است، در پی سودجویی و استفاده است.

 

میان زمین و آسمان ماندن:

سرگردان کار خود بودن ، سرگشته و حیران ماندن

 

میان دو نفر را بهم زدن:

ایجاد نفاق و کدروت بین دو نفر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به بيشتر هدفهاي بزرگ نمي رسيم، زيرا ابتدا به كارهاي پيش پا افتاده توجه مي كنيم.((رابرت مك كين)) email.gif

 

 

رهبر براي موفقيت در كار بايد از آسياب روزگار عبور كند.((جان ماكسول)) email.gif

 

 

تا كسي نداند كه نمي داند، رشد نمي كند.((جان ماكسول)) email.gif

 

 

توجه كردن به بي توجهي به حقايق، گامي بزرگ به سوي دانايي است.((بنجامين ديزرائيلي)) email.gif

 

 

رهبران موفق هيچ گاه دست از آموختن بر نمي دارند. فرايند آموختن هرگز تمام نمي شود و پيوسته آموختن پيامد چيرگي بر خويشتن و پشتكار است.((جان ماكسول)) email.gif

 

 

پهلوان روي تشك مسابقه، پهلوان نمي شود، بلكه روي تشك، ديگران از پهلواني او باخبر مي شوند.((ضرب المثل قديمي)) email.gif

 

 

اگر كسي استعداد طبيعي داشته باشد باز هم بايد براي موفقيت تمرين كند و آماده شود.((جان ماكسول)) email.gif

 

 

قدرت حقيقي رهبري را نمي توان به كسي بخشيد. قدرت فقط و فقط نتيجه نفوذ شخصي است.((جان ماكسول)) email.gif

 

 

رهبري چيزي جز داشتن قدرت نفوذ و اثرگذاري بر ديگران نيست.((جان ماكسول)) email.gif

 

 

مقام و منصب، قدرت رهبري ندارد، بلكه رهبر عامل ايجاد مقام و منصب است.((ناشناس)) email.gif

 

 

همان طور كه نور زياد مانع ديدن مي شود، فراواني نعمت مانع لذت و كاميابي است.((تن)) email.gif

 

 

مردي که براي «پول» زن مي گيرد به نوکري مي رود.((ضرب المثل فرانسوي)) email.gif

 

 

نه منتقدان زياد اهميت دارند، نه كسي كه زمين خوردن آدمهاي توانمند را نشان مي دهد. حتي اين هم خيلي مهم نيست كه كاري را مي توانستيم بهتر انجام دهيم. آفرين بر انسان هايي كه در صحنه حضور دارند.((تئودور روزولت)) email.gif

 

 

تفاوت اصلي بين رهبري و مديريت اين است كه رهبران با استفاده از نفوذ خويش ديگران را به پيروي وامي دارند، اما كار اصلي مديران، حفظ سيستم ها و فرايندها است.((جان ماكسول)) email.gif

 

 

براي آگاهي از توان رهبري فرد، بهترين روش اين است كه از او بخواهيم تغيير مثبتي ايجاد كند. مديران توانايي حفظ سمت و سوي حركت را دارند، اما از تغيير دادن عاجزند.((جان ماكسول)) email.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سخنان بزرگان درباره*ي
آرزو

 

آزادي اين نيست كه هر كس هر چه دلش خواست بكند، بلكه آزادي حقيقي قدرتي است كه شخص را مجبور به انجام وظايف خود مي كند.((
مكدونالد
))
email.gif

 

 

به اميد شانس نشستن، همان و در بستر مرگ خوابيدن، همان.((
مثل آلماني
))
email.gif

 

 

كسي كه به اميد شانس زنده باشد، سالها قبل مرده است.((
مثل فرانسوي
))
email.gif

 

 

هر چند سراب اميد ما را مي فريبد، اما دست كم دوره زندگي ما را با خوشي به پايان مي رساند.((
هامرلينگ
))
email.gif

 

 

شش راه براي جلب محبت مردم :1- صميمانه نسبت به غير، علاقه مند باشيد. 2- تبسمي بر لب داشته باشيد. 3- به ياد بياوريد كه نام هر كس براي او شيرين ترين و مهمترين لغت قاموسهاست.4- شنيدن را بياموزيد، طرف خود را به شوق آوريد كه از خود سخن بگويد.5- با مخاطب از آنچه دوست دارد صحبت كنيد.6- صميمانه و صادقانه اهميت او را برا ي خودش آشكار سازيد.((
ديل كارنگي
))
email.gif

 

 

از دست دادن اميدي پوچ و محال، خود موفقيت و پيشرفتي بزرگ است.((
ويليام شكسپير
))
email.gif

 

 

