رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
yasi

محفل شب شعر ( گل است و عطر و نسیم مشک فشان )

با شب شعر موافقم  

10 کاربر تاکنون رای داده است

  1. 1. با شب شعر موافقم

    • با شب شعر موافقم
      9
    • مخالفم
      1


پست های پیشنهاد شده

نگارا ، نگارا این همه قهر و غضب چیست

این همه قهر و غضب چیست

 

دلت بر ما نمی سوزد ، سبب چیست

ما نمی سوزد ، سبب چیست

 

بیا ، بیا آرام جانم ، بیا سرو روانم

بیا شیرین زبانم ، رطب چیست

شیرین زبانم ، رطب چیست

 

به روی تو آینه مفتون

ز جهد تو غالیه پر خون

 

اگر تو را دل شود عاشق ، عجب نیست

دل شود عاشق ، عجب نیست

دل شود عاشق ، عجب نیست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي

 

با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

 

گفتمش تصويري از ليلل و مجنون را بكش

عكس حيدر را كنار حضرت زهرا كشيد

 

 

گفتمش بر روي كاغذ عشق را تصوير كن

 

 

در بيابان بلا تصويري از سقا كشيد

گفتمش سختي و درد و آه گشته حاصلم

گريه كرد آهي كشيد و زينب كبري كشيد

ویرایش شده در توسط yasi

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به خدا خسته از آن زخم زبانت شده ام

بی خیال تو و ابروی کمانت شده ام

 

عشق تو بر دل من بار گرانیست و من

بی تحمل شده از بار گرانت شده ام

 

آنقدر دلبر و دلدار و فریبا نشدی

مکن این فکر که مجنون زمانت شده ام

 

دو سه روزیست که رفتی و دلم آزاد است

آری آزاده ترین شخص جهانت شده ام

 

اشکم از دیده فرو ریخت و رسوایم کرد

حرف آخر...تو کجایی ؟ نگرانت شده ام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زندگئ يك بازئ دردآوراست. زندگئ يك اول بئ آخراست. زندگئ كرديم واماباختيم. كاخ خودراروئ درياساختيم. لمس بايدكرد اين اندوه را. بر كمر بايدكشيد اين كوه را. زندگئ راباهمين غمهاخوش است. باهمين بيش و همين كمهاخوش است. باختيم وهيچ شاكئ نيستيم. بر زمين خورديم وخاكئ نيستيم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نمونه ای از اشعارفریدون فرخزاد :

در گـــوشه ایـــن اتــــاق تاریـــک

یـــک بـــاغ نــشــسته است بیـدار

از دوســت نـــدیــده جــز مـذلــت

از غــیر کـــشیـــده رنـــج بــــسیار

در ریــــشه هــــر گـــیاه سبــــزش

انـبوه کســالت اســـــت و دیــــــوار

بـــر بــــــام بــلنـــــد ابـــرهـــایــش

خــــورشیــد نـــمـی شـــود پـدیــدار

هــــر ثـانــیه اش هــزار سـال است

در فـــــاصــلــه نـــگـــــاه و دیـــدار

این بــاغ منــم که خستــه از خــویش

در خـویش خــزیـــده ام دوصــد بــار

عــشــق اســت کــه می دهــد خـزانـم

عشــق است کــه می کـنــد گـــرفـتــار

یــــــادشگـــرامـــــــی .......

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[h=2]نیمــا یوشیــــج[/h] می تراود مهتاب

می درخشد شب تاب

نیست یکدم شکندخواب به چشم کس و لیک

غم این خفته چند

خواب در چشم ترممیشکند...

نگران با من استادهسحر

صبح می خواهد از منکز مبارک دم او

آورم این قوم بهجان باخته را بلکه خبر

در جگر لیکن خاری

از ره این سفرم میشکند....

نازک آرای تن ساقهگلی

که به جانش کشتم

و به جان دادمش آب

ای دریغا به برم می شکند

دست ها می سایم

تا دری بگشایم

بر عبث می پایم

تا به در کس آید

در و دیوار به همریخته شان

بر سرم میشکند.....

می تراود مهتاب

می درخشد شب تاب

مانده پای آبله ازراه دراز

بر دم دهکده مردیتنها

کوله بارش بر دوش،،، دست او بر در،، می گوید با خود :

غم این خفته چند خواب در چشم ترم می شکند......

