رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
Hojjat

مشاعره کاربران کام به کام

پست های پیشنهاد شده

ترحم بر پلنک تیز دندان

ستمکاری بود برگوسفندان

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نمی دانم چه تاثیریست در عشق

که بیمارش به صحت نیست مایل

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لطف حق با تو مداراها کند

 

چون که از حد بگذرد رسوا کند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من

الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نی حدیث راه پر خون میکند

قصه های عشق مجنون میکند

نی حریف هر که از یاری برید

پرده هایش پرده های ما درید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دیوانه دلی خفته در این خلوت خاموش

او زاده ی غم بود زغم های جهان گشت فراموش

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شـب بـه هـم درشـکـنـد زلـف چـلـیـپـائـی را

صــبــحـدم سـردهـد انـفـاس مـسـیـحـائـی را

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از دوســـــــت به یادگــــار دردی دارم ***** که ان درد به صد هزار درمان ندهم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

من یاد خوش دوست به دنیا ندهم

لبخند خوشش به حور رعنا ندهم

ویرایش شده در توسط JaVaD

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من آن مجنون صحرا گرد تنها در بیابانم

 

 

که حتی در بیابانها به دنبال تو می گردم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مگر امروز به بالین من آیی که دگر ******** عمر کوتاه مرا وعده ی فردا تنگست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تنـــت بــه نــاز طبـــیـبان نیازمـند مباد

 

وجــود نـازکــت آزرده گـزنـد مباد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

 

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

دعا کن به شب چون گدایان بسوز

اگر میکنی پادشاهی به روز

ویرایش شده در توسط JaVaD

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با ز شروع کن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ز من نگارم خبر ندارد

به حال زارم نظر ندارد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم

 

کنون عزم لقا دارم من اینک رخت بر بستم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من از سمت سپاه عشق بازان آمدم سویت

که بنویسم خجالت میکشد ماه از گل رویت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است

 

همواره مرا کوی خرابات مقام است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تنها

خطای زندگی انم عشق بود و بس

رو

کن به من قشنگ ترین اشتباه من

 

فعلا بای خسته نباشید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوســـت دارد یار این آشفتگــــی

 

کوشـــش بیهوده به از خفتگــــی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یا پرده برفکن که ز دل شد توان و تاب

یا قوت جان ببخش از آن لعل احمرم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من چه در وهم وجودم ، چه عدم ، دل تنگ ام

از عدم تا به وجود آمده ام ، دل تنگ ام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من آن مجنون صحرا گرد تنها در بیابانم

 

که حتی در بیابانها به دنبال تو می گردم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×
×
  • جدید...