رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
COMBECOM

پست های پیشنهاد شده

یه بار رفتم مغازه می خواستم ماست کم چرب بگیرم ، اشتباهی گفتم : آقا ببخشید ماست کم مصرف دارید ؟

:conf:

 

 

:a (9):cbc:a (9):cbc:a (9):cbc

  • Like 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو نمایشگاه کتاب غرفه دار بودم ، دهنم کف می کرد انقدرررر حرف می زدم !

:conf:

تو یه روز شلوغ اومدم زودی قامت ببندم نماز بخونم تا دوباره شلوغ و وحشتناک نشده برم سر کار ، به خودم اومدم دیدم دارم میگم ۴ جلد نماز ظهر می خوانم قربتاً الی الله !

 

 

:a (9):cbc:a (9):cbc:a (9):cbc

ویرایش شده در توسط Haniye

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعتراف می کنم اولین روزی که رفتم دانشگاه ، نیم ساعت توی حیاط نشسته بودم تا زنگ رو بزنن برم سر کلاس !:a (9)

:cbc:a (9):cbc:a (9):cbc

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعتراف می کنم اولین روزی که رفتم دانشگاه ، نیم ساعت توی حیاط نشسته بودم تا زنگ رو بزنن برم سر کلاس !:a (9)

:cbc:a (9):cbc:a (9):cbc

پاسخ پاک شد:Laie_94:cbc

ویرایش شده در توسط HaMi

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعتراف میکنم اولین روزی که رفتم دانشگاه 3 ساعت فقط دنبال یه کلاس میگشتم که اخرشم پیدا نکردم رفتم خونه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مگه دانشجویی؟؟؟

 

 

خو 5 ماه دیگه دانشجو میشم خووووو:hangin:cbc

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
خو 5 ماه دیگه دانشجو میشم خووووو:hangin:cbc

 

 

لابد اون اعترافی که کردی مال 5 ماه دیگه ست نه؟؟؟؟؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یعنی مطمئنم این کارو انجام میدم.اصن شک ندارم.آخه جدی جدی فکر میکردم زنگ میزنن مث مدرسه .تازه میدونم منتظرم همه بریم سر صف و به صف بریم کلاس:[Avin] (009):cbc

ویرایش شده در توسط Haniye

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
یعنی مطمئنم این کارو انجام میدم.اصن شک ندارم.آخه جدی جدی فکر میکردم زنگ میزنن مث مدرسه .تازه میدونم منتظرم همه بریم سر صف و به صف بریم کلاس:[Avin] (009):cbc

 

من رشته ام کامپیوتره اما دانشگاهم نظامیه دانشگاه هوا نوردیه تازه تاسیسه اون اولا با بلنگو صدا میزدن میگفتن فلان دانشجوها برن فلان کلاس الان استاد میاد :))) یعنی ما باید گوشامونو تیز میکردیم تا صدامون بزنن :))) کل روز در حال اماده به خدمت بودیم تا کی صدامون میزنن :11:cbc

ویرایش شده در توسط HaMi

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خدا کنه برا ماهم همینطور باشه:[Avin] (002):cbc:[Avin] (002):cbc:[Avin] (002):cbc

ویرایش شده در توسط Haniye

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﺑﺪﻡ :|

ﭘﻮﻟﺶ ﺷﺪﻩ ﺳﯿﺼﺪﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ

ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﮔﻪ ﺗﻮ ﭼﯿﺰﯾﺖ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﻭﻧﻤﻮ ﺗﻮ :| :| :|

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ریا نباشه ها ، ولی اینجا اتاق منه ! ههههههههههههههههههههههه

 

10322689_1415923045348556_5772785751055852869_n.jpg

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعتراف میکنم هر روز صبح که بیدار میشمبا خودم تصمیم میگیرم که امروز خیلی خلاق و پر انرژی باشمولی بعد یه صدایی تو سرم میگه : آره اینو خوب اومدیو بعد جفتمون با هم میخندیم و تصمیم میگیریم دورِهمی یه چرتی بزنیم

:52 (2):cbc

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عصر جمعه بعد از

.

.

.

....

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

عصر یخبندان یکی از بد ترین عصر های تاریخ بشریته.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از شب پرسیدم :......

چرا امشب خوابم نمی بره........؟!!!

شب گفت :....

.

....

.

..

.

.

..

.

بتمرگ باااااو......بعدازظهر کلی خوابیدی......!!!!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بابام دو هفته س تا میرم پای کامپیوتر میاد بغلم میشینه دستمو می گیره چُرت می زنه؟

دیشب بهش میگم این کارا واسه چیه؟؟؟

میگه تلوزیون گفته فرزندان خود را در دنیای مجازی تنها رها نکنید!

اینم از شانس ما :|

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یـکـی از مـعـضـلـات زنـدگــیـم ایـنـه کـه بـه مــادرم ثـابـت کـنـم

 

مـن بــا سـوپ ســیـر نـمـیــشـم ..سـوپ تــفـریـحــه، غـذا نـیـسـت :|

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعتراف میکنم که یکی از بچه های انجمن رو دوست دارم:ghalb:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
اعتراف میکنم که یکی از بچه های انجمن رو دوست دارم:ghalb:

 

 

به به بسلامتی[دسته گل]. اگه تونستین اعتراف کنین که کیه حسابه:4chsmu1:cbc[خنده][زبان]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ﺩﯾﺮﻭزﮐﯿﺒﻮﺭﺩﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺩﺭﺳﺘﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﯾﯿﻢ 20 ﺳﺎﻟﺸﻪ

ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺍﺯﻡ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻪ : ﺍﯾﻦ

ﭼﯿﻪ ؟

ﻣﯽ ﮔﻢ : ﮐﯿﺒﻮﺭﺩ

ﻣﯽ ﮔﻪ : ﻣﻦ ﻧﺒﺮﺩﻡ !...