اگر براي رسيدن به خواهشها و آرزوهاي خود زورگويي پيشه کنيم، پس از چندي کساني را در برابرمان خواهيم ديد که ديگر زورمان به آنها نمي رسد.((
اُرد بزرگ
))
email.gif

 

 

اميد دارويي است كه شفا نمي دهد، اما درد را قابل تحمل مي كند.((
مارس آشار
))
email.gif

 

 

زياد زيستن كمابيش آرزوي همه است، اما خوب زيستن آرمان يك عده معدود.((
ج.هيوز
))
email.gif

 

 

قدرت شگفت انگيز نيروهاي خلاق و استعدادهاي نهفته آدمي هنگامي آشكار مي شود كه نيازي حياتي، تواناييهاي او را به فعاليت وادارد و كشش آرزويي، سراپاي وجودش را به جنب و جوش درآورد.((
آبراهام لينكلن
))
email.gif

 

 

كسي كه اميدي را وسيله كسب درآمد خود قرار دهد، ممكن است از گرسنگي بميرد.((
بنجامين فرانكلين
))
email.gif

 

 

مردم بينوا و تيره بخت، درماني جز اميد ندارند.((
ويليام شكسپير
))
email.gif

 

 

هركس در جهان آرزويي دارد : يكي مال مي خواهد، يكي افتخار و يكي زيبايي. اما به نظر من، يك دوست حقيقي از تمام اينها بهتر است.((
؟
))
email.gif

 

 

اميد سرابي است كه اگر ناپديد شود همه از تشنگي خواهيم سوخت.((
محمدحجازي
))
email.gif

 

 

آرزو كردن شرط نيست، شرط تحقق آرزو است.((
لئوناردو داوينچي
))
email.gif

 

 

تجربه نشان داده است شوق و حرارت مدير بيش از شايستگي او مؤثر بوده است.((
؟
))
email.gif

 

 

بگذاريد هر كس بر مبناي باور، فكر، آرزو، مطالعه و دانسته هاي خود قضاوت كند، نه اينكه شخص طوطي صفت گفته ديگران را بازگو كند.((
ديل كارنگي
))
email.gif

 

 

به ياد آوريد كه طرف شما صد برابر بيشتر به فكر گمانها و آرزوهاي خود مي باشد تا انديشه و گمانهاي شما.((
ديل كارنگي
))
email.gif

 

 

اگر آغاز زندگيت با سپيده دم و روز همزاد گشت، همواره در جست و جوي چراغ و پناهگاهي براي شبانگاهان باش و اگر در شب و سياهي آغاز شد، چراغي از اميد در خود بيافروز كه پگاه خوشبختي نزديك است.((
اُرد بزرگ
))
email.gif

 

 

آدمهاي آرمانگرا زماني كه به نادرست بودن آرزويي پي مي برند، براي ادامه آن پافشاري نمي كنند.((
اُرد بزرگ
))
email.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آنگاه كه سنگ خويشتن را به سينه مي زنيد، نبايد اميد داشته باشيد كه همگان فرمانبردار شما باشند.((اُرد بزرگ)) email.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مردمان توانمند در ميان جشن و بزم نيستند. آنها هر دم به آرماني بزرگتر مي انديشند و براي رسيدن به آن در حال پيكارند.((اُرد بزرگ)) email.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آسيب ديده هميشه درهاي روياهايش كوچك و كوچكتر مي شود، مگر با اميد كه شرايط ما را دگرگون مي سازد.((اُرد بزرگ)) email.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در پشت هيچ در بسته اي ننشينيد به اميد اينكه روزي باز شود، [ بلكه ] در ديگري را جستجو کنيد و اگر نيافتيد، همان در را بشکنيد.((اُرد بزرگ)) email.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کسي که چند آرزوي درهم ورهم دارد، به هيچ يک از آنها نمي رسد، مگر [ اينكه ] در بين آنها با ارزش ترين را انتخاب كرده و آن را به عنوان هدف خويش برگزيند.((اُرد بزرگ)) email.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

حسود را آزار مده كه خود در آتشي بي پايان مي سوزد. هر چيزي كه مطابق ميل و آرزوي ماست، حقيقت محض به نظرمان مي رسد و تمام آن چيزها كه بر خلاف ميل مان است، خشمناكمان مي كند.((آندره موروا) email.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگر بزرگي و عظمت آرزو مي كني، آن را فراموش كن و دنبال حقيقت برو، آنگاه به هر دو خواهي رسيد؛ هم حقيقت و هم عظمت.((سنگا)) email.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خود را بشناس و به روح خويش فرمانروايي كن. در اين صورت مي تواني اميدوار باشي كه روزي مقتدر و سعادتمند خواهي شد.((؟)) email.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×
×
  • جدید...