رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
Hojjat

مشاعره کاربران کام به کام

پست های پیشنهاد شده

بچه هایی که عاشق شعر و مشاعره هستن حتما ازین جور تاپیک ها خوششون میاد

 

اولیش رو من میگم و استارت میزنم :40:

 

 

 

افتادگی آموز اگر طالب فیضی... هرگز نخورد آب زمینی که بلند است:63:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا درخت دوستی کی بردهد

 

حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا سحر چشم یار چه بازی کند که باز ... بنیاد بر کرشمه جادو نهاده ایم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

يوسف گمگشته باز آيد به كنعان غم مخور

كليه احزان شود روزي گلستان غم مخور

00020694.gif

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار . . . چرخ فیروزه طربخانه ازین کهگل کرد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دی، کودکی بدامن مادر گریست زار

کز کودکان کوی، بمن کس نظر نداشت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ای بی خبر بکوش تا صاحب خبر شوی . . . تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یک حرف سوفیانه بگویم اجازتست . . . ای نور دیده سلح به از جنگ داوریست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من که ره بردم به گنج حسن بی پایان دوست . . . صد گدای همچو خود را بعد ازین قارون کنم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نصیحت من دیوانه در طریقت عشق . . . همان حکایت دیوانه و سنگ صبوست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دی شب به سیل اشک ره خواب میزدم . . . نقشی به یاد خط تو بر آب میزدم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مراعهدیست باجانان که تا جان در بدن دارم

هواداران کویش را چوجان خویشتن دارم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من هرچه دیده ام زدل ودیده دیده ام

گاهی زدل بود گله گاهی زدیده ام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرغ شكستــه بالم و صياد بي وفا

 

ترسم به اين بهانه ز دامم رها كند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است

حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

یک روز دلم بستر توفان ها بود

 

گهواره مهر پرور جان ها بود

 

امروز کویری است عطشنک افسوس

 

آن دل که طربخانه باران ها بود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دور گردون گرد و روزی بر مراد ما نرفت

دایماً یکسان نماند حال دوران غم مخور

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×
×
  • جدید...