ﻣﯽ ﮔﻢ : ﮐﯿﺒﻮﺭﺩ !

ﻣﯽ ﮔﻪ : ﻣﻦ ﻧﺒﺮﺩﻡ !!

ﻣﯽ ﮔﻢ : ، ، ﮐﯿﺒﻮﺭﺩ

ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﭘﺎ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻦ

ﻧﺒﺮﺩﻡ ...

ﯾﻌﻨﯽ ﮐﯿﺒﻮﺭﺩﻭ ﮐﻮﺑﻮﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺳﺮﻡ !

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺻﺪﺍﯼ ﭼﯽ ﺑﻮﺩ ؟

ﻣﯿﮕﻢ : ﮐﯿﺒﻮﺭﺩ

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﺲ ﮐﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﮑﺶ ﻧﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﭽﻪ ﺑﺮﺩﻩ ، ﻧﻪ

ﻣﻦ ، ﻧﻪ ﮐﺲ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ! ﺧﻮﺩﺕ ﮔﻤﺶ ﮐﺮﺩﯼ ! ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ

ﺍﺗﺎﻗﻪ ! ﭘﺎﺷﻮ ﺧﻮﺏ ﺑﮕﺮﺩ !!!

ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﯾﻪ ﺗﯿﻢ ﺗﺠﺴﺲ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻥ

ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯿﮕﺮﺩﻥ

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ﺩﯾﺮﻭزﮐﯿﺒﻮﺭﺩﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺩﺭﺳﺘﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﯾﯿﻢ 20 ﺳﺎﻟﺸﻪ

ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺍﺯﻡ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻪ : ﺍﯾﻦ

ﭼﯿﻪ ؟

ﻣﯽ ﮔﻢ : ﮐﯿﺒﻮﺭﺩ

ﻣﯽ ﮔﻪ : ﻣﻦ ﻧﺒﺮﺩﻡ !...

ﻣﯽ ﮔﻢ : ﮐﯿﺒﻮﺭﺩ !

ﻣﯽ ﮔﻪ : ﻣﻦ ﻧﺒﺮﺩﻡ !!

ﻣﯽ ﮔﻢ : ، ، ﮐﯿﺒﻮﺭﺩ

ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﭘﺎ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻦ

ﻧﺒﺮﺩﻡ ...

ﯾﻌﻨﯽ ﮐﯿﺒﻮﺭﺩﻭ ﮐﻮﺑﻮﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺳﺮﻡ !

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺻﺪﺍﯼ ﭼﯽ ﺑﻮﺩ ؟

ﻣﯿﮕﻢ : ﮐﯿﺒﻮﺭﺩ

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﺲ ﮐﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﮑﺶ ﻧﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﭽﻪ ﺑﺮﺩﻩ ، ﻧﻪ

ﻣﻦ ، ﻧﻪ ﮐﺲ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ! ﺧﻮﺩﺕ ﮔﻤﺶ ﮐﺮﺩﯼ ! ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ

ﺍﺗﺎﻗﻪ ! ﭘﺎﺷﻮ ﺧﻮﺏ ﺑﮕﺮﺩ !!!

ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﯾﻪ ﺗﯿﻢ ﺗﺠﺴﺲ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻥ

ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯿﮕﺮﺩﻥ

 

مهدی خیلی بامزه بود[خنده][خنده][خنده]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آب استخر ویلامون تو محمود آباد و رامسر به قدری یخ زده که میتونم با مازراتی خودم برم رو یخش وایسم 5 ساعت با آیفون 5s خودم حرف بزنم ,,,,,

,

,

,

جون من راست بگو الان متوجه شدید ما پول داریم یا بیشتر توضیح بدم,,,خخخخخخخخ

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ﻫﻤﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﺩﺍﺭﻥ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻳﻢ!!

ﺍﻭﻧﻢ ﻧﻪ ﯾﮑﯽ !!!!!

4 ﺗﺎ !!!!!!!

... .

.

.

ﺍﻭﻟﻴﺶ ﺍﻳﺮﺍﻧﺴﻠﻪ !!!

ﺩﻭﻣﻴﺶ 7575 !!!!

ﺳﻮﻣﻴﺸﻢ 8282 !!!!

ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﺸﻢ Pishvaz !!!!

ﺗﺎﺯﺷﻢ ﺩﻋﻮﺍﻣﻮﻧﻢ ﻧﻤﻴﺸﻪ

ﻗﻬﺮﻡ ﻧﻤﻴﮑﻨﻴﻢ

ﻫﻤﻪ ﻫﻢ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻭ ﺧﻮﺷﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ

ﺗﺎ ﮐﻮﺭ ﺷﻮﺩ ﻫﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﻧﺘﻮﺍﻥ ﺩﯾﺪ :))

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دیروز سوار تاکسی شدم.

.

.

.

یهو دستمو تو جیبم کردم دیدم پولمو خونه جا گذاشتم!!!!...

با خودم گفتم چی کار کنم؟؟یه جعبه کادو خالی پیدا کردم به راننده تاکسی دادم.یارو جعبه رو باز کرد دید خالیه!!گفت از امین آباد فرار کردی؟

گفتم نه. من پول نداشتم هزار تا بوس برات گذاشتم.....

از دیروز تا الان با قفل فرمون دنبالمه!!!

لطفا کمکم کنید!!!

:| :| :|

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×
×
  • جدید...