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

سهراب سپهری

 

دود میخیزد

دود می خیزد زخلوتگاه من

کس خبر کی یابد ازویرانه ام؟

با درون سوخته دارمسخن

کی به پایان می رسدافسانه ام؟

 

دست از دامان شببرداشتم

تا بیاویزم بهگیسوی سحر

خویش را از ساحلافکندم در آب

لیک از ژرفای دریابی خبر

 

بر تن دیوارها طرحشکست

کس دگر رنگی در اینسامان ندید

چشم می دوزد خیالروز و شب

از درون دل بهتصویر امید

 

تا بدین منزل نهادمپای را

از درای کاروانبگسسته ام

گرچه می سوزم ازاین آتش به جان

لیک بر این سوختندل بسته ام

 

تیرگی پا می کشد ازبام ها

صبح می خندد به راهشهر من

دود می خیزد هنوزاز خلوتم

با درون سوخته دارمسخن

ویرایش شده در توسط arash90

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اوست نشسته درنظر، من به کجا نظر کنم؟

اوست گرفته شهر دل ، من به کجا سفر برم؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود

گاهی نـمـی شــود کــه نـمـی شــود

گاهی هـزار دوره دعـا بی اجـابت است

گاهی نگفته قـرعه به نام تـو مـی شود

گاهی گدای گدایی و بخت با تـو نیست

گاهی تمـام شهـر گـدای تـو مـی شود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام خدمت همه دوستای گل انجمن .

 

ی پیشنهاد در ارتباط با محفل شب شعر دارم اون اینه که اگر موافق هستین

 

مثل مشاعره شعر انتخاب شود .مثلا با اخرین حرف شعر قبلی شعر بعدی

 

شروع شود ؟قابل توجه یاسی خانم بنیانگذار این تایپیک

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

موافقم ، پیشنهاد خوب و بجایی بود . پس در ادمه تاپیک با اخرین حرف شعر نفر قبل ادامه میدیم :y2013:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دود اگر بالا نشيند كســـر شــأن شــعـله نيست

جاي چشم ابرو نگيرد چونكه او بالا تراست

 

ناكسي گر از كسي بالا نشيند عيب نيست

روي دريا، خس نشيند قعر دريا گوهر است

 

شصت و شاهد هر دو دعوي بزرگي ميكنند

پس چرا انگشت كوچك لايق انگشــــتر است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی

 

تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نقد جان گر چه بودقیمت پیمانه تو

 

اه از ان دل که نشد مست ز میخانه تو

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقتی به یاد نام شما آب میخوریم

 

انگار جای آب می ناب میخوریم

 

مردم به نرخ روز میخورند نان

 

ما نان به نرخ حضرت ارباب میخوریم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ملکا ذکر تو گو یم که تو پاکی و خدایی

 

نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من زائر بهشت خراسانم از ازل

 

صدها بهشت را به خراسان نمي دهم

 

هرگوشه از ضريح تو دارد هزار حسن

 

اين گوشه را به باغ و گلستان نمي دهم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ما زين جهان از پي ديدار ميرويم

 

از بهر ديدن حيدر کرار ميرويم

 

درب بهشت گر نگشايند به روي ما

 

گوييم يا علي واز ديوار ميرويم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من آن مجنون صحرا گرد تنها در بیابانم

 

که حتی در بیابانها به دنبال تو می گردم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ﻣﻲ رود ﻋﻤﺮ ﻋﺰﻳﺰ ﻣﺎ، درﻳﻐﺎ ﭼﺎره ﭼﯿﺴﺖ

 

دي ﺑﺮﻓﺖ و ﻣﯿﺮود اﻣﺮوز و ﻓﺮدا، ﭼﺎره ﭼﯿﺴﺖ

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[TABLE]

[TR]

[TD=class: b]ای که دایم به خویش مغروری

[/TD]

[TD][/TD]

[TD=class: b]گر تو را عشق نیست معذوری[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD=class: b]گرد دیوانگان عشق مگرد[/TD]

[TD][/TD]

[TD=class: b]که به عقل عقیله مشهوری[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD=class: b]مستی عشق نیست در سر تو[/TD]

[TD][/TD]

[TD=class: b]رو که تو مست آب انگوری[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD=class: b]روی زرد است و آه دردآلود[/TD]

[TD][/TD]

[TD=class: b]عاشقان را دوای رنجوری

[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD=class: b]بگذر از نام و ننگ خود حافظ[/TD]

[TD][/TD]

[TD=class: b]ساغر میطلب که مخموری

[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با تـو رفتم ، بی تو باز آمدم

از سرکوی او ، دل دیوانه

 

پنهان کردم ، درخاکسترغم

آن همـه آرزو ، دل دیوانه

 

چه بگویم با من ای دل چه ها کردی

تومرا با عشق او آشناکردی

 

پس از این زاری مکن

هوس یاری مکن

توای ناکام

دل دیوانه

 

به مزار سینه ام

با غم دیرینه ام

 

بخواب آرام

دل دیوانه

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همه کارم ز خود کامي به بد نامي کشيدآخر

نهان کي ماند آن رازي کزو سازند محفلها

حافظ

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)

امشب به چاه صبر کسی سر فرو نمیبرد

 

با نخل های خسته کسی گفتگو نمیکند

 

امشب برای یافتن سفره های سرد

 

درکوچه های کوفه کسی جستجو نمیکند

ویرایش شده در توسط arash90

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×
×
  • جدید...